تبليغاتX
حقوق بشر
 
حقوق بشر
 
 
 

آقای محمد حسن فلاحیه زاده روزنامه نگار عرب در زندان اوین طی نامه ای به خاویر سولانا خواستار دخالت ایشان در امر حقوق اقلیت های قومی شده اند که توجه شما را به خلاصه این نامه به زبان فارسی جلب می کنیم .

 

مسئول محترم سیاست گذاری اتحادیه اروپا

جناب آقای خاویر سولانا

باعث افتخارم می باشد که این نامه را برای شما می نویسم و من پشت میله های زندان ایران می باشم بدون هیچ گناهی ، من جز نوشتن مقاله ای و یا اطلاع رسانی اقدامی انجام نداده ام ، پس چه امنیت ملی است که توسط مقاله های من مورد خطر قرار بگیرد ؟

جناب آقای خاویر سولانا ، سخن دراز است اگر مسیبت های که بر مردم عربم که در اهواز به سر می برند را در اینجا ذکر کنم ، این مردم در حالی در گرسنگی به سر می برند که سر زمین ایشان پر بار است و از بی آبی رنج می برند ، در حالی که دارای رودخانه های پر آب و ذلالی هستند .

زندان های شهر های جنوبی من پر از زندانیانی است که حقوق ملی و قومی خود را خواهنند و زبان های مردم من از ترس جلادان ساکت مانده است وشهر من پر از سر های بدار آویخته است .

مسئول سیاست گذاری اتحادیه اروپا بواسطه رابطه محکمی که با دولتمردان و سیاستگذاران ایرانی دارید و به واسطه اینکه شما مسئول سیاست گذاری کشورهایی ، از قدیمی ترین کشور های دموکراسی خواه جهان و همچنین قدیمی ترین کشور های مطالبه کننده  حقوق بشر هستید و به همین جهت از شما خواهانم این نامه مرا با اهمیت مطالعه کنید.

 در حالی که از هیچ امکاناتی برخوردار نیستم و حقوق بشر در سرزمینم پایمال می شود ، شهرم ویرانه شده است ، دیدگاه های غیر حکومتی سرکوب شده است و آزادی بیان مفقود گردیده است .

آقای سولانا بیش از 10 ماه از بازداشت من سپری می شود در حالی که خانواده من در کشور ها و شهر ها آواره گشته اند و حقوق من پایمال شده است بدون اینکه به من حق گرفتن وکیل داده شود و اتهامات اجهاف آمیز به صورت ظالمانه به من نسبت داده شده است .

خواهشمند است این قضیه را نه به عنوان یک درخواست شخصی بلکه به عنوان خواسته مردمی که به حقوق قومی مشروع خود در چارچوب معاهدات بین الملل خواستار آناند بررسی کنید.

آقای سولانا معمولا اصحاب رسانه ای و خبرنگاران در کشور های پیشرفته مورد احترام و اهمیت بیشتری قرار دارند ولی با کمال تاسف در بیشتر موارد من میبینم که در کشور های جهان سوم و از جمله در ایران حقوق روزنامه نگاران پایمال شده و به آنان به عنوان یک مزدور خارجی نگاه می کنند .

در پایان سخن آقای خاویر سولانا مهم می دانم که مطرح کردن قضایای قومیت های نژادی و دینی در ایران دارای اهمیت بسیاری است و آنرا به عنوان یک وظیفه انسانی از جانب شما می بینم که بدور از تعارفات دیپلماتیک و سیاسی باید مطرح شوند و همچنین مسئله من به عنوان یک زندانی که خواستار دادن حقوق به ملت خود است را در اولویت قرار دهید و از شما آزادی خود و زندانیان سیاسی اهواز را خواستارم چه بسا که این کار حسن نیتی باشد برای کارهای دیگر

با تشکر محمد حسن فلاحیه زاده

زندان اوین

 

متن به زبان اصلی ( عربی )

 

 الحادي عشر من اكتوبر2007

 سعادة و منسق العام للاتحاد الاوروبي المحترم ، السيد خافيير سولا نا .

 يسعدني ويشرفني ان ابعث لسعادتكم بهذه الرسالة وانا خلف القضبان في السجون الايرانية ، لا ذنب ارتكبته سوى مقال منشوراو علاقة صحفية ، فاي امن قومي جعلته عرضة للخطر بسبب هذا المقال او تلك العلاقة .

 سعادة المنسق العام :

يطول الحديث عن الهموم التي يمر بها شعبنا العربي في الاهواز الواقعة في الجنوب الايراني, هذا الشعب يتظورجوعا وفيه الارض الخصبة ويموت عطشا  ولديه انهاروافرة ،  وسجون بلادي مليئة بالسجناء المطالبين بحقوقهم القومية الشرعية وافواه ابناء شعبي مكتومة خوفا من الجلاد ، ومشانق بلادي مليئة بالرؤس المصلوبة .   

 ياسعادة المنسق العام للاتحاد الاوروبي كونك تربطك علاقة وطيدة بالحكومة والساسة الايرانيين وكونك تتراس بلادا تعد من اعرق بلاد العالم ديمقراطية ومن اقدمها مطالبة بحقوق الانسان ، ارجو ان تاخذ رسالتي هذه على محمل الجد وانا مكبل اليدين لا حول لي ولا قوة ، وارى بأم عيني  حقوق الانسان تنتهك والرأي الآخر معدوم وحرية التعبير مفقودة وهلم جرا .

 السيد سولانا بعد اكثر من عشرة اشهر على اعتقالي واسرتي مشردة في البلدان و حقوقي الصحفية مباحة دون ان يؤذن لي بتوكيل محام والصقت  بي التهم ، ارى فيها ظلم كبيرا و دون مبرر يذكر او دليل مثبت ، رجائي منك ان تتابع  ليس فقط قضيتي كشخص و لكن كشعب يطالب بحقوقه القومية المشروعة في اطار متفق عليه دوليا .  

 سعادة المنسق العام .

عادة يكرم  الصحفيون والاعلاميون بكونهم السلطة الرابعة في  بلدانهم، في البلدان المتقدمة ،لكن ولشديد الاسف يعامل الصحفي في بلدان العالم الثالث ومن بينها ايران و كانه عميل مأجور. وأرى في ختام حديثي يا سعادة المنسق العام من الاهمية بمكان طرح الاضطهاد القومي والديني في ايران  كواجب انساني  من قبل سعادتكم  بعيدا عن المجاملات السياسية  والدبلوماسية وقضيتي كسجين يطالب بحقوق شعبه في الاولويات والعمل على اطلاق سراحي وسراح جميع المعتقلين السياسين الاهوازيين، لعلها بادرة من بوادر العمل الذي يصح ان يطلق عليه ببادرة حسن نية .

 

مع جزيل الشكر   

محمد حسن فلاحية

سجين في سجن افين

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:30  توسط "حقوق بشر"  | 
استعفاي تمامي معاونان دانشگاه شهيد بهشتي تهران پذيرفته شد

1 آبان 1386 میزان نیوز



رحيم خاني‌زاد، مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر افزود:‌ پس از رسيدن نامه‌اي از طرف وزارت علوم مبني بر معرفي رئيس جديد دانشگاه شهيد بهشتي، معاونان اين دانشگاه در اعتراض به اين امر همگي استعفا كردند كه روز گذشته همه اين استعفاها پذيرفته شد.

استعفاي تمامي معاونان دانشگاه شهيد بهشتي تهران كه در پي تغيير رياست اين دانشگاه صورت گرفته بود، پذيرفته شد.

رحيم خاني‌زاد، مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر افزود:‌ پس از رسيدن نامه‌اي از طرف وزارت علوم مبني بر معرفي رئيس جديد دانشگاه شهيد بهشتي، معاونان اين دانشگاه در اعتراض به اين امر همگي استعفا كردند كه روز گذشته همه اين استعفاها پذيرفته شد.

وي افزود: شعباني به جاي حميد‌رضا لطيفي به عنوان رئيس جديد دانشگاه شهيد بهشتي تهران معرفي شده است كه صبح امروز مراسم معارفه آقاي شعباني بدون حضور رئيس پيشين اين دانشگاه برگزار شد.

خاني‌زاد در خصوص خبرهايي مبني بر تنش‌ها در دانشگاه‌ شهيد بهشتي اظهار داشت: اگر منظور از تنش‌ها، استعفاي معاونين و عدم حضور رئيس پيشين در مراسم معارفه رئيس جديد باشد‌، اين خبر درست است اما تاكنون تنشي از سوي دانشجويان صورت نگرفته است.


----------------------------
مديرعامل نيشكر هفت تپه در گفت‌وگو با فارس: مطالبات كارگران نيشكر هفت تپه پرداخت شده است

1 آبان 1386



خبرگزاري فارس: مديرعامل كشت و صنعت نيشكر هفت تپه گفت: مطالبات كارگران نيشكر هفت تپه پرداخت شده است.


يعقوب شفيعي در گفت و گو با خبرگزاري فارس، افزود: كارگر وقتي حقوق ماهانه‌اش يك ماه عقب بيفتد، با توجه به اينكه اكثر كارگران عيال‌وار هستند، برايشان سخت است و اعتراض آنها طبيعي است، ولي اكنون حداقل‌هاي آنها پرداخت شده و از آن مرحله هم جلوتر رفته‌ايم و بخشي از مطالبات مرده كارگران هم پرداخت شده است.
مديرعامل شركت نيشكر گفت: برخي مطالبات انباشته كارگران كه حتي از دستور كار خارج شده بود، همراه حقوق آنها پرداخت شد، ولي برخي افراد كه دنبال اهداف صنفي نبوده، هدفهاي ديگري دارند، ظاهرا به اهداف مورد نظر خود نرسيده‌اند، لذا بر ادامه تجمع اصرار دارند.
شفيعي گفت: به عنوان نمونه موادي در قانون كار است كه برخي مشاغل شامل عنوان سخت و زيان‌آور است و كارگران آن 20 ساله بازنشسته مي‌شوند، حال برخي كارگران مي‌خواهند خود را مشمول اين قانون كنند تا زودتر بازنشسته شوند، اينها ايرادها و بهانه‌هاي بني‌اسرائيلي است وگرنه مطالبات آنها پرداخت شده است.
مديرعامل كشت و صنعت نيشكر افزود: نه تنها بنده به عنوان مديرعامل، بلكه هيچ فرد ديگري نمي‌تواند حتي اگر موافق كارگران باشد، برخلاف قانون عمل كند و آنها را زودتر از موعد بازنشسته كند وگرنه ادعاهاي عرفي و قانوني كارگران پرداخت شده است.
شفيعي گفت: متاسفانه عده‌اي از خارج كارخانه كارگران را تحريك مي‌كنند كه از اين اعتراض صنفي آنها سوءاستفاده كنند، در اين ميان دشمن حسن استفاده مي‌كند، رسانه‌هاي خارجي مرتب در بوق و كرنا مي‌كنند.
مديرعامل كشت و صنعت نيشكر هفت تپه گفت: دولت از محل صنايع خود مطالبات كارگران را پرداخت كرده، شخص وزير جهاد كشاورزي و معاون اول رئيس جمهور تاكيد مي‌كند تا منابع مالي براي شركت تهيه و مطالبات كارگران پرداخت شود.
وي گفت: فصل جديد توليد هم هنوز شروع نشده است، ولي با اين حال از محل دريافت علي‌الحساب از بانك ملي 40 ميليارد ريال مطالبه كارگران پرداخت شد.
شفيعي گفت: تجمع كنندگان را نمي‌توان دسته‌بندي كرد، ولي عده‌اي اين بحث‌هاي صنفي را به صورت هدفمند دنبال مي‌كنند و مرتب در رسانه‌هاي خارجي در بوق مي‌كنند، اغراض سياسي خود را پپگيري كنند.
وي گفت: كشت و صنعت نيشكر هفت تپه متعلق به وزارت جهاد كشاورزي است كه حدود 2500 نفر كارمند رسمي و 1000 كارگر قراردادي دارد كه حدود 2000 نفر نيروي اضافي در كارخانه وجود دارند.
مديرعامل شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه در مورد برنامه نوسازي كارخانه گفت: برنامه جامع تهيه شده است كه تا سال 91 _ 1390 اين شركت به سود دهي برسد، اين طرح اكنون در هيات دولت در دست بررسي است.
شفيعي گفت: اگر طرح جامع اجرا شود، هر سال 25 درصد نيروي مازاد شركت كاهش پيدا مي‌كند.
مديرعامل نيشكر هفت تپه گفت: 33 هزار تن توليد پارسال اين كارخانه بود كه ظرفيت آن 60 تا 70 هزار تن است، در حالي كه در گذشته ظرفيت آن 100 هزار تن توليد شكر بوده است


--------------------------



در تجمع دانشجويي امروز دانشگاه اميركبير رخ داد؛

مضروب شدن 4تن از نيروهاي حراست دانشگاه اميركبير

خبرگزاري فارس: در تجمع اعتراض‌آميز تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميركبير چهار تن از نيروهاي حراست دانشگاه مضروب شدند.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دانشجويان معترض دانشگاه اميركبير كه تعداد آنها به 300 نفر مي‌رسد بعد از ظهرا مروز دوشنبه در ادامه تجمع اعتراض‌آميز خود، به قرائت نامه‌اي كه گفته مي‌شد نويسندگان آن دانشجويان بازداشت شده اميركبير هستند، پرداختند.
دانشجويان پس از قرائت اين نامه در حالي كه سرود «يار دبستاني من» را مي‌خواندند و با سردادن شعارهايي چون «دانشجو مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد» به سمت در وليعصر دانشگاه اميركبير حركت كردند.
همچنين دست نوشته‌هايي در دست تجمع كنندگان وجود دارد كه روي آنها شعارهايي نظير «نان، صلح و آزادي»، «اتحاد، مبارزه و پيروزي» نوشته شده است.
دانشجويان هم‌اينك پشت در وليعصر تجمع كرده و به شعار دادن ادامه مي‌دهند و شعارهايي در مخالفت با اجلاس اخير خزر در تهران سر مي‌دهند.
همچنين در ابتداي اين تجمع هنگامي كه دانشجويان قصد داشتند از در حافظ دانشگاه وارد شوند درگيري‌هايي با نيروهاي حراست ايجاد كردند كه باعث شد تعدادي از نيروهاي حراست دانشگاه زخمي شده و چهار تن از آنان به بيمارستان منتقل شوند.
همچنين در اين درگيري دانشجويان معترض دوربين شبكه خبر را شكستند.
اين گزارش مي‌افزايد: ليدر تجمع‌كنندگان دانشجويي است كه در تابستان از زندان آزاد شده است و تعدادي از دانشجويان دانشگاه‌هاي ديگر تهران نيز در اين تجمع حضور دارند.
---------------------------------



سایت حزب دموکرات ایران هک شد

1 آبان 1386


شماره:9-86
بر اساس گزارش واحد اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، سایت حزب دموکرات ایران توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هک شده است

این اقدام، پس از بازداشت تعدادی از اعضای این حزب صورت می گیرد و بیم آن می رود که آنها تحت فشار روحی و جسمی قرار داشته باشند. منصور فرجی، قاسم شیرزادیان، بهرام راسخی فر، سپیده پور آقایی و عباس خرسندی از جمله اعضای بازداشت این حزب هستند که 21 شهریور ماه در پی مراجعه ی ماموران وزارت اطلاعات به منازلشان بازداشت و به بند 209 زندان اوین، متعلق به وزارت اطلاعات، منتقل شدند.

این افراد تا امروز هیچگونه تماسی با خانواده هایشان نداشته اند و پس از مراجعه خانواده های آنها به دادگاه انقلاب، در پاسخ اعلام شده که برای آنها قرار بازداشت یک ماهه صادر شده است. این قرار بازداشت با درخواست وزارت اطلاعات تمدید شده است و افراد بازداشت شده همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شوند و از دیدار با وکلایشان محروم هستند.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی با اعتراض به این گونه رفتارها با فعالین حقوق بشری و سیاسی خواهان آن است که این افراد هرچه سریعتر از سلول انفرادی خارج و با وکلای خود دیدار داشته باشند

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
1386/07/29
---------------------------------
سه زنداني اميرکبير در مصاحبه با محمدعلي دادخواه /نگراني از انتقال دانشجويان به قزل حصار

1 آبان 1386 روزآن لاین

‏اميد‎ ‎معماريان
o.memarian@roozonline.com

محمدعلي دادخواه، وکيل سه دانشجوي زنداني دانشگاه اميرکبير در گفت وگو با روز اظهار داشت که وي ‏نيزاخباري در زمينه انتقال موکلانش اززندان اوين به زندان قزل حصارشنيده، اما اميدواراست چنين انتقالي ‏صورت نگيرد چرا که دورازشان دانشجويان است.‏


دکتردادخواه دراين مصاحبه با اشاره به اينکه دادگاه قاعدتا بعد ازصدور حکم مي تواند نسبت به اين موارد تصميم ‏بگيرد افزود: "ما بايد اين نوع جرايم را جرايمي تلقي کنيم که با ديگر جرايم متفاوت است، چون نهايتا ما بايد يک ‏جرم مطبوعاتي را متبادربکنيم. قانون اساسي هم نسبت به اين موارد نگاه خاصي دارد. اتهامي که به اين ‏دانشجويان وارد کرده اند اين بوده که درنشريات دانشجويي مواردي را که به نظر دادگاه جرم تلقي شده است، درج ‏کرده اند. مواردي که دانشجويان هم آن را نپذيرفته اند. من فکر مي کنم اين کمي دور از شان دانشجو است که به ‏اين نحو عمل بشود." ‏

وکيل دانشجويان زنداني دانشگاه اميرکبير، مجيدتوکلي، احمدقصابان واحسان منصوري درخصوص مجموع هفت ‏سال ونيم حکم زنداني که براي موکلانش درنظر گرفته شده است گفت اين احکام به هيچ وجه با موارد اتهامي ‏تناسب ندارد: "هيچ دليل اثباتي درمورد اتهامات وجود نداشت و دانشجويان نه درمرحله مقدماتي ونه در ديگر ‏مراحل هيچ يک ازاتهامات را نپذيرفتند و به همين خاطر ما خواستار صدور حکم برائت دانشجويان بوديم."‏

دادخواه درخصوص اقداماتي که قراراست طي روزهاي آينده براي تجديدنظر درحکم انجام شود گفت: "ما حداکثر ‏ظرف چند روز آينده لايحه تجديد نظر خواهي را آماده و به دادگاه تجديد نظر خواهيم داد. اميدواريم با امعان نظر ‏نسبت به مواردي که دادگاه به آن توجه نکرده است، دادگاه تجديد نظر حکم برائت آنها را صادر کند."‏

محمدعلي دادخواه طي ماه هاي گذشته موکلان خود را تنها در روز دادگاه ديده است. او ابرازاميدواري کرد که ‏امروز بتواند موکلان خود را ببيند واز جزييات حکم هاي داده شده اطلاع پيدا کند: "آخرين باري که آنها را ديدم، ‏دادگاه بود. غيرازدادگاه متاسفانه نتوانستم با آنها ديدارکنم، اميدوارم امروز بتوانم با آنها ديدارکنم. چون هنوز حکم ‏براي من ارسال نشده و مي خواهم ببينم چه حکمي ابلاغ شده است."‏

دادگاه بدوي براي مجيد توکلي سه سال زندان، براي احمدقصابان دوسال ونيم و براي احسان منصوري دوسال ‏زندان تعيين کرده است. ‏

وکيل مدافع دانشجويان زنداني دانشگاه اميرکبير به روز گفت هنوز خبرقطعي مبني برانتقال موکلان خود به زندان ‏قزل حصاررا ندارد: "تا آنجا که من مي دانم بايد دراوين باشند. من هنوز اطلاع دقيقي که هنوز ازاوين به قزل ‏حصاربرده اند را ندارم. اما آن را شنيده ام. ما نهايتا نظر تجديد نظرخواهيم خواست واميدواريم با عنايت خداوندي ‏وبا توجه به اينکه هيچ دليلي مبني براثبات جرم وجود ندارد دادگاه تجديدنظر حکم برائت دانشجويان را صادر ‏کند."‏

وي افزود که پس از دادگاه تجديد نظر امکان فک و‎ ‎تبديل قراروجود دارد: "ما تبديل قرار را از دادگاه درخواست ‏خواهيم کرد."‏

پيش ازاين درخبرنامه اميرکبيرآمده بود که احتمال مي رود سه دانشجوي زنداني اميرکبير اززندان اوين به زندان ‏قزل حصارمنتقل شوند: "مامورين زندان اوين هفته گذشته نام کليه زندانيان اندرزگاه ۸، جايي که سه دانشجوي در ‏بند دانشگاه اميرکبير در آن نگه داري مي شوند، که «اقدام عليه امنيت ملي»، جزء موارد اتهامي آن ها بوده را ‏يادداشت نموده اند. بيم آن مي رود زندانيان امنيتي بند ۸ زندان اوين و ۳ دانشجوي بيگناه دانشگاه اميرکبير نيز طي ‏روزهاي آينده به زندان قزل حصار منتقل شوند."‏

طي روزهاي گذشته همچنين خبرهايي مبني برانتقال ابراهيم مددي عضو سنديکاي اتوبوسراني ازبند 209 به ‏زندان قزل حصار منتشر شده بود. اين زندان محل نگهداري زندانيان خطرناک، معتادان وقاچاقچيان است و انتقال ‏زندانيان سياسي و غيربزهکاربه اين زندان بيشتر به عنوان نوعي تنبيه و آزار چنين زندانياني صورت مي گيرد. ‏

---------------------------------------
دفاع از باقی، دفاع از حقوق بشر، علی افشاری

1 آبان 1386


عماد الدین باقی پس از چهار سال دوباره به اوین بازگشت. در حالی که این بار بیش از آنکه روزنامه نگاری منتقد ‏باشد که به روشنگری پیرامون تاریکخانه های اشباح و محفل قتل های زنجیره ای می پرداخت، در کسوت یک ‏مدافع حقوق بشر دل در گرو بهبود مولفه های حقوق بشری، کمک به حل مشکلات زندانیان سیاسی و عقیدتی و ‏در کل بهبود نظام زندان وضعیت زندانیان به صورت عام داشت. بازداشت او در پوشش اجرای محکومیت قبلی، ‏نشانگر تنگ تر شدن آستانه تحمل و حوزه های مشروع فعالیت مدنی و سیاسی صحنه گردانان سیستم امنیتی و ‏قضایی است.‏

در واقع به نظر می رسد کشتیبان را سیاست دیگری آمده است. این رویداد همراه با دستگیری و برگزاری سریع ‏دادگاه هادی قابل می تواند از اراده جدیدی خبر دهد که در صدد است دوباره زندان ها را پر کند و از این رو باید ‏منتظر بود در روزهای آینده جمع دیگری از کسانی که حکم دریافت داشته اند و در صحنه فعالیت حاضر هستند، ‏راهی زندان اوین شوند.‏

هر آینه که ناتوانی های سپردن زمام کشور به نظامیان و ضعف “حکومت سرداران” بیشتر آشکار می شود و ‏بحران های گوناگون مشروعیت، کارآمدی، روابط خارجی و اعمال اقتدار عمق و‎ ‎شدت افزونتری پیدا می کنند، ‏متصدیان امور بیشتر به زور و اعمال اقتدار متوسل می شوند تا با خاموش کردن منتقدین و مخالفان، ضعف ها و ‏بی لیاقتی ها به فرصتی برای تحولات سیاسی و اجتماعی تبدیل نشود و به جای ترمیم چهره، آینه شکنی، پیشه ‏گردد.‏

زهر چشم گرفتن های کنونی که از طریق اذیت و آزار، سلب حقوق و بازداشت و زندان کوشندگان سیاسی و ‏اجتماعی خود را نشان می دهد، در واقع محصول هراس و وحشت است. هراس اقلیتی تمامیت خواه از اینکه مبادا ‏دیگر کامشان از مزایای انحصاری قدرت شیرین نشود، حس خودخواهی و غرورشان ارضا نشود، بت واره های ‏ذهنی شان فرو بریزد و آنچه که به قیمت نابودی کشور از کیسه ملت برای خود دوخته اند، از دست شان خارج ‏شود.‏

عمالدین باقی پس از آزادی از زندان با توجه به تجربه دوران زندانش، وقت و همتش را مصروف بهبود شرایط ‏زندانیان کرد.وی با تاسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان کوشید تا به شکلی سازمان یافته و اساسی به اطلاع ‏رسانی پیرامون کسانی بپردازد که حقوقشان تضییع شده است و در این میان توجه اش را فقط مصروف به ‏زندانیان سیاسی و مشهور نکرد. انتشار جزواتی با هدف آگاه کردن زندانیان از حقوق خود و استاندارد های جهانی ‏زندان، برگزاری کنفرانس های علمی با حضور کارشناسان در ریشه یابی مشکلات زندانیان و دلایل وقوع جرم ‏از جمله کار های برجسته وی بود.‏

وی زبانی کاملا ملایم را برگزیده بود و در چهارچوب قوانین موجود عمل می کرد. رویکرد وی در حل مشکلات ‏استفاده از ظرفیت های قوه قضائیه و قوانین موجود بود و به جای در پیش گرفتن رویکرد بسیج اجتماعی به ‏گفتگو و رایزنی با مقامات و متقاعد کردن آنها اعتقاد داشت. روشی که بعضا به محافظه کاری نیز متهم می شد. ‏‎ ‎حال جای سوال است که متصدیان امور چه می خواهند؟ وقتی این نوع فعالیت را هم نمی پسندند و راه آن را ‏مسدود می کنند، در واقع همه پتانسیل ها را به سمت رویکرد های رادیکال سوق می دهند که صد البته فرجام ‏خوبی برای نظام سیاسی نخواهد داشت.‏

پیام آشکار برخورد با باقی و انحلال احتمالی انجمن دفاع از حقوق زندانیان، فقدان اصلاح پذیری دستگاه قضایی ‏است. امری که باقی در سال های گذشته می کوشید نشان دهد که عکس آن درست است و می توان در چهارچوب ‏ساختار قضایی موجود مشکلات را به تدریج حل کرد.‏

بنا بر برخی اظهارات غیر رسمی دریافت اخبار به اصطلاح “محرمانه” از زندانیان و انتشار آنها در کنفرانس ها ‏دلیل بازداشت باقی اعلام شده است. این ادعا سست تر از آن است که بدان پرداخته شود. مسائل و موضوعاتی که ‏در کنفرانس های انجمن دفاع از حقوق زندانیان مطرح شده است، اساسا مواردی نیستند که مشمول عنوان محرمانه ‏باشند.‏

به نظر می رسد تاکید و کوشش باقی در اطلاع رسانی پیرامون احکام اعدام و تلاش های نظری و عملی او در ‏مخالفت با حکم اعدام دلیل اصلی حساسیت دوباره دستگاه امنیتی باشد. خصوصا که این روزها اعدام افرادی که ‏متجاوز به حقوق مردم و اراذل و اوباش خوانده می شوند، حربه اصلی شیفتگان سیاست النصر بالرعب و وحشت ‏افکنی است. ‏

فعالیت های باقی و انجمن متبوعش در این خصوص از منابع ارزشمند و قابل اتکاء برای نهاد های بین المللی بود ‏و بخصوص در جلب توجه افکار عمومی داخل و جهانیان نقش موثری داشت. روشنگری او پیرامون اعدام های ‏بی اساس در خوزستان و صدور حکم اعدام برای افراد بی گناه در پرونده انفجار های اهواز کار برجسته ای بود ‏که از قرار معلوم به حاکمیت پادگانی- امنیتی گران آمده است.‏

زندان برای باقی امر تازه ای نیست. او از زمانی که با نگرش کتاب قاعدین زمان و دفاع از آیت الله منتظری ‏مغضوب حاکمیت شد تا کنون به زندان و زیستن در زیر فشار، تضییقات و خوف و رجا عادت کرده است. ‏
نتیجه این برخورد برای زندانبانان باقی سنگین است که نشان دادند که مشی و مرام آرام چند سال گذشته باقی بر ‏آنان کارساز نیست و بهبود حقوق بشر در ایران لاجرم از طریق راهکار های رادیکال و خلق فشار اجتماعی می ‏گذرد.‏

اما شایسته است تلاش برای آزادی باقی و دفاع از حقوق شهروندی او سرلوحه فعالیت های کنونی مبارزان ‏سیاسی و فعالان جامعه مدنی قرار گیرد. خصوصا آنهایی که از تلاش های خستگی ناپذیر وی در دفاع از حقوق و ‏بهبود وضعیت شان برخورد دار بوده اند. در این میان مسئولیت زندانیانی که باقی آنها را تنها نگذاشت، سنگین تر ‏از دیگران است.‏

اعتلای حقوق بشر زمانی حاصل می شود که مدافعان حقوق بشری چون باقی، فراغت و امنیت خاطر داشته باشند. ‏آزادی باقی پیروزی برای همه کسانی است که حاکمیت حقوق بشر را وجه همت خود قرار داده اند.
------------------------------------



Iran human rights activist held
Frances Harrison
BBC News

Emadeddin Baghi
Mr Baghi is one of Iran's most prominent human rights activists
Human rights groups both inside Iran and abroad have condemned the arrest of one of the country's most outspoken and high profile human rights activists.

Journalist Emadeddin Baghi was arrested on Sunday when he responded to a court summons and has been denied bail.

The watchdog Reporters Without Borders has called for his release.

The state-run Iranian news agency quoted an official saying Mr Baghi's family had taken part in meetings to discuss toppling the government.

The imprisonment of Mr Baghi has raised fears that the Iranian government has decided to take a tougher line with its critics to silence them.

Mr Baghi has been a tireless campaigner for human rights in Iran despite having his passport confiscated, his newspaper closed, suspended prison sentences passed against his wife and daughter and being jailed himself.

He runs the Association for Defending the Rights of Prisoners which monitors allegations of torture and works for the abolition of the death penalty in Iran.

Reports say an earlier suspended sentence against Mr Baghi was converted into imprisonment which meant he could be denied bail.

International appeals

He has also now been accused of publishing secret government documents obtained with the help of prisoners on security charges.

Students protest against the government in Tehran
Students have been at the forefront of anti-government protests in Iran

His family have no idea where he is being held but fear he is in solitary confinement, which is routine in political cases.

Reporters Without Borders have issued a statement urging all democratic countries firmly to condemn the arrest and calling for the release of all Iranian prisoners of conscience, whom it says are increasing in number by the month.

Reformist students in Iran, whose colleagues have also been jailed in recent months, have come out in support of Mr Baghi, calling him one of the very few active defenders of human rights there.

Some observers worry this latest incident means the Iranian government is changing its approach towards prominent human rights activists and instead of harassing and intimidating them intends to put them behind bars.






 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:13  توسط "حقوق بشر"  | 

گزارشی از تجمع امروز در دانشگاه پلی تکنیک ، همراه با عکس

وبلاگ آزادی برابری

امروز دوشنبه مورخ 30 مهر 1386 دانشجویان کمونیست دانشگاه های تهران در راستای دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی فعالان دانشجویی در بند ، به دعوت بدنه ی خود در دانشگاه پلی تکنیک تهران اقدام به حضور منسجم در این مراسم نمودند.

تجمع در ساعت 12 ظهر با راه پیمایی دانشجویان معترض در صحن دانشگاه آغاز شد. حضورگسترده ی کادر حراست دانشگاه و نیز نیروهای امنیتی و خارج دانشگاهی در محوطه برگزاری تجمع کاملا ً محسوس بود . نمایندگان انجمنهای اسلامی دانشگاههای تهران، خواجه نصیر ، شریف و ... در این تریبون به قرائت بیانیه های خود پیرامون احکام صادره برای دانشجویان پلی تکنیک پرداختند . برخی از فعالین دفتر تحکیم نیز فرصت ایراد سخنرانی پیدا کردند.



برخی از شعارهایی که امروز از سوی دانشجویان سر داده شد عبارت است از: «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر ارتجاع »، «احمدی پینوشه ایران شیلی نمیشه»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «رئیس انتصابی استعفا، استعفا»، «مرگ بر سازشکار»، «برپا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن» و .... .

نظرات جریان چپ در پلاکاردهایی که حاوی پیام هایی مانند: «آزادی برابری»، «جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری و جنبش زنان»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری آزاد باید گردند»، «اتحاد، مبارزه، پیروزی» و .... در دست دانشجویان بود به روشنی بیان گردید.



جریان چپ حاضر در برنامه، با گرفتن زمان از مجری تریبون، بیانیه های خود را قرائت کرد. انجمن اسلامی که از هژمونی کامل فعالین چپ در این برنامه چندان راضی نبود، این نارضایتی را با اعتراض به محتوای پلاکاردهای سرخ رنگ جریان چپ در همان ابتدای برنامه عیان کرد و در تلاشی بی ثمر بر آن بود تا به هر بهانه ای برخی از این پلاکاردها را به پایین بکشد و همچنین در هنگام قرائت بیانیه دانشجویان چپ رادیکال و دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک اقدام به کار شکنی می نمود. آخرین حربه کودکانه جریان راست دانشگاهی برای انکار حضور قاطعانه فعالین چپ، پرهیز از انتشار عکسهای این تجمع و صرفا انتشار یک عکس جعلی بود که اساسا متعلق به تجمع دانشگاه دیگر است.



نکته ی قابل توجه در این میان، اقدام تعدادی از دانشجویان وابسته به یکی از طیف های راست برای مقابله با حرکت جمعی دانشجویان و ایجاد اختلاف در میان طیف های مختلف دانشجویی بود که با حمله به فعالینی که پلاکاردهای اعتراضی در دست داشتند همراه شد. این عناصر، پلاکارد «یا سوسیالیسم یا بربریت» را نیز پاره کردند.



پس از اتمام سخنرانی ها و حرکت دانشجویان به سمت در خیابان ولیعصر، تلاش جریان راست برای مخدوش کردن حضور فعالین دانشجویی در این اعتراض دانشجوئی به کوشش آنان برای حضور انحصاری خود در صف اول تجمع تبدیل شد. جریان راست در تلاش بودند که از حضور پلاکاردهای چپ در جلوی تجمع ممانعت به عمل آورند که البته در این اقدام خود نا موفق شده و جریان چپ توانست با اعلام حضور برجسته خود در برنامه نشان دهد که در دانشگاه پلی تکنیک نیز از این پس هژمونی خود را – همانند دیگر دانشگاهها – اعمال خواهد کرد. عکسها و تصاویر منتشر شده از سوی رسانه های چپ دانشجوئی به خوبی نمایانگر حضور برجسته جریان چپ در این دانشگاه می باشد.



در انتهای برنامه، دانشجویان برای رساندن صدای اعتراض خود به سمت درب خیابان ولی عصر حرکت کرده و با سر دادن شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور و خواندن سرود یار دبستانی برنامه اعتراضی خود را به پایان بردند. همزمان با پراکنده شدن دانشجویان تعدادی از آنها توسط انتظامات دانشگاه به دفتر حراست منتقل شدند و تعدادی نیز خارج از دانشگاه توسط نیروی پلیس بازداشت شده و به کلانتری 148 چهار راه ولیعصر انتقال داده شدند.

زنده باد آزادی، زنده باد برابری
















دستگیری تعدادی از دانشجویان معترض



 




پس از پایان یافتن تجمع دانشجویان در پلی تکنیک و خروج آنان از دانشگاه، نیروی انتظامی اقدام به بازداشت تعدادی از دانشجویان نموده است.

تعدادی از دانشجویان پس از خروج از خیابان رشت و وارد شدن به خیابان ولیعصر مورد تعقیب پلیس قرار گرفتند و نکته ی جالب در این دستگیری این است که درجه داران نیروی انتظامی با فریاد "دزد، دزد" اقدام به تعقیب و بازداشت این دانشجویان کردند. همچنین یکی از دانشجویان چپ که در حال تهیه ی عکس از تجمع و اعتراضات بود، توسط حراست دانشگاه بازداشت شده و دوربین وی ضبط شده است.

هم اکنون دانشجویان به علت احتمال دستگیری توسط نیروهای امنیتی از خروج از دانشگاه خودداری می کنند.



 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:57  توسط "حقوق بشر"  | 

 


مي ترسم بلايي سرش آمده باشد

روناک صفازاده

سامان رسول پور

روناک صفا زاده، فعال زنان و عضو کمپين يک ميليون امضا در سنندج، 13 روز است در بازداشت نيروهاي امنيتي ‏به سر مي برد."روناک"کلمه اي کردي است به معناي روشني و نور و شهناز احمدي مادر اين فعال 21 ساله در ‏گفتگو با روز مي گويد: "زندگي ما بدون روناک مان تاريک و خفه است" .همزمان 600 نفر از مدافعان حقوق برابر ‏با امضاي بيانيه اي خواستار آزادي فوري "روناک صفا زاده" شدند.گفتگوبا خانم صفازاده در پي مي آيد.

