تبليغاتX
حقوق بشر
 
حقوق بشر
 
 
 
١٧ تن دیگر در انتظار اجرای حکم اعدام هستند!

کميته بين المللی عليه اعدام

١٢ نفر در تهران اعدام شدند. ١٧ نفر در انتظار اجراي حکم اعدام هستند! سعيد مرتضوي اخبار مربوط به این اعدامها را اعلام کرد


جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد وحشت در جامعه بويژه براي سرکوب اعتراضات ، تعدادي ازجوانان را با اعلام اينکه اراذل و اوباش هستند، اعدام کرد.

سعيد مرتضوي که يکسال قبل از طرف شوراي حقوق بشر سازمان ملل براي سخنراني در مورد حقوق بشر اسلامي به ژنو رفته بود، همان کسي که با اعتراضات ما و مخالفين حکومت مخفي شد و از ترس دستگيري و محاکمه مخفيانه به ايران رفت، امروز اين فرد منفور در رسانه ها حاضر شد و اعلام کرد که ١٢ نفر را در اوين اعدام کرده اند و ١٧ نفر را نيز به زودي اعدام خواهند کرد.

جمهوري اسلامي ايران، که به عينه مي بيند، مردم و بويژه جوانان عزم به گسترش مبارزات و اعتراضات گرفته و هر مورد از حمله رژيم به همان سطح معيشت پائين مردم ، با موجي از اعتراض روبرو ميشود، با اين جنايات ميخواهد مردم را ساکت کند.

غافل از اينکه مردم ايران حکم به رفتن اين حکومت داده اند و به عينه ديده اند که هر تغييري در زندگيشان به سرنگوني اين حکومت گره ميخورد. جناياتي از اين نوع جز نفرت و انزجار بيشتر از حکومت چيزي به بار نمي آورد.

کميته بين المللي عليه اعدام ، ضمن محکوم کردن اين جنايت بيشرمانه حکومت اسلامي ، يکبار ديگر اعلام ميکند که بايد به اين جنايات اعتراض کرد و جلوي اجراي حکم اعدام ١٧ جوان در تهران را گرفت.



--
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 22:5  توسط "حقوق بشر"  | 
فعالان حقوق بشر در ایران

بنا بر گزارشات رسیده دو روزنامه نگار زندانی علی فرحبخش و محمد حسن فلاحی زاده که در بند 209 در بازداشت بوده اند به بند 350 منتقل شدند.

علی فرحبخش، روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی، که با بسياری از روزنامه های اصلاح طلب از جمله ياس نو، شرق و سرمايه همکاری می کرد، روز ششم آذرماه ١٣٨٥ خورشيدی، هنگام بازگشت به ايران در فرودگاه بازداشت شد. وی پس از تحمل 7 ماه بازداشت در بند 209 زندان اوین از روز شنبه به بند 350 زندان اوین منتقل شده است.

محاکمه علی فرحبخش در تاريخ پنجم اسفند ماه در شعبه ششم دادگاه انقلاب، در پشت درهای بسته انجام و رای دادگاه در ششم فروردين ماه سال جاری خورشيدی اعلام شد. بنا بر حکم صادرشده، علی فرحبخش به اتهام <<جاسوسی>> به سه سال زندان و پرداخت ٦۹ هزار دلار جريمه محکوم شده است ، او از بيماری گوارشی رنج می برد که در اثر اين بيماری عفونی، آب بدنش به شدت کم و کليه های او نيز در معرض آسيب قرار گرفته است.

همچنین محمد حسن فلاحی زاده خبرنگار و عضو مرکز پژوهشی دبی و مدیر مسئول سابق اقلام الطلبه و خبرنگار شبکه العالم که به جرم تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه های معاند نظام به 3 سال حبس تعزیری محکوم شده بود از روز شنبه بند 350 زندان اوین منتقل شده است.</b>
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:42  توسط "حقوق بشر"  | 
دكترآرمان: اين طور پيش برويم 5 سال ديگر نصف ايراني ها زير خط فقر مي روند

عصر ایران - چند سالي است كه با تاسيس صندوق ذخيره ارزي، آرمان «اقتصاد بدون نفت» جاي خود را به تفكر «نفت در خدمت صنعت» و «اشتغال از راه توسعه صنعتي» داده است. منبع ديگر اين توسعه، سرمايه‌گذاري خارجي در نظر گرفته شده بود. اما تفكرات تا چه اندازه در اجرا موفق و نتيجه‌بخش بوده است؟
دکتر بهمن آرمان در این باره به خبرنگار عصرايران می گوید: در اين سال‌ها گرچه اصلاح قانون ماليات‌ها و تصويب قانون سرمايه‌گذاري خارجي بازتاب‌هاي مثبتي داشته اما وضعيت رشد اقتصادي، كاهش قدرت خريد مردم و افزايش تورم و نسبت سرمايه‌گذاري پايين به توليد، نشان از وضعيت نامطلوب اقتصاد دارند.
این اقتصاددان می افزاید: ميزان سرمايه‌گذاري صنعتي سرانه هر ايراني نسبت به سال 1356 به يك سوم كاهش يافته است. برآوردها مي‌گويند حدود ۴۰ درصد مردم ايران زير خط فقر زندگي مي كنند و اگر اوضاع به همين شكل پيش برود، تا کمتر از پنج سال ديگر از هر دو ايراني، يك نفر زير خط فقر خواهد بود.
وی ادامه می دهد: از طرفي بررسي ها نشان مي دهد که تا کمتر از۲۰ سال ديگر از هر چهار ايراني يك نفر بيكار خواهد بود و بيكار بودن يعني افزوده شدن به جمعيت تهيدستان.
آرمان با اشاره به این که اين مسائل كشور را با تهديد جديدي مواجه كرده‌اند، می گوید: اين در حالي است كه اقتصاد تنها از طريق فروش نفت يا دارايي اداره مي‌شود.
وی می افزاید: قبل از انقلاب 50 درصد منابع نفت به سرمايه‌گذاري اختصاص مي‌يافت اما در حال حاضر اين سهم به كمتر از 20 درصد كاهش يافته است.
این اقتصاددان ادامه می دهد: در اقتصاد ما كه دو سوم آن دولتي است، بخش دولتي سهم غالب سرمايه‌گذاري‌هاي صنعتي و عمراني را به عهده داشته، اما در زمينه بنگاه‌داري تشكيلات موفقي نداشته است.
وی با اشاره به این که طبق آمار، ميزان سودآوري شركت‌هاي دولتي در حد يك درصد و شركت‌هاي خصوصي تا 30 درصد افزايش داشته است، می گوید: 70 درصد از بودجه‌ كل كشور از سوي شركت‌هاي دولتي بلعيده مي‌شود كه اين شركت‌ها نه تنها سود سرمايه‌گذاري‌ها را به دولت برنمي‌گردانند، بلكه با تداوم نقش خود توسعه‌ اقتصادي كشور را به مخاطره انداخته و كشور را از رشد اقتصادي باز مي‌دارند.
وی اضافه می کند: اقتصاد بخش دولتي و رانت‌هاي گوناگون در آن، به عنوان يك عامل مستقيم تأثيرگذار بر روي ساختار اقتصادي كشور، زمينه فساد را در ابعاد گسترده‌اي فراهم مي‌كنند اما بايد اين را متذكر شد كه فساد در بخش خصوصي به دليل سودآوري بيشتر كمتر مشاهده مي‌شود.
آرمان تاکید می کند: در ايران تخلفات مالي در بخش توليد معمولا بسيار كم است و بيشترين موضوعي كه مطرح است وجود تخلفات مالي در دستگاه‌هاي اجرايي، بخش بازرگاني، دلالي و واردات كالاهاي مصرفي و اوليه است.
وی می افزاید: در اقتصادي كه سهم خدمات در توليد ناخالص داخلي بالاي 50 درصد است، فعاليت‌هاي تجاري، دلالي و بازرگاني و واردات كالاهاي اوليه‌ خطاها و تخلفات را افزايش مي‌دهند.
وی اظهار می دارد: قاچاق از نتايج رشوه و فساد مالي است و ايجاد فساد مالي قاچاق كالاها را سبب مي‌شود كه در نهايت اين عوامل موجب كند شدن اقتصاد خواهند شد.
آرمان ادامه می دهد: فساد مالي در همه‌ كشورها مطرح است؛ مهم اين است كه ميزان تخلفات در كشورهاي صنعتي و داراي اقتصاد بازار كه فعاليت‌هاي بخش خصوصي بيشتر از بخش دولتي است، عملا محدود است و دير به دير صورت مي‌گيرد.
این اقتصاددان خاطر نشان می کند: البته براي ايجاد سرمايه‌گذاري‌هاي مولد و كلان در بخش خصوصي، به امنيت سرمايه‌گذاري، تغييرات پيوسته در قوانين و مقررات در آيين‌نامه‌هاي نيازمنديم و با توجه به امكان تجهيز منابع در ابعاد گسترده از سوي بخش خصوصي ضروري است كه نقش سازمان‌هاي توسعه‌اي مانند سازمان گسترش و نوسازي، صنايع و معادن و بانك به عنوان يك نهاد سرمايه‌گذار و توسعه‌اي در ساختار ايران حفظ و حتا افزايش پيدا كند اما به شرط اين كه اين نهاد پس از بهره‌برداري از طرح‌ها آنها را به بخش خصوصي واگذار كرده و تنها وظيفه ظرفيت‌سازي را متقبل شود.


فرار از خط قرمز : مصاحبه ديروز رئيس پليس تهران با صدا و سيما

francies.wordpress.com : هنوز چیزایی رو که به چشم دیدم و به گوش شنیدم نمی تونم باور کنم. هنوز نمی تونم قبول کنم که یه مجری تلویزیون جمهوری اسلامی، تو یه برنامه ی زنده، با یه مقام ارشد نیروی انتظامی جوری حرف زده که انگار داره با معاون سازمان جوکاری چلغوزآباد حرف می زنه! آیا واقعاً مهمون برنامه ی کوله پشتی امشب، همون سردار رادانی بود که همه جا از موضع زور و قانون جنگل با مردم صحبت می کرد؟ یا بذارین بهتر ببینم، این همون فرزاد حسنی ای بود که همه مون از دستش شاکی بودیم و بابت برنامه های نچسبش، مورد حمله قرارش می دادیم؟
متاسفانه خیلی دیر، تلویزیون رو روشن کردم تا متوجه بشم که برنامه ی ناموفق کوله پشتی* با حضور سردار رادان، راجع به موضوع تکراری مبارزه با مفاسده. اما خیلی زود فهمیدم که این یکی، با شب شیشه ای ای که دو ماه پیش با همین مهمان، به یه برنامه ی کم و بیش جنجالی مبدل شده بود، خیلی فرق داره. این دفعه، مجری بود که رو مهمون مسلط شده بود و زمام کار رو بدست گرفته بود و این چربش مجری به مهمان به حدی بود که می شد اونو تو گفتار و رفتار متقابل سردار رادان دید. ولی نه …جریان از چربش و این حرفا گذشته بود؛ صحبت بازخواست همراه با تمسخر بود که فرزاد حسنی در مقابل مهمان پرکبکبه ش پیش گرفته بود. بذارین یه مرور کنم: از ساده ترین تیکه ی مجری شروع کنیم که تو یه صحنه، رادان رو “سردار طلایی” خطاب کرد و بعد رو اینکه اشتباه کرده تاکید کرد و گفت “از بس که دوستش دارم. شما; چی؟ من که شک دارم؟!!!”. یه جا بود که انگار که می خواد به رادان درس ادبیات بده، در پاسخ “عرض کنید” رادان گفت “اینجاها نمی گن عرض کنین، می گن بفرمایید!” بعدش هم جای دیگه ای از مصاحبه یکی دو جمله به اصفهونی گفت که نمی تونم به اطمینان بگم که منظور داشته یا نه. آیا می خواست رو اصفهانی بودن رییس پلیس « تهران » تاکید کنه یا چیز دیگه؟ با توجه به این نکته که چند لحظه بعد هم خاطره ای از اصفهان رفتنش رو تعریف کرد و گفت “شهر شما”!… نمی دونم. بستگی به برداشت من و شما داره.
صحبت های داغی که راجع به مشکوک بودن آمار پلیس در زمینه ی رضایت مردم از برنامه ی مبارزه با مفاسد رو ازش می گذرم و فقط به این جمله ش بسنده می کنم که گفت “اینهمه اعتراض و ناراحتی مردم از بابت طرحتون، فقط 20 درصد از اونا رو شامل میشه ؟!” (نقل به مضمون)
اما چیزی که به خاطرش زبونم بند اومده بود لحظاتی بود که بحث سر برخورد سلیقه ای پلیس با “ناهنجاری ها” بود و رادان طبق معمول مصاحبه های گذشته ش، داشت پاراگرافی رو که در باب مصادیق بدحجابی حفظ کرده بود، بازگو می کرد که یهو فرزاد حسنی، سر صحبت رو بدست گرفت و شروع کرد به گفتن چیزایی که تو تلویزیون که بی سابقه بود هیچ… جزو لیست سیاه صدا و سیمایی ها هم محسوب می شد: “آیا سردار رادان، فیلم دختری رو که با لگد پرتش می کنن تو ماشین پلیس دیده یا نه؟… دیدین یا نه؟!!!” و تکذیب رادان رو در حالیکه می شد دروغ رو از چشم هاش خوند ازش گرفت و ادامه داد “چرا مامور شما باید دختر مردم را در حالیکه داره ناله می کنه و جیغ می کشه ،پرت کنه تو ماشین؟ این چه وضع برخورد پلیس با مردمه؟ آیا درسته که با دختری که مثل بید می لرزه اینجوری برخورد کنین؟” و در قسمت دیگه ای از حرفاش ماجرای صحبتش رو با یکی از مامورین پلیس بیان کرد که “تو بچه داری؟…با دختر مردم جوری برخورد نکن که بعداً یه پلیسدیگه همون برخورد را با بچه ی خودت داشته باشه” بعد شروع کرد به تعریف خاطراتی از خودش در مواردی که مامورای پلیس بدون دلیل باهاش برخوردهای زننده ای رو داشتن. به یه مورد اشاره کرد که “با دوستم تو مسیر اصفهان بودیم، پلیس جلومونو گرفت و با بدترین رفتار، ما و ماشین رو بازرسی کرد و به یه شیشه ی دلستر گیر داد که…” و شروع به درآوردن ادای مامورای پلیس مذکور کرد؛ تو این لحظات، حسنی رسماً شویی رو به راه انداخته بود که بیشترین تاثیر رو تمام مخاطبین برنامه ش گذاشت و در حضور رییس پلیس تهران، آبروی نداشته نیروی انتظامی رو به حراج گذاشت. و البته با زیرکی خاصی هم وجهه ای منطقی و مستدل به حرفهاش داده بود. این وسط، در مقابل مقاومت ضعیف رادان در برابر صحبت هاش –که اونو به احساساتی شدن متهم کرد- مردم رو به عنوان شاهد تمام این اتفاقات وسط کشید! کاری که اصلاً و ابداً به یاد نمیارم که در چنین ابعادی تو رسانه ی ملی صورت گرفته باشه.
جالب اینجا بود که حسنی انقدر خونسرد و بدون ترس، درحال ارسال انتقادهای وحشتناکش به طرف مرد روزهای تابستانی تهران! (لقبی که در همین برنامه به سردار رادان داد!!) بود که تو یک نوبت، متوقعانه از رییس شبکه درخواست کرد که وقت برنامه ی بعد رو بهشون بدن تا برنامه رو ادامه بدن؛ چیزی که البته بلافاصله بااضافه شدن 20 دقیقه تائید شد!
برنامه امشب (شنبه) ناتمام موند تا فردا شب هم رادان رو مهمان برنامه ببینیم. موضوع بحث فردا، اراذل و اوباشه. احتمال میدم که با پخش امشب، برنامه ی فردا خیلی محافظه کارانه تر اجرا بشه. گرچه با روحیه ی دوقورت و نیم- وارانه ی مجری جوان برنامه، امکان پیشامد هراتفاقی رو برای برنامه ی فردا هم میشه داد.
* این که می گم برنامه ناموفق کوله پشتی، صرفاً مقایسه ایه بین محبوبیت این برنامه با مجموعه ی شب شیشه ای و گستره ی مخاطبین این دو برنامه. حداقل در حال حاضر.
-------------------------------------------
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:30  توسط "حقوق بشر"  | 
اعتصاب غذای سه فعال سیاسی دیگر در اوین

خبرنامه امير کبير کیوان انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده های شان، نامشخص بودن وضعیت زندانیان دانشجوی پلی تکنیک و بازداشت شدگان دانشجوی روز ۱۸ تیر و شکنجه آنان دست به اعتصاب غذا زدند. دادگاه اولیه این سه فعال سیاسی حبس تعزیری ۳.۵ تا ۴.۵ ساله برای آنان صادر نمود.اما پس از گذشت ۵ ماه از صدور این حکم و درخواست تجدید نظر هنوز دادگاه تجدید نظر تشکیل نشده است و این سه فعال سیاسی وضعیت مبهمی دارند و از حقوق عادی یک زندانی برخوردار نیستند.
این موضوع در حالی است که مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده هایشان و شکنجه های روحی – جسمی اعمالی از روز شنبه هفته گذشته اعتصاب غذا کردند.این سه دانشجو دو ماه و نیم پیش دستگیر شده و طی این مدت به منظور اعتراف به گناه ناکرده در مورد انتشار چهار نشریه دانشجویی با لوگوی جعلی و مطالب موهن تحت فشارهای روحی و جسمی شدید قرار گرفته اند و طی این مدت حتی یک بار با وکیل خود دیدار نکرده اند. با این حساب در حال حاضر شش تن از فعالین سیاسی در اوین اعتصاب غذا نموده اند.


 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:29  توسط "حقوق بشر"  | 
دستگيري 125 تن به اتهام رابطه غيراخلاقي در مشهد

با دستگيري 43 تن، آمار دستگيرشدگان به علت برقراري رابطه نامشروع در مشهد طي يك هفته اخير به 125 تن رسيد.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، همگي اين افراد به اتهام برقراري ارتباط نامشروع از سوي اكيپ‌هاي گشتي پليس مبارزه با مفاسد اجتماعي مشهد در جريان كنترل‌هاي دقيق و منظم شناسايي و دستگير شدند كه 23 تن آنها، مرد و 20 تن ديگر زن بودند.
بيست و ششم تيرماه نيز 26 تن و روز قبل از آن هم 56 تن به همين دليل از سوي ماموران دستگير شده بودند.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:28  توسط "حقوق بشر"  | 
60درصد اهدا كنندگان كليه زير 30 سال هستند

مدير عامل انجمن حمايت از بيماران كليوي گفت: 60 درصد فروشندگان كليه در كشور زير 30 سال هستند و 30 درصد نيز افراد بين 30 تا 50 سال هستند.
هاشم قاسمي در گفت‌و‌گو با فارس‌ ‌افزود: بر اساس آمارگيري انجمن خيريه حمايت از بيماران كليوي در نيمه دوم سال گذشته، 60درصد فروشندگان كليه در ايران‌ افراد زير 30 سال هستند كه علت اصلي فروش كليه از سوي آن‌ها،‌ فقر و مشكلات اقتصادي،‌ تأمين هزينه‌هاي زندگي،‌ بيكاري،‌ اعتياد، بدهكاري و تهيه مسكن است.
وي گفت: بر اساس اين آمارگيري 30 درصد اهدا كنندگان كليه افراد بين 30 تا 50 سال و بقيه بالاي 50 سال هستند
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:26  توسط "حقوق بشر"  | 
اعدام 12 تن صبح امروز

واحد مرکزی خبر : 12 نفر از متهمان "متجاوز به نوامیس مردم -آدم ربایان و سوداگران مرگ" سحرگاه امروز یکشنبه به دار مجازات آویخته شدند.
دادستان عمومی وانقلاب تهران درمصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر اعلام کرد: پس از طی مراحل دادرسی و محکومیت این مجرمان به اعدام ، احکام قضایی آنان سحرگاه امروز اجرا شد.
سعید مرتضوی گفت: آدم رباییهای متعدد ، دهها تجاوز به نوامیس مردم -آسیب رساندن وزخمی کردن دهها نفر درهنگام ایجاد شرارت وناامنی برای مردم - تجارت وخرید وفروش صدها کیلو مواد مخدر از جمله هرویین ومعتاد کردن هزاران نفر از جوانان از موارد اتهامی این مجرمان است .
دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت : 4 نفر از سوداگران مرگ نیز هفته گذشته پس از طی مراحل قانونی و قطعیت یافتن حکم اعدام ، به دار مجازات آویخته شدند .
مرتضوی همچنین اعلام کرد : پرونده 17 نفر دیگر از اعضای" باندهای آدم ربایی -تجاوز به نوامیس مردم وتجارت مواد مخدر" تکمیل و برای آنان اعدام درخواست شده و پرونده ها یشان هم اکنون برای صدور رای نهائی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفته است .
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:25  توسط "حقوق بشر"  | 
بازداشت آکو کردنسب روزنامه نگار سنندجی

موکریان : صبح روزگذشته آکو کردنسب روزنامه نگار و مسئول بخش خبرهفته نامه کرفتو، درسنندج بازداشت شد .
گفته می شود ماموران امنیتی با مراجعه به دفترهفته نامه کرفتو ، نامبرده را دستگیر و به بازداشتگاه ستاد خبری منتقل نموده اند .
تاکنون هیچ علت یا عللی برای دستگیری وی از سوی مراجع رسمی اعلام نشده است .
شایان ذکر است که آکو کردنسب چندی پیش نیز، مدتی را در بازداشت بسر برده و سپس آزاد شده بود .
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:24  توسط "حقوق بشر"  | 
شهبازخانی : نمایندگان به محله رئیس جمهور مراجعه کردند ولی مغازههای مورد نظر وی را نتوانستند پیدا کنند!

آفتاب : عضو فراکسیون اقلیت در واکنش به اظهارات مهدی کلهر، مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور، مبنی بر این که «کوتوله‌هایی در مجلس داریم که نهایت ایده‌آلشان گوجه فرنگی است و زمانی که گوجه فرنگی سالادشان کم می‌شود، نعره می‌زنند» گفت: از قول ما به آقای کلهر بگویید که لازم نیست از نمایندگان انتقاد کنند، بهتر است آدرس سوپرمارکت محله آقای احمدی‌نژاد که مواد غذایی ارزان می‌فروشد را بدهد.
بیژن شهبازخانی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با اشاره به سخنان احمدی‌نژاد در مجلس راجع به قیمت گوجه فرنگی گفت: پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد این بود که مردم گوجه‌فرنگی، مرغ، تخم‌مرغ و غیره را از سوپر مارکت محله ایشان که ارزان فروش هم است، بخرند. این مسأله تقصیر نمایندگان نیست، اما نمایندگان به محله آقای رئیس جمهور مراجعه کردند و این مغازه را نتوانستند پیدا کنند!
وی خطاب به کلهر گفت: ایراد در خود دولت است بنابراین به دنبال مقصر در بین نمایندگان نگردید بلکه مشکل را از داخل خود دولت جستجو کنید.
شهبازخوانی در پایان افزود: در هر صورت ما هنوز منتظریم که آدرس سوپر مارکت محله آقای رئیس جمهور به نمایندگان داده شود و ما هم این آدرس را به مردم بدهیم تا مردم از این سوپر مارکت منصف خرید کنند.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:18  توسط "حقوق بشر"  | 
عرضهء بنزين ۶۰۰‌توماني در مناطق آزاد

سرمايه _ براساس اطلاعيهء دفتر اجراي تبصرهء 13 به مناطق آزاد كيش، قشم و چابهار، عرضهء بنزين آزاد با قيمت 600 تومان به ازاي هر ليتر در اين مناطق آغاز شد.
اين طرح به دليل ناكافي بودن ميزان سهميهء بنزين براي مناطق گرمسير كشور به اجرا گذاشته شده و پيش‌بيني مي‌شود در مراحل بعدي در ديگر مناطق گرمسير كشور نيز به اجرا گذاشته شود.
براساس اين اطلاعيه، اين سهميه فقط براي تاكسي‌هاي اين مناطق در نظر گرفته شده و صاحبان تاكسي‌ها مي‌توانند علاوه بر سهميهء‌عادي خود از كارت‌هاي 450 ليتري براي هر ماه با قيمت ليتري 600 تومان استفاده كنند.
به گفتهء عربعلي، مديرشركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي قشم، تاكسي‌هاي موجود در مناطق آزاد كيش، قشم و چابهار، مشروط به تاييد مديرعامل و مديرامور مالي-اداري منطقه پس از معرفي به دفتر تبصرهء 13 و دريافت كارت مي‌توانند با پرداخت 225 هزار تومان به حساب شركت ملي نفت، از بنزين‌‌‌ليتري 600 توماني استفاده كنند.
او متذكر شد:«صاحبان تاكسي در واقع با خريدارياين كارت‌ها در ازاي هر ليتر 500 تومان به حساب شركت ملي نفت ايران واريز خواهند كرد و 100 تومان و مابقي را مانند ديگران به جايگاه‌ها پرداخت خواهند كرد.»

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:17  توسط "حقوق بشر"  | 
نزدیک به 10 ميليون جوان جويای کار در ایران

خبرگزاری اقتصادی ايران: وزيرتعاون در جلسه ستاد راهبردي توسعه کار آفريني و تعاون اعلام كرد: با الگوي ليبرال دموکراسي در کشورمان حداقل 20 سال طول ميکشد تا قشرهاي فقير جامعه را بتوانيم متناسب با ديگر قشرها به تعادل برسانيم.

" دکتر محمد عباسي"وزير تعاون در جلسه ستاد راهبردي توسعه کار آفريني و تعاون در استانداري خراسان رضوي گفت: در نظام اسلامي توسعه متعلق به قشر خاصي نيست و بر خلاف اکثر مکاتب دنيا نظام طبقاتي مد نظرنبوده بلکه توسعه عدالت محور، مبناي اقتصاد جامعه اسلامي است.

عباسي گفت: در اصول 43 و 44 قانون اساسي اصل عدالت محوري نظام با بررسي و شناخت نقاط مثبت و ضعيف نظامهاي اقتصادي دنيا توسط کارشناسان و انديشمندان آگاه به تفکر و انديشه اسلامي طراحي و به گونهاي تدوين شده که توسعه همگام با عدالت ميسر شود.

وزير تعاون، اقتصاد جمعي را که بهترين مدل آن تعاوني است و در اصول 43 و 44 قانون اساسي بر آن تاکيد شده است را مهمترين راهبرد تحقق عدالت اجتماعي دانست.

عباسي تصريح کرد: با توجه به اينکه در حال حاضر 9 ميليون نفر در سنين بين 20 تا 25 سال جوياي کار، مسکن و ازدواج داريم الگوهاي ساير جوامع نمي تواند نياز فرا روي ما را فراهم كند و طرح بنياد توسعه کار آفريني و تعاون بهترين طرح براي برآوردن نياز جامعه کنوني ايران است.


 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:14  توسط "حقوق بشر"  | 
شیخ عمید زنجانی: دانشجویان باید نقد پذیر باشند/ ادوار نیوز

ادوارنیوز: در حالیکه 16 فعال دانشجویی از جمله 3 دانشجوی دانشگاه تهران اقایان مجتبی بیات علی نیکونسبتی و مسعود حبیبی در زندان اوین بسر می برند شیخ عمید زنجانی رییس دانشگاه تهران دانشجویان را به نقد پذیری سفارش کرد:

زنجانی در گفتگو با ایسنا گفته است:

رئيس دانشگاه تهران با بيان اين‌که دانشجويان بايد نقدپذير باشند، تاکيد کرد: به دليل احساس امنيت فعالان دانشجويی آنها بايد بتوانند نقدپذيری را از درون خود آغاز کنند و اگر چنين عملکردی صورت بگيرد منطقی بودن فعالان دانشجويی نمود پيدا می‌کند و نقد آنها موثر واقع می‌شود. برگزاری جلسات آزاد ميان تشکل‌های دانشجويی باعث تفاهم و تضارب آرا می‌شود و اگر اين موضوع به شکل حقيقی اجرا شود و برخوردهای درستی ميان فعالان دانشجويی صورت بگيرد نتيجه مطلوبی به بار خواهد نشست.

وی افزود: تمام تشکل‌های دانشجويی قابل نقد هستند و اگر نقد حقيقی صورت بگيرد نشان از انديشه درست فعالان دانشجويی است و اين باعث می شود جو تفاهم در محيط دانشگاهی فراهم شود.


دانشجويان آگاه باشند شعارهای دهه ۲۰ را سرندهند

عميد زنجانی با اشاره به حرکت‌های راديکالی در درون بعضی از تشکل‌های دانشجويی خاطرنشان کرد: خوشبختانه ما به سمتی حرکت می‌کنيم که حرکت‌های راديکال کمتر به چشم می‌خورد و بدنه دانشجويی دارای آينده روشنی است؛ چراکه قبل ازآنکه اقدامی انجام دهد فهم و شعور دانشجويی را در نظر می‌گيرد. ما در حال حاضر در دهه هشتاد هستيم و مطمئنا شعارهای دهه ۲۰ با هيچ مرجعی قابل قبول نيست و به هيچ عنوان مصداق خارجی ندارد. دانشجويان بايد آگاه باشند به هيچ عنوان شعارهای آن زمان را سرندهند؛ چرا که هيچ فرد آگاهی آن را نمی‌پذيرد.


نشريات دانشجويی از ادبيات هجو، طنز و... استفاده نکنند

وی با تاکيد برنقش تشکل‌ها و نشريات دانشجويی يادآورشد: در نشريات دانشجويی نبايد از ادبيات هجو، طنز و... استفاده شود؛ چراکه محيط دانشگاهی پذيرای اين‌گونه ادبيات نيست و با اين امور برخورد می‌کند. مخاطبان محيط‌های دانشگاهی آگاه هستند و بايد مطابق با خواسته‌های آنان مطالب انتشار داده شود.


 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 13:5  توسط "حقوق بشر"  | 
رحم جايگزين به جاي رحم اجاره‌اي/بازتاب

سمينار ميان رشته‌اي رحم جايگزين 2 و 3 آبان ماه امسال با هدف بررسي رحم جايگزين از ابعاد پزشکي، حقوقي، فقهي، اخلاقي، روانشناختي و جامعه شناختي در دانشگاه شهيدبهشتي برگزار مي‌شود.

به نوشته «جام جم»، دکتر محمدمهدي آخوندي، رئيس پژوهشکده ابن سينا و رئيس سمينار در جمع خبرنگاران گفت: رويکرد اصلي ما در اين سمينار، استفاده از عنوان رحم جايگزين به جاي رحم اجاره‌اي است که به غلط در ميان مردم رايج شده است و مي‌تواند به کرامت و ارزش انسان لطمه بزند.

آنچه ما را نگران مي‌کند بحث تجاري شدن و خريد و فروش رحم جايگزين است. علي رغم آن که علما بر اين عقيده‌اند که پرداخت وجه به فرد صاحب رحم جايگزين منعي ندارد، ليکن اصرار برگزارکنندگان سمينار بر آن است که تحت قراردادي استفاده از رحم جايگزين و پرداخت وجه براساس آن قرارداد و تحت عنوان تامين هزينه‌هاي استفاده از يک تکنيک درمان ناباروري صورت بگيرد. آنچه اهميت دارد آن است که زمينه قانونمند شدن و سامان يافتن استفاده از رحم جايگزين فراهم شود.

در ادامه دکتر محمد راسخ، مدير گروه حقوق و اخلاق زيستي پژوهشکده ابن سينا و دبير علمي سمينار افزود: هدف اصلي ما از برگزاري سمينار، نوعي فرهنگ‌سازي است تا با بحث استفاده از رحم جايگزين نيز همچون ساير پديده‌ها چون اهداي کليه و خون برخورد شود.

يکي از مواردي که ما اميدواريم به آن دست يابيم رسيدن به ضوابطي است که بتواند طرف‌هاي قرارداد را از مزاياي يک شيوه درماني بهره‌مند سازند.

با اين حال آنچه کمبود آن به طور جدي در اين ميان احساس مي‌شود، عدم حمايت‌هاي بيمه‌اي است؛ چرا که هزينه‌هاي درماني به واسطه مشکلات احتمالي که ممکن است طي اعمال شيوه درماني پيش بيايد، غالبا بيشتر از حد توان زوجين صاحب گامت و اسپرم است، از اين رو نقش بيمه‌ها مي‌تواند بسيار سازنده باشد.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 13:3  توسط "حقوق بشر"  | 


بنزين اضطراری در اختيار فرمانداری‌ها قرار می‌گيرد/بازتاب

نماینده مردم بجنورد در مجلس گفت: بنا بر اعلام دکتر احمدی نژاد، تعیین سهمیه بنزین با قیمت آزاد برای اقشار آسیب پذیر تا 40 درصد تورم را تحمیل می کند.
موسی الرضا ثروتی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: در صورت موافقت ستاد سوخت دولت، بنزین برای استفاده در موارد اضطراری در اختیار فرمانداری ها قرار می گیرد.

به گزارش مهر، موسی الرضا ثروتی، نماینده بجنورد که در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس با خبرنگاران سخن می گفت، با اشاره به دیدار شنبه شب جمعی از نمایندگان ملت با رئیس جمهور اظهار داشت: در این نشست درباره مسائل مربوط به سهمیه بندی بنزین و اثرات کارت هوشمند سوخت، بحث و تبادل نظر شد.

وی خاطر نشان کرد: در این نشست مقرر شد مشکلات مربوط به افراد در راه مانده و مشاغل خاص در ستاد سوخت، بررسی و برای رفع این مشکلات و مسائلی نظیر سوخت بخش خصوصی، نیروهای نظامی و انتظامی، مقداری سوخت در اختیار فرمانداری ها قرار گیرد.

نماینده مردم بجنورد در مجلس ادامه داد: در نشست نمایندگان و رئیس جمهور همچنین میزان رقم تحصیلی از محل صرفه جویی بنزین از طریق سهمیه بندی تا پایان سال جاری پنچ میلیارد دلار اعلام شد.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: قرار است از صرفه جویی حاصل از سهمیه بندی بنزین، پروژه های معینی از طریق لایحه به نهاد قانونگذاری پیشنهاد شود که از آن جمله می توان به احداث سالانه هزار کیلومتر خط راه آهن اشاره کرد.

ثروتی در خصوص حمل و نقل عمومی نیز توضیح داد: چهار هزار دستگاه اتوبوس تحویل و مقرر شد به زودی دو هزار دستگاه دیگر تحویل شود.

این نماینده مجلس همچنین با اشاره به تاکید رئیس جمهور بر عدم ارائه بنزین با قیمت آزاد در این نشست، گفت: در این جلسه مقرر شد نسبت به عرضه بنزین آزاد خارج از سهمیه بندی حداقل تا پایان سال 86 با توجه به تورم زا بودن آن، اقدامی صورت نگیرد و از سوی نماینگان نیز درخواستی مطرح نشود.

نماینده مردم بجنورد در مجلس گفت: بنا بر اعلام دکتر احمدی نژاد، تعیین سهمیه بنزین با قیمت آزاد برای اقشار آسیب پذیر تا 40 درصد تورم را تحمیل می کند.

در نشست مشترک رئیس جمهور و مجلس حدود 80 نماینده که بیشتر آنها را اعضای فراکسیون اصولگرایان تشکیل می دادند حضور داشتند.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:52  توسط "حقوق بشر"  | 
اعدام 12 نفر/بازتاب

4 نفر از سوداگران مرگ نیز هفته گذشته پس از طی مراحل قانونی و قطعیت یافتن حکم اعدام ، به دار مجازات آویخته شدند.


12 نفر از متجاوزان به نوامیس مردم ، آدم ربایان و سوداگران مرگ سحرگاه امروز به دار مجازات آویخته شدند.

دادستان عمومی وانقلاب تهران درمصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر اعلام کرد: پس از طی مراحل دادرسی و محکومیت این مجرمان به اعدام ، احکام قضایی آنان سحرگاه امروز اجرا شد.

آدم رباییهای متعدد ، دهها تجاوز به نوامیس مردم - اسیب رساندن وزخمی کردن دهها نفر درهنگام ایجاد شرارت وناامنی برای مردم - تجارت وخرید وفروش صدها کیلو مواد مخدر از جمله هرویین - ومعتاد کردن هزاران نفر از جوانان از موارد اتهامی این مجرمان است.

4 نفر از سوداگران مرگ نیز هفته گذشته پس از طی مراحل قانونی و قطعیت یافتن حکم اعدام ، به دار مجازات آویخته شدند.

مرتضوی همچنین اعلام کرد: پرونده 17 نفر دیگر از اعضای "باندهای ادم ربایی -تجاوز به نوامیس مردم وتجارت مواد مخدر" تکمیل و برای آنان اعدام درخواست شده و پرونده ها یشان هم اکنون برای صدور رای نهائی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفته است.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:47  توسط "حقوق بشر"  | 
بازرسی و تفتیش منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم و علی نیکو نسبتی مسئول روابط عمومی تحکیم
شنبه، 30 تیر 1386

ادوارنیوز: نیروهای امنیتی ظهر امروز با ورود به منزل محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، ضمن بازرسی و تفتیش منزل مقداری از وسایل و دستنوشته ها و کیس کامپیوتر را همراه خود بردند.

خانم هاشمی مادر محمد هاشمی در گفتگو با ادوار نیوز ضمن ابراز نارضایتی از نحوه ورود ماموران به منزل گفت: آنها در ابتدا خود را مامور اداره پست معرفی کردند و در هنگام ورود به منزل من از آنها خواستم لحظه ای تامل کنند تا بتوانم لباس مناسبی بپوشم اما آنها توجهی نکردند و 6 نفره وارد خانه ما شدند و البته من به ماموران تاکید کردم که این حرکت شما بسیار توهین آمیز بود که حتی اجازه پوشیدن لباس مناسب به من ندادید. خانم هاشمی تصریح کرد: ماموران از تمامی خانه و حتی از اتاقهای خواب فیلمبرداری کرده و به اعتراضات وی در خصوص غیرقانونی بودن فیلمبرداری توجه نکرده اند.

خانم هاشمی ادامه داد: ماموران علاوه بر وسایل شخصی و نوشته ها و کامپیوتر محمد، کیف من را هم تفتیش کردند و دفترچه تلفن من و دفتر تلفن خانه را هم با خود بردند انها نامه هایی را که مادران افراد بازداشت شده برای مقامات قضایی نوشته بودند و همراه من بود با خود بردند.

خانم هاشمی گفت: ماموران همچنین سوالاتی از من در زمینه ارتباطم با مادران سایر بازداشت شدگان کردند و از من پرسیدند شما چرا با سایر مادران دانشجویان بازداشت شده ارتباط برقرار کرده اید و چه کسی شما را سازماندهی می کند؟

نیروهای امنیتی همچنین عصر امروز با ورود به منزل علی نیکو نسبتی با تفتیش منزل وسایل وی را همراه بردند. ماموران از منزل علی نیکو نسبتی هم فیلمبرداری بعمل اورده اند
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:40  توسط "حقوق بشر"  | 
بيانيه كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون بازداشت اعضاي سازمان ، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و پلمپ دفتر سازمان
شنبه، 30 تیر 1386

ادوارنيوز: كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون بازداشت اعضاي اين سازمان ، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و پلمپ دفتر مركزي سازمان بيانيه اي صادر كرد.

در اين بيانيه آمده است :

هر کس حق دارد که از آزادی مجامع و انجمنهای مسالمت آمیز برخوردار باشد.
(ماده ی 20 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر)

مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی – سیاسی که دولت جمهوری اسلامی به آن پیوسته آزادی تشکل و تجمعات مسالمت آمیز ، از جمله حقوق مسلم افراد است. اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به آزادی احزاب، تشکلها و انجمنهای غیر دولتی تصریح کرده است،همچنین آزادی تجمعات مسالمت آمیز بدون حمل سلاح در اصل 27 قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است.

مع الاسف طی سالیان دراز گذشته این حقوق از قاطبه ی ملت ایران سلب شده است، گروههای مخالف و منتقد- حتی آنها که عمل در چارچوب قانون اساسی موجود را پذیرفته اند – از کمترین امکان فعالیت در داخل کشور برخوردار نبوده اند. همچنین طی 29 سال اخیر حکومت اجازه برگزاری آرام حتی یک تجمع مسالمت آمیز غیر دولتی را به مردم و نهادهای مدنی نداده است. در ایران کوچکترین تجمع غیر دولتی با حمله و سرکوب نیروهای امنیتی – انتظامی و افراد لباس شخصی مواجه می شود. از این رو نقض حق تشکل و تحزب و حق تجمع را می بایست از جمله موارد پر تعداد نقض مستمر، نهادین، گسترده و سازمان یافته ی حقوق بشر در ایران به شمار آورد.

در آخرین فقره از این مورد، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که طی ماههای اخیر ضمن برخورد خیابانی با زنان و جوانان مهمترین مجری نقض حقوق بشر در ایران بوده است با حمله به یک تجمع شش نفره که در سالروز حمله به کوی دانشگاه تهران برگزار شده بود، هر شش تجمع کننده - که اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بزرگترین تشکل دانشجویی منتقد حکومت- بودند را ضمن ضرب و شتم بازداشت و بدون حق دسترسی به وکیل روانه ی زندان کرد. این اقدام مقارن ساعت هفت و سی دقیقه ی صبح 18 تیر 1386 صورت گرفت اسامی بازداشت شدگان به این شرح می باشد: محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی.

پس از آن مامورین نیروی انتظامی مقارن ساعت ده صبح همان روز در اقدامی خشونت آمیز و کم سابقه به زور اسلحه، بدون ارائه ی هیچگونه حکم قضایی پس از شکستن درب وارد دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم) شدند و پس از ضرب و شتم همه ی حاضرین را بازداشت کردند. در میان بازداشت شدگان نام عبدالله مومنی (سخنگو، مسئول کمیته ی تشکیلات و عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان) بهرام فیاضی (عضو شورای مرکزی) و حبیب حاج حیدری ( مسئول روابط عمومی سازمان) به چشم می خورد.

علاوه بر نامبردگان افراد زیر نیز روز 18 تیر در محل دفتر سازمان بازداشت شدند: مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)، عزت الله قلندری (كه چند روز بعد آزاد شد) و مرتضی اصلاحچی ، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند در گزارشهای بعدی مشخص شد دانشجویی به نام محمد حسین مهرزاد نیز در بین دستگیر شدگان 18 تیر بوده است.

مامورین پس از بازداشت حاضرین در اقدامی غیر قانونی و بر خلاف تمامی قوانین داخلی و بین المللی به طور خود سرانه و در حالي كه چنين اقدامي قانونا در صلاحيت آنها نبوده است اقدام به پلمپ دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان کردند.

سازمان دانش آموختگان یک حزب داراي مجوز فعالیت قانونی است که به طور علنی و با رعایت تمامی چارچوبهای فعالیت مسالمت آمیز و قانونی برای ارتقای سطح حقوق بشر و دموکراسی در ایران تلاش می کند، از این رو برخورد خشن و غیر قانونی صورت گرفته با سازمان به هیچ روی قابل قبول نبوده و حق شکایت از عاملان و آمران این هجوم خشونت بار به دفتر سازمان محفوظ خواهد بود. خصوصا اقدام خودسرانه ی مامورین در پلمپ دفتر سازمان با هیچ معیار حقوقی و قانونی قابل توجیه نبوده و اقدامی مجرمانه به شمار می آید و انتظار مي رود مراجع قضايي براساس ماده 570 قانون مجازات اسلامي هرچه سريعتر متعديان به حقوق و آزادي هاي قانوني ملت را به اشد مجازات برسانند و به وظيفه ذاتي و قانوني خود عمل نمايند.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ضمن اعتراض شدید به اقدامات صورت گرفته علیه سازمان دانش آموختگان و با ابراز نگرانی شدید نسبت به سرنوشت اعضای زندانی خود و سایر بازداشت شدگان 18 تیر 1386 که محروم از حق داشتن وکیل و دیگر حقوق اولیه ی متهم در زندان به سر می برند توجه تمامی فعالین حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به وضعیت اسفناک حقوق بشر در ایران جلب می کند.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان نسبت به اعمال فشار بر افراد بازداشت شده ابراز نگرانی می کند و با توجه به شواهدي كه در دست دارد اقدام به ضرب و شتم بازداشت شدگان در محل دفتر سازمان به ويژه آقاي عبدالله مومني را محكوم مي نمايد و نسبت به تداوم چنين شكنجه هايي در داخل زندان نسبت به ايشان نيز هشدار مي دهد و اعلام مي كند كه هر نوع اقرار و اعترافي كه از بازداشت شدگان در شرايط عدم دسترسي به وكيل و ملاقات با خانواده و درمدت بازداشت موقت فاقد اعتبار و قابليت استناد حقوقي است.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان توجه تمامي نهادها و فعالان حقوق بشري را نسبت به وضعيت نگران كننده حقوق بشر در ايران جلب مي نمايد و ضمنا نسبت به تحت الشعاع قرار گرفتن وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران از سوي ساير مسايل سياست خارجي در مجامع جهاني هشدار می دهد.

کمیته ی حقوق بشر سازمان دانش آموختگان صراحتا اعلام می کند برخوردهای شدید صورت گرفته با اعضای ارشد این سازمان و فشارهای سنگین وارد شده هیچ خللی در عزم راسخ اعضای سازمان و کمیته ی حقوق بشر برای دفاع همه جانبه از حقوق بشر و رصد نقض این حقوق در جامعه ایران وارد نکرده است. ما از دولت جمهوری اسلامی مصرانه می خواهیم به معیارهای بین المللی حقوق بشر و قوانین داخلی احترام بگذارد و به نقض گسترده ی حقوق بشر خاتمه دهد.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:40  توسط "حقوق بشر"  | 

مردم کردستان به روزه سياسي دعوت شدند
در اعتراض به نقض حقوق بشر و حکم اعدام

هانيه احمدي

به دنبال صدور حکم اعدام براي يک روزنامه نگار کرد و همچنين افزايش فشارها، احضارها و دستگيري ها در کردستان، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و مرکز چاک از "مردم کردستان، احزاب و نهادهاي سياسي و مدني و فعالان همه عرصه ها" دعوت کردند با مشارکت در يک اعتصاب سراسري در روزهاي سه شنبه، چهار شنبه و پنج شنبه (2، 3 و 4 مرداد) به نقض حقوق بشر در کردستان اعتراض کنند.

عدنان حسن‌پور، روزنامه نگار کرد که براي وي حکم اعدام صادر شده عضو هيأت تحريريه هفته نامه توقيف شده "آسو" است. او که از ماهها پيش در بازداشتگاه مريوان است توسط يکي از شعب دادگاه انقلاب سنندج همراه با هيوا بوتيمار روزنامه نگار ديگر کرد به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شده است.

به گفته صالح نيکبخت يکي از وکلاي اين دو متهم "اتهامي که به آقاي حسن‌‌پور وارد شده، هيچ ارتباطي به فعاليت‌هاي مطبوعاتي وي ندارد و پرونده تازه‌اي براي ايشان گشوده شده است".

اين پرونده تازه مبتني بر اتهامي مربوط به "تماس تلفني عدنان حسن‌پور با يک کارمند صداي آمريکا"ست. مسئولان جمهوري اسلامي گفته‌اند اين ارتباط "از مصاديق جاسوسي و محاربه" است. به هيوا بوتيمارهم اتهام حمل سلاح گرم زده شده در حاليکه به گفته صالح نيکبخت او هيچ‌وقت از سلاح گرم استفاده نکرده‌ و با هيچ‌يک از گروه‌هاي محارب هم ارتباط نداشته است.

سامان رسولپور، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کردستان در مورد صدور حکم اعدام براي اين دو فعال مي گويد:"حکم اعدام براي همه ما بسيار غيرمنتظره و شوک‌آور بود. به همين منظور، روز گذشته هيأت اجرايي سازمان حقوق بشر کردستان بيانيه‌اي صادر کرده و از مسئولان قضايي خواسته است نسبت به ابطال اين حکم اقدام کنند و به فشارها بر روزنامه نگاران و فعالان مدني پايان دهند".

صدور اين احکام در حالي صورت مي گيرد که محمود صالحي، فعال کارگري سنندجي هنوز در زندان است و اخبار از وخامت وضعيت جسمي وي خبر مي دهد. او که يک کليه دارد در وضعيتي بحراني به سر مي برد و با وجودي که اداره زندان سنندج، موافقت خود را با مرخصي استعلاجي وي اعلام کرده، اما دادستاني سنندج با اين مرخصي مخالفت کرده است.

همچنين صادق کبودوند، دبير کانون حقوق بشر کردستان و اجلال قوامي، ديگر فعال حقوق بشري اين استان نيز در بازداشت به سر مي برند و از سرنوشت آنان اطلاعي در دست نيست. به گفته سامان رسول پور کبودوندکه روز دهم تيرماه امسال بازداشت شد، بعد از ۱۵ روز در تماس کوتاهي با خانواده‌اش اظهار داشت در بند ۲۰۹ اوين به سر مي برد و علت دستگيري او هم فعاليت‌هاي حقوق بشري است.هر چند بازجويان فعاليت او را" اقدام عليه امنيت ملي و نشر اکاذيب و تبليغ عليه نظام " عنوان کرده اند.

اجلال قوامي روزنامه نگار هفته نامه توقيف شده "پيام مردم" و "ديدگاه" هم از اعضاي شوراي‌عالي سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان است که روز ۱۸ تيرماه بازداشت شد و الآن در زندان عمومي سنندج به سر مي برد.قوامي در زندان به عفونت چشم مبتلا شده است.

کردستان در هفته هاي اخير شاهد خشونت هاي ديگري هم بوده است که از جمله مي توان به مرگ عبدالصمد نصيري، نوجوان 17ساله مهابادي در سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو در ميدان استقلال اين شهر اشاره کرد. او در اين تظاهرات مورد ضرب و شتم نيروهاي انتظامي قرار گرفت و به قتل رسيد.

لقمان مهري فعال کارگري و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان هم که به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به 5 سال حبس تعزيري محکوم شده است، روز 27 تير، در ترمينال شرق تهران به همراه همسرش توسط چندين فرد لباس شخصي، پس از ضرب و شتم ربوده شد.

اين شرايط فعالان حقوق بشري در کردستان را به اين نتيجه رسانده که وضعيت حقوق بشر در کردستان رو به وخامت است و به گفته رسول سامان پور "مردم فکر مي‌کنند اين موج تازه و کم سابقه برخورد نيروهاي امنيتي و قضايي جمهوري اسلامي با فعالان جامعه مدني روز به روز بيشتر و بيشتر شود."


 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 9:46  توسط "حقوق بشر"  | 
اعتراض نامه‌ی‌ " هیرو دانش " همسر هیوا (عبدولواحد) بوتیمار به حکم اعدام همسرش.



اتحادیه اروپا!

اتحادیه روزنامه نگاران کردستان و جهان!

سازمان گزارشگران بدون مرز!

انجمن جهانی قلم!

سازمان دیده بان حقوق بشر!

کلیه‌ی نهاد های طرفدار حقوق بشر



NGO های سراسر جهان



انسان های آزادی خواه‌


به انجمن های مدافع حقوق بشر و
سازمان عفو بین الملل



اینجانب هیرو دانش همسر زندانی دربند هیوا (عبدولواحد) بوتیمار نسبت به حکم اعدام همسرم ، که درتاریخ 17 جولای 2007 برابر با 26 تیر 1386با صدور حکمی ناعادلانه از سوی دادگاه‌ انقلاب شهرستان مریوان ، که‌ به اعدام محکوم شده‌اند؛ اعتراض خود را اعلام نموده‌ و از تمامی سازمان ها و نهادهای بین المللی خواهانم که به داد همسرم، که در این دوران زندان در بدترین شرایط زندگی بوده‌است، برسید. و جان انسانی را از مرگ حتمی نجات دهید.



در ضمن از کلیه‌ی کسانی که‌ برای آزادی همسر دربندم فعالیت کرده‌اند صمیمانه‌ تشکر می نمایم .

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 23:35  توسط "حقوق بشر"  | 
مرکز اسناد انقلاب اسلامی هم «ندامتنامه» منتشر کرد
برگرفته از رادیو فردا
سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی از اظهار ندامت آيت الله کاظمينی بروجردی خبر داد. اين مرکز که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور امنيتی آقای احمدی نژاد است، اتهام اين روحانی را ادعای وی مبنی بر« رهبری اسلام سنتی و دين سنتی» عنوان کرد.

در همين حال خبرگزاری مهر به نقل از «يک مقام مسئول در دادگاه ويژه روحانيت» صدور حکم اعدام برای آيت الله کاظمينی بروجردی را رد کرد و گزارش کرد « هنوز حکمی در اين پرونده صادر نشده است».

آقای کاظمينی بروجردی از ۱۵ مهر ۸۵ در بازداشت به سر می برد.

ندامتانه جديد

سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی شنبه ۳۰ تير ۸۶ اقدام به انتشار مطالبی منسوب به آيت الله محمد حسين کاظمينی بروجردی کرد که به ادعای اين مرکز «اظهار ندامت» وی در دادگاه ويژه روحانيت است.

به ادعای مرکز اسناد انقلاب اسلامی «وی در آخرين جلسه دادگاه خود را فريب خورده ضد انقلاب خارجی دانست و تاکيد کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحريک به استقامت کرد».

مرکز اسناد انقلاب اسلامی که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور سياسی و امنيتی رييس جمهوری اسلامی است، در عين حال مدعی شد «بروجردی با تکيه بر بيان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گرد آورد».

اين مرکز اتهام آقای کاظمينی بروجردی را «مدعی رهبری اسلام سنتی و دين سنتی» وی عنوان کرد و در ادامه ادعا کرد « در اين بين ارتباطات خاص و بعضا مسئله داری که از آن سوی مرزها با وی برقرار می شد باعث شد تا نوعی خود شيفتگی سياسی و دينی در هدايت يک انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی در او ايجاد شود».
مرکز اسناد انقلاب اسلامی که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور سياسی و امنيتی رييس جمهوری اسلامی است، در عين حال مدعی شد «بروجردی با تکيه بر بيان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گرد آورد».

سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در عين حال بخشی ندامت نامه منسوب به آيت الله کاظمينی بروجردی در جلسه محرمانه دادگاه ويژه روحانيت را انتشار داد.

اين در حالی است که اين روحانی زندانی از ۱۵ مهر ۸۵ تاکنون به وکيل دسترسی ندارد و مقامات داگاه نيز از انتشار خبر در خصوص دادگاه وی امتناع کردند.

اعترافات مرکز اسناد يا کاظمينی بروجردی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی «بخشی از اعترافات» منسوب بی وی کرد و مدعی شد که وی اعتراف کرده است «روی چيزهای الکی و غير مهم مانور می دادم من تقويم چاپ می کردم عکس مرقد حضرت امام کاظم را می گذاشتم کنار مقبره پدر و پدربزرگم و پدرش که در بروجرد مدفون اند. به عنوان کاظمی بروجردی می خواستم يک جوری تبليغ کنم بعد آنها را برسانم به اجدادم يا مثلا خمين که فرزند ۲۷ امام سجاد «ع» بودنم را توی تيتراژ وسيعه با عکس های خودم چاپ کردم بعد گفتم ببرند توی دهات ها و شهرستانها. طوری شده بود که وقتی می گفتند فلانی اينجا برنامه داره جمعيت فوج فوج می آمدند».

به ادعای مرکز اسناد انقلاب اسلامی آيت الله کاظمينی بروجردی به بازجويانش «می گفته پول رفت و آمدها و اتوبوس را از محل صدقات جمع آوری کنيد و اگر هم کم می آمد خودم می دادم و همه اينها از روی هوای نفس بود را داشتم جمعيت جلسه من اينقدر زياد شود که بين ميدان انقلاب و آزادی مردم جمع بشوند و برنامه اجرا کنم. اگر شما جلوگيری نمی کرديد، يقينا جلسه بعدی ام که سيزده رجب بود اين اتفاق می افتاد يعنی جوری می شد که استاديوم ها جا نداشت، تزم اين بود».


در بخش ديگری از اعترافات منسوب به آيت الله کاظمينی بروجردی سايت مرکز اسناد انقلاب الامی از قول وی نوشت «ايشان در پايان با ابراز ندامت مجدد ابراز می دارد: کار تخصصی که در حد من نبود نمی بايست می کردم حالت جنون پيدا کرده بودم. الان من فکر می کنم که ازنظر ايمان، علم و عقل از هر سه تهی هستم من حتی روخوانی قرآن و مفاتيح الجنان را خوب بلد نيستم. از اشتباهات خودم از پروردگار طلب عفو می نمايم. اشتباه مقاومت در برابر جلب، اشتباه و نادرستی نامه به سران خارجی، مصاحبه با رسانه های خارجی به زشتی کشاندن صدها نفر و خانواده ام را قبول دارم».

مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پايان مدعی شد که آيت الله کاظمينی بروجردی به دنبال ۹ ماه و ۱۵ روز بازداشت توبه کرد و از قول وی مدعی شد «روی آن توبه می کنم و از حضرت صاحب الامر و رهبر نظام مقدس اسلامی استدعای بخشش و اغماض برای خودم و خانواده ام...دارم.»

در همين حال خبرگزاری مهر به دنبال انتشار ندامتنامه منسوب آيت الله کاظمينی بروجردی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به نقل از يک مقام مسئول در دادگاه ويژه روحانيت از ادامه برگزاری دادگاه محمدحسين کاظمينی بروجردی خبر داد و گزارش کرد «هنوز حکمی در اين پرونده صادر نشده است».

«به ولايت فقيه اعتقادی ندارم»

آيت الله کاظمينی بروجردی در شمار روحانيان غير سياسی است که از تابستان ۸۵ استقبال عمومی از سخنرانيهای وی حساسيت مقامات جمهوری اسلامی را بر انگيخت.

آيه الله سيد محمد طاهر کاظمينی بروجردی جد و آيت الله سيد محمد علی کاظمينی بروجردی پدر آقای کاظمينی بروجردی هر دو از نزديکان آيت الله العضمی بروجردی مرجع سرشناس تشيع بودند که در نجف و قم از اطرافيان وی محسوب می شدند.
آيه الله سيد محمد طاهر کاظمينی بروجردی جد و آيت الله سيد محمد علی کاظمينی بروجردی پدر آقای کاظمينی بروجردی هر دو از نزديکان آيت الله العضمی بروجردی مرجع سرشناس تشيع بودند که در نجف و قم از اطرافيان وی محسوب می شدند

مسجد نور ميدان خراسان تهران تا زمان وفات پدر آيت الله کاظمينی بروجردی پايگاه مذهبی آنان به شمار می آمد. پس از وفات پدر آقای کاظمينی بروجردی طی درگيری هايی نهادهای حکومتی اين مسجد را به تصرف در آوردند و از پس آيت الله محمد حسين بروجردی به کوچه «سرو» واقع در خيابان «اوستا» و «زارع» تهران نقل مکان کرد و از منزل مسکونی خود به عنوان مرکزی برای تبليغ آنچه او دين سنتی» می نامد، استفاده کرد.

حساسيت به فعاليت های وی به دنبال برگزاری مراسم دعا در ورزشگاه چند هزار نفری کشوری به مناسبت وفات فاطمه زهرا افزايش يافت و دادگاه ويژه روحانيت آقای کاظمينی بروجردی را مرداد ۸۵ «جهت پاره توضيحات در مورد ادعای ارتباط با امام زمان» احضار کرد.

آقای بروجردی از حضور در اين دادگاه امتناع کرد و ماموران به دنبال مراجعه چهت بازداشت وی با چند هزارتن از طرفداران وی مواجه شدند.

درگيرهای پراکنده در مدت دوماه سرانجام در ۱۵ مهر ۸۵ به يورش ماموران به منزل وی ختم شد. اين يورش تعدادی مجروح برجا گذاشت و به نوشته روزنامه آلمانی اشپيگل «بيش از ۵۰۰ تن از طرفداران آيت الله کاظمينی بروجردی» و خود وی طی آن بازداشت شدند.

آز آن زمان تاکنون وی و نزديکانش در بازداشت به سر می برند و از دسترسی به وکيل محرومند.

۴ تير ۸۶ نامه ای از آقای کاظمينی بروجردی انتشار يافت که طی آن وی خطاب به «پاپ،دبير کل سازمان ملل، پارلمان اروپا، سازمان ها و نهادهای حقوق بشر و دادگاه لاهه، روشنفکران و آزادی خواهان جهان و مبارزان دموکراسی» نوشت «خصومت نظام با اين سرباز جانباز وطن، شخصی و خصوصی نمی‌باشد بلکه اعتقادی است، زيرا همگام با سلسله‌ی اجدادم «حکومت دينی» را غير قانونی و نامشروع می‌دانم و به «ولايت فقيه» اعتقادی ندارم، و در سال ۱۳۷۴ و ۱۳۷۹ نيز به همين علت زندانی شدم در حالی که دلايل کافی برای اثبات آراء و عقايد خود داشته‌ام و بارها تقاضای مناظره‌ی رسمی يا برگزاری دادگاه علنی با حضور وکيل را طرح نموده‌ام».
انتشار اعترافات و ندامت آيت الله کاظمينی بروجردی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی سابقه ندارد و در روال معمول چند روزنامه ها و خبرگزاری نزديک به نهادهای امنيتی اين ماموريت را بر عهده داشتند

آقای بروجردی در اين نامه محل نگهدار خود را « شکنجه‌گاه اوين، زير تيغ جلاد» اعلام کرد و گفت «خواسته‌ی من آن است که تدابيری برای آزادی عقيده و قلم و بيان در ايران اتخاذ شود، و ناظرينی بی‌طرف از نهادهای بين‌المللی بر اجرای قوانين حقوق بشر در ايران نظارت کنند و همچنين ادامه‌ی دادگاه من، علنی و با حضور نمايندگان خبرگزاری های بين‌المللی برگزار شود تا بتوانم حرفهای ناگفته‌ی خويش را در مصونيت کامل به سمع جهانيان برسانم».

وی در عين حال خود را مدافع دين سنتی معرفی کرد و گفت «بلايای اين ۲۸ سال را به حساب تز ناهنجار «سياست ما عين ديانت ماست» بگذارند نه دين و مذهب و توده‌های ملت».

آيت الله کاظمينی بروجردی طی اين نامه گفت « به آن دسته از هموطنانی که هنوز اميدوار به ظهور روزهای بهتری تحت توليت «حکومت دينی» هستند هشدار می‌دهم که سرنوشت اين مرجع و روحانی و از تبار پيامبر در حکومتِ مدعی تشيع چنين بوده، پس وای به حال ديگران».

ماموريت مرکز اسناد

انتشار اين خبر و انتشار اظهاراتی منسوب به اين روحانی زندانی از آن جهت اهميت دارد که رياست آن با روح الله حسينيان مشاور امنيتی محمود احمدی نژاد است.

آقای حسينيان که قضاوت در دادگاه ويژه روحانيت،جانشين دادستان در وزارت اطلاعات دوره آقای علی فلاحيان، حاکم شرعی چند استان و رياست مرکز اسناد انقلاب اسلامی را دارد، طی «سالهای۷۷ و ۷۸ زمانی که پرونده قتل‌های زنجيره‌ای شکل گرفت و برخی عناصر خودسر وزارت اطلاعات با هدايت سعيد امامی به عنوان سرشاخه‌های جنايت معرفی شدند، در سخنرانی‌های متعدد و در مصاحبه‌ای با برنامه چراغ صدا و سيما ضمن دفاع از سعيد امامی، وابستگان خاتمی و جبهه دوم خرداد را به عنوان عاملان قتل‌ها معرفی کرد».

وی سال ۸۵ «به دفاع شديد از احمدی‌نژاد روی آورده و حتی در قضيه آزادی ملوان‌های انگليسی با انتشار مطلبی در سايت اينترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، رفتار احمدی‌نژاد را با رفتار «رئيس علی‌ دلواری، عمر مختار و عزالدين قسام» مقايسه کرده بود و از «حسودانی» نام برد که «چشم به پيروزی دولت احمدی‌نژاد» ندارند.

محمود احمدی نژاد ۵ ارديبهشت سال جاری طی حکمی آقای حسينيان «رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامی را به سمت مشاور امنيتی و سياسی خود منصوب کرد».

به گزارش خبرگزاری ها « احمدی‌نژاد در اين حکم با اشاره به «تعهد دينی و انقلابی و سوابق و تجربيات ارزشمند حسينيان» ابراز اميدواری کرده بود تا وی در پرتو عنايات الهی و درجهت تحقق اصول چهارگانه عدالت گستری، مهرورزی، خدمتگزاری و تعالی همه جانبه کشور، موفق باشد».

ناظران و روزنامه های منتقد دولت با انتشار خبر انتصاب آقای حسينيان نسبت به امنيتی تر شدن فضای کشور هشدار دادند. انتشار اعترافات و ندامت آيت الله کاظمينی بروجردی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی سابقه ندارد و در روال معمول چند روزنامه ها و خبرگزاری نزديک به نهادهای امنيتی اين ماموريت را بر عهده داشتند.

به گفته ناظران علت اينکه مرکز اسناد انقلاب اسلامی راسا به انتشار ندامتنامه اقدام کرد صرف نظر از اعتبار ندامتنامه، حاکی از برعهده گرفته نقش تازه مرکز اسناد انقلاب اسلامی که قبل از اين با انتشارآثار تاريخی ماموريت تاريخ سازی برای نفع جمهوری اسلامی را بر عهده داشت.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 23:32  توسط "حقوق بشر"  | 
منصور اسانلو متهم به «اقدام عليه امنیت کشور» شد/ رادیو فردا

بهروز کارونی

يکی از وکلای مدافع منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، گفت که موکلش به اتهام «اقدام عليه امنیت کشور» بازداشت شده است.

يوسف مولايی با اعلام اين مطلب به راديو فردا گفت:«پرونده در حال تحقيقات مقدماتی قرار دارد و ما هيچ دسترسی ای به پرونده يا موکل خود نداريم.»

وی با اشاره به پيگيری های وکلای مدافع آقای اسانلو درسيستم قضايی افزود: «پس از اين پيگيری ها، متوجه شديم که برای ايشان قرار بازداشت موقت يک ماهه صادر شده است، اما امکان هم دارد که اين دوره، يک ماه ديگر نيز تمديد شود.»

آقای مولايی از اعتراض منصور اسانلو به بازداشت موقت خود خبر داد و گفت: «اين اعتراض به دادگاه ارسال شده است.»

آقای اسانلو روز ۱۹ تيرماه درنزديکی منزل خود توسط چهار مرد ناشناس مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد.

شاهدان عينی گفته اند که ماموران هنگام ضرب و شتم و بازداشت رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه فرياد می زدند که در حال بازداشت يک دزد هستند.

برای منصور اسانلو قرار بازداشت موقت يک ماهه صادر شده است، اما امکان هم دارد که اين دوره، يک ماه ديگر نيز تمديد شود.

يوسف مولايی

درهمين حال، مقام های قضايی و امنيتی جمهوری اسلامی ايران تا سه روز از اعلام وضعيت آقای اسانلو و نيز تاييد بازداشت اين فعال کارگری خودداری می کردند.

تنها پس از اعتراض های گسترده سازمان های کارگری در جهان بود که مقام های قضايی روز ۲۲ تير ماه بازداشت منصور اسانلو را تاييد کردند و گفتند که او در زندان اوين است.

وکيل مدافع رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه همچنين با اشاره به ملاقات نکردن خانواده منصور اسانلو با اين فعال کارگری زندانی در ۱۰ روز گذشته، اضافه کرد: «اين امکان وجود دارد که آنان بتوانند در هفته جاری با آقای اسانلو ديدار کنند.»

يوسف مولايی در مورد اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» که به رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه وارد شده است، گفت: «اينکه اين اتهام به چه مصداقی و چه ماده ای برای آقای اسانلو به کار برده شده است، معلوم نيست. به همين جهت درمورد اين اتهام نمی توان اظهار نظر کرد تا اينکه ما بتوانيم پرونده را قرائت کنيم.»

وی سپس اشاره کرد که به لحاظ قضايی، درحال حاضر، کاری از دست وکلای مدافع منصور اسانلو بر نمی آيد، زيرا پرونده، امنيتی ناميده شده و درمعاونت امنيت دادگستری تهران درحال بررسی است.

«اتهام وارد شده به همسرم واهی است»

پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، در گفت و گو با راديو فردا، اتهام وارد آمده به همسرش را رد کرد و آن را واهی دانست.

خانم اسانلو افزود: «اتهامی که به آقای اسانلو وارد شده، بی دليل و بی پايه و اساس است، زيرا او را در ارتباط با پرونده سنديکای شرکت واحد بازداشت کرده اند. ايشان هميشه به خاطر سنديکا بازداشت شده است، اما دراين بازداشت ها، به تنها چيزی که اشاره نمی شود، موضوع سنديکا است.»

اتهامی که به آقای اسانلو وارد شده، بی دليل و بی پايه و اساس است، زيرا او در در ارتباط با پرونده سنديکای شرکت واحد بازداشت کرده اند.

پروانه اسانلو

او با اشاره به گذشت ۱۰ روز از بازداشت همسرش و بی خبری از وضعيت وی گفت: «ما با توجه به بيماری های قلبی و چشم وی، از وضعيت جسمانی اش نگرانيم.»

پروانه اسانلو افزود: «من از نزديک شاهد زحمت های همسرم بوده ام که با صداقت برای ايران و مردم ايران کار کرده و از حقوق خود و همکارانش دفاع است. چنين آدمی چرا بايد متهم به اعمال ناکرده شود.»

وی گفت:«اگر منصور اسانلو اقدامی عليه امنيت ملی انجام داده بود، از سفر خارج خود باز نمی گشت. او به خوبی می دانست که هنگام بازگشت، حتی امکان دارد در فرودگاه بازداشت شود. پس او نقطه ضعفی نداشت که از آن بترسد.»

خانم اسانلو در اين گفت و گو بر لزوم ملاقات خانواده رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و نيز وکلای مدافعش با او تاکيد کرد.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:50  توسط "حقوق بشر"  | 
دادخواه: نمی توانم با دانشجویان بازداشتی ملاقات کنم/رادیو فردا

محمد علی دادخواه، وکیل مدافع برخی از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر و اعضای دفتر تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت گفت روز شنبه 30 تیر ماه، به همراه خانواده های موکلانش به شعبه دوم دادسرای انقلاب مراجعه و درخواست ملاقات با زندانیان را کرد، اما اجازه ملاقات به او و همراهانش داده نشد.

این وکیل دادگستری در مصاحبه ای با رادیو فردا گفت در مراجعات قبلی به زندان اوین به او گفته بودند که بازپرس پرونده باید ورقه ای مبنی بر اجازه ملاقات وکیل با موکلانش صادر کند.

وی افزود: «پیش از این به علت اینکه طبق روال عرفی موکلان می توانند به زندان اوین مراجعه و با موکلان خود ملاقات کنند، من به زندان اوین رفته بودم، اما آنجا به من اعلام کردند ملاقات با دانشجویان زندانی میسر نخواه بود مگر اینکه بازپرس پرونده ورقه ای در این باره صادر کند. به خانواده های دانشجویان بازداشت شده هم اعلام کرده بودند اگر من بروم این ورقه صادر می شود.»

آقای دادخواه در ادامه گفت: «بر اساس این تصور و قولی که مقامات قضایی داده بودند، من روز شنبه به دادگاه انقلاب رفتم اما رخصت و فرصت اینکه با موکلانم ملاقات کنند را به من ندادند و هیچ ورقه ای صادر نکردند و تاریخی هم معین نکردند که ممکن است چه زمانی این ملاقات صورت بگیرد. امیدوارم حق دانشجویان تضییع نشود و تصمیمی منطبق با قانون گرفته شود که من بتوانم با موکلانم ملاقات کنم.»

به گفته آقای دادخواه «هیچ توضیحی در مورد عدم اجازه ملاقات وکیل با موکلانش» به او نداده اند.

همزمان برخی از منابع دانشجویی خبر از فشارهای شدید روحی و جسمی بر دانشجویان و اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت داده اند.
هیچ توضیحی در مورد عدم اجازه ملاقات وکیل با موکلانش به او نداده اند. ولی فکر می کنم مقصودشان آن است که دانشجویان بازداشت شده در بازداشت موقت هستند و در طول بازداشت موقت اجازه ملافات نمی دهند.»

این منابع همچنین اعلام کرده اند هشت تن از بازداشت شدگان، عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران، مجتبی بیات، عضو سابق شورای مرکزی تحکیم وحدت، محمد هاشمی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بهاره هدایت، دبیر واحد زنان دفتر تحکیم وحدت، علی نیکو نسبتی، حنیف یزدانی، مهدی عربشاهی و علی وفقی، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سلول انفرادی هستند.

اما محمد علی دادخواه گفت این خبر را شنیده است، اما چون خودش با دانشجویان ملاقات نکرده نمی تواند آن را تایید کند و می افزاید: «از منبع موثقی این موارد به من اعلام نشده و چون امکان ملاقات با دانشجویان را نداشته ام، نتوانسته ام راجع به آن پرس و جو کنم.»

«حزبی قانونی»

در همین حال کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران با انتشار بیانیه ای بازداشت اعضای سازمان، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و پلمب دفتر این سازمان را محکوم کرده است.

در این بیانیه آمده است: «سازمان دانش آموختگان یک حزب دارای مجوز فعالیت قانونی است که به طور علنی و با رعایت تمام چارچوب های فعالیت مسالمت آمیز و قانونی برای ارتقای سطح حقوق بشر و دموکراسی در ایران تلاش می کند . از این رو برخورد خشن و غیر قانونی صورت گرفته با سازمان به هیچ رو قابل قبول نبوده و حق شکایت از عاملان و آمران این هجوم خشونت بار به دفتر سازمان محفوظ خواهد بود.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «هر نوع اقرار و اعترافی که از بازداشت شدگان در شرایط عدم دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده و در مدت بازداشت موقت گرفته شود، فاقد اعتبار و قابلیت استناد حقوقی است.»

از سوی دیگر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیز ضمن محکوم کردن بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان دانش آموختگان ایران و ابراز نگرانی نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شدید آن ها در بند ۲۰۹ زندان اوین برای اخذ اعترافات، اعلام کرده تا آزادی تمامی بازداشت شدگان ۱۸ تیر ماه ۸۶ از پای نخواهد نشست.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:42  توسط "حقوق بشر"  | 
اینک ما مانده ایم و دانشگاههایی ویران و زندان هایی آباد

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به سرکوب گسترده فعالان دانشجویی و آزادیخواهان: اجازه نمی دهیم خواب بازگشت کشور به سال های تلخ دهه ۶۰ تعبیر شود


مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می آید با من فریاد کند…

روزگار غریبی است.روزگاری که سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند. این روزها زتند باد حوادث نمی توان دیدن در این چمن که گلی بوده است یاسمنی. کثیری از یاران آزادیخواهمان که خواستی جز زندگی شایسته و آزاد برای خود و دیگران ندارند بدین جرم در بندند و باقی تلخکامانه شاهد بی خردی و انسان ستیزی حاکمان این دیار و در دل زمزمه می کنند :
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است!

آری روزگار، روزگار سرمای زمستان است و کامها به زهر کین کینه توزان تمامیت خواه به تلخی آغشته و طعم شیرین آزادی و عدالت از یادها رفته.ناخدای استبداد دلخوشانه و شاد کمر همت به نابودی حریت بسته است و بی هیچ شرمی شمشیر را از رو بسته و آشکارا در میانه میدان هل من مبارز می طلبد.

روزی به انتقام فریاد اعتراض دانشجویان بر سر رییس دولت مهرورز جمهوری اسلامی و پس از ناکامی مریدان حلقه به گوش قدرت در مسند ریاست دانشگاه در سرکوب و قلع و قمع و ریشه کن کردن نهال آزادیخواهی پلی تکنیک به حیله و ناجوانمردی و رذالت نشریات دانشجویان مظلوم را جعل می کنند و سپس در کوی و برزن فریاد سر می دهند که پیشاپیش “یقین” داریم که کار، کار دانشجویان است و صدالبته چون انبانشان از سند و مدرک و برهان تهی است و خود نیک می دانند که اگر مثقالی عدالت و قضاوت و شرافت در کار باشد این خود آنانند که متهم اصلی غائله خواهند بود و دامان دانشجویان از این تهمت پاک، یاران شکنجه گرشان را به مدد می گیرند تا مگر دانشجویان را تحت فشار و شکنجه و ارعاب به ارتکاب به گناه ناکرده معترف کنند و این اعتراف را به درگاه اربابانشان هدیه کنند و از آن بهانه سرکوب های آینده را بسازند وسیاست النصر بالرعب خود را بیشتر پیش برند.

روز دیگر و زمانی که این حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجویان و شجاعت جمع چند نفره شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت کارساز نمی یابند و آنان به نمایندگی از پیکره زخم خورده جنبش دانشجویی ایران و در روزی که نماد مظلومیت دانشجویان و سمبل توحش و درندگی اقتدارگرایان است یعنی ۱۸ تیرماه تحصنی چند نفره و مسالمت آمیز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار می کنند، چاره کار را در ربودن آنان می یابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوین! منتقل می کنند و باز به همین هم اکتفا نمی کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر یک حزب قانونی یورش می برند ، به ضرب گلوله در می شکنند و حرمت انسانیت می درند و جمعی از بهترین فرزندان ایران زمین را راهی محبس می کنند.

و اینک ما مانده ایم و دانشگاههایی ویران و زندان هایی آباد . چه جای دانشگاه است بهتر است بگوییم قربانگاه. دستپخت دولت مهرورز و عدالت پرور که الحق و الانصاف در تقسیم ظلم و سرکوب ، انصاف و عدالت را رعایت می کند وسهم هیچ کس را از یاد نمی برد.هیچ جای دنیا با دانشگاهیان و دانشجویان خود چنین نمی کنند که در این ملک می کنند.دانشگاههای ایران امروز تاوان خردستیزی جریانی را می پردازد که با دو ابزار دروغ پراکنی سازمان یافته و سرکوب و تهدید و تحدید لجام گسیخته به باز گرداندن جامعه ایران به سالهای تاریک دهه ۶۰ می اندیشد و در این راه تاب تحمل صدای هیچ مخالف و منتقدی را ندارد.

اشغال کنندگان امروز جایگاه قدرت در ایران هرچند در ابتدا سعی بر آن داشتند تا با گرفتن ژست های مردم فریبانه و وعده های دروغین و لبخندهای ساختگی به گونه ای وانمود کنند که نسبتی با سرکوب ندارند و همه این شایعات را به دشمن موهوم و خیالی نسبت می دادند اما با گذر زمان و آشکار شدن ماهیت پلید اندیشه مستبدانه شان از یک سو و ناتوانیشان در اداره امور اولیه و بدیهی جامعه از سوی دیگر و از آنجا که نه جامعه ایران جامعه ۲ دهه پیش است و نه دوران، دوران سکوت مردم در برابر زورگویی و تمامیت خواهی،چاره ای جز استفاده آشکار و گسترده از ابزار زور و سرکوب در راه رسیدن به سراب خام خود نیافتند. هم از این رو بود که تاوان اعتراضات همه صنوف از معلم و کارگر تا استاد و دانشجو باتوم و زندان شد و برای زهر چشم گرفتن از جامعه و پیش گیری از هر اعتراضی زنان و جوانان کشور هم هر یک شاهد تحقیر گسترده و سازمان یافته خود از سوی نیروی سرکوب حاکمیت شدند. صدالبته دانشجویان و دانشگاهیان به جرم روشن نگاه داشتن مشعل انتقاد و مخالفت با حجت شرعی برای استبداد تراشیدن بیش از همه به زحمت حاکمان نابخرد گرفتار آمدند.

اما در میانه این همه سرکوب و بی عدالتی از ربودن و دربند کردن دانشجویان تا شکنجه و ضرب و شتم و شب بیداری و تهدید و ارعاب آنان نباید از یاد برد که بزرگترین هدف تاریک اندشان حاکم کردن “ناامیدی” و “یاس” بر فضای جامعه تحول خواه ایران است. شب نهادانی که ایده ها و اعمالشان ریشه در جمود و ایستایی قرون وسطایی دارد با خود می اندیشند که با تند کردن هر چه بیشتر برخورد ها و سنگین کردن فضای فعالیت های مدنی می توانند ناامیدی را در ذهن و روح آزادیخواهان حاکم کنند و امید به هر تحولی را از اذهان بزدایند.

بی شک روزگار ناامیدی حساس ترین مقطع تاریخ هر جامعه ای است. از اینجاست که یا بر می خیزند با عزمی جزم، امیدی برقرار و همتی بلند یا فرو می افتند و آرمان ها و مطالباتشان با گزدش ایام گرد فراموشی می گیرد و تنها یادی از آنها در تاریخ باقی خواهد ماند. پس امروز بر ما است که با تلاش و پی گیری مستمربرای آزادی دوستان دربندمان که تاوان استقلال خود از درگاه قدرت را می پردازند و روشن نگاه داشتن چرغ آزادیخواهی و مقابله با حاکم شدن فضای پلیسی-امنیتی بر کشور اجازه ندهیم امید شوم تاریک اندیشان در ناامید کردن همگان از تحول به نفع حاکمیت آزادی و تحقق دموکراسی به بار بنشیند و ابلیس پیروز مست سور عزای آزادی را به سفره بنشیند. ما در کنار سایر یاران دبستانیمان و جامعه تحول خواه و پویای ایران اجازه نخواهیم داد آنان که سودای خام حقنه کردن سالهای تلخ و تیره دهه ۶۰ به جامعه را در سر می پرورند بار دیگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند.

در پایان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن محکوم کردن بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان دانش آموختگاه ایران اسلامی و ابراز نگرانی نسبت به اخبار شکنجه و ضرب و شتم شدید آنان دربند ۲۰۹ اوین برای اخذ اعترافات دروغین، اعلام می کند تا آزادی تمامی بازداشت شدگان ۱۸ تیرماه ۸۶ از پای نخواهد نشست و با تمامی توان در کنار آنان می ایستد و برای آزادیشان تلاش خواهد کرد.

گمان مبر که به پایان رسیده کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:30  توسط "حقوق بشر"  | 
ادامه دستگیری فعالین مدنی در مناطق کردنشین ایران

انجمن دفاع اززندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران

سه نفر از شهروندان مریوان توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شدند

روز پنجشنبه ۲۹ تیرماه سه نفر از شهروندان مریوانی به نامهای: ۱- آزاد خوانچه زر۲- کریم کانی سانانی ۳- ساسان عراقی توسط نیروهای اداره اطلاعات مریوان بازداشت شدند.

ادراه اطلاعا ت بعد از بازداشت آزاد خوانچه زر به خانواده اش زنگ می زند که فرزندتان دربیمارستان است.خانواده اش بلا فاصله به بیمارستان مراجعه می کنند مسولین بیمارستان اعلام می کنند که فردی به این نام در بیمارستان مریوان وجود ندارد وهیچ خبری از وی نیست. بعداز اینکه خانواده اش با نگرانی به خانه برمیگردند دوباره از اداره اطلاعات با آنها تماس میگیرند که آزاد خوانچه زر در بازداشتگاه اداره اطلاعات وامنیت شهر مریوان است.

تلاش خانواده کریم کانی ساسانی وساسان عراقی برای محل بازداشت آنها بی نتیجه مانده است فقط نیروهای امنیتی گفته اند بازداشت شده اند ولی به محل بازداشت آنها اشاره ای نکرده اند.

آزاد خوانچه زر ۲۷ سال سن دارد یکی فعالین تشکل های مدنی شهر مریوان بوده ودر مراسم های مردمی دفاع از حقوق شهروندان درسالهای اخیر شرکت فعال داشته است.

درروزهای اخیر فشار، تهدید وبازداشت شهروندان وفعالین مدنی درشهرهای کردستان افزایش یافته است.

انجمن دفاع اززندانیان سیاسی وحقوق بشر نگرانی خود را از موج بازداشت ها و اتهام زدن به شهروندان و صدوراحکام سنگین علیه فعالین مدنی اعلام و ازهمه نهادهای اجتماعی و سیاسی وفعالین حقوق بشر در سطح بین المللی میخواهد که برای نجات جان بازداشت کنندگان تلاش کنند.

انجمن دفاع اززندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران
۳۰ تیرماه ۱۳۸۶
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:23  توسط "حقوق بشر"  | 
دوست دارم به پدرم بگویم همیشه در کنارم باشد،/گفتگوی صدای المان با فرزند عبدالله مومنی
تیر 1386

ادوارنیوز: رادیو صدای المان گفتگویی با حمیدرضا مومنی فرزند نوجوان عبدالله مومنی انجام داده است :

وقتی زنگ خانه را زدند‌، فکر کردم پدرم آزاد شده‌است»

با حمید رضا، پسر ۱۳ساله‌ی عبدالله مومنی گفتگویی داشتیم. او که در این روزها انتظار پدر را داشته‌است،‌ می‌‌گوید:

«وقتی مأمورها زنگ زدند‌، من فکر کردم پدرم آزاد شده‌. بعد که آمدند بالا و دستبند را دست پدرم دیدم، فهمیدم اشتباه کردم. ۴نفر بودند و اول خودشان را از نیروی انتظامی معرفی کردند. بالا که آمدند، ما متوجه شدیم که مأمور اطلاعات هستند. مادرم اول نگذاشت آن‌ها وارد شوند. ولی بعد با حکم قضایی واردشدند.»

او از دیدنِ پدر با دست بند ناراحت است و می‌گوید: « پدرم را با دست بند دم در آوردند و دست بند زده با ما روبرو کردند. مگر پدر من به جز کتاب و علم و قلم چه کار دیگری کرده‌بود؟»

حمیدرضای نوجوان می‌گوید: «مأموران دوساعت تمام خانه‌ را زیر و رو کردند، همه جا را از مواد غذایی گرفته تا کتاب و کمد و وسایل شخصی را گشتند و چند کارتن کتاب، جزوه، دست‌نوشته و سی‌دی را با خودشان بردند.»

او نگران وضعیت روحی و جسمی پدرش است. نگران شکنجه. لاغری پدر طی ۹روز برایش حکایت از فشارهای زندان دارد.

«وقتی داشت لباس عوض می‌کرد کبودی‌هایی روی بدنش بود. او به ما گفت در انفرادی به‌سرمی‌برد و ۲۴ساعت یک چراغ بالای‌ سرش روشن است. هواخوری هم ندارد. پدرم گفت که در شرایط بدی بوده و هیچ خبری از بیرون نداشته‌است. تمام این مدت فکر می‌کرده همه‌ی دوستانش آزاد شده‌اند. تا امروز به پدرم اجازه ملاقات با وکیل را ندادند. به ما هم اجازه ملاقات نمی‌دهند.»



از او می‌پرسم اگر بدانی، الان پدرت سخنت را می‌شنود، به او چه می‌گویی؟

« دوست دارم به او بگویم همیشه در کنارم باشد، همیشه پیشم باشد
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:22  توسط "حقوق بشر"  | 
هفته نامه صدای اروميه توقیف شد

روزنامه شرق: مسوول امور مطبوعات اداره کل فرهنگ و ارشاد آذربايجان غربي با تماس تلفني از محمدرضا خادم شمس مديرمسوول هفته نامه محلي «صداي اروميه» به استناد اعلام هيات نظارت بر مطبوعات خواست شماره بعدي هفته نامه منتشر نشود. هفته نامه صداي اروميه در 31 فروردين سال 77 متولد شد و پس از 9 سال فعاليت مستمر مطبوعاتي در حالي که در انتظار تبديل وضعيت خود از هفته نامه به روزنامه اي با گستره شمال غرب و تهران بود در آستانه تعطيلي قرار گرفت. اين هفته نامه پس از نويد آذربايجان و پيام کردستان، سومين نشريه محلي در آذربايجان غربي است که از انتشار باز مي ماند.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:16  توسط "حقوق بشر"  | 
جزوات «پيشگيری از اعتياد» ويژه دانش‌آموزان چاپ نشد‌

خبرگزاری فارس: مدير دفتر پيشگيري‌ از آسيب‌هاي اجتماعي و مواجهه با بلاياي طبيعي وزارت آموزش و پرورش گفت: به دليل عدم تخصيص اعتبار، جزوات «پيشگيري از اعتياد» ويژه دانش‌آموزان چاپ نشد.

وزارت آموزش و پرورش سال گذشته از تهيه جزوات پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي براي تمام دانش‌آموزان كشور خبر داد.

بر اساس اين گزارش، عنوان شده بود كه اين جزوات تا پايان سال گذشته آماده شده و بين دانش‌آموزان توزيع خواهد شد اما اين جزوات در سال گذشته توزيع نشد و دليل عدم توزيع آن، عدم چاپ جزوات بود.

محسن فريدي مدير دفتر پيشگيري‌ از آسيب‌هاي اجتماعي و مواجهه با بلاياي طبيعي وزارت آموزش و پرورش گفت: عنوان شده بود در صورتي كه ستاد مبارزه با مواد مخدر اعتبارات لازم براي چاپ جزوات را در اختيار آموزش و پرورش قرار دهد، اين جزوات چاپ و بين دانش‌آموزان توزيع مي‌شود.

وي ادامه داد: متأسفانه اين اعتبارات در اختيار آموزش و پرورش قرار نگرفت. به همين دليل هنوز نتوانستيم اين جزوات را چاپ كنيم.

فريدي اظهار داشت: جزوات پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي براي تمام مقاطع تحصيلي پيش‌بيني شده است. در اين جزوات اطلاعات لازم در مورد آسيب‌هاي اجتماعي و همچنين پيشگيري از اين آسيب‌ها آمده است.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:16  توسط "حقوق بشر"  | 
مصرف داروی مخدر در كشور 5/2 برابر شده است‌

خبرگزاری فارس: مدير كل داروي وزارت بهداشت گفت: مصرف داروي مخدر ترامادول از 134 ميليون عدد در سال 84 به 330 ميليون عدد در سال 85 رسيد و حدود 5/2 برابر شد كه علامت خوبي نيست.

محمدرضا فاضلي پنجشنبه در جلسه ديدار وزير بهداشت با مديران صنايع دارويي كشور در سالن اجتماعات انستيتو پاستور ايران،‌افزود: افزايش مصرف ترامادول 100 در كشور موجب سير شكايت خانواده بچه‌هاي ترك تحصيل كرده به خاطر اعتياد به ترامادول شده است به همين علت ما اين دارو را به فهرست داروهاي تحت كنترل اضافه كرديم زيرا نمي‌توانيم چشم خود را نسبت به زيانهاي مصرف اين دارو ببنديم.

وي گفت: ترامادول يك داروي مسكن خيلي قوي است كه در بسياري از كشورها آن را جزء داروهاي مخدر نمي‌دانند اما در كشور ما با توجه به عوارضي كه از مصرف بيش از حد اين دارو ديديم، از اين پس توزيع اين دارو تحت شرايط و محدوديتهاي خاص داروهاي مخدر انجام مي‌شود و از اين پس به هيچوجه اجازه فروش بدون نسخه آن را نمي‌دهيم.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:12  توسط "حقوق بشر"  | 
تاثیر سهميه بندی بنزين بر زندگی مردم

روزنامه شرق: سه گردشگر چک که با ماشين شخصي به ايران آمده اند، در قائم شهر، بنزين تمام کردند و متوقف شدند. سارقان به اداره پست کرمانشاه دستبرد زدند و بيش از سه هزار و 700 کارت سوخت را بردند. موتورسواري در وردآورد کرج با استفاده از غفلت راننده خودرو، کارت سوخت او را در پمپ بنزين سرقت کرد. باک بنزين خودروي پرايد يکي از موسسات کرايه اتومبيل در خيابان آفريقاي تهران را جلوي موسسه خالي کردند. سارقاني در تهران در حال فرار از دست پليس، به دليل تمام شدن بنزين ماشينشان ناچار به توقف شدند و پليس آنها را دستگير کرد. امروز 30 تيرماه است و 24 روز پيش بنزين در ايران سهميه بندي شد و اين فقط بخشي از حاشيه هاي سهميه بندي بنزين است.