‎آخرين خبر از وضعيت روناک چيست؟‎
متاسفانه هيچ خبري از او نداريم. امروز به ستاد خبري رفتم و از آنها درخواست کردم اجازه دهند دخترم را ملاقات ‏کنم.گفتند اين امکان وجود ندارد.بعد گفتم حداقل بگذاريد تلفني با او حرف بزنم.به من گفتند به منزل برگرد حتما تماس ‏مي گيرد اما 13 روز است که او تماسي با ما نداشته است.وقتي هم مي گويم من نگران دخترم هستم فقط مي گويند به ‏خانه برگرد حال دخترت خوب است.من واقعا نمي دانم حال دخترم خوب است يا نه.نگرانم.‏

‎نمي گويند چرا اجازه ي ملاقات با او را نمي دهند؟‏‎
چيزي به ما نمي گويند. مي ترسم بلايي سرش آمده باشد، بزرگترين ترس من همين است.اگرکسي مي خواهد کمکي به ‏ما بکند خواهش مي کنم الان تا دير نشده کمک کند. روناک به کمک نياز دارد.تا زماي که او زنده است کمکمان کنيد.ما ‏دقيقا نمي دانيم روناک در چه حالي است، به ما نمي گويند فقط مي گويند حالش خوب است. هر روز به دادگاه مي روم، ‏به دادگستري و حتي به ستاد خبري همه ي مي گويند ما نميدانيم او کجاست. رفتن به اين سه مکان شده کار هر روز من.‏

‎اين مدت که روناک پيشتان نيست سخت بوده؟‎
با هزار بدبختي و مکافات گذشته بر ما. بچه هايم دارند ديوانه مي شوند، در طول زندگيمان سختي زياد کشيده ايم اما ‏هيچ کدام به اندازه ي زندان رفتن روناک مرگبار و غير قابل تحمل نبوده. مادرم، به کلي فلج شده است. برادرها و ‏خواهرهاي روناک دارند ديوانه مي شوند. هيچ کاري از ما بر نمي آيد. زندگي ما بدون او تاريک و خفه شده است. ما ‏روناک را به خدا مي سپاريم.‏

‎شما مي دانيد روناک چه هدفي داشت و براي چه چيزي تلاش مي کرد؟‏‎
براي حقوق زنان کار مي کرد. خدا شاهد است اگر روزي 500 تومان پول به او مي داديم آنرا خرج مردم فقير مي ‏کرد. به بچه هاي روستايي کمک مي کرد. براي اينکه به بچه هاي پشت کنکوري درس بدهد به روستاي حسن آباد مي ‏رفت و به بچه هاي آنجا رايگان درس مي داد.شبها هم که به خانه بر مي گشت طاقت غذا خوردن نداشت. هر وقت و ‏ناوقتي مشغول کمک بود به آدمهاي محتاج. مي گفت آنها پول ندارند معلم خصوصي بگيرند مي رفت بدون چشم داشت ‏به آنها درس مي داد.خواب و خوراکش شده بود کمک به مردم. براي زنان بي سرپرست کار مي کرد.خيلي حسرت مي ‏خورد براي دختران بي بضاعت که تعدادشان هم کم نيست اينجا.مي گفتم دخترم همه ي اين مشکلات را تو نمي تواني ‏درست کني.اما اين حرفها به گوشش نمي رفت و به کارهايش ادامه مي داد.‏

‎به عنوان يک مادر چه احساسي داريد از اينکه دخترتان الان زندان است؟‎
من مادرم، نمي خواهم بچه ام يک دقيقه ناراحت باشد.دخترم روح بزرگي دارد اما جسمش ضعيف است؛ به خاطر اين ‏همه زحمتي که مي کشد.شايد خودش خوشحال باشد ومن مي دانم الان تنها ناراحتيش دوري از خانواده است.من واقعا ‏خيلي خيلي ناراحتم اما شايد خودش راضي باشد از اينکه به خاطر هدفش به زندان افتاده است.‏

‎پس هم ناراحتيد و هم معتقديد که دخترتان کار بدي انجام نداده است؟‏‎
من بسيار احساس غرور مي کنم چون مي دانم دخترم گناهکار نيست، چون کاملا به او و کارهايش اعتماد دارم.براي ‏من جاي افتخار است فقط نگرانم بلايي سرش بيايد و مشکلي برايش درست شود. روناک هميشه به ديگران کمک مي ‏کرد. حالا که او زندان است خواهش مي کنم همه کمک کنند براي آزادي او. ما نامه اي نوشتيم و از کارها و کمکهايي ‏که روناک در گذشته انجام داده گفتيم و امروز نامه را تحويل ستاد خبري داديم تا آنها هم بدانند که دختر من هيچ کار ‏غير قانوني انجام نداده است اهدافي انساني داشته است.و گفتيم ببينيد که کارهاي روناک به غير از خير چه ضرري ‏براي مردم داشته است؟ ‏

‎نامه را از شما گرفتند؟‎
بله نامه را تحويلشان داديم.گفتند شايد اين نامه به پرونده ي او کمک کند.‏

‎با توجه به همه ي اين مشکلات و ناراحتي هايي که در اين چند روزه داشته ايد، اگر دخترتان آزاد شود ‏براي فعاليتهايش مانعي ايجاد نمي کنيد؟‎
ما مانعي براي کارهاي او ايجاد نمي کنيم چون تمام کارهايش در دفاع از حقوق زنان ودر راستاي انسانيت بوده است. ‏هميشه مي گفت: انسان بايد انسان باشد. به ديگران کمک کند و ظلم به کسي نکند و ظلم را از کسي هم قبول نکند.با ‏وجود اينکه مي دانم ناراحت مي شود اگر اين را بگويم، اما چند روز قبل از بازداشتش، برايش کفش خريدم تا کفشهاي ‏کهنه اش را درآورد، اما بعد از چند روز ديدم کفش نو را به دختر نيازمندي داده است. کمک به ديگران اصلي ترين ‏خصوصيت دخترم است، من چطور مقابل اين کارهايش را بگيرم. من مواضع و اهداف انساني دخترم را کاملا قبول ‏دارم و به آن احترام مي گذارم.‏

‎تاثير فعاليتهاي روناک بر اعضاي خانواده چطور بود؟‏‎
واقعا کارهاي او تاثير زيادي بر روي من و خواهرهايش گذاشته است. ما حرفهاي او را قبول داشتيم و من خودم از ‏حرفهايش و کارهايش لذت مي بردم. از نظر من او هيچ کار غير قانوني انجام نداده است و اين را دوستان او مي دانند. ‏او چند سال است که افتخاري براي يک تشکل دفاع از حقوق زنان کار مي کرد ومي گفت: اين وظيفه ي انساني من ‏است که بدون چشمداشت به ديگران کمک کنم.‏

‎چه درخواستي داريد از مدافعان حقوق بشر؟‎
خواهش مي کنم هر چه از دستتان مي آيد براي روناک و امسال وي دريغ نکنيد. من حتي از دولت هم در خواست مي ‏کنم که به آزادي وي کمک کند چون او غير از کارهاي انساني و کمک به ديگران کار ديگري نکرده است. او خودش ‏هميشه مي گفت وظيفه ي انساني من اين است که از حقوق زنان و ساير محرومين دفاع کنم.‏

‎اگر روناک آزاد شد، در لحظه ي اول چه چيزي به او مي گوييد؟‎
مي گويم دخترم راهت را ادامه بده.مي گويم اگر هم اين کارها برايت مشکل ساز است چاره اي نيست و انجام نده. چون ‏من در اين 13 روز خيلي سختي و عذاب کشيدم، کارهايش را دوست دارم اما نگرانشم.البته من مي دانم که او نمي ‏تواند از عقيده ي خودش بگذرد و من هم عقيده ي او را قبول دارم.او هميشه مي گفت نه ظالم باشيد و نه اجازه دهيد ‏کسي بر شما ظلمي کند.من هم الان اين را مي گويم، روناک ظالم نبوده و نبايد کسي هم بر او ظلم کند.قصد او فقط ‏انسانيت بوده است و بس.‏

‎در کل از روناک راضي هستيد؟‎
کاملا!‏‎ ‎روناک دخترخيلي با معرفتي است و کاملا از او راضي هستم و خيلي با درک و شعور بود و حرفهايي مي زد ‏که آدم هاي 70 ساله هم بلد نبودند.‏

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:47  توسط "حقوق بشر"  | 

 

طبق اعلام رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر روز دوشنبه این هفته تریبون آزادی تحت عنوان ستاره ها در اوین با محوریت اعتراض به صدور احکام ناعادلانه قضایی برای دانشجویان دربند پلی تکنیک، اعمال نفوذ دولت احمدی نژاد در پرونده قضایی سه دانشجو، شکایت رئیس دانشگاه از سه ستاره در اوین و گسترش بازداشتهای خودسرانه و سرکوب جامعه مدنی در صحن این دانشگاه برگزار خواهد شد. کلیه کلاسهای دانشگاه در اعتراض به صدور این احکام ناعادلانه نیز از روز دوشنبه تعطیل است . از سوی دیگر انجمن اسلامی دانشجویان با اعلام برگزاری برنامه های متعدد در دانشگاه امیرکبیر و دنباله دار بودن اعتراضات دانشجویی طی چند روز آینده خبر از ملتهب بودن فضای این دانشگاه و همچنین احتمال دامنه دار شدن این اعتراضات دانشجویی به دانشگاههای دیگر داد. عده کثیری از اساتید دانشگاه نیز ضمن اعلام مواضع یکسان با دانشجویان و اعتراض به این احکام ناعادلانه قضایی اعلام کردند که درانجمن های اسلامی سایر دانشگاههای تهران و همچنین دفتر تحکیم وحدت نیز اعلام کرده اند که تریبون آزاد دوشنبه شرکت خواهند کرد.

محبوبه مقدم دانشجوی دانشگاه علامه آزاد شد  

اختصاصی آوای دانشگاه:محبوبه مقدم بعد از گذشت حدود ۵۰ روز از زندان آزاد شد.  وی در اواسط  شهریور ماه در کرمانشاه بازداشت و سپس به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده بود، عصر  روز شنبه آزاد شده است.محبوبه مقدم از دانشحجویان فوق لیسانس مطالعات زنان در دانشکده علوم اجتماعی علامه بود که  از چهره های فعال در جنبش زنان محسوب می شد.آوای دانشگاه آزادی وی را تبریبک می گوید و آرزو دارد دیگر رفقای دانشجوی مان نیز با مبارزه متحدانه مان آزاد شوند.

آوای دانشگاه آزادی وی را تبریبک می گوید و آرزو دارد دیگر رفقای دانشجوی مان نیز با مبارزه متحدانه مان آزاد شوند.

بیش از ۵۰ دانشجوی آذربایجانی در کمیته های انضباطی، بازداشت و زندان هستند

در سال ۱٣٨۶ عده زیادی از دانشجویان آذربایجانی به علت فعالیتهای سیاسی خود و تلاش جهت احقاق حقوق بشر در آذربایجان بازداشت و زندانی شده و عده ای دیگر راهی کمیته های انظباطی گشته اند. برخی بدون حضور در دادگاه با احکام سنگین روبرو شده اند و برخی دیگر بدون وکیل در دادگاه حضور یافته اند، چرا که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران این دانشجویان و خانواده های آنها را نسبت به عدم اخذ وکیل تحت فشار قرار داده اند.

بسیاری از این دانشجویان به قید وثیقه های سنگین آزاد شده اند و منتظر صدور حکم هستند.

کمیته دفاع از حق تحصیل دانشجویان آذربایجان، با ارائه گزارش زیر امیدوار است توجه نهادهای حقوق بشر را نسبت به این مسئله جلب کند.

اردبیل

دادگاه انقلاب اردبیل اوایل تیرماه ٨۶ عسگر اکبرزاده، دانشجوی رشته ی مهندسی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل را به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. اکبرزاده در جریان تظاهرات اول مهر ٨۵ در اردبیل دستگیر شده و پس از ۲ ماه بازداشت موقت با قرار وثیقه آزاد شده بود. اتهام این دانشجو تبلیغ بر علیه نظام و پخش اعلامیه بوده است.

وی همچنین در جریان تظاهرات مردم اردبیل در خرداد ٨۵ نیز توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به پرداخت شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.

- در آستانه ی ۱ خرداد ٨۶ و بعد از آن ماموران اطلاعاتی و امنیتی اردبیل با حمله به منازل چند تن از فعالین دانشجویی اقدام به بازداشت آنها کرده است.

اردشیر کریمی خیاوی، قائم مقام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل، صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه دانشجویی خزر، رامین جهانی مسئول کمیته ی سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل، عادل لطفی مسئول روابط عمومی این انجمن به طور غیرقانونی بازداشت، هتک حرمت و به شدت شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته اند. ماموران به هنگام مراجعه هیچ حکمی را ارائه نداده اند. ماموران پس از تفتیش و بازرسی خانه، کتابها و کامپیوتر شخصی آنها را با خود بره اند.

- عدالت عباسی فارغ التحصیل رشته کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد اردبیل- قائم مقام سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل در جریان اعتراضات خرداد ۱۳۸۶ دستگیر و بعد از حدود ۱۰ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد. وی در اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ نیز دو هفته بازداشت بوده است.

ارومیه

داریوش اسماعیلی دانشجوی آموزشکده فنی ارومیه روز ۱ خرداد ٨۶ دستگیر و پس از ۲٨ روز بازداشت توام با شکنجه با قرار وثیقه ۱۰ ملیون تومانی آزاد شده است.

- مهدی حاج محمدی دانشجوی رشته شیمی دانشگاه ارومیه روز ۹ خرداد ٨۶ توسط حراست دانشگاه ارومیه دستگیر و به مامورین اداره اطلاعات تحویل داده شده است. وی پس از دو هفته بازداشت با قرار وثیقه ۲۰ ملیون تومانی آزاد شده و در نهایت قاضی پرونده حکم تبرئه وی را صادر کرده است.حاج محمدی مدیر مسئول نشریه اویانیش و عضو دانشجوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه ارومیه بوده است.

- اکبر پاشایی دانشجوی رشته فیزیک دانشگاه ارومیه و دبیر کانون دانشجویی استاد شهریار (که لغو مجوز شده است) در روز اول خرداد ٨۶ توسط حراست دانشگاه ارومیه بازداشت شده و به اداره اطلاعات ارومیه تحویل داده شده است. وی روز ۱۹ خرداد به مدت ۴ روز در اعتراض به رفتار نیروهای امنیتی دست به اعتصاب غذا زده بود.

دادگاه این فعال دانشجویی ۲۵ مرداد ٨۶ برگزار شد که اتهامات وی، همکاری با نشریه اویانیش، تبلیغ و فراخوانی مردم جهت تظاهرات خرداد ٨۵ از طریق sms و قرائت بیانیه در خرداد ماه ٨۵ عنوان شد.

شایان ذکر است قبل از دستگیری این فعال دانشجویی، مامورین امنیتی با شکستن درب منزل وارد خانه وی شده و شروع به تفتیش وسایل او کرده اند. مامورین همچنین کتاب و جزوه ها و کامپیوتر شخصی وی را به همراه خود برده اند.

پاشایی به مدت ۴۰ روز در بازداشت اداره اطلاعات به سر برده است.

عده ای از دانشجویان هویت طلب دانشگاههای ارومیه در جریان سالگرد تظاهرات مردمی خرداد ٨۵ دستگیر شده و پس از چند روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده اند.اسامی این دانشجویان به قرار زیر است.

- مهناز محمد زاده دانشجوی رشته تربیت بدنی دانشگاه ارومیه که پس از برگزاری دادگاه به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

- توحید سلطانی دانشجوی رشته مهندسی مکانیک دانشگاه ارومیه که روز ٣۰ اردیبهشت ٨۶ دستگیر شده است. وی عضو کانون استاد شهریار بوده است.

- ساسان کیوانی دانشجوی رشته مهندسی مکانیک دانشگاه ارومیه که وی نیز روز ٣۰ اردیبهشت ٨۶ دستگیر شده است. وی عضو کانون استاد شهریار بوده است.

- جعفر کریمی دانشجوی دانشگاه ارومیه و عضو کانون استاد شهریار که او نیز روز ٣۰ اردیبهشت دستگیر شده است.

- موسی پریزاد دانشجوی آموزشکده فنی ارومیه که روز ۱ خرداد ٨۶ دستگیر شده است.

- عارف الوفی دانشجوی رشته معماری دانشگاه خزر باکو که در جریان اعتراضات مدنی روز جهانی زبان مادری (۲۱ فوریه ۲۰۰۷ مقارن با دوم اسفند ٨۵) در ارومیه بازداشت شده بود به ۶ ماه حبس و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.

- رسول جعفری روزنامه نگار و دانشجوی رشته مهندسی معدن دانشگاه ارومیه که در جریان تظاهرات اول مهر ٨۵ و در اعتراض به ادامه سیاستهای تبعیض زبانی دولت جمهوری اسلامی ایران و عدم تدریس زبان ترکی در مدارس شهرهای مختلف آذربایجان در ارومیه دستگیر شده بود، به ۶ ماه حبس تعلیقی به مدت ۲ سال محکوم شده است. وی به مدت دو هفته نیز در بازداشت اداره اطلاعات ارومیه بود که با قرار وثیقه آزاد شده است.

- اکبر نیکجو دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه روز ۱۵ تیر ماه در مراسم جشن و نور افشانی سالروز تولد بابک خرم دین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

- هادی حمیدی شفیق دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد ارومیه روز ۲ خرداد ٨۵ در جریان تظاهرات مردم ارومیه دستگیر شده است و پس از ۲۷ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده است. وی پس از محاکمه به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد.

حمیدی شفیق برای بار دوم روز ۲۰ آذر ۱٣٨۵ در جریان جشنهای نور افشانی ۲۱ آذر به مناسبت سالگرد رسمی شدن زبان ترکی و تشکیل حکومت ملی آذربایجان بازداشت شد. این دانشجوی فعال مسائل آذربایجان پس از تحمل یک ماه حبس در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه همراه با شکنجه شدید که منجر به شکستن دو انگشت دستش شده است. به جرم شرکت در تظاهرات غیر قانونی و اقدام علیه امنیت ملی به پرداخت ۲ میلیون ریال جریمه نقدی و به جرم عضویت در حزب گایپ(حزب استقلال آذربایجان جنوبی) و فعالیت برای تشکیل حکومت پان ترکیستی به قصد تجزیه ی کشور به تحمل ۱۰ ماه حبس دیگر محکوم شد.

لازم به ذکر است این دانشجو در حالیکه تنها ۱۲ واحد از درس هایش باقی مانده است از دانشگاه نیز اخراج شده است.

تبریز

- محمد رضا عوض پور دانش آموز ۱۶ ساله برای اولین بار روز ۱۷ فروردین ۱٣٨۵ به جرم دیوارنویسی و نوشتن جمله “من ترک هستم” دستگیر شده است. بار دوم وی قبل از اعتراضات اول مهر ماه ۱٣٨۵ نسبت به عدم تدریس زبان مادری دستگیر شده است. وی برای بار سوم در تاریخ ۲۹ خرداد ٨۶ دستگیر شد. در همین ارتباط وی به اتهام تجزیه طلبی، قومیت گرایی و پان تورکیسم به صورت غیابی به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. همچنین نهادهای حقوق بشر از شکنجه وی در دوران بازداشت و عدم امکان داشتن وکیل برای وی گزارش داده اند.

- غفور حبیب پور دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد تبریز در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ٨۶ حین پخش اعلامیه فراخوان های اعتراضات خرداد ماه ٨۵ مردم آذربایجان دستگیر شده و به مدت ۲۰ روز در بازداشت به سر برده است.

- نادر مهد قره باغ دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه تبریز روز اول خرداد ٨۶ در جریان تظاهرات اولین سالگرد اعتراضات خرداد ٨۵ در تبریز بازداشت و پس از ۱۷ روز آزاد شده است. دادگاه وی تابستان ٨۶ بدون حضور وکیل برگزار شده است و وی منتظر حکم خود می باشد.

- کمیته انظباطی دانشگاه تبریز تیر ماه ٨۶ عده زیادی از دانشجویان هویت طلب این دانشگاه را به یک تا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرد. این دانشجویان عبارتند از: امین امامی، بهنام زالی، بابک رحمتی، منصور امینیان، هادی بهادری، ابراهیم زینالی، حامد توفیق، وحید دهقانی، فراز ذهتاب، آیدین خواجه ای، مقصود عهدی، علی داور، آیدین غفارنژاد، نعیم احمدی، صمد پاشایی و ناهید بابازاده

این احکام در تابستان یعنی زمان تعطیلی دانشگاه ها صادر شده است. احکام اولیه و ثانویه که همگی با عنوان “شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر” می باشد، همزمان صادر شده است که این مسئله حق اعتراض را از این دانشجویان گرفته است.

علی رغم تلاشهای این دانشجویان جهت رفع احکام خود، هم اکنون مقصود عهدی، نعیم احمدی، حامد توفیق، صمد پاشایی، فراز ذهتاب، بابک رحمتی و آیدین خواجه ای دوران یک ترم محرومیت از تحصیل خود را سپری می کنند و بقیه دانشجویان ذکر شده محرومیت از تحصیلشان به حالت تعلیق در آمده است که هرگونه فعالیت سیاسی می تواند منجر به محرومیتشان از تحصیل شود.

این احکام در رابطه با تحصنهای اعتراض آمیز در واکنش به دستگیری “نادر مهد قره باغ” دانشجوی دانشگاه تبریز صادر شده است.

- بهنام ترکان پور دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز و عضو شورای مرکزی تشکل آرمان این دانشگاه با حکم کمیته انظباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.

- - یونس زارعیون دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز به جرم بر هم زدن جو دانشگاه به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

(خوی)

- شیرزاد حاجیلو دانشجوی دانشگاه آزاد خوی و دبیر موسسه غیر دولتی اورین که در جریان اعتراضات مدنی مردم آذربایجان در روز ۲ اسفند توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و به مدت ۱٣ روز در بازداشت اداره اطلاعات بود به جرم اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکیستی به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.

سولدوز (نقده)

- مهدی نوری فعال دانشجویی و فعال مسائل آذربایجان و دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد سولدوز پس از اعتراضات خرداد ٨۵ در سولدوز دستگیر و بعد از ٨۲ روز بازداشت توام با شکنجه در بازداشتگاههای سولدوز و ارومیه و حبس در زندان تبریز روز ۱۹ شهریور ٨۵ با قرار وثیقه آزاد شد. وی مجددا روز ۱٨ اردیبهشت ٨۶ در سولدوز توسط مامورین اطلاعات این شهر بازداشت شده و به ارومیه انتقال یافته است. حکم اولیه دادگاه این فعال دانشجویی ۷ سال حبس تعزیری بوده است که در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال کاهش یافته است.

- احسان ملکی دانشجوی رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور سولدوز در روز ۲۹ اردیبهشت به اداره اطلاعات این شهر احضار شده و بعد از ۲۴ ساعت آزاد شده است. وی مورد ضرب و شتم واقع شده که آثار این شکنجه ها در بدن وی مشهود بوده است.

- میرعلی رضایی فارغ التحصیل دانشگاه نخجوان اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ در نقده دستگیر و بعد از حدود یک ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد. وی مدرس زبان ترکی آذربایجانی در موسسه “بیلیم یولو” شعبه سولدوز بوده است.

شبستر

- بهنام نورمحمدی، قهرمان سلطانی، بهزاد خورشیدیان و پرویز سلطانی چهار دانشجوی هویت طلب در جریان اعتراضات روز جهانی زبان مادری به جرم پخش اعلامیه دستگیر شده بودند که قاضی پرونده این دانشجویان را به ۱ سال حبس تعلیقی محکوم کرده است.

مراغه

- ارسلان آزمندیان و کمال برزی دانشجویان رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد تبریز روز ۲۰ فروردین ٨۶ در رابطه با پخش اعلامیه و دعوت مردم به تجمع مسالمت آمیز در اعتراض به حدیث جعلی مندرج در اسکناس های چاپ شده در مراغه بازداشت شده و پس از بازجویی در مراغه به اداره اطلاعات تبریز انتقال یافته اند.

- ائلشن روشنی پور، سعید محمدپور، مجید قره داغی، بابک مرادی و مصطفی قلیزاده دانشجویان دانشگاه آزاد مراغه توسط دادستان مراغه در رابطه با دعوت دانشجویان به تجمع دانشجویی در دانشگاه آزاد مراغه، احضار و جهت بازجویی به اداره اطلاعات مراغه ارجاع گردیده اند.

مغان

- سیامک میرزایی دانشجوی رشته ی مهندسی علوم دامی و اهل پارس آباد مغان، ۱۶ مهر بدون ارائه ی حکم قضایی از سوی مامورین امنیتی بازداشت شده و مامورین تمامی مدارک شخصی و کتب وی را با خود برده اند.

میرزایی پیش از این نیز در جریان اعتراضات خرداد ماه ٨۵ مردم آذربایجان در پارس آباد دستگیر شده بود.

قوشاچای (میاندوآب)

- شاهین حسنی دانشجوی فیزیک دانشگاه تربیت معلم آذربایجان (تبریز) روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ قبل از برگزاری اعتراضات در میاندو آب دستگیر و پس از تحمل بیش از یک ماه حبس در اورمیه و میاندوآب با قرار وثیقه آزاد شده است.

منبع: کمیته دفاع از حق تحصیل دانشجویان آذربایجان

همبستگی مدیران مسئول نشریات دانشجویی کشور با دانشجویان دربند پلی تکنیک

گزارش اختصاصی "آوای دانشگاه": روزهای پنجشنبه و جمعه همایش مدیران مسئول نشریات دانشجویی کشور در کرج برگزار شد. ابتدا قرار بود که معاونت فرهنگی وزارت علوم در این همایش شرکت کند که بنا به دلایل نا معلومی از این کار سرباز زد و معاونان وی در این همایش ۲ روزه شرکت کرده و به سخنرانی پرداختند.

اما این همایش آن طور که مسئولان وزارت آموزش عالی می خواستند پیش نرفت و دانشجویان حاضر در همایش با بالا بردن پلاکاردهایی به احکام سه دانشجوی زندانی پلی تکنیک اعتراض کردند. این حرکت موجب گشت که انتظامات سالن به دانشجویان حمله ور شوند. حراستی ها که قصد داشتند پلاکاردها را از دانشجویان بگیرند با مقاومت آن ها مواجه شدند و ناکام ماندند.

این مراسم دو روزه عصر روز جمعه به پایان رسید.

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:30  توسط "حقوق بشر"  | 
http://www.petitiononline.com/keyvanr/petition.html


کمپین نجات "کیوان رفیعی" فعال حقوق بشر
لطفا برای امضا روی لینک بالا کلیک کرده
ودر صورت امکان دیگران را نیز مطلع فرمائید


 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:27  توسط "حقوق بشر"  | 

امیرحسین موحدی

وقتی درپائیز۸۴بقیدوثیقه ۵۰میلیون تومانی اززندان آزادشدم بیاری دوستان مبارزتوانستیم کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران را سازماندهی کنیم آنروزها اغلب یاران وارباب رسانه ها ازما میپرسیدندچرابحران؟ وما سعی میکردیم توضیح دهیم که موضوع نقض حقوق بشردرایران وارد مراحل سخت وبحرانی شده ودیگرنمیتوان باعبارات وواژگان مصطلح درجهان آنرا تجسم کرد آنروزهارژیم تهدیداتی مطرح میکردکه اگرپرونده هسته ای ایران بشورای امنیت برده شود زندانیان سیاسی راسرخواهد بریداین عین الفاظ رئیس زندان رجائی شهرکرج بوددوستان زندانی که متاسفانه تعدادی ازآنهابشهادت رسیده اندمثل شهدافیض مهدوی-حجت زمانی-اکبرمحمدی وزندانیان سیاسی دیگرازجمله منوچهرمحمدی وبسیاری دیگرکه بدلایل امنیتی نامشان رانمیبریم چون هنوزبرخی ازآنها دلیرانه در زندان هستندوبرخی دیگرمثل بهنام(اسد)شقاقی ازکشورخارج شده اندهمه وهمه باکمیته بحران درتماس بودندوسعی میکردیم توسط رسانه هایی مثل رادیوفردا وصدای آمریکا مرتباودقیق فشاربرزندانیان راپوشش خبری دهیم وقتی تهدیدات علیه زندانیان درشب تاسوعای حسینی ۸۴عملی شدواسدشقاقی با رنج فراوان ازگوهردشت اطلاع دادحجت زمانی باشجاعت به دارآویخته شد ومنابع دیگرمان خبرراتائیدکردندحساسیت وسختی کارمان را( باوجودمشکلات فنی ومالی وفشار ودستگیریهای بی امان دیدبانان کمیته) درک کردیم حجت راقبل ازاعدام درداخل یک اتاق بشدت مضروب کرده بودندولی الله فیض مهدوی که مدتی بعدبه این منوال شهیدشددریکی ازتماسهایش بامن تعریف میکردکه حجت یکدست گرمکن پوشیده بود صورتش راسه تیغ کرده بودوبشدت درمقابل داروهایی که به او خورانده بودندمقاومت میکرد ازاومیخواستندجلوی دوربین تقاضای عفوکندامااوهربارباخواندن سرودمیگفت خوشحالم که چگونه مردن راخودبرگزیده ام آری ماتاریخ زنده آن روزها وشبهای بحرانی هستیم که متاسفانه بابیتوجهی جامعه جهانی این بحران نه تنهامرتفع نشده بلکه ابعاد گسترده تری یافته است وقتی منوچهرزنگ زدوگفت اکبررادوباره گرفته اند وپول راهی هم گرفته اندودارند به اوین میاورند چون خودش هم زندانی بودبرمظلومیت مادرقهرمانش خون گریستیم وقتی ارتباط اکبراززندان بامابرقرار شدتکیه کلامش این بودکه زندان اوین دیگرمثل خانه ماست دیگرقبول کرده ایم برای آزادی ایران بایدزندان راخانه اول خودبدانیم من آخرین کس در بیرون اززندان بودم که اکبر یکروزقبل ازاعتصاب غذاونه روزقبل ازشهادتش تماس تلفنی گرفت خیلی التماس کردم که اعتصابش را به تعویق بیاندازدچون روزهای صدوراولین قطعنامه علیه پروژه هسته ای ایران بودوتمام اخبارتحت الشعاع قرارگرفته بوداما ایشان گفتندکه پیروزنشوی اگر هرگز نیاغازی گفت که هزینه سنگینی را به ستمگران تحمیل میکنم وبقولش وفاکرد.همانشب خانم آرمیده مصاحبه ای بامن ترتیب دادکه دربرنامه آقای بهارلوکه آقای نوریزاده هم حضورداشتندخبرراتائیدواعلام کردم خانم آرمیده شاهدبودند برماچه گذشت تاتوانستیم گریه رامهارکنیم ومصاحبه ضبط شود وهرروز بردامنه بحران حقوق بشردرایران افزوده میشودما دیگر نباید شاهدپرپرشدن اکبرهایمان باشیم دیرگاهیست زمان ارجاع پرونده حقوق بشر ایران به شورای امنیت فرارسیده.... .ادامه دارد

 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:22  توسط "حقوق بشر"  | 

 نزدیک به ۵ ماه از بازداشت "سعید متین پور" روزنامه نگار و فعال حقوق بشری، "جلیل غنی لو" و " بهروز صفری" از فعالان اجتماعی سپری می شود و خانواده هایشان در این مدت اجازه ی ملاقات با آنها را نیافته اند.

سه زندانی آذربایجان که بیش از ۴ ماه از بازداشت اشان می گذرند، از زمان بازداشت ممنوع الملاقات می باشند. و به گفته منابع موثق هم اکنون در شرایط ناگواری در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان زندانی هستند.  
 
همچنین صالح کامرانی وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر و عبدالله عباسي جوان، استاد ‏دانشگاه می باشد که از ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ همچنان بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری می شوند. 

از سوی دیگر بر اساس گزارش دیگری از زنجان  عليرضا متين پور برادر ‏سعيد متين پور و ليلا حيدري همسر بهروز صفري نيز که از ۶ شهريور ماه دستگير شدند هم اکنون در زندان زنجان به ‏سر مي برند.

لاذم بذکر است این افراد نه تنها ممنوع الملاقات بلکه حتی مجاز به تماس تلفنی با خانواده خود نمی باشند. هنوز هیچ اطلاعی از اتهام این هفت تن در دست نیست و هر هفت نفر کماکان در بازداشت موقت بسر می برند.

از کلیه سازمان های حقوق بشری و اشخاص مستقل فعال در زمینه حقوق بشر انتضار می رود وضعیت این زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند.

نوشته شده توسط ساوالان سسی
 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:19  توسط "حقوق بشر"  | 

"کارزار دفاع" از"حقوق زندانیان" سیاسی به ويژه دانشجویان دربند

متن کارزار همبستگی مهر
شوق ما ن بود که اوین موزه خواهد گشت. بندهای بندگی ازهم خواهد گسست. دیگراز رد زنجیر وتازیانه، صفحات تاریخ مان سیاه نخواهد شد. مژده می دادند که آن دشنه خون آلود که ازغلاف سازمان اطلاعات وامنیت کشوربرآمده و قلب مبارز زنان ومردان ایران زمین را دریده شکسته خواهد شد. وعده آن بود زندانی سیاسی وشکنجه انسان به دست انسان جزنقل سینه نیاکان دیگرهیچ مصداقی دراین سرزمین نیابد. قراربود سانسورجراید برای همیشه ملغی شود تا غنچه مطبوعات درفضای استقلال وآزادی قلم بشکفند. چه نهال های آرزو غرس شد تا سرسلسله همه خواست ها وقدم ها آزادی باشد. و... چون چشم گشودیم درپس احتزاز بیرق های سیاه بازچوبه های دار بود که رقص مرگ را به جنبش می آورد. ودیگربارباستیل ما اوین شد که هرچه آزاده یافت درچنبره بی ترحم خود فرو کشاند. پیش از آنکه سحرگاه پرده ازرخسار شب برکشد، دست بیداد یک کهکشان ستاره را یکجا دریک وجب گوربه خروارها خاک سپرد تا قبح این جنایت ازدیده ها نهان شود وآنگاه خاوران یک پهنه گشت ازاشک وماتم برستارگانی که حتی بی خشت گوردفن شدند. وباردیگر چه قلم ها که شکستند. چه انسان ها که به جرم آگاه بودن وآگاه ساختن سلاخی شدند وبا چه تهتکی برچهره جامعه ومدنیت تیغ کشیدند. ساحت دانشگاه را به خون آغشتند. امااز18 تیر16 آذری دیگر تولد یافت. نشریات رابستند .کتاب هارا سوزاندند. بردست ها و پاها دستبند وپابند زدند. چشمهارا حتی دردرون سلول های انفرادی هم چشم بند زدند تا شاید انسان ها حق ، عدالت و آزادی را ازیاد ببرند. هرحرکت و صدا ، هراجتماع و گروه، هرنماد وهویت مستقل انسانی را دشمن امنیت (خود) خواندند. تا انسان ها با فراموش کردن انسانیت خود تبدیل به جماداتی مطیع و بی اراده شوند. حقوق کارگران را پایمال کردند. فرهنگیان را به بند آوردند وبی شرمانه درقاموس قدرت ثبت کردند که دانشجو، آزادی ، حقوق بشرهمچنان محاط درخط قرمزودرشمارواژگانی ثبت شود که مفهومی جز دشنام ازآن فهم نگردد. اما دانشگاه زنده است. حیات دانشگاه درایستادگی دانشگاه مازندران دربرابرباج خواهی آدم ربایان در اردیبهشت سال جاری نمایان شد. حیات دانشگاه دربپاخاستن دانشگاه شیراز دربرابرزیاده خواهی امنیتی ها درماههای آغازین سال جاری هویداشد. حیات دانشگاه درتحصن دانشگاه تبریز، اعتراضات دانشجویی دانشگاه مشهد ، جنبش دانشگاه لرستان ، ستارگان سپهردانشگاه همدان ، سرفرازی دانشگاه شاهرود ، دادخواهی دهها انجمن درشرف تعطیل دانشگاه های سراسرکشورواعتراض دانشجوی تعلیق ومحروم ازتحصیل نمایان شد. حیات دانشگاه درخروش دانشجویان پلی تکنیک واستقامت آنان درسیاهچال 209 اوین نمایان شد. و... مهر، ماه ازسرگیری کارزاربرای آزادی است.ما جمعی ازفعالین دانشجویی ،کارگری ، معلمان ،زنان واقوام دردرون مرز درجهت محکوم کردن رویه های ضد حقوق بشرحاکمان وبرای آزادی کلیه زندانیان سیاسی به ویژه دانشجویان دربند پلی تکنیک احمد قصابان ، احسان منصوری ، مجید توکلی و زندانیان کارگری ازجمله منصور اسانلو و محمود صالحی فعالان کرد ازجمله محمد صدیق کبود وند ، هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور و فعالان آذری از جمله منصور متین کارزاردفاع ازحقوق بشر وزندانیان سیاسی را اعلام نموده ودست یاری به سوی کلیه مبارزان راه آزادی و دمکراسی و مدافعان حقوق بشردرداخل وخارج ازکشور صرف نظرازتعلقات حزبی و گروهی درازمی کنیم.ما به منظور عینیت یافتن این کار زار ودفاع ازحقوق معلمان و دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی روز اول مهر را روز همبستگی با آنان اعلام می کنیم


جهت حمایت ازاین کارزارمی توانید اسامی خود یا نام پایگاه

اینترنتی تان را دربخش نظر این

وبلاگ اضافه نموده ویا به آدرس زیر ایمیل نمائید



hambastegi.mehr@gmail.com

http://hambastegiemehr.blogspot.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:20  توسط "حقوق بشر"  | 

ترجمه ی اطلاعیه ی حمایت از "کارگران نیشکر هفت تپه"

اکتبر 21st, 2007 by kaargaran

از کارگران نیشکر هفت تپه حمایت کنیم!!

کارگران، فعالان کارگری، مردم آزادی‌خواه ایران!!

از حدود دو هفته قبل کارگران نیشکر هفت تپه در شهر شوش در خوزستان، در اعتصاب و تحصن به سر می‌برند.

کارگران ابتدا دست از کار کشیده و با سرویس‌های کارخانه فاصله 10 کیلومتری کارخانه تا فرمانداری را، در حالی که سه بار توسط نیروهای انتظامی محاصره شدند، طی کردند و با تجمع مقابل فرمانداری اعتراض خود را گسترش دادند که منجر به اعزام نیروهای ضد شورش و برخورد خشن با تجمع‌کنندگان شد که منجر به زخمی شدن تعدادی از کارگران گردید.

کارگران نیشکر هفت تپه سه ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده‌اند. علت این امر فروش قسمت وسیعی از زمین‌های کشاورزی کارخانه و در پی آن اخراج 2000 هزار نفر از کارگران، از سوی مدیریت کارخانه است. علت فروش زمین‌ها، واردات بی‌رویه شکر طی دو سال اخیر از سوی دولت می‌باشد.

کارگران اعتصابی تا کنون مطالبات چندی را مطرح کرده‌اند که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

رسمی شدن کارگران موقت، تشکل مستقل کارگری، اسکان در خانه‌های سازمانی کارخانه، توقف فروش زمین‌های کارخانه، پرداخت دستمزدهای معوقه، اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل و افزایش دستمزد.

کارگران هفت تپه با نامه‌نگاری به نهادهای بین‌المللی از جمله “آی. تی. یو. سی” و “آی. ال. او” مشکلات خود را مطرح کرده‌ و خواستار رسیدگی به مطالباتشان و بازگشت به کار شده‌اند.

در پی گسترش اعتراضات کارگران، مدیریت و مسئولان عقب‌نشینی کرده و یک ماه از حقوق کارگران را پرداخت کرده‌اند.

ما بدین وسیله از جریان‌ها مستقل و کلیه فعالان کارگری و کارگران کارخانجات و واحدهای تولیدی می‌خواهیم به هر طریق ممکن از جمله دادن اطلاعیه، کمک مالی و… از کارگران هفت تپه حمایت فعال کنند و به هر شکل ممکن همبستگی خود را با مبارزات کارگران هفت تپه اعلام نمایند.

شورای همکاری تشکل‌ها و فعالین کارگری

27/7/86

 

http://karrgaran.wordpress.com  

Let us support the Haft Tapeh Sugar Cane workers!