هنوز يک ماه هم از اجراي طرح سهمیه بندی بنزین نمي گذرد، اما زندگي مردم در دورافتاده ترين نقاط ايران هم از آن تاثير گرفته است. از کشاورز کويرنشين گرفته تا بازرگان تهراني.راننده آژانس، متعلق به هر کجاي ايران که مي خواهد باشد، گله مند است که کارت سوختش را نگرفته است. از بندرعباس خبر مي رسد که ماهيگيران به جاي ماهيگيري و دل به دريا زدن، در خانه نشسته اند، بنزين مي فروشند و ماهي 900هزار تومان درآمد کسب مي کنند. کشاورز يزدي گله مند است. همان کشاورزي که خيار سبز درختي مي کارد و هر روز ناچار است براي رسيدن به زمين کشاورزي اش روزي 40 کيلومتر با ماشين طي کند. مراجعان اورژانس بيمارستان قائم مشهد مي گويند اورژانس براي انتقال بيماران از همراهانشان کارت سوخت مطالبه مي کند. هتل دار سرعيني از اين ناراحت است که در پرسفرترين زمان سال، چشمه هاي آب هاي معدني و اتاق هاي هتل او خالي است. شهروند اهوازي از کرايه بالاي تاکسي و ناهماهنگي در حمل و نقل عمومي مي نالد.

مردم گله مندند. آن کشاورز يزدي از اين مي گويد که با روزي سه ليتر بنزين نمي تواند به گلخانه اش سر بزند و ناچار است گلخانه اي را که با هزار خون دل و وام بانکي چند ماهي است راه اندازي کرده، بفروشد. آن راننده آژانس تهراني که در آژانسي در منطقه قيطريه کار مي کند از اين مي گويد که سهميه بنزين خودش تا آخر هفته تمام مي شود و از آغاز هفته تاکنون 10 نفر از همکارانش سهميه شان تمام شده است و ديگر کار نمي کنند؛ «چه کسي خرج زندگي آنها را بدهد؟»گله مردم به همين جا ختم نمي شود. برخي هنوز کارت سوخت نگرفته اند. براي برخي ديگر که کارت سوخت آمده در خانه شان، پاکت خالي بوده. تعدادي هم کارتشان را در پمپ بنزين ها جا گذاشته اند. يکي از دوستان تهراني از آشنايي مي گويد که کارت سوختش را در پمپ بنزين جا گذاشت. برگشت، آن هم با عصبانيت تا کارتش را بيابد. متصدي به او گفت؛ «چرا اينقدر عصباني هستيد؟ بياييد اين کارت مال شما.» و کارت سوخت يک کاميونت را به او داد.راننده جوان يک BMW در سعادت آباد تهران از اين گله مي کند که کارت سوخت ماشين وارداتي اش هنوز نيامده و براي همين ناچار است بنزين را با نرخ آزاد 400 تا 500 توماني بخرد. اين در حالي است که هنوز جوهر خبر روزنامه ها که منتشر کردند؛ «دولت اعلام کرد تا پايان سال 86 بنزين آزاد ارائه نمي شود» خشک نشده است.

حتي مديرعامل سازمان تاکسيراني تهران هم از اين مي گويد که به دليل سهميه بندي بنزين و کمبود سوخت بسياري از تاکسي ها از ساعت هفت شب به بعد سرويس دهي نمي کنند. مهدي چمران رئيس شوراي شهر تهران، در گفت وگو با خبرگزاري فارس سهميه بندي بنزين را تجربه جديدي در کشور مي داند که هرچند «محدوديت» است اما مردم بايد بتوانند خودشان با تدبير آن را مديريت کنند.

اما او هم از گلايه هاي مردم با خبر است و مي گويد؛ «مسوولان و متخصصان سهميه بندي بنزين که مسووليت اين کار سخت و پيچيده را به عهده گرفته اند بايد گلايه هاي مردم را بشنوند و مشکلات اجراي اين طرح را حل کنند.»

جنوب شرق تهران، محله نارمک

صف تاکسي هاي ميدان نبوت (هفت حوض) شلوغ است. «آقا اگر امروز 10 ليتر از بنزين خودت را به ما بدهي و کار ما راه بيفتد بعداً از شرمندگي ات در مي آيم.» اين را آقا غلام راننده خط تهرانپارس- هفت حوض به همکارش مي گويد. ماشينش جزء آن تاکسي هايي است که در طرح ساماندهي مسافربرهاي شخصي روي آن يک خط نارنجي کشيده اند و سهميه 20 ليتري به آن داده اند. مي گويد؛ «فعلاً که مي گذرانيم، 10 ليتر از يکي قرض مي گيريم، 15 ليتر از يکي ديگر، بعد دوباره از ديگري قرض مي گيريم به قبلي پس مي دهيم.» پيک موتوري ها هم وضع بهتري ندارند. جلال صاحب پيک موتوري ميدان 72 نارمک است. آدم را ياد فيلم هاي مسعود کيميايي مي اندازد. درشت اندام است. اسم بنزين را که مي شنود، صدايش کمي بالا مي رود؛ «آخر مگر با روزي يک ليتر بنزين مي شود کار کرد، با اين وضع پيش برود دو روز ديگر خانه نشين شده ايم.» سفارش بسته اي براي سعادت آباد دارد؛ «به مشتري که نمي توانم نه بگويم، موتورها هم که گازسوز نمي شود.» ساندويچ فروشي دور ميدان چند تا سفارش پيتزا گرفته است. مرد سفارش ها را برمي دارد که برود. مي گويد؛ «سه موتور براي سفارش هاي بيرون داشتيم که با سهميه بندي شدن ديگر صرف نمي کند براي ما کار کنند.» بيرون که مي رود خانم صندوق دار اشاره مي کند؛ «صاحب کارمان است. از وقتي موتورها نمي آيند خودش سفارش ها را مي برد.» مجيد در ميوه فروشي خيابان سامان کار مي کند. بچه هاي محل «مجيد قال بذار» صدايش مي کنند، ولي مي گويد بنويسيد؛ «مجيد وثوق». 18 سالش تازه تمام شده و با کمک برادرش يک موتور خريده، موتور قرمزي که داده است رويش «يا اباالحسين» نوشته اند، دوماهي مي شود که موتورش را خريده است. مي گويد؛ «يک ليتر بنزين بيشتر ندارد، يک دور که سامان را بالا و پايين کنم بنزينم تمام مي شود.»

صاحب ميوه فروشي هم بنزين موتورش تمام شده است و مي گويد؛ «قبلاً سفارش به خانه ها هم مي برديم که ديگر نمي بريم.» ميوه و سبزيجات را با نيسان خودشان از ميدان مي آورند. از وقتي بنزين سهميه بندي شده مقدار و تنوع ميوه و سبزيجاتي که مي آورند کمتر شده و قيمت هايشان هم کمي بالاتر رفته است؛ «الان فقط يک بار براي آوردن بار به ميدان مي رويم ولي درگذشته مي توانستيم دو يا سه بار هم تا ميدان برويم و برگرديم.»

مشهد سوت و کور

مسافران تابستاني حرم امام رضا امسال به ديدارش نرفتند تا سهميه بندي بنزين اثرش را در بازار مسکن و هتلداري مشهد هم نشان دهد. سهميه بنزين به تدريج اثرش را با کاهش 50 درصدي خريد و فروش مسکن و رکود بازار نشان داده است. حامد احتشام مشاور املاک در خيابان احمدآباد مشهد مي گويد؛ «برخلاف سال هاي گذشته که آغاز فصل تابستان منجر به افزايش معاملات ويلاهاي اطراف مشهد مثل طرقبه و شانديز مي شد، با سهميه بندي بنزين در تيرماه ميل به خريد اين ويلاها کاهش يافته است به طوري که مالکان کنوني نيز فروشنده هستند.» رضايي، از هتلداران خيابان خسروي درباره وضعيت ورود گردشگران به مشهد مي گويد؛ «70 درصد مسافران با خودروهاي شخصي به مشهد مي آمدند که با سهميه بندي اين ميزان از نصف هم کمتر شده است. به طوري که مجبورم کرايه سوئيتي که شبي 56هزار تومان بوده را براي خالي نماندن به 15هزار تومان کاهش دهم تا حداقل بتوانم مخارج هتل و حقوق کارکنان را بپردازم.» ميري سوپرمارکتي در خيابان ابوذر دارد و معتقد است سهميه بندي باعث شده تا مردم براي هر خريد کوچکي به فروشگاه مراجعه نکنند و معمولاً صبر مي کنند تا ليست کالاهاي مورد نيازشان به تعداد قابل توجهي برسد و بعد براي خريد مراجعه کنند که به نظر من اين کار خوبي است و از اسراف بي مورد بنزين جلوگيري مي کند. شاه صمدي مدير يک آموزشگاه تعليم رانندگي در بلوار پيروزي است. او مي گويد که آموزشگاه هاي رانندگي در حال حاضر با نصف ظرفيت فعاليت مي کنند. قبل از شروع سهميه بندي بنزين 40 خودرو در آموزشگاه کار مي کردند که با اجراي طرح و تامين نشدن سهميه آموزشگاه هاي رانندگي به 20 خودرو رسيده که با روند کنوني تا چند روز ديگر از اين مقدار کمتر هم مي شود. او از تلاش هايشان براي رفع اين مشکل خبر مي دهد؛ «صاحبان و تعليم دهندگان آموزشگاه ها تجمعي را در مقابل فرمانداري مشهد برگزار کردند که با وجود قول هاي مسوولان تاکنون اقدام موثري براي رفع مشکل انجام نشده است. براي همين بسياري از همکاران به فکر تعطيلي آموزشگاه خود هستند.»

افزايش سهميه براي سفر

تاکنون دست اندرکاران گردشگري بارها و بارها از کاهش چشمگير مسافران پس از سهميه بندي بنزين گفته اند و مسوولان با تساهل از کنار آن رد شدند. روز چهارشنبه براي نخستين بار اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در حاشيه جلسه هيات دولت از تاثير سهميه بندي بنزين بر سفر سخن گفت. از اينکه «اکنون دولت اين آمادگي را دارد که براي سفرها، افزايشي را در سهميه بندي بنزين ايجاد کند.»

او افزود؛ «ولي بايد مکانيسمي را تبيين کنيم که اين افزايش حتماً منجر به سفر شود و صورت گرفتن سفر را تضمين کند.» او درباره اين سخن نگفت که چرا پيش از اين زمان برنامه ريزي براي سفر نبود و چرا «اکنون».

پسرم، زن نگير

مرتضي با لهجه آذري اش مي گويد؛ «از روزي که بنزين گران شده مادرم ديگر اصراري به زن گرفتن من نمي کند.» او در سوپرمارکتي در نزديکي ميدان ونک تهران کار مي کند. مي گويد برخي از اجناس مثل لبنيات، سيگار و مواد خارجي گران شده اند؛ «مردم مثل نديد بديدها با بنزين رفتار مي کنند. من که خرج خودم را درمي آورم اما اين سهميه ها واقعاً کم است، آدم يک مسافرت هم نمي تواند برود.» شايد در فکر خنکاي آذربايجان است. «سميرا» عجله دارد که به سرکار برود. هر روز با مترو عازم ميدان حسن آباد مي شود. مي گويد؛ «از گرما و شلوغي مي ميري تا به سر کار برسي. ديروز صبح دست يک خانم لاي در مترو گير کرد و آنقدر جيغ کشيد تا راننده مترو متوجه شد. لااقل وسايل نقليه عمومي را بيشتر کنند تا مردم اين طوري جان ندهند.»

«علي اسکندري» در تهران موسسه کرايه اتومبيل دارد. مي گويد از 40 راننده موسسه اش تنها 20 نفر از آنها کار مي کنند؛ «10 روز پيش اعلام کردند بياييد سهميه هايتان را بگيريد، اما وقتي بچه ها رفتند به هيچ کس بنزين ندادند. گفتند برويد اتحاديه. 10 روز است يک عده از راننده ها مي دوند تا سهميه بگيرند.» او مي گويد؛ «ترافيک فقط چند روز اول سهميه بندي کم شده بود. الان مثل گذشته است. حتي ديگر به بهشت زهرا و فرودگاه امام خميني هم نمي رويم.» «مهدي چمران» رئيس شوراي شهر تهران هم به اين نکته اشاره مي کند؛ «روزهاي اول که طرح سهميه بندي بنزين اجرا شد، مردم سعي کردند کمتر بنزين مصرف کنند و به نظر مي رسيد ترافيک سبک تر شده است اما بعد که مردم متوجه شدند فعلاً 600 ليتر بنزين دارند، مديريت سوخت را شل گرفتند و راحت تر استفاده کردند به همين علت ممکن است در پايان دوره شش ماهه دچار مشکل شوند.»

پايان هاليوودي

فرمانداري قائم شهر به «مارتين»، «دن» و «ولادي» سه گردشگر اهل چک که در اين شهر بنزين تمام کردند و کارت هوشمند سوخت نداشتند، 50 ليتر بنزين داد تا به سفرشان به سوي ترکمنستان ادامه دهند. چه کسي به کشاورز يزدي بنزين مي دهد؟
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:11  توسط "حقوق بشر"  | 
هشتم مرداد؛ روز همبستگی ملی با زندانیان سیاسی/جبهه ی دموکراتیک ایرانIDF

هشتم مردادسالروز شهادت اسطوره ی جنبش دانشجویی،اکبر محمدی است.
اکبرمحمدی نمونه ی مثال زدنی یک دانشجوی آزادیخواه امامبارز بود.او پیش از جنبش دانشجویی18تیر ماه 1378،همواره ازکسانی بود که دانشجویان را به تظاهرات اعتراض آمیز علیه رژیم جمهوری اسلامی تشویق می کرد.اکبر محمدی به همین دلیل در میتینگ های دانشجویی از رهبران تظاهرات به حساب می آمد وچندین بار دستگیرشد.او در این مبارزات نشان داد که فردی مقاوم و سازش ناپذیراست.اکبر محمدی در جنبش دانشجویی18تیر ماه 1378از رهبران این جنبش بود ودانشجویان را به اعتراض و مقاومت علیه عوامل سرکوب گرتشویق می کردوخود از کسانی بود که با ساختن «کوکتل» عملاًگروه فشار را از حمله به دانشجویان باز می داشت.این شهیدجنبش دانشجویی درجریان جنبش دانشجویی سال1378دستگیر وراهی شکنجه گاه توحید شد.به حق اکبر محمدی تنها دانشجویی بود که بیش از دیگران شکنجه شداما هرگز تسلیم نشد.به همین دلیل پس از شکنجه ی وحشیانه ی جسمی و روحی به اعدام محکوم گردید.
رژیم اگرچه به دلیل وحشت از افکار عمومی،قادر نبود اسطوره ی مقاومت جنبش دانشجویی را اعدام کند،ولی هرگز او را رها نکرد.اکبر محمدی در حالی که 7سال از دوران جوانی خود را در زندان گذراند که به دلیل شکنجه های قرون وسطایی که از ناحیه ی وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب رژیم والبته در دوران حکومت اصلاحات،بر او واردشد،توانایی جسمی خود را از دست داده بود.او برای تداوم مبارزبا رژیم حاکم،ودر یک اقدام شجاعانه و با آگاهی از این که ممکن است جان خود را از دست بدهد،دست به اعتصاب غذا زد.اعتصاب غذای اکبرمحمدی همچون مقاومت او زیر شکنجه ومبارزه ی او،شجاعانه ومثال زدنی بود.این دانشجوی آگاه،مبارز و دموکراسی خواه،جان خود را برای رسیدن به دموکراسی فدا کرد و به این دلیل،اسطوره ی مقاومت نام گرفت.اینک در اولین سال روز شهادت او،از این مبارزه نستوه مدد گرفته و از همه ی آزادیخواهان دعوت می کنیم،روز8مرداد را به روز همبستگی ملی با زندانیان سیاسی به ویژه دانشجویان پلی تکنیک،اعضای دفتر تحکیم وحدت زندانیان کرد،زندانیان کارگری،زنان زندانی و سایر زندانیان سیاسی از جمله زندانی های ایرانی-امریکایی،تبدیل کنند.به راستی در شرایط فعلی،رژیم سر کوب گر،با همه ی توان با مردم ایران درگیر شده و مردمی که زیر فشار های اقتصادی ناشی از سیاست های مردم ستیز این رژیم به تنگ آمده اند را به بهانه های گوناگون اعدام،سنگسار،شکنجه و زندانی می کند.به همین دلیل وبه مناسبت سال روز 8مرداد،باید همگی با یک صدا از دنیای آزاد بخواهیم،شرط هر گونه همکاری با این رژیم دیکتاتوری را التزام عملی به اعلامیه ی جهانی حقوق بشر قرار بدهد.اگر برای انها لغو غنی سازی اورانیوم موضوعیت دارد،برای ملت ایران،مساله ی حقوق بشر اولویت دارد.پس اگر دنیای آزاد به ادعای خود در طرفداری از دموکراسی و حقوق بشر صادق است،باید شرط حقوق بشر را مقدم بر شرط امنیت قرار بدهد.شاید رئیس جمهوری فرانسه در این زمینه بتواند پیشقدم باشد.

زنده بادآزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته بادزنجیر استبداد
جبهه ی دموکراتیک ایرانIDF
ایران/تهران/29تیر/1386خورشیدی

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:5  توسط "حقوق بشر"  | 
بیانیه کانون نویسندگان کرد در رابطه با برخوردهای اخیر با فعالان مدنی در کردستان ، موکریان

در پی بازداشت و صدور احکام سنگین برای چندتن از روزنامه نگاران و فعالان مدنی کرد در روزهای اخیر ، کانون نویسندگان کرد با صدور بیانیه ای ضمن دعوت از مردم کردستان برای تأکید بر حقوق دمکراتیک و شهروندی خود به شیوه مدنی و حفظ عقلانیت در هرگونه فضا و کنش سیاسی ، اعتراض خود را به دستگیری فعالان مدنی و مطبوعاتی و صدور احکام سنگین برای آنان در مناطق کردنشین اعلام نموده اند .

متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد :


بيانيه‌ي كانون نويسندگان كُرد درباره‌ي اوضاع اخير كردستان

تجربه‌ي تاريخي تماميت‌خواهي به ما اجازه مي‌دهد با اين حكم شروع كنيم كه: تنها بستر واقعي و ممكن تحقق هر گونه حقيقت، تنها و تنها آزادي است، و تمامي آن‌هايي كه خواسته‌اند حقيقتي را از بستري غير از بستر آزادي استنتاج و استخراج نمايند، در نهايت به ضد خود و دشمن مستقيم يا غيرمستقيم آزادي تبديل شده‌اند. اين تجربه ثابت مي‌كند كه مشروعيت هر گونه قدرتي نيز تنها در اين بستر قابل حصول است و بدون آن هيچ مشروعيتي در كار نخواهد بود. اين تجربه حكمي ديگر را نيز در خود نهفته دارد: آزادي ارزشي است كه مردم جوامع معاصر، در سطح جهاني، در سخت و سياه‌ترين شرايط و اوضاع نيز آن را فراموش نخواهند كرد.
در مقابل اين تجربه‌ي ناميمون، تجربه‌اي ديگر قرار دارد: روند جهاني شدن فرهنگ و سياست در جهان معاصر و حضور دوباره‌ي مردم به مثابه‌ي كارگزاران حقيقي سياست، و تأكيد مردمان بر حقوق و ارزش‌هاي خويش مانند آزادي، برابري، عدالت و گفت‌وگو كه تبار آن‌ها به نخستين بارقه‌هاي فرهنگ و تمدن در اعصار نخستين حيات اجتماعي انسان باز مي‌گردد، ثابت مي‌كند كه هر گونه سياست حقيقي بدون در نظر گرفتن مفهوم مردم و خواسته‌هاي آن‌ها ممكن نخواهد بود.
كردستان، به مثابه‌ي يكي از بسترهاي حركت‌ها و خواسته‌هاي مدرن و آزاديخواهانه با محتواي دموكراتيك در سطح خاورميانه، متأسفانه يكي از نقاط چالش منطقه، و شاهد برخوردهاي متفاوت با خواسته‌هاي مردمي ـ تاريخي‌اش بوده است. خواسته‌هايي جهان‌شمول و مدرن، كه متأسفانه هميشه به گونه‌اي غيرمنطقي و غيرواقع‌بينانه با آن‌ها برخورد شده است.
در چند سال اخير و خاصّه در زمان دولت اخير، شاهد چرخشي بنيادي در نوع نگاه و برخورد نهادهاي امنيتي، با مسائل كردستان هستيم و مي‌بينيم كه دوباره فضاي سياسي ـ اجتماعي ،فرهنگي مناطق كردنشين به سوي ابهام و تندروي سوق داده مي‌شود، يا به گونه‌اي با اين مسائل برخورد مي‌شود كه نتيجه‌اي عقلاني نخواهد داشت و حداقل حاصل آن ازدياد ابهام فضاي كردستان در تمامي سطوح سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي‌باشد. با حضور مدني مردم و ظهور طيفي جديد از نخبگان در عرصه‌ي سياسي، فرهنگي و اجتماعي، فضاي كردستان در سال‌هاي اخير به سوي عقلانيت، بازي شفاف و تأكيد شفاف بر خواسته‌هاي مردم مناطق كردنشين حركت كرده است، حركتي كه بايد آن را به فال نيك گرفت و با آن وارد گفت‌وگو شد و امكان حضور نهادي آن را فراهم ساخت، اما متأسفانه در مقابل اين شفافيت، باز شاهديم كه به گونه‌اي هدف‌دار فضا به سوي ابهام و غيرعقلانيت سوق داده مي‌شود. متأسفانه شاهديم كه باز هم پتانسيل و خواسته‌هاي مدني مردم كردستان كه بدون شك وجهي سياسي و دمكراتيك نيز دارند از عينك خودي و غيرخودي نگريسته شده و به استعمار و استكبار ربط داده مي‌شود، انگار كه اين خواسته‌ها هيچ زمينه و بنياد اجتماعي و تاريخي ندارند و از مريخ آمده‌اند. از جمله‌ي اين نشانه‌ها بازگشت فضاي امنيتي، ادامه‌ي روند دشمن‌سازي، فشار بر فعالين سياسي، اجتماعي و فرهنگي، تعطيلي فله‌اي نشريات، عدم صدور مجوز مطبوعاتي و رسانه‌اي، ادامه‌ي سياست برچسب‌زني و بيگانه‌سازي و در نهايت بازداشت و محاكمه‌ي فعالين كردستان مي‌باشد.
ما به عنوان كانون نويسندگان كُرد، ضمن دعوت از مردم كردستان براي تأكيد بر حقوق مدني و دموكراتيك و شهروندي خويش از طريق مدني و حفظ عقلانيت در هرگونه فضاي سياسي و هر كنش سياسي و ضمن تأكيد دوباره بر عهدمان با آزادي به مثابه‌ي بستر واقعي تحقق هر گونه حقيقتي و اعلام تعهد دوباره‌مان به ارزش‌ها و خواسته‌هاي مردممان، ضمن ا عتراض به ادامه‌ي نگرش‌هاي امنيتي در كردستان و مبهم‌سازي فضاي سياسي ـ اجتماعي ـ فرهنگي مناطق كردنشين، خواهان پايان اين نوع برخوردها بوده و اعتراض خود را بدين‌وسيله به دستگيري و صدور احكام سنگين در مناطق كردنشين از جمله احكام عدنان حسن‌پور، هيوا بوتيمار، اجلال قوّامي، محمدصديق كبودوند ومحمود صالحی و ديگر فعالان مناطق كردنشين اعلام مي‌نماييم و در پايان نيز اعلام مي‌كنيم كه تنها راه حل واقعي مسئله‌ي كردستان، نه محاكمه‌ي كارگزاران آن، بلكه قبول آن و گفت‌وگو با آنان است. حقيقتي ديگر كه تجربه‌ي جهان معاصر واقعيت آن را اثبات نموده است.

کانون نویسندگان کرد28/4/86

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:4  توسط "حقوق بشر"  | 
نگهداري هشت تن از بازداشت شدگان 18 تيرماه در سلول انفرادي/كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

بر طبق اخبار دريافتي از زندان اوين 8 تن از بازداشت شدگان دفتر تحكيم و سازمان دانش آموختگان در بند 209 و در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند.

عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش آموختگان، مجتبي بيات عضو سابق شوراي مركزي تحكيم، محمد هاشمي، بهاره هدايت، علي نيکونسبتي، حنيف يزداني، مهدي عربشاهي و علي وفقي شش عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در سلول انفرادي هستند.

ديگر افراد بازداشت شده در بند 240 زندان اوين بسر برده و در سلول هاي 4 نفره نگهداري مي شوند. بهرام فیاضی، حبیب حاج حیدری، مرتضی اصلاح چی، مسعود حبیبی،سعید حسین نیا، آرش خاندل، اشکان غیاثوند و محمدحسین مهرزاد بازداشت شدگاني هستند كه در بند 240 بسر مي برند.

طبق گزارش رسيده بازداشت شدگان و به ويزه افراد نگهداري شده در بند 209 زير فشار شديد روحي قرار دارند. گزارش ها از ضرب و شتم عبدالله مومني و مجتبي بيات حكايت مي كند. در اين ميان عبدالله مومني بيش از سايرين تحت فشار و بدرفتاري جهت تن دادن به اعتراف تلويزيوني قرار دارد. بازداشت شدگان از ملاقات با خانواده خود محروم بوده و حق برخورداري از وكيل را ندارند.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر نگراني فزاينده خود را نسبت به رفتار غيرانساني با بازداشت شدگان و نقض صريح موازين حقوق شهروندي در بندهاي امنيتي زندان اوين اعلام داشته و واكنش قاطع و موثر نهادها و سازمان هاي حامي و باني حقوق بشر را خواستار است.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:2  توسط "حقوق بشر"  | 
خالد حردانی اعدام می شود /کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب، حکم اعدام خالد حردانی را امروز رسما به وی ابلاغ کرد. بر اساس این حکم، زمان اجرای حکم اعدام روز 13 تیرماه مقررشده است.

خالد حردانی به اتهام هواپیماربایی در آبان ماه 1379دستگیر و از سوی دادگاه به اشد مجازات(اعدام) محکوم شد.

پیش از این قرار بود در تاریخ 30 دی ماه 1383 حکم وی و دو تن دیگر از متهمان این پرونده به نامهای فرهنگ و شهرام پورمنصوری اجرا شود که به دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه اجرای این حکم متوقف شد.
با این حال با گذشت 7 سال از زمان دستگیری، اکنون بار دیگر پرونده ی این سه متهم مورد رسیدگی قرار گرفته است.این درحالی است که چندی پیش قوه قضائیه با وعده عفو وبخشودگی، به این سه متهم نوید آزادی را داده بود.

خالد حردانی هم اکنون به همراه شهرام و فرهنگ پورمنصوری ، در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر با غیرانسانی دانستن حکم اعدام، خواهان توقف اجرای این حکم بوده و تمامی سازمان‌های حقوق بشر را در این راستا به یاری می‌طلبد.


 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:0  توسط "حقوق بشر"  | 
اعتصاب غذای 5 تن از زندانیان سیاسی در زندان اوین

بنا بر گزارشات رسیده آقایان مجید توکلی، احسان منصوری، احمد قصابان و ابوالفضل جهاندار از فعالان دانشجویی در اعتراض به فشاهای وارده و وضعیت مبهم پرونده خود و یا نگهداری بیش از حد در بند 209 زندان اوین از روز شنبه 14/7/2007 دست به اعتصاب غذا زده اند. آنها در معرض شکنجه های روحی و جسمی قرار دارند و تا کنون موفق به ملاقات با وکیل خود نشده اند. نگهداری این زندانیان در بند 209 بدون تفهیم اتهام خلاف قوانین حقوق بشری می باشد که رژیم جمهوری اسلامی بدان تعهد داده است .

سال گذشته دو زندانی سیاسی در اثر اعتصاب غذا در زندان های جمهوری اسلامی جان باختند و هم اکنون بیم آن می رود که این زندانیان به همین سرنوشت دچار شوند. خانواده های آنها در نگرانی نسبت به وضعیت فرزندان خود بسر می برند. فعالان حقوق بشری و دانشجویان دانشگاه های ایران بارها نسبت به وضعیت آنها اعتراض کرده اند . اما تا کنون تنها 3 تن از این دانشجویان با قرار وثیقه آزاد شده اند.

همچنین آقای مصطفی دریانورد فعال سیاسی در اعتراض به عدم تفکیک جرایم و نگهداری در بین زندانیان معتاد به مواد مخدر از تاریخ 24/6/2007 دست به اعتصاب غذا زده است. وی بیش از 27 روز است در اعتصاب غذا بسر می برد و مسئولین زندان وی را بارها تهدید کرده اند . او در اثر اعتصاب غذا 16 کیلو گرم کاهش وزن داشته و دچار ضعف شدید جسمی شده است.

فعالان حقو ق بشر در ایران نسبت به سلامت این زندانیان اعلام نگرانی می کند و از سازمان های حقوق بشری برای نجات جان این زندانیان استمداد می طلبد.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 21:58  توسط "حقوق بشر"  | 
در صورت امکان به لینک زیر بروید و ضمن مطالعه مطلب درمورد دستگیری اقای کبودوند به کمپین جهت ازادی ایشان بپیوندید متشکرم
http://www.rmmk.net/index.aspx
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 21:34  توسط "حقوق بشر"  | 
روزنامه نگاری در ايران، به جز دو برهه زمانی، نخست در اوایل انقلاب اسلامي (1357) و سپس در دوم خرداد (1376) همواره دچار كمبود مخاطب بوده است.

روزنامه‌های ايران با توجه به جمعيت هفتاد ميليوني كنوني کشور، نمی‌توانند حتی تيراژ خود را روي عدد يك ميليون نسخه در روز و يا به عبارتی دیگر، یک هفتادم جمعيت ايران ثابت نگه دارند.

هنگامی كه صحبت از افت تيراژ و يا كمبود مخاطب می‌شود بسياری از دست اندركاران روزنامه‌ها و كارشناسان مسائل سياسی، توقيف مطبوعات و نداشتن آزادی بيان را از دلايل اصلي كم بودن تيراژ مطبوعات می دانند.

البته همه اين دلايل هم، براي كمی تيراژ مطبوعات منطقي و درست است. اما عامل ديگری هم وجود دارد كه روزنامه‌نگاری ايران طي سالهای حيات خود نسبت به آن بی‌تفاوت بوده و هيچ وقت آن را جدی نگرفته است و آن ضرورت توجه به نیاز ها و نظر های مخاطبان خود است.

جايگاه نظر سنجی براي مشخص كردن كردن سليقه مخاطب

روزنامه‌های ايرانی غالبا مخاطبان خود و سليقه‌هاي آنان را ناديده می گيرند.

به طور مثال براي تاسيس يك روزنامه، همواره اين روش حاكم بوده كه دست اندركاران روزنامه براساس برداشت و تحليل خود از شرايط اجتماعی و سياسی جامعه صفحه ها و موضوع هایی را كه قصد پرداختن به آنها را دارند مشخص مي‌كردند.

ممكن است سردبير يك روزنامه تشخيص دهد كه ايجاد صفحه‌ای با موضوع گياه شناسي يا جانور شناسی مخاطب خواهد داشت. اما ممكن است اين برداشت خودپندار، گاهي اوقات اشتباه از كار درآيد و تنها بر اساس چند شنيده و حادثه باشد. برای نمونه، كسي چند روز پيش ابراز علاقه كرده و پرسیده است : «علاقه‌مندان زيادي موضوع گياه شناسي را دنبال مي‌كنند. شما چرا در روزنامه تازه تاسيس خود صفحه‌ای به موضوع اختصاص نمی‌دهيد؟» و يا سردبير مذكور با حضور در يك انجمن غيردولتي حمايت از حيوانات و تحت تاثير شور و شوق اعضاي آن NGO، تصميم گرفته يك صفحه‌ به اين موضوع اختصاص دهد.

اما كمتر رخ می‌دهد كه دست اندركاران يك روزنامه براساس يك طرح تحقيقی و يا يك نظرسنجی مخاطبان خود را بسنجند و براساس سليقه و خواسته آنان صفحات روزنامه خود را به موضوعات ذكر شده اختصاص دهند.

گاهي نيز ايجاد صفحات جديد در روزنامه از يك مد پيروی مي كند. به طور مثال در اواخردهه 70 در برخي از روزنامه‌ها مد شده بود كه يك صفحه را به انعكاس مطالب نشريات و روزنامه‌ها در روز قبل اختصاص دهند.

در اين صفحه خبرها و مطالب جالب ساير روزنامه‌ها در روز قبل جمع آوری مي شد و فردای آن روز به چاپ می‌رسيد. به عبارت ديگر كاربرد اين صفحه كاركردن خبرهاي بيات اما جالب ديگر روزنامه‌ها بود كه با 48 ساعت تاخير به دست مخاطب مي‌رسد.

رونق روزنامه‌ها در سالهاي پس از دوم خرداد اين اجازه را مي‌داد تا محتوای اين صفحه هميشه فراهم باشد. استفاده از اين روش ابتدا از يك ستون شروع شد و پس از آن به يك صفحه رسيد و بسياري از نشريات از اين روش كه به اصطلاح مد شده بود به شکل های گوناگون استفاده كردند.

اين در حالی است كه مي‌توان از نظرسنجي‌های پيمايشي و تصادفی براي سنجش ديدگاه مخاطبان استفاده كرد و يا به طور تصادفی با كساني كه گمان برده مي‌شود كه از مخاطبان فرضی نشريه هستند، تلفنی صحبت كرد و از آنان خواست كه درباره صفحات يا موضوعات مورد خود نظر بدهند.

الو روزنامه...، از واقعيت تا خيال

Ghajar03

يكي از روش هایی كه روزنامه‌های ايران براي ارتباط با مخاطبان خود استفاده مي‌كنند، ستون تلفن های مردمي است.

مطبوعات ايران سال هاست كه دارای ستوني به عنوان صداي مردم هستند. اين ستون ها، معمولا در صفحات اوليه نشريه قرار دارند بر مبنای تماس مخاطبان با روزنامه نوشته مي‌شوند.

چند شماره تلفن در سرآغاز اين ستون وجود دارد كه مخاطبان می‌توانند تماس بگيرند و صحبت‌هاي خود را بيان كنند و اين گفته ابتدا توسط يك منشي يا مسئول اين ستون نوشته و سپس در روزنامه فردای آن روز چاپ می‌شود.

به طور معمول در اين ستون‌ها از مسائل مهم كشور تا مسائل كوچك محله ای ديده مي‌شود.

اما كمتر ديده شده كه انتقاد يك مخاطب نسبت به يك مطلب چاپ شده در روزنامه يا انتقاد به جناحي كه روزنامه را منتسب به آن مي‌دانند چاپ شود.

همين مسئله باعث شده كه اين گونه ستون‌ها، اعتبار و ماهيت خود را از دست بدهند. چند سال پيش همين ستون‌های تلفني جنجالي را ميان دو روزنامه ايران و كيهان به وجود آورد و ادعا می شد برخي از گفته های درج شده به نام مردم، ساخته و پرداخته نويسندگان خود روزنامه است.

با وجود اين، در بسياري از روزنامه‌های معتبر دنيا يا چنين ستون‌هايی ديده نمی‌شوند و يا اگر چنين ستون‌هايی باشند، مضمون‌شان معطوف به نظر مخاطبان در باره محتواي نشريه، نه به طور کلي، بلکه به صورت مشخص و در باره مطلبي خاص، است.

براي مثال آيا تا به حال ديده‌ايد که در «گاردين»، «گلاب اند ميل» يا «لوموند» گلايه يک مخاطب از چاله نزديک منزلش درج شده باشد؟ تازه، طرح مسائل مربوط به زندگي اجتماعي قابل توجيه است، در حالي که ستون پيام‌های مردم در بعضي روزنامه‌هاي ما محل طرح دعواهاي تند و تيز جناحی مي‌شود.

نامه‌هايی كه هيچ وقت به مقصد نمی‌رسند

Ghajar01

ارسال نامه به روزنامه‌ها از سالها پيش يكي از روندهای معمول ارتباط با مخاطب بوده است.

اما از اين روش بيشتر نشريات و مجلات سود مي‌برند و كمتر روزنامه‌ای وجود دارد كه فضايي از روزنامه‌ خود را به نامه‌هاي خوانندگان اختصاص دهد.

با ظهور اينترنت در جامعه ايران، نامه های الكترونيك يا ايميل نيز به راههاي ارتباط با مخاطب افزوده شد اما هيچ گاه سرو شكل درستی نيافت.

ابتدا در روزنامه‌ها نوشتن ايميل به همراه اسم نويسنده ممنوع شد. سپس برخي از روزنامه‌ها، خود پست الكترونيكي به نام روزنامه را در اختيار نويسندگان خود قرار دادند تا آنها از درج ايميل شخص خودداری كنند. اكنون نيز در برخی روزنامه‌ها، برخي ستون نويسان ايميل دارند و برخي ايميل ندارند و يا نمي‌خواهند داشته باشند.

حتی اگر هم كسي نامه ای براي نويسنده آن ستون بنويسد اين تبديل به يك روال حرفه‌ای نمي‌شود و اين ارتباط بين مخاطب و نويسنده برقرار مي‌شود و نه بين روزنامه و مخاطب.

به معنای ديگر نه مديران يك روزنامه خود را موظف می‌دانند كه زمينه‌ای برای دريافت بازخورد و حتي چاپ بازخورد مطالبشان فراهم كنند و نه ستون نويسان بازخورد مطالب خود را اختيار سردبيران و بالاسريهای خود قرار مي‌دهند. چرا كه هيچ برنامه يا نظام مشخصي براي دريافت بازخورد از مخاطبان وجود ندارد.

روندی كه در رسانه‌ها و روزنامه‌های جهان شكل گرفته، "هم توليدكننده و هم مصرف كننده" محتوا است. به عبارت ديگر مخاطبان تا زمانی كه عقیده‌ها و سليقه‌های خود را در يك رسانه نبينند و براي نشريه خود محتوا توليد نكنند و نتيجه محتوای خود را در رسانه نبينند آن را مصرف نمی كنند. در مطلب بعدی به طور مفصل به راه های برقراری ارتباط ميان مخاطب و رسانه می پردازم.
مصطفي قوانلوقاجار
13/07/2007
*
روزنامه نگار
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 23:15  توسط "حقوق بشر"  | 
سخنراني دکتر احمد زيد آبادي
اول خيلي خوشحالم كه در سبزوار هستم . سبزوار به هر حال به لحاظ سابقة تاريخي اش هميشه توي ذهن همه ما بوده (است) كه براي من که خودم هم از حاشيه كوير هستم هميشه خاطره انگيز (بوده) و اين خاطره انگيزي براي نسل ما صورت مضاعف هم داشته (است) و آن صورتش اين است كه دكتر شريعتي از اينجا برخاسته به هر حال ما هم به نوبه خودمان بخشي از حيات فكري و معنوي خودمان را مديون دكتر شريعتي هستيم از اين جهت لازم بود كه اول يادي كنيم از مرحوم دكتر (شريعتي). اميدواريم كه اين سرزمين مرتب همچنين استعدادهايي را تحويل جامعه بدهد و اين آسمان پرستاره و دشت بي كران روحهاي بزرگ را بيافريند.من براي شروع بحثم از يك جمله "توني بلر" كمك مي گيرم كه چند وقت پيش سخنراني كرده بود و گفته بود كه انگليس بايد جايگاه خودش را درجهان تعيين كند و بگويد چه كاره است چه امكاناتي دارد چه محدوديتهايي دارد چه تأثيري مي تواند بر روابط بين الملل بگذارد و چه تأثيراتي مي پذيرد . در واقع اين سؤالي است كه در واقع شهروندان همه كشورها بايد مطرح كنند و ما هم بايد الان به اين قضيه خيلي توجه كنيم كه جايگاه ايران در جهان چيست ؟ ايران چه امكاناتي دارد؟ چه نقطه ضعفهايي دارد؟ در حوزه بين الملل چه كار بايد كند ؟ اتفاقاتي كه در اين حوزه ها دارد مي افتد سرنوشت ايران را چگونه رقم خواهد زد؟

واقعيت اين است كه بعد از حادثه 11 سپتامبر و خصوصاً بعد از صدور قطع نامه 1441 سازمان ملل بنظر مي آيد جهان دارد وارد فاز جديدي مي شود و اگر ما مختصات اين وضعيت جديد را درك نكنيم و همواره در قالبهاي گذشته تحليل كنيم قطعاً دچار خطا مي شويم . خطاي تحليلي هم به خطاي عملي مي انجامد و خطاي عملي هم ما را به يک معنا به باد مي دهد. شما اگر دقت داشته باشيد در طول همين تحولات صد ساله ايران هم، هميشه روشنفكران ايراني تحولات جديد را اساساً فهم نمي كردند و در چهار چوبهاي گذشته عمل مي كردند، يك نمونه اش همين اتفاقاتي است كه بعد از شهريور 20 در ايران اتفاق افتاد.

بعد از جنگ جهاني دوم آمريكا به عنوان ابر قدرت جديد در جهان ظهور كرد و انگليس به عنوان امپراطوري كه آفتاب در سرزمينش غروب نمي كرد، رو به افول گذاشت و كلاً موازنه قوا بهم خورد اما در ايران اين مسأله اصلاً درك نشد و همواره انگليس را به عنوان قدرت بزرگ جهان كه همه امور را زير سيطره خود دارد تلقي مي کردند و به آمريكا اساساً به عنوان کشوري دوست و کشوري که هنوز سيطره اي بر جهان ندارد نگاه مي کردند. بنابراين در طول نهضت ملي شدن صنعت نفت به اصطلاح متفكرين و حتي سياست مداران ما يك حساب و كتابهايي كردند كه درست از آب در نيامد و در نهايت اين نهضت به دلايلي از جمله به دليل همين محاسبات غلط به نتيجه نرسيد. الان هم به نظر من همين جوراست. جهان دو قطبي مبتني بر جنگ سرد بين دو قدرت برتر از هم پاشيده (است) و جهان يك مختصات ويژه اي پيدا کرده است.

در آن جهان حاكميت كشورها همچنان بسيار مهم بود يعني هر كشوري و هر دولتي در حوزه وچهار چوب قوانين خودش حق داشت با شهروندان خودش هر طوري كه دوست دارد عمل كند.بدون اينكه كسي بتواند متعرض آنها بشود يعني حق حاكميت كاملاً مطلقه بوده و دولتها اين گونه عمل مي كردند و به دليل اينكه اين دو قطب با همديگر رقابت داشتند كشورهاي پيرامون مي توانستند از تضاد بين آنها استفاده كنند و قدرت ماندن خودشان را بالا ببرند به گونه اي كه گاهي با نزديكي و دوري از يكي از اين دو (قدرت) مي توانستند امتياز بگيرند. چنانچه مصر بعد از "جمال عبد الناصر" تا آخرش هميشه اين بازي را مي كرد و "مصدق" ماهم تا اندازه اي اين كار را انجام مي داد.

مسأله سوم اين بود كه اساس منفعت اين دو قدرت در آن دوره در اين بود كه هر يك از آنها حوزه اقتدار خودش را افزايش بدهد و يا حداقل مانع افزايش اقتدار ديگري بشود. بنا به اين اصل بود كه همواره اين دو قدرت همديگر را كنترل مي کردند تا هيچ کدامشان آنقدر بر جهان تسلط پيدا نكنند كه موازنه قدرت به هم بخورد. اين اساس سياست آنها بود. به همين مبنا آمريكائيها و دوستان اروپائيشان با اينكه شعار دموكراسي مي دادند، شعار آزادي مي دادند، اما گر در يك كشوري در جريان انتخابات دموكراتيك و آزاد امكان داشت كه نيروهاي چيگرا يعني "نيروهاي سوسياليستي" سر كار بيايند بطوريکه (بعد از آن اين کشور) برود و متحد اتحاد جماهير شوروي بشود و موازنه قدرت را به هم بزند، قاعدتاً آمريكائيها به آن تن در نمي دادند و ترجيح مي دادند كه از ديكتاتوري نظامي در مقابل دو لتهاي (مردمي) چيگرا حمايت كنند.

الان اين قضايا تا اندازه اي دستخوش تغيير شده است و شايد مهمتر از همه ا ين روند جهان گرايي است كه در حوزه اقتصاد روز به روز اقتصاد جهان را گسترده تر و يکدست تر مي کند و تكنولوژي اطلاعاتي هم (که دارد) مرزها را در مي نوردد و ديگرا امكان اينكه شما بتوانيد محدوديتهايي ايجاد كنيد كه اتباعتان را از اطلاعات روز سطح جهان محدود كنيد روز به روز كاهش مي يابد .

اين به اين معني است كه حاكميت مطلقه دولتها روز به روز دارد كاهش پيدا مي كند و آن روند جهاني شدن اقتصاد كه توضيح دادم مرزها را دارد به لحاظ سياسي كم رنگ مي كند و بالاخره سرمايه، نيروي کار و تكنولوژي مي تواند آزادانه رفت و آمد كند و از آن حيث هم دولتها را مي تواند تحت تاثير قرار بدهد.

اين يك مساله و مساله دوم اين است كه همين جوري كه خدمتتان عرض كردم در دوره جنگ سرد آمريكائيها از ترس روي كار آمدن دموكراسي هاي چپگرا که مي توانستند متحدان اتحاد شوروي شوند و توازن قوا را در سطح جهان به ضرر جهان غرب به هم بزنند، مانع ايجاد مي کردند و ترجيح مي دادند مثلاً از پينوشه و امثال اينها در مقابل مثلاً حزب توده و حزب كمونيست حمايت بكند اما الان كه اتحاد شوروي از بين رفته (است) اين موضوع هم عملاً منتفي شده (است) يعني بعد از جنگ سرد و فروپاشي اتحاد شوروي جايي سراغ نداريم که مثلاً‌دموكراسي چپگرايي احتمال روي كار آمدنش بوده (است) اما امريكاييها مانع ايجاد كرده باشند و از يك ديكتاتوري نظامي در مقابل حمايت كرده باشند. مشخصتاً نمونه برزيل را مي توان مثال زد، كسي كه الان بعد از رئيس جمهور سابقش برنده انتخابات شد يك چپگرا و سوسياليست بود و حتي امريكائيها از آن استقبال كردند. بنابراين اين توهم هم بايد از ذهن زدوده شود كه آمريكائيها در پي استقرار ديكتاتوري هستند. ديكتاتوريها به هر حال هم از اين جنبه و هم به دليل وضعيت خاصي كه جهان در عرصه هاي ديگر دارد پيدا مي كند، اصولاً رو به انقضاء هستند و از ناحيه نيروهايي بين المللي هم تحت فشار قرار گرفته اند.