Workers, labour activists, freedom-loving people of Iran!

The workers of the Haft Tapeh Sugar Cane mill in Shush city in Khuzestan province [in southern Iran] have been on strike and have been holding protests for around two weeks.

After they stopped work the workers got on the factory’s transport buses and went the 10 kilometre distance from the factory to the Governor’s Office. Even though they were surrounded by the security forces three times, they got through and by gathering in front of the Governor’s Office widened their protest. This led to the riot police being called in and the violent response against those gathered led to a number of workers being injured.

The workers of Haft Tapeh Sugar Cane have not received their wages for three months. The reason for this is the sale of a huge section of the factory’s agricultural land and the sacking of 2000 workers by the factory’s management.

The reason for the land sale is the government’s reckless sugar imports during the past two years.

The striking workers have so far posed a number of demands:
- permanent jobs for contract workers,
- [the right to form] independent workers’ organisations,
- [the right to] live in houses owned by the factory,
- a stop to the sale of factory land,
- payment of unpaid wages,
- implementing the job evaluation scheme,
- a pay rise.

The Haft Tapeh Sugar Cane workers have written letters to international organisations like the ITUC and ILO setting out their problems and have asked that their demands be met and that they are allowed to return to work.

After the workers’ protests widened the management and officials backed down and have paid one month’s unpaid wages to the workers.

We ask the independent tendencies and all labour activists and workers of factories and production units to support the Haft Tapeh Sugar Cane workers in any way they can, including issuing statements, fundraising and so on. They should also declare their solidarity with the Haft Tapeh workers in any way they can.

Co-operation Council of Labour Organisations and Activists
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:11  توسط "حقوق بشر"  | 
مردم ایران نه حکومتی دارند، نه دولتی، نه مجلسی و نه محکمه ای

مردم ایران ، جمهوری اسلامی را غارتگرِ حق خویش می دانند

از اینرو انعقاد هر قرارداد و مذاکره بر سر هر حق و امتیازی که ذینفع مردم ایران اند
جز دزدی آشکار بین المللی و نقض حقوق قراردادها نمی باشد

مردم ایران به عنوان صاحب اصلی حق، هشدارِ عدم تعهد و فسخ اینگونه اقدامات را اعلام می دارند
 


نگار افشار
داریوش افشار
حسن داعی
مرداویج زیاری
کیانوش سنجری
امیدرضا میرصیافی
جاوید ایران ( با درود. فکر کنم من اولین کس پس از اعلامیۀ دکتر نصراصفهانی این موضوع را عنوان کردم و بنابراین بدون تایید نویسنده و یا پیوستن به گروه یا شخصی ویژه این موضوع را بیش از بیست و هشت سال است که فریاد می زند تایید می کنم)
داوود رحیمی
فرهنگ آهی
شهین حسینی
زری عرفانی
تارنمای ایران بدانیم بیاندیشیم بپاخیزیم
نیلوفر شمیرانی
وحید واعظی
سایۀ سعیدی سیرجانی

 
اگر مایل به امضا هستید کلیک کنید

http://www.petitiononline.com/No2IR/petition.html

برگرفته از وبلاگ سایه سیرجانی

http://sayehsirjani.blogsot.com




 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:9  توسط "حقوق بشر"  | 
فریدون نیکوفر هم به جمع اقدام کنندگان علیه امنیت ملی پیوست.


 


گزارش ابوالفضل عابدینی خبر نگار مستقل خوزستانی
طبق خبر رسیده از شهر هفت تپه فریدون نیکو فرد نماینده کارگران معترض شرکت کشت و صنعت از طرف سازمان اطلاعات بازداشت شد.
در مشروح گزارش آمده که سازمان اطلاعات و امنیت خوزستان طی تماسی با فریدون نیکو فرد در روز پنج شنبه بیست و هفتم مهرماه از این عضو فعال کارگری خواست که سریعا خود را به اداره اطلاعات معرفی نماید اما با اعتراض نیکو فرد مبنی بر غیر قانونی بودن این درخواست روبرو شدند. همچنین در ادامه این درخواست از نامبرده خواسته شد که اجازه هیچگونه تماس و یا مصاحبه با رادیو و یا سایت های خبری در خارج کشور را ندارد.
عدم پذیرش این درخواست از طرف فریدون نیکو فرد باعث شد متعاقباً نیروهای امنیتی ساعت 21 همان روز پنج شنبه فریدون نیکو فرد را در خانه مسکونی اش واقع در هفت تپه دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند. در ساعت 3 بامداد جمعه 28 مهر وی با تعهد کتبی مبنی بر عدم مصاحبه با رسانه ها و رادیوهای خارجی و عدم پیگری مطالبات کارگران آزاد شد.
صبح روز شنبه 29 مهرماه بار دیگر از سوی نهادهای امنیتی فرا خوانده شد و از ساعت 8 صبح وی در اداره اطلاعات شهرستان شوش حاضر گردید که متاسفانه پس از چند ساعت بازداشت طی پیگیری های خانواده اش، از سوی اداره اطلاعات به آنان اعلام گردید که وی در روز یکشنبه جهت تکمیل پروند قضایی به دادگستری شهرستان شوش اعزام خواهد شد.
اتهام منسوب به این عضو فعال کارگری در خوزستان اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با رسانه ها بیگانه و گروهای خارج از کشور و تحریک کارگران به شورش علیه مسئولین می باشد.
متاسفانه از وضعیت جسمی هیچگونه اطلاعی در دست نیست.



محبوبه مقدم با قرار كفالت آزاد شد

 

خبرگزاری حکومتی ایسنا: وكيل مدافع محبوبه مقدم دانشجوي بازداشت شده دانشگاه علامه طباطبايي از آزادي موكلش در روز گذشته با قرار كفالت خبر داد. محمدعلي دادخواه با اعلام اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: موكلم پيش از اين در تماس تلفني با خانواده اعلام كرده بود كه در زندان اوين به سر مي‌برد اما علي رغم اين با مراجعه‌ي خواهر موكل به زندان اوين گفته شده كه وي در اوين نيست.

 


استعفای دسته جمعی هیئت رئیسه دانشگاه بهشتی

 

سایت حکومتی فرارو: مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی که 18 ماه از فعالیت رئیس قبلی آن می گذشت صبح امروز همراه با حواشی جالب توجهی برگزار شدمراسم معارفه احمد شعبانی سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی امروز در غیاب محمد مهدی زاهدی وزیر علوم با حضور دکترسید محمد حسینی نماینده وزیر علوم در دانشگاهها، دکتر زارعی مشاور وزیر علوم، دکتر متکان مدیر کل بورس وزارت علوم و دکتر طالبیان مشاور ارشد وزیر علوم برگزار شد. در این مراسم دکتر لطیفی رئیس پیشین این دانشگاه حضور نیافته بود. ضمن اینکه هیچ معاونان این دانشگاه نیز در این مراسم حضور نداشتند. حاشیه های این مراسم در زیر آمده است :

 

در پارچه زرد رنگی که عنوان مراسم در آن درج شده بود، چنین آمده بود : "مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی."


رئیس و هیئت رئیسه سابق دانشگاه شهید بهشتی در مراسم "معارفه سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی" حاضر نشدند و برخی حضار داخل سالن از استعفای دست جمعی آنها خبر دادند.


رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی حضور در این جلسه را با دو حس خاص همراه دانست و آن را به دو مجلس شادی و ترحیم تعبیر کرد.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی در سخنانش تاکید کرد که مسئولان کشوری شروطش را برای ریاست پذیرفته اند. او شرط خود را کمک مسئولان به زیرساخت های دانشگاه دانست و اعلام کرد مسئولان کشوری قول داده اند که به کمک دانشگاه بیایند و با پذیرش این شرط من حاضر به قبول این مسئولیت شدم.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی در میان سخنانش، وضعیت خدمات رفاهی کارکنان این دانشگاه را در بدترین وضعیت خواند. در این هنگام، کارکنان دانشگاه الله اکبر گفتند و کف زدند.


نخستین جایگاهی که سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی برای اصلاحش ابراز عقیده کرد، رابط این دانشگاه با ستاد امور رفاهی وزارت علوم بود. وی گفت : چرا باید در جوار دانشگاه شهید بهشتی خانه سازمانی برای صنعتی شریفی ها درست شود و ما خودمان چیزی نداشته باشیم.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی که بر ضرورت ارتقای امکانات رفاهی دانشجویان نیز تاکید داشت، گفت : بنده یک روستایی بودم. قطعا اگر شهید بهشتی خوابگاه نداشت این دانشگاه را انتخاب نمی کردم.


احمد شعبانی - سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی از دکتر ندیمی که دو دهه پیش از حمید لطیفی عهده دار ریاست دانشگاه شهید بهشتی بود نیز یادی کرد. دکتر ندیمی با حکم محمد مهدی زاهدی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری پس از مدت ها در آغاز دولت نهم از کار برکنار شد و جای خود را به لطیفی داد.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی در ابتدا و انتهای سخنانش این چنین گفت : «برادر عزیز آقای دکتر زاهدی به بنده اعتماد کردند. به خدا قسم با خدا معامله کردم و آبرو و حیثیتم را در میان قرار دادم


حکم عزل حمید لطیفی از ریاست دانشگاه شهید بهشتی و انتصاب احمد شعبانی به سرپرستی این دانشگاه که به تاریخ امروز توسط وزیر علوم، تحقیقات و فناوری صادر شده است، توسط مجری برنامه قرائت شد.


وزیر علوم هدیه ای را توسط دکتر طالبیان مشاور ارشد خود برای دکتر لطیفی رئیس سابق دانشگاه شهید بهشتی به مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه فرستاده بودند اما دکتر لطیفی در جلسه حضور نداشت و طالبیان به رئیس جدید دانشگاه توصیه کرد تا این هدیه را به حمید لطیفی برساند.  دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه حضور نداشتند



ممنوع الملاقات بودن ۷ زندانی سیاسی آذربایجانی

ایران ب ب ب

نزدیک به ۵ ماه از بازداشت "سعید متین پور" روزنامه نگار و فعال حقوق بشری، "جلیل غنی لو" و " بهروز صفری" از فعالان اجتماعی سپری می شود و خانواده هایشان در این مدت اجازه ی ملاقات با آنها را نیافته اند.

سه زندانی تورک که بیش از ۴ ماه از بازداشت اشان می گذرند، از زمان بازداشت ممنوع الملاقات می باشند. و به گفته منابع موثق هم اکنون در شرایط ناگواری در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان زندانی هستند.

همچنین صالح کامرانی وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر و عبدالله عباسي جوان، استاد ‏دانشگاه می باشد که از ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ همچنان بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری می شوند.

از سوی دیگر بر اساس گزارش دیگری از زنجان عليرضا متين پور برادر ‏سعيد متين پور و ليلا حيدري همسر بهروز صفري نيز که از ۶ شهريور ماه دستگير شدند هم اکنون در زندان زنجان به ‏سر مي برند.

لاذم بذکر است این افراد نه تنها ممنوع الملاقات بلکه حتی مجاز به تماس تلفنی با خانواده خود نمی باشند. هنوز هیچ اطلاعی از اتهام این هفت تن در دست نیست و هر هفت نفر کماکان در بازداشت موقت بسر می برند.

از کلیه سازمان های حقوق بشری و اشخاص مستقل فعال در زمینه حقوق بشر انتضار می رود وضعیت این زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند.


ساوالان سسی
 



 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:2  توسط "حقوق بشر"  | 
 





جمعی از دانشجویان دانشگاه دانشگاه علامه با استناد به امضای هزار نفر از دانشجویان این دانشگاه، مبنی بر سو مدیریت ریاست این دانشگاه خواستار عزل آقای شریعتی شدند. گفتنی است تا به حال کمتر سابقه داشته که چنین جمعیت دانشجویی یک خواسته مشخص داشته باشد. البته چند سال پیش جمع بسیار کمتری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، این خواسته را برای دکتر ریاضی، ریاست این دانشگاه مطرح کردند که ایشان به خاطر داشتن شخصیت آکادمیک و دانشگاهی، فورا این خواسته را پذیرفتند.

متن کامل نامه به شرح ذیل است:

آقای دکتر محمد مهدی زاهدی

وزیر محترم علوم و تحقیقات و فناوری

با سلام

پیرو تقاضای بی اجابت ملاقات اعضای کمیته دفاع از حق تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی با جنابعالی وامتناع آن وزارت از پذیرش نمایندگان دانشجویان محروم شده از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی، ذیلاً مطالبی معروض می شود:

_ عملکرد آقای شریعتی رییس دانشگاه علامه طباطبایی، طی دوسال ریاست این مرکز مهم آموزش عالی، مصداق واقعی سوءمدیریت و بحران سازی بوده است. متأسفانه ایشان با آفریدن بحران های پی در پی از طریق اقدامات نسنجیده، غیرقانونی و تحریک آمیز، فضای لازم برای فعالیتهای آکادمیک، پویایی و نشاط دانشگاه را از بین برده و به عمد، با ساختن فضای متشنج، دانشجویان را تحریک کرده اند.

_اعلام غیرقانونی انحلال انجمن اسلامی دانشجویان، ایجاد محدودیت برای کلیه ی انجمن های مستقل دانشجویی، عدم ارائه مجوز برگزاری انتخابات شوراهای صنفی، توقیف نشریات دانشجویی و عدم ارائه مجوز به متقضیان در طول دوره مدیریت، ایجاد جو وحشت و خفقان در دانشگاه از طریق برخوردهای دون شأن نظام آموزشی عالی و دور از موازین اسلامی، برخورد فیزیکی، توهین، ضرب و شتم و فحاشی از سوی کارکنان دانشگاه و ماموران حراست که در نامه شماره ۳۳۵۲ دبیرخانه وزارتی، مشروح آن ذکر شده است و از همه غم انگیزتر و باورنکردنی تر صدور حکم محرومیت از تحصیل، در روندی کاملا غیر قانونی برای نزدیک به سی دانشجوی دانشگاه علامه که تنها گناهشان نقد مسالمت آمیز و دلسوزانه ی این رویه های غیرقانونی بوده است، تنها بخشی از مصادیق این سوءمدیریت متحیرکننده است. مسلماً ریاست یک مرکز علمی در حد دانشگاه علامه طباطبایی باید بر عهده ی فردی با سجایای اخلاقی پسندیده، خصوصیت وزانت شخصیت علمی و مقبولیت در میان دانشجویان و اساتید باشد. اما متأسفانه آقای شریعتی در برخورد با دانشجویان و حتی اعضای هیأت علمی، زبانی جز زبان زور، تهدید و تحقیر نمی شناسند. همین رویه بود که در سال گذشته به استعفای جناب آقای دکتر احمدی، ریاست فاضل دانشکده ی حقوق منجر شد. اکنون، اگر ما به شما به عنوان مرجع عالی تر متوسل شده ایم، به این دلیل است که ایشان تقاضای ما را برای گفت و گو در میان دانشجویان بی پاسخ گذاشته و حاضربه پاسخ در قبال عملکرد خود و حوزه مدیریتیش نیست. و اگر این بار هم نتوانیم پاسخ بگیریم برای احقاق حقوق خویش چاره یی جز توسل به دیگر نهادهای قانونی مانند مجلس شورای اسلامی نخواهیم داشت.

_گویاست که این سخن چند نفر نیست و صدای گویا و محکم یک هزار دانشجوست، چیزی که تا کنون سابقه نداشته و بنابر آنچه گفته شد و با استناد به امضا و خواست قریب به هزار تن از دانشجویان دانشگاه علامه که به این نامه پیوست می شود، دو خواسته از جنابعالی داریم:

الف- عزل بی قید و شرط آقای شریعتی، ریاست دانشگاه و جایگزینی ایشان با مدیر شایسته یی که بر اساس ضوابط و قواعد یک نهاد آکادمیک انتخاب شده باشد.

ب- رفع تمام تحدیدها و لغو احکام انضباطی و احکام محرومیت از تحصیل و لغو محدودیت تشکل ها و نشریات دانشجویی که در زمان ریاست ایشان به طور غیرقانونی ایجاد شده است و بازگشت هر چه سریعتر دانشجویان محروم شده به سر کلاس های درس.

در پایان امیدواریم که در نظام آموزشی کشورمان دیگر شاهد این برخوردهای غیرمنطقی و غیرقانونی با دانشجویان نباشیم.

جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

رونوشت:

کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی

کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

دفتر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی

خبرگزاری های داخلی


 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 0:49  توسط "حقوق بشر"  | 
هانی خواندارمعروف به هانی کرده از بازداشت شدگان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، با گذشت بیش از 3 ماه همچنان در بند 209 و در سلول انفرادی نگهداری می شود. مادر وی با اعلام این خبر می گوید:" در طی این مدت تنها یک بار توانسته فرزندش را ملاقات کند و پس از آن دادگاه وی را ممنوع الملاقات اعلام کرده است." هانی خواندار که به عنوان یکی از افراد موسوم به اراذل و اوباش به اعدام محکوم شده بود، پس از 3 ماه بازداشت در سوله کهریزک به بند 209 انتقال یافت. وی که به ادعای سایر بازداشت شدگان این طرح در طی دوران بازداشت، بیش از سایرین مورد شکنجه وضرب و شتم قرار گرفت در ملاقات کوتاه با مادرش خبر مربوط به "کشیدن ناخنهایش" را تایید کرد. مادر هانی می گوید" دو تا از ناخنهای پسرم را کشیده بودند، اما وقتی در دادگاه انقلاب به آقای نمازی( قاضی رسیدگی کننده به پرونده متهمان با عنوان اراذل و اوباش) اعتراض کردم، ایشان گفت که در محل نگهداریشان قند کم بوده، به همین دلیل ناخنهایش سیاه شده و افتاده است." ادامه بازداشت و نگهداری این متهمان در حالی صورت می گیرد که اکثریت بازداشت شدگان پس از تحمل چندین ماه حبس با قید وثیقه آزاد شده و یا در شرف آزادی قرار دارند، با این حال چند تن از بازداشت شدگان هنوز در زندان نگهداری می شوند و از حق تماس و ملاقات با خانواده های خود محرومند. مادرهانی اشاره می کند که دادگاه به وی اعلام کرده، پرونده پسرش در مرحله کارشناسی است و لذا حق تماس و ملاقات ندارد. این درحالی است که به ادعای وی، فرزندش به دلیل شدت شکنجه های موجود، 6 روز در بیمارستان سجاد بستری بوده است. هانی خواندار معروف به هانی کرده ، همزمان با طرح ارتقای امنیت اجتماعی بازداشت شد. وی که پیش از این نیز سابقه بازداشت و زندان را داشته است، در مدت بازداشت خود، دو بار توسط مأموران به محوطه اجرای حکم اعدام برده شده و پس از طی تمامی مراحل اجرای این حکم، با انداختن ترقه زیر پایش، به سلول بازگردانده شد. بازداشت شدگان که همگی اتهامات مشابهی داشته اند، می گویند:" پس از بازداشت و انتقال به پلیس امنیت از همه آنان سوال شده است ،" چند بار تجاوز کرده اید؟!" مادر هانی به نقل از پسرش می گوید." پسر بچه ها را کتک می زده اند تا اعتراف کنند که از جانب متهمان مورد تجاوز قرار گرفته اند!" با آزادی اکثریت بازداشت شدگان این طرح در طی هفته های گذشته از زندان، عملکرد غیرقانونی و غیر انسانی دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرد. چراکه تمامی بازداشت شدگان در طی دوران زندان به سخت ترین اشکال ممکن مورد شکنجه واقع شده اند تا جایی که 10 تن از آنان بر اثر شدت جراحات و عدم رسیدگی مسئولین بازداشتگاه، جان باخته اند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر؛ ضمن استقبال از آزادی بازداشت شدگان این طرح، خواهان برخورداری متهمان بازداشتی از کلیه حقوق قانونی خود از جمله حق ملاقات و تماس با خانواده می باشد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 22:36  توسط "حقوق بشر"  | 
 





جمعی از دانشجویان دانشگاه دانشگاه علامه با استناد به امضای هزار نفر از دانشجویان این دانشگاه، مبنی بر سو مدیریت ریاست این دانشگاه خواستار عزل آقای شریعتی شدند. گفتنی است تا به حال کمتر سابقه داشته که چنین جمعیت دانشجویی یک خواسته مشخص داشته باشد. البته چند سال پیش جمع بسیار کمتری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، این خواسته را برای دکتر ریاضی، ریاست این دانشگاه مطرح کردند که ایشان به خاطر داشتن شخصیت آکادمیک و دانشگاهی، فورا این خواسته را پذیرفتند.

متن کامل نامه به شرح ذیل است:

آقای دکتر محمد مهدی زاهدی

وزیر محترم علوم و تحقیقات و فناوری

با سلام

پیرو تقاضای بی اجابت ملاقات اعضای کمیته دفاع از حق تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی با جنابعالی وامتناع آن وزارت از پذیرش نمایندگان دانشجویان محروم شده از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی، ذیلاً مطالبی معروض می شود:

_ عملکرد آقای شریعتی رییس دانشگاه علامه طباطبایی، طی دوسال ریاست این مرکز مهم آموزش عالی، مصداق واقعی سوءمدیریت و بحران سازی بوده است. متأسفانه ایشان با آفریدن بحران های پی در پی از طریق اقدامات نسنجیده، غیرقانونی و تحریک آمیز، فضای لازم برای فعالیتهای آکادمیک، پویایی و نشاط دانشگاه را از بین برده و به عمد، با ساختن فضای متشنج، دانشجویان را تحریک کرده اند.

_اعلام غیرقانونی انحلال انجمن اسلامی دانشجویان، ایجاد محدودیت برای کلیه ی انجمن های مستقل دانشجویی، عدم ارائه مجوز برگزاری انتخابات شوراهای صنفی، توقیف نشریات دانشجویی و عدم ارائه مجوز به متقضیان در طول دوره مدیریت، ایجاد جو وحشت و خفقان در دانشگاه از طریق برخوردهای دون شأن نظام آموزشی عالی و دور از موازین اسلامی، برخورد فیزیکی، توهین، ضرب و شتم و فحاشی از سوی کارکنان دانشگاه و ماموران حراست که در نامه شماره ۳۳۵۲ دبیرخانه وزارتی، مشروح آن ذکر شده است و از همه غم انگیزتر و باورنکردنی تر صدور حکم محرومیت از تحصیل، در روندی کاملا غیر قانونی برای نزدیک به سی دانشجوی دانشگاه علامه که تنها گناهشان نقد مسالمت آمیز و دلسوزانه ی این رویه های غیرقانونی بوده است، تنها بخشی از مصادیق این سوءمدیریت متحیرکننده است. مسلماً ریاست یک مرکز علمی در حد دانشگاه علامه طباطبایی باید بر عهده ی فردی با سجایای اخلاقی پسندیده، خصوصیت وزانت شخصیت علمی و مقبولیت در میان دانشجویان و اساتید باشد. اما متأسفانه آقای شریعتی در برخورد با دانشجویان و حتی اعضای هیأت علمی، زبانی جز زبان زور، تهدید و تحقیر نمی شناسند. همین رویه بود که در سال گذشته به استعفای جناب آقای دکتر احمدی، ریاست فاضل دانشکده ی حقوق منجر شد. اکنون، اگر ما به شما به عنوان مرجع عالی تر متوسل شده ایم، به این دلیل است که ایشان تقاضای ما را برای گفت و گو در میان دانشجویان بی پاسخ گذاشته و حاضربه پاسخ در قبال عملکرد خود و حوزه مدیریتیش نیست. و اگر این بار هم نتوانیم پاسخ بگیریم برای احقاق حقوق خویش چاره یی جز توسل به دیگر نهادهای قانونی مانند مجلس شورای اسلامی نخواهیم داشت.

_گویاست که این سخن چند نفر نیست و صدای گویا و محکم یک هزار دانشجوست، چیزی که تا کنون سابقه نداشته و بنابر آنچه گفته شد و با استناد به امضا و خواست قریب به هزار تن از دانشجویان دانشگاه علامه که به این نامه پیوست می شود، دو خواسته از جنابعالی داریم:

الف- عزل بی قید و شرط آقای شریعتی، ریاست دانشگاه و جایگزینی ایشان با مدیر شایسته یی که بر اساس ضوابط و قواعد یک نهاد آکادمیک انتخاب شده باشد.

ب- رفع تمام تحدیدها و لغو احکام انضباطی و احکام محرومیت از تحصیل و لغو محدودیت تشکل ها و نشریات دانشجویی که در زمان ریاست ایشان به طور غیرقانونی ایجاد شده است و بازگشت هر چه سریعتر دانشجویان محروم شده به سر کلاس های درس.

در پایان امیدواریم که در نظام آموزشی کشورمان دیگر شاهد این برخوردهای غیرمنطقی و غیرقانونی با دانشجویان نباشیم.

جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

رونوشت:

کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی

کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

دفتر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی

خبرگزاری های داخلی


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 22:32  توسط "حقوق بشر"  | 

مقام های اقتصادی هفت قدرت ثروتمند جهان – G7 - ، تلاش های گروه «اقدام عليه پولشويی» را در کشف «پولشويی و ديگر اقدامات مالی نامشروع مرتبط با ايران» ستايش کردند.

مقام های اقتصادی کشورهای کانادا، آمریکا، ایتالیا، فرانسه، آلمان، ژاپن و بریتانیا، که به عنوان «هفت قدرت بزرگ اقتصادی جهان» توصیف می شوند، بیانیه ای که در همین زمینه صادر شده است را امضا کرده اند.

 گروه «اقدام عليه پولشويی» که به نام FATF نيز شناخته می شود، روز جمعه، ۲۰ مهرماه اعلام کرده بود که در ايران، به دليل ضعف های سيستم نظارتی در ساختار مالی، احتمال بهره برداری شبکه های تروريستی از اين نقاط ضعف برای تامين مالی عمليات خود وجود دارد.

 يک هفته پس از انتشار اين گزارش، مقام های اقتصادی هفت کشور ثروتمند جهان – G7 - ، بعد از اجلاس يک روزه خود که در واشينگتن برگزار شد، در بيانيه ای اعلام کردند: «ما بر مواضع خود برای مبارزه با پولشويی و حمايت مالی از شبکه های تروريستی و ديگر اقدامات مالی نامشروع که خطرهای مشابهی برای بازارهای مالی دارد، تاکيد می کنيم.»

در بخش ديگری از اين بيانيه آمده است: «ما به ويژه اقدامات گروه اقدام عليه پولشويی را در مسير حمايت از سيستم مالی بين المللی برای مقابله با پولشويی و حمايت مالی از تروريسم در ايران، ستايش می کنيم.»

بر اساس گزارش اين گروه که وظيفه ديدبانی بين المللی برای مبارزه با پولشويی را به عهده دارد، ناکارآمدی سيستم نظارتی نظام مالی و پولی ايران در مبارزه با «پولشويی»، زمينه ساز آسيب پذيری نظام مالی بين المللی شده است.

اين بيانيه می افزايد: «به دنبال دو قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل که به برنامه های اتمی و برنامه های موشک های بالستيک ايران اشاره دارد و همچنين واکنش گروه اقدام عليه پولشويی که به روشنی خطر منابع مالی نامشروع را توسط ايران مشخص کرده است، به موسسات مالی توصيه می شود که اين خطر را مورد نظر قرار بدهند.»

هفته گذشته، گروه »اقدام عليه پولشويی» خواسته بود که بدون درنگ، برای «رفع ناکارآمدی» ها در زمينه سيستم نظارت مالی خود اقداماتی انجام دهد.

بر اساس گزارش اين گروه که وظيفه ديدبانی بين المللی برای مبارزه با پولشويی را به عهده دارد، ناکارآمدی سيستم نظارتی نظام مالی و پولی ايران در مبارزه با «پولشويی»، زمينه ساز آسيب پذيری نظام مالی بين المللی شده است.
 
گروه «اقدام عليه پولشويی» - Financial Action Task Force on Money Laundering – در سال ۱۹۸۹ ميلادی، توسط کشورهای گروه G7 تشکيل شد تا با پولشويی و همچنين گردش مالی گروههای تروريستی مقابله کند.

در حال حاضر ۳۲ کشور جهان عضو اين گروه هستند و با آن همکاری می کنند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:53  توسط "حقوق بشر"  | 
سایت نوروز: خبرگزاری فارس، از اصلیترین رسانههای خبری جریان حاکم در اقدامی عجیب با انتشار مطلبی، اهانتهای فراوانی را به مذهب یهودیت و پیروان آن انجام داد.

خبرگزاری فارس در این مطلب موهن سعی کرده تا با استناد به آیات قرآن درباره قوم بنیاسرائیل و تعمیم آنها به دین یهودیت و برخی نوشتههای علامه طباطبایی به وهن دین یهودیت بپردازد.

در این مطلب با طرح این پرسش که «به راستی! چرا خداوند متعال در قرآن كریم برای هدایت و عبرت خلق، بیش از همه اقوام و امتها، به اوصاف و شیوههای رفتاری یهود اشاره فرموده و از آنها مثال آورده است؟» آمده است: «خصایص و ویژگیهای قوم یهود آنچنان كه در قرآن كریم اشاره شده، در ردیف بدترین و زشتترین رفتار و صفاتی است كه ممكن است انسان یا قومی در زندگی دنیایی خویش داشته باشد».

در ادامه این مطلب از «گرایش به بت پرستی» به عنوان یکی از ویژگیهای بارز قوم یهود نام بردهشده و افزوده شده: «دنیاگرایی و دلبستگی مفرط و شدید به دنیا و مطامع دنیوی و عدم اعتقاد و توجه به سرای آخرت و روز قیات، دیگر ویژگی اختصاصی و لاینفك «یهود» شمرده شده است؛ به طوری كه در این زمینه نوشتهاند: یهود به جهان پس از مرگ معتقد نیست و پاداش و كیفر را منحصر به زندگی دنیا میداند»

در این خبر همچنین آمدهاست: «یهود ثروت و لذائذ جسمی را هدف اساسی در زندگی خود میداند و برای جمعآوری ثروت میكوشد. البته یهودیان نه تنها موضوع دنیاپرستی و عدم توجه به آخرت را به عنوان اتهام نسبت به خویش قلمداد كرده، بلكه مدعی شدهاند كه سرای آخرت مختص آنهاست».

در پایان این مطلب موهن با بیان اینکه «امروز نیز یهودیان، دنیاگرایی و مطامع دنیوی خود را تحت پوشش به اصطلاح دین (آئین یهود) تفسیر، توجیه و تبلیغ میكنند، در حالی كه به اعتقاد عالمان و مفسران علوم قرآنی، یهود نه تنها به ماوراءالطبیعه و ماوراء حس و اصول وحی و معاد بیاعتقاد است، بلكه علت اساسی و منشاء ضلالت و انحراف «یهود»، «مادهپرستی» و «حسگرایی» بوده است»، نوشته شدهاست: «امروز عواطف، احساسات و افكار عمومی در غرب تحت سیطره این فرهنگ است. تذكر این موضوع اگر چه بسیار تلخ و ناگوار مینماید، اما واقعیتی است كه نمود عینی پیدا كرده و بر عرصه جهانی سایه شوم خود را گسترده است و خطر آن، جغرافیای فرهنگ و اجتماع در جهان را تهدید میكند».


نماینده یهودیان: شكایت میكنیم

در این حال،«موریس معتمد» نماینده جامعه کلیمیان در مجلس هفتم با انتقاد شدید از محتوای این مطلب، تصریح کرد که «به عنوان نماینده یهودیان ایران پس از بررسی مسئله، قطعا از خبرگزاری مزبور و نویسنده مطلب فوق به مرجع قضایی شکایت خواهد کرد».

وی در گفتوگو با سایت آفتاب افزود: «کلیه مطالب مندرج در یادداشت این خبرگزاری نادرست و خلاف واقع است».

معتمد اضافه کرد: «در قرآن مجید نه تنها به هیچ وجه با دین یهود به عنوان یک مکتب انحرافی برخورد نشدهاست بلکه جای جای آن سرشار از احترام به یهودیت و پیامبران این دین است. بنابراین، مطلب این خبرگزاری ناشی از تعصبات و نگاه تنگنظرانه نویسنده آن است».

نماینده کلیمیان در مجلس هفتم با بیان اینکه «قوم یهود از سلاله حضرت موسی(ع) است»، اظهار داشت: «دین یهودیت به تمام اصول الهی دین اسلام و دیگر ادیان اسلامی از جمله توحید، معاد و نبوت ایمان دارد و انتساب مطالب موهن اینچنینی به آن تنها میتواند به علت غرضورزی و برخورداری از دیدگاههای خاص ضدیهودی باشد».

وی با تأکید بر نادرست و خلاف واقع بودن مطلب خبرگزاری یاد شده تصریح کرد: «پس از بررسی و جمعبندیهای لازم و به جهت آنکه این مطلب بر خلاف نامگذاری سال جاری به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، به عنوان نماینده جامعه کلیمیان کشور از خبرگزاری فوق و نویسنده آن به مراجع مربوط شکایت خواهم کرد
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:52  توسط "حقوق بشر"  | 


بیش از ده روز از هجوم مأموران امنیتی سنندج به منزل روناک صفازاده از فعالان حقوق زنان و عضو «کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» در این شهر و دستگیری وی میگذرد. این در حالیست که نه تنها تا کنون هیچگونه اطلاعی از محل بازداشت روناک در اختیار خانوادهاش قرار داده نشده بلکه مادر ایشان در مراجعه به نهادهای قضایی جهت آگاهی از وضعیت فرزند خود با انواع توهینها از سوی مسئولان مربوطه مواجه گشته و حتی در مواردی نیز مورد تمسخر قرار گرفته است. ما امضاءکنندگان این بیانیه ضمن تائید خواستههای حقخواهانه و فعالیتهای مسالمتجویانهی روناک صفازاده و دیگر فعالان کمپین یک میلیون امضاء که چیزی جز درخواست برای تغییر قوانین تبعیضآمیز و جمعآوری امضاء جهت رسیدن به این هدف نیست و با آگاهی از تبعیض مضاعفی که قانون بر زنان کُرد روا میدارد، بازداشت غیرقانونی روناک صفازاده و برخورد غیرانسانی با مادر ایشان را محکوم نموده و خواستار روشن شدن وضعیت کنونی وی و آزادی سریع و بدون قید و شرط او هستیم.

اسامی به ترتیب حروف الفبا (بر اساس نام کوچک):

آذر جوان / آراز فنی / آرش امیری / آرش بهمنی / آرش حافظی / آرش کیا / آرش ناطقی / آرش آهنگر قشقایی / آرش بهرامی / آرمان آریان / آرمان معماری / آریو رحیمی / آزاد الماس / آزاد ایل¬بیگی/ آزاد مرادیان / آزاده بنایی / آزاده سپهری / آمنه شیرافکن / آناهیتا فضل / آناهیتا کوچمشگی / آنیتا ملک / آیدا سعادت / آینده آزاد

ابراهیم امدادی / ابراهیم مرادی / ابوالفضل اردوخانی / احسان رمضانیان / احمد زاهدی لنگرودی / احمد فاتحی / اختر اسلامی / ارشیا نوری / اسد مذنبی / اسفندیار ناوران / اسماعیل مولودی / اسماعیل وفا / اشکان آرشیان / اشکان منفرد / اعظم صبوری / افروز مغزی/ افق بیگدلی / اقبال اقبالی/ اقدس اتفاق / اقدس حماسیان / اکبر رئوفی / اکبر زرگر / المیرا علی¬ حسینی / الهام عبادتی / الهام قیطانچی / الهه عصاره / الهه موسوی / الینا آذری / امجد امجدی / امید بیگزاده / امید رستگار / امید کنعانی تودشکی / امیر امیرقلی/ امیر جواهری لنگرودی / امیرفرشاد ابراهیمی / امیرمسعود سعیدفر/ امیر معصومی / امیر نورمندی / امین احمدیان / انور میرستاری / اوکتای داراب زند / ایراندخت فامیلی / ایرج اورجی گیوی / ایرج غفاری / ایرج مصداقی / ایوا سلیم

بامشاد تابناک / بتول دولتخواه/ بتول همتی / بردیا سپند / بردیا فروهر / بلال مرادویسی / بنفشه حجازی / بهار بهساز / بهار خاتمی / بهار محمد قلیپور / بهاره فامیلی / بهاره میرزاحسین / بهاره هدایت / بهداد بردبار/ بهرام سپاسگزار / بهروز سورن / بهروز محمودیان / بهزاد امیری / بهزاد توفیقیان / بهزاد کریمی / بهزاد مهرانی / بهزاد مهرداد / بهمن داراب / بهمن نیرومند / بهمن یعقوبی / بهناز شکاریار / بهناز مهرانی / بیتا طاهباز / بیتا قرهباغی / بیژن پیرزاده / بینا داراب زند

پارسا کرمانیان / پالیزا کلانکی / پرتو کیانی / پرتو نوریعلاء / پرستو اکرمی / پرستو الهیاری / پروانه قاسمیان / پروانه وحیدمنش / پرویز داورپناه / پرویز میرمکری / پروین اخباری / پروین اردلان / پروین اشرفی / پروین قائممقامی / پریسا الوندپور / پریسا کاکایی / پریش پاهکین / پریوش نوروز / پژمان خرسند / پژهان مختاری / پگاه سجادی / پوپک مهاجر / پوپک نوید / پوران کریمی / پوریا عالمی / پویا پویایی / پویا زندی / پویان الهیاری/ پویان فخرایی/ پویش عزیزالدین / پویه مددی / پیمان محتشمی

تارا سپهریفر / تارا کریمیایی / تارا نجداحمدی / تامارا داورپناه / ترانه امیرتیموری / ترانه روستا / تکین آغداشلو / تمنا یاری / تورج پارسی / تونیا کبودوند

ثریا فلاح

جعفر رسولی / جلال سجادی / جلوه جواهری / جمال رشیدی / جمشید آیین¬دار / جواد باذل / جواد موسوی خوزستانی

حدیث جاودانی / حدیث السادات وکیلیان / حسام فیروزی / حسن آریا / حسن درویشپور / حسن زارعزاده اردشیر / حسن زهتاب / حسن عربزاده حجازی / حسن نایب هاشم / حسین رزاقی / حسین شیری / حسین قاضیان / حسین ورجاوند / حشمت طبرزدی / حماسه غفاری / حمید برونوند / حمید رستمی / حمید ساکت / حمید سرداری / حمید علیزاده بهبهانی / حمید فرخنده / حمید کارگر/ حمید وحدتی / حمیدرضا حسینی / حمیدرضا رمضانی / حمیده ایزدی/ حمیده نظامی / حنیف یزدانی

خدیجه مقدم / خرسند ستوده / خسرو خواجهنوری / خسرو عبدالهی

دارا نیرویی / داوود مش / دیوید اعتباری

راحله حسینزاده / راحله حسینی / راحله عسگریزاده / راحله کشتگر / راشین مختاری / رامین صدری / رزا حسامی / رشید اسماعیلی / رضا احمدی / رضا اقنامی / رضا باقری/ رضا بحری / رضا دوار/ رضا سلطانوند / رضا سیدیپور / رضا فیضی / رضا کریمی / رضا مرزبان / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / رکسانا ستایش / روجا بندری / روجا لطفینژاد / روزبه شفیعی/ روزبه گرجی / روشنک قریشی / روفیا عباسی / رویا برومند / رویا پاکزاد / رویا رهبر / رویا طلوعی / رها آزاد / رها بیگ محمدی/ رها مسعودیان

زارا امجدیان / زانیار احمدی / زری سالاری / زهرا پشگاهیفرد / زهرا تیرانی / زهرا جلالی / زهرا دریانی / زهرا صادقی / زهرا قنبری / زهره ارزنی / زهره اسدپور / زهره شجاعی / زیبا بختیاری / زینب بایزیدی

ژاله سالاری / ژیلا ابراهیمی / ژیلا بنی¬یعقوب

ساچلی افلاکی / سارا ایمانیان / سارا حلمزاده / سارا کرمانیان / سارا لقمانی / سارا محمدی / سارا موسوی خوئینی¬ها / ساره سالاری / سالار پاشایی / سالار کرداری / سام قندچی / سامان دادمان / سامان رسولپور / ساناز محمدی/ سبحان سالاری / ستار امینی / ستاره بابکیراد / ستاره سجادی / ستاره نامدار / سجاد نیکنام / سحر سجادی / سحر غلامی / سحر موقتی / سردار ساعدی / سرور صاحبی / سروه مرادویسی / سعید اسلمانی/ سعید برزگر / سعید حبیبی / سعید شعبانی رکن ¬وفا / سعید غلامپور / سعید قاسمینژاد / سعید قرائتی / سعیده میرکی/ سعیده سعیدی/ سکینه (رویا) مدرسی / سلیمان محمدی / سمانه رستگار/ سمیه آقایی/ سمیه فرید / سمیه موسوی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سونیا غفاری / سهیلا دولتشاهی / سهیلا ستاری / سیامک ستوده / سیامک طاهری / سیامک فرید / سیاوش برهان دیانی / سیاوش جلیلی / سیاوش منتظری / سید قیس دهزاد / سیده بطول طباطبایی / سیما حسین زاده/ سیمین امینی / سیمین مرعشی / سیمیندخت فامیلی / سینا انصاری

شادی هوسمی / شاکر غریب دوست / شاهین انزلی / شبنم شریعتی / شراره عبدالحسینی / شراگیم زند وکیلی / شفق بیگدلی / شکوفه منتظری / شکوه میرزادگی / شلیر ممندی / شیوا تقوی/ شهاب فیضی / شهابالدین شیخی / شهاب میرزایی/ شهرام آقامیر / شهرام رفیعزاده / شهرام صادقی/ شهرزاد ارشدی / شهره موحدی / شهریار ماجری کسمایی / شهلا شفیق / شهلا مبینی / شهلا محسنی / شهین شاکری/ شهین شکاری / شهین محمدی / شیرکو جهانی اصل / شیرین اردلان / شیرین دلیلی / شیرین مومنی / شیما فرزادمنش / شیوا شادلو / شیوا طحان / شیوا مقدم / شیوا نظرآهاری

صادق کار / صبا کهربائیان / صدیقه بحرائی / صدیقه کشاورز / صدیقه محمدی

طاهر خدیو / طاهره خرم

عارف روشناس / عاطفه خمسه / عباس عاقلی¬زاده / عباس لقمانی / عبدالعزیز مولودی / عرفان ایرانی / عسگر داوودی / عسل اخوان / عسل افشاری / عسل پیرزاده / عفت ماهباز / عطیه وحیدمنش / علی اشرافی / علی اوحدی / علی پورنقوی / علی پیشگاه / علی ثمری / علی حاجیآقا / علی زیرک / علی صادقی / علی طایفی / علی قائدی / علی کلائی / علی مختاری / علی معظمی / علی نیکونسبتی / علی وفقی / علی هنری / علی¬رضا اخوان / علی رضا جابری/ علی¬رضا جباری / علیرضا فخر / علی¬رضا فقاهتی /

غزاله عسگریزاده / غزل شولیزاده/ غفور محمدی

فاطمه خوشرو / فاطمه کنعانی تودشکی / فتانه فراهانی/ فتحیه زرکش یزدی / فراز یکیتا/ فرامرز سجیم / فرانک فرید / فرح قادرنیا/ فرخنده جبارزادگان / فرزاد حمیدی / فرزانه رسولی / فرزانه طاهری/ فرشته کاویانی / فرشته مولوی / فرناز فرضی / فرنوش تهرانی / فرنوش زاهدی/ فروغ قره داغی/ فریبا اسدی/ فریبرز کاوه/ فرید مصلحیان / فریده اسدی/ فریده پورعبداله / فریده یزدی / فریبا جعفری کجور / فریبا داوودی مهاجر / فریبا محمدی / فریبا یگانه / فرین حسین روحانیان / فرهاد صفری/ فیروزه خوشنودی / فیروزه مهاجر

کارن جواهری / کامبیز قائممقام / کامران طاهباز / کاوه آهنگری / کاوه کرمانشاهی / کاوه مظفری / کتایون صالحی / کژال شیخ محمدی / کورش آریا / کورش مقیمی / کوهیار گودرزی / کیانوش سنجری/ کیوان مهجور / کیومرث حکیم / کیومرث صابغی

گرجی مرزبان / گلاله بهرامی / گلمراد مرادی / گوهر بیات/گوهر شمیرانی / گیلان نصیری

لادن برومند / لیلا الیکایی / لیلا انصاری / لیلا حسنپور / لیلا صفاییپور / لیلی مظاهری

هاله سالاری شریف

مائده کنعانی تودشکی / مارال فرخی / مازیار سمیعی / ماشاله عباسزاده / ماندانا علیمردانی / مانی حکیم / مجتبی کنعانی تودشکی / مجید مالکی / محبوبه بیات / محبوبه حسین زاده/ محبوبه کرمی / محبوبه محبی / محسن عیسیپور / محسن قائممقام / محسن محمدی / محسن نژاد / محمد اسدی/ محمد بیات/ محمد چاوشین / محمد رضوی / محمد زهرایی/ محمد شریف / محمد مهدیان / محمد مینونقش / محمد نبوی / محمد هاشمی / محمدتقی مولایی / محمدرضا رضوی / محمدرضا صفایی / محمدرضا یزدانی / محمود دلخسته / محمود نوری / مرتضی تقیپور / مرتضی صادقی / مرجان نعمتاله / مرجان نمازی / مرضیه بخشیزاده / مرضیه بلانی / مرضیه سپیدبر / مریم افشاری / مریم بهرمن/ مریم جلالی / مریم حسین خواه/ مریم زندپور / مریم کاشی / مریم قالیچیها / مریم ناهیدی/ مریم نظام / مریم مالک / مریم ناهیدی / مریم نکودست / مریم یاسمین/ مریم یوسفی / مزدک بامدادان / مژگان ثروتی / مژگان جعفریان/ مژده سلیمی / مژگان ملکیان / مستوره برادران نصیری / مستوره بهروز / مسعود شبافروز / مسیح علینژاد / مصطفی شفافی / معصومه تقیپور / معصومه رحیمی / معصومه فراهانی / معصومه لقمانی / ملیحه خوشاوی / ملیحه رزازان / منصوره شجاعی / منوچهر فاضل / منوچهر میرزایی / منیره برادران / منیره رمضانی / مهدی پزشکی / مهدی حیدری / مهدی عربشاهی / مهدی قاطع / مهدی قلیزاده اقدام / مهدی مجتهدی / مهدی وفایی / مهدی یوسفی / مهران کوشا / مهراوه خوارزمی / مهرداد بزرگ / مهرداد پورسعید/ مهرداد توفیق / مهرداد حمزه/ مهرداد رستمی / مهرداد عارفانی / مهرنوش اعتمادی / مهسا جزینی / مهسان بهنود / مهلا عالیان / مهناز آریا / مهناز شمس / مهناز صفا / مهین امامی / مهین خدیوی / میترا آزادفر / میترا ترابی / میترا روشن / میترا ویسکو / میلاد مکری / مینا جعفری / مینا کشاورز / مینا محبی / مینو کیامان / مینو نقشنگار

نادر حاجی محسن / نادر ساده / نادر صادقی / نادره افشاری / نازلی فرخی / نازلی کاموری / نازنین حسینی / نازنین والی / ناصر نیچالانی / ناناز اویسی / ناهید جعفری / ناهید خیرابی / ناهید کشاورز / ناهید میرحاج / نجیم گورمان / نرگس سرداری / نرگس عظیمی / نریمان رحیمی / نسرین چنگیزیان / نسرین فرهومند / نسیم خسروی/ نسیم سرابندی / نسیم عبدی / نفیسه آزاد / نفیسه محمدی / نگار بیات / نگار حسینی / نگار ملک / نورا زمانی / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین تهرانی / نوشین طلعتی / نیر رستمی / نیکی ایرانی / نیلوفر بیضایی / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیما مولانی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان

وحید دوستمحمدی / وحید حیدری/ وحید ملکی/ وحیده مولوی / ویدا حاجبی / ویدا سامعی / ویدا فرهودی / ویدا محمدخانی / ویکتوریا آزاد

هاجر حیدری / هاجر خرقانی / هادی آزادی / هادی زمانی / هادی فاطمی / هاله آگنج/ هاله سینکی / هاله نورصالحی / هانا دارابی / هایده تابش / هدی امینیان / هدی بیت المشعل / هدی کیانیراد / هرمز کی / هژیر پلاسچی / هژیر عصاره / هلیا محیالدین / همایون مهمنش / همایون نامی / هنگامه هویدا / هوشنگ پاک¬پور / هوشنگ دولتشاهی / هومن آقاسیبیگ / هیرو زبیری

یاسر مرادی / یاسمن تورنگ / یاسمین داداشی/ یوسف حسینی/ یوسف مجاب / یوشیج ایرانی


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:45  توسط "حقوق بشر"  | 

آموزش مقدماتی مارکسیزم

The image “http://weblogs.elearning.ubc.ca/ross/archives/PLP.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:43  توسط "حقوق بشر"  | 

 

تهدید به اعتصاب "کارگران نیشکر" باعث آزادی آقای نیکو فرد گردید

 

بنابه گزارشات رسیده در پی بازداشت  آقای فریدون نیکو فرد از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه به مدیر عمل شرکت و هیائت مدیره آن اعلام کردند که در صورت آزاد نشدن او از روز یکشنبه 29 مهر 1386 دوباره دست به اعتصاب خواهند زد و همۀ کارگران علاوه بر خواسته های قبال خواستار آزادی بی قید وشرط و فوری آقای نیکو فرد شدند.

پس از این تهدید کارگران آقای نیکو فرد حدود ساعت 21:30 به وقت محلی آزاد شدند.

بازداشت آقای نیکو فرد و تهدید سایر کارگران برای ممانعت از تشکیل سندیکا برای کارگران شرکت و همچنین قطع ارتباط کارگران با رسانه های آزاد و فعالین حقوق بشری است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، مانع شدن کارگران از ابراز خواسته ها و مشکلات خود با رسانه های آزاد و فعالین حقوق بشری را نقض حقوق اولیۀ انسانی  آنها است. و از سازمان جهانی کار و سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت و حمایت از کارگران ایران است.

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 مهر 1386 برابر با 21 اکتبر 2007

 

 

 

 

 

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:41  توسط "حقوق بشر"  | 
استعفای لاریجانی؛ کناره گیری یا برکناری؟
 

 
 
لاریجانی  و احمدی نژاد
خبر استعفای آقای لاریجانی تنها سه روز پیش از ملاقات وی با خاویر سولانا اعلام شد
اعلام استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، از سوی غلامحسین الهام، سخنگوی دولت محمود احمدی نژاد، به عنوان خبری ناگهانی و غیر منتظره مورد توجه محافل سیاسی و رسانه ای ایران و جهان قرار گرفته است.

در واقع هیچکس انتظار نداشت که آقای لاریجانی در آستانه دیدار مهم خود با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از مقام خود کنار رود.

هنوز روشن نیست که آقای لاریجانی مجبور به استعفاء و یا به عبارتی از مقام خود برکنار شده است و یا اینکه به گفته آقای الهام به دلایل 'شخصی' از مقام خود کنار رفته است.

در برخی موارد دیده شده که در ایران وقتی می خواهند فردی را از مسئولیتش عزل کنند، استعفای او را از مقامش اعلام می کنند. این مساله بخصوص برای دو تن از وزیران دولت آقای احمدی نژاد که اخیرا از سمت خود برکنار شدند، اتفاق افتاد.

به هر حال، اگر آقای لاریجانی توسط آقای احمدی نژاد از سمت خود عزل شده باشد، این موضوع معنایی غیر از نارضایتی رئیس جمهور ایران از نحوه کار آقای لاریجانی در مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران و اختلاف دو طرف بر سر مسائل مهم کشور ندارد.

 نارضایتی آقای احمدی نژاد از آقای لاریجانی ممکن است بیش از آنکه مربوط به اختلاف دیدگاه های دو طرف بر سر مسائل مربوط به امنیت جمهوری اسلامی از جمله برنامه اتمی ایران باشد، به ناراحتی رئیس جمهور ایران از قدرت گرفتن رقیب انتخاباتی سابق خود مربوط باشد
 

در حقیقت، شورای عالی امنیت ملی ایران که پس از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، از قدرت تاثیرگذاری بیشتری برخوردار شده است، در باره عموم مسائل مربوط به امنیت جمهوری اسلامی تصمیم گیری می کند، که یکی از این مسائل، برنامه هسته ای ایران است.

به نظر می رسد که آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران از اینکه آقای لاریجانی در مقام دبیر شورای مذکور از اختیارات گسترده ای برخوردار شده بود و بخصوص در محافل داخلی و خارجی حتی قدرتمندتر و با نفوذتر از شخص رئیس جمهور معرفی می شد، به شدت ناراضی بود و بعضا می کوشید تا با تصمیم هایی مغایر آنچه آقای لاریجانی اعلام می کرد، موقعیت خاص خود را در نظام تصمیم گیری ایران به رخ همگان بکشاند.

بدین ترتیب، نارضایتی آقای احمدی نژاد از آقای لاریجانی ممکن است بیش از آنکه مربوط به اختلاف دیدگاه های دو طرف بر سر مسائل مربوط به امنیت جمهوری اسلامی از جمله برنامه اتمی ایران باشد، به ناراحتی رئیس جمهور ایران از قدرت گرفتن رقیب انتخاباتی سابق خود مربوط باشد.

چنین برداشتی آنگاه جدی تر می شود که بدانیم در دو سال گذشته، ناهماهنگی های بسیاری بین آقای احمدی نژاد و آقای لاریجانی بروز کرده، اما موضع خاصی از سوی آقای لاریجانی مبنی بر اختلاف نظر جدی او با رئیس جمهور بر سر برنامه هسته ای ایران و یا سایر مسائل کلان کشور، به صورت علنی و رسمی گزارش نشده است.

لاریجانی - احمدی نژاد
 صرف نظر از نوع استعفا و دلیل اصلی کناره گیری آقای لاریجانی از مقامش، کنار کشیدن وی از دولت آقای احمدی نژاد از یک طرف انتقاد برخی جناح های حاکم در جمهوری اسلامی از آقای احمدی نژاد را تشدید خواهد کرد
 

به هر حال، بعید به نظر می رسد که مساله استعفای آقای لاریجانی به اختلاف نظر او با آقای احمدی نژاد بر سر برنامه هسته ای ایران مربوط باشد، چرا که در بین محافل سیاسی ایران تقریبا تردیدی وجود ندارد که برنامه هسته ای جمهوری اسلامی با تمام جزئیات آن از سوی مقام های مافوق دو طرف تصمیم گیری و ابلاغ می شود.

با این همه، احتمال اینکه آقای لاریجانی به میل خود از سمتش کناره گرفته باشد، وجود دارد، اما چنین میلی بعید است که به مسائل 'شخصی' او مربوط باشد.

در واقع اگر آقای لاریجانی به میل خود از مقامش استعفا داده باشد، دو دلیل می توان برای آن برشمرد.

دلیل نخست این است که احتمالا وی از ناهماهنگی های آقای احمدی نژاد با خود که به نظر می رسد اغلب عامدانه جنبه رسانه ای به خود می گرفت، خسته و ناراضی شده و با استعفای ناگهانی خود خواسته است تا از روش آقای احمدی نژاد در ارتباط با خود اظهار رنجش کند.

دلیل دوم این است که احتمالا آقای لاریجانی روزهای سختی را در ارتباط با بحران هسته ای ایران پیش بینی کرده و ترجیح داده است که در شرایط بحرانی به عنوان مسئول وخیمتر شدن اوضاع شناخته نشود.

به هر حال، صرف نظر از نوع استعفا و دلیل اصلی کناره گیری آقای لاریجانی از مقامش، کنار کشیدن وی از دولت آقای احمدی نژاد از یک طرف انتقاد برخی جناح های حاکم در جمهوری اسلامی از آقای احمدی نژاد را تشدید خواهد کرد و از طرف دیگر آقای لاریجانی هم شخصا به منتقدان چگونگی مدیریت برنامه هسته ای ایران خواهد پیوست، چرا که تجربه گذشته نشان می دهد که در جمهوری اسلامی مدیران سابق عموما به منتقدان وضع موجود تبدیل می شوند.


واکنش ها به استعفای لاریجانی
 
لاریجانی
آقای لاریجانی پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد جایگزین حسن روحانی به عنوان سرپرست مذاکرات اتمی ایران شده بود
خبر استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران، و جایگزینی وی با سعید جلیلی معاون اروپا-آمریکای وزارت خارجه، واکنش هایی را در این کشور برانگیخته است.

ساعاتی پس از آنکه سخنگوی دولت ایران اعلام کرد استعفای آقای لاریجانی از سوی رئیس جمهور پذیرفته شده، خبرگزاری نیمه رسمی فارس به نقل از یک نماینده مجلس این کشور خبر داد که دلایل این استعفا در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بررسی می شود.

فارس به نقل از محمد نبی رودكی، نائب رئيس این كميسيون در مجلس ایران، نوشت که عملکرد وی را در دوره مسئولیتش 'موفق' ارزیابی می کند اما رفتنش را از این پست مهم برای ادامه مذاکرات مشکل ساز نمی داند.

جان لاین، خبرنگار بی بی سی در تهران می گوید معروف است که محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند اما استعفای آقای لاریجانی، حیرت انگیز است.

خبرنگار بی بی سی می گوید انتصاب آقای جلیلی که به رییس جمهور ایران نزدیک است، نشان می دهد که تندروها در این کشور از موقعیت بسیار برتری برخوردار هستند و دست بالا دارند.

 ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود
 
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران

سعید جلیلی متولد سال 1344 (1965 میلادی) است و به جز معاونت وزارت امور خارجه و مشاور رئیس جمهور، از هفت سال پیش سمت مدیرکلی دفتر رهبر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده داشته است.

انتصاب آقای جلیلی به دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران، انتقادهایی را نیز در پی داشته از جمله از سوی احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس ایران، که از جابجایی آقای لاریجانی ابراز تأسف کرده و گفته سوابق وی "به هیچ وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون وزیر خارجه کم سابقه نیست."

آقای توکلی که از نمایندگان تهران در مجلس ایران است به خبرگزاری فارس گفته است: "اميدواريم اين جابجايی ها منجر به تغيير تركيب دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی نشود و خسارت اين تصميم بيشتر از اين نباشد."

 سوابق سياسی و اجرايی آقاي لاريجانی و جايگاه ايشان در مذاكرات خارجی ... به هيچ وجه قابل مقايسه با جايگاه يک معاون وزير خارجه با سابقه كم نيست
 
احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس ایران

استعفای علی لاریجانی و تغییر در تیم مذاکره هسته ای ایران در شرایطی رخ می دهد که روز سه شنبه (بیست و سوم اکتبر) قرار بود وی با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ملاقات کند.

سخنگوی دولت ایران روز شنبه در پاسخ به این سوال که این هفته چه کسی با خاویر سولانا مذاکره می کند گفت: "ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود."

غلامحسین الهام افزود: "مهم نيست كه شكل كار چگونه باشد و چه كسی مذاكره كند، بلكه مهم اين است هر كسی كه مذاكره می ‌كند از سوی نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست‌ها كار پيش می ‌رود."

آقای الهام به خبرنگاران گفته استعفای آقای لاریجانی دلایل شخصی داشته اما هنوز از جانب خود آقای لاریجانی در این زمینه صحبتی منتشر نشده است.

 


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:39  توسط "حقوق بشر"  | 

استعفای شایعه ساز علی لاریجانی

 

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران استعفا کرد. احتمال می رود که لاریجانی همچنان در موضوع پرونده هسته ای موثر باشد و مذاکرات هسته ای با اتحادیه اروپا را ادامه دهد. برخی علت استعفای وی را اختلاف نظر با رییس جمهور می دانند.

 

 

به گفته غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، علت استعفای لاریجانی "پرداختن به فعالیت های سیاسی دیگر و مسایل شخصی" است.

بر اساس گزارش ها، لاریجانی چندین بار استعفا کرده بود، که این بار رییس جمهور استعفای وی را پذیرفته است .سعید جلیلی، معاون اروپا وآمریکای وزیر امور خارجه، جایگزین لاریجانی خواهد شد.

 

علی لاریجانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی بود و جمهوری اسلامی را در مذاکرات هسته ای نمایندگی می کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، احتمال می رود که لاریجانی همچنان در موضوع پرونده هسته ای موثر باشد. این خبرگزاری می نویسد، که حتی ممکن است وی مذاکرات هسته ای با اتحادیه اروپا را ادامه دهد.

 

اختلاف نطر با احمدی نژاد؟

 

چند ساعت پس از اعلام استعفای لاریجانی بازار شایعات داغ شده است. بر اساس یک خبر تایید نشده، لاریجانی به عنوان نماینده آیت الله خامنه ای ، رهبر حکومت، همچنان در شورای عالی امنیت ملی فعال خواهد بود. برخی، علت استعفای  لاریجانی را  اختلاف  نظر وی با رییس جمهوری اسلامی می دانند. علت این شایعه اظهارات ضد و نقیض رییس شورای عالی امنیت ملی و رییس جمهور پس از دیدار با پوتین است. روز چهارشنبه (بیست و پنجم مهر) لاریجانی تایید کرد که رییس جمهور روسیه در سفر خود به تهران طرح جدیدی در رابطه با حل کشمکش های هسته ای ایران مطرح کرده است.  یک روز بعد احمدی نژاد این خبر را تکذیب کرد.

 

سایت اینرنتی رادیو تلویزیون سراسری آلمان در این مورد می نویسد که با وجود این که لاریجانی در حرف و عمل نسبت به احمدی نژاد معتدل تر است اما در رابطه با برنامه های هسته ای ایران این دو با یکدیگر هم نظر هستند و یک سیاست را پیش می برند. بر اساس گزارش این سایت، لاریجانی برنامه های هسته ای کشورش را "مروارید" می نامد.

 

الهام، سخنگوی دولت، در رابطه با اظهارات ضد و نقیض لاریجانی و احمدی نژاد گفت: «استنباط از گفته های آقای لاریجانی درست نبوده است».

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:36  توسط "حقوق بشر"  | 

اعتراض سازمان‌های جهانی حقوق بشر به بازداشت عمادالدین باقی

 

چند نهاد حقوق بشری بین‌المللی به بازداشت عمادالدین باقی، روزنامه‌نگار، نویسنده و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان اعتراض کرده، خواستار آزادی وی شدند.

 

عمادالدین باقی که در روز یکشنبه (۱۴ اکتبر) هنگام مراجعه به دادگاه بازداشت و متهم به اقدام علیه امنیت ملی شده، به گفته وکیل خود صالح نیکبخت، هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد.

 

گزارشگران بدون مرز، سازمان عفو بین‌الملل، سازمان دیده بان حقوق بشر و برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر دیروز و امروز با انتشار اطلاعیه‌هایی مطبوعاتی به دستگیری عمادالدین باقی اعتراض کردند.

 

عمادالدین باقی، بنیانگذار و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و همچنین بنیانگذار انجمن پاسداران حق حیات، پس از بارها احضار به دادگاه به خاطر نوشته‌های انتقادی و فعالیت‌های حقوق بشری خود در رابطه با اعدام‌ها و بی‌حقوقی زندانیان در سال‌های اخیر، سرانجام در روز یکشنبه گذشته در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران بازداشت شد. بازداشت باقی به‌خاطر حکم محکومیت یک ساله‌ای است که در سال ۱۳۸۲ برایش صادر کرده‌اند. آن حکم در رابطه با مقالات وی در مورد قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهه ۱۳۷۰ بوده است. عمادالدین باقی پیش از این نیز به خاطر مقاله‌های انتقادی‌ای که از جمله در رابطه با لغو مجازات اعدام نوشته بود حکم محکومیت سه ساله‌ای داشت که در زندان گذراند.

 

 

به گفته صالح نیکبخت، عمادالدین باقی را به بند ۲۰۹ زندان اوین برده‌اند. باقی در روز اول تنها بوده، ولی از روز دوشنبه زندانی‌ای دیگر نیز با او در بند به سر می‌برد. صالح نیکبخت در باره وضعیت موکل خود می‌گوید: «از روزی که بازداشت شدند به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. این بند مربوط به کسانی است که ابتدا دستگیر می‌شوند، نه کسانی که حکم محکومیت قبلی دارند. با توجه به اینکه ایشان را برده‌اند به جایی که حالت انفرادی دارد، گر چه یک نفر دیگر همراه ایشان است، این مخالف مقررات قانونی کشور ایران است. مضافا بر اینکه وی در جایی است با اتاق بسیار کوچک بدون داشتن هر گونه امکانات مانند تلویزیون، رادیو و کتاب و مطبوعات و غیره. کاغذی هم در اختیار وی نیست، به همین دلیل آقای باقی از همان روز اول شروع کرده بود به کارهای تحقیقاتی خود در زمینه مسائل حقوق بشر، روی مقواهایی که داخل اتاق بوده شروع کرده به انجام دادن. تنها کتابی که در اختیار ایشان است قرآن است که از روی آن می‌خواسته تحقیقات خود را ادامه دهد که چگونه در حقوق اسلامی موضوعات وجود دارد که ولیکن آقایان در موردش رعایت نمی‌کنند.»

 

زندانی کردن به‌جای قدردانی

 

طبق گزارش‌های دیگر منابع آگاه، عمادالدین باقی را با چشم‌بند و دستبند در داخل زندان اوین جابه‌جا می‌کنند.

 

در اطلاعیه‌های مطبوعاتی سازمان‌های جهانی حقوق بشر نسبت به امکان بدرفتاری با باقی در زندان اظهار نگرانی شده است. جو استورک، مدیر بخش خاورمیانه سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد بازداشت عمادالدین باقی و اتهامهایی که به وی زده شده گفت: «دولت ایران باید از باقی به‌خاطر کوشش‌هایی که برای کمک به زندانیان می‌کند، قدردانی نکند، نه اینکه او را دستگیر کند.‌»

 

بازداشت باقی، فشار بر مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران

 

سازمان عفو بین‌الملل انگیزه بازداشت عمادالدین باقی را سیاسی و هدف آن را به سکوت واداشتن مدافعان حقوق بشر می‌داند تا دیگر از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد نکنند. این سازمان بین‌المللی مدافع حقوق بشر باقی را زندانی عقیدتی دانسته و خواستار آزادی سریع و بی‌قید و شرط وی است. سازمان عفو بین‌الملل از اعضای خود خواسته تا در اقدامی فوری با نوشتن نامه و ای میل به مقامات جمهوری اسلامی به بازداشت باقی اعتراض کنند.

 

گزارشگران بدون مرز نیز دستگیری باقی را "نشانگر اهداف واقعی حکومت‌گران ایران" در آزار و اعمال فشار بر روزنامه‌نگاران  و تلاشی برای خاموش کردن صداهایی دانسته که  برای داشتن مطبوعاتی آزاد و مستقل بلند می‌شوند.

 

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه مشترک "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" و "فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر" در اطلاعیه خود نوشته است که به شدت نسبت به سرکوب بی‌وقفه مدافعان حقوق بشر در ایران نگران است و حبس عمادالدین باقی را کاملا خودسرانه می‌داند، زیرا این حکم تنها به هدف سرکوب فعالیتهای وی در زمینه حقوق بشر در ایران صادر شده است.

 

با وجود آنکه رئیس سازمان دفاع از حقوق زندانیان در زندان است در ملاقات با وکیل خود صالح نیکبخت که عضو هیات مدیره و سخنگوی این انجمن نیز هست گفته است: «آخرین توصیه‌ای که بود این بود که فعالیت انجمن دفاع از حقوق زندانیان مطابق روال قانونی ادامه پیدا کند و مبادا دستگیری او در این فعالیت ها تاثیری داشته باشد.»

 

" ما یک دلار از هیچ خارجی نگرفته‌ایم"

 

صالح نیکبخت در گفت‌وگو با دویچه وله همچنین گفت که عمادالدین باقی از انجمن دفاع از زندانیان خواستار نشان دادن واکنش در برابر اتهام‌هایی شده که به این انجمن از سوی برخی روزنامه‌ها زده شده است مبنی بر اینکه پول از خارج دریافت می‌کرده است.  به گفته صالح نیکبخت کمک مالی‌ای که انجمن دریافت کرده از سوی مردم به صورت خیریه و آن هم در ارقام پایین بوده است. و اجاره دفتر انجمن در تهران را اعضای انجمن می‌پردازند. صالح نیکبخت گفت: «به من توصیه کردند که آقایانی که مشکل دارند و فکر می‌کنند که ما از یک نیروی خارجی و از یک کشور خارجی یا از نهادهای خارجی کمک مالی دریافت کرده‌ایم، مصرا درخواست کردند که از مقامات کشور بخواهند با حضور یک حسابدار رسمی یا هیاتی – که البته ما هزینه‌اش را نداریم و امیدوارم که هزینه‌اش را هم مردم ایران به ما کمک کنند – تعیین کنند و تمام حساب‌ها را روشن کنند تا ببینند درآمد ما چه بوده و ما چگونه هزینه کرده‌ایم. چون تمام مدارک و اسناد ما شفاف است. و ما یک ریال، یک دلار، یک پنی، یک یورو از هیچ خارجی نگرفته‌ایم.‌»
 

کیواندخت قهاری

 
 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:33  توسط "حقوق بشر"  | 
جمعه ۲۷م مهر ۱۳۸۶
فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل
یکی از مقام های فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل اعلام کرد که یک هیئت سازمان بین المللی کار، آی ال او، هفته آینده برای رسیدگی به وضعیت فعالان کارگر زندانی و نیز سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، به ایران می رود.
مک اوراتا، مسئول بخش زمینی این سازمان بین المللی کارگری که ۴.۵ میلیون عضو دارد، در گفت و گو با رادیو فردا افزود:«ماموریت هیئت اعزامی سازمان بین اللی کار، تنها رسیدگی به وضعیت منصور اسانلو و ابراهیم مددی، رهبران سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، نیست. ما از آی ال او خواسته ایم به مشکلاتی که بر سر راه فعالیت این سندیکا به وجود آمده است، رسیدگی کند.»
او ابراز امیدواری کرد«مسئولانی که با اعضای هیئت اعزامی سازمان بین المللی کار دیدار می کنند، همکاری کاملی با آنان داشته باشند تا بتوانند با منصور اسانلو و ابراهیم مددی دیدار کنند.»
آقای اوراتا در پاسخ به این پرسش که اگر دولت ایران از همکاری با این هیئت خودداری کند، واکنش فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل چه خواهد بود، پاسخ داد:«فکر می کنم برای مقام های ایرانی دشوار خواهد بود که بخواهند مانع دیدار اعضای هیئت اعزامی سازمان بین المللی کار با آقایان اسانلو و مددی شوند. اگر آنهااز این ملاقات ممانعت کنند، به زیان وجهه بین المللی ایران در مناسبات بین المللی تمام خواهد شد. در عین حال، ما بر فشار خود بر حکومت ایران ادامه خواهیم داد.»
این مقام فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل در مورد آنچه دروغ مقام های ایرانی به هیئت اعزامی این فدراسیون به ایران در روزهای گذشته در خصوص عمل جراحی چشم منصور اسانلو و ممانعت از انجام دیدار با این فعال کارگر زندانی نامید، گفت:« حنفی روستندی از اتحادیه کارگری اندونزی از ایران دیدار کرد. در واقع، او توسط هیئت نمایندگی ایران در جاکارتا به این سفر دعوت شد. آنها به او گفتند چرا در اندونزی علیه ما تظاهرات می کنید. آقای اسانلو در شرایط بسیار خوبی به سر می برد و شما می توانید در زندان با او ملاقات کنید. اما درتهران، برخلاف آنچه که به او گفته شده بود،عمل شد. یعنی به روستندی اجازه دیدار با اسانلو داده نشد.»
مک اوراتا افزود:«به روستندی گفتند که اسانلو تحت عمل جراحی چشم قرار گرفته است. همین موضوع به پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، نیز گفته شد. اما درهمین هفته مشخص شد که هیچ عمل جراحی در کار نبوده است و یکی از چشم های اسانلو در حال نابینایی است.»
مسئول بخش زمینی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل با اشاره به اینکه « این دروغ بدی به یک هیئت سازمان بین المللی بود» اضافه کرد:« از حکومت ایران می خواهیم نسبت به این موضوع صادقانه رفتار کند. حکومت ایران باید به این نکته توجه داشته باشد که رفتار کنونی اش، فقط میلیون ها عضو فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل را خشمگین تر خواهد کرد.»
وی اشاره کرد:«این هفته هزاران کارگر با تصاویر منصور اسانلو به خیابان ها رفتند. فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل می تواند از تمامی اعضای خود در همه بخش های زمینی، هوایی و دریایی بخواهد علیه حکومت ایران تظاهرات کنند.»
درهمین ارتباط، در چهار روز گذشته، و در هفته همبستگی جهانی حمل و نقل جاده ای از ۱۵ تا ۲۱ اکتبر، هزاران کارگر در بریتانیا، آلمان، نروژ، اسپانیا، کره جنوبی، نپال، تایلند، مالی، هنگ کنگ، برزیل، سوییس، اتریش، سوئد و مدیتانی خواستار آزادی منصور اسانلو و سایر فعالان کارگر زندانی درایران شدند.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:32  توسط "حقوق بشر"  | 

حزب مشروطه ایران  

http://www.irancpi.net/homayoun/homayoun_0_.html



 

از ما چه بر می اید ؟

"داریوش همایون"



چه بهتر می بود که همان بیست و چند سال پیش بجای هر روز شعار سرنگونی سردادن و برسر گرفتن جای سران حکومت با هم درپیچیدن، نگاه خود را به آنچه در خدمت اکنون و آینده ایران است می انداختیم

اکنون که مدافعان حمله امریکا به ایران به توجیه انکارآمیز افتاده اند و آنها که استقبال از نیرو های امریکائی را وعده می دادند دم درکشیده اند، می توان به پاره ای بدفهمی ها ــ همه از بدیهیات بد جلوه داده شده ــ پرداخت. نخستین در موضوع سرنگونی رژیم اسلامی، که بیش از همه دستاویز شده است. ما اگر سرنگونی رژیم را با مداخله خارجی رد کنیم یک راه بیشتر نمی ماند ــ کمک به مبارزه مردم ایران و استفاده از همه عوامل، ازجمله پشتیبانی افکار عمومی جهانی، تا حکومت اسلامی نه در بیرون، نه به رهبری ما، نه صرفا براثر مبارزات ما، جایش را به یک نظام دمکراتیک مدرن بدهد. در فضای مه آلود ساده نگری و غرض ها، پی بردن به این حقیقت بدیهی ظاهرا چنان دشوار است که هنوز و بار ها نیاز به روشنگری دارد. میلیون ها از بهترین فرزندان ایرانزمین در کار نبرد همه سویه با نظام آخوندی هستند؛ زندان ها از آنها پر است، هزاران تن شان به این علت زیر خاک ها خفته اند و آنگاه کسانی نمی توانند بپذیرند که جمهوری اسلامی را مثلا در پاریس یا واشینگتن نمی توان سرنگون کرد؛ جای سرنگونی، و نه مبارزه، در ایران است و نیرو هایش اساسا در درون ایران.
يک حقیقت بدیهی دیگر که از دریافت روشن ترین فکر ها بیرون می نماید، ارتباط میان مباررزه و سرنگونی است. مبارزه برای مبارزه نیست ــ مگر نزد پهلوانان نستوهی که به هر چه می کنند چنان نامی می دهند. مبارزه اگر معنی داشته باشد برای دگرگونی و جابجائی است. انسان تا هدفی نداشته با امری مخالف نباشد و چیز دیگری بجای آن نخواهد مبارزه نمی کند. اما هدف دوردست تر، مبارزه دراز تر و دشوار تر می خواهد و چه بسا به زندگانی انسان نیز نرسد و از یک نسل به نسل دیگر بکشد ــ هم اکنون یک نسل از مبارزه با جمهوری اسلامی گذشته است. جدا کردن مبارزه از اینروست که اگر سرنگونی روی نداد ناامیدی پیش نیاید و مبارزه ادامه یابد. اگر پیوسته در مبارزه به انگیزه سرنگونی بیندیشند مانند بیشتر نسل اول مبارزان خواهند شد که دل خود را به وعده های دو ماه و دوسال دیگر خوش می داشتند و به زور امید های دروغین در میدان می ماندند.
چنانکه در جائی دیگر اشاره کرده ام ما گاه می باید برضد امید امیدوار باشیم و ادامه دهیم. آنان که همه در اندیشه جایگزینی هستند به این معنی که شتاب دارند هر چه زود تر سوار شوند چنین سخنانی را در حکم دست برداشتن از هدف سرنگونی رژیم وانمود می کنند. ولی در مبارزه ما مسئله این نیست که سوار شویم یا زود تر از دیگران سوار شویم یا به هر بها سوار شویم. در اینجا پای موجودیت ملتی در میان است. مشکل ایران در این نیست که گروهی جای گروه دیگر را به هر ترتیب بگیرند. ما برای دگرگون کردن و بهبود دادن همه "وضعیت" ایران، از فرهنگش گرفته تا سیاست و حکومتش، مبارزه می کنیم و طبعا دربرابر پاره ای مدعیان جایگزینی می ایستیم. هیچ جای شگفتی نیست که کسانی از مخالفان رژیم اسلامی با ما همان اندازه دشمنی می ورزند که رژیم. به ویژه آنها که صرفا به سرنگونی می اندیشند و به پیامد های استراتژی های خطرناک خود توجهی ندارند و آنها که می خواهند گوشه ای از این سرزمین را بردارند و با آن هر چه می خواهند بکنند ما را همان اندازه مزاحم خود می شمارند که حکومت اسلامی.
* * *
اگر ما در بیرون، مگر به زور بمب های امریکا و لشگر کشی از کشور های همسایه، نمی توانیم رژیم اسلامی را دست کم در یکی دو استان مرزی سرنگون کنیم از چه برخواهیم آمد؟ سودمندی تاکید بر مبارزه در بیرون آن است که به چنین بحث هائی مجال می دهد. چه بهتر می بود که همان بیست و چند سال پیش بجای هر روز شعار سرنگونی سردادن و برسر گرفتن جای سران حکومت با هم درپیچیدن ــ که با نزدیک شدن خطر جنگ در میان جایگزین سازان بالا گرفته است ــ نگاه خود را به آنچه در خدمت اکنون و آینده ایران است می انداختیم.
درافتادن با جمهوری اسلامی از دور، پیش از هر چیز نیاز به راه انداختن یک نیروی موثر دارد ــ نیروئی که در کشاکش میان گروه ها هدر نشود. پس از بیست و هشت سال ما تازه داریم به نزدیکی های یک گفتمان مشترک، یک همرائی ضمنی برسر اصول، می رسیم که می رود در دمکرات منش ترین بخش نیرو های مخالف جائی برای کشاکش بیهوده نگذارد. واپسماندگان کاروان هنوز بسیارند و مسئله خودشان است. دیگران هنوز در مبارزه می باید اولویتی به این جبهه بسیار مهم برای اکنون و آینده ایران بدهند. در افتادن با رژيم از کشور های دمکراسی لیبرال با خود یک ویژگی نیز می آورد: ضرورت آموختن شیوه های سیاست ورزی از مردمانی که سیصد سالی از ما زود تر آغاز کرده اند. در این جبهه هم اندک پیشرفت هائی را می توانیم ببینیم؛ ولی هنوز تا رخت بربستن شیوه های تحریف و آوردن گفتاورد بیرون از متن و دروغبافی آشکار و تهمت از گفتار سیاسی، بسیار فاصلله داریم. در نزد یخزدگان تاریخ، کار از اینها به هیستری کشیده است که البته بر ایشان حرجی نیست. سالم کردن فضای بیرون، انداختن انرژی ها در مسیر سازنده ای که هم به مبارزات همسوئی دهد و هم تمرینی برای دمکراسی در این فرصت مغتنم باشد یکی از نخستین کار هائی است که در مبارزه از ما بر می آید. ما هیچ نمی باید از کمکی که بی اعتباری نیرو های مخالف بیرون به ماندگاری جمهوری اسلامی می کند غافل باشیم. در همه جای جهان و در ایران به ویژه، تصویر برجسته تر بیرونیان، منظره جماعتی است درهم افتاده که کارشان بی آبرو کردن یکدیگر است. پیش از جنگ بر سر اینکه چه کسی بیشتر رژیم را سرنگون می کند بد نمی بود به بهبود این منظره می پرداختیم. از این نظر بیرونیان جایگزینان منفی رژيم بوده اند ــ "ببینید چه کسانی می خواهند جای ما را بگیرند!"
پیشبرد گفتمان مدرن و جایگزین جهان بینی جمهوری اسلامی بخش دیگری از سالم سازی فضای مبارزه است و به همسوئی نیرو ها کمک می کند. ما پس از سال ها و دهه ها زندگی در زیر آفتاب مدرنیته می باید آسان تر خود را از جهان قبیله ای و خودی و غیر خودی آزاد کنیم. جامعه ایرانی برخلاف تصور بسیاری مبارزان، آمادگی پذیرفتن پیشرو ترین برنامه های سیاسی را دارد. هیچ ملتی در پیرامون ما تا چشم کار می کند از کوره صد ساله ایران بدر نیامده است. يک برنامه سیاسی ملی ــ به این معنی که به همه ایرانیان بیندیشد و گسترده ترین مخرج مشترک را در چهارچوب دمکراسی لیبرال (محدود به اعلامیه جهانی حقوق بشر) درنظر بگیرد ــ به خوبی در ظرفیت ملی ما هست و ما در بیرون دست گشاده تری برای پروراندن آن داریم. آنها که مسائل انحرافی و ملت سازی و کینه زبانی را پیش می کشند، مانند آنها که در این هنگامه، همه ویژگی های یک مبارزه آلوده سیاسی را به بحث تاریخ می دهند از مبارزه برای سرنگونی بیرون اند.
آگاه کردن مردم در هر جا از آنچه در ایران می گذرد؛ پشتیبانی از مبارزات مردمی؛ گستردن شبکه ارتباطی درون و بیرون؛ سخت تر کردن زندگی بر رژیم در هر جا امکان دارد؛ و بطور کلی آماده شدن برای مرحله نهائی مبارزه؛ برای پس از جمهوری اسلامی؛ و ــ در بد ترین سناریو ها ــ برای پس از پس از جمهوری اسلامی اجزاء دیگر طرح کلی مبارزه برای سرنگونی است. در این زمینه عموم مبارزان آنچه توانسته اند کرده اند و می کنند و تنها عیب کارشان ناتوانی از رویهم ریختن و دست کم همسو کردن مبارزات بوده است.