بحث ديگر اين است كه در آن دوره تحديدي كه امريكائيها و از طرفي ديگر شورويها هم مطرح مي كردند تحديد اتمي طرف مقابل بود و هر كدام سعي داشتند ديگري را به نحوي كنترل كنند. حالا امريكاييها اعلام مي كنند اين كشورهاي كوچك و فقير مي توانند منبع تهديد باشند به ويژه اگر اين كشورهاي كوچك و فقير به صورت ديكتاتوري واستبدادي هم اداره شوند، يعني اگر در زمان جنگ سرد امكان اين بود كه ما يك كشور افريقائي را به حال خود رها كنيم كه آنقدر بجنگند كه همديگر را نيست و نابود كنند و يك زمين سوخته به وجود آيد يا همين افغانستان را بگذارند 20 سال بجنگند و گروه ها به جان هم بيفتند و هر كار بخواهند انجام بدهند، شايد اتفاق عمده اي نمي افتاد ولي امروزه وقتي آنها را به حال خود رها مي كني در واقع همه نيروهاي تندرو اسلامگرا از سراسر جهان در آنجا جمع مي شوند و شبكه اي درست مي كنند و با استفاده از تكنولوژي جديد مي توانند بروند برجهاي دو قلوي امريکا را هم منهدم كنند و تهديد اين جاها اتفاق مي افتد آنها مي گويند كه سركوب و فقر عامل ايجاد ايدئولوژي هاي تندروانه وافراطي مي شود و ايدئولوژيها ي تندروانه غرب را هدف قرار مي دهد .

خصوصاً كه اگر اين به لحاظ فرهنگي در جهان اسلام اتفاق بيافتد، بنابراين براي جلوگيري از خطر ظهور تندروهاي افراطي، اولاً بايد رژيم ها سركوبگر را كاهش دهند. وقتي سركوب مي كني آن (طرف) مظلوم مي شود، زير زميني مي شود و اعتبار كسب مي كند. اما وقتي كه سركوبش نكني و بگذاري در چهار چوبي فعاليت كند، اعتبارش را به مرور از دست مي دهد. به ويژه كه برنامه ويژه اي هم براي حل مشكلات مردم ندارد.در عين حال فقر هم عامل (مهمي) است و پس بايد آنقدر اين كشورها در توسعه جهاني سهيم بشوند كه اين خطرها نباشد.

آنچه در پاكستان اتفاق افتاد خيلي مهم بود اين كه گفتند در پاكستان گروههاي متعدد مذهبي اعتلاف کرده اند و 60 كرسي (مجلس را) برنده شده اند (که اين) خطري براي امريكا است، بنظر مي آيد اينجوري نباشد. در واقع عكس اين است، (مثلاً) اگر دولت پاكستان گروههاي اسلام گرا را سركوب مي كرد، قاعدتاً گروهي كه سركوب مي شد در بين مردم مظلوم مي شد، وقتي مظلوم مي شد محبوب (هم) مي شد و بطور بي رويه از آن حمايت مي شد. اما وقتي همين ها را در قدرت مشاركت مي دهيم مجبورند هم چهارچوب هايي را رعايت كنند هم در موضع قدرت براي حل معظلات جامعه راه حل ارائه بدهند. وقتيكه مثلاً يكي دو دوره آمدند و مردم ديدند كه راه حل ندارند فقط شعار است، فقط نفرت است، مردم كم كم اينها را كنار مي گذارند. بنابراين مشاركت دادن اسلامگراها در قدرت در اين برنامه هست، اما اين اسلام گراها نبايد مثل ا يران قدرت فائقه را پيدا كنند كه دستگاه دولت را در خدمت بگيرند. از نظر آنها اين خطرناك است.آنها بايد كنار يك اقليت اگر بشود نقش بازي كنند آنجايي كه (آنها) مي توانند كليه امور يك سيستم را در اختيار بگيرند، در آنجا است که آنها را به عنوان يك خطر امنيتي تلقي مي كنند، چنانچه در دوره جنگ سرد نيز براي ماركسيتها همچنين نقشي را قائل بودند . در الجزاير به همين خاطر بود كه نگذاشتند اينها روي كار بيايند و بحث بر اين است كه آيا اين خلاف دموكراسي است يا نيست؟ آنها (آمريکاييها) هم يك حرفي دارند (که) مي گويند فاشيستها از طريق يك انتخابات آزاد مي آيند و حاكم مي شوند وقتي كه حاكم شدند تمام آن نهادهايي را كه از طريق آنها بالا آمده اند را تخريب مي كنند، به نحوي كه كسي نتواند جاي آنها را بگيرد. مثل همين انقلاب خودمان آقايان آمدند و از رأي مردم استفاده كردند و (از نردبان قدرت) بالا رفتند. وقتي بالاي رفتي اين شرط دموكراسي نيست كه با رأي مردم بالا بروي و ديگر پايين نيايي. دموكراسي شرط اصلي اش اين است كه ساز و كارهاي قانوني باشد به طوريکه پايين هم تشريف بياوريد و برويد دنبال كارتان. قدرت مثل يك نردباني است كه همه حق دارند از آن بالا بروند. حالا فرض كنيد يكي برود بالا و نردبان را بياندازد پايين، اين خلاف دموكراسي است.

اينها (آمريکاييها) مي گويند اسلام گراها اينجوري اند، از اين نهادهاي دموكراتيك استفاده مي كنند تا به حكومت برسند وقتي به حكومت مي رسند مانع اكثريت شدن اقليت مي شوند. آن اقليتي كه در آنجا هست حق دارد از طريق تبليغات و فعاليتهاي سياسي خودش را تبديل به اكثريت كند، اما آينها چون آنها (اقليتها) را غير قانوني اعلام مي كنند، برانداز اعلام مي كنند، مي گويند هر كسي كه با نظام است فقط بايد فعاليت كند و عملاً راه چرخه آرام قدرت را مي بندند. در واقع اينها قدرت را كامل نبايد در دست بگيرند، حذف هم نبايد بشوند اگر مشاركت كنند و در روند مشاركت دخيل شوند، در عين حال افكار عمومي هم از آنها فاصله مي گيرد.اين هم به اصطلاح مسئله ديگري بود كه مربوط مي شد به اين كه براي جلوگيري از رشد افراط گرايي و بنيادگرايي بخصوص در جهان اسلام بايد نقد وسركوب يك جوري به هرحال محو بشود يا به نوعي كمرنگ تر شود.

من آنجا مثال افغانستان را زدم خدمت شما كه گفتم يك دوره اي مي شد افغانستان را به حال خود رها كرد ولي الان نمي شوند اين فقط نوعاً به دليل (وجود) گروه هاي تندروي كه آنجا ظهور مي كند نيست. يك سلسله عوامل ديگر هم دخيل است و آن اين است كه جهان به دليل گسترش در ارتباطات دارد كوچك مي شود، و واقعاً دارد به يك دهكده (جهاني) تبديل مي شود. يك وقتي براي جهان غرب مي ارزيد كه كارخانه هاي دودزا و آلوده كننده را مثلاً بفرستد به يك كشور جهان سومي آنجا را آلوده كنند و كالاهاي ارزانتري را توليد كند و آنها بتوانند اين كالا را وارد بازار خودشان بكنند، اما الان اين آلودگي به نحوي بر لايه ازون تاثيرگذاشته است و آن (لايه اوزون) را سوراخ كرده است، (بطوريکه) طرف در كانادا ممكن است سرطان پوست بگيرد. اينجا هم نمي شود ديگر اين كارخانه دودزا را به حال خود رها کرد و بايد آن را هم كنترل كرد. به همين علت است كه خود اينها هزينه مي كنند تا مثلاً گازي که داخل يخچال ها به كار مي رود را به كمك صندوق بين المللي پول و بانك جهاني، به خاطر اينكه بر کل محيط تاثير مي گذارد، جايگزين سازند. يا مثلاً يك وقتي مي شد آفريقا را ناديده گرفت اما الآن در آنجا به دليل ناديده گرفتن فقر و بيچارگي، مسأله ويروسي مثل ايدز پديد مي آيد که اين ديگر محدود به آنجا نيست. زماني بود که مي شد شمال آفريقا را به حال خود رها كرد كه گرسنه باشند و درگير جنگ داخلي باشند، اما الان به مجرد اينكه قحطي مي آيد مردم مي خواهند سوار قايق بشوند و از مديترانه عبور كنند و مهاجر بشوند. حالا اگر بخواهند آنها را بزنند و درون آب غرق كنند صداي مجامع حقوق بشر و مطبوعات در مي آيد (که) كار غير انساني كرده اند و امكان پذير نيست. حالا اگر بخواهند آنها را بپذيرند مشكلات فرهنگي پيدا مي كنند پس بنابر اين بايد كاري كرد كه اينها به آنجا نروند و براي اينكه اينها نروند بايد مقداري وضعيت جهان عوض شود.

اين استراتژي هاي امنيتي كه نيروهاي آمريكا براي خودشان تعريف مي كنند و تندروهايشان مثل وزارت دفاع به اين نكته تاكيد دارند اينست كه جهان امروزه نه به دليل نيت خيري بلكه به علت اينكه جهان امروزي ساختارش به صورتي شده (است) که بايد برخي از مسائل ناعادلانه در آن حل شود. مثلاً بايستي يك مبارزه جهاني با فقر و گرسنگي و بي ثباتي صورت بگيرد.

اين (مجموعه) تغييراتي است كه اتفاق افتاده (است)، حالا اگر شما مجموعه اين تغييرات را در نظر بگيريد، بعد بايد ببينيد وضعيت كشور ما در اين وضعيت جديد چه مي شود و جايگاهش كجاست و سرنوشتش چه مي شود؟

خوب اينجا يك انقلاب مذهبي اتفاق افتاد که از اصل انقلاب مي شد تعبيرهاي متفاوتي كرد، اما آنچه عملاً به وقوع پيوست مذهبيوني بودند كه مسلح شدند و اين انقلاب و نظامي كه پديد آمد از همان اول به هر حال مشكلاتي با جامعه بيرون داشت. روي اين موضوع مي شود تغييرات جامعه شناسي بسياري بيان كرد.

اما به خاطر اينكه زياد وارد اين بحث ها نشويم خيلي سريع (از اين قضايا) عبور مي كنم. اين نظام به صورت تدريجي كه جلو آمد تا حالا حكومت هاي بين المللي را برعليه خودش برانگيخته (است) و در عين حال آنها (حکومتهاي بين المللي) هم نظر خوشي به اينها (مذهبيون حاکم) نداشتند و براي آنها هم مزاحمت هاي زيادي را ايجاد كردند حتي براي تمايمت ارضي کشور (هم ايجاد مشکل کردند.)

اما كم كم ناكارآمدي هم از اين سيستم ساطع شد به طوري كه (آقاي) رفسنجاني بعد از جنگ تصميم گرفت مثلاً ايران را بازسازي كند، سازندگي كند، خوب سند سازندگي اينها هم يادتان مي آيد چه بود. يك گروهي- بهرحال گروهي در مقابل رفسنجاني قدعلم كردند- گفتند كه اين حرفهايي كه شما مي زنيد مستلزم يك كميته علمي در كشور است، كميته علمي هم يعني هر كسي از لحاظ علمي و كارشناسي بالاتر است در بالا قرار گيرد، هر كسي (که در اين سطح ) نيست پائيين برود. خوب اين آقايان هم كه در راس امور بودند و مديريت داشتند و اختيار داشتند، مكتبي بودند عمدتاً هيچ گونه تخصصي نداشتند و اين باعث شد كه در برابر اينها بايستند. آنوقتها در دانشكده ما يكدفعه آقاي دكتر شيري نيا، آقاي دكتر طباطبائي كه ديگر الان رفته اند و خارج نشين شده اند، در يك دوره كوتاهي معاونان دانشكده بودند. و اين باعث شد که فشاري از طرف نيروهاي مكتبي وحزب ا… وارد شود. آقاي رفسنجاني به دليل روحيه اش و عدم درك عميقي كه از اوضاع داشت، يك پايگاه اجتماعي دقيق براي خودش تعريف نكرده بود که بتواند براساس آن پايگاه در مقابل اينها بايستاد. نيروهاي آن موقع، از او حمايت مي كردند اما به اين دليل از او حمايت مي كردند که مي ديدند دارد از آنها (متخصصين) فاصله مي گيرد، چون آنها هم نيروهاي ديگري را ترجيح مي دادند. اين بود كه (آقاي رفسنجاني) اوضاع را رها كرد وتسليم وضعيت شد و يك سلسله بحران هاي اقتصادي ، اجتماعي به سرعت بيرون زد.

در حوزه سياست هم به دليل اينكه عملاً مشاركتي صورت نگرفت، اين بحران (بحران سياسي) هم همچنان خودش را بروز داد و در خرداد 76 به نظر آمد كه بالاخره يك مطالباتي در بين طبقات اجتماعي و لايحه هاي زيرين هموار شده (است) كه از طريق رأي آقاي خاتمي -که گمان مي رفت نماينده اين مطالبات است- خودش را نشان داد آن موقع تصور مي شد كه نظام تن به اين داده (است) که آقاي خاتمي بيايد و اوضاع را يك جوري سامان بدهد و در حوزه سياسي مشاركت بيشتر شود و در حوزه خارجي هم آن اختلافاتي که بين ايران و غرب بود به يك نقطه معقول تري برسد يا حداقل از خصومت خارج كند و تصور مي شد كه نظام اين را پذيرفته (است) و دارد سيگنال هايي از خودش بروز مي دهد كه اين سيگنالها به معني اين است كه مي خواهد خودش (سيستم بسته سياسي) را بازكند و انعطاف نشان بدهد ولي برنامه ها (و کارشکني هاي) پي درپي اتفاق افتاد -و شما هم خبر داريد- به گونه اي که امروز اگر ما بخواهيم اوضاع ايران را مورد دقت قرار بدهيم ما حكومتي داريم كه از نهادهاي مختلفي تشكيل شده (است)، يك سري از نهادها به هر حال انتخابي اند يك سري انتصابي.

دستگاه دولت –که در همه جهان بايد يكپارچه و كار آمد باشد- در اين جا دچار شكاف شد و عملاً ، اين شكاف باعث شد توان هر يک از نيروهاي دوجناح حاكم، صرف خنثي كردن جناح ديگر شود و در عمل دولت فلج شده مجلس هم كه آنچنان كارايي ندارد و آن نهادهايي هم که وظيفه اجرايي چنداني ندارند سعي دارند همه مسائل اجرائي را ربط بدهند به همين دولت و مجلس، و اين دولت و مجلس هم كه نمي توانند تصميم بگيرند. و اگر تصميمي بگيرند نمي توانند عملي كنند -احياناً اگر تصميم كوچكي هم بگيرند بخواهند عملي كنند طرف مقابل مي آيد وآنرا خنثي مي كند- . اين به معني اين است كه ما فاقد يك دولت كارآمد هستيم. خوب وقتي دولت نتواند وظايف خودش را انجام بدهد يعني اينكه پنهان از چشم ما دارد يك سلسله فعاليتها انجام ميشود، بحران ها دارند رشد مي كند، مثل (بحرانهاي) بيكاري ، فقر و فساد در همه ابعادش هم فسادهاي اخلاقي و هم مالي و… در كنار اينها يك سلسله بحرانهايي كه سابقه تاريخي دارند مثل بحران هويت، بحران اخلاق دست به دست هم داده اند. از يك سو ما با يك دولت ناكارآمدي روبرو هستيم که مدام دچار درگيري است -و چاره اي هم ندارند- و از طرف ديگر جامعه اي داريم كه روز به روز مشكلاتش افزوده مي شود و به نسبت اينكه مشكلاتش روز به روز افزوده مي شود، نفرت واعتراض آن از حكومت روز به روز عميق تر مي شد. خوب حالا با اين وضع اجتماعي و اين وضع حكومت، حالا ببينيم نيروهاي ديگر اين وسط چه كاره هستند؟

معمولاً از اپوزيسيون مسالحت جو در داخل (کشور) که جزء حكومت نيست صحبت مي شود كه آن هم در يك طيف نيروي هاي ملي-مذهبي و نهضت آزادي قرار مي گيرد و نيروهاي ديگري مثلاً يك طيف طرفدار آيت ا… منتظري هستند ويك طيف كم رنگ تري مثل نيروهاي سكولاري هستند که تشكلي ندارند و به صورتي (پراکنده) اينجا و آنجا هستند. متاسفانه اقداماتي صورت گرفته (است) كه به نظر مي آيد اينها هم امكان كار جدي ازشان بر نمي آيد.

حكومت ما در آلترناتيوكشي خيلي استادانه عمل كرد. اينكه از همان موقعي كه در نيكاراگوئه رئيس جمهوري روي كار آمد -خانم چامورو(Chamoro)- آنها گفتند كه نکند بازرگان مثل آن (خانم) باشد كه بخواهند روي آن سرمايه گذاري كنند چون چامورو زن يكي از انقلابيون ملي گرا بود كه قبل از انقلاب سانتانيستي شهيد شده بود. گفتند طرز قيافه و اين چهره (با اين طرز فکر و رفتار) مي تواند شبيه او باشد، آمدند و همه اين نيروها را گرفتند وزندانيشان كردند. بعد از آن هم مثلاً تحولات اروپاي شرقي را دنبال كردند و مثلاً (کشور) چك را ديدند (که) نويسنده اي كه رمان مي نوشت آمد راي مردم را جمع کرد و ريئس جمهور شد. اينها هم دغدغه شان اين بود كه نكند بين نويسنده ها هم يكدفعه يك چنين شخصيتي وجود داشته باشد -مثلاً شخصي به نام سروش باشد- (براي همين بود) كه مرتب با آنها برخورد مي شد و هم مي توانست (جزء) نويسنده هايي باشد كه به هر حال از بين بردندشان. خلاصه اينها را مرتباً كنترل مي كردند که مبادا از بين آنها چهره سياسي ظهور كند. اگر مثلاً كسي مي رفت دنبال ترجمه كتابهاي سياسي فكر مي كردند نكند اين (شخص) هم بتواند سياستمداري بشود بنابراين او را زنداني مي كردند. يا مثلاً مورد شوروي را كه بررسي كردند ديدند گورباچفي و به دنبال آن يلتسيني ظاهر شد، خوب آنها گفتند گورباچف مي تواند خاتمي باشد، يلتسين كيست؟ مثلاً شخص مثل عبدا… نوري يا مثلاً عطاء الله مهاجراني. با اين ها بالاخره يك طوري برخورد كردند و آنها را كنار گذاشتند در واقع در آسياي جنوب شرقي اگر زنها ظهور كردند ورهبران گروه ها شدند، اينها مواظب بودند كه نكند آلترناتيوي مشابه آنها شكل بگيرد بنابراين هم، نيروهاي مثل آنها را فلج كردند.

حالا كه بحث نيروهاي ملي مذهبي شد آنها اصلاً نيروهاي نيمه بندي بود، اصلاً تشكلي هم نبودند، ارتباطات اندكي داشتند براساس شركت در عملي سياسي مثلاً انتخابات و قرار بود با هم صحبت بيشتري کنند، همه اينها را گرفتند بردند توي انفرادي ها و ته و توي همه چيز را درآورند.

همه را تحت نظر دارند. در اين فضا چه مي شود كرد؟ نهضت هم همين جور است. آيت الله منتظري و اطرافيانش را هم كه مي دانيد وضعيتشان چه جوريست. سكولارها هم كه گويي سكولاربودن کفر ابليس است. يعني سکولار را مانند کسي تلقي مي کنند که مرتد است. اما اگر بخواهيم سکولار را تعريف کنيم مي شود گفت که آيت الله بروجردي، و آيت الله اراکي همه اينها سکولار بودند. آدم مي تواند ديندار باشد اما به حكومت ديني اعتقاد نداشته باشد. به هر حال آنها را هم تحت فشار قرار دادندو عملاً از اين نيرو هم به نظر مي آيد-از داخل طوري دست و پا را بستند- كه كاري بر نمي آيد و از طرفي هم توده ناراضي است كه متوالياً دارد زياد مي شود و هيچ كدام از اين نيروها هم نمي توانند آنها را بسيج كنند و از آنها استفاده كنند. اين مشكل آنهاست و از طرفي به هيچ رسانه اي و ابزاري هم دسترسي ندارند و اينكه آيا اين نظام اصلاح مي شود يا نه اين هم كه حل شدني نيست. در اين فضا به نظر مي آيد اگر همين جور ادامه پيدا كند امكان يك تلاشي اجتماعي، يك نوع در هم گسيختگي، واقعاً وجود دارد كه اگر اين از هم گسيختگي اتفاق بيفتد با توجه به اينكه مسائل قومي روز به روز دارد پررنگ تر مي شود -و گاه حكومت (در قبال اين مساله) ضعيف مي شود- قوميت هاي جزئي مي روند خودشان را پررنگ ميكنند و مي خواهند زندگي و حيات داشته باشند. با آذري ها، كردها ، عرب ها و… اگر برخورد كنيد، مي بينيد كه دارند (به صورت) جدي اين مسئله را دنبال مي كنند. خوب اينها مي تواند خداي نكرده حتي به تجزيه ايران منجر بشود و با انجام اين كار حتماً درگيري قومي به دنبال دارد يعني ايران را اگر جداي از بيرون و با نيروي داخلي خودش ببينيم وضعيتش نگران آميز است. معضلات دارد رشد مي كند هيچ كس هم قادر نيست آنها را حلش كند دولت هم كار آمديش را از دست داده (است). هيچ كاري نمي تواند بكند و اين به اين معني است كه اگر اينجا يك اتفاقي بيفتد اين سرايت مي كند به مرزهاي ما و امنيت از بين مي رود.

از طرفي ايران متهم است به نقص گسترده حقوق بشر و از طرفي (ديگر) متهم است به تلاش براي دسترسي به سلاح هاي كشتار جمعي و سلاح هاي اتمي.ببيند از نظر غربي ها يك اصل داريم كه «افراد به خودي خود بيگناه اند» مگر اينكه چيزي بر عليه آنها اثبات شود. در قوانين بين الملل اگر كسي متهم شد كه داراي سلاحهاي كشتار جمعي است وظيفه خود اوست كه اثبات كند اين حكم غلط است يعني اينكه سلاح ندارد نه اينكه وظيفه آنها باشد كه اثبات كنند دارد. همين بحثي كه در عراق مطرح است عراق ادعا مي كند كه من (سلاح شيميايي) ندارم بياييد و پيدا كنيد! نه بحث اين نيست. بايد اثبات كني كه نداري. حالا چه جوري مي شود اثبات كرد كه نداري؟ اين را بر اين اساس مي گويند كه تمام كشورها كه متهم شدند و بعد از كنکاشي كه بعمل آمد، فهميدند كه نه، (سلاح کشتار جمعي) دارند چه پاكستان ، چه عراق ، چه فلسطين و… همه اينها اولش متهم شدند. بعداً ثابت شد كه دارند. ايران هم از اين جهت در معرض اتهام است. دليلشان اين است كه به هر حال ايران قدرت سركوب زيادي دارد، از شورش هاي داخلي كمتر نيرو دارد، حالا ديگر مي گويند 10% موافق ما هستند %90 مخالف ما هستند. مي شود آن %90 راكوبيد و با آن %10 حكومت كرد چون روابط خودش را با جهان پيرامون طوري تعريف كرده (است) به طوريكه اين روابط مبتني بر خصومت است. (حکومت ايران) همواره مي ترسد از بيرون به آن ضربه بزنند براي اينكه نتوانند (ضربه) بزنند بايد دنبال يك سلاح بازدارنده باشد، سلاح بازدارنده هم كه سلاح اتمي مي تواند باشد.با اين نگاه سياسي به جهان بايد منتظر آن لحظه باشيم. خوب برنامه چيدند كه اين را هم را دنبال كنند. حالا اينجا روز به روز دارد بي نظمي زياد مي شود، ناكارآمدي مسلط است يك تعدادي هستند كه از نظر آنها خشونت طلبند.مخالف حقوق بشرند، دشمن اسرائيلند و در عين حال دارند به سلاح اتمي دست پيدا مي كنند و مي توانند نظم (منطقه و جهان) را بهم بريزند. اين بايد ازنظر آنها بنحوي اداره بشود، مديريت بشود تا اين اتفاق نيفتد.اين كاري است كه آنها دارند بنحوي آن را انجام مي دهند.

گاهي مي شود چيزي را از بيرون از حكومت ساقط كرد يا از بيرون بر آن (حکومت) نشاند. در دسترس نيست كه بشود آن را درست كرد. در اين حالت دستشان باز بوده است.

گاهي يك شخصي كه اصلاً سابقه سياسي ندارد يا برجستگي سياسي ندارند مطرح مي شود و آن را دفع مي كنند آنها به اين نكته توجه دارند كه در داخل اوضاع به بن بست رسيد. از اصلاح طلبها و نيروي اصلاح طلب در اين شرايط هيچ كاري بر نمي آيد و بايد آن (حکومت) را از بيرون درست كرد و يك سلسله فعاليت هايي در جريان است.

و طيفي از مخالفان -مثل نيروهاي جمهوري خواه در زمان مشروطه خواهي- دور هم جمع شوند تا بتوانند طبق اصول كلي مثل رفراندوم يا نظام سكولار با هم توافق كنند؟؟؟؟ مثلاً در جاهايي هم ايجاد كردند -همين ماهواره كه در اكثر شهرستانها گسترش يافته (است) خوب اينها آمدند درون خانه مردم و از طريق رسانه هاي جمعي دارند كار مي کنند.-

روزنامه ها هم كه حدوداً فرض كنيم سه ميليون خواننده و دهها ميليون ساعت صرف مطالعه مي شد را تعطيل کردند و کسي هم که بعد از تعطيلي نشريات و روزنامه هايي مثل خرداد و جامعه و ... که نمي آيد کيهان و رسالت بخواند. به ناچار يا مي رود راديو بي بي سي گوش مي کند و يا هم ميرود ماهواره تماشا مي کند.

نارضايتي وقتي گسترده باشد آنها آمريكائيها فكر مي كنند مي شود با استفاده از نارضايتي عمومي و بسيج كردن در داخل و ارتباط با آنها، اين افكار عمومي را به يك سمت وسويي هدايت كرد به سمت در واقع فروپاشي رژيم.

اما آنها (آمريکاييها) اين را ملاحظه دارند كه بعد از آن انقلاب اين نسل به يك معنا شايد يك نسل آرمانگرايي نباشد و شايد بخاطر بعضي مسائل خودشان را بخاطر بيندازند اما نسل خيلي ايدئولوژيكي نيستند (زياد هزينه ده نيستند). نسل خيلي تجربه گر و در عين حال موقعيت شناس هستند و به اين حرفها که از همه مفاهيم اخلاقي وارزشي هم سوء استفاده شده زياد حساس نيستند. بنابراين اين نسل خيلي نسل واقع بيني است. مي خواهددنبال فرصت شغلي بهتري باشد، دنبال زندگي مناسب و درآمد مناسب تر است. اينکه يك فرد سياسي را بگيرند و بحران اجتماعي درست كنند، اينها آن چيزي هاي نيست كه آنها (نسل بعد از انقلاب) جانشان را به خطر بندازند. مطمئناً هزينه اين اعتراضات كم نيست. مسلماً (مي دانند) اگر جماعتي بروند خيابان و شروع كنند به شعار دادن و سروصدا كردن اگر به رگبار نببندند خيلي هاشان را مي گيرند و مي برند به سلولهاي انفرادي. به همين دليل خيلي هاشان نمي آيند.

حالا آنها اين برنامه را براي ايران دارند. قاعدتاً بحثي كه بعداً پيش مي آيد شايد شبيه افغانستان باشد و آن مسائلي كه گفتم اينها بر اين هستند که ایران بتواند يك نوع رفتار سكولاريسم و… يك نوع نقشي در اين گستره از جهان براي خودش دست وپا كند و اما اين امر وقتي از طريق يك ابرقدرت يا يك فشار از بين مي دهد به معناي اين است كه ايران نتوانسته است از درون خود يك تحول درون جوش را بوجود آورد كه بتواند نيازهاي خودش را در عرصه بين المللي تأمين كند كه اين از اين جهت فاجعه است. از آن جهت هم به هر حال مثل مورد افغانستان است چيزي مثل طالبان و كرزاي واين بحثي است كه الان پيش مي آيد.

من اين را مي خواستم صرفاً توصيف كنيم. و يعني اين را خيلي هم بي طرفانه و خونسردانه نقد كردم طوبي از استراتژي آمريكا حرف مي زد كه گويي استراتژيست آمريكايي است…

ولي من براي اينكه اين جا بيفتد، مخصوصاً با اين ادبيات صحبت مي كنيم كه از همان اولش موضعي نگيريم، عليه اش دركش نكنيم. خواستم كه بيان كنم كه اينجور هست،؛ بدون اينكه من نظر خاصي داشته باشم. حالا اين وضعيت بين المللي ما و اين هم از وضعيت داخلي ما و آن هم به اصطلاح نظمي كه دارد برجهان حاكم مي شود. حالا بايد ببينيم كه در اين فضا چه مي شود كرد آيا ما آنقدر بايد اراده گرا باشيم كه فكر كنيم در هر شرايطي مي شود اين اوضاع را تغيير داد. ما اولاً اينقدر اراده گرا نيستيم و مثالي كه هميشه مي زنم (اينست که) وضعيت اجتماع مثل گل كوزه گري نيست كه اين گل در دست مثلاً 24 ساعت يا 48 ساعت نرم باشد. اين گل به هر شكلي در بياد هي بهم بزنيد. نمي دانم كوزه خوب نيست گلدان درست كنيد، گلدان خوب نيست پارچ درست كنيد. اين (وضعيت اجتماع) به آن شكلي نيست. اگر مثل من با گچ كار كرده باشيد وضعيت جوامع مثل گچ زنده است. يك فرصتي در اختيار اين گروه آن گروه، اين نيروي اجتماعي،آن نيروي اجتماعي قرار مي گيرد كه به آن شكل بدهد ، توي اين فرصت اگر به آن شكل داديد كه داديد واگر ندايد اين صلب مي شود آنقدر صلب ميشود كه اگر به آن يك مقدار آب هم بزنيد ديگر نمي شد تغييرش داد. بايد بکوييدش و خلاصه اينجور نمي شود. افكار عمومي تا حالا اقبال زيادي به اصلاح طلب ها داشته است ولي به دليل ناكامي آنها در رسيدن به اهدافشان يك دفعه اين اعتماد صلب شده (است) و اين (بي اعتمادي) گسترده است متاسفانه و اين را نمي شود براحتي برگرداند. اصلاً نمي شود يعني اگر بالفرض من همه اش از اصلاحات صحبت كنم كه بياييد راي بدهيد و… اين به اين معنا نيست كه من آنقدر وجاهت دارم كه مردم بگويند آره! چون اين مي گويد بريم (راي بدهيم)، مي گويند نه! اين خل شده مثل بقيه شده (است)! وقتي حرفهاي ما انكعاس دهنده مشكلات عيني مردم نباشد ارزشش را واقعاً از دست مي دهد. ما آدمهايي را داشتيم در اين چند ساله بچه هايي بودند كه در جنبش اصلاحات درخشيدند، مطالب خيلي خوبي نوشتند و مورد اقبال عمومي بودند، به مجرد اينكه حرف ضد اصلاحي زدند مثلاً حالا فرض بفرماييد (مثلاً به علت) فشار زندان و مثل اينها يك لحظه مي ديديد كه از چشم مي افتادند. حالا اين يك مرحله از آن بالاتر به نظر مي آيد. وقتي عبور مي كني اعتماد به سختي بدست مي آيد و به راحتي از دست مي دهي، وقتي از دست ميرود ديگر كاريش نمي شود كرد يعني فرصتي به وجود آمد براي كشورما و اين نظام با همه ننگ و نكتبي كه در كارنامه اش بود. خود اين مردم آمدند به صحنه و داشتند در امور به طور جدي مشاركت مي كردند، هيجان واحساس ناشي ازمشاركت احساسي متعالي بود و اين فرصتي بود كه ما بتوانيم خودمان را در اين دنيايي كه سريع دارد تغيير مي كند و به آن توجه خاصي هم داريم خودمان را اندكي بسازيم معادلسازي كنيم.

اين از دست رفت و الان با اين شعارها اساساً نميشود اين را برگرداند. ديگر در توان كسي هم نيست. روي اين يك سرنوشت مقدر دارد رقم مي خورد، سرنوشت مقدري كه البته در يك دوره اي ما اختيار داشتيم عوضش كنيم، اما به دليل اين كه واقعاً قدرت پرستي وقدرت طلبي عده اي احمق كه نه دركي از جهان دارند و نه دل در گروه منفعت روحي ويا منفعت عمومي، اين ها افتادند به ميان همه نيروها و همه را قلع و قمع كردند، نابود کردند، برهوتي شد كه گويي جهان مي خواهد ما را در نوردد. من فكر مي كنم بجايي كه حالا رو به روي اين قضيه بايستيم بايد فكر كنيم كه اين اولاً چه جاهايي تاثير منفي مي گذارد و چه جاهايي تاثير مثبت مي گذارد.

روي آن تاثيرات ما پيش بيني كنيم چه بايد کرد؟

اين را من معمولاً به ملي ـ مذهبي ها هم مي گويم اينكه ديگر خيلي خودمان را درگير انتخابات و اين ور و آن ور نكنيم. همان سئوالاتي كه ما كس پلانك ازش پرسيدند بعد ازاينكه هيلتر در آلمان روي كار آمد. گفته بودند كه چه كنيم؟ گفته بود كه هيچي فقط برويد فكر كنيد براي بازسازي آلماني كه در يك جنگ جهاني دوم به كلي ويران شده (است). حالا من از تمثيل استفاده مي كنم. ما قرار نيست ويران بشويم چون الان سيستم ناكارآمد است قطعاً بعضي از كارآمدي ها اعاده مي شود چون الان ايران به دليل دشمني با فضاي بيرون عملاً حوزه هايي نفوذ به حوزه هاي منفعت خودش را از دست داده (است).

اينها را يك حكومت عاقل و سكولاري كه بتواند عقايد بين المللي را هضم كند وحالا اگر همكاري نمي كند لااقل درگير نشود با قدرت جهاني، اين مي تواند حوزه هاي نفوذ را كه در آسياي ميانه، در افغانستان است، اينها را بدست بياورد. از اين جهت بالاخره خيلي ازمشكلات نسبت به وضعيت موجود حل خواهد شد. اما بحثش همين بحث فكري و فرهنگي و يك مقدار عاطفي است ما دوست داشتيم به عنوان ايرانياني كه همواره از بحران ها به يك نحوي زنده شده ايم و خودي نشان داده ايم، اين دفعه هم به دست خودمان اينكار را بكنيم ولي به نظر مي آيد كه اين دفعه وضعيت ما را به لحاظ فلاكت به جايي رسانيده اند كه دوباره به هر حال آن اراده بين المللي است كه مي خواهد كه اين را رقم بزند.

من فكر مي كنم در واقع براي وضعيت سوررئاليستي فكر كنيد كه در آن وضعيت بتوانيم حرفهاي روشن و برنامه هاي شفاهي داشته باشيم. در آن مقطع هرچه شما مستدل تر باشيد، هرچه عميق تر باشيد، هر چه آگاه تر باشيد هر چه شناخت تان از مسايل داخلي و بين المللي بيشتر باشد قطعاً حوزه تاثيرگذاري شما بيشتر خواهد بود و چون حوزه تاثيرگذاريتان بيشتر است مي توانيد عوامل منفي را كم كنيد و آن جاهايي كه منافع ايران با منافع قدرتهاي جهاني تضاد پيدا مي كند، آن جاها مي توانيم از منافع خودمان بطور معقول دفاع كنيم و اين كاري است كه من به نظرم مي رسد وگرنه در اين فضا يا بايد خودكشي كنيم، بالاخره يا سقوط كنيم يعني الان دو حالت بيشتر نيست يا بايد بروم بيرون عصباني شوم و فرياد بزنم كه خوب دوباره مي برند به انفرادي و آنجا بخواهم كه در انفرادي نباشم بالاخره مطالعه كنم اين وضع. بعضي از ملاحظات را انجام بدهيد كه زندان نيفتيدو راه سومي اصلاً نمي شود پيدا كرد راه سوم را همين مي شود گذاشت كه شما عميق بشويد درحزوه هايي كه نياز آينده ماست براي يكبار كه شده از جهان بيرون وحشت نكنيم. من پارامترهايش را توضيح دادم (که) مثل دوران جنگ سرد وحشت انگيز نيست. در عين حال مي شود با آن تعامل كرد تعامل هم هميشه از آدمهاي عميق و غني و صاحب فكر بر مي آيد. از آدمهاي بي مايه اي كه وقت خودشان را صرف مسايل روزمره كردند و اين مسائل تمام شده (است) و هيچي باقي نمانده (است). در اين ده سال ما چندين پروژه را خوانديم و تمام شد مثلاً يك دستگيري فلان شخص، خوب ما بايد جزئياتش را عملاً با دقت دنبال كنيم وبراي خودمان تحليل كنيم. ديگر وقتي آن مساله تمام مي شود اين هم عملاً تمام مي شود. به اين مسايل روزمره كمتر توجه كنيم به مسايل بنيادي تر در همون رشته كاريتان به نظر من بايد عميق تر توجه كنيم.
والسلام
اينک که اين سطور را مي خوانيد آقاي زيدآبادي در زندان بسر مي برد. زيدآبادي سال گذشته بر اساس حكم صادره از سوي قاضي سعيد مرتضوي رييس شعبه ١٤١٠ دادگاه عمومي تهران ويژه جرايم كاركنان دولت به ٢٣ ماه حبس و ٥ سال محروميت از حقوق اجتماعي محروم شده بود که دادگاه تجديد نظر استان تهران ، حكم دادگاه بدوي رابه ١٣ ماه حبس و ٥ سال محروميت از حقوق اجتماعي تقليل داد.زيدابادي پيشتر و در دوران بازجويي و تحقيقات ٧ ماه در بازداشت موقت بوده است كه با اين حساب شش ماه ديگر از محكوميت حبسش باقي مانده است.



يادداشتي براي عزيز در بند دکتر احمد زيدآبادي

دوست مبارز و نستوه، احمد

بار ديگر قدرت بدستان ظالم تو را به اسارت کشيدند، با اين پندار موهوم که از زبان ابوذريت و قلم شمشيرگونه ات در امان باشند و چند صباحي ديگر با خيال باطل " ماندگاري" ، خود را مشغول کنند،

غافل از اينکه ظلم بزرگترين آفت حکومت هاست.و اگر امروز تو و عزيزاني چون يوسفي اشکوري ، گنجي ، زرافشان ، آقاجري ، سلطاني ، دادخواه ،باطبي و برادران محمدي و ده ها دانشجو و انسانهاي دگر انديش مبارز ، تنها به خاطر " ابراز عقيده" در زندانهاي نظام به سر مي برند، نگران نباشيد و خوش داريد اين ايام را و بدانيد که روزهاي "طلايي" براي هر آزاده اي فرصت در بند بودن بخاطر " بيان انديشه" است.

و اين روزها که چهلمين روز شهادت حسين (ع) را به ياد مي نشينيم تو و ديگر " بنديان" خوب ميدانيد که هر روز عاشورا و جاي جاي زمين کربلاست و اگر قرار است يادي از پيشکسوت هاي آزادگي کنيم، اين کار نه با سروسينه زدن و اشک ريختن، که با ادامه راه آن بزرگواران ميسر خواهد شد،چه در هر زمان و مکان ميتواند حسيني باشد و يزِيدي، فقط بايد چشم ها را شست تا با پاک چشمي حقايق را مشاهده کرد و ديد در نظامي که مدعي ولائي بودن است با پيروان راه حسين که همان آمران به معروف و ناهيان از منکر حاکمان مي باشند، چه رفتاري مي شود.

احمد عزيز

سعادت اسارت را به تو و ديگر عزيزان تبريک مي گويم با اين اميد که پايدار و استوار باشيد و بخاطر بسپار سفارش پير تجربه آموخته را که

اگر زبان ات را بستند قلم ات را شکستند

نه با دست و دهان که با چشمها و رگها يت

فرياد کن.

پيروز باشي
برگرفته از وبلاگ نهضت ازادی بیان
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 23:4  توسط "حقوق بشر"  | 
جمهوری آذربایجان اعضای یک تیم کوهنوردی ایران را بازداشت کرد

خبرگزاری فارس: تيم كوهنوردي استان مازندران در مرز جمهوري آذربايجان دستگير شد. اين تيم كه هفته گذشته با هدف صعود به قله 4 هزار متري شاه داغي راهي آذربايجان شده بود، در مرز دستگير شد.

اين در حالي است كه تمامي مدارك آنها براي اعزام به اين كشور كامل بوده و مشكلي از اين بابت نداشته اند.

كوهنوردان مازندراني در اين مدت در حالت بازداشت باقيمانده و گويا در يك گاراژ نگهداري مي شوند.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 22:57  توسط "حقوق بشر"  | 
اطلاعیه کمیته¬ی دفاع از زندانیان سیاسی کردستان (شماره 1)/فراخوان اعتصاب عمومی در مناطق کردنشین
30 تیر 1386

ملت آزادی خواه ایران و کردستان
حامیان آزادی و حقوق بشر

در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران و کردستان به بزرگترین زندان برای روزنامه¬نگاران و فعالین مدنی و سیاسی تبدیل شده است و روز به روز فشارهای حاکمیت بر دگراندیشان بیشتر می¬شو دور از عرف قضایی و حقوقی با صدور حکم اعدام روبرو شده¬اند، همچنین برای اعلام اعتراض در برابر هر حکمی از این دست و گسترش د و اینک شمار زیادی از این فعالین از جمله کاوه جوانمرد، محمد صدیق کبودوند، اجلال قوامی، عدنان حسن¬پور، هیوا بوتیمار و ... در زندان¬های جمهوری اسلامی ایران قرار دارند، متاسفانه 2 تن از این فعالین با صدور حکم اعدام مواجه شده¬اند.
در ادامه¬ی تلاش¬های جهانی و همگانی برای دفاع و اعلام حمایت از روزنامه¬نگار مستقل "عدنان حسن¬پور" و فعال مدنی "هیوا بوتیمار"، که به صورتی ناعادلانه و به دور از عرف قضایی و حقوقی با صدور حکم اعدام روبرو شده¬اند، همچنین برای اعلام اعتراض در برابر هر حکمی از این دست و گسترش فشارهای حاکمیت بر ملت¬های ایران و علی¬الخصوص ملت کرد، با درخواست شمار زیادی از مردم آزادی¬خواه، از تمام اقشار مردم کردستان ایران تقاضا می¬کنیم که روز دوشنبه تاریخ 1/5/1386 ( برابر با 23/6/2007) با اعتصاب سراسری و آرام، و با تعطیلی بازار و مغازه¬ها و ماندن در خانه¬های خود، خواستار لغو حکم اعدام برای این دو فعال کرد و همچنین لغو حکم اعدام برای تمام کسانی که در زندان¬های جمهوری اسلامی ایران چشم¬انتظار مرگ هستند، باشیم.