داریوش همایون


 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:26  توسط "حقوق بشر"  | 

"جعفر پویه"

رژیم ددمنش جمهوری اسلامی دانشجویان دربند را به تلافی رسوا کردن احمدی نژاد در دو نوبت، محکوم به زندان کرد. احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی که به دلایلی واهی دستگیر شده بودند، روز چهارشنبه در شعبه ششم بیدادگاه انقلاب رژیم به ترتیب به 3، 2/5 و 2 سال زندان محکوم شدند.

این سه دانشجو به دلیل انتشار نشریات مجهولی که از طرف اطلاعاتیهای رژیم برای پرونده سازی و بهانه برای دستگیری دانشجویان منتشر شده بود، دستگیر شده بودند. در مدت بازداشت، این دانشجویان مورد شکنجه قرار گرفته و به شیوه ای غیر انسانی وادار به پذیرش جرم ناکرده شدند. با این همه اما آنان اعلام کردند که نشریات از طرف وابستگان به ارگانهای سرکوب رژیم جعل شده و آنان را با شکنجه وادار به اقرار کرده اند.

دژخیمان رژیم پس از مدتها کشمکش و تهدید چون نتوانستند دانشجویان را وادار به سکوت کنند و احمدی نژاد در هفته گذشته توسط رفقای همین دانشجویان در دانشگاه تهران رسوا شد، برای تلافی عمل دانشجویان آزادیخواه، رفقای آنان که در بند رژیم اسیر بودند را به  دادگاهی نمایشی کشانده و به زندانهای طولانی مدت محکوم کردند.

پس از صدور این حکم ناعادلانه، دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در همین روز با برگزاری تجمعی اعتراض آمیز صدای خود را علیه بی شرمی رژیم بلند کردند. اعتراض دانشجویان که در محل دانشگاه انجام گرفت، با شعارهایی همچون "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" شروع شد و در ادامه دانشجویان با شعار "احکام زندان برای دانشجویان اوج مهرورزی است" انگشت اشاره را به جانب احمد نژاد گرفته و عوام فریبی دولت او را رسوا کردند.

به دلیل همین اعتراضات برگزار شده در روزهای گذشته، تعداد بسیاری از دانشجویان توسط کمیته انضباطی دانشگاهها حکم تعلیق دریافت کرده اند که شعار "ما خواستار لغو احکام تعلیق دانشجویان هستیم" که امروز توسط دانشجویان تکرار می شد، برای حمایت از تعلیقیها و اعتراض به کمیته های انضباطی بود.

دانشجویان در روز چهارشنبه اعلام کردند که برای سازماندهی اعتراضات دست به کار خواهند شد و تا آزادی یاران دربندشان و بازگرداندن دانشجویان تعلیقی از پا نخواهند نشست
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:25  توسط "حقوق بشر"  | 
اوضاع سیاسی جهان در رابطه با بحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی با غرب بی شباهت با شرایط سیاسی بین المللی در پنج سال پیش، پیش از حمله نظامی آمریکا به عراق، نمیباشد. در آن هنگام هم دولت آمریکا تلاش میکرد با ایجاد یک اجماع بین المللی و اعمال تحریم های اقتصادی گسترده علیه رژیم صدام حسین، او را وادارد تا به همکاریهای پنهان اش با گروه القاعده عراقی و از تلاش برای تولید سلاحهای کشتار جمعی خودداری ورزد. اما بدلیل عدم تفاهم سیاسی قدرتهای بزرگ غربی بویژه از یک سو بین آمریکا و هم پیمانان اروپایی اش، دست آخرآمریکائیان مجبور شدند تا با هم پیمانی با انگلیس به عراق حمله نظامی کنند و ًصدام حسین ً را از اریکه قدرت بزیر کشند. چهار سال و نیم از این اقدام بزرگ نظامی میگذارد و جهان در همه ی این سالها نظاره گر فجایع انسانی است که بقول فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق، ژنرال ًسانچز ً، این جنگ دیگر به کابوسی پایان نیافتنی تبدیل شده است.

بیشک اگر در همان آغاز اتحادیه اروپا و در رأس آنها فرانسه و آلمان از طرح تحریمهای اقتصادی و سیاسی دولت آمریکا علیه رژیم صدام حسین بطورهمه جانبه حمایت میکردند شاید دیگر نیازی نبود در آن مقطع زمانی ابتکارعمل در دست نهادهای نظامی دولت آمریکا قرار گیرد و آتش آن جنگ خانمانسوز شعله ور شود.

اما امروز پس از گذشت پنج سال از بحران عراق در حالیکه بحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی  تبدیل به کلافی سردرگم برای همگان شده است باز مشاهده می شود تشتت در جبهه قدرتهای بزرگ اروپایی جهت یافتن یک راه حل سیاسی، آمریکائیان را در شرایطی سیاسی مشابه ای قرار داده است که در پنج سال پیش در رابطه با بحران عراق قرار گرفته بودند که اینبار هم ناچارا ً برای حل معضل اتمی جمهوری اسلامی به تنهایی اقدام کنند و به  راهکارهایی بیاندیشند تا حدودی برای آنها امکان پذیر باشد که از جمله یکی از این راهکارها گزینه نظامی است.

از همین رو مشاهده میشود در رابطه با پرونده هسته ای جمهوری اسلامی، با توجه به شکاف عمیق بین هم پیمانان اروپایی دولت آمریکا و با بن بست رسیدن همه ی راههای دیپلماتیک، وزیر امور خارجه فرانسه آقای ًکوشنرً بیمناک نسبت به آینده این بحران تلاش میورزد تا کشورهای عضو اتحادیه اروپا را متقاعد سازد تا علیه برنامه های هسته ای رژیم اسلامی اقدامات جدی تر را اتخاذ کنند. چرا که  آقای ًکوشنرً بخوبی میداند در پنج سال پیش پس از آنکه اروپا و آمریکا نتوانستند بر سر حل معضلات بین المللی رژیم صدام حسین به یک توافق جمعی دست یابند، آمریکا ناچار گشت برای حل بحران مزبور خود به تنهایی به اقدامی نظامی روی آورد. در نامه ایکه اخیرا ً آقای ًکوشنرً وزیرامور خارجه فرانسه به اجلاس 15 اکتبر وزرای خارجه اتحادیه اروپا مینویسد تأکید میکند که اتحادیه اروپا میبایست مستقل از اقدامات تنبیهی شورای امنیت ملی سازمان ملل متحد، رژیم تهران را در ابعادی گسترده مورد تحریمهای اقتصادی قرار دهد. بی تردید نگرانی آقای ًکوشنرً در رابطه با بحران اتمی جمهوری اسلامی بیشتر از این زاویه است که اختلاف در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا در خصوص این موضوع دست آمریکائیان را بیشتر باز خواهد گذاشت تا با گزینه ای مستقل بحران هسته ای رژیم اسلامی را مهار کنند. آقای ًکوشنر ً بخوبی آگاه است یکی از جنبه های اقدامات مستقل آمریکا در رابطه با بحران هسته ای جمهوری اسلامی حمله نظامی است با این تفاوت در صورت وقوع این رخداد دیگر برای مدت زمانی طولانی آمریکا قدرت بلامنازع منطقه خواهد شد. آقای ًکوشنرً در نامه  اخیر خود به سران اتحادیه اروپا  تأکید میورزد که اگر امروز اتحادیه اروپا بموقع نجنبد و با اجرای تحریمهای گسترده خود در مقابل بلند پروازیهای هسته ای جمهوری اسلامی ایستادگی نکند فردا دیر خواهد شد و آنزمان است که همه ی فرصتها برای تأثیری گذاری بر روند تحولات سیاسی آتی خاورمیانه از جانبه اتحادیه اروپا از کف خواهد رفت.

دولت ایتالیا و اطریش طرح پیشنهادی تحریمهای شدید و مستقل اتحادیه اروپا که از سوی فرانسه مطرح شده است را نمیپذیرند و کماکان اصرار میورزند اتحادیه اروپا میبایست از طریق گفتگو و مذاکره بحران هسته ای موجود با جمهوری اسلامی را حل کند. دولت آلمان هم تاکنون موضع مشخصی را نسبت به طرح پیشنهادی دولت فرانسه مبنی بر تحریم یکپارچه اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی را اعلام نکرده است و با توجه به میزان گسترده سرمایه گذاریهای مالی آلمان در بازار بزرگ ایران بعید بنظر میرسد در این خصوص با طرح پیشنهادی تحریم گسترده دولت فرانسه موافقت کند.

در این بین فقط دولت انگلیس است که از طرح پیشنهادی دولت فرانسه اعلام پیشتیبانی کرده است و اخیراً ً هم مطلع شده ایم  نخست وزیر انگلیس آقای ًبراون ً با تاکید بر مواضع سیاسی  گذشته آقای ًتونی بلرً نخست وزیر پیشین انگلیس یکبار دیگر اعلام می کند که برای حل بحران هسته ای با رژیم تهران هیچ گزینه را ردی نمیکند.

با توجه به چند دستگی که در حال حاضر در سطح جهانی در رابطه با بحران هسته ای غرب با جمهوری اسلامی پدید آمده است، تهران هم نگران از آینده این بحران خود را برای روزهای بدتر آماده میکند. اعزام حسن روحانی، فرستاده ویژه هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، به مقر اتحادیه اروپا در بروکسل جهت مذاکره با ًخاویر سولاناً ً، مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا پیرامون بحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی با غرب راه بجایی نبرد و حسن روحانی نا امیدانه به ایران بازگشت. بنظر میرسد سردمداران جمهوری اسلامی متوجه شده اند تحت هیچ شرایطی شروط آنها برای حل بحران هسته ای رژیم از سوی غرب پذیرفته شدنی نیست و همانگونه که دولت آمریکا بارها اعلام کرده است نخستین شرط مذاکره با جمهوری اسلامی جهت رسیدن به یک راه حل نهایی همان قطع کامل پروژه غنی سازی اورانیوم از سوی تهران میباشد که این شرط هم بارها از سوی جمهوری اسلامی رد شده است. رد تمامی پیشنهادهای جمهوری اسلامی از سوی غرب برای حل معضل اتمی موجب شد که جناحهای حکومتی تا حدودی درگیریهای دورنی خود را تعدیل ببخشند تا خود را  یکپارچه تر در مقابل تهدیدات نظامی از سوی آمریکائیان آماده سازند. گزینش هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان از نخستین اقدامات آشتی جویانه بین جناحهای اصلی رژیم در ماه های اخیر بوده است که حال زمزمه آن است که قرار است محسن رضائی فرماندهی رئیس ستاد کل نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را پس از برکناری سردار فیروزآبادی در اختیار گیرد. گفته میشود این تغییر مهم نظامی آنهم در رأس بالاترین فرماندهی نظامی رژیم دلجوئی بیشتر محمود احمدی نژاد از جناح رفسنجانی است تا بدین شکل در این ایام بسیار خطیر و حساس همه ی جناحهای حکومتی متحد با یکدیگر تهدیدات احتمالی نظامی دولت آمریکا را خنثی کنند.

آنچه که در این دوران سخت و بسیار حساس از حیات سیاسی کشورمان بیش از هر چیز دیگر میبایست مورد توجه قرار گیرد خلاء سیاسی یک اپوزیسیون مستقل و متشکل در صحنه سیاست ایران است تا  برای حفظ سامانه مملکت  و جلوگیری از بروز یک حمله احتمالی نظامی به مرزهای کشورابتکار عمل را بدست گیرد. تنها و تنها در این ایام خطیر یک اپوزیسیون متشکل، مستقل با رهبری شاخص میتواند موجودیت ایران را حفظ کند و مردم را برای روزهای سخت برای دفاع از کیان کشور حول شعارها و خواستهای سیاسی خاص و مشترک آماده و بسیج کند. تلاش همه ی دشمنان ایران در تمامی این سالها براین پایه استوار بوده است که مانع شکل گیری یک اپوزیسیون مستقل و یکپارچه شوند. و با توجه به شرایط بحرانی موجود و عدم تفاهم دولتهای بزرگ اروپایی با آمریکا خطر حمله نظامی آمریکا به مرزهای ملی ایران پیش از هر زمان دیگر محتمل تر بنظر میرسد. این جنگ پایانی نافرجام برای همگان خواهد داشت بویژه برای مردم ایران که سرنوشت کشورشان به دستی مشتی مافیای قدرت در منطقه به سخره گرفته شده است. اگر نتوانیم بموقع با اتحاد خود نظام جمهوری اسلامی را از صحنه سیاست ایران حذف کنیم بزودی ملایان آتش جنگی را در منطقه شعله ور خواهند کرد که وسعت آن جهان گیر خواهد بود.


کوروش اعتمادی
استهکلم 20 اکتبر2007

اتحادیه ملی برای دمکراسی در ایران - سوئد
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:21  توسط "حقوق بشر"  | 
پخش از فعالان حقوق بشر در ایران


با سلام و احترام

اینجانب دکتر سید "مصطفی علوی" (نویسنده ، استاد که مسئولیت اداره و ریاست کانون نخبگان ایران را نیز بر عهده داشته و دارم ) در راستای فعالیتهای محدود کننده دولت ایران برای ان جی او و با اتهاماتی واهی ماههاست به دستور معاونت امنیت دادستانی انقلاب تهران و توسط وزارت اطلاعات دستگیر و زندانی و در بازداشتگاه امنیتی 209 نگهداری می گردم  و از بدیهی ترین حقوق اولیه انسانی همچون :

1-      حق انتخاب وکیل
2-      ملاقات و تلفن
3-      استفاده از هوا خوری
4-      وضعیت بد جسمانی
5-      ممنوعیت مکاتبه حتی با مسئولین قضائی مربوطه و غیره محروم بوده ام و این همه در حالیست که به علت شدت فشار های وارده و احتمال قوی خطرات جانی به بیمارستان قمر بنی هاشم(متعلق به وزارت اطلاعات) منتقل و حدود یک هفته در icu وccu  بستری و پس از ترخیص ، مستقیما به بند 209 اعزام و در دوران مذکور نیز اجازه تماس تلفنی و یا ملاقات به اینجانب داده نشده و حتی از اطلاع وضعیت حاد جسمی من به خانواده ام نیز خود داری نمودند .

قابل توجه است که به دلیل ابتلا اینجانب به بیماریهای دیابد حاد فشار خون نارسایی حاد کلیه بیماری ریه و قلب ، پزشکی قانونی کتبا اعلام نموده است که زندان برای اینجانب مخاطره آمیز و لذا تحمل حبس را ندارم که متاسفانه هیچ اقدامی در این خصوص انجام نپذیرفته و کماکان دروضعیت بسیار بد به سر میبرم .

به نحوی که به دلیل بی توجهی و نگهداری طولانی در وضعیت نا مطلوب فوق الذکر هم اکنون اندامهایم دچار و عوارض قلبی ، کلیوی و ریوی زندگی روزمره را برایم بسیار سخت نموده است .

در همین راستا خانواده ام نیز فاقد امنیت جانی ، شغلی ،  اجتماعی ، فردی و غیره می باشند و همواره از سوی وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب تهدید می گردند .

 آیا چنین رفتارهای غیره انسانی با نویسنده هفت اثر علمی و منبع مهم علمی(1- مبانی بیماریهای قلب و عروق 2- مبانی بیماریهای کلیه3- مبانی بیماریهای ریه4- آناتمی انسانی دو جلد5- اثر بلوکر ها 6- هفت مقاله7- نقش شرکتهای فرا ملیتی در توسعه جهانی 8- نهایت المعمول و مقالات متعدد علمی و سیاسی و اجتماعی که درمجلات و روزنامه های معتبر کرارا منتشر گردیده و عضویت در بیست و چهار مجمع علمی و بین المللی ) را داراست و در اوج بیماری بسر میبرد و سازمانهای مربوطه در دستگاه قضایی و امنیت ایران به وضعیت حادم وقوف کامل دارند صحیح میباشد ؟

اینجانب امیدوارم با پیگیریهای شما ، به ویژه انعکاس وضعیت خود و خانواده ام به دبیر کل سازمان ملل ، سازمان عفو بین الملل ، کمیته حقوق بشر ، سنا و کنگره آمریکا واتحادیه اروپا و فشار به مقامات ایرانی بتوانند جهت درمان فوری به خارج از زندان اقدام و حداقل در وضعیت نگهداری اینجانب بهبودی حاصل گردد .

متشکرم 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:19  توسط "حقوق بشر"  | 

منم هومر، پسرهامبارسون ، پسر آبراهام ، کارگر آجر پزخانه در همدان ، نواده آشور بانیپال ، نبیره نصیر بانیپال

بفرمان آشور و ایشتار خدایان بزرگ و حامیان من ، بدون جنگ و خونریزی بر سر سفره های گسترده ایرانیان میهمان پرور، در سراسر جهان فرود آمدم ، گوشهایم را باز و چشمهایم را گشودم ، شکم خود را پر از خوراک ها و نوشاک ها ،و تن خود را پر از پوشاک ها کردم ، خود را بدون داشتن دیپلم دبیرستان ، مهندس راه و ساختمان ، و شیفته زرتشت و فرهنگ ایران  نامیدم . شکمم از پذیرایی ایرانیان ، مانند زنان شش ماهه آبستن بر آمد، و سپس به اینتر نت فرود آمدم و  در باره میهمانداران، و همسران و فرزندان آنان، دروغ پراکندم ،و آنان را مزدور و دزد و آدمکش نامیدم . خدای آشوررا سپاس گفتم که مرا با خوراک هایشان مسموم نکردند، خدایان آشوراز من خوشنود گردیدند. آگاهینامه ها پراکندم ، و در زیر فرنام، سرپرست بنگاه لولهنگ و مجسمه فروشی ایران، به زنان و دختران میهماندارانم پرداختم.

به برادرم آلفرد پالتاکیان، و سگم ، ویکتورلولهنگ پالتاک پال ، و ... ، فرمان دادم ،که در اینتر نت دروغ پراکنده کنند، و پاهای دشمنان من را گاز بگیرند .

بسیاری را در آتش خشم خدایان آشور سوزاندم ، کسانی را که بمن پول بلیط هواپیما وترن و پناه و خوراک و نوشاک و پوشاک داده  بودند، بدست خود در اینترنت پوست کندم ، چشمهایشان را از کاسه و زبانشان را از دهان بیرون کشیدم ،و سرهایشان را در اینتر نت به فایل های اینتر نتی آویختم، به همسران و کودکانشان دروغ و ناروا بستم. خدایان آشور و ایشتار از کار من خوشنود گردیدند.

کتاب آیین مهر، انوشه روان هاشم رضی را برگرفتم، و آنرا کپی کردم ، و جستار ی بنام « جشن یلدا و پیشینه آن» ساختم ، و بنام خود دراینتر نت پراکندم ، خدایان آشور و ایشتار و خدای دروندان و سارقان ادبی و فرهنگی ،از من خشنود گردیدند.

هنگامیکه از استرالیا به پرواز در آمدم ،در هر جا یک تندیس کورش کاشتم، ولی چون پروانه نداشتم ، زیر زمین پنهان داشتم و پولهایش را در جیب گذاشتم  ، که تا روز ظهور باشند.

به اورشلیم فرود آمدم و به پای بوس عزری رفتم ، و در آنجا روضه ای از تورات خواندم ، و اشکها جاری کردم و پولها گرد آوردم ، و چند شعارجانانه و نون و آبدار دادم و گفتم: «آنانکه می خواهند اسراییل را از روی زمین بردارند، باید بدانند که نخست باید ما را از روی زمین بردارند، تا ما فرزندان خوب ایران زمین زنده ایم، پروانه نخواهیم داد که برگی از درخت اسراییل بدست پتیارگان ایران ویرانگر بر زمین بیفتد».

در همان زمان پتیارگان ایران ویرانگر، روزانه دهها تن از جوانان ایران را بدار می کشیدند، دل من آزرده برگهای درختان اسراییل بود.. من جای انوشه روان ، شعبان جعفری را،  در دل عزری گرفتم و پولها گرد آوردم . دشمنان مرا سگ عزری نامیدند. من به تلویزیون جدایی طلبان کرد رفتم، و به آنان وعده خود مختاری دادم ،و پول ها گرد آوردم .

ایشار خدای آشور به من فرمان داد ،که چماق بر گیرم و به انجمن جهانی زرتشتیان بروم، و خود را مدیر بنامم ،واز  استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر پول بگیرم . من فرمان خدای بزرگ آشور را انجام دادم. فرمان دادم که از این پس، من همه کاره زرتشتیان خواهم بود، و همه باید از من ، و از ولی فقیه زرتشتیان، استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر پیروی کنند . فرمان دادم که نافرمانان را  در اینتر نت، مزدور، جاسوس ، دزد ، ناپاک و پلید بنامند، و به آنان دروغ ببندند.

به هلند و آلمان و سوئد و دانمارک ،فرود آمدم ،و بدون جنگ و خونریزی ،بخانه های ایرانیان میهمان پرور در آمدم ، و از خوراک ها و نوشاک ها و پوشاک ها و بجز این ها بهره ورگردیدم ،و سپس پشت سر آنان و خانواده شان ،در نزد دیگران به بدگویی پرداختم ، خدای آشورو ایشتار از من خوشنود گردیدند.

به کانادا و آمریکا رفتم و تندیس ها فروختم ،وعده چاپ کتابها دادم  و پول های بسیار گرد آوردم . سپس به پالتاک رفتم و خود را زرتشتی نامیدم ، و فرهنگ فروختم ، و خود را وزیر فرهنگ ایران در آینده نامیدم .و بدروغ گفتم که فرهنگنامه می نویسم، و استاد پورداورو محمد معین و دیگران را بی بیسواد نامیدم . خدای آشور و ایشتار و اینبار اهورامزدا نیز، از من خوشنود گردیدند.

فرمان دادم که در کتیبه ام، در پالتاک نوشته شود ،که زنانی که به پالتاک می آیند، ناپاک هستند و بدنبال شوهر می آیند. فرمان دادم هر کس که برابر من بایستد ، پوست کنده و سوزانده شود ، و از این پس باید ندای انسانی، و فریاد شادی رخت بر بندد. فرمان دادم هرکس که نافرمانی کند ، او را در اینتر نت اهریمن رایات آخوندی بنامند. به استرالیا باز گشتم و مانند همیشه در گوشه گاراژ خانه بسر بردم ، تا زمان لشکر کشی نهم فرا رسد.  سپس به انگلستان فرود آمدم ،و خواستم که خیمه شب بازی  کورش و زرتشت بر گزار کنم ، جایی نیافتم ، ناچار به سالن کلیسای سنت ماری رفتم .و بیاد دوران طلبگی خود در کلیسای آشوری و آوای بلبل، روی درختان همدان افتادم ، اشک از چشمهایم جاری شد. بیاد روزگاری افتادم که با برادرم  در استرالیا تبلیغ مسیحیت می کردم، وهمه جا می گفتم ، که زرتشت یک افسانه است، و پس از آشنایی با  چند زرتشتی پولدار ، دریافتم که زرتشت براستی می زیسته است ، و اکنون روح بلند زرتشت به دلار های سبز و یورو های سرخ در آمده، و از آن پس من زرتشت  و رنگهای سبز و سرخ را می ستایم .

در نهمین لشکر کشی دور دنیای خود با هزینه دیگران ، به فرانسه فرود آمدم ، و بدون جنگ و خونریزی، به کاخ استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر در آمدم . مزد چماقداری خود را از او باز ستادم ، و او را با ز ستودم . استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر را اندوهگین و هراسناک یافتم . جویا شدم ودر یافتم ، که از ترس ایرانیاران راستین ، خود را در خانه زندانی کرده است، و ایرانیاران راستین ، پیکر  بالا بلند  ایشان را به ناپاکی آلوده اند.

در پیشگاه خدایان ،و چند هزار یورو، زانو زدم و خود را فروختم، و از خدایان آشور و ایشتار، و حتا مزدا اهورا خواستم ،که ایشان را از آلودگی ها پاک گرداند. و خدایان از من خوشنود شدند و من پول های بسیار گرد آوردم .....

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:15  توسط "حقوق بشر"  | 
 
سرتیپ محمود چهارباغی
سرتیپ چهارباغی برخی از تجهیزات راکتی و توپخانه ای سپاه را در جهان بی نظیر یا کم نظیر خوانده است
یکی از فرماندهان سپاه پاسداران ایران اعلام کرده که در صورتی که کشورش مورد حمله قرار گیرد، در اولین دقیقه حمله، نیروی زمینی سپاه پاسداران یازده هزار راکت و گلوله توپ بسوی پایگاههای مهاجمان شلیک خواهد کرد.

به گفته سرتیپ محمود چهارباغی فرمانده توپخانه و موشکهای نیروی زمینی سپاه پاسداران طی اظهاراتی که از سوی تلویزیون ایران و همچنین خبرگزاری فارس منتشر شده گفته که اهداف و پایگاههای نیروهایی که ممکن است ایران را هدف حلمه قرار دهند شناسایی شده و این پایگاهها در نخستین لحظه حمله هدف حمله مستمر قرار خواهند گرفت تا آنجا که اگر جنگی در آینده اتفاق بیفتد، طولانی نخواهد بود.

سرتیپ چهارباغی گفته: "در همان روزهای اول دشمن را به خاک ذلت می‌ نشانیم، دشمن نیز از خود بپرسد، حاضر است چقدر کشته بابت حماقت حمله به ایران بدهد، چون ما برای همیشه تاریخ آنها را پشیمان خواهیم کرد".

اظهارات این فرمانده سپاه در شرایطی منتشر می شود که گمانه زنیها در مورد احتمال حمله آمریکا و متحدانش به ایران بار دیگر اوج گرفته است.

در مقابل این گمانه زنیها، نیروهای نظامی ایران طی ماههای اخیر قدرت خود را بیش از پیش به نمایش می گذارند و از تولید و دستیابی به جنگ افزارهای پیشرفته خبر می دهند.

فرمانده توپخانه و موشکهای نیروی زمینی سپاه پاسداران به تشریح تواناییهای رسته تحت فرماندهی اش پرداخته و گفته که سپاه پاسداران ایران اکنون بهترین و متداولترین توپهای جنگی دنیا را می سازد و در اختیار دارد و تمام آموزشهای تخصصی توپخانه و راکت ‌انداز‌ها را در دانشکده توپخانه خود در دو سطح درجه ‌داری و افسری و در مقاطع تحصیلی کاردانی (فوق دیپلم)، کارشناسی (لیسانس)، مقدماتی و دوره‌ عالی توپخانه با شیوه های بسیار پیشرفته و مبتنی بر جدیدترین متدها در اختیار نیروهای خود می گذارد.

سرتیپ چهارباغی با اذعان به اینکه ایران در صورت وقوع جنگ با ارتشهای توانمندتری مواجه خواهد شد گفته که سپاه پاسداران نیروهای خود را علاوه بر جنگهای منظم و نامتعارف برای عملیات نامنظم و چریکی نیز آموزش می دهد و توانایی نیروهای خود را در عملیات نامنظم و نامتقارن در رزمایشها به کار گرفته و آزموده است.

 دشمن نمی‌ تواند مواضع شلیک توپ و راکت اندازهای نیروی زمینی سپاه را پیدا کند و ما با انواع سلاحهای خود می‌ توانیم تلفات لازم را بر دشمن وارد کنیم
 
سرتیپ چهارباغی

سرتیپ چهارباغی در این زمینه گفته است: "این آموزشها و تاکتیکها به گونه‌ ای انجام گرفته که دشمنان نتوانند مواضع شلیک ما را پیدا کنند تا در روز موعود بتوانیم به آنها ضربه لازم را وارد کنیم".

به گفته این فرمانده نظامی، یگانهای توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه در تمامی نقاط ایران توزیع شده و مجهز به راکت ‌اندازهای رادار گریز و تجهیزات هدایت آتش رایانه ای اند که می توانند با سرعت بالا و خطای نزدیک به صفر اولین گلوله خود را قطعاً در پنجاه متری هدف فرود آورند.

وی افزوده است: "اگر دشمن قصد حضور فیزیکی داشته باشد در جای جای خاک ایران از مرز تا مرکز، سیستهای آتشباری لازم پیش بینی شده است و دیگر حتی به دقیقه هم نمی ‌کشد که حجم سنگین و انبوه آتش سپاه آغاز می‌شود چون با بهره‌ گیری از دیدبانهای متخصص، هر تحرک دشمن تحت نظر است و این دیدبانها به صورت آنلاین با مرکز در ارتباطند".

سرتیپ چهارباغی تجهیزات هدایت آتش توپخانه ایران را در دنیا بی ‌نظیر خوانده و گفته که با ساخت دستگاههایی در اندازه تلفن همراه، همه قبضه توپهای ایران دارای این تجهیزاتند.

او در تشریح توانایی توپخانه سپاه به گلوله ‌های هوشمند اشاره کرده و گفته که نیروی زمینی سپاه می تواند با این جنگ افزار، تجهیزات متحرک دشمن را هم با توپ هدف قرار دهد که کمتر کشوری این توانمندی را در اختیار دارد.

وی ادامه داده: "همچنین ما ضمن در اختیار داشتن مهمات متنوع، در هیچ کجا تمرکز تجهیزات و مهمات نداریم و شناسایی یک نقطه، لطمه ‌ای به ما نمی ‌زند، دشمن نمی‌ تواند مواضع شلیک توپ و راکت اندازهای نیروی زمینی سپاه را پیدا کند و ما با انواع سلاحهای خود می‌ توانیم تلفات لازم را بر دشمن وارد کنیم".

سرتیپ چهارباغی، پیشرفت اصلی نیروی زمینی سپاه پاسداران را در بخش راکت ‌اندازها دانسته و گفته که در سایه این "پیشرفت"، سپاه پاسداران اکنون دارای بهترین راکت اندازهای متداول در دنیاست.

او تأکید کرده که ایران تمامی راکتهایش را خودش با هزینه ارزان و در مقیاس انبوه با دقت، سرعت و بردی که به گفته وی، در دنیا کم نظیر و بعضاً بی ‌نظیراست، خودش می سازد و حتی یک قطعه این راکتها را از خارج تأمین نمی کند.

وی برد راکتهای ایران را ۱۵۰ کیلومتر و برد توپها را هفتاد کیلومتر اعلام کرده و گفته که بزودی راکتهایی با برد ۲۵۰ کیلومتر نیز به نیروی زمینی سپاه تحویل داده خواهد شد.

فرمانده توپخانه و موشکهای نیروی زمینی سپاه گفته که راکت اندازهای سپاه تمام مناطق حاشیه خلیج فارس، دریای عمان، مرز عراق و دیگر مناطق مورد نیاز را پوشش می ‌دهند.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:5  توسط "حقوق بشر"  | 
دولت ترکیه در اقدامی ضد بشری دیگر  یک خانواده پناهجو ایرانی  بنام ایوب - پ را دستگیر و بلافاصله  تحویل نیروی انتظامی ایران داد
و متاسفانه نه تنها مقامات جهانی  و مسئول شورای حقوق بشر  بلکه ایرانیان سراسر جهان نیز در قبال چنین اقداماتی فقط نظاره گر هستند 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:2  توسط "حقوق بشر"  | 
علی لاریجانی استعفا داد
 
علی لاریجانی
اخیرا محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در مورد ارائه طرحی از سوی آقای پوتین برای حل مساله هسته ای ایران اظهارات متفاوتی کردند
بنابر گزارش ها، علی لاریجانی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران از مقام خود استعفا داده است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، به نقل از غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران گزارش داد که محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران استعفای آقای لاریجانی را پذیرفته است.

سخنگوی دولت ایران در نشست مطبوعاتی هفتگی خود همچنین گفت که آقای لاريجانی قبلا نیز چند بار استعفا كرده بود.

آقای الهام گفته است با این وجود، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، طی این هفته مطابق برنامه در رم با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار خواهد کرد.

ایرنا همچنین گزارش داده است که سعید جلیلی، از معاونان اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه ایران احتمالا جانشین علی لاریجانی خواهد شد.

سخنگوی دولت ایران در پاسخ به این سوال که این هفته چه کسی با خاویر سولانا مذاکره می کند گفت: ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود.

آقای الهام در ادامه گفت: مسئله مهم ادامه گفت‌ وگوها و دنبال كردن سياست‌ها است.

وی اضافه کرد: آقای لاريجانی به دلايل شخصی استعفا داد اما اين به معنای تغيير و دگرگونی در سياست ‌ها و برنامه‌ ها نيست. اصل سياست ‌ها با رويكرد مشترک دنبال می ‌شود.

الهام افزود: مهم نيست كه شكل كار چگونه باشد و چه كسی مذاكره كند، بلكه مهم اين است هر كسی كه مذاكره می ‌كند از سوی نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست‌ها كار پيش می ‌رود.

هفته گذشته و در پی دیدار ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه از ایران، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در مورد ارائه طرحی از سوی آقای پوتین برای حل مساله هسته ای ایران اظهارات متفاوتی کردند.

برخی گزارش ها حاکی از آن بود که ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، در سفر یک روزه خود به تهران طرحی را در مورد بحران هسته ای ایران مطرح کرده و روز چهارشنبه علی لاریجانی، سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، وجود چنین پیشنهادی را تایید کرد.

اما رییس جمهور ایران روز پنجشنبه، در مصاحبه با خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در این مورد گفت که "پوتین حرفی نزد."

خبرنگار بی بی سی در تهران می گوید معروف است که محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند اما استعفای آقای لاریجانی، بسیار حیرت انگیز است.





سعید جلیلی به جای علی لاریجانی آمد
 
سعید جلیلی
سعید جلیلی به رییس جمهور ایران نزدیک است
در پی استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و مذاکره کننده ارشد هسته ای، سعید جلیلی معاون اروپا، آمریکای وزارت امور خارجه ایران، جانشین وی شد.

پیشتر گزارش شده بود که محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران استعفای آقای لاریجانی را پذیرفته است.

غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران در نشست مطبوعاتی هفتگی خود ضمن اعلام خبر استعفای مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران گفت که آقای لاريجانی قبلا نیز چند بار استعفا كرده بود.

جان لاین، خبرنگار بی بی سی در تهران می گوید معروف است که محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند اما استعفای آقای لاریجانی، حیرت انگیز است.

خبرنگار بی بی سی می گوید انتصاب آقای جلیلی که به رییس جمهور ایران نزدیک است، نشان می دهد که تندروها در این کشور از موقعیت بسیار برتری برخوردار هستند و دست بالا دارند.

سخنگوی دولت ایران در پاسخ به این سوال که این هفته چه کسی با خاویر سولانا مذاکره می کند گفت: ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود.

آقای الهام در ادامه گفت: مسئله مهم ادامه گفت‌ وگوها و دنبال كردن سياست‌ها است.

وی اضافه کرد: آقای لاريجانی به دلايل شخصی استعفا داد اما اين به معنای تغيير و دگرگونی در سياست ‌ها و برنامه‌ ها نيست. اصل سياست ‌ها با رويكرد مشترک دنبال می ‌شود.

غلامحسین الهام افزود: مهم نيست كه شكل كار چگونه باشد و چه كسی مذاكره كند، بلكه مهم اين است هر كسی كه مذاكره می ‌كند از سوی نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست‌ها كار پيش می ‌رود.

هفته گذشته و در پی دیدار ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه از ایران، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در مورد ارائه طرحی از سوی آقای پوتین برای حل مساله هسته ای ایران اظهارات متفاوتی کردند.

برخی گزارش ها حاکی از آن بود که ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، در سفر یک روزه خود به تهران طرحی را در مورد بحران هسته ای ایران مطرح کرده و روز چهارشنبه علی لاریجانی، سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، وجود چنین پیشنهادی را تایید کرد.

اما رییس جمهور ایران روز پنجشنبه، در مصاحبه با خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در این مورد گفت که "پوتین حرفی نزد."


 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:9  توسط "حقوق بشر"  | 
(واشینگتن دی سی، 16 اکتبر2007) � سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه ایی اعلام کرد که مقامات ایرانی باید فورا عمادالدین باقی ازمدافعان برجسته حقوق بشر را آزاد کنند و اتهاماتی که با انگیزه سیاسی به وی نسبت داده اند را کنار بگذارند.  

در روز چهاردهم اکتبر، باقی درپاسخ به احضاریه ایی که دریافت کرده بود تا برای بازجویی به شعبه 1 بخش امنیت دفتردادستانی عمومی انقلاب مراجعه کند، به آنجا رفت. دادگاه او را به "تبلیغ علیه نظام" و " انتشار اسناد محرمانه دولتی" برای فعالیت هایش به عنوان رییس انجمن حمایت ازحقوق زندانیان که یک سازمان غیردولتی است و درسال 2003 تاسیس شده، متهم کرد.  
 
جواستورک مدیربخش خاورمیانه شمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشردر زمینه این دستگیری گفت:"دولت ایران به جای این که باقی را دستگیر کند باید وی را به خاطر تلاش هایش درخصوص حقوق زندانیان مورد تحسین قرار دهد." بعد از بازداشت باقی مقامات دادگاه یک وثیقه پانصد میلیون ریالی برای وی تعیین کردند(حدودپنجاه هزاردلار). هنگامی که خانواده باقی درجریان تهیه وثیقه بودند،مقامات زندان اوین به دادگاه آمدند واعلام کردند باقی حکم زندانی تعلیقی ازسال 2003 دارد.مقامات دادگاه سپس وثیقه را لغو کردند ومقامات زندان بلافاصله باقی را به زندان منتقل کردند.  
 
درسال 2003، قاضی بابایی رییس شعبه ششم دادگاه انقلاب باقی را به یک سال حبس تعلیقی به اتهام "به مخاطره انداختن امنیت ملی" و "نشراکاذیب" درکتابش تراژدی دموکراسی درایران محکوم کرد.  
 
درسال 2000، دادگاه انقلاب باقی را به سه سال زندان با اتهام های "به مخاطره انداختن امنیت ملی" برای نوشته هایش درزمینه قتل های زنجیره ای روشنفکران ناراضی ایران در اواخر دهه90 میلادی محکوم کرد.  
 
خانواده باقی و وکلای وی اعلام کرده اند که ازسال 2003 به این سو، مقامات قضایی 23 بار وی را به دادگاه احضار کرده اند.  
 
درماه ژوئیه، شعبه ششم دادگاه انقلاب باقی وهمچنین همسرو دخترش را به سه سال حبس تعلیقی برای فعالیت هایشان درزمینه مستند سازی و اطلاع رسانی موارد نقض حقوق بشر درسیستم قضایی و زندان های ایران محکوم کرد.  
 
عمادالدین باقی همچنین درسال 2005 " انجمن پاسداران حق حیات" را تاسیس کرد. هدف این سازمان فعالیت برای ازمیان بردن حکم اعدام درایران است. دوسازمان وی گزارش هایی را درخصوص وضعیت زندانی های ایرانی وهمچنین موارد مجازات اعدام تهیه می کنند.
 
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:6  توسط "حقوق بشر"  | 
 

 

 

امروز پنجشنبه مورخ 26/7/1368 ساعت 9 صبح مجید حمیدی فعال کارگری و از اعضا "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" و "کمیته دفاع از محمود صالحی" مورد سوء قصد قرار گرفت.

 

ماجرا از این قرار است که سه نفر لباس شخصی  که دو نفر از آنها سوار بر یک موتور سیکلت بوده  و هر سه نفر صورت خودشان را با جوراب نازک پوشانده بودند، مجید حمیدی را در نزدیکی خانه خودش در حال رفتن به سر کار صدا میزنند.  به محض اینکه مجید حمیدی سرش را به طرف آنها برمیگرداند، وی را مورد تیراندازی قرار میدهند. مجید حمیدی هم برای نجات جان خود فرار میکند که در حین دور شدن از واقعه،  هفت گلوله  به او اصابت میکند که بیشتر گلوله‌ها به بازوی راستش برخورد کرده است.

گفتنی است که شخصی که مجید حمیدی را صدا زده است، لهجه کردی- لری داشته است.

 

مردم بعد از شنیدن صدای تیر اندازی در محل حاظر میشوند و مجید حمیدی را در ساعت 9:30 صبح به بیمارستان شهر سنندج انتقال میدهند. از آنجا که یکی از گلوله‌ها به گردن مجید حمیدی اصابت کرده است و بنا به پیشنهاد پزشکان، وی را در ساعت 2:30 بعد از ظهر به بیمارستان "امیر اعلم"  در شهر تهران انتقال میدهند. هم اکنون مجید حمیدی در بیمارستان "امیراعلم تهران" بستری است و حال وی کاملا وخیم گزارش شده است. به گفته خود مجید حمیدی " این کوچکترین بهائی است که کارگران و فعالین کارگری در ایران تا رسیدن به خواستها و مطالبات خودشان باید پرداخت کنند."

لازم به ذکر است که در همین راستا، دیروز مورخ 25/7/1386 یک نفر لباس شخصی به جلوی درب خانه آقای بهزاد سهرابی فعال کارگری، سخنگوی "کمیته دفاع از محمود صالحی" و عضو "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" رفته که بر حسب اتفاق بهزاد سهرابی در خانه نبوده است.

 

ما ضمن محکوم کردن این حرکت، خواهان شناسائی و محاکمه عاملین آن شده و از همه کارگران، فعالین کارگری و انسانهای عدالتخواه و برابری طلب در سراسر جهان  میخواهیم که ضمن محکوم کردن این حرکت غیر انسانی، خواستار پایان یافتن ایجاد فشار، رعب و وحشت علیه کارگران و فعالین کارگری شوند.

 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

26 مهر ماه 1386

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:1  توسط "حقوق بشر"  | 


سازمان عفو بين الملل روز پنج شنبه ۱۹ اکتبر با انتشار بيانيه ای نسبت به موج رو به افزايش شمار مجازات اعدام ها در ايران که تنها از آغاز سال ۲۰۰۷ بالغ بر ۲۵۰ مورد بوده است، هشدار داد.

اين سازمان در بيانيه خود می نويسد که احتمال دارد شمار اعدام شدگان بسيار بيش از اين رقم نيز باشد.

در يبانيه سازمان عفو بين الملل آمده است: «با توجه به غير قابل بازگشت بودن حکم اعدام، اين سازمان از مقام های جمهوری اسلامی می خواهد که پرونده تمامی محکومان به اعدام را با دقت و وسواس بيشتری بازبينی کنند تا مطمئن شوند که کليه اصول و استانداردهای بين المللی در برخورداری از يک محاکمه عادلانه برای اين محکومان رعايت شده است.»

اين سازمان، آخرين فرد اعدام شده را زنی بر معرفی کرده است که «برای  دفاع از خود در مقابل فردی که قصد تجاوزبه وی را داشته، مرتکب قتل» شده بود.

  • «با توجه به غير قابل بازگشت بودن حکم اعدام، اين سازمان از مقام های جمهوری اسلامی می خواهد که پرونده تمامی محکومان به اعدام را با دقت و وسواس بيشتری بازبينی کنند تا مطمئن شوند که کليه اصول و استانداردهای بين المللی در برخورداری از يک محاکمه عادلانه برای اين محکومان رعايت شده است.»

سازمان عفو بین الملل

براساس اين بيانيه، تنها در روز چهارشنبه گذشته ۲۵ مهر ماه، حداقل نه نفر به جرم قتل در زندان اوين در شهر تهران به دار آويخته شدند و دستکم سه نفر در شيراز، به جرم آدم ربايی و تجاوز به زنان اعدام شدند.
 
اين در حالی است که در تاريخ  ۱۰ اکتبر، دو کرد ايرانی به اتهام قتل يک مامور نيروی انتظامی اعدام شدند.
 
بنا بر گزارش سازمان عفو بين الملل، از جمله نه نفر اعدام شدگان روز چهار شنبه در زندان اوين، فاخته -  سين، ۲۴ ساله بوده که به قتل مردی ۸۰ ساله متهم بود.

به نوشته اين بيانيه، خانم فاخته، پرستارمردی سالخورده بوده و در منزل وی کار می کرده است، تا اينکه مقتول از وی برای دزديدن برخی وسايل منزلش به دادگاه شکايت می کند.

خانم فاخته در دادگاه اعلام می کند که مقتول قصد داشته به او تجاوز کند که وی با چاقو به مقتول حمله کرده و او را به قتل می رساند.

يکی ديگر از اعدام شدگان روز چهارشنبه، بابک ۲۳ ساله است که به جرم خفه کردن هم خانه ای خود که در ژانويه سال ۲۰۰۲ رخ داده بود، به دار آويخته شد.

به گفته سازمان عفو بين الملل، هنوز روشن نيست که بابک در زمان ارتکاب جرم زير ۱۸ سال بوده است يا نه؟

سازمان عفو بين الملل، نگرانی شديد خود را نيز از احتمال اعدام قريب الوقوع شش ايرانی عرب تباراعلام کرده است.

بر اساس گزارش هايی که سازمان عفو بين الملل از طريق خانواده های اين افراد کسب کرده، اسامی اين شش نفر عبارت است از: رسول علی مزرعه ۶۵ ساله، حمزه سواری ۲۰ ساله، زامل بوی، عبدالامام زائری، ناظم بريهی و احمد مرمزی ۳۵ ساله که همگی آنها در زندان کارون خوزستان، در سلول انفرادی منتظر نوبت اعدام هستند.
 
به گزارش سازمان عفو بين الملل از ميان اين شش نفر، رسول علی مزرعه يکی از اعضای سازمان موسوم به «آزادی بخش اهواز» است که از سوی نماينده سازمان پناهندگان سازمان ملل، به عنوان پناهنده در کشور ديگری شناخته می شود، اما به اجبار از سوريه به ايران بازگردانده شده است.

پنج نفر از اين افراد به «محاربه با خدا» که مجازات اعدام را در پی دارد، متهم شده اند.
 
ساير اتهامات اين افراد، اقدام عليه امنيت ملی، در اختيار داشتن بمب دست ساز، خرابکاری در جريان طرح سهميه بندی بنزين و حمل بمب درجريان بمب گذاری های اهواز در سال ۱۳۸۴است.

در بمب گذاری های سال ۸۴ خورشيدی، شش نفر کشته شدند و دهها تن نيز به سختی آسيب ديدند.

ناظم بريهی، در سال ۲۰۰۰ به اتهام ياغی گری دستگير شده و به ۳۵ سال زندان محکوم شده است.

بسیاری از اعدام ها در ایران در ملاء عام انجام می شوند.

اين فرد در ميان نه نفر ديگر از متهمانی بود که در جريان دستگيری های پس از بمب گذاری های اهواز، اعترافات وی از طريق تلويزيون دولتی ايران به نمايش در آمد.

همچنين زمل باوی، به اتهام نگهداری هفت عدد بمب دست ساز در منزلش دستگير شد.
 
عفو بين الملل با اينکه بر «حق و مسووليت دولت ها و کشورها بر مجازات مجرمان و جنايت کاران» تاکيد کرده است، اما مخالفت خود را با اجرای مجازات اعدام و عملی در نهايت شقاوت اعلام کرده و از جمهوری اسلامی خواسته است که تمامی احکام اعدام را با هدف لغو کامل اين مجازات متوقف کند.

سازمان عفو بين الملل در پايان اين بيانيه توجه ايران را به يکی از بندهای ميثاق های جهانی شهروندی و سياسی جلب کرده که مجازات اعدام را تنها برای جرايم بسيار ظالمانه که توسط هياتی نيز به تصويب برسد، جايز دانسته است.


 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:28  توسط "حقوق بشر"  | 
نتايج سفر پوتين به تهران روشن شد

قرارداد 200 ميليارد دلاري


پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران با پيام هايي براي مقام معظم رهبري همراه بود و علي لاريجاني با تاييد اين خبر گفت که ديدگاه هاي خاص پوتين از جمله درباره مباحث هسته يي در حال بررسي است

گروه سياسي، نيلوفر منصوريان؛نخستين ديدار ولاديمير پوتين از ايران با يک ضيافت شام به صفحات تاريخ روابط تهران و مسکو سپرده شد و برگي ديگر از روابط ديپلماتيک دو کشور گشوده شد.او هر چند چندماه مانده به پايان رياست جمهوري اش در روسيه قدم به خاک ايران گذاشت، اما نتايج اين سفر بي ترديد در آينده روابط تهران - کرملين نقشي موثر ايفا خواهد کرد. حضور ولاديمير پوتين در ايران همان قدر در روابط ايران و روسيه تاريخ ساز است که حضور اسلاف او در تهران، خصوصاً که ديدار او از ايران در زماني صورت گرفت که تهران بيش از هر زماني به متحدي همانند روسيه نياز داشت.اگر بزرگترين افتخار خانواده پوتين ها روزگاري خدمت پدربزرگ ولاديمير پوتين به لنين و استالين بود، امروز بزرگترين افتخار اين خانواده حضور ولاديمير در کرسي است که رونق اقتصادي را براي روسيه به ارمغان آورده است و در چنين فضايي رودرروي يکه تاز دنيا يعني امريکا ايستاده است.او در ماه هاي پاياني حضورش در کرملين قصد کرده قدرت از کف رفته روسيه را پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به روسيه بازگرداند و از همين منظر در راستاي مخالفت ضمني با سياست هاي امريکا که يکجانبه گرايانه توصيف مي کند راهي تهران شد.بهانه اختلاف نظر روسيه و امريکا استقرار سيستم دفاعي موشکي امريکا در چک و لهستان است که زماني جزء اقمار اتحاد جماهير شوروي محسوب مي شدند و در همين راستا قبل از آنکه ولاديمير پوتين سفر يک روزه اش را به ايران براي شرکت در اجلاس سران کشورهاي ساحلي خزر آغاز کند با وزراي خارجه و دفاع امريکا در مسکو ديدار کرد و در خصوص موضوع مورد اختلاف شان به بحث و تبادل نظر پرداخت. از نگاه امريکا استقرار سيستم دفاعي موشکي فوق امنيت روسيه را جهت مقابله با ايران و کره شمالي تامين مي کند و اين درست همان مطلبي است که مسکو با ترديد به آن مي نگرد.با چنين رويکردي ناظران سياسي سفر پوتين به ايران و توافقات حاصل از اين رهگذر را هشدار وي به امريکا توصيف مي کنند. لذا توافق هسته يي روسيه با ايران بر سر تکميل نيروگاه اتمي بوشهر با واکنش امريکا مواجه شد.واکنشي از جانب تام کيسي سخنگوي وزارت خارجه امريکا مبني بر اينکه «گمان نمي کنم هيچ گونه نگراني از اين بابت وجود داشته باشد» و ذکر اين نکته که «امريکا همچنان معتقد است که روسيه با وجود همکاري هايش با ايران به موضوع تضمين دست نيافتن ايران به سلاح هسته يي پايبند است.»با اين حال و به رغم نگراني هاي امريکا در اين خصوص ولاديمير پوتين روز سه شنبه طي مذاکرات دوجانبه يي که با مقامات ايراني داشت صراحتاً اعلام کرد که «در زمينه انرژي هسته يي و در ساخت نيروگاه بوشهر همکاري خوبي بين دو کشور وجود دارد.» او همچنين تاکيد کرد؛ «مي خواهيم به زودي اين طرح را تمام کنيم.» پوتين وعده يي هم داد؛ وعده يي بر اين مبنا که «روسيه کار احداث نيروگاه بوشهر را به اتمام خواهد رساند و طبق معاهده آژانس بين المللي انرژي اتمي، سوخت نيروگاه چند ماه قبل از راه اندازي رآکتور ارسال مي شود.» به گفته پوتين روسيه به هيچ وجه از ارسال سوخت مورد نياز رآکتور نيروگاه بوشهر خودداري نخواهد کرد.به گزارش ايسنا رئيس جمهوري روسيه سپس از ايران خواست تا طبق موافقتنامه يي که پيش از اين بين تهران و مسکو به امضا رسيده است، سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر به روسيه بازگردد.اين درخواست بخش مهمي از نگراني هاي مسکو و البته ديگر اعضاي 1«5 درباره سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر است که پوتين در سفرش به ايران صراحتاً بر آن تاکيد کرد.بخش ديگري از توضيحات پوتين به تجهيزات قديمي نيروگاه برمي گشت. چرا که قبل از آنکه روسيه با ايران جهت تکميل و راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر قراردادي منعقد کند، آلمان شريک ايران محسوب مي شد. بنابراين يکي از بهانه هاي عمده روسيه براي تاخير در راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر امکانات قديمي موجود و به روز کردن آنها بود. رئيس جمهوري روسيه نيز طي مذاکراتش با مقامات ايراني در اين ارتباط بر مساله فوق صحه گذاشت و چنين اظهار داشت؛ مردم ايران مي دانند هيچ يک از کشورهاي ديگر اجراي طرح نيروگاه بوشهر را برعهده نگرفتند و شرکاي آلماني ما که چند دهه قبل کار را شروع کرده بودند آن را رها کردند و به همين دليل اجراي اين طرح سخت شد.به گفته وي اجراي طرح احداث نيروگاه بوشهر نه به دلايل سياسي، بلکه به علت مسائل مربوط به فناوري به کار رفته در آن سخت شده است؛ تجهيزات آلماني اوليه استفاده شده در اين طرح، قديمي و متعلق به سي سال قبل است که خود باعث بروز مشکلاتي در روند کار شده است.وي پايبند نبودن ديگر کشورها را به موافقتنامه هاي امضا شده با ايران، از جمله کره جنوبي که حاضر نشد تجهيزات مورد نظر را ارسال کند، از ديگر عوامل کندي ساخت نيروگاه بوشهر خواند و افزود؛ با اين مشکلات مجبور شديم به دنبال تجهيزات جايگزين باشيم و اين خود باعث تاخير در اجراي طرح نيروگاه بوشهر شد.رئيس جمهوري روسيه البته در نهايت اطمينان داد وقتي راه حل مورد نظر پيدا شود، موضوع حل خواهد شد.او بر اين نکته هم تاکيد کرد که روسيه تحت تاثير فشارهاي سياسي غربي ها براي تکميل نکردن نيروگاه اتمي بوشهر قرار نمي گيرد و از آنها خواسته است آماده آغاز به کار اين نيروگاه باشند.اما شايد يکي از مهمترين سخنان پوتين طي مذاکراتش با مقامات ايراني، علاوه بر نيروگاه اتمي بوشهر و وعده تکميل آن، اظهارات وي در خصوص پدافند موشکي امريکا و هشدار هماهنگ وي با سران کشورهاي حاشيه خزر در اعلاميه اجلاس خطاب به قدرت هاي خارجي باشد.به باور پوتين اصرار بر ايجاد سپر دفاعي نيازمند آن است که ابتدا خطرهاي موشکي، منبع اين خطرها و افرادي که در پي آن هستند روشن شود و برخورد دموکراتيک براي مديريت آن صورت گيرد.به گزارش ايسنا وي با بيان اينکه پس از تعيين مديريتي عمومي براي سپر دفاعي موشکي آنگاه مي توان به اين موضوع پرداخت اين نکته را هم تصريح کرد که گفت وگوي اخيرش با امريکا اين معني را دارد که امکان انتقال ديدگاه ها وجود دارد.به هر حال پس از پايان مذاکرات ولاديمير پوتين و مقامات ايراني بر سر نيروگاه اتمي بوشهر به نظر مي رسد آن دود سفيدي که مسوولان ايران در انتظار خارج شدنش از دودکش مذاکرات بودند سرانجام خارج شده است، هر چند که سرانجام اين دود سفيد هنوز مشخص نيست.در کنار گفت وگوهاي صورت گرفته ميان ايران و روسيه درباره درياي خزر و نيروگاه اتمي بوشهر، بيانيه مشترک دو کشور نيز مهم ارزيابي مي شود. تهران و مسکو در اين بيانيه خواستار افزايش تلاش ها در جهت توسعه بيشتر روابط اقتصادي از جمله صنايع نفت و گاز، انرژي اتمي و... شده اند.همچنين رضايتمندي طرفين از امضاي قرارداد تحويل پنج فروند هواپيماي توپولف به ايران، تلاش براي توسعه کريدور بين المللي حمل ونقل شمال - جنوب، توافق جهت بازگشايي راه زميني بين ايران و روسيه از طريق خاک جمهوري داغستان و تاکيد بر حل همه مسائل به وجود آمده در درياي خزر از مسائل مطرح در بيانيه مشترک تهران و مسکو است.در اين ميان توافق دو کشور درباره فراهم ساختن زمينه لازم براي تجديد وفاق همه فلسطيني ها و پشتيباني از پايان حضور نظامي خارجي از خاک عراق را هم بايد به ليست مهم موارد مورد تاکيد ايران و روسيه اضافه کنيم.در اين ميان آنچه که از اهميت بسياري در توافقات دو کشور برخوردار است، تفاهم محمود احمدي نژاد و ولاديمير پوتين مبني بر افزايش مبادلات اقتصادي و تجاري تهران و مسکو تا 200 ميليارد دلار ظرف ده سال آينده است.به گزارش ايسنا احمدي نژاد در اين تفاهم بر اراده جمهوري اسلامي ايران براي توسعه مبادلات تجاري و همکاري هاي اقتصادي دو کشور تا سقف 200 ميليارد دلار تا 10 سال آينده تاکيد کرد و افزود؛ اين هدف والا نيازمند برنامه جامعي است که با توجه به زمينه هاي متعدد براي همکاري دو کشور از جمله در بخش حمل ونقل، انرژي، صنعت هوا و فضا و مشارکت در سرمايه گذاري هاي مشترک قابل تحقق است.اين تفاهم در حالي ميان دو کشور صورت گرفته که ايران براساس دو قطعنامه صادره در شوراي امنيت سازمان ملل با تحريم هايي از جانب اتحاديه اروپا، امريکا و روسيه روبه رو شده است و از سوي ديگر چند روز پيش وزارت خزانه داري امريکا به تمامي کشورها هشدار داده است که از فرصت هاي تجاري که به واسطه کنار کشيدن کشورهايي که رژيم تحريم ها را رعايت نمي کنند، سوءاستفاده نکنند.در اين بين يکي ديگر از پيشنهادات مهم ولاديمير پوتين به ايران هماهنگي ايران و روسيه در بازار گاز بود.پوتين در اين خصوص گفت که مسکو آماده همکاري هاي مشترک با تهران براي سرمايه گذاري در حوزه هاي نفت و گاز است.پيش از اين روسيه يک بار ديگر نيز خواستار تشکيل سازماني با محوريت ايران و روسيه تحت عنوان اوپک گازي شده بود. اين پيشنهاد در سفر سال گذشته دبير شوراي عالي امنيت ملي روسيه به ايران مطرح شده بود .

رهاوردهاي يک سفر

به هر حال سفر ولاديمير پوتين به ايران براي هر دو کشور دستاوردهايي به همراه داشته است. اگر رهاورد اولين سفر رئيس جمهور روسيه به ايران براي مقامات تهران گشايش باب جديدي در پرونده هسته يي اش باشد، اين سفر براي روسيه دستاوردهاي مهمتري دربرداشته است.احياي قدرت روسيه در ايران به عنوان يکي از کشورهاي منطقه و خاورميانه جهت جلوگيري از نفوذ احتمالي امريکا در ايران بي ترديد يکي از اين دستاوردهاست؛ دستاوردي که با دعوت پوتين از احمدي نژاد براي سفر به روسيه فصل جديدي را در تنش ميان مسکو و واشنگتن باز خواهد کرد.

اين دعوت در پايان سفر رئيس جمهور روسيه از ايران صورت گرفت، هرچند که هنوز تاريخي براي آن تعيين نشده است و طرفين توافق کرده اند تاريخ اين سفر را از طريق کانال هاي ديپلماتيک مشخص کنند.در همين حال پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران با پيام هايي به مقامات ارشد ايران همراه بود. علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي روز گذشته در اين خصوص تاييد کرد که رئيس جمهوري روسيه در ديدار با مقام معظم رهبري، نظر و ديدگاه خاصي را مطرح کرده که به گفته او ديدگاه هسته يي يکي از اين موضوعات مطرح بوده است. پيش از سفر پوتين به ايران او ديدارهايي با مقامات فرانسوي، امريکايي و آلماني از اعضاي گروه 1«5 و شوراي امنيت سازمان ملل داشت که همان زمان شائبه طرح پيشنهادهايي به رئيس جمهوري روسيه جهت انتقال به مقامات ايران شکل گرفت. به هر ترتيب علي لاريجاني ديروز در اين خصوص تاکيد کرد که ديدگاه هاي خاص پوتين در حال بررسي است.و سرانجام رئيس جمهوري روسيه اولين سفرش به ايران را با مذاکراتي که به گفته محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري مثبت و سازنده بود سه شنبه شب به پايان برد و با بدرقه رسمي رئيس جمهوري به روسيه بازگشت، شايد که اين سفر بهار ديپلماتيک ايران و روسيه باشد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:35  توسط "حقوق بشر"  | 
30 هزار "کودک متاهل" در ايران زندگي مي کنند

طبق آخرين آمار رسمي کشور در مجموع بيش از 30 هزار کودک 10 تا 14 ساله ايراني متاهل هستند دختران زير 14 سال با جمعيت 24 هزار و 506 نفر بيشترين آمار کودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند


گروه اجتماعي، الناز انصاري؛ طبق آخرين آمار رسمي کشور، در مجموع بيش از 30 هزار کودک 10 تا 14 ساله ايراني متاهل هستند. در اين آمار دختران زير 14 سال با جمعيت 24 هزار و 506 نفر بيشترين آمار کودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند و 5 هزار و 519 پسر 10 تا 14 سال مرد خانه محسوب مي شوند.آمار تکان دهنده کودکان متاهل هر چند مربوط به دو سال گذشته است و آمار جديدتري در اين زمينه تاکنون منتشر نشده، با اين حال برآورد کارشناسان حاکي از ادامه روند اين وصلت ها است.نمايندگان مجلس نيز که هنوز پاسخگوي جنجال «لايحه حمايت از خانواده» هستند، تمايلي به نشان دادن واکنش نسبت به اين آمار ندارند.طبق قوانين جمهوري اسلامي ثبت ازدواج دختر زير 13 سال و پسر زير 15 سال جرم محسوب مي شود.محمدباقر بهرامي رئيس کميسيون اجتماعي مجلس هم آمار ارائه شده سازمان ملي جوانان را مخدوش خواند و گفت؛ «ثبت چنين ازدواجي در هيچ محضري ممکن نيست و اين آمار احتمالاً مربوط به ازدواج هاي غير محضري است.»دبير انجمن حمايت از حقوق کودکان، احتمال مخدوش بودن اين آمار را با اشاره به آمار سال گذشته که حاکي از ازدواج 700 کودک بود، رد مي کند.فرشيد يزداني در گفت وگو با اعتماد ازدواج کودکان زير 18 سال در ايران و اکثر کشورهاي جهان را يکي از معضلات عمده عرصه حقوق کودکان مي داند. به گفته وي اينگونه ازدواج ها به باز توليد شيوه هاي غلط آموزشي مي انجامد. يزداني مي گويد؛ «سن ازدواج براي هر دو جنس بايد تا 18 سال افزايش يابد. ملاک ازدواج نمي تواند فقط بلوغ جنسي فرد در نظر گرفته شود. سن مسووليت قانوني هم بايد تا انتهاي سن کودکي فرد افزايش يابد.»يزداني به موضع انجمن حمايت از حقوق کودکان نسبت به «سن مسووليت کيفري» هم اشاره مي کند؛ «ازدواج نيز جزء زيرمجموعه مسووليت هاي فردي تعريف مي شود. ما از قانونگذاران مي خواهيم اين قوانين را اصلاح کنند. هرچند با توجه به طرح لايحه حمايت از خانواده به اصلاح اين قانون خوشبين نيستم، اما اميدواريم مجلس با توجه به انتقادات جامعه به سمت اصلاح قوانين حرکت کند.»«طبق ماده 1041 قانون مدني عقد نکاح دختر 13 سال و پسر 15 سال منوط به اخذ اجازه ولي (پدر و جد پدري) يا حکم دادگاه است. در غير اين صورت اين عقد پذيرفته نيست.»دکتر محمد سيف زاده با تاکيد بر اين ماده، ماده 190 قانون مدني را نيز مورد تاکيد قرار داده و مي گويد؛ «بنابراين ماده، قانونگذار براي عقد دائم چهار شرط قرار داده است که دو شرط اصلي آن شامل رضايت طرفين و اهليت مي شود. اين دو شرط کاملاً قابل تغيير و لازم الاجرا است و حتي با تفسير اين ماده مي شود مقابل ازدواج کودکان ايستاد چون مشخص نيست دختر 10 تا 14 ساله و پسر 15 ساله چطور مي توانند شرط عاقل، بالغ و مختار بودن را دارا باشند.»اين حقوقدان عامل فقر را در انعقاد چنين ازدواج هايي تاثيرگذار مي داند و مي گويد؛ «طبق قانون مصوب سال 1310 ازدواج دختر زير 15 سال و پسر زير 18 سال ممنوع بود. آمارهاي افزايش طلاق، خشونت و جرائم خانگي باعث نگراني حقوقدانان نسبت به قوانين شده و انتظار و نياز به تغيير بيش از پيش احساس مي شود.» سيف زاده به معاهدات بين المللي هم اشاره مي کند و از مسوولان مي خواهد نسبت به اين معاهدات احترام بگذارند. اين عضو کانون وکلا مي گويد؛ «طبق تمام معاهدات جهاني مورد پذيرش ايران مرز کودکي و مسووليت فرد براي هر دو طرف 18 سال است. ما هم از نظر قوانين داخلي ايران ملزم به رعايت اين اصل جهاني هستيم.»هر چند سيف زاده نيز بي توجه به چشم اندازي که «لايحه حمايت از خانواده» دولت در افکار عمومي ايجاد کرده است نسبت به تغيير قوانين خوشبين نبود با اين حال هنوز مي توان نسبت به هشدارهاي رسمي و عواقب آمار ارائه شده براي به هوش کردن قانونگذاران اميدوار بود. بديهي است وقتي از هر چهار ازدواج يک مورد طلاق در کلانشهر ثبت مي شود نمي توان به ازدواج يک زوج 10 تا 14 ساله خوشبين بود.شايد صداي زنگ هاي خطر گوش ها را ناشنوا کرده است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:27  توسط "حقوق بشر"  | 
      دريغا دريغ. زمردان ايران

 ز اين کوي برزن زايران ويران

 دريغا دريغا که رفته است از ياد

 نبرد دليران و خون شهيدان

 دریغا دريغا که هر خطه ننگي

نهادند از خصم بر نام ايراد

دريغا دريغا که جلاد دوران

 بکردست زير عبا مار پنهان

 کنون گريه بايد بر اين خاک خونين

 که شد خسته از ظلم دوران

 بگردم مگر آستاني بيابم

 که هر گوشه خاک گرديده زندان

بجز مرگ آزادي و ترس زندان

 دريغا دريغا چه ديدم ز دوران

کسي معني عشق فهميده باشد

که زخم ستم را عيان ديده باشد

 چو مجنون لب خشک پيجوي ليلي

 به صحرا چنان بيد خشکيده باشد

 و يا همچو تيري يمان غلامان

 سر افراز در شهر گرديده باشد

 سپس همچو تيري ميان غلامان

 به آغوش اين خاک لغزيده باشد

 +++++++++++++++++++++++
 دلي دارم اندوه زار سياهي

در او خنجر تير روييده باشد

 سري گيج دارم ز آشوب دوران

 در او داغ فرياد پيچيده باشد

 دلم کارزار نهاني است با خود

 غزالان زيباش کوچيده باشد

برگرفته از وبلاگ پان ایرانیست های اهواز


 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 12:13  توسط "حقوق بشر"  | 

هم میهنان گرامی

ساعاتی پیش یکی از منتخبین کارگران نیشکر هفت تپه توسط عوامل رژیم جمهوری اسلامی در محل منزلش دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد.

فریدون نیکو فر یکی از فعالین حقوق کارگری و از نمایندگان کارگران هفت تپه که خواهان حقوق قانونی پایمال شده بیش از پنج هزار کارگر بوده اند و تقاضای تشکیل سندیکای مستقل کارگری را دارند حدود ساعت نه شب پنج شنبه دستگیر و به محل نامعلومی منتقل گردید.

حمایت فور ی شما و تماس با سازمانهای حقوق بشر و عفو بین الملل میتواند نوعی همدردی با این کارگران زجر کشیده باشد.

 

DADNAMEH BE AFF E BYNOLMELLAL DAR HEMAYAT AZ KARGARAN E HAFT TAPPEH

 

IRAN UNITY party is non profitable organization for improvement and development the IRANIAN nation knowledge about their Human Rights; connecting those are behind Cleric Islamic Republic Regime’s Wall!! ; To free world.
Iran Unity is Independent political party Developing National Civil Resistance and Civil Disobedience.
We are not armed party and we are against any attacks to anyone’s life or benefits.
We are looking for Iran’s Democratic, Secular, and Free.
Our strategy; to break the wall of Islamic Republic Regime; separates Iranians from the world, the wall of religion and superstitions.

Bardia Sepand

Sepandiran@hotmail.com
bardiasepand@hotmail.com
sepand.iran@gmail.com
Iran Unity
I.N.C.R.D
Iranian National Civil Resistance and Disobedience
please visit us at http://www.incrad.blogspot.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 11:54  توسط "حقوق بشر"  | 

 


 

بنام خداوند هستی آفرین،

خدایا ترا قسم میدهم به لحظه ای که صدای باز شدن درب سلول پسرم امید توسط او شنیده شد و پس از 2 ماه شکنجه او را بی گناه به جای پدر به مسلخ بردن

خدایا ترا قسم میدهم به صدای زنجیرهای که به دست و پای پسرم بسته و او را بپای چوبۀ دار بردن

خدایا ترا قسم میدهم به گامهایی که پسرم امید از سلول خود در وزارت جنایت ( وزارت اطلاعات ) تا پای چوبۀ دار برداشته است.

خدایا ترا قسم میدهم به لحظه ای که چشم پسرم به چوبۀ دار افتاد و با دست وپای بسته در برابر دژخیمان کاری از دستش ساخته نبود

خدایا ترا قسم میدهم به لحظه ای که طناب دار را بر گردن پسر بی گناهم انداخته اند

خدایا ترا قسم میدهم به جان کندن پسرم در بالای دار و تا آن لحظاتی با جسد بی جانش بالای دار به این سو وآن سو به اهتزاز در آورده بود

خدایا ترا قسم میدهم به اشکهایی که دخترانم در این مدت برای برادرشان ریخته اند و به اشکهایی که خودم در سلولم برای برای او ریخته و میریزم.

و خدایا ترا به آن چیزهایی که عزیز میداری قسم میدهم که حکومت جنایتکار و ضد ایرانی و ضد بشری جمهوری نا اسلامی ایران را سرنگون و گدازاده های کثیف سردمدارش را همانگونه که امید پاک و بیگناه مرا از من گرفتند از آنها بگیر و خودشان را هزاران برابر من بسوزان.