کمیته¬ی دفاع از زندانیان سیاسی کردستان
komitehawbesh@yahoo.com





راطةياندراوي كؤميتةي هاوبةشي ثشتطيري كردن لة زيندانياني سياسي (ذمارة 1)
بانطةواز بؤ مانطرتني طشتي
خةلَكي ئازاديخوازي كوردستان
لايةنطراني مافي مرؤظ
لة كاتيَكدا كة رؤذهةلآتي كوردستان بؤتة طةورةترين زيندان بؤ رؤذنامةنووسان و ضالاكاني مةدةني و سياسي و رؤذ بة رؤذ طوشارةكاني رذيمي ئيسلاميي ئيَران بؤ سةر جودابيران زياتر دةبيَ و هةر ئيَستا ذمارةيةكي زؤر لةو ضالاكظانانة و لةوانةش كاوة جةوانمةرد، محةممةد سةديق كةبودوةند، ئيجلال قةوامي، عةدنان حةسةنثوور و هيوا بووتيمار و ... لة زيندانةكاني كؤماري ئيسلاميي ئيَران دان، بة داخةوة 2 كةس لةو ضالاكظانانة حوكمي ئيعداميان بؤ دةركراوة.
لة دريَذةي هةلَمةتي طشتطير و جيهاني بؤ ثشتطيري لة رؤذنامةنووسي سةربةخؤ" عةدنان حةسةن ثوور" و ضالاكي مةدةني" هيوا بوتيمار"، كة لة لايةن دادطايةكي ناعاديلانةوة بة شيَوةيةكي بة دوورلة هةر عورفيَكي قةزايي و دادثةروةري حوكمي لة سيَدارة درانيان بؤ برِايةوة، و هةروةها بؤ نارةزايةتي دةربرِين بةرامبةر هةر حوكميَكي لةو ضةشنة و ثةرةسةندني طوشار و جينايةتةكاني رذيَمي ئيسلاميي ئيَران بةرامبةر طةلاني ئيَران بة طشتي و طةلي كوردستان بة تايبةتي، لة سةر داخوازي ذمارةيةكي زؤر لة خةلَكي رؤذهةلآتي كوردستان، داوا لة سةرجةم ضين و تويَذةكاني خةلَكي رؤذهةلآتي كوردستان دةكةين، رؤذي دوو شةممة ريَكةوتي 1/5/1386 بةرامبةر بة 23/6/2007 بة مانطرتنيَكي سةراسةري و هيَمنانة، بة داخستني دووكان و بازار و مانةوة لة ناو مالَةكانيان، خوازياري هةلَوةشانةوةي حوكمي لة سيَدارةدران بؤ ئةو دوو ضالاكة كوردة و هةلَوةشانةوةي حوكمي ئيعدام بؤ هةموو ئةو كةسانة بن كة لة زيندانةكاني كؤماري ئيسلاميي ئيَران دا ضاوةرِواني مةرطن.
كؤميتةي هاوبةشي ثشتطيري كردن لة زيندانياني سياسي كوردستان
komitehawbesh@yahoo.com


راگەیاندراوی کۆمیتەی هاوبەشی پشتگیری کردن لە زیندانیانی سیاسی (ژمارە 1)
بانگەواز بۆ مانگرتنی گشتی
خەڵکی ئازادیخوازی کوردستان
لایەنگرانی مافی مرۆڤ
لە کاتێکدا کە رۆژهەڵاتی کوردستان بۆتە گەورەترین زیندان بۆ رۆژنامەنووسان و چالاکانی مەدەنی و سیاسی و رۆژ بە رۆژ گوشارەکانی رژیمی ئیسلامیی ئێران بۆ سەر جودابیران زیاتر دەبێ و هەر ئێستا ژمارەیەکی زۆر لەو چالاکڤانانە و لەوانەش کاوە جەوانمەرد، محەممەد سەدیق کەبودوەند، ئیجلال قەوامی، عەدنان حەسەنپوور و هیوا بووتیمار و ... لە زیندانەکانی کۆماری ئیسلامیی ئێران دان، بە داخەوە 2 کەس لەو چالاکڤانانە حوکمی ئیعدامیان بۆ دەرکراوە.
لە درێژەی هەڵمەتی گشتگیر و جیهانی بۆ پشتگیری لە رۆژنامەنووسی سەربەخۆ" عەدنان حەسەن پوور" و چالاکی مەدەنی" هیوا بوتیمار"، کە لە لایەن دادگایەکی ناعادیلانەوە بە شێوەیەکی بە دوورلە هەر عورفێکی قەزایی و دادپەروەری حوکمی لە سێدارە درانیان بۆ بڕایەوە، و هەروەها بۆ نارەزایەتی دەربڕین بەرامبەر هەر حوکمێکی لەو چەشنە و پەرەسەندنی گوشار و جینایەتەکانی رژێمی ئیسلامیی ئێران بەرامبەر گەلانی ئێران بە گشتی و گەلی کوردستان بە تایبەتی، لە سەر داخوازی ژمارەیەکی زۆر لە خەڵکی رۆژهەڵاتی کوردستان، داوا لە سەرجەم چین و توێژەکانی خەڵکی رۆژهەڵاتی کوردستان دەکەین، رۆژی دوو شەممە رێکەوتی 1/5/1386 بەرامبەر بە 23/6/2007 بە مانگرتنێکی سەراسەری و هێمنانە، بە داخستنی دووکان و بازار و مانەوە لە ناو ماڵەکانیان، خوازیاری هەڵوەشانەوەی حوکمی لە سێدارەدران بۆ ئەو دوو چالاکە کوردە و هەڵوەشانەوەی حوکمی ئیعدام بۆ هەموو ئەو کەسانە بن کە لە زیندانەکانی کۆماری ئیسلامیی ئێران دا چاوەڕوانی مەرگن.
کۆمیتەی هاوبەشی پشتگیری کردن لە زیندانیانی سیاسی کوردستان
komitehawbesh@yahoo.com
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:46  توسط "حقوق بشر"  | 
پشتیبانی سیدعلی صالحی و رامین جهانبگلو از عدنان حسن‌پور
شاعر سرشناس، سیدعلی صالحی و روشنفکر و نویسنده بزرگ ایران، پروفسور رامین جهانبگلو، پشتیبانی خود را از عدنان حسن‌پور و هیوا بوتیمار اعلام کرده‌اند.
این دو شخصیت سرشناس، ضمن ناعادلانه توصیف‌کردن صدور حکم اعدام برای عدنان حسن‌پور و هیوا بوتیمار، خواهان آن شده‌اند که این دو فعال کرد در یک دادگاه عادلانه محاکمه شوند.
شایان ذکراست که در همین ارتباط، خانه هنرمندان ایران، صدور حکم اعدام برای عدنان حسن‌پور و هیوا بوتیمار را ناعادلانه خوانده و پشتیبانی خود را از آنها اعلام کرده‌ است.
منبع: خورهه‌لات نیوز
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:45  توسط "حقوق بشر"  | 
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر


بهرام اسماعیل بیگی عضو سابق انجمن اسلامی اصفهان و علوم پزشکی، از سوی شعبه 4 دادگاه انقلاب اصفهان به 2 سال حبس تعزیری که به مدت 5 سال به حالت تعلیق درآمده است، محکوم شد.

اتهامات وی " تبلیغ علیه نظام"، " برگزاری تجمعات غیرقانونی"، و " توهین به آیت الله خمینی" عنوان شده است.

همچنین میثم گلستانی و حسن طالبی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان نیز براساس احضاریه ای که از سوی همین شعبه دریافت کرده اند، می بایست در تاریخ 4 و 7 مردادماه در دادگاه حاضر شوند.</b>

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:43  توسط "حقوق بشر"  | 
وحشت استبداد از بیداری دانشجویان/ کیانوش سنجری
30 تیر 1386

یورش ماموران وزارت اطلاعات و امنیت رژیم جمهوری اسلامی به دفتر سازمان ادوار و بازداشت 17 دانشجو و دانش آموخته ی عضو آن سازمان مرا به یاد یورش ماموران سازمان اطلاعات سپاه به دفتر جبهه متحد دانشجویی درفروردین سال 1380 انداخت. در جریان آن یورش، ماموران لباس شخصی با حکم دادگاه انقلاب و با کاربرد خشونت و گاز اشک آور و اسلحه، اعضای مرکزی جبهه متحد دانشجویی را دستگیر كردند. پس از گذشت چند روز معلوم شد که بازداشت شدگان به دستور قاضی حداد - که در آن زمان رییس شعبه 26 بی دادگاه انقلاب بود – بازداشت شده و در زندان سپاه پاسداران در اختیار پاسدار بازجوهای عضو سازمان اطلاعات موازی بودند.
با حکم قاضی حسن زارع دهنوی – قاضی حداد - دفتر جبهه پلمپ شد و از ادامه فعالیت های جبهه متحد دانشجویی و جبهه دمکراتیک ایران جلوگیری گردید. در پی آن یورش، به خانه های شماری از اعضای جبهه دمکراتیک ایران نیز یورش برده شده بود.
در اواخر سال 1379، حشمت الله طبرزدی در نامه ای خظاب به خامنه ای از او پرسیده بود که آیا حضرت علی هم شکنجه گاه برپا می داشت و مخالفانش را شکنجه می داد؟ در آن نامه، طبرزدی رهبر حکومت را دستور دهنده ی اصلی شکنجه ی دانشجویانی همانند احمد باطبی و شادروان اکبر محمدی در زندان وزارت اطلاعات معرفی کرده بود. علاوه بر انتشار ان نامه که در سایت های اینترنتی منتشر شده بود، دفتر جبهه متحد دانشجویی مبدل گردیده بود به محلی برای حضور خانواده های زندانیان سیاسی و دانشجویان مدافع دمکراسی و مخالف رژیم. خانواده های شماری از زندانیان سیاسی همانند خانواده دکتر فرزاد حمیدی و پدر امیر فرشاد ابراهیمی می آمدند به دفتر جبهه متحد دانشجویی و از ظلمی که بر فرزندانشان در زندان جمهوری اسلامی روا می شد سخن می گفتند و خواستار همیاری برای آزادی فرزندان شان بودند. با انتشار آدرس آن دفتر در اینترنت و برخی از رادیو های فارسی زبان برون مرزی، بر شمار شرکت کنندگان در جلسات عمومی در روزهای دوشنبه افزوده گردید.
بحث پیرامون فلسفه سیاسی پوششی بود برای در گرفتن تبادل نظر در بین شرکت کندگان درباره موضوعاتی همانند شیوه های درست مبارزه با استبداد و اقدام در جهت فراگیر شدن سیاست تحریم انتخابات و رفراندوم خواهی.
علاوه بر برپایی چنین جلساتی، در سال 1379 جبهه دمکراتیک در صدد برآمده بود با گفتگو با سایر گروه ها و سازمان های دانشجویی مدافع دمکراسی و احزاب منتقد و مخالف رژیم، به ایجاد پیوند و اتحاد برای نفی استبداد در ایران یاری رساند.
اما در آن سوی این کارزار و در پشت میزهایی که طرح سرکوب ناراضیان سیاسی ترسیم می شد، زنگ خطر به صدا درآمده بود. در اواخر سال 1379 عناصر وابسته به سازمان اطلاعات موازی بصورت مبدل به دفتر جبهه مراجعه و همانند سایر شرکت کنندگان، مباحث را دنبال می کردند. برخی از دوستان بر این باور بودند که جلوگیری نکردن از حضور آن عناصر در جلسات هفتگی، سیاستی اشتباه بود، چرا که آن عناصر با برقرار کردن ارتباط دوستانه با افراد، آن ها را شناسایی و سپس دستگیر می کردند.
البته در این بین برخی از عناصر نفوذی از جمله فردی با نام مستعار "کریمی" شناسایی شده و در مورد وی به سایر شرکت کنندگان در جلسات هفتگی هشدار داده شده بود، با این وجود از حضور وی در جلسات جلوگیری نگردید. ( همین فرد را در سال 1385 در جلسات عمومی در دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت مشاهده کردم و نسبت به حضور او به یکی از دوستانم در آن دفتر هشدار دادم! در پاسخ به من گفته شد که جلسات عمومی است و همگان می توانند در آن شرکت کنند.)
دوشنبه ی پایانی فرا رسید. مانند هفته های گذشته بالغ بر 50 نفر در دفتر کوچک جبهه متحد دانشجویی گردهم آمده بودند. در اواسط جلسه رفت و آمدهای مشکوکی دیده شد. مهندس طبرزدی از من خواست بروم بیرون و ببینم چه خبر است. "کریمی" بود که رفت بیرون. چند دقیقه بعد از خروج او، چند مامور لباس شخصی با اسلحه و بی سیم وارد دفتر شدند و برگه ای که ظاهرا حکم جلب افراد و تفتیش دفتر بود و از طرف دادگاه انقلاب صادر شده بود را نشان دادند اما طبرزدی خیلی محکم و جسورانه گفت برگه ی دادگاه برای این جمع اعتبار ندارد! مردی که به ظاهر رهبری این عملیات را بر عهده داشت، با بی سیم چیزی به دوستانش گفت. ناگهان ده ها مامور لباس شخصی وارد دفتر شدند و برای مرعوب کردن حاضرین در جلسه، گلنگدن اسلحه های شان را به صدا درآوردند اما وقتی با اعتراض و هیاهو مواجه شدند، اسپره های گاز اشک آور را افشاندند و به دست هایمان دست بند بستند.
همه حاضرین در جلسه به زور اسلحه در مقابل دوربین فیلم برداری قرار گرفتند و نام و مشخصات خود را بازگو کردند. از تک به تک افراد آدرس منازل شان پرسیده شد و پرسیده شد که چگونه و از چه طریق با دفتر جبهه متحد دانشجویی آشنا شده بودند. برخی ها پاسخ نمی دادند و کتک می خوردند!
مهندس طبرزدی و پرویز سفری را از جمع جدا کردند و با خود بردند. چند روز بعد معلوم شد که آن دو در سلول انفرادی بازداشتگاه 59 سپاه زندانی شده بودند. به دستور قاضی حداد طبرزدی به مدت 6 ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه 59 سپاه زندانی شد. و پس از یک مرخصی کوتاه – که شگرد آن روزهای پاسدار بازجو ها برای تخریب چهره ی حشمت الله طبرزدی بود - او بار دیگر دستگیر و زندانی شد و این بار به مدت 7 ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه تازه ساخت ِ 325 سپاه در کوچه پس کوچه های زندان اوین – یا همان بند 2 الف، محلی که رییس وقت زندان اوین اعلام کرده بود که از وجودش بی خبر است!
در آن روزها اخبار مربوط به زندانی شدن فعالین جنبش مستقل دانشجویی از سوی محافل خبری در داخل و خارج از کشور مورد توجه و کنکاش قرار نمی گرفت و کمتر کسی پی می برد که بر سر طبرزدی و خانواده اش و همکاران اش چه ظلمی روا می شد.
در سال 1381 پس از دریافت حکم 5 سال زندان تعزیری و در حالی که به دستور سید مجید پورسیف، منشی قاضی حداد در شعبه 26 بی دادگاه انقلاب موهای سرم از ته تراشیده شده بود! به زندان اوین منتقل شدم و همان شب در بند قرنطینه، مهندس طبرزدی را دیدم، همچنان جسور و مقاوم و ناشکستنی اما این بار با تارهای موی سپیدی که بر روی شقیقه هایش روییده بود. او پس از 7 ماه سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شده بود!
پس از گذشت نزدیک به شش سال از قلع و قمع دانشجویانی که در همان دوره ی اصلاحات، مبارزات پارلمانتاریستی را نافرجام دانسته و انتخابات را تحریم کرده و شعار رفراندوم خواهی سر می دادند، و در هشتمین سالگرد یورش ددمنشانه به خوابگاه دانشجویان و اسیر کردن شمار زیادی از دانشجویان مظلوم، این بار به دفتر سازمان ادوار یورش برده شد. دفتر سازمان دانش آموختگان همانند دفتر جبهه متحد دانشجویی، محلی شده بود برای گردهمایی قربانیان سرکوبگری رژیم، محلی بود برای دادخواهی پدران و مادران دانشجویان زندانی و اشک هایی که برای اکبر محمدی ریخته شد.
اساسا ترفند های رژیم برای سرکوب جنبش دانشجویی کارساز نیفتاده. استبداد به هر وسیله ای دست یازید تا جنبش دانشجویان را رام و سرسپرده ی قدرت سازد. برای این منظور، دانشجویان را به زندان انداخت، شلاق زد و شکنجه داد، انجمن های دانشجویی را تعطیل کرد، حتا انجمن دانشجویان امیرکبیر را با خاک یکسان ساخت، در یک مقطع جنبش دانشجویی موازی درست کرد، نشریات دانشجویان را توقیف نمود، مانع از برگزاری گردهمایی ها و سخنرانی ها شد و شمار زیادی از دانشجویان فعال و سرسخت و اساتید محبوب و مجرب و آزاداندیش را اخراج کرد. اما با وجود این سرکوبگری، جنبش دانشجویی مبدل گردیده به وجدان بیدار جامعه و بازتاب دهنده اعتراضات و خواسته های مردم.
رژیمی که اسرائیل را تهدید به نابودی می کند، رژیمی که به دولتمردان امریکا هشدار می دهد، رژیمی که برای پیشبرد پروژه های خطرناک هسته ای اش با دنیا درافتاده و برای مجامع بین المللی شاخ و شانه می کشد، در واقع آنقدر ضعیف و پوشالی شده است که از تحصن سمبلیک 6 دانشجو برای پاسداشت قربانیان یورش سپاه استبداد به خانه ی دانشجویان وحشت دارد و گمان می برد که آن ها عناصر وابسته به طرح ها و برنامه های براندازانه ی غرب هستند!
از چنین رزیمی که این روزها همه اقشار و اصناف مردم اعم از زنان و کارگران و معلمان و دانشجویان و اساتید دانشگاه ها و روزنامه نگاران و روشنفکران را عناصر برانداز وابسته به برنامه ی براندازی نرم توصیف می کند باید پرسید که ایا بهتر نیست صدای اعتراض مردم را بشنود و از اریکه قدرت پایین بیاید
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:31  توسط "حقوق بشر"  | 
حکم اخراج يکی از معلمان بازداشتی در اصفهان صادر شد

گزارش دریافتی: پس از احکامِ سنگينی مانندِ انفصال موقت ، تبعيد و زندان اکنون نوبتِ اخراج رسيد. حميد مجيری يکی از فعالان انجمنِ صنفی معلمان خمينی شهر اصفهان که چندی پيش به اتهاماتی نظير اعتصاب، تحريک به برپايی اعتصاب و اغتشاش، توهين به مسئولين ، نشرِاکاذيب و ترک خدمت در ساعت کار بازداشت شده بود در دادگاه کارکنان دولت در روز چهارشنبه با حکم اخراج مواجه شد.

پس از اخراج منصور اسانلو از سنديکای کارگران اکنون نوبت به معلمان رسيد

امنيتِ شغلی يکی از خواست های معلمان بوده که همواره در نظام جمهوری اسلامی از آن بی بهره بوده اند. ساير اعضای اين انجمن با احکامِ تبعيد روبرو شده اند. منبع ایران پرس
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:23  توسط "حقوق بشر"  | 
بازرسی و تفتيش از منزل سخنگوی سازمان دانش آموختگان

ادوارنیوز: نيروهاي امنيتي عصر چهارشنبه با ورود به منزل عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران ضمن بازرسي و تفتيش بسياري از لوازم و وسايل موجود را با خود بردند.

خانم مومني همسر عبدالله مومني با بيان اين خبر گفت: ساعت 5 عصر ديروز افرادي که در ابتدا خود را از نيروي انتظامي معرفي مي کردند اما بعد مشخص شد از نيروهاي امنيتي هستند با ورود به منزل ما اقدام به تفتيش و ضبط اموال منزل کردند.

خانم مومني که از نحوه برخورد نيروهاي امنيتي به شدت متاثر بود گفت: آقايان همسر مرا با دستبند به همراه خود آوردند و تمامي منزل ما را تفتيش کرده تمامي کتابها دستنوشته ها و حتي پايان نامه کارشناسي ارشد او را با خود بردند.

خانم مومني ادامه داد: آنها حرمت خانه ما را که خانه شهيد است شکستند و حتي وسايل همسر شهيد مرا (برادر عبدااله مومني) نيز به هم ريخته و تفتيش کردند و به گونه اي با ما رفتار کردند که انگار ما جاني و خلافکار هستيم. آنها اسباب بازيها ي بچه ها را هم تفتيش مي کردند.

خانم مومني همچنين تصريح کرد : همسرم لاغرتر از گذشته عصبي و خسته به نظر مي رسيد و آثار کبودي بر بدنش مشهود بود. خانم مومني ادامه داد: همسرم نسبت به فشارهاي وارده بر وي در سلول انفرادي به شدت معترض بود.

در همين خصوص حجت شريفي رييس شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران با انتقاد اعتراض شديد نسبت به نحوه برخوردهاي انجام شده با سخنگوي اين سازمان و خانواده اش گفت: متاسفانه نحوه برخورد نيروهاي امنيتي با خانواده مومني بسيار بد و حاکي از وجود اراده اي براي استفاده از تمامي ابزارهاي ممکن براي فشار بر يک زنداني سياسي بوده است .

شريفي ادامه داد: سازمان دانش آموختگان ايران با توجه به اظهارات آقاي مومني در هنگام تفتيش منزل به شدت نسبت به فشارهاي وارده بر ايشان و ساير بازداشت شدگان ابراز نگراني مي کند.

شريفي با اشاره به از سرگيري پخش اعترافات تلويزيوني گفت: ظاهرا تلاش براي تکرار سناريوهاي اعتراف سازي و اعتراف گيري در خصوص نيروهاي سياسي با اعمال رويه هاي خشونت آميز و شکنجه و فشارهاي روحي در حال انجام است.

شريفي تصريح کرد: مواضع و سخنان آقاي عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران و دبير سابق تشکيلات دفتر تحکيم وحدت بر پايه مصاحبه ها و موضع گيريهاي ايشان در خارج از زندان بوده و عواملي که قصد دارند با شکستن عبدالله مومني نسبت به يک دهه فعاليت صادقانه و شجاعانه وي در جنبش دانشجويي عقده گشايي کنند و به دنبال سناريوهاي اعتراف گيري هستند بايد بدانند که اظهارات در درون زندان و در زير فشارهاي روحي هيچگونه ارزشي ندارد.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:21  توسط "حقوق بشر"  | 
زندانیان سیاسی زندان گوهرداشت خواهان آزادی فوری آقای اسانلو شدند
بنام سعادت ملت ایران،
ما زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج ( گوهردشت) با خبر شدیم که آقای منصور اسانلو مسئول هیئت مدیره شرکت واحد تهران ،سه شنبه هفته گذشته 19 تیرماه 1386 توسط عده ای لباس شخصی بازداشت گردیده و به مکان نامعلومی انتقال داده شد، سپس بعد از چهار روز یعنی جمعه 22 تیر 1386 به خانواده ایشان اطلاع داده میشود که وی در بازداشتگاه مخوف و انفرادهای بند 209 اوین بسر می برد.
ما زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج ضمن محکوم نمودن سرکوب سیستماتیک سندیکای کارگری توسط دولت غیر مردمی ایران و بازداشت آقای منصور اسانلو به جرم مطا لبۀ خواسته های صنفی خویش خواهان آزادی هر چه سریعتر و بدون قید وشرط ایشان می باشیم.

پایدار وطن همیشه
زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج
28 تیر 1386

سخنگوی برون مرزی زندانیان سیاسی در ایران

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:16  توسط "حقوق بشر"  | 
اعترافات تلویزیونی را لغو کنید


" اعترافات تلویزیونی که به صورت عمومی پخش می شوند روش های شرم آوری هستند که حکومت های سرکوبگر در سرتاسر دنیا از آنها استفاده می کنند. "
جو استورک مسئول معاونت خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر

(نیویورک 18 ژوئیه، 2007) � سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد که حکومت ایران باید پخش تلویزیونی اعترافات دو تبعه آمریکایی �ایرانی را متوقف کند که قرار است طبق زمانبندی اعلام شده در 27 تیرماه به صورت علنی پخش شود. سازمان دیده بان حقوق بشر مراتب نگرانی خود را از اینکه مقامات ایرانی از شیوه های اجباری برای اعتراف گیری از هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش استفاده کرده اند ، بیان می دارد. اعترافاتی که ممکن است بعدا برای مجرم شناختن آنها در دادگاه مورد بهره برداری قرار گیرد.
تلویزیون جمهوری اسلامی در روز 16 ژوئیه سال جاری طی اعلامیه ای از پخش عترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش در روزهای 17 و 18 ژوئیه ساعت 9.45 شب در شبکه یک خبر داد.

مقامات مربوطه آنها را به مدت بیش از 2 ماه است که با محرومیت از اکثر وسایل ارتباطی و در شرایط کاملا ایزوله در حبس نگه داشته اند. در این مدت آنها از ملاقات با وکیل و خانواده منع شده اند و تنها اجازه یافته اند که مکالمات تلفنی کوتاه با اعضاء خانواده های شان داشته باشند.

جو استورک مسئول معاونت خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر می گوید: "اعترافات تلویزیونی که به صورت عمومی پخش می شوند روش های شرم آوری هستند که حکومت های سرکوبگر در سرتاسر دنیا از آنها استفاده می کنند."

"این راهی است تا این حکومت ها با تهدید و ارعاب صداهای معترض و منتقد را خاموش گردانند و نشان دهند که برای حقوق بنیادین انسان ها هیچ احترامی قائل نیستند."

تلویزیون ایران در 16 ژوئیه، آگهی تبلیغاتی برنامه ای تحت عنوان " به نام دموکراسی" را نمایش داد که در طی آن اسفندیاری و تاجبخش در خصوص انقلاب مخملین صحبت می کردند. رامین جهانبگلو، فیلسوف ایرانی -کانادایی نیز در این برنامه حضور داشت. وی توسط نیروهای امنیتی در آوریل 2006 بازداشت شد و پس از اینکه اعتراف کرد که کارهای تئوریک و پژوهشی وی در برنامه ریزی برای برنامه ریزی انقلاب مخملین در ایران نقش داشته ، پس از چهار ماه بازداشت ، آزاد شد.

حکومت ایران هاله اسفندیاری مسئول برنامه خاور میانه مرکز بین المللی برای پژوهشگران وودرو ویلسون در واشنگتن و کیان تاجبخش مشاور موسسه جامعه باز را به جاسوسی ، برنامه ریزی برای راه اندازی انقلاب مخملین و اقدام علیه امنیت ملی متهم کرده است.

اسفندیاری 67 ساله از تاریخ 8 می سال 2007 در زندان اوین در تهران نگاه داشته می شود، هنگامی که وی برای پاسخگویی به وزارت اطلاعات احضار شد و بعد بدون هر گونه حکمی بازداشت شد (http://hrw.org/english/docs/2007/05/12/iran15914.htm).

کیان تاجبخش چند روز بعد دستگیر و روانه زندان اوین شد. هر دوی آنها در سلول های انفرادی نگه داشته می شوند.

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل که وکالت هاله اسفندیاری را بر عهده دارد می گوید که مقامات مربوطه اجازه نداده اند تا وی با موکلش ملاقات کند و یا پرونده بازجویی های او را مطالعه کند. عبادی همچنین گفت که سلامت هاله اسفندیاری در نتیجه شرایط سخت زندان به مخاطره افتاده است.

قوانین بین المللی حقوق بشر، افراد بازداشت شده و زندانی را از هر گونه بد رفتاری از جمله اعترافات اجباری حفظ می کند. کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران عضوی از آن است بر رعایت حقوق انسان ها اصرار دارد که نباید افراد مجبور شوند علیه خودشان شهادت دهند و یا اقرار کنند که گناهکار هستند. بهره گیری ماموران از روش های اجباری برای دریافت اقاریر مجرمانه ،غیر قانونی است .پخش این گونه اعترافات زیر پا گذاشتن اصولی است که در قوانین بین المللی تخطی از آنها ممنوع شده است.

پرناز عظیما و علی شاکری دو ایرانی � آمریکایی دیگر به نحوی مشابه با اتهام " اقدام بر علیه امنیت ملی" مواجه هستند. آنها نیز مانند هاله اسفندیاری به دلایل خانوادگی به ایران رفته بودند.

ماموران امنیتی علی شاکری را در اردیبهشت ماه بازداشت و روانه زندان اوین کردند درست در زمانی که هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش دستگیر شدند. وی به عنوان عضو هیئت مشاوران مرکز "برقراری صلح و آرامش برای شهروندان" در دانشگاه کالیفرنیا شعبه ارواین فعالیت می کرد و همچنین عضو انجمنی است که از شکل گیری دموکراسی و سکولاریزم در ایران حمایت می کند.

پرناز عظیما خبرنگار رادیو فردا است که با بودجه دولت آمریکا اداره می شود. وی در زندان نیست ولی ماموران پاسپورت او را توقیف کرده اند و اجازه خروج از کشور را ندارد. وی در حال حاضر مبلغ پانصد و ده میلیون تومان وثیقه به دادگستری سپرده است .

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:3  توسط "حقوق بشر"  | 
16ژوییه 2007

دکتررابرت ام گیتس
وزیردفاع
شماره 1000، وزارت دفاع، واشینگتن دی سی 1000-20301

عطف به: ایرانیان بازداشت شده توسط آمریکا درعراق

جناب آقای وزیردفاع،

ما این نامه را خطاب به شما درخصوص وضعیت حقوقی پنج مقام ایرانی که تحت کنترل نیروهای آمریکایی هستند و از تاریخ 11 ژانویه 2007 درعراق زندانی شده اند، می نویسیم. دیده بان حقوق بشرهمچنان نگرانی هایی درمورد مبانی حقوقی بازداشت پنج ایرانی یادشده که توسط دفترکنسولگری دیپلمات شناخته شده اند ، بی میلی آمریکا برای انتقال ایرانی ها به مقامات عراقی برای پیگردقانونی تحت قوانین عراق و عدم موفقیت آمریکا در فراهم آوردن حقوق اولیه در روند دادرسی دارد.

دیده بان حقوق بشر ازدولت آمریکا می خواهد که موضوعات یاد شده را به منظور آزادی فوری افراد یاد شده درنظر بگیرد.

درساعات آغازین صبح روزیازدهم ژانویه 2007، مقامات نظامی آمریکایی به ساختمان دوطبقه دفتر نمایندگی ایران دراربیل کردستان عراق حمله کردند. براساس گزارش ها نیروهای آمریکایی شش تن از ایران را دراین دفتر دستگیرکرده ( یکی از آنها سریعا آزاد شد) و رایانه ها ودیگر وسایل آن را ضبط کردند.

مقامات آمریکایی به رسانه ها گفتند که حمله با قصد دستگیری دو نیروی عالی رتبه ایرانی که از عراق دیدن می کردند بوده است. دوفردی که فرارکردند وپنج نفری که به شکل علنی دستگیرشدند، ازمقاماتی بودند که برخی از آنها با عنوان مقامات میان رتبه سپاه قدس یاد کردند. نیرویی که بخش عملیات خارجی سپاه پاسداران ایران را به خود اختصاص می دهد و بگفته مقامات آمریکایی درکار تهیه منابع مالی، اسلحه وآموزش شورشیان درعراق بوده اند. بعد ازدستگیری، افراد یاد شده به پایگاه های نظامی امریکا دربلاد درشمال بغداد برده شدند.

روشن نیست که آیا این زندانیان هنوز آنجا نگهداری می شوند یانه. درروز هفتم ژوئیه کمیته بین المللی صلیب سرخ با آنها ملاقات کرده است. روز هفتم ژوئیه برای اولین بار مقامات ایرانی نیز باآنها ملاقات کردند. مقامات نظامی آمریکا آنها را به عنوان "زندانی های امنیتی" نگهداری می کنند.

I.


حمله نیروهای آمریکایی به دفترنمایندگی ایران درعراق وبازداشت های یاد شده نگرانی ها را درخصوص افزایش نقض مصونیت کنسولی وحفاظت دیپلمات ها افزایش داده است. دیده بان حقوق بشر هیچ موضعی درخصوص وضعیت حقوقی ایران، ماموران ایرانی یا پنج نفرزندانی ندارد. اگرچه ازنظرما حداقل بعد ازپایان اشغال رسمی عراق توسط ایالات متحده ودیگر نیروهای ائتلاف درتاریخ 28 ژوئن 2004، نیروهای آمریکایی درعراق باید تحت قوانین وتعهدات حقوقی مورد توجه درقانون اساسی عراق عمل کنند.

دولت ایران و دولت محلی کردستان عراق تصدیق کرده اند که دفتر وابسته ایران دراربیل کنسولگری رسمی بوده که تحت حمایت قوانین کنسولی براساس قوانین بین المللی است. بعد از استقرار دولت محلی کردستان درشمال عراق درسال 1992ایران دفاتری را درشهرهای اصلی اربیل وسلیمانیه راه اندازی کرده است. براساس گفته های مقامات محلی دولت کردستان عراق، این دفاتر مدارک سفر را برای کردهایی که قصد سفر برای مقاصد پزشکی، تجارت، تحصیل و یا دیگر مقاصد اجتماعی به ایران دارند فراهم می کنند. بعد از دستگیریها، هوشیارزیباری وزیر امورخارجه عراق به رسانه ها گفت که این دفتر کارکرد کنسولی داشته و قراربوده که به کنسول رسمی ایران دراین شهر ارتقا پیدا کند. درتاریخ سیزدهم ژوئن، ایران درخصوص این حمله آمریکا به سازمان ملل متحد شکایت کرد. تنها چند روز بعد ازاین حادثه، دولت آمریکا اعلام کرد که دفتروابسته ایران کنسولگری نبوده و بنابراین ازحمایت های کنسولی برخوردار نیست.

کنوانسیون وین درخصوص روابط کنسولی برای مقامات کنسولگری ها با تاییدی که از سوی دولت ها دریافت می کند مصونیت و حفاظت از متعلقات کنسولگری را فراهم می کند. ماده سی ویکم این کنوانسیون اعلام می کند که مقامات نباید بدون رضایت اعضای کنسولگری وارد آن شوند و دولت های مقصد "وظیفه ویژه دارند که همه گام های مقتضی را برای حمایت وحفاظت از متعلقات کنسولگری علیه هرگونه داخل شدن سرزده ویا خرابی وصدمه و جلوگیری ازمزاحمت وبرهم زدن آرامش وهمچنین نادیده گرفتن شان کنسول، بردارند."

به صورتی مشابه، ایرانی ها، کردها ومقامات عراقی ادعا می کنند پنج ایرانی دستگیر شده دیپلمات هستند که ازمصونیت دیپلماتیک تحت قوانین بین المللی برخوردار هستند. زیباری وزیرامورخارجه عراق گفته است که مردان دستگیر شده دیپلمات های ایرانی بوده اند که به صورت رسمی وبا تایید دولت عراق دراربیل فعالیت می کردند. ایالات متحده همچنان بر این ادعا ادامه اصرار دارد که پنج ایرانی دستگیر شده کنسول نبوده اند که بتوانند ازمصونیت دیپلماتیک بهره مند باشند.

براساس ماده 41 کنوانسیون وین درخصوص روابط کنسولی، مقامات کنسولگری نباید مشمول دستگیری ویا زندانی تا زمان دادگاه شوند، مگر درمواردی که جرم های سنگینی رخ داده باشد به گونه ای که برای مقامات عالی رتبه قضایی قانع کننده و محرز باشد. به علاوه، آنها نباید زندانی ومشمول هرگونه محدودیتی درحوزه آزادی های شخصی شان شوند به جز آنکه یک مقام قضایی دستورنهایی آن را صادر کرده باشد. درجایی که زندانی کردن افراد درکنسول گری انجام پذیراست، مقدمات کارباید با حداقل تاخیرانجام پذیرد.

ما از دولت ایالات متحده صریحا می خواهیم تا توضیحات حقوقی خود را برای تصمیم درخصوص رد ادعای مصونیت دیپلماتیک این افراد ارائه دهد. تا امروز، دولت ایالات متحده آمریکا تنها بیانیه هایی را منتشر کرده که به موجب آن می گوید افرادی که در دفتر وابسته به ایران دستگیرشده اند از حمایت های کنسولی بین المللی برخوردار نبوده اند.

II.


اگر درحادثه ای که پنج ایرانی دستگیر شده، مشمول اتهام جنایی شده اند، آنها باید به مقامات عراقی سپرده شوند تا تحت قوانین بین المللی وشرایط استاندارد وعادلانه مورد بازجویی وتحقیقات لازم قراربگیرند. در مورد انتقال زندانی نیز اگرچنین زمینه ای و امکانی وجود داشته که زندانیان یاد شده در زندان های عراق مورد شکنجه قراربگیرند این انتقال نباید صورت بگیرد.

دولت آمریکا اعلام کرده است که پنج ایرانی یاد شده را در "زندان نیروهای ائتلاف" براساس قطعنامه های 1546، 1637 و1723شورای امنیت سازمان ملل نگهداری می کند. این قطعنامه ها دولت انتقالی عراقی را مورد تصدیق قرارمی دهند و قیمومیت نیروهای چندملیتی به رهبری آمریکا (MNF) را تا سال 2007 توسعه می دهند.

دلیل اصلی که برای زندانی کردن و نگهداری همه زندانیان موسوم به "زندانی امنیتی" توسط نیروهای آمریکایی درعراق ارائه می شود نامه نگاری چهارم ژوئن 2004 بین نخست وزیر دولت موقت عراق و وزیرامورخارجه آمریکا ضمیمه قطعنامه 1546 است. این نامه های ضمیمه تصریح می کند که " تحت توافق نامه هایی، نیروهای چند ملیتی آماده انجام وظایف درابعاد گسترده ای برای تامین امنیت عراق هستند" که این شامل " توقیف کردن برای دلایل ضروری امنیتی در هرجا که لازم باشد" است.

رفتاربا افراد نگهداری شده تحت قعطنامه 1546 شورای امنیت سازمان ملل با استناد به موافقت نامه موقتی است که در 27 ژوئن 2004 صادرشده است. این یادداشت بیان می کند که " اداره، موقعیت واستانداردهای هر بازداشتگاه موقتی که توسط نیروهای چند ملیتی برقرارمی شود باید مطابق با بخش چهارم کنوانسیون چهارم ژنو باشد. ازبازداشت شدگان امنیتی که دربازداشتگاه بعد از 30 ژوئن 2004 نگهداری می شوند، درهرحالتی باید تنها مدتی نگهداری شوند که دلایل بی چون وچرای امنیتی دررابطه با فرد یاد شده وجود داشته ودرهرحالتی باید از بازداشتگاه آزاد شده وبه دستگاه جزایی عراق منتقل شود" (بخش ششم). بنابراین حتی تحت قوائد خود دولت آمریکا، پنج ایرانی باید برای "دلایل امنیتی بدون چون وچرا" نگهداری شده باشند ویا برای که یک جرم جنایی قابل تفهیم، وگرنه آنها باید آزاد شوند.

قطعنامه 1546 شورای امنیت سازمان ملل باید به نحوی اجرا شود که تا آنجا که ممکن است درهماهنگی با الزامات قوانین بین المللی برای رفتار با افراد دربازداشتگاه ها باشد. کنوانسیون چهارم ژنو درزمان هایی همچون اشغال یک سرزمین کاربرد دارد، اما چنین اشغالی رسما براساس اظهارات مقامات آمریکایی، سازمان ملل ودیگران- درژوئن 2004- پایان یافته است و مقررات کنوانسیون چهارم ژنو درخصوص رفتار با زندانیان امنیتی دیگر اجرا نمی شود.

بعدازپایان اشغال رسمی، نزاع های پیش روی مسلحانه درعراق دیگر به عنوان منازعات مسلحانه بین المللی درنظر گرفته نمی شود � که براساس کنوانسیون ژنو نوعی جنگ های داخل دولت ها وبین احزاب وگروه های مختلف دولت است- بلکه به عنوان یک جنگ غیربین المللی(داخلی) مسلحانه به حساب می آید. با افرادی که درچنین زمان هایی یعنی درزمان جنگ های مسلحانه داخلی، به زندان فرستاده می شوند باید براساس قانون حقوق بشر بین المللی رفتارشوند. مانند کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی ومدنی. قانون حقوق بشر بین المللی ملزم می دارد که همه اشخاص دستگیر شده به سرعت به قاضی سپرده شوند، متهم به جرمی تعریف شده تفهیم اتهام شوند، به مشاوره حقوقی و وکیل و خانواده خود دسترسی داشته باشند و درنهایت براساس استانداردهای بین المللی از دادگاه عادلانه ای برخوردارباشند. محدود کردن ویا لغو این حقوق تنها برای زمان های اضطراری که توسط دولت اعلام می شود مجازشمرده شده است.

آِیین دادرسی کیفری عراق (CCP)، که مشمول همه افراد دراین کشورمی شود، تضمین هایی درخصوص جلوگیری ازدستگیری خودسرانه و زندان درنظر گرفته است همچون احضار مظنونان برای دیداربا قاضی تحقیق بیست وچهارساعت قبل ازدستگیری است.

دیده بان حقوق بشربه این موضوع آگاه است که نقض جدی حقوق بشر، ازجمله شکنجه ودیگر بدرفتاری ها، به صورت مرتب درسیستم قضایی عراق اتفاق می افتد ودسترسی به دادگاه عادلانه چیزی است که معمولا اتفاق نمی افتد. قوانین بین المللی انتقال افراد به بازداشتگاه های دولت دیگر درجایی که زمینه واحتمال اعمال شکنجه افراد وجود داشته باشد را ممنوع کرده است. اما با توجه به اینکه دولت عراق اعلام کرده است که دستگیری پنج ایرانی را توجیه پذیرنمی داند، ما هیچ اطلاعاتی دراین زمینه نداریم که درمورد این پرونده چنین نگرانی وجود داشته باشد. به ایرانی ها، با کمک وکلایشان باید این شانس را داد که باتوجه به نگرانی که ممکن است نسبت به ایمنی خود داشته باشد، به سیستم قضایی عراق تحویل داده شوند.

III.


درحالتی که انتقال زندانی های ایرانی به مقامات عراقی درشرف انجام نباشد، دولت آمریکا همچنان باید به حقوق اولیه زندانی های یاد شده احترام بگذارد.
قوانین بین المللی، حقوق اولیه ای را برای افراد زندانی درنظرگرفته است ازجمله زندانیان موسوم به "زندانیان امنیتی". دولت آمریکا باید این اطمینان را بدهد که همه افراد دربازداشت از حقوق و تضمین های زیربرخوردارباشند:

1- فراهم آوردن اطلاعات خاص درباره دلایل دستگیری
2- داشتن این حق که باکمترین تاخیر مشروعیت دادگاه را درپیشگاه یک قوه مستقل وبی طرف به چالش بکشند.
3- دسترسی به وکیل ومشاوره حقوقی داشته باشند.
4- حق بررسی دوره ای پرونده را داشته باشند � حداقل شش ماه �درمورد قانونی بودن ادامه بازداشت.
5- قادرباشند تا در روند دادرسی به صورت شخصی وهمراه با وکیل حضور داشته باشند.
6- با اعضای خانواده خود درتماس باشند و ازجلمه امکان نوشتن وملاقات با آنها فراهم باشد.

مقامات آمریکایی به رسانه ها خبر داده بودند که وضعیت پنج ایرانی درماه آوریل تحت کمیته مشترک "بررسی وازادسازی" (CRRB) مورد توجه قرارگرفته است. این کمیته ای است که بین دولت عراق ونیروهای چند ملیتی درسال 2004 تشکیل شده است و نباید بررسی دوباره پرونده آنها بیش از شش ماه ، یعنی بعد ازاکتبر، زمان ببرد. دیده بان حقوق بشر همچنان نگران آن است که CRRB برای همه زندانیان حداقل حقوق ارائه شده دربالا را فراهم نکند، ازجمله حق شرکت دربررسی پرونده با حضور وکلا آنها.

***


درنتیجه، دیده بان حقوق بشر از دولت آمریکا می خواهد تا با پنج مقام ایرانی با درنظر گرفتن قوانین بین المللی رفتار کند. حتی اگرهیچ راه حل دیپلماتیکی برای این مساله وجود نداشته باشد، دولت آمریکا باید به صورت آشکار مبانی حقوقی خود رابرای حمله به دفتروابسته به ایران اعلام کند و دلایل خود رابرای اینکه ایرانیان یاد شده دیپلمات نبوده اند را نیزمشخص کند. درجریان این موضوع که مقامات ایرانی مشمول جرم کیفری شده باشند، دولت آمریکا باید سریعا آنها را به مقامات عراقی برای تعقیب قانونی تحت قوانین بین المللی تحویل دهد. حداقل، دولت آمریکا باید این اطمینان را بدهد که ایرانیان زندانی از حقوق اولیه زندانیان موسوم به "زندانی امینتی" برخوردارهستند. دولت آمریکا باید مسئولیت موارد یاد شده را بپذیرد و یا فورا آنها را آزادکند.

متشکریم از توجه شما به این موضوع و منتظر دریافت پاسخ شما هستیم.

ارداتمند،
سارا لی ویتسون
مدیر بخش خاورمیانه وشمال آفریقا

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:1  توسط "حقوق بشر"  | 

با احترام،

دیده بان حقوق بشر از اعدام به وسیله سنگساردرملاء عام جعفرکیانی که کمتر ازیک ماه پس از پادرمیانی حضرتعالی برای معلق کردن حکم وی رخ داده، عمیقا نگران است. درنتیجه ما به صورت فزآینده ای هراسان ازآن هستیم که مکرمه ابراهیمی، که او نیز همراه با جعفرکیانی درسال 1996 به مرگ محکوم شده بود، درخطرقریب الوقوع اعدام از طریق سنگسار است، نگرانیم. ازهمین رو ما از جنابعالی تقاضا داریم تا به سرعت وارد عمل شده و از اعدام مکرمه ابراهیمی جلوگیری کنید.

یازده سال قبل، شعبه یک دادگاه جنایی تاکستان، شهری دراستان قزوین جعفرکیانی و مکرمه ابراهیمی را با اتهام زنای محصنه به سنگسار محکوم کرد.ازآن زمان به بعد این زوج درانتظار اجرای حکم خود درزندان قزوین به سرمی بردند. دوفرزند این زوج دراین مدت همراه مادر خود درزندان بوده اند.

دراواسط ماه ژوئن ، شورای تامین استان قزوین اعلام کرد که حکم سنگسار مکرمه ابراهیمی و جعفرکیانی درتاریخ 21 ژوئن اجرا خواهد شد. کمتر ازبیست وچهارساعت قبل ازآنکه این حکم اجرا شود، دستور نوشته شده توسط حضرتعالی به مسئولین قضایی تاکستان داده شد تا احکام اعدام متوقف شود. سازمان دیده بان حقوق بشر اقدامات شما را خوشایند می داند.

برخلاف دستورتوقف، روزپنجم ژوییئه مقامات جعفرکیانی را به قصد مرگ در روستای کوچکی به نام آقچه کند ازتوابع تاکستان، سنگسار کردند.

اعدام ازطریق سنگسار جعفرکیانی ناقض تعهدات مبتنی بر عهدنامه های حقوق بشری است که ازتصویب گذشته است. ایران یکی ازاعضای کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی ومدنی که بند ششم آن تصریح می کند که " درکشورهایی که مجازات اعدام منسوخ نشده است، حکم مرگ باید باید تنها درمورد جدی ترین جنایت ها به کارگرفته شود." همچنین براساس ماده هفتم این پیمان، "هیچ کس نباید مورد مجازات ورفتارهایی که شکنجه یا اعمال بیرحمانه، غیرانسانی و پست کننده است قراربگیرد. "

سازمان دیده بان حقوق بشر مخالف مجازات مرگ به دلیل طبیعت بی رحمانه و غیرانسانی اش است. ازنظر ما سنگسار، به صورت خاص شکل بی رحمانه ای ازمجازات مرگ است. اصول حقوق بشر و محافظت های گوناگونی که دراین زمینه است به منظور احترام به شان ذاتی همه افراد بشریت و واجبب الرحمت بودن همه انسان هاست.

ما به همین منظورازجنابعالی می خواهیم گامهایی فوری برای جلوگیری از اعدام مکرمه ابراهیمی بردارید. متوقف کردن سنگسار درسال 2002 توسط حضرتعالی گام مهمی دراین جهت بود، اما مورد جعفرکیانی نشان می دهد که مقامات رسمی هنوز این حکم وشکل مجازات را تحمیل واجرا می کنند. به همین دلیل ما دوباره ازشما می خواهیم که گام های لازم را برای برداشتن حکم سنگسار به عنوان مجازاتی که تحت قوانین ایران مجازاست، بردارید.

از توجه فوری شما درخصوص این موضوع مهم سپاسگزاریم.

با احترام،

سارا لیا ویتسن
مدیر بخش خاور میانه و شمال آفریقا دیدبان حقوق بشر
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:0  توسط "حقوق بشر"  | 
ستون جهت اطلاع روزنامه جمهوري اسلامي پنج شنبه

امام جمعه دزفول در خطبه هاي نماز جمعه ضمن انتقاد از مديريت هاي بي ثبات در استان خوزستان گفت : عمر استانداران در خوزستان بيش از دو سال نيست كه اين ناشي از مشكلات بي شمار و كمبودهايي است كه در اين استان وجود دارد. وي افزود : در جريان سفر هيئت دولت به خوزستان مردم استان با ارسال يك ميليون نامه بيشترين تعداد نامه را به رئيس جمهور داشته اند.

با سهميه بندي بنزين اتوبوس هاي طرح ريالي در اهواز كرايه ها را افزايش دادند. اين اتوبوس ها كه گازوييل مصرف مي كنند كرايه خود را از 350 ريال به 500 ريال افزايش دادند . اين موضوع مورد اعتراض شديد مسافران قرار گرفته است . مسئولين هم گفته اند با متخلفان برخورد مي كنند! اين افزايش كرايه ها درحالي است كه استفاده از ناوگان اتوبوس راني 30 درصد افزايش يافته است
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:54  توسط "حقوق بشر"  | 
کمپین برای لغو حکم اعدام روزنامه نگار کرد "عدنان حسن پور"و "هیوا بوتیمار" فعال مدنی

مردم آزادیخواه جهان!
شورای امنیت سازمان ملل!
وزارت خارجه ایالات متحده امریکا !
اتحادیه اروپا!
سازمان عفو بین الملل!
اتحادیه روزنامه نگاران کردستان و جهان!
سازمان گزارشگران بدون مرز!
انجمن جهانی قلم!
سازمان دیده بان حقوق بشر!
نهادهای آزادیخواه و بشر دوست!

اعدام پدیده ای ضد بشری در میان مراکز بین المللی بوده است و بنا به قطعنامه های جهانی به عنوان عدم رعایت حقوق بشر به شمار خواهد آمد. اعدام امروز از سوی کشورهای توتالیتار و دیکتاتور به مثابه جزایی برای اندیشه های آزادیخواهانه ، دگر اندیشان و ... استعمال میشود.

درتاریخ 17 جولای 2007 برابر با 26 تیر 1386 گزارش صدور حکم اعدام روزنامه نگار "عدنان حسن پور" عضو هیات تحریریه " هفته نامه توقیف شده "اسو" و عبدالواحد(هیوا) بوتیمار فعال مدنی از سوی دادگاه انقلاب سنندج در رسانه های جمعی منتشر شد.

صدور حکم اعدام برای این دو فعال فرهنگی و مدنی کرد ضمن اینکه با مفاد کنوانسیون جهانی حقوق بشر مغایرت دارد و خود جمهوری اسلامی نیز این کنوانسیون را امضاء کرده بلکه نشان دهنده این امر نیز میباشد که مقامات این رژیم پی در پی علیه این کنوانسیون اقدام کرده و مفاد آنرا را زیر پا میگذارند.

صدور حکمهای مداوم برای فعالین عرصه روزنامه نگاری و مدنی از نمونه های بارز این ادعا و نقض آشکار پرنسیپهای بین المللی نیز میباشد.

ما به عنوان شماری از فعالین عرصه روزنامه نگاری ، مدنی، سیاسی، روشنفکری، زنان، دانشجویی و فرهنگی کرد و شماری از مدافعین حقوق بشر و بشردوستان غیرکرد با همکاری "لیلا حسن پور"(خواهر روزنامه نگار عدنان حسن پور) صدور حکم اعدام برای عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار را محکوم کرده و خواستار لغو این حکم ناعادلانه برای این دو فعال کرد بوده و همچنین محاکمه عادلانه آنان را نیز خواستاریم.

همچنین از کلیه مراکز و سازمانهای جهانی نیز خواستار اعلام نارضایتی در این خصوص بوده و با حمایت خود آزادی این دو فعال کرد طلیبیده و برای لغو این حکم تلاش نمایند.

کمپین حمایت از روزنامه نگار کرد"عدنان حسن پور" و هیوا بوتیمار فعال مدنی
2007.07.18

برای حمایت از کمپین به ایمیلهای زیر مراجعه نمائید:
adnanhasanpoor@yahoo.com
kempainp@yahoo.com
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:51  توسط "حقوق بشر"  | 
بحران بنزین؛ اعتراض و درگیری در برخی شهرها

ستون جهت اطلاع روزنامه جمهوري اسلامي چهارشنبه

در كنار گرماي 50 درجه خوزستان كمبود محسوس وسايل نقليه عمومي همچون تاكسي و وانت در استان بخصوص شهر اهواز نسبت به قبل از اجراي طرح سهميه بندي افزايش يافته و همين موضوع باعث ناراحتي و اعتراض مردم شده است . مشكل ديگر افزايش فروش بنزين قاچاقي به وسيله بشكه با قيمت 300 تا 500 تومان توسط برخي رانندگان تاكسي و وانت مي باشد كه تبديل به شغل دوم براي عده اي شده است . مشكل ديگر افزايش درگيري ها بين رانندگان و مسافران بر سر كرايه ها مي باشد. انتظار مردم خوزستان رسيدگي به وضعيت حمل و نقل عمومي است .

اردبيلي ها هم از وضعيت نامناسب عرضه بنزين در جايگاه هاي اين شهر ناراضي هستند. آنها ميگويند : برخي جايگاه داران بنزين ضمن دستكاري ليتر شمار تلمبه هاي بنزين و كم فروشي مقدار بنزين ذخيره شده در طول روز را از بعد از نيمه شب ليتري 5000 الي 6000 ريال به فروش مي رسانند . هم اكنون بنزين در برخي ميادين شهر اردبيل ليتري تا مبلغ 7000 ريال در گالن هاي 20 و 40 ليتري فروخته مي شود كه اين گراني قيمت بنزين باعث شده است برخي دارندگان وسايط نقليه عمومي بخصوص بعضي تاكسي داران بجاي جابجايي مسافران سهميه بنزين خود را مي فروشند. ایران پرس
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:10  توسط "حقوق بشر"  | 
امروز در زندان اوين سه نفر اعدام ميشوند

سينا پايمرد که قرار بود شب گذشته پاي چوبه دار برود، با اعتراضات گسترده جهاني و با اعتراض در ايران، فعلا از مرگ نجات يافته است. سازمان عفو بين الملل و چندين نهاد مدافع حقوق انساني فورا به اين حکم وحشيانه اعتراض کردند.

در آخرين لحظات اجراي حکم اعدام، شاهرودي اعلام کرد که اين حکم اجرا نميشود و فعلا اجراي حکم به تعويق مي افتد. سينا فعلا از مرگ نجات يافت. اين واقعه به دليل اعتراضات جهاني و اعتراض مردم بر عليه اعدام است.

ما براي نجات سينا پايمرد يک هفته وقت داريم و بايد بکوشيم بهر طريق ممکن کاري کنيم که حکم اعدام سينا لغو شود.

متاسفانه امروز سه نفر در زندان اوين به پاي چوبه دار ميروند. اينها که ٢٣ و ٢۵ و ٢٧ ساله هستند، هر سه به اتهام قتل دستگير شده اند.

کميته بين المللي عليه اعدام يکبار ديگر جمهوري جنايتکار اسلامي را بشدت محکوم ميکند و خواهان لغو همه احکام اعدام است.

جمهوري اسلامي را بايد تحت فشار گذاشت و بايد کاري کرد که همان حکومتي که حکم اعدام داده است، اين حکم را رسما لغو کند.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:8  توسط "حقوق بشر"  | 
محمود صالحی را از خطر جانی نجات دهيد

برابر اخبار منتشر شده در رسانه ها وضعيت سلامت جسماني آقاي محمود صالحي مدافع و تلاشگر حقوق كارگران و عضو انجمن خبازان شهرستان سنندج به علت بيماري كليوي وخيم شده و ايشان از زندان به بيمارستان منتقل شده است.

سنديكاي كارگران شركت واحد آرزوي بهبودي كامل ايشان را داشته و ضمن درخواست معالجه فوري، آزادي اورا درخواست مي نمايد. همه خردمندان دلسوز سرنوشت جامعه و ميهن عزيزمان در اين نكته هم عقيده اند كه اتحاد و همبستگي ملي و مشاركت اجتماعي در سايه رعايت همه جانبه حقوق عمومي مردم تحقق خواهد يافت.بنابراين انديشه درست همه مدافعان و تلاشگران حقوق مردم بايد بتوانند درآزادي كامل فعاليت نمايند. با اين روش امنيت ملي تضمين خواهد شد.

دربند بودن افرادي همانند منصور اسالو و محمود صالحي و ديگر فعالان حقوق مردمي هيچ نتيجه و اثر مثبتي براي مردم به وي‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه طبقات محروم جامعه و انديشه عدالت خواهي نخواهد داشت.

سنديكاي كارگران شركت واحد به همراه همه نهاد هاي كارگري داخلي و كشوري و بين الملي اعتراض خود را نسبت به زنداني بودن آقايان منصوراسالو و محمود صالحي اعلام نموده و درخواست آزادي فوري و بي قيد و شرط آنها را دارد.

با اميد به اينكه هيچ حق طلب عدالت خواهي درهيچ جاي جهان دربند نباشد.

سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران و حومه
27/4/1386
منبع سایت خبری تحلیلی ایران پرس
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:4  توسط "حقوق بشر"  | 
پرونده سازی برای دانشجویان در دانشگاه اصفهان

گزارش دریافتی: در حالیکه با قدرت رسیدن اقتدارگرا یان شاید بتوان گفت بیشترین فشارهای سیاسی متوجه دانشجویان دانشگاههای اصفهان و علوم پزشکی بوده است بطوزیکه دهها کانون و تشکل به تعطیلی کشیده شدند اما اقتدار گرایان راضی نشده وبه این هم بسنده نکردند بطوریکه به پرونده سازیهای جدید در دادگاههای انقلاب و کمیته های انضباطی برای دانشجویان فعال سالهای پیشین و کنونی نمودند ودر حال خاضر این دانشجویان با مظلومیت در سکوت خبری محض قرار گرفته اند برای متال : آقایان محمد صادفی محمد حسن طالبی سید میثم گلستانی اعضای پیشین انحمن اسلامی داننشگاههای اصفهان وعلوم پزشکی که با قراروثیقه آزاد بوده اند و در دوران محکومیت حبس تعلیقی به سر میبردند اکنون مجددا با شکایتها و پرونده سازیهای جدید در تاریخ 7/5/86 به شعبه 4دادگاه انقلاب اصفهان احضار شده اند. شایان ذکر است اخبار زیادی در زمینه احضارها و پرونده های دانشجویان اصفهان وجود دارد که متعاقبا ارسال خواهد شد.منبع ایران پرس
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 22:59  توسط "حقوق بشر"  | 
احتمال سهميه‌بندي گاز

ايرنا : معاون وزير نفت در امور گاز گفت:برنامه‌اي براي سهميه‌بندي گاز نداريم اما در صورت بروز سرماي مستمر مانند سال گذشته، رسيدن به برودت هواي منهاي ‪ ۳۰‬درجه و عدم صرفه‌جويي مصرف گاز از سوي مردم، احتمال سهميه‌بندي گاز وجود دارد.
مهندس "سيدرضا كسايي زاده" روز سه‌شنبه در حاشيه برگزاري اولين همايش لوله و صنايع وابسته در تهران ضمن اظهار اين مطلب در جمع خبرنگاران با تاكيد بر اينكه مردم همواره بايد در مصرف انرژي از جمله‌گاز صرفه‌جويي كنند، گفت: كمبود گاز در فصل زمستان منوط به افزايش برودت هوا و عدم صرفه‌ -جويي از سوي مشتركان است.
وي با اشاره به اينكه امسال حدود ‪ ۳۵۰‬هزار انشعاب جديد طبق برنامه واگذارخواهد شد ، در خصوص طرحهاي اماده بهره برداري در سال جاري گفت: امسال طبق برنامه‌ريزي انجام شده، قرار است مراحل شش تا هشت ميدان گازي پارس جنوبي به منظور تزريق گاز به مخازن نفتي اغاجاري به بهره‌برداري برسد. در تلاش هستيم همچنين پالايشگاه ايلام را در مدار قرار دهيم و قرار است اولين واحد از مراحل ‪ ۹‬و ‪ ۱۰‬پارس جنوبي امسال به بهره‌برداري برسد.


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 18:9  توسط "حقوق بشر"  | 
ربوده شدن لقمان مهری و همسرش در ترمینال شرق

سلام دموکرات : گزارش های رسیده حاکیست که ساعتی پیش لقمان مهری، فعال کارگری، که در هفته گذشته به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود، به اتفاق همسرش در ترمینال شرق تهران ربوده شدند.
همراهان این زوج جوان گزارش می دهند که حدود ساعت 11 صبح امروز که برای بدرقه ایشان به سمت ترمینال شرق می رفتند، شاهد صحنه ربایش ایشان توسط سه نفر لباس شخصی با یک سمند مشکی بودند. به گفته یِ ایشان لقمان مهری که برای حمایت از همسر جوانش با ربایندگان درگیر شده بود، به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با زور به صندلی عقب اتوموبیل پرتاب شد. همسر او نیز بدون هیچگونه مقاومتی در پی لقمان سوار اتوموبیل ربایندگانشان می شود.
لقمان مهری برای اولین بار در روز اول ماه مه 1383 همراه با محمود صالحی، جلال حسینی، و دیگر بازداشت شدگان این روز دستگیر گشت. او برای دومین بار در 22 خرداد 1384 در تهران همراه با دیگر معترضین به نابرابری حقوق زنان بازداشت شده و یک ماه را تا آزادی با قرار وثیقه در زندان گوهر دشت کرج گذرانئ. در پی آزادی از زندان گوهردشت و بازگشت به سقز دوباره در جنبش تابستان همان سال در کردستان و اعتراض به قتل شوانه قادری به اتهامات واهیِ اقدام علیه امنیت داخلی و عضویت در گروه های معاند غیر قانونی (حزب کمونیست ایران) و تشویق به اغتشاش و ... بازداشت گشته و روانه زندان شد. او پس از مدتی با قرار وثیقه 150 میلیون ریال آزاد گشت، اما در دادگاه بدوی به 5 سال حبس تعزیری محکوم شد که این محکومیت از طرف دادگاه تجدید نظر و اخیراً از طرف دیوان عالی کشور تأیید و قطعی گشت.
او چند روز پیش برای دیدار با اعضاء فامیل و رفقایش، همراه با همسر جوانش که دو ماه پیش ازدواج کرده بودند به تهران آمد و امروز عازم شهرهای شمالی کشور بود تا قبل از معرفی خود به دائره اجرای احکام زندان سنندج چند روزی را در کنار فامیل خود بگذراند. اما قبل از سوار شدن به اتوبوس با خشونت هرچه تمامتر همراه با همسرش ربوده می شود.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 18:7  توسط "حقوق بشر"  | 
فرمانده پلیس تهران بزرگ : لباس بدحجابان توقیف می شود// جمع آوری گیرنده های ماهواره//ممنوع کردن استفاده از قلیان در رستوران ها//جمع آوری "اراذل و اوباش" // بازیگران سینماو تلویزیون مواظب پوشش و آرايش خود باشند

ايسکانيوز : فرمانده پلیس تهران بزرگ از توقیف لباس های جلف و زننده دختران و پسران پایتخت خبرداد.
سرتیپ «احمدرضا رادان» روز سه شنبه در بازدید از ایسکانیوز و گفت وگوی ویژه با خبرنگاران این خبرگزاری تاکید کرد:طرح پلیس تهران بزرگ برای برخورد با بدحجابان، از یکم مرداد امسال وارد فاز تازه ای می شود و بر همین اساس شلوارهای فاق کوتاه و مانتوهای بالای زانو توقیف خواهد شد.
وی با بیان اینکه برخی پسران پایتخت «تابلوی سیار گروه های منحرف غربی» شده اند اضافه کرد:پلیس با موی بلند پسران که زننده نیست کاری ندارد اما اجازه نمی دهد الگوی گروه های فاسد غربی، چون هوی متال، تیفوسی ها، شیطان پرستان و ... امنیت جامعه را به خطر اندازد.
این مقام ناجا با اشاره به اینکه نشانی آرایشگاه های متخلف قانون از پسران یاد شده گرفته می شود تا با مدیر آن برخورد شود تصریح کرد:موهای غیر عرف و ضد اخلاق اجتماعی پسران با حضور پلیس،به طور معمولی اصلاح خواهد شد.
فرمانده پلیس پایتخت دربخش دیگری از سخنان اعلام کرد: طرح جمع آوری گیرنده های ماهواره، روی دیش های تابلو (نمایان) متمرکز است.
سردار رادان خاطرنشان ساخت:داشتن گیرنده ماهواره و استفاده از آن برابر قانون جرم است اما همچنان بر این عقیده ایم که جمع آوری دیش ها باید توام با چاشنی اخلاق و احترام به حریم خصوصی مردم باشد.
وی اظهار داشت:پلیس، اکنون فقط با دستور قضایی به جمع آوری دیش و «ال ان بی» ماهواره می پردازد و به منظور توقیف رسیور، وارد خانه های شهروندان نمی شود.گزارش ایسکانیوز می افزاید،این فرمانده الگو برداری پسران و دختران از برنامه های ماهوار ای را از جمله معضل های اجتماعی روز برشمرد: «95 درصد پسران و 90 درصد دختران بدحجاب می گویند الگوهای لباس و آرایش زننده را از برنامه های ماهواره ای تقلید کرده اند.»
سرتیپ رادان در عین حال ازنگرانی های پلیس درباره اثرهای بد پوشش و آرایش ناپسند برخی بازیگران سینماو تلویزیون در جامعه گفت:این مساله را در نشست اخیر با مسوولان خانه سینما مطرح کردیم و به آینده خوش بین هستیم.
وی همچنین از تصمیم شب گذشته ناجا برای ممنوع کردن استفاده از قلیان در رستوران ها و چایخوری های سنتی که ویژه خانواده هاست، دفاع کرد:فعلا فقط قهوه خانه ها حق عرضه قلیان دارند.
فرمانده پلیس پایتخت، جمع آوری اراذل و اوباش سرشناس تهران که حکم اعدام 20 نفرشان صادر شده را اقدامی ارزنده برای افزایش احساس امنیت درجامعه برشمرد:80 درصد مزاحمت برای نوامیس، مربوط به قشر اراذل و اوباش بود و با اجرای طرح ویژه به هدف خود که همانا افزایش احساس امنیت در تمامی شهر است تا اندازه زیادی رسیده ایم.
این مقام ناجا، یادآور شد:فقط کسی که از احساس ناامنی جامعه، سوء استفاده می کند مخالف آسایش و آرامش مردم است و 80 درصد شهروندان از اجرای طرح پلیس، ابراز خشنودی کرده اند.
سرتیپ رادان،نقش رسانه های خبری در سالم سازی جامعه را بی بدیل خواند:در راستای مصلحت کشور نباید از هیچ فشار و واکنشی هراسید و همواره وجدان بیدار را باید سرلوحه رسالت مقدس اطلاع رسانی قرار داد.
فرمانده پلیس تهران بزرگ جایگاه ایسکانیوز در راستای حفظ امنیت ملی را مطلوب ارزیابی و عنوان کرد:رسانه باید همگام با پلیس به حفظ هنجارها و برخورد باناهنجاری های جامعه کمک کند.
در این نشست، دکتر"محمد شریف ملک زاده"رییس خبرگزاری ایسکانیوز،سردار رادان را بر اساس یک نظر سنجی در باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران چهره برتر نامید و توضیح داد: ایسکانیوز یک خبرگزاری فراجناحی است که تمامی تلاش خود را برای اطلاع رسانی شفاف و به دور از تنش برای به بار نشستن هدف های مقدس به کار گرفته است و افتخار دارد که با آموزش و بهره گیری از قشر دانشجو، در بخش های مختلف جامعه به خوبی اثر گذار است.
----------------------------------------
احضار ابوالفضل عابدینی به دادگاه

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : آقای ابوالفضل عابدینی یکی از خبرنگاران اهواز روز شنبه 26 تیر 1386 از طرف دادگاه انقلاب اهواز احضار گردید. در احضاریه ارسالی از طرف این دادگاه تاکید شده که او روز شنبه 30 تیر 1386 راس ساعت هشت صبح باید حاضر گردد در غیر اینصورت حکم جالب او صادر خواهد شد.
آقای عابدینی به خاطر فعالیتهای خبرنگاری خود تا به حال 2 بار توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد. بار اول او به مدت چندین ماه در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات زندانی بود وآخرین بار که توسط مامورین وزارت اطلاعات در تهران ربوده شد و به مدت چندین هفته در شرایطی غیر انسانی در زندان نگهداری می شد.
آقای عابدینی در گزارشهای خبری خود بیشتر به واقعیتها حاکم بر جامعه و به مشکلات اجتماعی و کارگری می پرداخت و از شرایط سخت و طاقت فرسای آنها گزارش تهیه می کرد. و به این دلیل است که دائم تحت فشار مامورین وزارت اطلاعات قرار دارد.
----------------------------------------------
شوراي نگهبان مجازات فيلم هاي قاچاق و مستهجن را نامتناسب دانست

اعتماد : شوراي نگهبان به دليل اينکه برخي مجازات هاي مصوب شده در طرح اصلاح قانون نحوه مجازات فعاليت هاي غير مجاز در امور سمعي و بصري متناسب و هماهنگ با جرايم نبود، اين مصوبه را براي اصلاح به مجلس بازگرداند. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني سينماي ايران، سخنگوي شوراي نگهبان اعلام کرد که اين شورا کليات مصوبه مجلس در مورد سي دي هاي مبتذل و مستهجن و نيز قاچاق سي دي را قبول دارد اما به دليل برخي اشکالات اين مصوبه را براي اصلاح به مجلس بازگردانده است. کدخدايي افزود؛ تصويب طرح اصلاح قانون نحوه مجازات اشخاصي که در امور سمعي و بصري فعاليت هاي غير مجاز مي کنند از سوي مجلس شوراي اسلامي اقدام بسيار مبارکي بود که نظر شوراي نگهبان را اخيراً در مورد اين مصوبه به مجلس اعلام کرديم. وي تصريح کرد؛ شوراي نگهبان به دليل اينکه برخي مجازات هاي مصوب در اين طرح، متناسب و هماهنگ با جرايم نبود، اشکالاتي را به آن وارد کرد و به مجلس شوراي اسلامي براي اصلاح اين موارد تذکر داده است.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 18:4  توسط "حقوق بشر"  | 
قرار است امشب و فردا 27و28 تیرماه مصاحبه با هاله اسفندیاری و چندتن دیگر از ایرانی - امریکائیان دستگیر شده از طریق کانال یک صدا و سیما ساعت 21:45 پخش شود
لازم به ذکر است بسیاری از مطبوعات و رسانه های بین المللی پخش چنین مصاحبه هایی را محکوم و فاقد هر گونه وجاهت قانونی دانسته اند
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 16:4  توسط "حقوق بشر"  | 
دم تكان دادن شيوخ كويت براي اجراي تحريم ايران

در اين نامه آمده است كه انستيتو تحقيقات علمي كويت، متعهد به قطعنامه‌ها بوده و اعلام كرده كه ‌اين انستيتو، هيچ رابطه‌اي با مؤسسات و شركت‌هاي ايراني مورد نظر قطعنامه‌ها ندارد.


دولت كويت كه به عنوان نخستين كشور با تشكيل كميته‌اي شامل چند تن از وزيرانش از دو ماه پيش، خود را براي جنگ ايران و آمريكا آماده كرده، روز دوشنبه، در نامه‌اي به رئيس شوراي امنيت سازمان ملل اعلام كرد كه پيرو قطعنامه‌هاي 1737 و 1747 در اجراي تحريمات عليه ‌ايران همكاري خواهد كرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از خبرگزاري كويت، شوراي امنيت در قطعنامه 1737 برخي كالاها را كه ممكن بود به برنامه موشكي و اتمي ايران كمك كند، مشمول تحريم قرار داد و در قطعنامه بعدي، تحريم‌ها را كمي گسترده‌تر كرد، به گونه‌اي كه اين تحريم، به صادرات نظامي ايران و بستن سرمايه‌ها و محدوديت مسافرتي برخي اشخاص و شركت‌هاي مرتبط با برنامه اتمي ايران نيز سرايت كرد؛ هر دو قطعنامه، از كشورهاي عضو خواسته بود تا مفاد قطعنامه‌ها را پياده كرده و گزارش خود را به «يوهان وربك»، رئيس كميته شورا در بلژيك ارايه دهند.

بنا بر نامه‌اي كه ‌اين كميته ديروز منتشر كرد، كشور كويت اعلام كرده كه وزارت بازرگاني و صنعت اين كشور، با اعمال قوانيني، واردات كالاهاي موضوع قطعنامه 1737 را ممنوع كرده است.
كويت همچنين اعلام كرده است كه اداره گمركات اين كشور نيز در تلاش است از واردات اين كالاها جلوگيري كرده و در اين راه، وزارت كشور كويت نيز همكاري مي‌كند.

همچنين در اين نامه آمده است كه انستيتو تحقيقات علمي كويت، متعهد به قطعنامه‌ها بوده و اعلام كرده كه ‌اين انستيتو، هيچ رابطه‌اي با مؤسسات و شركت‌هاي ايراني مورد نظر قطعنامه‌ها ندارد.

اداره كل هواپيمايي كويت نيز به دو شركت هواپيمايي اين كشور به نام‌هاي «ايرويز» و «الجزيره‌ايرلاينز» كه تنها خطوط هوايي كويت هستند، دستور داده است تا مفاد قطعنامه‌ها را به دقت اجرا كنند.

نيز قطعنامه 1737 مقرر مي‌كرد: همه كشورها از رفت‌وآمد افرادي كه با برنامه اتمي ايران مرتبطند، در قلمرو خود جلوگيري كنند. قطعنامه 1747 نيز نام افراد و شركت‌ها را منتشر كرد.

در نامه كويتي‌ها همچنين آمده است: بانك مركزي كويت نيز در هماهنگي با وزارت امور خارجه اين كشور در تطابق كامل با قطعنامه‌هاست كه خواستار انسداد سرمايه‌هاي افراد و شركت‌هاي مرتبط با برنامه اتمي ايران شده بودند.منبع : بازتاب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 13:19  توسط "حقوق بشر"  | 
پس از گذشت ۷۰ روز: مجید شیخ پور آزاد شد
28 تیر 1386 خبرنامه امیر کبیر
مجيد شيخ‌‏پور، مديرمسوول نشريه «سرخط» و عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميركبير، در ساعات انتهایی روز گذشته پس از گذشت ۷۰ روز از زندان اوین آزاد شد.

شیخ پور که در پی انتشار نشریات به همراه مجید توکلی و پویان محمودیان دادگاه انقلاب احضار شده بود در روز ۱۹ اردیبهشت ماه در دادگاه انقلاب حاضر شد و پس از چندین ساعت بازجویی توسط قاضی حداد و معاونانش به زندان اوین منتقل شد.

مجید شیخ پور در انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر که علیرغم تدابیر شدید امنیتی در اردیبهشت ماه امسال برگزار شد با ۹۱۴ رای به عنوان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر دانشجویان برگزیده شد.

نشريه «سرخط» از جمله چهار نشريه دانشجويي است كه با عنوان آنها مطالب موهني منتشر شد.

با آزادی مجید شیخ پور تعداد دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر به ۸ نفر رسید. کیوان انصاری، احسان منصوری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، پویان محمودیان، عباس حکیم زاده، علی صابری و مجید توکلی ۸ پلی تکنیکی هستند که هم اکنون در بازداشت به سر می برند.

همچنین سایر دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به وضعیت نامشخص سه تن دیگر از دانشجویان زندانی – مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری- در اعتصاب غذا به سر می برند.منبع سایت خبری سیروس
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:41  توسط "حقوق بشر"  | 
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ابوالفضل عابدینی یکی از خبرنگاران اهواز روز سه شنبه 26 تیر 1386 از طرف دادگاه انقلاب اهواز احضار گردید. در احضاریه ارسالی از طرف این دادگاه تاکید شده که او روز شنبه 30 تیر 1386 راس ساعت هشت صبح باید حاضر شود، در غیر اینصورت حکم جلب او صادر خواهد شد.

ابوالفضل عابدینی به خاطر فعالیتهای خبرنگاری خود تا به حال 2 بار توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد و بمدت چند ماه در سلولهای انفرادی و در شرایط غیرانسانی تحت بازجويی قرار داشت.

این خبرنگار اهوازای در گزارشهای خبری خود بیشتر به واقعیتها حاکم بر جامعه و به مشکلات اجتماعی می پرداخت و بخصوص از شرایط سخت و طاقت فرسای کارگران گزارش تهیه می کرد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران اعمال فشار علیه خبرنگاران در ایران را محکوم می کند و از تمامی سازمانهای حقوق بشری و سازمانهای مدافع حقوق خبرنگاران در جهان میخواهد که علیه اقدامات سرکوبگرانه این رژیم علیه روزنامه نگاران از جمله ابوالفضل عابدینی دست به اقدامات عملی بزنند
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:35  توسط "حقوق بشر"  | 
به علت سنگين بودن وثيقه دانشجويان هنوز آزاد نشده اند
حسن زارع زاده اردشير
zarezade@gmail.com

دانشجويان بازداشت شده دانشگاه پلي تکنيک تهران عليرغم اعلام خبر آزادي آنها توسط معاون امنيت دادستان تهران در روز يكشنبه، همچنان در بازداشت به سر مي برند. در همين حال از بازداشت شدگان 18 تيرماه هم خبري در دست نيست.

نريمان مصطفوي عضو مرکزي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک در اين ارتباط به روز گفت: "دوشنبه تعدادي از خانواده هاي 5 دانشجويي که قاضي حداد خبر از آزادي آنها داده بود با اين دانشجويان ملاقات و پس از آن روحيه فرزندان خود را خوب توصيف کردند."

وي در ادامه افزود: "متاسفانه وثيقه اي که براي اين دانشجويان تعيين شده حدود 80 ميليون تومان است که مايه تعجب ما شده که چرا چنين وثيقه سنگيني براي تعدادي دانشجوي بي گناه تعيين مي کنند."

به گفته وي: "اين وثيقه ها باعث شده تا اين دانشجويان چند روز بيشتر در زندان بمانند چون تهيه چنين وثيقه سنگيني راحت نيست و در ثاني به دليل مراحل کارشناسي سند هاي منزل در شهرستانها اين روند طولاني مي شود. اين مسئله باعث شده تا دوستان ما همچنان در بازداشتگاه 209 بمانند."

نريمان مصطفوي مي افزايد: "بر اساس صحبت هاي معاون امنيتي دادستان، ما به شدت نگران وضعيت احمد قصابان، مجيد توکلي و احسان منصوري هستيم که خبري از آزادي آنها نيست. ظاهرا مي خواهند اين سه نفر را در رديف متهمان اصلي قرار دهند که در صورت چنين امري با واکنش دانشجويان مواجه خواهند شد."

روز يک شنبه، قاضي حسن حداد (زارع دهنوي) معاون امنيت دادستان تهران در گفتگو با خبرگزاري ايسنا، اعلام کرد پويان محموديان، مجيد شيخ پور و مقداد خليل پور شنبه شب با صدور قرار وثيقه آزاد شدند و قرار عباس حكيم‌زاده و علي صابري نيز تبديل شده و به محض ارائه‌ وثيقه آزاد مي‌شوند.

اما خانواده هاي اين دانشجويان از سنگين بودن وثيقه ابراز گله کرده و برخي هم گفته اند قادر به توديع ان نيستند.

از سوي ديگر، بعد از گذشت بيش از دو ماه از بازداشت 8 دانشجوي دانشگاه پلي تکنيک و انتشار اخباري مبني بر تحت فشار بودن آنها، طوماري اعتراضي براي امضا بين دانشجويان دانشگاه تهيه شده است که در آن دانشجويان خواستار آزادي بي قيد و شرط دوستان بازداشتي خود شده اند.در اين طوماراز جمله آمده است: "ابتدا به نظر مي رسيد با توجه به اظهارات و اعلام برائت دانشجويان نسبت به اين عمل زشت و توطئه آميز پيش از بازداشت، اين دانشجويان بلافاصله آزاد شوند. اما نه تنها اين مهم اتفاق نيفتاد بلکه در اين مدت اظهارات پيش داورانه قاضي حداد در مجرم شناختن دانشجويان دستگير شده پيش از تشکيل دادگاه و اخباري مبني بر ضرب و شتم دانشجويان و همچنين گفته هاي نيروهاي امنيتي مبني بر اعتراف اين دانشجويان که در صورت صحت هم مشخص نيست تحت چه فشار و شکنجه اي لب به اعتراف، به گناه ناکرده گشوده باشند نگراني فزاينده اي را در بين جامعه پلي تکنيک دامن زده است. هر چند که تاريخ به روشني گواهي مي دهد که بسياري از فعالين سياسي که در زندان اقرار و يا حتي اعتراف تلويزيوني کرده اند بعد از آزادي اظهارات خود را تکذيب کرده اند."

در ادامه اين طومار آمده است: "ما دانشجويان دانشگاه پلي تکنيک، ضمن اينکه خواستار آزادي هر چه سريعتر دوستان در بندمان هستيم اعلام مي نمائيم که تنها گفته هايي را از دوستانمان معتبر مي شماريم که در خارج زندان و به دور از هرگونه فشارها و تهديد نهادهاي امنيتي اعلام شود و اعترافات داخل زندان براي جامعه پلي تکنيک بدون اعتبار مي باشد."

ادامه اعتراضات به بازداشت دانشجويان

به دنبال بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت واعضاي سازمان ادوار تحکيم (سازمان دانش آموختگان ايران)، خبرهاي رسيده حاکي از آن است که اين افراد به زندان اوين منتقل شده اند. در اين خصوص مقامات رسمي واکنش دقيقي نشان داده اند. در همين حال، تشکل ها سياسي و حقوق بشري با صدور بيانيه هايي اعتراض خود را به بازداشت اين دانشجويان اعلام مي دارند.

در تازه ترين واکنش ها، انجمن دفاع از حقوق زندانيان خواستار رسيدگي مسوولان قضايي مربوطه به موضوع بازداشت‌شدگان دفتر تحكيم طيف علامه و سازمان ادوار تحكيم شد.

همچنين جبهه متحد دانشجويي در تهران با صدوربيانيه اي خواستارآزادي بازداشت شدگان 18 تيرشد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: "گرچه اينگونه اعمال سرکوبگرانه مانع ازتداوم حرکت اعتراضي دانشجويان درتمامي اين سالها نگرديده اما افکارعمومي درداخل وخارج کشوربه روشني دريافت که حاکمان کنوني ايران درراستاي حفظ قدرت خودحاضربه نقض تمامي قوانين کشوروحقوق اوليه شهروندان مي باشند."

شوراي سياستگذاري سازمان دانش‌ آموختگان ايران اسلامي( ادوار تحکيم وحدت) هم در خصوص بازداشت سخنگو و اعضاي سازمان و بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفترتحکيم وحدت در 18 تير ماه 86 بيانيه اي تحليلي صادر کرد. در بخشي از اين بيانيه با اشاره به روند برخودهاي غيرقانوني برخورد با فعالان دانشجويي، تشکل‌هاي قانوني منتقد و رسانه‌هاي مستقل، و گسترش ابعاد اين برخوردها و ايجاد جو رعب و وحشت در جامعه، امده است: "مخالفت گسترده نو حاکمان با نهادها و تشکل‌هاي مستقل و نشان دادن داغ و درفش به کساني که الگوهاي مطلوب حکومت را نپسنديده و به آن انتقاد دارند، تلاشي مجدد براي استقرار نظام يکه‌سالار و جامعه‌اي تک‌صدايي است که در آن جز صداي حاکمان شنيده نشود.طرفه آنکه اينهمه يک دست شدن حاکميت براي اجراي منوياتشان کفايت ننموده و تاب شنيدن کوچکترين نواي منتقدي را از ايشان ستانده است."

سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامي در بيانيه خود خواهان آزادي کليه دستگير شدگان روز 18 تير و فک پلمپ دفتر سازمان شده است.
منبع : روز انلاین
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:42  توسط "حقوق بشر"  | 
اعدامی دیگر در ایران/قصاص قاتل اراکي در ملاء عام
جواني که در جريان يک درگيري مرتکب قتل عمد شده بود در ميدان جديدالاحداث خيابان هپکو اراک به دار آويخته شد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس حکم اين جوان روز يکشنبه با حضور معاون و دادستان دادسراي عمومي و انقلاب و قاضي اجراي حکم احکام و فرمانده انتظامي شهرستان اراک و مدعي العموم پس از قرائت حکم قضايي با تشريفات قانوني اجرا شد
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:39  توسط "حقوق بشر"  | 

نگاهي به وضعيت ارتباط مردم با روزنامه های ايران

روزنامه نگاری در ايران، به جز دو برهه زمانی، نخست در اوایل انقلاب اسلامي (1357) و سپس در دوم خرداد (1376) همواره دچار كمبود مخاطب بوده است.
روزنامه‌های ايران با توجه به جمعيت هفتاد ميليوني كنوني کشور، نمی‌توانند حتی تيراژ خود را روي عدد يك ميليون نسخه در روز و يا به عبارتی دیگر، یک هفتادم جمعيت ايران ثابت نگه دارند.
هنگامی كه صحبت از افت تيراژ و يا كمبود مخاطب می‌شود بسياری از دست اندركاران روزنامه‌ها و كارشناسان مسائل سياسی، توقيف مطبوعات و نداشتن آزادی بيان را از دلايل اصلي كم بودن تيراژ مطبوعات می دانند.
البته همه اين دلايل هم، براي كمی تيراژ مطبوعات منطقي و درست است. اما عامل ديگری هم وجود دارد كه روزنامه‌نگاری ايران طي سالهای حيات خود نسبت به آن بی‌تفاوت بوده و هيچ وقت آن را جدی نگرفته است و آن ضرورت توجه به نیاز ها و نظر های مخاطبان خود است.
جايگاه نظر سنجی براي مشخص كردن كردن سليقه مخاطب
روزنامه‌های ايرانی غالبا مخاطبان خود و سليقه‌هاي آنان را ناديده می گيرند.

به طور مثال براي تاسيس يك روزنامه، همواره اين روش حاكم بوده كه دست اندركاران روزنامه براساس برداشت و تحليل خود از شرايط اجتماعی و سياسی جامعه صفحه ها و موضوع هایی را كه قصد پرداختن به آنها را دارند مشخص مي‌كردند.

ممكن است سردبير يك روزنامه تشخيص دهد كه ايجاد صفحه‌ای با موضوع گياه شناسي يا جانور شناسی مخاطب خواهد داشت. اما ممكن است اين برداشت خودپندار، گاهي اوقات اشتباه از كار درآيد و تنها بر اساس چند شنيده و حادثه باشد. برای نمونه، كسي چند روز پيش ابراز علاقه كرده و پرسیده است : «علاقه‌مندان زيادي موضوع گياه شناسي را دنبال مي‌كنند. شما چرا در روزنامه تازه تاسيس خود صفحه‌ای به موضوع اختصاص نمی‌دهيد؟» و يا سردبير مذكور با حضور در يك انجمن غيردولتي حمايت از حيوانات و تحت تاثير شور و شوق اعضاي آن NGO، تصميم گرفته يك صفحه‌ به اين موضوع اختصاص دهد.

اما كمتر رخ می‌دهد كه دست اندركاران يك روزنامه براساس يك طرح تحقيقی و يا يك نظرسنجی مخاطبان خود را بسنجند و براساس سليقه و خواسته آنان صفحات روزنامه خود را به موضوعات ذكر شده اختصاص دهند.

گاهي نيز ايجاد صفحات جديد در روزنامه از يك مد پيروی مي كند. به طور مثال در اواخردهه 70 در برخي از روزنامه‌ها مد شده بود كه يك صفحه را به انعكاس مطالب نشريات و روزنامه‌ها در روز قبل اختصاص دهند.

در اين صفحه خبرها و مطالب جالب ساير روزنامه‌ها در روز قبل جمع آوری مي شد و فردای آن روز به چاپ می‌رسيد. به عبارت ديگر كاربرد اين صفحه كاركردن خبرهاي بيات اما جالب ديگر روزنامه‌ها بود كه با 48 ساعت تاخير به دست مخاطب مي‌رسد.

رونق روزنامه‌ها در سالهاي پس از دوم خرداد اين اجازه را مي‌داد تا محتوای اين صفحه هميشه فراهم باشد. استفاده از اين روش ابتدا از يك ستون شروع شد و پس از آن به يك صفحه رسيد و بسياري از نشريات از اين روش كه به اصطلاح مد شده بود به شکل های گوناگون استفاده كردند.

اين در حالی است كه مي‌توان از نظرسنجي‌های پيمايشي و تصادفی براي سنجش ديدگاه مخاطبان استفاده كرد و يا به طور تصادفی با كساني كه گمان برده مي‌شود كه از مخاطبان فرضی نشريه هستند، تلفنی صحبت كرد و از آنان خواست كه درباره صفحات يا موضوعات مورد خود نظر بدهند.

الو روزنامه...، از واقعيت تا خيال

يكي از روش هایی كه روزنامه‌های ايران براي ارتباط با مخاطبان خود استفاده مي‌كنند، ستون تلفن های مردمي است.

مطبوعات ايران سال هاست كه دارای ستوني به عنوان صداي مردم هستند. اين ستون ها، معمولا در صفحات اوليه نشريه قرار دارند بر مبنای تماس مخاطبان با روزنامه نوشته مي‌شوند.

چند شماره تلفن در سرآغاز اين ستون وجود دارد كه مخاطبان می‌توانند تماس بگيرند و صحبت‌هاي خود را بيان كنند و اين گفته ابتدا توسط يك منشي يا مسئول اين ستون نوشته و سپس در روزنامه فردای آن روز چاپ می‌شود.

به طور معمول در اين ستون‌ها از مسائل مهم كشور تا مسائل كوچك محله ای ديده مي‌شود.

اما كمتر ديده شده كه انتقاد يك مخاطب نسبت به يك مطلب چاپ شده در روزنامه يا انتقاد به جناحي كه روزنامه را منتسب به آن مي‌دانند چاپ شود.

همين مسئله باعث شده كه اين گونه ستون‌ها، اعتبار و ماهيت خود را از دست بدهند. چند سال پيش همين ستون‌های تلفني جنجالي را ميان دو روزنامه ايران و كيهان به وجود آورد و ادعا می شد برخي از گفته های درج شده به نام مردم، ساخته و پرداخته نويسندگان خود روزنامه است.

با وجود اين، در بسياري از روزنامه‌های معتبر دنيا يا چنين ستون‌هايی ديده نمی‌شوند و يا اگر چنين ستون‌هايی باشند، مضمون‌شان معطوف به نظر مخاطبان در باره محتواي نشريه، نه به طور کلي، بلکه به صورت مشخص و در باره مطلبي خاص، است.

براي مثال آيا تا به حال ديده‌ايد که در «گاردين»، «گلاب اند ميل» يا «لوموند» گلايه يک مخاطب از چاله نزديک منزلش درج شده باشد؟ تازه، طرح مسائل مربوط به زندگي اجتماعي قابل توجيه است، در حالي که ستون پيام‌های مردم در بعضي روزنامه‌هاي ما محل طرح دعواهاي تند و تيز جناحی مي‌شود.

نامه‌هايی كه هيچ وقت به مقصد نمی‌رسند
ارسال نامه به روزنامه‌ها از سالها پيش يكي از روندهای معمول ارتباط با مخاطب بوده است.

اما از اين روش بيشتر نشريات و مجلات سود مي‌برند و كمتر روزنامه‌ای وجود دارد كه فضايي از روزنامه‌ خود را به نامه‌هاي خوانندگان اختصاص دهد.

با ظهور اينترنت در جامعه ايران، نامه های الكترونيك يا ايميل نيز به راههاي ارتباط با مخاطب افزوده شد اما هيچ گاه سرو شكل درستی نيافت.

ابتدا در روزنامه‌ها نوشتن ايميل به همراه اسم نويسنده ممنوع شد. سپس برخي از روزنامه‌ها، خود پست الكترونيكي به نام روزنامه را در اختيار نويسندگان خود قرار دادند تا آنها از درج ايميل شخص خودداری كنند. اكنون نيز در برخی روزنامه‌ها، برخي ستون نويسان ايميل دارند و برخي ايميل ندارند و يا نمي‌خواهند داشته باشند.

حتی اگر هم كسي نامه ای براي نويسنده آن ستون بنويسد اين تبديل به يك روال حرفه‌ای نمي‌شود و اين ارتباط بين مخاطب و نويسنده برقرار مي‌شود و نه بين روزنامه و مخاطب.

به معنای ديگر نه مديران يك روزنامه خود را موظف می‌دانند كه زمينه‌ای برای دريافت بازخورد و حتي چاپ بازخورد مطالبشان فراهم كنند و نه ستون نويسان بازخورد مطالب خود را اختيار سردبيران و بالاسريهای خود قرار مي‌دهند. چرا كه هيچ برنامه يا نظام مشخصي براي دريافت بازخورد از مخاطبان وجود ندارد.

روندی كه در رسانه‌ها و روزنامه‌های جهان شكل گرفته، "هم توليدكننده و هم مصرف كننده" محتوا است. به عبارت ديگر مخاطبان تا زمانی كه عقیده‌ها و سليقه‌های خود را در يك رسانه نبينند و براي نشريه خود محتوا توليد نكنند و نتيجه محتوای خود را در رسانه نبينند آن را مصرف نمی كنند. در مطلب بعدی به طور مفصل به راه های برقراری ارتباط ميان مخاطب و رسانه می پردازم.
مصطفي قوانلوقاجار
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:37  توسط "حقوق بشر"  | 
فرود اضطراري يك هواپيما در اصفهان
خبرگزاري فارس: مقارن ظهر امروز، يك فروند هواپيماي مسافربري كه از اصفهان به مقصد تهران از زمين برخاسته بود، در فاصله چند كيلومتري فرودگاه اصفهان دچار سانحه شد و با مهارت خلبان، سالم به زمين نشست.
به گزارش خبرگزاري فارس، پرواز شماره 3431 هواپيمايي جمهوري اسلامي در حالي كه با 2 ساعت تأخير از زمين برخاسته بود، به دليل آتش گرفتن يكي از موتورها به فرودگاه مبدأ بازگشت و مسافران اين پرواز از يك واقعه دردناك جان سالم به در بردند.