روز دو شنبه مورخه 25 مهر 1386 برابر با 17 اکتبر 2007 میلادی دقیقا 2 سال از آن روز می گذرد که سربازان بد نام شیطان زمان ( به اصطلاح سربازان گمنام امام زمان) با لگد چهار پایه را از زیر پای پسرم امید کرمی خیر آبادی انداختنه و زیر پاهایش را خالی کردند. و او را فقط به جرم ایرانی بودن بیگناه به دار آویخته و بعد هم بزدلانه و در یک سناریوی ناشیانه گفتند که او در ترکیه خودکشی کرده. بدون آنکه گزارش پلیس ترکیه را به ما ارائه بدهند و این در حالی است که پای پسرم من اصلا به ترکیه نرسیده بود و من همچنان در سلول خود در حسرت دیدن مزارش و عکسهای نوۀ یک سال و نیمه (بنداد)را که 6 ماه پس از مرک پدر در حالی که یتیم پای به این جهان گذاشت نگاه کرده و در انتظار حمایت تمامی انسان دوستان در سراسر دنیا بسر می برم و از تمامی دست اندرکاران حقوق بشر خواستارم که از این رژیم ددمنش بپرسند که آخه به کدامین جرم پسرم را گشته اند و چرا پس از 9 سال و هشت ماه حبس به من مرخصی داده نمی شود تا بر مزار پسرم بروم وبه بازسازی خانواده متلاشی شده ام بپردازم.

من اینها را گفتم تا اشخاصی مانند احمدی نژاد و قتی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد می روند آن مکان مقدس را به دروغ آلوده نکرده و یاوه گوئی نکنند که جمهوری نا اسلامی ایران دمکراسی وجود دارد.

 

علیرضا کرمی خیر آبادی

19 مهر 1386

زندان رجائی شهر کرج سالن فرعی 5

 

انتشارکننده:

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

 

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:12  توسط "حقوق بشر"  | 

بیانیۀ رضا پهلوی در مورد اجلاس سران کشورهای حوزۀ دریای مازندران

 
     دوشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۸۶
هم میهنان عزیزم،

همچنان که می دانید، رئیس جمهوری روسیـه، ولادیمیر پوتین، روز سه شنبه ۲۴ مهر ماه جاری، برای شرکت در اجـلاس ســران کشــورهای حــوزۀ دریــای مازندران، در سفـــری رسمی راهی تهران خواهد شد. بــر اساس آنچه رسانه هــا و مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشته اند، هدف از برگـــذاری چنین گـــردهمایـی در پایتخت میهن مان، رسیــدگی، و در صورت توافــق طرف های مذاکره، حــل و فصل "مسئله ی مرزهــا" و تقسیم آبهــا و منــابع زیست محیطی و معــدنی دریای مازندران است. در این زمینــه لازم دیـــدم نکاتـی چند را با شما هم میهنــان عزیــزم و خطاب به حاکمان کنونی ایران و همچنین جامعه جهانی و دولت روسیه، بیان دارم.

حکومتگران اسلامی بــرای بقای نظام سیاسی خــود از هیچ ابــزاری رویگـردان نبـوده، و تا روز سرنگونی شان، نخواهنــد بود. اینان، که با شعار توخالــی "نه شرقی نه غربی" به قدرت رسیدند، برای خروج از انزوای خود ساختــه، نه از حراج منابــع انــرژتیک ایران، به غربی و به شرقی، فروگذار کرده اند و نه در به باد دادن بهترین فرصت های تاریخـی بـرای رشــد اقتصادی ایران و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی میهن مان، درنگ کرده اند. هم اینان میروند تا بار دیگر با قربانی کـــردن منافع ملی ایــران در شمال میهن عزیزمان، شاید چند صباحی به عمر نظام فرتــوت خود بیفزایند. دیگر کیست که نداند که بــرخی قدرت ها، چه در غرب و چه در شرق، با "ورق ایران" پای میز معامله و چانه زنی با یکدیگر نشسته اند؟!

از اینرو، خطاب به جامعۀ جهانی و دولت هـای ذینفـع اعــلام میدارم کــه دولت ملـی آیندۀ ایران، برخاستــه ازارادۀ دمکراتیک ملت ایران، تـَن به هیچ قـرارداد و یا معاهده ای که منافع ملی ما را، در هر زمینه ای که باشد، نادیده گرفته و یا زیر پا گذاشته باشد، نخواهد داد.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

P.O. Box 341907, Bethesda, MD. 2080827
Tel: 301-765-7007
Fax: 301-765-7009
www.rezapahlavi.org
rpsec@rezapahlavi.org




دستگيری ميثم جابري از دراويش گنابادي توسط وزارت اطلاعات
ايميل دريافتی:
آقاي ميثم جابري از دراويش گنابادي ساعت 2 بعد از ظهر روز جمعه 20 مهر ماه 86 ، در محله اصفهاني هاي كرج توسط شخصي كه خود را قاضي ميرسعيد از مامورين اطلاعات و نماينده دادستاني كرج معرفي مي‌نمايد دستگير و تحويل بازداشتگاه اطلاعات گرديد.

ميثم جابري كه گويا از فعالين دراويش گنابادي در كرج است ، در افشاي نام بعضي از گروه‌هاي بسيجي و روحانيون افراطي و نقشه هاي شوم آنان در تعرض به حسينيه دراويش در كرج نقش بسزايي داشته است.

تا كنون از وضعيت وي و محل نگهداري و دليل اين بازداشت اطلاعي در دست نمي‌باشد

یازده نفر سحرگاه فردا در اوین اعدام می شوند

فعالان حقوق بشر در ایران:

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین ظهر امروز 11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند .

11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج که ظهر امروز به زندان اوین انتقال یافته بودند ساعاتی پیش از اتاق اعزام به سلول های انفرادی بند 240 منتقل شدند تا سحرگاه فردا اعدام شوند ، از هویت این افراد اطلاعی در دست نیست.

لازم به ذکر است رژیم جمهوری اسلامی در برخی موارد زندانیان سیاسی و امنیتی را نیز تحت نام زندانیان عادی اعدام می کند.

رژیم جمهوری اسلامی در روز جهانی علیه اعدام در 18 مهرماه نیز دو تن از زندانیان سیاسی در کردستان را اعدام کرد .






رده بندی جهاني آزادی مطبوعات ٢٠٠٧ : ايران در رده 166 قرار دارد

 
     گزارشگران بدون مرز :
برای اولين بار اريتره به جای کره شمالي در آخرين رده قرار گرفته است

به جز روسيه هشت کشور بزرگ صنعتي جهان (جي ٨) پيشرفت داشته اند

وضعيت کشورهايي که گاها بعنوان نمونه از آنها نام برده مي شود مانند : مصر،مراکش و اردن نا اميد کننده است.

در ايران (رده ١٦٦) روزنامه نگاران با برخورد بسيار تهاجمي حکومتگران که اجازه بيان هيچگونه انتقاد و يا خواست سياسي و اجتماعي را نمي دهند، مواجه اند

گزارشگران بدون مرز امروز ٢٤ مهر ماه ١٣٨٦ ششمين رده بندی جهاني آزادی مطبوعات را که معياری برای سنجش آزادی مطبوعات در ١٦۹ کشور جهان است،منتشر کرد.

اريتره به جای کره شمالي در آخرين رده قرار گرفته است " اين امر تعجب آور نيست با آنکه همه ی موارد نقض آزادی مطبوعات در کره شمالي و يا در ترکمنستان که در رده هایي پيش ازارتيره قرار دارند، شناخته شده نيستند. اما در اين کشور که مطبوعات خصوصي مطرود شده اند و رهبران حکومتي نادر روزنامه نگاران منتقدی چون ايساس آفيورکي را که جرائت مي کنند ازرژيم انتقاد کنند، روانه سياهچال ها مي کند. ما مي دانيم که چهارتن از اين روزنامه نگاران در زندان به قتل رسيده اند و همه شواهد حاکي از آن است که خطر جان ديگر زندانيان را تهديد مي کند، اطن کشور لايق همين آخرين رده است."

در خارج از اروپا- که ١٤ کشور نخست رده بندی را از آن خود کرده است- هيچ منطقه ای در جهان نيست که دست اندرکاران رسانه ها از سانسور و خشونت بدور باشند.

٢٠ کشور آخرنشين رده بندی عبارتند از ٧ کشور آسيايي (پاکستان، سری لانکا، لائوس، ويتنام،چين، برمه، کره شمالي) ٥ کشور آفريقايي ( اتيوپي، گينه اکواتور، ليبي، سومالي، اريتره) ٤ کشور از خاورميانه (سوريه، عراق، سرزمين های خودمختار فلسطين، ايران) ٣ کشور از مجموعه شوروی سابق (روسيه سفيد، ازبکستان، ترکمنستان) و يک کشور در امريکا کوبا .

"ما به ويژه نگران وضعيت برمه (رده ١٦٤) هستيم. با سرکوب وحشيانه تظاهرات اخير توسط ژنرال های ديکتاتور که قدرت را دردست دارند، هيچ آينده ی روشني برای آزادی های بنيادین متصور نيست. روزنامه نگاران در زير چتر سانسوری همه جانبه ای به کار مشغولند که هيچ موضوعي حتا آگهي نيز از زير دست شان رد نمي شود. ما همچنان متاسفيم که چين (در رده ١٦٣) در قعر جدول جای گرفته است. به نظر مي رسد يک سال پيش از برگزاری بازی های المپيک ٢٠٠٨ وعده های مسئولان برای اصلاحات و آزادی روزنامه نگاران زنداني خيالي باطل باشد."

کشورهای بزرگ صنعتي جهان (جي ٨) به جز روسيه پيشرفت داشته اند
در حالي که طي سه سال گذشته روند سقوط کشورهای عضو جي ٨ از سقوط به رده های پائين ترادامه داشت، در رده بندی امسال اين کشورها چند رده صعود کرده اند. برای مثال فرانسه (رده ٣١) شش رده نسبت به سال گذشته بالاتر آمده است. روزنامه نگاران در سال جاری از خشونت هاي به وجود آمده در پي منازعات سنديکاها، در منطقه کورس و يا در طي تظاهرات های حومه ها بدور بودند. با اين همه نگراني هايي در باره ی مواردی از اعمال سانسور، بازرسي تحريريه ها از سوی مقامات قضايي و عدم تضمين برای پنهان نگاه داشتن منبع خبری وجود دارد.

در ايالات متحده امريکا (رده ٤٨) نقض آزادی مطبوعات کمتر شده است. جوش ولف وبلاگ نويس زنداني پس از ٢٢٤ روز بازداشت آزاد شد. در عوض بازداشت بدون اتهام خبرنگار سوداني شبکه الجزيره سامي الحج از ١٣ ژوئن ٢٠٠٢ و نگاهداری وی در اردوگاه گوانتانامو و قتل شونسي بايلي در اوکلاند در ماه اگوست ٢٠٠٧، مانع صعود اين کشور به رده های بالاتر رده بندی است.

"اين تحول خبر خوبي ست. شايد فراخواندن مکرر کشورهای دمکراتيک برای نشان دادن رفتاری الگو مانند به ثمر نشسته باشد. با اين حال بايد جانب احتياط را رعايت کرد و مواظب بود، هيچ دتاوردی از پيش تضمين شده نيست. ما اميدواريم که اين گرايش حفظ و حتا در سال آينده بيشتر شود. اما متاسفيم که بگويم تنها دو کشور از هشت کشورهای بزرگ صنعتي جهان کانادا (رده ١٨) و آلمان (رده ٢٠) در ميان ٢٠ کشور اول ليست رده بندی قرار دارند."

روسيه (رده ١٤٤) پيشرفتي نداشته است. قتل آناپوليتوکفسکاپا در اکتبر ٢٠٠٦ ، مصونيت از مجازات برای قاتلان روزنامه نگاران، نبود کثرت گرايي در رسانه ها به ويژه رسانه های صدا و تصويری، بر بيلان وضعيت آزادی بيان در روسيه سنگيني مي کند.

بلغارستان و لهستان محصلان بد اروپا
همه ی کشورهای اروپايي به استثنای بلغارستان(رده ٥١) و لهستان (رده ٥٦) در ميان ٥٠ کشور نخست ليست رده بندی هستند. در سوفيا روزنامه نگاران برای انجام وظايفشان مي توانند مورد ضرب و شتم قرار گيرند. در سال جاری از زماني که برای ماموران پليسي که روزنامه نگاری را مورد حمله قرار داده بودند، قرار منع تعقيب صادره شد ، وضعيت بدتر شده است. در آن سوی حکومتگران لهستان غير جزايي کردن جرايم مطبوعاتي را نمي پذيرند و دستگاه قضايي به شکل منظم برای روزنامه نگاران احکام زندان تعليقي صادر مي کند. از زمان به قدرت رسيدن لش کازنسکي در اکتبر ٢٠٠٥ و چند ماه بعد نخست وزير شدن برادرش يارسولوا، تعقيب قضايي عليه مطبوعات افزايش يافته است.

عدم تباث دمکراسي های جوان
تعداد ی از کشورهای غير اروپايي به ٥٠ کشور نخست ليست رده بندی پيوسته اند. از جمله موريتاني (رده ٥٠) که از سال ٢٠٠٤ به اين سو ٨٨ رده بالاتر آمده است. اورگوئه (رده ٣٧) و نيکاراگوئه (رده ٤٧) نيز در رتبه هايي بالاتر قرار گرفته اند.

"ما اميدواريم که اين رشد پايدار باشد. سال گذشته بوليوی صعودی تماشايي داشت که گويا متاسفانه رشدی مقطعي بود . در سال جديد به دليل خشونت عليه مطبوعات اين کشور جندين رده را ازدست داده است."

همچنين کشورهايي که به شکل سنتي در رده های بالای جدول بودند، عقب گردی محسوس طي کرده اند. از جمله بنين(رده ٥٢) و مالي (رده ٥٣) برای اولين بار پس از سالها در اين کشورها روزنامه نگاران به اتهاماتي چون " افترا" و يا " توهين به مقامات رسمي" زندانط شده اند. در قاره امريکا السالوادور (رده ٦٤) با از دست دادن ٣٦ رده کش.رهای صدر نشين را ترک کرده است.

وبلاگ نويسان نيز از سرکوب در امان نيستند
اينترنت بيش از پيش در زير آوار نقض آزادی بيان جای مي گيرد. امسال بسياری از کشورهای به دليل نقض فاحش و منظم آزادی تبادل اطلاعات بر روی وب در جدول رده بندی سقوط کرده اند.

مثلا در مالزی (رده ١٢٤) در تايلند (رده ١٣٥) و يا در ويتنام (رده ١٤٦) وبلاگ نويسان دستگير و سايت های اطلاع رساني توقيف و يا مسدود شده اند. ما از تعدد موارد سانسور بر روی اينترنت نگران هستيم. دولت ها بيش از پيش به نقش مهم اينترنت در مبارزه برای دمکراسي پي برده اند و با استفاده از ابزارهای مدرن سانسور را گسترش مي دهند. رهبران کشورهای سرکوبگر نيز با همان شدت که دست اندرکاران رسانه های سنتي را سرکوب مي کنند به وبلاگ نويسان و وب نگاران حمله کرده اند.

دست کم ٦٤ نفر در سراسر جهان برای ابراز عفايد خود بر روی اينترنت در زندان بسر مي برند. چين صدر نشيني خود را در مسابقه ی سرکوب با ٥٠ وب نگار معترض در زندان حفظ کرده است. هشت وب نگار معترض در ويتنام زنداني هستند، در مصر وب نگار جوان کارم امار برای انتقاد از رئيس جمهور و بنيادگرايان اسلامي در دانشگاه در وبلاگش به ٤ سال زندان محکوم شده است.

جنگ و صلح
جنگ مسئول اصلي جايگاه بد برخي از کشورها در رده بندی است. بروز دوباره جنگ در سومالي (رده ١٥۹) و در سری لانکا (رده ١٥٦) شرايط کار روزنامه نگاران را غير قابل تحمل کرده است. بسياری از آنها کشته شده اند و سانسور هر گاه که درگيری شدت مي گيرد روزمره مي شود. طرفين منازعه هيچ حقي برای دست انرکاران رسانه ها که آنها را به حمايت از اين يا آن گروه متهم مي کنند, قائل نيستند.

در سرزمين های فلسطين (رده ١٥٨) منازعه ميان جنبش حماس و فتح عامل اصلي نقض فاحش آزادی بيان است. گروگانگيری، بازداشت، حمله و تخريب دفاتر رسانه ها و .. ادامه دارد. روزنامه نگاران فلسطيني و نادر فرستادگان ويژه رسانه های خارجي از هر سو مورد تهديد قرار مي گيرند.

ايستايي در ايران، خشونت در عراق
در ايران (رده ١٦٦) روزنامه نگاران با برخوردی بسيار تهاجمي حکومتگران که اجازه بيان هيچگونه انتقاد و يا خواست سياسي و اجتماعي را نمي دهند، مواجه اند. چون هرسال اين کشور بيشترين تعداد روزنامه نگاران را در خاورميانه زنداني کرده است. هم اکنون نه روزنامه نگار در ايران در بازداشت بسر مي برند. بسياری ديگر از روزنامه نگاران برای روشنگری در باره ی سنگسار و فساد و يا همکاری و مصاحبه با رسانه های خارجي بايد پاسخگوی اتهامات در اساس واهي اما "سنگيني" باشند که مي تواند به صدور احکام زندان برای آنها منجر شود.

در عراق (رده ١٥٧) روزنامه نگاران بيش از هر امری نگران گروه های مسلحي هستند که آنها را هدف قرار مي دهند بدون آنکه مقامات مسئول بتوانند راهي برای پايان دادن به اين مرثيه وحشت پيدا کنند. از آغاز جنگ در مارس ٢٠٠٣ تا امروز بيش از ٢٠٠ تن از کارکنان رسانه ها در عراق به قتل رسيده اند.

نااميدی در مغرب
بيلان کشورهای آفريقای جنوبي با صعود اندک الجزاير (رده ١٢٣) و تونس (رده ١٤٥) در جدول و سقوط نگران کننده مراکش (رده ١٠٦) و مصر (رده ١٤٦) به دليل تعدد تعقيب قضايي مطبوعات مستقل، مغشوش است. انتشار گزارش هايي در باره ی سواستفاده های ماموران پليس، اعمال دوباره ی شکنجه در بازجويي ها و يا در باره ی عدم استقلال دستگاه قضايي، مقامات حکومتي مصر را عصباني و موجب اعمال فشار بيشتر بر روزنامه نگاران مستقل شد.

با آنکه روزنامه نگاران مراکشي وضعيت بهتری از همکارانشان در مصر دارند، اما در طي سال گذشته مورد حملات مکرری قرار گرفتند که آمادگي آن را نداشتند. مصادره و توقيف روزنامه ها، احضار و بازداشت و محکوميت سنگين که آثار خود را بر کارکنان مطبوعات که ازآن پس به وعده های اصلاحات بي اعتماد شده اند، باقي گداشته است.

آرامش برای روزنامه نگاران خليج فارس
پيشرفت هايي در برخي از کشورهای حوزه خليج فارس کويت (رده ٦٣)، امارات متحده عربي (رده ٦٥) و قطر (رده ٧۹) ديده شده است. مقامات مسئول در اين کشورها در مواردی تمايل خود را به باز کردن فضا نشان داده اند در برخي موارد ابتکاراتي برای تغيير چارچوب قضايي در راستای آزادی های بيشتر انجام داده اند. با اين همه خودسانسوری در مطبوعات حضوری همه جانبه دارد.

عربستان سعودی (رده ١٤٨) برای اولين بار از ليست ٢٠ کشور آخرنشين ليست رده بندی خارج شده است. در طي سال گذشته روزنامه نگاران از آرامش نسبي برخوردار بوده اند. اما کنترل اعمال شده در هيات نظارت بر مطبوعات تحت مسئوليت وزارت اطلاعات مانع صعود عربستان به رده های بالاتر رده بندی است.
برای تهيه اين جدول رده بندی، گزارشگران بدون مرز از سازمانهای هميار خود در جهان (١٥ انجمن دفاع از آزادی بيان در ٥ قاره جهان ) از شبکه ١٣٠ نماينده ويژه خود در جهان، روزنامه نگاران ، محققان، حقوقدانان و فعالان حقوق بشر خواسته است که به ٥٠ سوال که نمودار وضعيت آزادی مطبوعات در يک کشوراست، پاسخ دهند. در اين رده بندی ١٦۹ کشور وجود دارد، علت غيبت ديگر کشورها عدم امکان دسترسي به اطلاعات بوده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:11  توسط "حقوق بشر"  | 
کاظم دارابی آزاد می شود؟ دارابی از عوامل ترور رستوران ميکونوس در برلين است

 
      سايت گفتنی ها اميرفرشاد ابراهيمی:

سيزده سال پيش در هفدهم سپتامبر سال ۱۹۹۲ يک تيم عملياتی از نيروی قدس سپاه پاسداران در رستورانی در خيابان پراگ برلين بنام ميکونوس با گشودن آتش بروی هشت مخالف جمهوری اسلامی چهار تن از اعضای ارشد حزب دموکرات کردستان ايران را به قتل می رسانند .

صادق شرفکندی ، فتاح عبدلی ، نورمحمد پور دهکردی و همايون اردلان جان باختگان اين عمليات تروريستی بودند .

بدنبال اين ترور بود که نيروهای امنيتی و دستگاه قضايی آلمان دست به تحقيقات و رسيدگی ای زد که تا کنون در نوع خود بی نظير بوده است. در اين عمليات مستندا مشخص شد که اين عمليات از سوی عاليترين نهادهای حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی طراحی و هدايت شده است .

در اين عمليات؛ کاظم دارابی کازرونی، عضو يگان ۶۰۰۰ نيروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به عنوان فرمانده عمليات و عبدالرحمان بنی هاشمی، عضو معاونت عمليات حوزه اروپای شرقی وزارت اطلاعات، به عنوان عامل يک و عباس حسين راحيل، عضو نهضتی نيروی قدس سپاه پاسداران به عنوان تک تيرانداز و همچنين سيد محمد يوسف امين و فضل الله حيدر از ديگر اعضای نهضتی نيروی قدس سپاه پاسداران به عنوان کمين و مراقب عمليات و علی صبری و محمد اشمر، که ايشان نيز از اعضای نهضتی نيروی قدس بوده اند به عنوان آماد و پشتيبانی عمليات حضور داشتند.

از عواملين اين عمليات تروريستی اکنون دو نفر همچنان در زندان بسرمی برند، کاظم دارابی و عباس راحيل .

در اين ميان جمهوری اسلامی که حتی به شهادت مسئولان ارشد دستگاه قضايی آلمان از ابتدای شکل گيری اين پرونده رايزنی و تلاش را برای مختومه و به سکوت کشاندن پرونده انجام داده اند، همچنان در تلاش می باشد تا به نحوی نقش دولت ايران را در اين حادثه کتمان کنند.

خانواده کاظم دارابی هم اکنون به همراه فردی بنام احمد بورانی که ظاهرا کارمند ستادی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی می باشد بمدت بيش از دو هفته است که وارد برلين شده اند و حتی در بيست و پنجم ماه دسامبر خانواده دارابی در ديداری که در محل نمايندگی هلال احمر جمهوری اسلامی در برلين با آقای سيد محمد متولی "مسئول بخش امنيتی سفارت جمهوری اسلامی در برلين" داشته تلاش و جديت ايشان را برای آزادی دارابی خواستار شده اند.

"متولی" در همين ديدار به اطلاع خانواده دارابی و احمد بورانی می رساند که همچنان در تلاش برای آزادی دارابی هستيم و اميدواريم در سه ماهه اول سال ۲۰۰۶ شاهد آزادی کاظم دارابی باشيم.

کاظم دارابی کيست ؟
کاظم دارابی کازرونی متولد شيراز بسال ۱۳۴۳ بوده، وی که به عنوان دانشجو در خارج از کشور در کشورهای اتريش و آلمان و فرانسه مشعول به تحصيل بوده است! از طريق فعاليت در اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشجويان ايرانی در اروپا در سال ۱۳۶۵عضو موثر و مناسبی شناخته شده و به عضويت وزارت اطلاعات درمی آيد، ايشان در بدو ورود به وزارت اطلاعات در اداره کل سياسی معاونت ويژه و امور سرويس وزارت اطلاعات جذب شده و در سال ۱۳۶۸ نيز به معاونت امنيت وزارت اطلاعات منتقل و در اداره کل اروپا مشغول به فعاليت می گردد، دارابی که از دوستان و معتمدان نزديک مصطفی کاظمی بوده توانست با استفاده از روابط آشنايی خود با مديران ارشد وقت وزارت اطلاعات و ارتباطات گسترده خود با نيروهای موثر در خارج از کشور بزودی خود را يکی از سرويسهای بانفوذ وزارت اطلاعات نمايد و نهايتا در سال ۱۳۷۰ بنابر درخواست فرمانده کل سپاه پاسداران و سرتيپ وحيدی فرمانده وقت نيروی قدس سپاه پاسداران به منظور استفاده از تجارب و شکل گيری قرارگاه عملياتی ای در آلمان به نيروی قدس سپاه پاسداران منتقل می گردد.

دارابی به همراه افراد ديگری بنامهای حسن جوادی، بهمن برنجيان و فرهاد امانی فراهانی در آلمان قرارگاهی را با نام رمز علويه هدايت و اداره می نمايند.

از جمله فعاليتهای اصلی اين قرارگاه شناسايی سران و فعالان مخالف جمهوری اسلامی در آلمان و جذب و شناسايی و استخدام جاسوس و خبرچين در داخل سازمانها و نيروهای مخالف جمهوری اسلامی و همچنين اجرای عملياتهای تروريستی بوده است...
دارابی همچنين در کارنامه دانشجويی و تروريستی خود دارد که در سال ۱۳۶۱ بهمراه تعداد ديگری از اعضای اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشجويان اروپا به يک خوابگاه دانشجويان ايرانی در غرب شهر ماينز حمله می کنند که در نتيجه آن يک نفر کشته و چندين نفر ديگر زخمی می شوند. دارابی در آنجا دستگير می شود و در دادگاه محکوم به هشت ماه زندان و اخراج از کشورآلمان می شود. اما با وساطت سفير ايران در بن، وی آزاد می شود.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:16  توسط "حقوق بشر"  | 

آزاد سازی پیش از موعد کاظم دارابی و عباس رایل محکومین پرونده میکونوس : نامه سرگشاده

شهره بدیعی، سارا دهکردی و مازیار دهکردی

Petition:

تروريست نورچشمي ج. ا.بزودی آزاد ميشود؟!
آزاد سازی پیش از موعد کاظم دارابی و عباس رایل محکومین پرونده میکونوس : نامه سرگشاده

شهره بدیعی، سارا دهکردی و مازیار دهکردی

16.7.2007

دوستان و هموطنان عزیز

به نام آزادی و عدالت از شما دعوت می کنیم تا از درخواست ما خانواده‌ی قربانیان (مقیم آلمان) ترور میکونوس از دولت آلمان به قصد جلوگیری از آزادسازیپیش از موعد تروریست های میکونوس حمایت کنید.
در زمانی که دولت آلمان از طرفی بی وقفه دم از مبارزه همه جانبه علیه تروریسم می زند و از طرفی ادعای تلاش پی گیر در حمایت از مهاجرین در جامعه آلمان را دارد، ما اعضای خانواده‌ی قربانیان که اتباع دولت آلمان نیز هستیم و سال‌ها به عنوان تبعیدی سیاسی مقیم آلمان، احساس می کنیم که قربانی تصمیمات ضد و نقیض دادگستری و به ویژه دولت آلمان می شویم.
تاریخچه:
در 17 سپتامبر 1992 یک تیم ترور به دستور قدرتمندان دولت جمهوری اسلامی ایران چهاررزمنده‌ی آزادی‌خواه ایرانی ـ کرد را در رستوران میکونوس شهر برلن به قتل رساند.
رژیم جمهوری اسلامی از زمان دستگیری کاظم دارابی و عباس رایل و به خصوص پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس در 10 آپریل 1997، تلاش های بسیاری کرد تا کاظم دارابی را به هر طریقی با یک زندانی غربی در ایران معاوضه کند. پیشنهادات رژیم ایران در این زمینه شامل کمک به پژوهش در مورد وضعیت "رون آراد" خلبان مفقود اسرائیلی، پیشنهاد آزادی "هلموت هوفر" آلمانی که به جرم رابطه‌ی نامشروع با یک زن ایرانی از سپتامبر 1997( پنج هفته پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس) تا دسامبر 1999 در زندان اوین زندانی بود و در واقع به سنگسار و مرگ محکوم شده بود و در گذشته نزدیک آزادی "رونالد کلاین" که در آب های ساحلی ایران دستگیر شده و به مدت 18 ماه در تهران زندانی بود.
در مورد "رونالد کلاین" روزنامه " فیگارو ـ آن لاین" در مقاله روز 27. 6. 2007 می نویسد:
« به نظر می رسد که این جریان ارتباطی به درگیری اروپا با ایران در رابطه با تحقیقات اتمی ایران نداشته باشد، اگر چه که این فرضیه مدتی در اروپا مطرح بود. به نظر می رسد که هدف ایران از این کار نوعی معامله‌ی پایاپای بوده است.» و در همانجا می آید : « این توریست آلمانی به تازگی در مصاحبه ای با مطبوعات آلمان به خواست دولت ایران برای تعویض وی با کاظم دارابی، قاتل چهار ایرانی مخالف رژیم ایران اشاره کرده. کاظم دارابی به جرم قتل این چهار نفر که در سال 1992 در یک رستوران در شهر برلن و به دستور سازمان امنیت جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته بود، به حبس ابد محکوم شد.»
به تلاش های دیگر جمهوری اسلامی برای مبادله و یا آزادی دارابی در مطبوعات اروپا اشاره ای نشده است ولی این امر حاکی از آن نیست که چنین تلاش هائی انجام نیافته اند.
دلائل قضائی آزادسازی تروریست های میکونوس از طرف دولت آلمان :
در قانون قضائی دولت آلمان ذکر شده که اتباع خارجی که در زندان های آلمان محبوس هستند، می توانند بعد از گذراندن دو سوم زمان محکومیتشان به کشور مطبوع خود تحویل داده شوند، تا بقیه دوران محکومیتشان را در زندان آن کشور بگذرانند. ولی در این مورد بخصوص کشور مبدا، همان کشوری است که حکومتش فرمان این قتل را صادر کرده است! در زیر بخش هائی از حکم دادگاه میکونوس و شهادت آقای بنی صدر، رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران را می آوریم که حائز اهمیت است:
( حکم صادره به تاریخ 10.4.97 « جرم کاظم دارابی(کازرونی) از سنگینی ویژه ای برخوردار می باشد. او در از بین بردن چهار انسان دست داشته و با این عمل خود سرسپردگی تام خود را به حکومتگران وقت ایران ثابت نموده است. برای ما کوچکترین نشانه ای وجود ندارد که این شخص قبل یا بعد از عمل انجام شده ذره ای در کرده خود شک کرده باشدو یا از کرده خود پشیمان شده باشد که پرتوی از انسانیت به شخصیت او بیفکند........برعکس بر اساس مدارک ارائه شده روشن گشته است که قدرتمندان ایران عملیات تروریستی در خارج از کشورشان را نه تنها مثبت می دانند و قاتلین را به طریقی واضح ارج می نهند و پاداش می دهند، بلکه خود چنین عملیاتی را بر علیه کسانی که تنها جرمشان دگر اندیشی است طراحی نموده و به جامه‌ی عمل در می آورند. اینان مخالفان سیاسی شان را تنها به خاطر حفظ قدرتشان نابود می کنند. " حکم دادگاه میکونوس صفحه 361، پاراگراف سوم")
در جائی دیگر از متن شهادت آقای ابوالحسن بنی صدر در جریان دادگاه میکونوس در 23.8.1996 می خوانیم:
" من لیستی در اختیار دارم شامل نام 13 نفر که در مشهورترین ترورهای رژیم شرکت داشته اند. تمام این افراد پست هائی در رده های بالای رژیم ایران به دست آورده اند. به طور مثال کوروش فولادی که در انگلستان به دوازده سال حبس محکوم شده بود، پس از آزادی و بازگشت به ایران در آن جا نماینده مجلس شد. همچنین مهرداد کوکبی که به جرم آتش زدن یک کتاب فروشی در انگلستان محکوم شده بود، در حال حاضر به عنوان مشاور عالی مقام در وزارت علوم مشغول کار است."
نتیجه :
از نظر قضائی اقدامی حقوقی بر علیه اعتراض این "باز پس فرستادن" نمی توان انجالم داد، زیرا که ما بازماندگان قربانیان و دادخواهان خصوصی ترور میکونوس پوزیسیون حقوقی در این مورد نداریم ! اما مهم دلائل سیاسی‌ هستند که بر علیه این تصمیم مطرح هستند : قانونی که اساس فرستادن زندانیان غیر آلمانی پس از گذراندن دو سوم زمان حبس‌شان به کشورشان است، در اصل به خاطر برداشتن بار سازمانی و مالی از دوش زندان های آلمان بوده است و هدف آن است که محکومان بقیه مدت حبس‌شان را در زندان های کشور خود بگذرانند و نه برای مواردی که جنایتکاران به دستور و فرمان همان کشوری عمل کرده اند که قرار است دوباره به آن جا پس فرستاده شوند و به ویژه پس از بازگشت پاداش های زیادی در انتظارشان باشد.
مساله روحی و احساسی :
این اقدام ماهرانه که توسط وزارت های کشور و دادگستری آلمان برای بازگرداندن این جانیان طرح ریزی شده، نه فقط سیلی به صورت اعضای خانواده قربانیان، بلکه سیلی به صورت تمام ایرانیان آزادی خواه می باشد. اعتراض ما به این معنی نیست که این افراد تا آخر عمرشان باید در زندان بمانند( چه این امر شرط و شروطی دارد که هیچکدام آن ها را این جانیان نه قبول دارند و نه به آن عمل کرده اند!) هدف ما انتقام نیست بلکه هدف رسیدن به عدالت است!آن چه مورد اعتراض ماست، تعظیم دولت آلمان در مقابل رژیم تروریستی ایران است. اعتراض ما در عین حال به رفتار متناقض دولت و دادگستری آلمان است؛ چرا که اطمینان داریم که اگر قربانیان این ترور آلمانی الاصل بودند، قطعا قاتلین به این سهولت بعد از گذراندن دوسوم محکومیت خود به کشور مبدا، آن هم کشور صادر کننده فرمان قتل باز پس فرسیتاده نمی شدند!
نتیجه روحی ـ احساسی این عمل برای ما احساس خشم و ناتوانی دو طرفه است. از سوئی در مقابل دولت دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران و از سوئی دیگر در مقابل دولت آلمان که سال هاست دم از مبارزه با تروریسم بین المللی می زند( به طور مثال توجه شما را به برنامه امنیتی ضد تروریستی آقای شویبله، وزیر کشور آلمان جلب می کنیم که درست در این روزها مکتوب و مطرح شده است) آن جا که منافع سیاسی ـ ملی آلمان به پیش می آید؛ دیگر بر سر ادعاهای خود نمی ایستند و کار دگر می کنند!
16.7.2007
شهره بدیعی، سارا دهکردی و مازیار دهکردی
دوستان و هموطنان عزیز
لطفا اگر مایل به حمایت از خواست های ما هستید، نام و محل اقامت خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال کنید:


sara_m.dehkordi@yahoo.de

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:10  توسط "حقوق بشر"  | 
بازداشت باقی؛ شروعی برای پر کردن زندان ها، احمد زیدآبادی

 25 مهر 1386   خبرنامه امیر کبیر    


در حالی که در ماههای اخیر تعداد فعالان سیاسی آزاد شده از زندان بیش از تعداد فعالان سیاسی بازداشت شده در جمهوری اسلامی بوده است، صدور قرار بازداشت برای عمادالدین باقی رئیس هیئت مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان از سوی شعبه شش دادگاه انقلاب می تواند شروع تازه ای از بی توجهی برخی محافل جمهوری اسلامی به تعداد زندانیان عقیدتی و سیاسی در ایران تلقی شود.

از نظر سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، یکی از معیارهای اصلی میزان پایبندی حکومت ها به رعایت حقوق بشر، تعداد زندانیان عقیدتی و سیاسی در آن کشور است؛ مساله ای که در واقع جنجال برانگیزترین بخش حقوق بشر در عرصه بین المللی به شمار می رود.

رفتار جمهوری اسلامی در ماههای گذشته نشان داد که اگر چه برخی محافل قضایی و امنیتی از پر کردن زندان ها از نیروهای منتقد و معترض نظام سیاسی ابایی ندارند و حتی ترجیح می دهند که رقم زندانیان سیاسی را بالاتر ببرند، اما برخی از محافل دیگر استفاده از ابزارهایی غیر از زندان را برای محدود کردن فعالیت نیروهای منتقد حکومت ترجیح می دهند.

در حقیقت، وجود زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران به نحوی “پاشنه آشیل” دولت محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در مواجهه با نظام های غربی محسوب می شود، چرا که آقای احمدی نژاد علاقمند است جمهوری اسلامی را نه آنگونه که برخی سازمان های حامی حقوق بشر به عنوان “بزرگترین زندان” فعالان سیاسی و مدنی در خاورمیانه معرفی می کنند، بلکه به عنوان “آزادترین” کشور دنیا اعلام کند و در عوض، دمکراسی های غربی را به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی کند.

مسلما وجود زندانی سیاسی و عقیدتی در

ایران، آقای احمدی نژاد و سایر مقام های جمهوری اسلامی را همواره در معرض پرسش های آزار دهنده خبرنگاران داخلی و خارجی قرار می دهد و ادعای آنها مبنی بر رعایت حقوق بشر در ایران را به صورتی صریح و قاطع بی اعتبار می کند.

بر همین اساس به نظر می رسد بخشی از دستگاههای حاکم بر جمهوری اسلامی ترجیح می دهند به جای پر کردن زندان ها از فعالان سیاسی و مدنی، ابزار و زمینه های هر نوع فعالیت را از منتقدان مسالمت جوی نظام بگیرند و بدین وسیله از حجم زندانیان سیاسی بکاهند، چرا که جلوگیری از فعالیت منتقدان و مخالفان به عنوان مصداقی از نقض حقوق بشر در برخی محافل امکان توجیه پیدا می کند اما به زندان انداختن منتقدان مسالمت جو، در هیچ شرایطی قابل توجیه نیست.

دفاع از حقوق زندانیان: “مشارکت در جرم”

تلاش برای اعلام انحلال برخی نهادهای مدنی و سیاسی که دارای پروانه فعالیت از وزارت کشور هستند و نیز غیر قانونی دانستن سایر نهادهایی که با مشی مسالمت آمیز فعالیت می کنند، یکی از راههای محدود و ممنوع کردن فعالیت های نیروهای منتقد، چه در حوزه سیاسی و چه در حوزه مدنی طی سال های اخیر بوده است.

یکی از نهادهایی که برخی از دستگاههای امنیتی و قضایی نسبت به فعالیت آن بسیار حساسیت نشان می دهند، انجمن دفاع از حقوق زندانیان است که ریاست هیئت مدیره آن به عهده عماد الدین باقی است.