 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:32  توسط "حقوق بشر"  | 
تجمع در محکومیت اعدام مصلح زمانی در دادگستری سنندج

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران : به گزارش فعالین انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر از سنندج درتجمع امروزسه شنبه صدها نفر از مردم شهر سنندج وروستاهای تابع در جلو ساختمان اصلی دادگستری سنندج برای نجات جان مصلح زمانی از اعدام تجمع کردند.
به فراخوان "کمیته تلاش برای نجات جان مصلح زمانی از اعدام "که در سنندج تشکیل شده است،تعدادی از فعالین نهادهای مدنی، خانواده و صدها نفر ازمردم شهر وروستاهای تابعه سنندج امروز علیه اعدام راهپیمایی کردند.
تجمع کنندگان که پلاکاردهایی علیه اعدام و درخواست لغو اعدام مصلح زمانی نوجوان ۱۷ ساله را به خود حمل می کردند درمقابل ساختمان دادگستری سنندج گرد هم آمدند و نمایندگان کمیته نجات با مقامات قضایی دردفاع از مصلح زمانی مذاکره کردند.
نیروهای امنیتی وانتظامی اعضای کمیته نجات وشرکت کنندگان درتجمع را چندین بار تهدید به دستگیری کردند وخواستا ر متفرق شدن آنها شدند .
فشار وتهدید تا این لحظه از تهیه خبر برتجمع کنندگان ادامه دارد کمیته نجات خواستار لغواعدام مصلح زمانی نوجوان هفده ساله است که به جرم بیرون رفتن با دوست دخترش از شهر تا هم اکنون چهار سال حبس را تحمل کرده است وبراساس حکم شعبه ۲۷ تجدید نظر دیوان عالی کشور به استناد ماده ۱۰۵ مجازات اسلامی به اعدام محکوم شده است .
سخنگویان کمیته نجات ازهمه نهادها مدنی سازمانها و شخصیتهای مدافع حقوق بشر احزاب و رسانه های جمعی برای نجات جان مصلح زمانی تقاضای حمایت کرده اند .
پدر ومادر مصلح زمانی درمقابل دادگاه با گریه وزاری مردم جهان را به حمایت برای نجات فرزندشان فریاد می کردند.
گزارش تصویری همراه این اطلاعیه ارسال جهت اطلاع عموم ارسال می شود.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر مخالفت خود را با اعدام اعلام می کند. خواستار لغو اعدام مصلح زمانی می باشد وازهمه مدافعین حقوق بشر، سازمان ملل ، عفو بین الملل ، احزاب و جریانات سیاسی وخبری درخواست حمایت از کمپین نجات جان مصلح زمانی را می کند.
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران
سه شنبه ۲۶ تیرماه ۱۳۸۶
منبع : anjomane.blogfa.com
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:30  توسط "حقوق بشر"  | 
اعتصاب غذای ابوالفضل جهاندار فعال سابق جنبش دانشجویی در 209 اوین

امير کبير : بنا بر گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین آقای ابوالفضل جهاندار فعال دانشجوی دست به اعتصاب غذا زده است .
آقای ابوالفضل جهاندار از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت که در شهریور ماه سال 85 توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شده بود هم اکنون بیش از 11 ماه است که در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود وی در اعتراض به عدم انتقالش به خارج از بند 209 با توجه به پیگیری های چند ماه و قول های مساعد و مکرر مسئولین از روز شنبه 23/4/86 دست به اعتصاب غذا زده است .
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت سلامت جسمی و روحی این زندانی سیاسی خواهان رعایت حقوق زندانیان سیاسی در ایران می باشد.
---------------------------------------------
منصور سعیدیان نیز در بازداشت بسر می برد

فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده علاوه بر 8 دانشجوی دستگیر شده دانشگاه امیر کبیر منتسب با انتشار مطالب مشکوک در نشریات آن دانشگاه آقای منصور سعیدیان از دست اندرکاران و متهمین به چاپ و انتشار این مطالب نیز در بازداشت بسر می برد. بنظر می رسد در پرونده سازی وزارت اطلاعات این فرد نیز دارای نقشی خواهد بود.
آقای منصور سعیدیان هم اکنون به همراه احمد قصابان و مجید شیخ پور در اتاق 10 بازداشتگاه 209 و همینطور آقایان مقداد خلیل پور و مجید توکلی در اتاق 121 بازداشتگاه 209 نگهداری می شوند.
همچنین بنا بر اطلاعات رسیده برخی از این زندانیان به دلیل نگهداری غیر قانونی در بازداشت گاه 209 از روز شنبه دست به اعتصاب غذا زده اند و خواهان روشن شدن وضعیت خود هستند ، پیش از این قاضی حداد از آزادی با قید وثیقه چند تن از دانشجویان پلی تکنیک خبر داده بود.
------------------------------------------------------------------------
اعتصاب غذای ۳ دانشجوی پلی تکنیک در اوین

امير کبير : بنابر اخبار رسیده از زندان اوین، ۳ دانشجوی بازداشتی پلی تکنیک از روز شنبه ۲۳ تیرماه در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده اند.
دانشجویان بازداشتی در اعتراض به فشارهای وارده و وضعیت مبهم پرونده خود این اعتصاب غذا را آغاز کرده اند.
لازم به ذکر است با اينکه قاضي حسن حداد، معاون امنيت دادستان تهران، در روز یکشنبه از آزادي پنج تن از دانشچویان دانشگاه اميركبير با صدور قرار وثيقه خبر داده بود، اما تاکنون، هيچ يك از دانشجويان بازداشتي دانشگاه امير كبير آزاد نشده بودند.
همچنین بنابربه اخبار رسیده قاضی حداد قصد دارد مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان را به عنوان مجرمین برای سناریوی جعلی و از پیش تعیین شده معرفی کند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:26  توسط "حقوق بشر"  | 
بخشنامه به كارخانه‌های دولتی: به روزنامه‌های منتقد دولت آگهی ندهید

نوروز: وزارت صنایع و معادن در اقدامی‌جدید به همه شركت‌های تابعه خود دستور داده است كه به روزنامه‌های منتقد دولت آگهی تبلیغاتی ندهند.
بر اساس شنیده‌ها در بخشنامه وزارت صنایع و معادن به شركت‌ها، فهرستی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب و منتقد دولت دیده می‌شود. از آنجا كه بخش اعظم درآمد مطبوعات از آگهی است این اقدام از این جهت صورت می‌گیرد كه روزنامه‌ها از طریق این فشارها به ورشكستگی افتاده و خودبه‌خود ناچار به تعطیلی شوند.
گفته می‌‌شود فشار اصلی برای منع شركت‌های دولتی تابع وزارت صنایع به ایران‌خودرو و سایپاست كه با وجود مخالفت‌ ضمنی مدیران این كارخانه با بخشنامه مذكور، عملا آگهی آنها به روزنامه‌های منتقد قطع شده‌است
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 19:19  توسط "حقوق بشر"  | 

خبرگزاری حکومتی فارس: مدير ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني اصفهان گفت: پيش از ظهر امروز جسد 2 جوان كه بر اثر خودكشي جان خود را از دست داده بودند در اعماق آبهاي زاينده رود پيدا شد.

حميد رضواني اظهار داشت: ساعت 10 و 32 دقيقه و 11 و 4 دقيقه صبح امروز 2 حادثه سقوط در رودخانه منجر به فوت واقع پل بزرگمهر و سي و سه پل اصفهان به ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني اصفهان گزارش شد.

وي افزود: پس از دريافت گزارش اين دو حادثه گروههاي، امداد و نجات غواصي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني اصفهان بلافاصله براي نجات جان حادثه ديدگان به محلهاي مورد نظر اعزام شدند.

مدير ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني اصفهان تصريح كرد: با وجود تلاش و پوشش اكيپ امداد و نجات غواصي سازمان آتش نشاني اصفهان براي نجات جان حادثهديدگان، اجساد اين افراد از اعماق آبهاي خروشان زاينده رود به بيرون كشيده شد.

وي ادامه داد: اين دو جوان به نامهاي مصطفي - ر 20 ساله و مهدي - ك 16 ساله به علت عمق زياد رودخانه زاينده رود و عدم آشنايي به فن شنا جان خود را از دست دادند.

رضواني گفت: اجساد اين 2 جوان پس از بيرون كشيدن از رودخانه زاينده رود براي بررسي علل وقوع حادثه تحويل پليس آگاهي شهر اصفهان شد.

معاون فرهنگي و اجتماعي فرماندهي انتظامي استان اصفهان نيز در خصوص علت مرگ اين دو جوان در رودخانه زاينده رود اظهار داشت: بنا به اظهارات شاهدان عيني حادثه و همچنين بررسي هاي انجام شده توسط پليس آگاهي اصفهان علت غرق شدگي اين دو جوان خودكشي ذكر شده است.

علي نقي علوي ادامه داد: بررسي علل و انگيزه اين دو جوان كه هر دو بر اثر خودكشي در آبهاي زايندهرود جان خود را از دست داده اند در دستور كار نيروهاي پليس آگاهي اصفهان قرار دارد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 18:55  توسط "حقوق بشر"  | 
6
نگاهی به زندگینامه دکتر ولادمار گورکوفسکی دبیر کمیته المپیاد جهانی فیزیک

دكتر" ولادمار گوركوفسكي" دبير كل المپياد جهاني فيزيك كه امروز بر اثر عارضه قلبي در اصفهان درگذشت از سومين دوره در اين المپياد به عنوان سرپرست تيم لهستان حضور داشت.

اين فيزيكدان ‪ ۶۸‬ساله لهستاني به عنوان قديمي‌ترين عضو فعال المپياد جهاني فيزيك بنيانگذار رقابت علمي ديگري موسوم به " نخستين گام در راه جايزه نوبل" است.

براساس اعلام كميته مركزي المپيادجهاني فيزيك ‪ ۲۰۰۷‬اصفهان‌دكتر گوركوفسكي به همراه همسرش براي شركت در سي و هشتمين دوره المپياد جهاني فيزيك به اصفهان سفر كرده بود.

وي بعد از ظهر امروز در اتاق محل اقامتش بر اثر عارضه قلبي دارفاني را وداع گفت.

دبير كل المپياد جهاني فيزيك روز گذشته در آخرين سخنراني رسمي خود در مراسم آغازين سي و هشتمين دوره اين المپياد در اصفهان ، درباره برگزاري المپياد در ايران گفت : سازمان دهي اين مسابقات كار دشوار و بزرگي بوده است.

وي بااشاره به تسهيلات فراهم شده براي اين دوره المپياد در زمينه امنيت و سفر شركت‌كنندگان ابراز اميدواري كرد همه چيز بخوبي پيش برود.

گوركوفسكي افزود: در اين المپياد همه گروهها وظايف مشخص و تعريف شده‌اي دارند كه نظم قابل توجهي را مي‌طلبد.

شايد اين فيزيكدان برجسته لهستاني باتوجه به تجربياتش ديروز به هنگام اداي اين كلمات همه مشكلات احتمالي پيش رو براي برگزاري چنين رخداد علمي بزرگي ، جز مرگ خود را در نظر داشت.

المپياد جهاني فيزيك نخستين بار در شكل مسابقه‌اي بين‌المللي در فيزيك براي دانش آموزان دبيرستاني در سال ‪ ۱۹۶۷‬در "ورشو" لهستان و به همت پروفسور" سيستووسكي " برگزار شد و از آن تاريخ همه ساله به جز سه سال ‪ ۱۹۷۸ ،۱۹۷۳‬و ‪ ۱۹۸۰‬در يكي از كشورهاي جهان برگزار شده است.

در اولين المپياد، چهار تيم از كشورهاي بلغارستان، چكسلواكي، مجارستان و روماني‌به‌اتفاق دانش آموزان كشور ميزبان( لهستان ) درمسابقه‌حضور داشتند.

اين المپياد طي‌چهل سال با كوشش فيزيكداناني چون دكتر ولادمار گوركوفسكي با استقبال بيشتر جوانان نحبه جهان و مقامات آموزشي كشورهاي مختلف مواجه شده بگونه‌اي كه امسال در سي و هشتمين دوره آن در اصفهان دانش آموزان ‪۷۶‬ كشور جهان حضور دارند.

سي و هشتمين دوره المپياد جهاني فيزيك با وجود درگذشت تاسف انگيز اين فيزيكدان برجسته‌لهستاني و غم و اندوه شركت‌كنندگان و مسوولان ايراني برگزار كننده اين‌المپياد جريان دارد و روند عادي برنامه‌هاي آن در حال اجراست.

اين دوره المپياد فيزيك روز گذشته بطور رسمي توسط رئيس مجلس‌شوراي اسلامي در دانشگاه صنعتي اصفهان آغاز شد و امروز با حضور بيش از ‪ ۳۴۰‬دانش آموز شركت‌كننده در المپياد امتحان نظري آن برگزار شد
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 22:57  توسط "حقوق بشر"  | 
مرگ دبیر کمیته المپیاد جهانی فیزیک در اصفهان
3دكتر" والدمار گورشكوفسكي" رئيس كميته المپياد جهاني فيزيك بعد از ظهر يكشنبه براثر عارضه قلبي دراصفهان درگذشت.

دكتر "محمد سپهري راد" رئيس كميته علمي وبرنامه ريزي سي وهشتمين دوره المپياد جهاني فيزيك با تاييد اين خبر به ايرنا گفت : دكتر گورشكوفسكي قديمي‌ترين عضو كميته المپيادجهاني فيزيك بود.

وي به هنگام مرگ ‪ ۶۸‬سال سن داشت
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 22:55  توسط "حقوق بشر"  | 
دانشجویان پلی تکنیکی آزاد شدند

ادوارنیوز: سرانجام بعد از 70 روز بازداشت 3 داشنجوی دانشگاه پلی تکنیک با قرار وثیقه آزاد شدند. مقداد خلیل پور، مجید شیخ پور و پویان محمودیان با تودیع قرار وثیقه ازاد شده اند و به گفته قاضی حداد علی صابری و عباس حکیم زاده نیز به محض تودیع وثیقه ازاد می شوند.

این در حالی است که هفته گذشته اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان در برابر دانشگاه امیرکبیر متحصن بودند بازداشت شده اند.

آزادی 3 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر تعداد فعالان دانشجویی عضو دفتر تحکیم وحدت را که در بند 209 اوین هستند به 22 نفر رساند.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 0:3  توسط "حقوق بشر"  | 
لطفا براي همياری جهت حمايت و پشتيباني از دانشجويان زنداني اين فراخوان را امضاء نماييد :

www.ipetitions.com/petition/azadi

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 23:56  توسط "حقوق بشر"  | 

فعالان کمپين قانون بي سنگسار

سایت میدان: در روز 5 شنبه 15 تيرماه سال 1386 جعفر کياني، همجرم مکرمه ابراهيمي، توسط نيروي انتظامي محلي و قاضي اجراي احکام تاکستان سنگسار شد تا نه تنها مردم روستاي آقچه کند، که شهروندان تاکستان و قزوين و ساير شهرهاي ايران باور کنند که هنوزممکن است انساني کفن پوش، وحشت زده و ملتمس، تا سينه و گردن در چاله فرو برده شود و نه سنگ هايي به اندازه گردو بلکه کلوخ هايي به اندازه دو مشت، آنچنان بر پيکر او فرود آيد که ساعتي بعد جان بسپارد.

بيش از يک سال است که فعالان کمپين قانون بي سنگسار به همراه ساير شهروندان بشردوست خبر از انجام مجدد حکم سنگسار در ايران مي دهند و بيش از يک سال است وکلاي داوطلب به صورتي خستگي ناپذير محکومين در انتظار سنگسار را در گوشه و کنار کشور شناسايي مي کنند و تلاش دارند تا از طريق دفاع قانوني آنان را از چاله هاي مرگ نجات دهند، اما در تمام اين مدت هيچگاه چاله هاي مرگ سنگي تا بدين حد به باور شهروندان ايراني نزديک نشده بود.

بارها و بارها در بيانيه هاي مختلف کمپين قانون بي سنگسارو دادخواستهاي مکرري که توسط بشردوستان ايراني و ديده بانان حقوق بشر منتشر شده بود از مقامات قضايي و قانونگذاران در خواست شد که با توجه به تعهد دولت ايران به اجراي ميثاقين حقوق بشر، مجازات سنگسار غير قانوني اعلام شود و هر بار وجود سنگسار در ايران تکذيب شد اما اينک همه ما پس از اعلام خبر رسمي سخنگوي قوه قضاييه در مورد سنگسار جعفر کياني و بي اعتنايي صريح مقامات ايراني به ميثاقين حقوق بشر باور مي کنيم که اراده ايي فراتر از اراده مسئولين رسمي چاله هاي سنگي مرگ را مي کند.

در 29 خرداد ماه سال 1386بود که انتشار خبر سنگسار مکرمه و جعفر، کارزاري گسترده و مردمي را باعث شد و در کمتر از بيست و چهار ساعت دستور توقف حکم سنگسار مکرمه و جعغر توسط رياست قوه قضاييه صادر گرديد اما کلوخ هاي خونين اطراف روستاي آقچه کند شهادت مي دهد که عمر اين دستور بيش از دو هفته نپاييد.

اينک همه شهروندان ايراني باور دارند که اگر ديروز سنگسارمحبوبه، م. و عباس ح. به صورت غيرعلني و با تدابير امنيتي شديد در بهشت رضاي مشهد برگزار شد و هيچ مقام مسئولي حاضر به پاسخگويي درباره آن نبود و اگر امروز جعفر کياني در برابر ديدگاه جهان سنگسار مي شود و سخنگوي رسمي قوه قضاييه ضمن اعلام رسمي، وقوع آن را به حساب استقلال قاضي مي گذارد، پس ناباورانه نيست اگر که فردا هم نوبت مکرمه ابراهيمي باشد و آن هم نه در بياباني بين دو روستا که در وسط قبرستان شهر.

جمجمه جعفر زير ضربه سنگها مچاله و خونين شد تا همه ما باور کنيم که سنگسار قانوني است، که وقتي سنگسار قانوني است با نامه و بخش نامه محرمانه و علني رياست قوه قضاييه قابل جلوگيري نيست، که قضاتي هستند که با علم خودشان حکم سنگسار مي دهند، که ماموراني هستند که با وعده بهشت سنگ مي زنند، که قاضي القضاتي هست که اگر فرمان توقف دهد اجرا نمي شود اما اگر فرمان اجرا دهد اجرا مي شود، که سخنگويي هست که فشار افکار عمومي جهاني را موجب وهن اسلام نمي داند، که سياستمداري هست که تعهدي در برابر امضاي اسناد بين المللي توسط دولت ايران ندارد، که ديده باناني هستند که اضطراب و بيماري مکرمه در زندان و کلوخ هاي خونين صحرايي در بين روستاي آقچه کند و سفر ناگهاني مسئولين اجراي حکم و... از نظرشان دور نيست.

و اينهاست که باعث مي شود باور کنيم که حکم سنگسار مکرمه هر آن قابل اجراست، که حکم اجراي سنگسار 9 زن ديگر در گوشه و کنار کشور نيز هر آن قابل اجراست، و باور کنيم که کاري از دست ديده بانان حقوق بشر و فعالان حقوق زنان در برابر آن اراده به کندن چاله هاي سنگي مرگ ساخته نيست اگر که شهروندان ياريمان نکنند.

اکنون پس از گذشت يک سال از درخواست ها و تلاش هاي مکرر جهت غيرقانوني شدن سنگسار در ايران، به همراه ساير فعالان حقوق بشر دست ياري به سوي شما دراز کرده ايم.

ما دست ياري به سوي شما دراز کرده ايم چون اعتقاد داريم تغييرات و اصلاحات قانوني جز به خواست مردم و جز با اراده خودجوش و آزاد شهروندان حاصل نمي شود. چون اعتقاد داريم عرف و خواسته مردم منبع اساسي قانونگذاري است و آنچه که زمان و مکان به درون تاريخ تف مي کند نمي تواند از درون چاله هاي مرگ سنگي سر بيرون آورد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 21:33  توسط "حقوق بشر"  | 
10دسامبر ١٩٤٨
د يباچه

از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانوادهء بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است؛

از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده كه وجدان بشر را برآشفته‌اند و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است؛

از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد؛

از آن جا كه گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود؛

از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند؛

از آن جا كه دولت‌های عضو ء متحد شده‌اند كه رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمين كنند؛

از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد؛

مجمع عمومی اين اعلاميهء جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلا م می‌كند تا همهء افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزايندهء ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در ميان مردمان كشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی كه در قلمرو آن‌ها هستند، تامين كنند.

مادهء ١
تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.

مادهء ٢
هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده ء سياسی يا هر عقيده ء ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همهء آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.

مادهء ٣
هر فردی حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.

مادهء ٤
هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.

مادهء ٥
هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.

مادهء ٦
هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

مادهء ٧
همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناقض اعلا ميهء حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.

مادهء ٨
در برابر اعمالی كه به حقوق اساسی فرد تجاوز كنند ـ حقوقی كه قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه‌ء موثر به دادگاه‌های ملی صالح را دارد.

مادهء ٩
هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد.

مادهء ١٠
هر شخص با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره‌ ء حقوق و الزامات وی، يا هر اتهام جزايی كه به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.

مادهء ١١
١- هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.
٢- هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء كسی اعمال نخواهد شد.

مادهء ١٢
نبايد در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامت گاه يا مكاتبات هيچ كس مداخله‌های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت كسی حمله شود. در برابر چنين مداخله‌ها و حمله‌هايی، برخورداری از حمايت قانون، حق هر شخصی است.

مادهء ١٣
١- هر شخصی حق دارد در داخل هر كشور آزادانه رفت وآمد كند و اقامتگاه خود را برگزيند.
٢- هر شخصی حق دارد هر كشوری ، از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشورخويش بازگردد.

مادهء ١٤
١- در برابر شكنجه، تعقيب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در كشورهای ديگر را دارد.
٢- در موردی كه تعقيب واقعا در اثر جرم عمومی و غيرسياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف‌ها و اصول ملل متحد باشد، نمی‌توان به اين حق استناد كرد.

مادهء ١٥
١- هر فردی حق دارد كه تابعيتی داشته باشد.
٢- هيچ كس رانبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.

مادهء ١٦
١- هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.
٢- ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانهء زن و مرد صورت گيرد.
٣- خانواده ركن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

مادهء ١٧
١- هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالكيت دارد.
٢- هيچ كس را نبايد خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.

مادهء ١٨
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.

مادهء ١٩
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق، مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن، و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

مادهء ٢٠
١- هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.
٢- هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.

مادهء ٢١
١- هر شخصی حق دارد كه در اداره‌ء امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.
٢- هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد.
<٣- اراده‌ء مردم، اساس قدرت حكومت است. اين اراده در انتخاباتی سالم ابراز طور ادواری صورت می‌پذيرد. انتخابات بايد عمومی، رعايت مساوات و با مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود كه آزادی رأی را تامين كند. < font>

مادهء ٢٢
هر شخصی به عنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانهء شخصيت خودرا، با توجه به تشكيلا ت و منابع هر كشور، به دست آورد.

مادهء ٢٣
١- هر شخصی حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای كار خواستار باشد و در برابر بیكاری حمايت شود.
٢- همه حق دارند كه بی هيچ تبعيضی، در مقابل كار مساوی، مزد مساوی بگيرند.
٣- هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد كه زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انسانی تامين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی كامل شود.
٤- هر شخصی حق دارد كه برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به اتحاديه‌های موجود بپيوندد.

مادهء ٢٤
هر شخی حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

مادهء ٢٥
١- هر شخصی حق دارد كه از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، به ويژه از حيث خوراك، پوشاك، مسكن، مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بیكاری، بيماری، نقص عضو، بيوگی، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از ارادهء خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.
٢- مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همهء كودكان، اعم از آن كه در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

مادهء ٢٦
١- هر شخصی حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش، و دست كم آموزش ابتدايی و پايه، بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی كامل برای همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.
٢- هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.
٣- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.

مادهء ٢٧
١- هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.
٢- هركس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

مادهء ٢٨
هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ء اجتماعی و بين المللی باشد كه حقوق و آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه را، به تمامی تأمين و عملی سازد.

مادهء ٢٩
١- هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبهء او را ممكن می‌سازد.
٢- هركس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی‌های خود فقط تابع محدوديت‌هايی قانونی است كه صرفا برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی‌های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه‌ء اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموكراتيك وضع شده اند.
٣- اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد بر خلاف هدف‌ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

مادهء ٣٠
هيچيك از مقررات اعلاميه‌ء حاضر نبايد چنان تفسير شود كه برای هيچ دولت، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد كه به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:29  توسط "حقوق بشر"  | 

سوژه‌هاي زيادي براي نوشتن در باره آنها در ذهنم خلجان مي‌كرد، اما نمي‌دانم كدام حس غريزي در اين شرايط وانفسا كه هر لحظه‌اش خبر دستگيري عزيزي، يا محدود كردن رسانه‌اي و يا اعدام و سنگسار افرادي به گوش مي‌رسد، مرا به سمت پاسخ دادن به مطلب دوست عزيزم آقاي اكبر گنجي در باره زنده ياد دكتر علي شريعتي سوق داد.

بدون شك گنجي مي‌داند كه من خود منتقد پاره‌اي از ديدگاههاي مرحوم شريعتي هستم و در عين حال، از نقد او نيز آزرده خاطر نمي‌شوم. به گمانم ساير دوستداران دكتر شريعتي به ويژه در بين نيروهاي ملي – مذهبي نيز چنين شيوه‌اي دارند.

نقدهاي گنجي از شريعتي اما هميشه آزار دهنده بوده است، البته نه از اين رو كه دوستداران شريعتي بي‌تحمل‌اند، بلكه به نظرم به اين علت كه گنجي اصولا در نوشته‌هايش لحن و كلام آزار دهنده‌اي دارد.

تا آنجا كه من مي‌دانم گنجي واقعا نمي‌خواهد با نقدش از انديشه‌هاي افراد، آنها يا طرفدارانشان را بيازارد، اما در عمل لحن و كلامي را به كار مي‌گيرد كه ديگران را رنج مي‌دهد و به واكنش مي‌اندازد. اين مطلب منحصر به نوشته‌هاي گنجي در باره دكتر شريعتي نيست، بلكه شامل نقدهاي ديگر وي نيز مي‌شود.

براي نمونه، من مي‌دانم كه گنجي به آقاي سعيد حجاريان ارادت و علاقه خاصي دارد، اما هر كس كه نقدهاي گنجي در باره نوشته‌هاي آقاي حجاريان را بخواند، نه فقط بوي علاقه كه حتي رنگ بي‌طرفي هم از آن احساس نمي‌كند و نوعي خصومت پنهان را در آن مي‌بيند، در حالي كه واقعا خصومتي در آن نيست.

از اين رو، اگر گنجي علاقمند است كه نقدهاي او با واكنش‌هاي تند مواجه نشود، به نظرم بهتر است زبان خود را تلطيف كند، زباني كه در نقد و بررسي افكار ديگران، بيش از اندازه خشن جلوه مي‌كند، حال آنكه شايد جمله خشني به صورت مستقيم در آن نتوان يافت.

افزون بر اين، متد و روش نقدهاي آقاي گنجي هم به سختي دل‌آزار است. او اغلب سعي مي‌كند با رديف كردن نقل قول‌هايي از يك متفكر، انديشه‌اي را به او نسبت دهد. از نظر گنجي، اين روش ظاهرا علمي‌ترين و دقيق‌ترين روش براي شناخت افكار يك انديشمند است، اما از نظر من، اين شيوه مي‌تواند بسيار گمراه كننده باشد.

به ياد دارم كه روزگاري آقاي گنجي با رديف كردن جملاتي از مرحوم آيت‌الله خميني، تلاش كرده بود تا انديشه آن مرحوم را كاملا دمكراتيك نشان دهد، كاري كه در مطلب اخيرش در باره مرحوم مطهري هم كرده و او را به ليبراليسم متهم كرده است! گفتم متهم، زيرا از نظر من، كسي كه مجموعه كتاب‌هاي جهان بيني مرحوم مطهري را بخواند متوجه خواهد شد كه نسبت دادن ليبراليسم به مرحوم مطهري اتهامي هم عليه مطهري و هم عليه ليبراليسم است!

با اين حال، آنچه كه من پي به رازش نبرده‌ام اين است كه چرا وقتي گنجي به شريعتي مي‌رسد، فقط جملاتي كه آن مرحوم در نقد و يا نفي ليبراليسم و دموكراسي گفته است، به چشمش جلوه مي‌كند و جملات بي‌شماري كه شريعتي در رثاي آزادي و حقوق مردم گفته است، به نظرش نمي‌رسد.

بدون شك با رديف كردن جملاتي از دكتر شريعتي در ستايش آزادي و حقوق مردم، مي‌توان او را بزرگترين مدافع دمكراسي از بدو پيدايش انسان تا كنون لقب داد، اما مسلما دكتر شريعتي نه پرشورترين مدافع دمكراسي در تاريخ بشر بوده است و نه آنطور كه گنجي مدعي است، داراي اتوپيايي لنينيستي.

شريعتي در عمر كوتاه خود مجموعه عظيمي از نوشته و سخنراني بر جا گذاشته و در آنها به هر موضوعي اشاره‌اي كرده و به هر انديشه‌اي زخمي زده است. به گمانم، بركشيدن چند جمله از اين مجموعه ناهمگن و فرو گذاشتن باقي آن، ناموجه‌ترين شيوه معرفي افكار و انديشه‌هاي او باشد.

به كار گيري اين شيوه در باره هر متفكر ديگري هم ناصواب است، زيرا مي‌توان از جان لاك پدر ليبراليسم نيز نقل قول‌هايي در باره حقوق اقليت‌هاي مذهبي و بيگانگان پشت سر هم رديف كرد و او را دشمن بشريت لقب داد!

بنابراين، به نظر من روش بهتر بررسي و نقد انديشه‌هاي يك متفكر آن است كه ابتدا نگاه كلي او به مسائل مورد بحثش شناخته شود و آنگاه ميزان انسجام يا عدم انسجام انديشه‌اش با ارائه نقل قول از او به محك گذاشته شود. منظورم در واقع شبيه كاري است كه مرحوم استاد حميد عنايت در كتاب "انديشه سياسي در اسلام معاصر" انجام داده است.

البته مرحوم عنايت نوشته خود را تنها بر پايه كتاب اسلام شناسي تحرير كرده و به ساير نوشته‌هاي مرحوم شريعتي اشاره‌اي نداشته است. با اين حال شرح و نقد او از شريعتي منصفانه به نظر مي‌رسد.

از اين گذشته، گنجي در برخورد با آثار يك مولف به گونه‌اي برخورد مي‌كند كه گويي در صدد كشف رمز از آن آثار است و از همين رو، گاهي بر خلاف وضوح آنچه نويسنده گفته و يا فهم متعارف از آن استنباط مي‌كند، انديشه آيت‌الله خميني را دمكراتيك، انديشه مطهري را ليبراليسم و انديشه شريعتي را توتاليتاريانيسم معرفي مي‌كند.

قطعا عيبي ندارد كه يك منتقد در صدد برآيد كه از يك انديشه برداشت شاز و نادر كند و به نقد آن بنشيند، اما آن منتقد بايد خود پيامدهاي چنين برداشت و نقدي را هم در نظر داشته باشد و از نقدهاي تند ديگران عليه خود نرنجد و زبان به شكوه و شكايت نگشايد.

با اين همه، يكي ديگر از دلايلي كه مرا بر آن داشت تا نسبت به نوشته گنجي واكنش نشان دهم اين است كه به نظرم مي‌رسد او در نوشته‌هايش ملاحظه استراتژيك ندارد.

به سخن ديگر، گنجي شرايط مكان و زمان نوشته‌هاي خود را در نظر نمي‌گيرد و به تاثير آنها در يك فضاي خاص چندان نمي‌انديشد. البته اگر گنجي انديشه‌ورزي منزوي بود و تنها خود را به بيان آنچه «حقيقت» مي‌داند، ملتزم مي‌دانست، جاي خرده گيري بر او نبود، اما گنجي به ادعاي خودش پروژه‌اي اجتماعي را پيگيري مي‌كند و در پي بهبود شرايط جامعه ايران از طريق نقادي‌هاي خود است.

به گمان من، كسي كه پروژه‌اي اجتماعي يا سياسي را دنبال مي‌كند، بايد به شدت مراقب تاثير و پيامدهاي عيني و ذهني حرفي كه مي‌زند، باشد.

چند سال پيش گنجي با نوشتن مانيفست در زندان، واكنش‌هاي زيادي له و عليه خود برانگيخت. او در مانيفست نيز با رديف كردن برخي احكام فقهي مدعي شده بود كه اسلام اصولا با دمكراسي ناسازگار است. چندي پيش البته از او مطلبي ديدم كه با رديف كردن برخي ديگر از موضوعات ديني، از سازگاري اسلام با دمكراسي سخن گفته بود.

حال فرض كنيم كه اسلام با دمكراسي ناسازگار باشد، بيان اين مساله در آن شرايط، چه كمكي به ما كرد؟ كدام مانع را از سر راه دمكراسي در ايران برداشت؟ كدام جنبش فكري سكولار را دامن زد؟

در حال حاضر نيز، متهم كردن شريعتي به توتاليتاريسم و دفاعش از نظريه فقهي آيت‌الله خميني، با هدف حل كدام مشكل از مشكلات جامعه ايران مطرح مي‌شود؟ آيا اگر جمعيت حزب‌اللهي و دوستان آقاي مصباح يزدي از زبان گنجي بشنوند كه شريعتي مورد غضب آنها، مدافع ولايت فقيه بوده است، از حمايت از اين مساله دست خواهند كشيد؟ آيا طرفداران دكتر شريعتي در شمار دشمنان دمكراسي قرار دارند كه لازم باشد در باره چهره مورد علاقه آنان دست به افشاگري زد؟ آيا نظام جمهوري اسلامي با بازتوليد انديشه‌هاي دكتر شريعتي بر مدار خويش مي‌چرخد كه چنين نقد خشني از او ضرورت يافته است؟

به نظر من، نوع نقد گنجي از دكتر شريعتي، نه فقط مشكلي از مشكلات اين جامعه را حل نمي‌كند، بلكه بر حجم معضلات ما مي‌افزايد.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:25  توسط "حقوق بشر"  | 

دو اطلاعيه كميته برگزاري مراسم 18 تير را در وبلاگ ” رنگ فرياد ” ملاحظه فرمائيد.
با اميد پيروزي

لطفا براي همياري با ما جهت حمايت و پشتيباني از دانشجويان زنداني اين فراخوان را امضاء نماييد :
http://www.ipetitions.com/petition/azadi
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:20  توسط "حقوق بشر"  | 

بادرود بیکران به روان پاک تمامی جانباختگان راه عزت و آزادی ایران و ایرانیان
جبهه اتحاد ملی ایران بدین وسیله ازتمامی مجامع و سازمان های مدافع حقوق بشر بین المللی تقاضا دارد تا نسبت به آزادی امیر حسین موحدی سخنگوی جبهه اتحاد ملی ایران که بدست پلیس ترکیه دستگیر شد . اقدامات لازم را سریعا مبذول فرماید تا از وقوع یک تراژدی انسانی جلوگیری به عمل آید.
اتحاد – مبارزه – پیروزی
روابط عمومی جبهه اتحاد ملی ایران
به تاریخ تیرشید 20 تیر ماه سال 7029 آریایی میترایی برابر با چهارشنبه 20 تیرماه سال 1386 خورشیدی
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:17  توسط "حقوق بشر"  | 

روزنامه اعتماد: مي گويد از خانه فرار کرده ام و اين فرار يعني عصيان. عصيان عليه ناپدري و فقر شايد. سرنوشت او آن قدرها گنگ نيست. آوارگي در خيابان و تن دادن به هر چه که ذهن تو، نه ما آن را غريب و غيراخلاقي مي داند. سرنوشتي که همان عصيان برايش رقم خواهد زد. او، اما عصيان کرده تا به خوشبختي برسد، دنيايي تازه و مرفه. فرار نکرده تا برچسبي نازيبا بر پيشاني اش حک شود. اما چه دردناک است اين برچسب لعنتي که ديگر پاک نمي شود. سراغ شهربانو اماني کارشناس امور زنان مي رويم تا از دختران فراري براي مان صحبت کند.

- - -

پديده دختران فراري، پديده يي است که در عرض چند سال گذشته، صحبت از افزايش آن بوده است، پس اين پديده بايد تعريفي عام داشته باشد. چون، بسياري از دختراني که در خيابان ها زندگي مي کنند، در واقع از خانواده فرار نکرده اند، بلکه امکان مالي براي داشتن نوعي سرپناه را ندارند. در حالي که دختر فراري کسي است که عليه خانواده طغيان کرده و نتوانسته سنت هاي خانواده را تحمل کند. به نظر شما، اين نوع تقسيم بندي درست است؟

دختر فراري يعني کسي که از خانواده فرار کرده و به خانواده پشت پا زده. يعني کسي که خروج از خانه داشته است. منتها دختران فراري، لاجرم دختران خياباني نيستند. همه زنان و دختران خياباني فراري نيستند. بعضي از زن ها يا دختران ممکن است در خيابان زندگي کنند به اين دليل که سرپناهي ندارند يا از روستاها به شهر مهاجرت کرده اند و چاره يي ندارند جز اينکه در خيابان کار و زندگي داشته باشند. دختران فراري را بايد وراي اين بحث ديد. بسياري از دختران خياباني رفتارهاي غيراخلاقي هم دارند، اما الزاماً دختر فراري به سمت مسائلي مثل تن فروشي کشيده نمي شود. البته من سعي مي کنم به جاي فرار کلمه بهتري پيدا کنم شايد گريزان شدن از خانه اصطلاح بهتري باشد. اين موضوع با بحث در مورد عوامل گريز از خانه بهتر معلوم مي شود.

حالا که تعريف اين قشر به نوعي با عوامل ارتباط پيدا مي کند، از عوامل صحبت کنيد.

عوامل گريز از خانه به نظر کارشناسان بيشتر، مسائل و مشکلات خانوادگي است. خشونت هاي جسمي و روحي موجود در خانه اعم از تنبيه يا توهين و تحقير. در بسياري از خانواده ها هم شرايط اجتماعي تغيير پيدا کرده و نوعي گسست بين نسلي ايجاد کرده است. يا بسياري تفاوت هاي فرهنگي ديگر دختران جوان و خانواده ها. از طرف ديگر، الان جوانان و نوجوانان مثل گذشته نيستند که به راحتي همه چيز را تحمل کنند. آستانه تحمل جوانان پايين تر آمده. جوانان نمي توانند هوش هيجاني را به راحتي کنترل کنند و تصميمات آني مي گيرند. بر اساس آمارها، بيشتر دختران از خانواده هايي فرار مي کنند که سطح سواد والدين کم است. در حالي که اين آمار، در خانواده هايي با سطح سواد بالا بسيار اندک است. اين مساله سواد در بين خود دختران هم نقش عمده يي دارد. يعني بسياري از آنها که فرار مي کنند، افرادي هستند که ترک تحصيل کرده اند. در هر صورت اين شاخص ها را به چند دسته مي توان تقسيم کرد؛ بدسرپرستي والدين عامل اصلي فرار از خانه است. بعد از آن اعتياد والدين است. آزار و ضرب و شتم رتبه سوم را دارد و فقر با وجود اينکه بسياري بر آن تکيه مي کنند چهارمين عامل فرار دختران از خانه است. در حقيقت سرپرستي مناسب نداشتن پدران يکي از عوامل عمده است. طلاق هم البته عامل مهمي است. در حقيقت سرد شدن کانون خانواده در دختران بسيار تاثير مي گذارد.

از سرپرستي نامناسب پدر صحبت به ميان آورديد. فکر نمي کنيد اينجا نوعي خلأ قانوني وجود دارد. اينکه دختر بتواند از اين سرپرستي نامناسب به نهادي شکايت کند؟

در قانون اين اجبار و الزام وجود دارد که مرد بايد نفقه زن را تامين کند، اما هيچ جاي قانون به صورت صريح نيامده است که پدر موظف به تامين نيازهاي مادي فرزند است. البته در عمل و عرف قانون نانوشته يي هست که برطبق آن پدر بايد معيشت فرزندان را تامين کند. به نوعي خانواده هايي که مشکلات متعدد دارند، خانواده هايي هستند که پدر در آنها نقش آفريني مفيد و موثر ندارد. طبق نظر کارشناسان خنثي بودن و بي توجه بودن پدر دامن مي زند به خروج فرزندان از خانواده. واقعيت اين است که تمام تصميمات اقتصادي و اجتماعي دولت بر خانواده ها تاثير مي گذارد. وقتي شرايط اقتصادي به گونه يي است که پدر خانواده مجبور است چند جاي مختلف کار کند، ديگر توانايي اين را ندارد که براي فرزندان وقت مناسب بگذارد. نزديک ترين فرد به عنوان يک غيرهم جنس به دختري که به سن بلوغ وارد مي شود، پدر است. اگر دختر ارتباط صميمي با پدر داشته باشد، پديده فرار از خانه کاهش پيدا مي کند. آموزش دختران، پدران و حتي مادران در اين زمينه مي تواند موثر باشد که متاسفانه وجود ندارد.

شما در عواملي که برشمرديد به معضلات و تضادهاي فرهنگي هم اشاره کرديد، مي توانيد اين موضوع را بيشتر توضيح دهيد؟

امروزه وسايل ارتباط جمعي بسيار گسترده شده است. دختراني هم که فرار مي کنند متعلق به خانواده هاي کم سواد هستند. يعني در اين خانواده ها مشکل دختران حل نشده باقي مي ماند. تنها مشکل فقر مادي نيست. فقر فرهنگي هم مشکل بزرگي است. جوان امروز، تنها از خانواده آموزش نمي بيند. بلکه از صدا و سيما، ماهواره، اينترنت و در کنار اينها سينما بيشترين تاثير را از گروه همسالان مي گيرد. نرم افزارهاي ديداري و شنيداري در تکوين شخصيت افراد نقش بسيار مهمي دارند. اگر خانواده نتواند اين مظروف را پر کند ديگران آن را پر مي کنند. از طرف ديگر، بيش از بيست و سه نهاد، امروزه در جامعه هست که نقش فرهنگي و تربيتي دارند، اما اين نهادها وظايف خود را به درستي انجام نمي دهند و تضادهاي فرهنگ سنتي با فرهنگ جديد را حل نمي کنند. خانواده ها، مهمترين مسووليتي که دارند، يعني تربيت فرزند را به عهده نهادهايي مثل مدرسه و دانشگاه گذاشته اند. به همين خاطر بين آموزش هاي اجتماع و خانواده ها هم نوعي تضاد به وجود آمده. شايد با يک مثال بهتر موضوع روشن شود. دختران جوان در سني خاص دوست دارند مورد توجه باشند. چه اشکالي وجود دارد اگر معلمان تربيتي مسابقه آرايش مو برگزار کنند؟ در محيطي مثل مدرسه، که محيطي امن است و دختران در ديد نامحرم هم قرار نمي گيرند. اين نوع برنامه ها مي تواند هيجانات جوانان را تخليه کند چون امکانات مالي هنگفتي هم دارند. يا به مساجد نگاه کنيم. اين نهاد نتوانسته تضاد فرهنگي را حل کند. اين غفلت، بخشي مربوط به زمان جنگ است و از ديگر طرف به دليل به روز نشدن سيستم آموزش بوده است.

شما معتقديد نهادهاي آموزشي نتوانسته اند خود را با نيازهاي روز جوانان هماهنگ کنند، اين يک روي سکه است و روي ديگر تضاد فرهنگي است که ميان خانواده ها و مدارس وجود دارد. اين تضاد چرا شکل گرفته است؟

از ديرباز ايراني با تضاد فرهنگي زندگي کرده است. از زمان قبل از انقلاب خانواده ايراني با هر نوع وسيله تازه مخالفت کرده است. جامعه ايران، جامعه يي است مذهبي. در جامعه مذهبي بايد فتاوا و الگوهاي ديني رعايت شود. اما اين الگوها بايد به روز شوند که در جامعه ايران، اين حلقه، حلقه يي مفقوده است. در رژيم گذشته، آموزش رسمي با مسائل مذهبي گره نخورده بود. هميشه فرهنگ ما، تضاد داشته. الان خانواده ها بر بي بندوباري تاکيد نمي کنند، اما فرهنگ بسياري از خانواده ها با فرهنگ و ضوابط کلان کشور تفاوت دارد. جوانان تا حدي از خانواده پذيرش دارند، کمبودها را متوجه گروه همسالان مي کنند. البته هنجارهاي کلان اجتماعي هم بي تاثير نيست. وقتي دستگاه حاکم پوشش را نوع خاصي تعريف مي کند، علاوه بر تضاد بين خانواده و دستگاه آموزش، نوعي تضاد بين خانواده و فرزند هم به وجود مي آيد. مثلاً در بحث حجاب، وقتي برخوردهاي اجتماعي زياد مي شود، فشار بر دختران در خانواده هم زياد مي شود. البته اين تضادها، ابعاد گسترده تري هم دارد؛ خانواده ها از سنين پايين فرزندان را براي تحصيل، تحت فشار قرار مي دهند. دانشگاه را تنها راه رسيدن به اشتغال مي دانند و نمره پايين تر از هجده را نمره يي پايين به حساب مي آورند. فشار، اين طوري زياد مي شود. جايي فرزند کم مي آورد و چون آگاهي ندارد خروج از خانه چه عواقبي دارد به راحتي با يک تلنگر يا فحش و ناسزا از خانه گريزان مي شود.

حالا سن فرار از خانه به چند سال رسيده؟

طبق آمار سال 83، سن تن فروشي چهارده سال است و سن فرار از خانه کمتر از چهارده سال.

سال گذشته نيروي انتظامي آماري داد مبني بر اينکه آمار فرار دختران از خانه کاهش پيدا کرده است. به نظر شما با وجود عواملي که برشمرديد اين آمار مي تواند آمار صحيحي باشد؟

به هر حال زماني که پديده يي در جامعه شکل مي گيرد شکل هاي مختلف پيدا مي کند. شايد حالا روش هاي ديگر مثل رفتن به خانه دوستان هم جنس و غير هم جنس جايگزين مراجعه به نيروي انتظامي شده و به همين خاطر آمار پليس کاهش پيدا کرده، اما اين پديده به جاي خود است و حتي شايد افزايش پيدا کرده باشد. نهادهاي دولتي از جمله بهزيستي بودجه کافي براي روبه رو شدن با چنين موضوعي را ندارند. در حالي که نهادهاي حمايتي بايد با توجه به بدنه کارشناسي که دارند پيش از بحران، زنگ خطرها را به صدا درآورند. به خانواده ها و نهادهاي تصميم گير هشدار دهند، يعني رفتارهاي پيشگيرانه داشته باشند. حالا در پديده دختران فراري همه انگشت اشاره را به سمت بهزيستي مي گيرند. چون بهزيستي تنها نهادي است که به صورت شفاف گفته با اين پديده روبه رو مي شود. پايگاه هايي هم براي نگهداري دختران فراري دارند. اما اين پايگاه ها، بودجه و نيروي انساني کافي ندارند. پس در اولين فرصت، خانواده ها را شناسايي کرده و بدون اينکه مشکل دختران را حل کنند آنها را تحويل خانواده مي دهند. اگر مشکل، مشکل خانوادگي باشد پذيرش دختر بسيار سخت مي شود و مهر بي امني هم بر پيشاني دختري که فرار کرده زده مي شود. اين دختران در ساعات اوليه فرار، پيش از اينکه وارد باندهاي مختلف شوند، تحويل خانواده داده مي شوند، بدون اينکه آموزشي در کار باشد مبني بر اينکه چطور مي توان مشکلات اين دختران را حل کرد. دختر با چند علامت سوال و بدبيني برمي گردد به همان محيط قبلي. اگر هم به پليس معرفي نشوند در عرض 24 ساعت وارد باندهاي مختلف مي شوند که بعد از آن چاره يي جز تن فروشي براي ادامه زندگي ندارند. خانواده ها هم دختر فراري را مساوي با زن خياباني مي گيرند. اين برخورد خانواده باعث فرار دوباره دختران با مهارت بيشتر مي شود. دختران فراري بعد از اين ديگر به پليس مراجعه نمي کنند. پس آمار پليس کاهش پيدا مي کند. در اين رفت و آمدها مکان هاي ديگري جايگزين قوه قضائيه، پليس و خانه هاي سلامت مي شوند.

شما اشاره کرديد که پليس دختران فراري را تحويل خانه هاي سلامت مي دهد، بسياري اعتقاد دارند فضاي اين خانه ها مناسب نيست، نوعي ارزيابي از اين خانه ها انجام مي دهيد؟

وقتي بودجه کافي در اختيار نباشد، به هر حال کساني هم که در اين مراکز کار مي کنند، مهارت هاي مناسب ندارند. به همين دليل هم در اولين اقدام، دختران به خانواده ها برگشت داده مي شوند. در حالي که اين فرصت مي تواند فرصت آموزشي بسيار خوبي باشد. منابع مالي ناکافي داشتن، امکان فيزيکي نامناسب داشتن و نبود تيم تخصصي مناسب دليلي مي شود تا دختر براي مدتي کوتاه در محيطي امن باشد. براي مناسب شدن اين فضاها بايد دولت اجازه دهد تا بخش خصوصي وارد عمل شود N.G.Oهاي موفق در اين زمينه را شناسايي کند و دولت تنها نقش نظارتي داشته باشد. منابع مالي دولتي کافي نيست. براي سال 1386، بودجه کل کشور پنج ميليارد تومان براي برخورد با آسيب هاي مختلف است.

با وجود اينکه خانه هاي سلامت، کارکرد درستي ندارند اما مي توانند آمار جالبي در اختيار ما قرار دهند. از اين آمارها هم صحبت مي کنيد؟

آنهايي که با پدر و مادر زندگي مي کنند، درصد پاييني از دختران فراري را تشکيل مي دهند. آنها که تنها با پدر زندگي مي کنند 10 درصد و آنها که تنها با مادر زندگي مي کنند 17 درصد هستند. آمار آنها که با پدر و نامادري زندگي مي کنند سه برابر بيشتر از آنهايي است که با مادر و ناپدري زندگي مي کنند. آنها که پدر و مادر شاغل دارند، کمتر از خانه فرار مي کنند. نيمي از دختراني که از خانه فرار کرده اند، تحصيلات زير ديپلم داشته شده اند. از نظر سلامت روان، جسم و روح اکثر اين افراد در وضعيت نرمال هستند. 90 درصد آنها که فرار کرده اند مشکل خاصي نداشته اند. تنها 10درصد مشکل داشته اند که آن هم سوء هاضمه يا کم خوني بوده است. به لحاظ بهره هوشي هم 86 درصد دختران در وضعيت نرمال بوده اند و يک درصد هوش ممتاز داشته اند.

شرايط جامعه امروز نسبت به قبل تفاوت خاصي پيدا نکرده. وضعيت اقتصادي بسياري از خانواده ها نامطلوب است و به همين خاطر پدر نمي تواند بيش از گذشته براي فرزندان دقت صرف کند، ساختار آموزش، همچنان همان ساختار کهنه است و تضاد فرهنگي هم به قوت خودش پابرجا است. فکر مي کنيد در چنين شرايطي مي شود پديده دختران فراري را کنترل کرد؟

حقيقت اين است که نوعي بي اعتمادي نسبت به نهادهاي دولتي در اين زمينه شکل گرفته است. وقتي چنين وضعيتي پيش مي آيد، دولت بايد وظايفش را برعهده سازمان هاي غيردولتي که در سال هاي گذشته موفق عمل کرده اند، بسپارد. نبايد دست روي دست گذاشت. بايد علت ها را کنترل کنيم و آموزش دهيم. به موقع آموزش هاي لازم را مطرح کنيم. صدا و سيما مي تواند اين فرهنگ و آموزش را ايجاد کند. N.G.Oها هم اگر دولت حمايت کند با بودجه هاي کمتري مي توانند اين نقش را بر عهده بگيرند. جامعه يي که ناامن است براي همه ناامن است


 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 13:14  توسط "حقوق بشر"  | 

از روزيكه مجلس نشينان اسلامي تصميم گرفتند تا دريك رويكرد واقدام معجزه آسا وبي سابقه يعني ظرف مدت يكساعت سهميه بندي، يا به تعبير ديگر جيره بندي بنزين را بمرحله اجرا بگذارند، خود ميدانستند كه چنين اقدامي تا چه حد احمقانه و نابخردانه خواهد بود، اما درعين حا ل به اين واقعيت نيز وقوف داشتند كه چاره اي جزآنچه كه كرد ند براي خود وحكومت منفورشان در نزد ملت ايران از يكسو، و جهانيان ازسوي ديگر متصورنيست.

بسياري از مردم، علل الخصوص اكثريت عوام كه بارها اين قبيل بازيها را ازحكومت ضدايراني وضد مردمي ديده وتجربيا ت فراواني را در توبره تجربيا ت خود داشته و دارند، با اين تصور باطل چنين حركتي را كماكان يك بازي فرض كردند، و چون هنوزهم از اند يشه و پندار و قضاوت دائي جان ناپلئوني دست نكشيده و قضايا را بصورت تك بعدي وسطحي، و هراقدامي را سياست مابانه، آنهم ازجنس سياستهاي خبيثانه جمهوري اسلامي واين وآن ارزيا بي كرده وميكنند، فرض اوليه شان براين مبنا بود كه اين بارهم موضوع بنزين يك شارلاتان بازي اقتصادي است كه رژيم قصد دارد با تمسك به آن نرخ بنزين را افزايش دهد، وجيره بندي واينهمه جار و جنجا ل وهياهو را نيز بعنوان اولين گام در مسير گران كردن بنزين بحساب آورد ند.

هما نطوريكه در سطور پيش اشاره شد، مردمي كه طي سه دهه گذشته انواع و اقسام شارلاتا نيزم سياسي و اقتصا دي را از سوي رژيم اسلامي ديده بود ند وهربار با يك گراني يا افزايش نرخها دربعضي اقلام بحران را با يك اعتراض آبكي يا نق ونق بيهوده پشت سرگذاشته وتن به سازش وقبول هر بازي اي ازسوي حكومت داده بود ند، با اين خيال كه اين بارهم بازي مشا به همان بازيهاي قبلي است، دلخوش بودند كه اين بارهم با گران كردن موضوع رتق وفتق خواهد گرديد. اما حالا كه تكليف جيره بندي روشن شده، و بدون بازگشت بود نش، هم براي حكومت وهم براي مردم خوش خيال امري حتمي بنظر ميرسد، مردم دريافته اند كه سهميه بندي روزي سه ليتر نه يك بازي، كه يك مسئله جدي وناشي از يك فلاكت و درما ندگي حكومتي وسياسي ، وحاكي از بي كفايتي و حماقت قبيله اي است كه جز مفت خوري و دزدي و چپاول كار ديگري از دستشان سا خته نيست.

حالا با پشت سر گذاشتن شبهاي شلوغ پمپهاي بنزين، بمرور پمپ بنزين ها وخيابانها خلوت و خلوتر شده و ميشود. آن هياهوها و بزن و بكش، وآتش زدنها، بهردليلي جاي خود را به آرامش نه چندان با ثبات، بلكه به آرامش قبل از طوفان، يا به تعبير ديگر بمثابه آتشي زير خاكستر داده ومردم در ام القراي حاكميت اسلامي هم چند روزي است كه هواي نسبتا "پاك، وترافيك روان را تجربه ميكنند.

صرفنظرازبعضي مزاياي اين طرح كه عمده ترين آن تميزي نسبي هوا وجاري بودن تردد اتومبيلها، اما فلج شدن سيستم مترو بدليل پائين بودن كيفيت تكنولوژي درتجهيزات خريداري شده براي اين سيستم ميباشد، اجراي طرح سهميه بندي فضاي جديدي را براي بخشي از فرصت طلبان لزوما "حكومتي در رده هاي پا يين فراهم آورده كه آن فرصت طلا ئي همانا قاچاق بنزين توسط اين عوامل از يكسو وخريد وفروش بنزين با نرخهاي با لنسبه بالا از 400 تومان تا هفتصد تومان در پمپ بنزين ها ميباشد.

در واقع اجراي اين طرح مثل هر تصميم گيري كلان ديگر كه در جمهوري اسلامي سوابق بسيار دارد گوش بسياري ازسوداگران را تيز كرده كه نمونه هاي آن را در جاي جاي شهر از تاكسي ها بگيريد تا مسئولين پمپهاي بنزين ميتوان مشاهده نمود. ظرف دوهفته و اندي كه ازاجراي اين طرح ميگذرد سوداگران وابسته به رژيم از بسيجي ها بگيريد تا رانندگان تاكسي و بعضي رانندگان نهادهاي ديگر زمينه ساز وشكل دهنده بازارعرضه و تقاضاي غير رسمي اما پر رونق خريد وفروش بنزين در حاشيه جايگاههاي عرضه بنزين گرديده كه در روز روشن با فراق بال مشغول فروش گالني و شلينگ به شلينگ ازاين باك به آن باك ميباشند.

نكته جالب توجه دراين زمينه سازي، يعني شكل گيري بازار سياه بنزين كه نقش عمده آنرا رانندگان تاكسي بعهده دارند و حداكثر استفاده را ازچنين فرصتي ميبرند، استفتاعيه اي ((سئوال شرعي)) است كه از سوي مسئولين امر از باصطلاح مراجع تقليد شده و يكي دوتن ازآقايان مراجع تقليد در پاسخ به استفتا رئيس اتحاديه جايگاه داران بنزين ((نا صر رئيسي فر )) گفته اند كه دلا لي وسوءاستفا ده دراين زمينه اشكا ل شرعي ندارد.

آقايان باصطلاح مراجع تقليد كه آيت الله العظمي يوسف صانعي و نوري همداني دوتن از فتوادهندگان اصلي ميباشند، در فتوائيه خود اعلام داشته اند كه منع خريد و فروش بنزين سهيمه اي در مجموعه قوانين و مقررات كشورمطرح نشده، بهمين دليل است كه بنا بگفته حضرات خريد و فروش و بنا بگفته مردم دزدي وغارتگري برنامه ريزي شده، بنزين هيچ منعي ندارد.

براساس همين فتوا وكلاه شرعي است كه اكثر رانندگان تاكسي در همان كنار پمپ بنزين ها خيمه زده و از طريق شيلنگ كشي باك به باك سهميه روزانه خود را كه ظاهرا "سي ليتر تعيين گرد يده از قرارليتري 500 تا 700 تومان ميفروشند، و بدون اينكه حتي يك دنده عوض كنند و اتومبيلشان شامل استهلاك گردد، با رقمي معادل بيست و يك تا بيست و چهار هزار تومان پول مفت بمنزل ميروند واستراحت مينما يند.

توضيح اين نكته نيز خالي از لطف نميباشد كه بموجب حدس وگمان بسياري از مردم وآنچه كه درسطح شهر وحتي از زبان بعضي تاكسي رانان قديمي شنيده ميشود، بيش از50 تا 60درصد تاكسيرانان تهران ازاعضاي بسيج واطلاعات و خا نوداه نورچشمي ها و خودي ها ميباشند كه بطور قطع ويقين سهميه آنها نيز بيش ازسي ليتراعلام شده ميباشد، مگردر مواردي معدود.

حتي شنيده ها حاكيست كه بعضي از خود يهاي پولدار و ثروتمند بعد از طرح سهميه بندي مبادرت به خريد تاكسي آنهم نه يك دستگاه، بلكه چند دستگاه نموده، تا هم از رنج ومصيبت سهميه بندي خلاص باشند وهم در افزايش نرخ تاكسي تا ثيرگذار باشند. شايد بعضي در مقام معارضه بگويند كه چنين امري، يعني خريد چند دستگاه تاكسي بدليل منع قا نوني ميسر نخواهد بود. در پاسخ اين دسته از معارضين و مخالفين اين نظريه بايد اشاره نمود كه در جمهوري اسلامي كه ولايت مطلقه برآن حكم ميراند، هيچ نشدي، وهيچ غيرممكني وجود ندارد. هما نطوريكه آقاي غلامحسين الهام دقيقا "برخلاف نص صريح قا نون، آنهم اصل 141قانون اساسي وتبصره هاي آن ميتوانند داراي پنج پست كليدي در كشور اسلام زده باشند، طبيعي است كه خيلي ها هم ميتوانند نه ده تا و بيست تا، بلكه يكصد تاكسي بخرند وبعنوان پمپ بنزين روزانه حداقل سه هزار ليتر بنزين يكصد توماني را به قيمت حداقل 500 وحداكثر700 تومان بفروشند، وهيچ منع شرعي و قا نوني هم برايشان وجود نداشته با شد. آيا چپا ول وغارتگري از اين علني تر و قانوني تر ميتواند وجود داشته باشد؟

آري در حكومت عدل علي و درحكومتي كه سردمدارانش ميخواهند ظهور حضرت را شتاب ببخشند همه چيز به جزسلامت نفس و پايبندي به معيارهاي انسا ني واجب شرعي بوده و ميسراست!

ایران - تهران منیع ایران پرس
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 13:11  توسط "حقوق بشر"  | 

به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دو زندانی سیاسی بنامهای حمید قنواتی و رضا پرتوئی در تاریخ هشتم اسفند ماه 1385 با یورش شبانه مامورین وزارت اطلاعات به منازل شخصی آنها در اهواز ربوده شده و به نقطه نامعلومی منتقل گردیده اند.

سرنوشت این دو به مدت سه ماه در ابهام بود و خانواده آنها هیچگونه اطلاعی از وضعیت عزیزان خود نداشتند. مراجعه مکرر خانواده ها به وزارت اطلاعات، ستاد خبری و دادگاه انقلاب اهواز نتیجه ای در بر نداشت و این ارگانها از وجود این دو زندانی سیاسی اظهار بی اطلاعی می کردند. پس از سه ماه فشارهای روحی علیه خانواده ها و پیگیری مستمر آنها بالاخره وزارت اطلاعات به یکی از دو زندانی (حمید قنواتی) اجازه داد که یک تماس تلفنی بسیار کوتاه با خانواده خود داشته باشد.

اکنون بیش از چهار ماه از ربودن این 2 زندانی سیاسی می گذرد ولی هنوز خانواده های آنها موفق به ملاقات با عزیزانشان نشده و از محل بازداشت آنها خبری ندارند. وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب از ارایه توضیح در باره علت دستگیری آنها خوداری می کند و در جواب به خانواده ها می گوید که پرونده آنها هنوز تحت بررسی است.

یکی از شیوه های وزارت اطلاعات این است که افرادی را که دستگیر می کند، ابتدا آنها را به مدت طولانی در خانه های امن نگهداری کرده و تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار میدهد تا بتواند آنها را وادار به گفتن حرفهای دیکته شده در مقابل دوربین کند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ربودن افراد بی گناه و انتقال آنها به خانه های امن جهت اعمال شکنجه های وحشیانه را محکوم می کند و از تمامی سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایتهای ضد انسانی علیه مردم ایران است. منبع ایران پرس
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 12:2  توسط "حقوق بشر"  | 
كميته مبارزات ملی ايران، عموم مردم را به یک گردهمايی مسالمت آمیز در اعتراض به سهمیه بندی بنزین فراخوانده است. این گردهمايی روز جمعه آینده 22 تیرماه از ساعت 6 بعدازظهر در میدان انقلاب در تهران برگزار خواهد شد.

در بیانیه این کمیته آمده است كميته مبارزات ملی ايران يک كميته فراحزبي و فراگروهي است كه به منظور حمايت از مبارزات مدني و مسالمت آميز مردم ايران تاسيس شده است. اعضای این کمیته در روزها و شبهاي گذشته بهمراه شمار دیگری از فعالين سياسي، دانشجويی، مدني و كارگري در تهران و شهرستانهاي اطراف بيش از 5 هزار اعلامیه برای اعتراض به سهميه بندي بنزين بين مردم توزيع كرده اند.

در این اطلاعیه که متن آن در پائین آمده از عموم مردم دعوت شده تا در روز جمعه 22 تيرماه از ساعت 6 بعدازظهر در ميدان انقلاب حضور یابند و بصورت مسالمت آمیز به سهميه بندی بنزين اعتراض کنند.

كميته مبارزات ملی ايران تا كنون در بسياری از محله های تهران اقدام به شعارنويسی بر روی ديوارها نموده و قصد دارد در روزهای آينده ضمن توزيع 5 هزار شبنامه ديگر صدای خود را به گوش مردم ايران رسانده و از آنان دعوت نمايد در اين اعتراض عمومی شركت کنند.

اين كميته ضمن اطلاع رسانی به بسياري از خطوط تاكسيرانی، مسافركشهای شخصی و آژانس ها، تا كنون توانسته حمايت بسياري از آنان را براي شركت در گردهمايی عصر جمعه جلب کند.

متن شبنانه هاي توزيع شده در سطح تهران و شهرستانهاي اطراف بدين شرح است :

ما به سهميه بندي بنزين اعتراض داريم

هموطنان گرامي :

در اعتراض به سهميه بندي بنزين روز جمعه مورخ 22/ 4/ 86 از ساعت 6 بعداظهر در ميدان انقلاب به صورت كاملا مسالمت آميز گردهم مي آييم تا در كنار يكديگر مخالفت خود را به سهميه بندي بنزين كه مي تواند زندگي بسياري از مردم ايران را به فقر و بدبختي بكشاند نشان دهيم .

تو اگر برخيزي، من اگر برخيزم ؛ همه بر مي خيزند

تو اگر بنشيني، من اگر بنشينم ؛ چه كسي برخيزد

كميته مبارزات ملي ايران- منبع ایران پرس

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 0:22  توسط "حقوق بشر"  | 

اعتصاب کارگران کارخانه شاهو در سنندج
بر اساس خبر رسیده از شهر سنندج، کارگران کارخانه شاهو روز شنبه 16 تیرماه در اعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان دست به اعتصاب زدند.

كارگران كارخانه شاهو مابه التفاوت 12 ماه و حقوق خرداد ماه خود را تاکنون دریافت نکرده و نسبت به تعویق پرداخت حقوق خود معترض هستند.

به دنبال این اعتصاب کارفرمای کارخانه شاهو در جمع کارگران حاضر شده و وعده داد تا مطالبات کارگران را در زودترین (زمان ممکن پرداخت نماید و کارگران نیز به صورت موقت به اعتصاب خود پایان دادند.
لازم به ذکر است در چند سال اخیر کارگران این کارخانه بعلت اخراج و یا عدم پرداخت حقوق ناچیز در موعد مقرر چندین بار دیگر اعتراض و اعتصابات دیگری نیز داشته اند)
منبع :سایت پیام

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:39  توسط "حقوق بشر"  | 
گزارش سایت سلام دمکرات، منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سه شنبه شب توسط چند فرد ناشناس ربوده شد.

به گفته شاهدان عینی، منصور اسانلو حدود ساعت 7 شب هنگام پیاده شدن از اتوبوس مورد حمله و ضرب و شتم چند فرد ناشناس قرار گرفته و مهاجمان او را به داخل یک خوروی پراید سفید رنگ پرتاب کرده و با خود بردند.

شاهدان گفتند منصور اسانلو هنگام حمله افراد ناشناس نام خود را فریاد می زد تا عابران در محل او را شناخته و به نجاتش بشتابند.

لازم به تذکر است که در موارد مشابه پیشین مردم از بازداشت و ربودن وی ممانعت به عمل آورده بودند، اما این بار ربایندگان با فریادهای "دزد، دزد" سعی کردند صدای او را تحت الشعاع قرار داده و بالاخره پس از پرتاب او به درون اتوموبیل به سرعت از محل دور شدند.

پیش تر وبلاگ حقوق بشر نیز به نقل از ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی گزارش داده بود که منصور اوسانلو توسط افرادی ناشناس مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و به محل نامعلومی منتقل شده است.

منصور اوسانلو بدنبال اعتصاب رانندگان شرکت واحد از یکسال و نیم پیش تاکنون چندین بار دستگیر شده و مدت 8 ماه در زندان اوین حبس بوده است.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:28  توسط "حقوق بشر"  | 
گزارشگران بدون مرز : وکلای زهرا کاظمي چهار سال پس از قتل روزنامه نگار همچنان در انتظار دادگاهي عادلانه

گزارشگران بدون مرز : چهار سال پس از قتل زهرا کاظمي و در پي شکايات متعدد وکلای خانواده وی شورای تشخيص ديوان عالي کشور برای رسيدگی به اين اعتراضات تشکيل جلسه داد. با توجه به ابهامات و نقايص پرونده، که از سوی وکلای قرباني به تفصيل شرح داده شد، شعبه‌ی ۱۵ تشخيص ديوان عالی کشور در روزهای آينده ممکن است رای خود را در باره ی احتمال بازگشايي پرونده اعلام کند.
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند : " رای اين دادگاه آخرين اميد برای روشن شدن همه حقايق در باره ی قتل اين روزنامه نگار است. ما از خواست وکلای خانواده زهرا کاظمي برای انجام تحقيقات کامل از زمان دستگيری تا لحظه قتل اين روزنامه نگار حمايت مي کنيم. در اين پرونده موانع متعددی در برابر اجرای عدالت وجود دارد، که از جمله مي توان به دخالت مستقيم برخي از مسئولان نظام در اين ماجرا اشاره کرد. مشارکت متخصصان بين المللي در برگزاری دادگاهي عادلانه مي تواند در حل برخي معضلات موثر باشد و به اين مصونيت از مجازات طولاني مدت پايان دهد."
١٠ و ١١ تير ماه شعبه‌ی ۱۵ تشخيص ديوان عالی کشوردر پي درخواست وکلای خانواده زهرا کاظمي تشکيل شد. محمدعلی دادخواه، شيرين عبادی و عبدالفتاح سلطانی به عنوان وکلای مادر زهرا کاظمی، اعاده‌ی دادرسی را بدليل عدم تحقيقات کامل در باره قتل عمد خواستار شدند. اگر ديوان عالی کشور به اعتراضات وکلای خانواده اين روزنامه نگار توجه کند بايد به بازگشايي پرونده رای دهد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:4  توسط "حقوق بشر"  | 
تجمع در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران

در پی توقیف دوباره ی روزنامه هم میهن ، انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در نظر دارد تا با حضور اعضای تحریریه این روزنامه تجمعی را به نشان اعتراض برگزار کند . روزچهارشنبه از ساعت 13 الی 15 روزنامه نگاران در سالن اجتماعات ساختمان انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران گرد هم می آیند تا با استفاده از تریبون آزاد نسبت به توقیف روزنامه هم میهن اعتراض کنند . از همه خبرنگاران و فعالان رسانه های جمعی دعوت می شود تا با حضورشان در این تجمع از حرمت صنفی و حق برخورداری از امنیت شغلی خود دفاع کنند .
یادآور می شود که در روزهای گذشته علاوه بر توقیف دوباره ی روزنامه” هم میهن” ، مجوز انتشار روزنامه توقیف شده ی " مشارکت " باطل و خبرگزاری کار ایران ( ایلنا ) نیز تعطیل شد .
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:2  توسط "حقوق بشر"  | 
فعالان حقوق بشر در ایران - یک سال گذشت کیوان را آزاد کنید

هركس حق دارد به تنهايى يا به اتفاق ديگران به حفظ و تحقق حقوق بشر و آزادیهاى اساسى در سطح ملى و بين المللى يارى رساند.
یک سال از بازداشت کیوان رفیعی سخنگوی درون مرزی فعالان حقوق بشر در ایران گذشت اما رژیم جمهوری اسلامی نه تنها تا کنون از آزادی او جلوگیری کرده است بلکه فشار ها را بر او و خانواده اش افزایش داده است ، کیوان رفیعی به عنوان سخنگوی جریان ، صرفا به دلیل فعالیت در این گروه توسط وزارت اطلاعات در 18 تیر ماه 85 در یکی از خیابان های تهران بازداشت شد وی پیش از دستگیری بارها توسط وزارت اطلاعات تلفنی و یا حضوری تهدید شد.

کیوان رفیعی در طول بازداشت خود در بند 209 که بیش از 200 روز آن را در سلول های انفرادی بسر برده بود در اعتراض به وضعیت خود سه بار دست به اعتصاب غذا زد و به دلیل اعتصابات به بیماری های گوارشی مبتلا شد سازمان عفو بین الملل در دو نامه جداگانه نسبت به وضعیت وی اعلام نگرانی کرد و اتحادیه اروپا در قطعنامه خود خواهان آزادی وی شد.

اما اکنون با گذشت یکسال از بازداشت وی ، تا کنون دستگاه قضایی ایران حکمی در مورد جرم او صادر نکرده است بلکه به عکس بارها دادگاه وی به دلایل مبهم به تعویق افتاده است ، او تا کنون موفق به ملاقات با وکیل خود نشده است و از حضور وکیل وی در دادگاه جلوگیری شده است ، وزارت اطلاعات در پرونده سازی بر علیه او قصد دارد وی را به دلیل شرکت در روز دانشجو و روز جهانی کارگر در دادگاه محکوم نماید. اخیرا نیز مسئولین زندان اوین قصد داشتند از ملاقات حضوری او بعد از گذشت یکسال با خانواده اش جلوگیری کنند.

فعالان حقوق بشر در ایران تهدید و بازداشت غیر قانونی کیوان رفیعی و نگهداری او در سلول انفرادی بدون تفهیم اتهام را محکوم می کند و خواهان آزادی بی قید و شرط وی می باشد.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 22:46  توسط "حقوق بشر"  | 
فعالان حقوق بشر در ایران

بنا بر گزارشات رسیده، رضا بابا سوار و مصطفی دریانورد از اعضای انجمن پادشاهی توسط دادگاه انقلاب اسلامی به حبس محکوم شدند.

رضا بابا سوار توسط شعبه شش دادگاه انقلاب به ریاست بابایی به اتهام تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شد. همچنین مصطفی دریانورد که در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب بدون وکیل و غیر علنی توسط قاضی سنواتیان به 18 ماه حبس محکوم گردید.

فعالان حقوق بشر صدور احکام توسط دادگاه هايی که به صورت غیرقانونی تشکیل می شود را محکوم می کند و خواهان آزادی کلیه زندانیانی است که صرفا به دلایل ابراز عقاید در زندان بسر می بردند
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 22:26  توسط "حقوق بشر"  | 
به نقل از اقای ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای اتوبوسرانی - اقای منصور اوسانلو ساعتی پیش توسط افرادی مشکوک مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و به محل نامعلومی منتقل شد
لازم به یاد اوری است اوسانلو رئیس سندیکای رانندگان اتوبوسرانی هستند که از زمان اعتصاب رانندگان این شرکت در یکسال و نیم پیش تاکنون به کرات دستگیر شده اند و مدت 8 ماه در زندان اوین بسر بردند
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 22:6  توسط "حقوق بشر"  | 
جوان 22 ساله در ملاعام در دروازه كازرون شيراز اعدام شد
20 تیر 1386

روشنگری: روابط عمومی دادگستری فارس از اجرای حکم اعدام جوانی 22 ساله در ملاعام خبر داد. وی که "نويد پرهام" نام داشت به زورگيری و يک فقره قتل متهم بود. روزنامه جمهوری اسلامی با انتشار اين خبر نوشت:" براساس مصوبه پانزدهمين نشست شوراى برنامه ريزى استان فارس و در راستاى طرح مديريت پرونده هاى مهم طى حكم صادره نويد پرهام اخاذ زورگير 22 ساله شيرازى در ملا عام در محل دروازه كازرون اجرا شد."
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:51  توسط "حقوق بشر"  | 
nدکتر دادخواه:بايد امكان ملاقات وكيل براي بازداشت‌شدگان روز گذشته فراهم شود
20 تیر 1386 خبرنامه امیر کبیر
وكيل مدافع حنيف يزداني، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) از بازداشت‌شدگان روز گذشته مقابل دانشگاه اميركبير گفت: طبق قانون بايد براي موكلم قرار بازداشت موقت صادر شود.

محمدعلي دادخواه به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: طبق قانون بايد اتهام بازداشت‌شدگان روز گذشته به آنها تفهيم و قرار بازداشت موقت برايشان صادر و طي ۲۴ ساعت مرجع رسيدگي‌كننده مشخص و امكان ملاقات وكيل براي آنان فراهم شود.

وي همچنين درباره‌ي اظهارات سخنگوي قوه قضاييه مبني بر صدور قرار وثيقه براي برخي از دانشجويان بازداشت‌شده اميركبير در پرونده انتشار مطالب موهن در برخي نشريات اين دانشگاه گفت: اين موضوع پيش از اين از طريق بازپرسي به خانواده‌هاي موكلان اعلام شده بود، اما تاكنون اجرا نشده و اميدواريم اجرايي شود.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:44  توسط "حقوق بشر"  | 

میزان نیوز:نهضت آزادی ایران در بیانیه ای با تاکید بر این نکته که نقض حقوق دانشگاهیان؛‌نقض حقوق و حاكميت ملت است به بررسی و تحلیل رویکرد دولت نهم در برخورد با نهاد دانشگاه پرداخت


اخبار نگران‌كننده‌اي كه در ماه‌هاي اخير از دانشگاه‌هاي سراسر كشور در رسانه‌هاي عمومي بازتاب يافته است از يك‌سو نشان از آن دارد كه دولت نهم به رغم آن كه با شعارهاي مهرورزي و عدالت بر سر كار آمد، در دوره‌ي دوساله اول زمامداري، رفتارهايي از خود بروز داده است كه در هيچ قاموسي با شعارهاي مطرح شده سازگاري معنايي ندارد. به مصداق "الحق اوسع الاشياء للتناصف"، معاني دو مفهوم ياد شده آن قدر روشن است كه ما را از دادن هرگونه توضيحي بي‌نياز مي‌كند.
با اين ‌همه، براي يادآوري مي‌توان گفت كه يكي از معاني عدالت، در اعمال و حاكميت قانون نهفته است و از اين‌رو، اقداماتي مانند مهروموم زدن، تعليق و توقف فعاليت و در برخي از موارد انحلال دفاتر انجمن‌هاي اسلامي دانشگاه‌ها، اخراج ده‌ها دانشجو يا عدم صدور مجوز ثبت نام براي دانشجويان ستاره‌دار، كه شايستگي‌هاي علمي و اخلاقي‌شان را با گذراندن كنكور به اثبات رسانده‌اند، و نيز احضار ده‌ها دانشجوي در حال تحصيل به كميته‌هاي انضباطي، از جمله مواردي است
كه علاوه بر يادآوري خاطرات تلخ تاريخي كه دولت‌هاي فاشيستي با برچسب زدن، مخالفان خود را از حقوق اوليه انساني محروم مي‌ساختند، حكايت از عزم جدي دولت در كنترل پليسي محيط‌هاي علمي دارد. از اين منظر، شايد بتوان به علت‌يابي طرح مساله‌ي انقلاب فرهنگي دوم از سوي برخي از مسوولان و اخراج، بازنشستگي اجباري يا دورساختن استادان دگرانديش از محيط آموزشي نيز دست يافت.



رفتارشناسي دولت نهم در برخورد با دانشجويان
به نظر مي‌رسد كه در تبيين اين‌گونه اقدامات، توجه به اين واقعيت لازم است كه بروز اين‌گونه رفتارها از يك سو نشان از بحران‌هاي عميقي دارد كه حاكميت با آن روبروست و وجود جدي اين تلقي در برخي از دولتمردان كه دولت در رويارويي منطقي و توام با آرامش با اين معضلات، از امكانات و زمان كافي برخوردار نيست و از سوي ديگر، سركوب فعالان جنبش دانشجويي و تلاش در مهار كردن امنيتي اين جريان، جداي از تمايل دولت نهم در سركوبي تمامي جنبش‌هاي سياسي و اجتماعي ، همچون اعتراضات كارگران،معلمان و زنان، قابل تفسير نمي‌باشد. از اين رو، اقداماتي مانند آن‌چه در صدر اين بيانيه‌ي به آنها اشاره شد، رخ مي‌دهد كه به زعم و باور نهضت آزادي ايران در نهايت به نفع ملت و نظام نخواهد بود.



نقض آشكار حقوق و آزادي‌هاي قانوني
لزومي به يادآوري ندارد كه آزادي، به عنوان يكي از سه آرمان اصلي انقلاب اسلامي ايران در تمامي تجمعات مردمي دوران انقلاب ابراز شد. تبلور اين خواسته در جاي جاي مقدمه و اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به چشم مي‌خورد. به عنوان مثال در مقدمه اين قانون آمده است :

" با توجه به ماهيت اين نهضت بزرگ، قانون اساسي تضمين‌گر نفي هرگونه استبداد فكري و اجتماعي و انحصار اقتصادي مي‌باشد و در خط گسستن از سيستم استبدادي و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش مي‌كند." اصل نهم نيز صراحت دارد كه "هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور، آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب كند." در بند 6 اصل دوم و بند 7 اصل سوم قانون اساسي نيز بر لزوم تامين آزادي به عنوان يكي از وظايف اصلي نظام و دولت جمهوري اسلامي ايران، تأكيد شده است. گزافه نيست اگر همه اصولي را نيز كه در فصل سوم قانون اساسي به عنوان حقوق ملت آمده و شامل برخورداري از حقوق يكسان ( اصول 19و 20)، امنيت ( اصل22 )، عدالت اجتماعي
( اصول 21و 29 )، آزادي عقيده ( اصل 23 )، آزادي بيان ( اصل 24 )، امنيت حريم خصوصي( اصل 25 )، آزادي تشكيل و شركت در تشكل‌هاي سياسي، مذهبي و صنفي ( اصل 26 )، آزادي برگزاري تجمعات ( اصل 27 )، حق دادرسي عادلانه ( اصول 32، 33، 34،35 ، 36 و 37 )، حق انتخاب شغل ( اصل 28 ) در اثبات اين ادعا كه آزادي هم يكي از اصول و هم يكي از آرمان‌هاي اوليه انقلاب و نظام اسلامي است به موارد مثال زده شده بيافزاييم.

افزون بر قانون اساسي، كه ميثاق اصلي و يگانه‌ي ملت و حاكمان است، حقوق ملت به موجب قوانين داخلي و بين‌المللي ديگري نيز در نظام جمهوري اسلامي ايران مفروض دانسته شده است از جمله مي‌توان به مفاد اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر، ميثاقين حقوق مدني، سياسي، اجتماعي و فرهنگي و قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي، مصوب 16/2/1383، اشاره كرد. بديهي است كه برابر ماده 9 قانون مدني دولت ايران موظف به رعايت اصول مصرح در اين اسناد بين المللي مي‌باشد.



هشدارها و توصيه‌ها
نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه برخوردهاي صورت گرفته با دانشجويان و استادان دگرانديش و عزم دولت نهم در مهار كردن محيط‌هاي علمي دانشگاهي نقض آشكار اصول قانون اساسي و ديگر مقررات و قوانين داخلي و بين المللي است كه دولت به رعايت و اعمال آن‌ها متعهد مي‌باشد.

نهضت آزادي ايران معتقد است كه تداوم اين رفتارها، ضمن مغايرت با منافع ملي، منجر به تقابل واقعي دولت نهم با شعار اتحاد ملي، انسجام اسلامي، كه از سوي مقام رهبري نظام مطرح گرديده است خواهد شد. مردم مي پرسند چگونه است كه دولت مورد حمايت مقام رهبري خلاف شعار اتحاد ملي عمل مي كند.يا اين شعار جدي نيست يا دولت اهميتي به اين شعار نمي دهد.

نهضت آزادي ايران به روشني اعلام مي‌كند كه مطرح كردن انقلاب فرهنگي دوم در شرايط كنوني كه بانيان يا مجريان انقلاب فرهنگي نخست از آن تبري جسته، و به پيامدهاي منفي آن، از جمله هجرت گسترده دانشمندان ايراني از ميهن اعتراف مي‌كنند، دور از صواب و آزموده را آزمودن است و هشدار مي‌دهد كه رفتارهاي انجام يافته در دو سال اخير در اخراج استادان و دانشجويان منتقد يا معترض از دانشگاه‌ها و تخريب چهره استادان و فرهيختگان ارزشمندي مانند دكتر محسن كديور
و دكترمحمد مجتهد شبستري و جلوگيري از حضور آنان در محيط‌ هاي آموزشي مفهوم و معنايي جز اجرايي شدن انقلاب فرهنگي دوم و ورود به فاز عملياتي طرح ياد شده ندارد.

نهضت آزادي ايران، باتوجه به نكات گفته شده، حاكميت و دولت نهم را از رفتارهايي كه موجب سست شدن پايه‌هاي واقعي امنيت ملي و آسيب‌رساني به منافع ملت شريف ايران مي‌شود، برحذر داشته، يادآور مي‌شود كه مشروعيت هر نظام سياسي و بقاي آن جز با تكيه بر مردم امكان‌پذير نيست و آيات پر‌شماري در قرآن مجيد نيز حكايت از آن دارد كه قدرتهاي متكي بر ظلم و ستم و بي رضايت مردم پايدار نمي‌ماند.

در پايان، نهضت آزادي ايران، ضمن محكوم كردن اقدامات دولت نهم در سركوب كردن جنبش‌هاي اجتماعي، به ويژه رفتارهاي صورت گرفته در فضاي آموزشي دانشگاهي و هتك حرمت استادان و دانشجويان دگرانديش و جلوگيري از حضور و فعاليت‌ علمي و آموزشي آنان و تلقي اين حركت به عنوان آغاز پروژه انقلاب فرهنگي دوم، از ملت شريف ايران، فعالان سياسي، نويسندگان، استادان دانشگاه‌ها، دانشجويان، فعالان حقوق بشر، فعالان سنديكايي و مدافعان حقوق زنان مي‌خواهد كه اعتراضشان را نسبت به نقض حقوق دانشجويان و استادان اعلام كنند و در حمايت از اين قشر كه تنها گناهشان انديشيدن متفاوت با حاكمان در مقوله‌هاي سياست، دين و اجتماع و اعتقاد به اصول سازنده‌ي حاكميت ملت است از هيچ تلاش قانوني و منطقي دريغ نورزند. باشد كه چنين تلاشي دولت‌مردان حاكم را به انديشيدن در اصلاح سياست‌ها و رفتارهايشان برانگيزد و از راه نادرستي كه مي‌پيمايند باز دارد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:36  توسط "حقوق بشر"  | 
خبرگزاری ایرنا: "سخنگوي قوه قضاييه روز سه شنبه گفت "بازپرس رسيدگي به پرونده"هاله اسفندياري" و "كيان تاجبخش" دو ايراني بازداشتي به ادله جديدي در راستاي اتهامات وارده به اين دو تن دست يافته است.

وي به خبرنگاران، گفت كه اين خبر را معاون امنيت دادستان عمومي و انقلاب تهران ديروز به وي داده است.

سخنگوي قوه قضاييه گفت: بازپرس رسيدگي كننده به پرونده اين دو تن با توجه به ادله جديدي كه مطرح شده، در حال رسيدگي به اين دو پرونده است.

"جمشيدي" گفت: ادله جديد در راستاي اتهامات سابق اين دو تن مطرح شده است.

پيشتر اتهام اين دو تن اقدام عليه امنيت كشورعنوان شده بود.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:20  توسط "حقوق بشر"  | 

بان‌كي‌مون در پيامي اعلام كرد: مرگ سالانه بيش از نيم ميليون زن در دوران بارداري و وضع حمل

دبير كل سازمان ملل در پيامي به مناسبت روز جهاني جمعيت، 11 جولاي برابر با 20 تير ماه 1386 گفت: امروزه بيش از نيم ميليون زن هر سال طي دوران بارداري و هنگام وضع حمل جان مي‌سپارند كه 99 درصد آنان در كشورهاي در حال توسعه هستند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران بان كي مون در پيام خود افزود: موضوع امسال روز جهاني جمعيت: «مردان به عنوان شريكي براي سلامت مادران» تمركز بر نقش اساسي مردان در حمايت از حقوق زنان، شامل حق بهداشت باروري و جنسي آنان دارد.
وي با اشاره به اين كه مردان به عنوان شركاي سلامت مادران مي‌توانند زندگي‌ها را نجات دهند، تصريح كرد: همسران غالبا درباره تنظيم خانواده و استفاده از منابع خانه تصميم مي‌گيرند كه اين بر بهبودي و دورنماي تمامي خانواده اثر دارد.
بان‌كي‌مون تصريح كرد: حمايت شوهر مطلع، نتايج حاملگي و تولد كودك را بهبود مي‌بخشد و مي‌تواند به معني مرگ و زندگي در موارد مشكلات بارداري و وضع حمل باشد؛ يعني زماني كه زنان بيشترين مراقبتهاي فوري پزشكي را نياز دارند،‌ پدران حامي، مي‌توانند نقش مهمي در عشق، مراقبت و پرورش كودكان خود ايفاء كنند.
به گفته وي تعداد زيادي از زنان به دليل ناديده گرفتن حق بهداشت باروري و جنسي طي بارداري و زمان وضع حمل جان خود را از دست مي‌دهند و از سويي ديگر، گسترش هشدار دهنده ويروس ايدز در ميان زنان يادآور تلخ اين واقعيت است كه در بسياري از مكانها زنان قادر نيستند مراقب سلامت خود باشند.
دبيركل سازمان ملل متحد خاطرنشان كرد: هنگامي كه زني بتواند براي خانواده خود برنامه‌ريزي كند، خواهد توانست براي بقيه زندگي نيز برنامه‌ريزي داشته باشد. وقتي كه او سالم باشد، مي‌تواند مولدتر عمل كند و زماني كه حق باروري وي ارتقاء يابد و حمايت شود، آزادانه در جامعه مشاركت كامل و برابر خواهد داشت.
بان‌كي‌مون افزود: هنگامي كه در چندين كشور زنان به برنامه تنظيم خانواده، ‌ماما و مراقبتهاي اورژانسي زايماني دسترسي پيدا كردند، با موفقيت و به گونه‌اي چشمگير ميزان مرگ و مير مادران را در يك دهه كاهش دادند.
وي تاكيد كرد: در عين حال اقدامات بيشتري براي دسترسي به اين هدف توسعه هزاره، يعني بهبود سلامت مادران در سراسر جهان تا سال 2015 بايد انجام شود.
وي خاطرنشان كرد: مشاركت با مردان خط مشي مهمي براي پيشبرد حقوق بهداشت باروري است و برابري جنسيتي كه ديگر هدف توسعه هزاره است احتمالا هنگامي به دست خواهد آمد كه مردان درك كنند زندگي مردان و زنان لازم و ملزوم يكديگرند و همگان از توانمندسازي زنان بهره مي‌برند.
دبيركل سازمان ملل در روز جهاني جمعيت، تمامي مردان را ترغيب كرد كه شركا و عاملاني براي حمايت حقوق بشر و حامي مادران باشند و از اين رو به ايجاد جهاني با فرصتها و سلامت بيشتر براي همگان كمك کنند
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:16  توسط "حقوق بشر"  | 
خبرگزاری مهر: "سخنگوی قوه قضائیه از صدور 20حکم اعدام برای اراذل و اوباش و متجاوزین به نوامیس مردم خبر داد و گفت : حکم اعدام این تعداد طی روزهای آینده اجرا خواهد شد .

علیرضا جمشیدی در یک نشست خبری در جمع خبرنگاران گفت : کیفر خواست 15 نفر از اراذل و اوباش نیز در حال آماده شدن است که برای این تعداد نیز تقاضای حکم اعدام شده است .

وی تصریح کرد علنی یا غیر علنی اجرا شدن حکم اعدام بستگی به تصمیم دادستان تهران دارد." ایران پرس




 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:14  توسط "حقوق بشر"  |