انجمن دفاع از حقوق زندانیان یک نهاد غیر سیاسی است که دفاع از حقوق کلیه زندانیان را با هر نوع جرم و اتهامی در اساسنامه خود گنجانده است.

بنا به گزارش های سالانه و بولتن رسمی انجمن دفاع از حقوق زندانیان، این نهاد مدنی در طول عمر کوتاه خود توانسته است برای آزادی برخی از زندانیان و بازداشت شدگان وثیقه تهیه کند، امکان ارائه و دریافت خدمات پزشکی را برای بعضی از خانواده های زندانیان بی بضاعت فراهم کند، و در مجموع نهادی برای مراجعه خانواده های زندانی در سراسر ایران باشد؛ بخصوص زندانیانی که امکان گرفتن وکیل ندارند یا در گذر ایام فراموش شده اند و یا اینکه حقوق قانونی آنها به وضع مشهودی نقض شده است.

با تعاملی که انجمن دفاع از حقوق زندانیان با قوه قضائیه ایران و نهادهای تحت فرمان آن برقرار کرده بود، به نظر می رسید که دستگاه قضایی ایران نه فقط اقدامات انجمن را مخل وظایف خود نمی داند، بلکه آن را برای کاهش مسئولیت های سنگین خود در برابر مشکلات زندانیان مفید تلقی می کند.

چنین تصوری گرچه در بین برخی از مسئولان دستگاه قضایی ایران وجود داشت، اما مجموعه نهادهای امنیتی و قضایی تحلیل متفاوتی از انجمن دفاع از حقوق زندانیان داشتند.

از نگاه برخی از دستگاههای امنیتی ایران، نهادهای مدنی و سازمان های غیر دولتی اصولا بخشی از برنامه دنیای غرب برای به چالش کشیدن آنچه آنها کشورهای “مستقل” می نامند، به شمار می روند و از این رو یک تهدید امنیتی تلقی می شوند.

بر مبنای این نگاه، سازمان های غیر دولتی یا باید منحل و محدود شوند و یا نمونه های موازی آنها که به نحوی وابسته به نهادهای حاکم باشند، شکل گیرد.

در این میان انجمن دفاع از حقوق زندانیان بخصوص به علت مخالفت آقای باقی با حکم اعدام و دفاع وی از حقوق زندانی ها و اعدامیانی مانند عاملان بمب گذاری در استان خوزستان و کسانی که تحت نام “ارازل و اوباش” دستگیر و زندانی و اعدام می شوند، مورد حساسیت ویژه دستگاههای قضایی و امنیتی بود.

از نگاه برخی محافل حاکم بر ایران، دفاع از حقوق قانونی کسانی که جرم مشهودی مرتکب شده و یا متهم به “ترور” و “اوباشگری” باشند، نوعی مشارکت در جرم آنها محسوب می شود و از همین رو، دفاع از حقوق مصرح و قانونی این قبیل افراد با هزینه های سنگینی همراه است.

در هر صورت، بازداشت آقای باقی آن هم در حالی که حجت الاسلام هادی قابل رئیس جبهه مشارکت ایران اسلامی در استان قم همچنان بدون هرگونه اعلام اتهامی علیه وی در بازداشت به سر می برد، نشانه آن است که برخی محافل در جمهوری اسلامی همچنان علاقمندند که علاوه بر محدود کردن زمینه های فعالیت منتقدان مدنی و سیاسی، شمار زندانیان عقیدتی و سیاسی را بالا ببرند.

چنین وضعی، اما باعث تحت فشار قرار گرفتن شدید جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی خواهد شد، چرا که در اوضاع امروز جهانی به زندان انداختن فعالان حوزه عمومی بخصوص امور مربوط به حقوق بشر حتی برای کشورهای عادی جهان نیز بدون هزینه نیست، چه برسد به جمهوری اسلامی که نهادهای بین المللی رفتار آن را به دقت تحت نظر دارند.

منبع:بی بی سی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:58  توسط "حقوق بشر"  | 






خبرگزاري فارس:متن كامل اعلاميه اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر ظهر امروز در تهران منتشر شد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس وبه نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت ،پنج كشور ساحلي درياي خزر براي اولين مرتبه و در يك اعلاميه 25 بندي درباره مهم ترين مسايل منطقه اي و بين المللي تفاهم كردند. متن كامل اعلاميه پنج كشور ساحلي درياي خزر به اين شرح است:
اعلاميه جمهوري آذربايجان، جمهوري اسلامي ايران، جمهوري قزاقستان، فدراسيون روسيه و تركمنستان
روساي جمهوري كشورهاي جمهوري آذربايجان، جمهوري اسلامي ايران، جمهوري قزاقستان ، فدارسيون روسيه و تركمنستان از جانب كشورهاي خود كه از اين به بعد طرفها ناميده خواهند شد؛
ضمن حمايت از ابتكار جناب آقاي محمود احمدي نژاد ، رييس جمهوري اسلامي ايران براي برگزاري دومين نشست روساي جمهور كشورهاي ساحلي درياي خرز؛
در پي بحث و بررسي مسائل مبرم بين المللي و منطقه اي كه مورد علاقه متقابل طرفها مي باشد، وضعيت و چشم اندازهاي همكاري هاي چند جانبه و همچنين مسائل مربوط به روند تعيين رژيم حقوقي درياي خزر كه در فضايي سازنده و مبتني بر حسن تفاهم در تاريخ 24 مهر ماه 1386 هجري شمسي برابر با 16 اكتبر 2007 ميلادي در شهر تهران مورد مذاكره قرار گرفته است؛
با اعتقاد به اين امر كه توسعه همكاري هاي پنج كشور ساحلي خزر براساس دوستي و حسن همجواري، پاسخگوي منافع اساسي ملت هاي آنها بوده و عامل مهم تامين امنيت منطقه به شمار مي آيد؛
با اتكاء بر تمايل مشترك پنج كشور در راستاي تحكيم دوستي و اعتماد متقابل، حل و فصل كليه مسائل در فضاي تساوي حقوق و مشاركت متقابلاً مفيد و با درنظر گرفتن منافع آنان؛
با توجه به تغييرات بوجود آمده در منطقه درياي خزر و روند ها در سطوح ژئو پلتيك و ملي و توافقات موجود بين پنج كشور ساحلي خزر و در اين رابطه با عنايت به ضرورت تكميل رژيم حقوقي درياي خزر و تصويب هر چه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي در راستاي اين اهداف؛
با تلاش جهت فراهم سازي شرايط مساعد به منظور تامين حقوق حاكمه كشورهاي ساحلي خزر در درياي خزر و همچنين حل و فصل مسايل رژيم حقوقي اين دريا و بهره برداري از منابع آن با روحيه تفاهم و همكاري؛
با توجه به آمادگي براي برقراري تماس هاي منظم بين سران كشورهاي ساحلي درياي خزر از جمله درچارچوب پنج جانبه و تبادل نظر پيرامون مهمترين مسائل دوجانبه، منطقه اي و بين المللي؛
با تاييد پايبندي خود به اهداف و اصول منشور ملل متحد، موازين شناخته شده حقوق بين الملل از جمله احترام به حاكميت، استقلال، تماميت ارضي و برابري حاكميت كشورها، عدم توسل به زور و يا تهديد به آن؛
موارد ذيل را اعلام مي دارند:
1- طرفها از هر لحاظ مساعدت مي كنند تا منطقه خزر به منطقه صلح و ثبات، توسعه و شكوفايي پايدار اقتصادي، حسن همجواري و تساوي حقوق در همكاري هاي بين المللي بين كشورهاي ساحلي مبدل شود. آنها عزم راسخ دارند تا بر پايه روابط دو جانبه و چند جانبه در زمينه هاي سياسي، ديپلماتيك، بازرگاني، اقتصادي، علمي، فني ، فرهنگي- اجتماعي و ساير زمينه ها بطور تنگاتنگ با يكديگر تشريك مساعي نمايند.
2- طرفها از برگزاري اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر به صورت منظم با توافق طرفها و درفاصله بين آنها ملاقات هاي وزراي امور خارجه و همچنين كارشناسان ذي صلاح طرفها براي بررسي تمامي مجموعه مسايل مرتبط با درياي خزر حمايت مي كنند.
3- طرفها ضمن تلاش براي استفاده موثر از ظرفيت هاي غني منطقه خزر و با در نظر داشتن چشم انداز مساعد توسعه آن، گفتگو و تشريك مساعي در عرصه اقتصادي به ويژه در زمينه هاي انرژي و حمل و نقل را گسترش خواهند داد.
4- طرفها به استفاده مطلوب از ظرفيت هاي حمل و نقل منطقه اي از جمله از طريق ايجاد و گسترش كريدورهاي حمل و نقل بين المللي مساعدت خواهند نمود.
5- طرفها اظهار مي دارند كه فقط كشورهاي ساحلي، داراي حقوق حاكمه در رابطه با درياي خزر و منابع آن مي باشند.
6- طرفها معتقدند كه رژيم حقوقي جامع درياي خزر از طريق كنوانسيون مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر به عنوان سند پايه تعيين خواهد شد كه تصويب آن فقط براساس اتفاق آراي كشورهاي ساحلي ميسر است.
7- طرفها توافق دارند تا تعيين رژيم حقوقي جديد درياي خزر، در پهنه آن بايد رژيم هاي توافق شده كشتيراني، ماهيگيري و تردد كشتي ها صرفا تحت پرچم كشورهاي ساحلي خزر براساس تحقق حقوق حاكمه آنها اعمال گردد.
8- طرفها اعلام مي دارند كه تدوين رژيم حقوقي جامع درياي خزر و به همين منظور انعقاد هرچه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي اين دريا، مهم ترين وظيفه مي باشد. اين كنوانسيون به عنوان سند پايه رژيم حقوقي درياي خزر بايد مسايل اعمال صلاحيت كشورهاي ساحلي خزر را براساس احترام به حقوق حاكمه آنها در درياي خزر تعيين نمايد و در برگيرنده اصول و موازين مربوط به حفاظت از محيط زيست و كاربرد معقولانه منابع طبيعي، از جمله بهره برداري از منابع زنده درياي خزر و منابع معدني بستر و زير بستر آن ، كشتيراني و همچنين ساير مسايل مربوط به فعاليت در درياي خزر باشد.
9- طرفها اعلام مي دارند كه توافق نهايي در مسايل مربوط به تحديد حدود بستر به منظور استفاده از منابع زير بستر توسط همه كشورهاي ساحلي درياي خزر با توجه به حقوق حاكمه آنها و احترام به حقوق و منافع قانوني يكديگر اجرا خواهد شد.
10- طرفها مقرر نمودند كه روند توافق به منظور تعيين مناطق با عرض مورد توافق و پهنه مشترك آبي درياي خزر و همچنين رژيم هاي حقوقي مطابق با آنها را ادامه دهند.
11- طرفها با درك مسووليت خويش در برابر نسل هاي امروز و فردا در قبال حفاظت از درياي خزر و تماميت سيستم زيست محيطي آن، اهميت گسترش همكاري در حل مسايل زيست محيطي، از جمله هماهنگي فعاليت هاي ملي حفاظت از محيط زيست و مساعي مشترك با سازمان هاي بين المللي حفاظت از محيط زيست، به منظور ايجاد نظام منطقه اي، حفظ و نگهداري تنوع بيولوژيكي، استفاده معقولانه و تكثير و پرورش ذخاير زنده را مورد تاكيد قرار مي دهند.
طرفها اذعان مي دارند كه وضعيت زيست محيطي درياي خزر و ذخاير ماهيان خاوياري اين دريا مستلزم كاربرد مساعي مشترك سريع جهت جلوگيري از پيامدهاي نامطلوب زيست محيطي مي باشد. در اين رابطه ، طرفها ايجاد مباني حقوقي- قراردادي اولويت دار لازم جهت همكاري هاي منطقه اي حفاظت از محيط زيست را براساس كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر ادامه خواهند داد.
طرفها ضمن ابراز خشنودي از لازم الاجرا شدن كنوانسيون حفاظت محيط زيست درياي خزر كه در نوامبر 2003 در تهران منعقد گرديد؛ بر لزوم تدوين و تصويب هر چه سريعتر پروتكل هاي الحاقي به آن تاكيد كردند.
طرفها همچنين لزوم نهايي شدن ترتيبات نهادي كنوانسيون، بويژه تعيين محل دبيرخانه دائمي كنوانسيون را در اسرع وقت خاطر نشان مي سازند.
12- طرفها اصل مسووليت كشورهاي ساحلي درياي خزر در قبال خسارات وارده به محيط زيست خزر و به يكديگر در نتيجه استفاده از درياي خزر و بهره برداري از منابع آن را تاييد مي نمايند.
13- طرفها اعلام مي دارند كه درياي خزر بايد فقط جهت اهداف صلح آميز مورد استفاده قرار گيرد و همه مسايل مربوط به درياي خزر بوسيله كشورهاي ساحلي از طرق مسالمت آميز حل و فصل خواهد شد.
طرفها براي ايجاد و تحكيم اعتماد متقابل، امنيت منطقه اي، ثبات و همچنين امتناع از بكارگيري نيروي نظامي در روابط متقابل تلاش خواهند كرد.
14- طرفها تاييد مي كنند كه نيروهاي مسلح آنان به منظور حمله به هر يك از طرفها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
15- طرفها تاكيد مي كنند كه در هيچ صورتي به كشورهاي ديگر اجازه نخواهند داد تا از قلمرو كشورشان براي تهاجم و ساير عمليات نظامي عليه هر يك از طرفها استفاده شود.
16- طرفها از روند مذاكرات پيرامون رژيم حقوقي درياي خزر براساس احترام متقابل، حسن تفاهم، برابري حقوق و موازين پذيرفته شده حقوق بين الملل در فضاي گفتگوهاي متمدنانه ابراز رضايت كرده و ضرورت ادامه فعال اين مذاكرات را خاطر نشان نمودند.
17- طرفها با اذعان به اهميت امنيت، صلح و ثبات در منطقه درياي خزر ابراز تمايل كردند كه مذاكرات خود را براي بررسي كليه مسائل مرتبط با امنيت در درياي خزر ادامه دهند.
18- طرفها به ايجاد نظامي جهاني جديد چند قطبي، كامل تر و عادلانه بين المللي در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و حقوقي مساعدت نموده و به صورت همه جانبه نسبت به تحكيم نقش محوري سازمان ملل متحد به عنوان سازوكار همه جانبه حفظ صلح، امنيت و ثبات جهاني كمك خواهند كرد.
9- طرفها معاهده«منع اشاعه و تكثير سلاح هاي هسته اي» را به عنوان يكي از مهم ترين بنيان هاي امنيت و ثبات بين المللي دانسته و خواستار تعميم آتي اين معاهده هستند. طرفها همچنين حق مسلم كليه كشورهاي عضو معاهده «منع اشاعه و تكثير سلاح هاي هسته¬اي» جهت توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي هسته اي در مقاصد صلح آميز بدون تبعيض و در چارچوب مفاد اين معاهده و همچنين سازوكارهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي را مورد تاييد قرار مي دهند.
20- طرفها ضمن تاييد حق مسلم هر كشور براي انتخاب راه توسعه مخصوص به خود براساس احترام به حقوق بشر با توجه به ارزش هاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي كشورهاي ساحلي درياي خزر، مخالفت خود را با دخالت در امور داخلي كشورهاي مستقل ابراز مي دارند.
21- طرفها معتقدند كه شرط لازم تامين امنيت، صلح و ثبات در منطقه، حل و فصل صلح آميز، عادلانه و پايدار مناقشات بر طبق منشور ملل متحد ، براساس احترام به حاكميت، رعايت تماميت ارضي و خدشه ناپذيري مرزهاي شناخته شده بين المللي مي باشد.
22- طرفها ترورسيم بين المللي، جدايي طلبي تجاوزكارانه و ساير مظاهر زورگويانه افراط گرايي و همچنين مبادلات غيرقانوني مواد مخدر و سلاح و اشكال ديگر بزه كاري فرا ملي سازمان يافته را به عنوان يك تهديد جهاني كه امنيت جامعه جهاني و نيز ثبات سياسي بين المللي را تهديد مي كند؛ تلقي مي نمايند.
طرفها بدون قيد و شرط كليه اقدامات، روش ها و اعمال تروريستي را صرف نظر از انگيزه ها، اشكال و مظاهر آن، در هر جايي و به وسيله هر كسي كه انجام يابند، به ويژه آن مواردي كه صلح و امنيت منطقه را در معرض تهديد قرار مي دهند؛ به عنوان اعمال جنايتكارانه محكوم مي نمايند. طرفها همچنين اعتقاد دارند كه تروريسم نمي تواند و نبايد با هيچ ديني، ملتي، تمدني و يا گروه نژادي ارتباط داده شود.
23- طرفها پايبندي خويش را به توسعه همكاري هاي وسيع دوجانبه و چند جانبه در مبارزه با تروريسم، نقل و انتقال غيرقانوني مواد مخدر و سلاح و جرايم سازمان يافته فراملي با استفاده از نقش محوري هماهنگ كننده سازمان ملل متحد براساس رعايت دقيق اصول و موازين شناخته شده حقوق بين الملل مورد تاييد قرار مي دهند.
24- طرفها با استقبال از نتايج اجلاس روساي جمهور كشورهاي ساحلي خزر در تهران، عزم راسخ خود را نسبت به مساعدت همه جانبه در توسعه همكاري بين كشورهاي ساحلي مورد تاكيد قرار مي دهند.
25- اجلاس آتي روساي جمهور كشورهاي ساحلي خزر طبق تاريخ توافق شده در اكتبر 2008در باكو مركز جمهوري آذربايجان برگزار خواهد شد.

از طرف جمهوري آذربايجان الهام علي اف
از طرف جمهوري اسلامي ايران محمود احمدي نژاد
از طرف جمهوري قزاقستان نورسلطان نظر بايف
از طرف فدراسيون روسيه ولاديمير پوتين
از طرف تركمنستان قربانقلي بردي محمد اف

 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:58  توسط "حقوق بشر"  | 
روسیه می تواند فقط سهم خود از دریای مازندران را تقسیم کند! /جبهه ملی ایران

 25 مهر 1386   خبرکزاری جبهه ملی ایران    


برگزاری کنفرانس کشورهای ساحلی دریای مازندران در تهران به منظور رفع اختلافات موجود درباره رژیم حقوقی دریای مازندران، در شرایطی صورت می گیرد که مسئله فعالیت هسته ای همراه با دخالت امنیتی در عراق وضعیت جمهوری اسلامی را پیچیده و خطرناک کرده است. با توجه به شرایط پیش آمده، دولت کنونی بر آنست تا از فرصت حضور پوتین رییس جمهور روسیه در ایران استفاده کرده در کنار مذاکرات مربوط به رژیم حقوقی دریای مازندران، مسئله فعالیت هسته ای خود را نیز محور مذاکرات دوجانبه بین ایران و روسیه قرار دهد. نیاز جمهوری اسلامی به جلب پشتیبانی روسیه در رابطه با فعالیت هسته ای سبب خواهد شد که ایران نه تنها قادر به بازیابی حقوق از دست رفته خود در دریای مازندران نشود، بلکه با اعطای امتیازهای جدیدی به روسیه یک بار دیگر با اعتماد به موضع گیری های تاکتیکی روسیه به نفع ایران، خود را در مسیر همکاری استراتژیک روسیه با امریکا و غرب بازنده ببیند. ظاهرا" رای مثبت روسیه در قطعنامه های 1737 و 1747 شورای امنیت علیه ایران برای جمهوری اسلامی درس نشده است. همانگونه که روسیه درباره رژیم حقوقی دریای مازندران در قبال ایران روش دوگانه در پیش گرفت، در رابطه با فعالیت هسته ای نیز تا کنون همین روش را پی گیر بوده است.
درمورد دریای مازندران، نخست روسیه رژیم مشاع را با در نظر گرفتن دو عهدنامه 1921 و 1940 را همسو با ایران اعلام نمود، ولی ناگهان با بستن پیمانهای دوجانبه در سال 1998 با قزاقستان و جمهوری آذربایجان، منابع بستر و زیر بستر بخش شمالی دریای مازندران را بر پایه طول ساحل و خط میانه تقسیم نموده حقوق حقه و تاریخی ایران را زیر پا گذاشت. ایران که به موجب عهدنامه های 1921 و 1940 دارای حقوق مساوی و مشترک در تمامی پهنه دریای مازندران بود، اینک خود را عملا" صاحب سهم کوچکی در محدوده خط موهوم آستارا- حسینقلی می دید. در صورتیکه سه کشور جدید حاشیه دریای مازندران دربیانیه آلماتی در21 دسامبر 1991، که توسط همه کشورهای تازه استقلال یافته و مشترک المنافع شوروی امضاء شد، احترام به کلیه تعهدات بین المللی شوروی سابق را تضمین کردند. روسیه در راستای دوگانگی همیشگی خود، علیرغم تاکید ایران مبنی بر غیرنظامی کردن دریای مازندران، در جهت نظامی کردن این پهنه آبی نیز اقدام نموده است.
خطرناکترین زمان برای مذاکره درباره تمامیت ارضی وحقوق ملکی ایران هنگامی است که حکومت ناتوان و درمانده در همه جبهه های داخلی و بین المللی به دنبال معامله و خرید دوست باشد. حقوق پنجاه درصدی ایران دردریای مازندران، مطابق با قوانین بین المللی و اصل تداوم دولتها، تغییرناپذیر است. دولت کنونی جمهوری اسلامی حق ندارد که از حقوق تاریخی و قانونی ما به کشورهای بیگانه بذل وبخشش کند. اکنون روسیه قصد دارد بستر دریا را به تناسب طول ساحل پنج کشور به پنج بخش تقسیم کند، ولی سطح دریا کماکان مشاع باشد. بستر دریا حدود 660 میلیارد بشکه ذخیره نفت و گاز دارد که دوسوم ذخایر کل جهان است که نزدیک به همه آن بیرون از سهم ایران قرار می گیرد. جبهه ملی ایران معتقد است که روسیه فقط میتواند درباره سهم پنجاه درصدی خود با سه کشوری که از دل آن برآمده اند مذاکره کند.
همانگونه که روسیه در پیمانهای دوجانبه، بخش شمالی دریای مازندران را بدون موافقت ایران میان خود، قزاقستان و آذربایجان تقسیم کرده، می تواند از مانده سهم پنجاه درصدی خود بخشی را هم به ترکمنستان واگذار کند. ما حتا آماده ایم کف دریا را اِفراز کنیم تا از حالت مشاع درآید و روسیه بتواند هر جور که مایل باشد سهم پنجاه درصد خود را تقسیم کند.
اگر حکومت جمهوری اسلامی تصور می کند که پذیرش طرح روسیه در مورد رژیم حقوقی دریای مازندران، حسن نیت و رای روسیه را بنفع خود در اجلاس شورای امنیت به دنبال خواهد آورد، مرتکب اشتباه بزرگی می شود. هرگونه عقب نشینی ازموضع قانونی ایران در دریای مازندران به معنای تجزیه ایران همانند پیمان ترکمانچای خواهد بود. لجاجت درادامه غنی سازی اورانیوم ارزش این هزینه عظیم را ندارد.
از سوی دیگر، سازش با روسیه، تضمینی برای راه اندازی نیروگاه بوشهرهم نیست. جبهه ملی ایران از سالها پیش بارها اعلام کرده که روسیه توان فنی و انگیزه سیاسی راه اندازی نیروگاه بوشهر را ندارد. شانزده سال تاخیر وکاهش ظرفیت نیروگاه از هزار مگاوات به سطح غیراقتصادی 440 مگا وات، نشانگراین ناتوانی است. روسیه می خواهد همه مبلغ قرارداد را با سرعت وصول کند و آنقدر دفع الوقت تا شاید طرح بمباران بوشهر توسط اسراییل، همانند بمباران ونابودسازی نیروگاه عراق، صورت گیرد و تعهدات روسیه را منتفی سازد. وزیر خارجه روسیه با صراحت گفته است که روسیه و اسراییل کاملا هماهنگ هستند.
جبهه ملی ایران براین باور است که تا حل مسائل بین المللی ایران و درآمدن ایران از انزوا و شرایط بی اعتمادی جهانی، هیچگونه مذاکره ای درباره دریای مازندران نباید انجام شود و هیچگونه تعهدی از جانب ایران پذیرفته نشود. شرایط بین المللی بهیچوجه برای کسب یک نتیجه عادلانه و حفظ حقوق قانونی ایران در دریای مازندران مساعد نیست و هرگونه تعهد حکومت کنونی برخلاف حقوق قانونی ملت ایران در دریای مازندران در پیشگاه ملت بزرگ ایران فاقد ارزش می باشد.
جبهه ملی ایران
23 مهر 1386
___________
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:54  توسط "حقوق بشر"  | 

احمد قصابان،مجيد توکلی و احسان منصوری سه تن از دانشجويان دانشگاه امير کبير که از نيمه ارديبهشت ۸۶ در بازداشت به سر می برند از سوی دادگاه انقلاب به زندان محکوم شدند.

به گزارش خبرگزاری ها شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران مجيد توکلی را به ۳ سال و احمد قصايابان را به ۲ سال و نيم و احسان منصوری را به ۲ سال زندان محکوم کرده و با قيد «تعزيری» بودن اجرای حکم زندان را اجباری کرده است.

اين دانشجويان از ۶ ماه پيش به اتهام «تبليغ بر عليه نظام» و« توهين به مقدسات از طريق انتشار مطالب و عکس هايی در چند نشريه دانشجويی» بازداشت ودر بند ۲۰۹ زندان اوين به سر می برند،که تحت نظر وزارت اطلاعات اداره می شود.

در همين حال محمدعلی دادخواه وکيل مدافع اين سه دانشجوی دانشگاه اميرکبير به خبرگزاری ها گفت که«سه تن از دانشجويان متهم دانشگاه اميرکبير امروز در دادگاه حاضر شدند و حکم به آنها ابلاغ شد.»

وی افزود«بر اساس رای دادگاه احسان منصوری به دو سال، مجيد توکلی به سه سال و احمد قصابان به دو سال و نيم حبس محکوم شده اند،ولی«هنوز اين حکم به وکيل ابلاغ نشده است»

  • «با توجه به اين‌که در مراحل مقدماتی و در حين رسيدگی، دانشجويان هيچيک از اتهامات مطروحه را نپذيرفتند و دليل اثباتی بايد از طريق قانون اخذ و اثبات شود، اين احکام را نمی‌پذيريم و به طور حتم به اين رای اعتراض و خواستار تجديدنظر خواهيم بود»

محمدعلی دادخواه وکيل مدافع سه دانشجوی دانشگاه اميرکبير

.آقای دادخواه تاکيد کرد که« با توجه به اين‌که در مراحل مقدماتی و در حين رسيدگی، دانشجويان هيچيک از اتهامات مطروحه را نپذيرفتند و دليل اثباتی بايد از طريق قانون اخذ و اثبات شود، اين احکام را نمی‌پذيريم» و «به طور حتم به اين رای اعتراض و خواستار تجديدنظر خواهيم بود».

خبرگزاری ايسنا نيز به نقل از «يک مقام مسئول» خبر صدور حکم زندان برای اين ۳ دانشجو را تائيد کرده و نوشته«احکام صادره در رابطه با بخشی از پرونده است که در صلاحيت دادگاه انقلاب بوده،و بخش ديگر پرونده با صدور قرار عدم صلاحيت دادگاه انقلاب به دادگاه عمومی ارسال شده است».

بازداشت دانشجويان در پی انتشار مطالب 

 ماجرای دستگيری فعالان دانشجويی دانشگاه امير کبير پس از آن اتفاق افتاد که يک سال پيش به دنبال حضور رييس جمهوری اسلامی در اين دانشگاه دانشجويان به شدت وی را مورد اعتراض قرار داده و عکس های احمدی نژاد را به آتش کشيدند.

کمتر از ۴ ماه بعد تعدادی از نشريات دانشجويی با کاريکاتور آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، و چند مطلب ضد اسلامی در اين دانشگاه توزيع شد.

ساعتی پس از انتشار نشريات جعلی دانشجويان منتقد دولت آن را جعلی معرفی کرده و بسيج دانشجويی و عوامل نزديک به اين تشکل شبه نظامی را عامل انتشار اين نشريات جعلی معرفی کردند.

سه روز پس از انتشار مطالب در تاريخ پنجشنبه ۱۳ ارديبهشت احمد قصابان، مدير مسئول نشريه دانشجويی سحر،در حالی که متن شکواييه مديران مسئول نشريات دانشجويی را از بسيج دانشگاه و روزنامه کيهان برای تقديم به قوه قضاييه، به دادگاه می برد توسط افراد ناشناس بازداشت شد.

مقداد خليل پور مديرمسئول نشريه آتيه از ديگر نشريات دانشجويی به همين ترتيب در تاريخ ۱۷ ارديبهشت ماه جاری دستگير شد.

پويان محموديان و مجيد شيخ پور مديران مسئول نشريات ريوار و سرخط ، مجيد توکلی از منتخبان شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنيک نيز با دريافت احضاريه دادگاه انقلاب مورخه چهارشنبه، ۱۹ ارديبهشت ۸۶ بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند.

دانشجويان در حالی بازداشت شدند که پيش تر در نامه ای به رييس قوه قضایيه از انتشار اين نشريات اعلام برائت کرده و آن را توطئه ای بر عليه دانشجويان عنوان کرده بودند.

با اين حال معاونت امنيتی دادستانی تهران بازداشت دانشجويان را ادامه داده و احسان منصوری را نيز در روزهای پايانی اين ماه بازداشت کردند.

شمار دانشجويان بازداشتی ابتدا ۸ نفر و سرانجام با آزادی موقت ديگران به سه نفر يعنی احمد قصابان،مجيد توکلی و احسان منصوری کاهش يافت.اين دانشجويان ماه ها در سلول های انفرادی به سر برده و چندين ماه از ملاقات با خانواده و دسترسی به وکيل محروم بودند.

سرانجام خانواده های دانشجويان بازداشتی نيز طی نامه هايی به رييس قوه قضاييه از شکنجه آنان پرده برداشتند، و دانشجويان بازداشت شده نيز در اواسط تابستان گذشته طی نامه ای از زندان بارديگر از انتشار نشريات جعلی اعلام برائت کردند.

با اين حال دادگاه انقلاب طی چند جلسه غير علنی محاکمه آنان را برگزار کرده و آخرين جلسه دادگاه نيز در ۷ مهر برگزار شد.

«اعتراف اجباری»

به دنبال انتشار گسترده« اخبار شکنجه دانشجويان»،عليرضا آوايی ریيس دادگستری تهران و يکی از اعضای کميته حقوق شهروندسی قوه قضائيه روز ۱۸ مهرماه برای اولين بار توانست به بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين راه پيدا کند و با دانشجويان بازداشت شده ملاقات کند.

در اين ديدار رييس دادگستری تهران از سه دانشجوی تحت بازداشت  احمد قصابان،مجيد توکلی و احسان منصوری، در مورد نحوه رفتار بازجوها، شيوه اعتراف گيری، نوع برخورد نگهبان های بند، شرايط نگه داری آنها و موارد ديگر از ابتدای بازداشت پرسيده است.

آقای آوايی پس از اين ديدار در بند ۲۰۹ اوين اعلام کرد که نتيجه را به صورت شفاهی به رييس قوه قضاييه اطلاع داده و متن کتبی گزارش خود را نيز به محمود هاشمی شاهرودی تحويل می دهد اما اين گزارش در اختيار رسانه ها قرار نخواهد گرفت.

چند روز پس از اين ديدار در نتيجه استفتاء فعالان دانشجويی دانشگاه امير کبير تنی چند از مراجع تقليد قم اقرار تحت فشار روحی و جسم ی را فاقد اعتبار اعلام کردند.

آيت الله منتظری، آيت الله گرامی، آيت الله صادقی تهرانی،آيت الله بيات ضمن بی اعتبار اعلام کردن هرگونه اعتراف اجباری بازداشت شدگان و زندانيان اعلام کردند که هر حکم مبتنی بر اقارير اجباری باطل است.آيت الله موسوی اردبيلی که سال ها رياست قوه قضائويه را نيز بر عهده داشته فتوا داده که«: در مورد اقرار گرفتن زير شکنجه و فشار اين گونه اقرارات جنبه قانونی و شرعی نداشته و به واسطه آن نمی توان متهم را مجازات نمود».

با اين حال دادگاه انقلاب احکام حبس تعزيری بلند مدتی را برای سه دانشجوی دانشگاه امير کبير صادر کرده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:53  توسط "حقوق بشر"  | 

بازداشت سه نفر به اتهام بمبگذاری در اهواز

وزارت اطلاعات ايران روز سه شنبه از بازداشت سه نفر در اهواز به اتهام مشارکت در بمب گذاری ها در اين شهر خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری ايرنا، وزارت اطلاعات ايران در بيانيه ای اعلام کرده است که «با پيگيری‌های اطلاعاتی عملياتی، سه تن از عوامل بمب‌گذاری‌های شهرستان اهواز که دراغتشاشات و ناآرامی‌ها شرکت داشتند، باهماهنگی مقام قضايی» توسط اين وزارتخانه بازداشت شده اند.

هرچند در بيانيه وزارت اطلاعات به صراحت مشخص نشده که متهمان در ارتباط با کدام «بمب گذاری ها، اغتشاشات و ناآرامی‌ها » در اهواز دستگير شده اند، اما به نظر می رسد منظور «بمب گذاری‌های سال ‪ ۸۴‬ در اهواز» باشد.

به گزارش منابع دولتی ايران درجريان بمب گذاری های اهواز در زمستان سال ۱۳۸۴ بيست نفر کشته و نزديک به صد نفر مجروح شدند. تاکنون تعداد افرادی که به اتهام ارتباط با این بمبگذاری های اعدام شده اند، به پانزده نفر می رسد.

در همين حال در بيانيه وزارت اطلاعات اشاره ای به زمان دقيق، سن ونام متهمان بازداشت نشده است، اما تصريح شده است :که بازداشت شدگان «که درتشکلی تجزيه ‌طلب عضويت داشته‌اند، به داشتن ارتباط با خارج از کشور برای آشوب و درگيری قومی اعتراف کرده‌اند».

تاکنون پانزده نفر به اتهام  ارتباط با بمبگذاری های زمستان سال ۱۳۸۴ در خوزستان اعدام شده اند

به گزارش خبرگزاری ايرنا، در بيانيه وزارت اطلاعات آمده است که از بازداشت شدگان «سه قبضه اسلحه کمری، دو قبضه کلاشينکف و هزار عدد فشنگ » و آنچه که «سی‌دی‌های اختلاف افکنانه» خوانده شده، به دست آمده است.

استان خوزستان طی سال های اخير شاهد ناآرامی هايی بوده است که علاوه بر بمبگذاری های سال ۱۳۸۴ در اهواز و برخی شهرهای خوزستان، در مردادماه سال جاری امام جماعت يک مسجد در محله شيلنگ آباد نيز ترور شد.

در همين زمينه وزارت اطلاعات ايران در بيانيه ای در مردادماه  از بازداشت ضاربان شيخ هشام السيمری امام جماعت مسجد «الزهرا» واقع در کوی شيلنگ آباد اهواز خبر داده بود.

«اعتراض به نقض حق دفاع عادلانه بازداشت شدگان»

در همين حال فعالان حقوق بشر می گويند افرادی که در ارتباط با بمب گذاری های اهواز  بازداشت و محکوم شده اند از حق دادرسی و دفاع عادلانه برخودار نبوده اند.

در دی ماه سال گذشته سازمان عفو بين الملل از رهبر و رييس قوه قضائيه جمهوری اسلامی ايران در خواست متوقف کردن اعدام  ديگر متهمان پرونده بمب گذاری اهواز را کرد.

اين سازمان از بشردوستان خواست با فرستادن نامه و تومار به آيت الله سيد علی خامنه ای و آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، همين درخواست را  با اين دو مقام  جمهوری اسلامی ايران نيز در ميان بگذارند.

مجمع عمومی سازمان ملل که در آن ۱۹۲ کشور عضويت دارند آذر ماه سال گذشته در قطعنامه ای که با ۷۲ رای موافق ۵۰ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع به تصويب رسيد، از موارد گسترده نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی در ايران بشدت ابراز نگرانی کرد.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، جمهوری اسلامی را به خاطر استفاده از شکنجه و اعدام های عمومی و تبعيض عليه زنان، دختران و اقليت های بومی و مذهبی مقصر دانسته است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:51  توسط "حقوق بشر"  | 
علی شاکری از پايه گذاران يک سازمان حامی صلح به شمار می رود.

 

علی شاکری، ايرانی - آمريکايی ساکن اورنج کانتی که ماه مارس گذشته در سفری به منظور عيادت از مادر بيمار خود در ايران در فرودگاه تهران دستگير و زندانی شد در بازگشت به محل زندگی خود در کاليفرنيای جنوبی با گزارشگر روزنامه لس آنجلس تايمز درباره دوران دشوار «اثبات     بيگناهی» خود در ايران سخن گفته است.

علی شاکری پيش از سفرخود به ايران به کار وام مسکن اشتغال داشت و ضمن همکاری با «انجمن طرفداران دمکراسی در ايران» از پايه گذاران يک سازمان حامی صلح در دانشگاه اروين محسوب به شمار می رفت.

وی درباره تجربيات چهارماهه خود در زندان های ايران می گويد: «روزها به هفته ها تبديل می شدند و هفته ها به ماهها و من در داخل سلول کثيف و بدنمايی که در آن زندانی بودم در ذهنم بدنبال نقطه های روشن و مثبتی بودم که بتواند اين دقايق را تحمل پذيرتر کند.»    

 

  • «در اين دوران ۱۴۰ روزه سخت ترين چيزی که با آن روبرو بودم مسئله تنهايی مطلق بود.»

علی شاکری

به نوشته روزنامه لس آنجلس تايمز، «آقای شاکری که روزهای طولانی را همراه با ترس و وحشت از سرنوشتی نامعلوم و بدون تماس با دنيای خارج در زندان جمهوری اسلامی گذرانده در حالی که دائما مورد بازجويی های بی پايان قرار داشته است، شب ها را در سلول انفرادی خود و در حالی که تنها يک پتوی نازک بين او و زمين سخت زندان وجود داشت به صبح می رساند.»

او در اين مورد می گويد: «در اين دوران ۱۴۰ روزه سخت ترين چيزی که با آن روبرو بودم مسئله تنهايی مطلق بود.»    

او يکی از چهار ايرانی - آمريکايی محسوب می شود که در چند ماه گذشته در ايران زندانی يا ممنوع الخروج شده اند.

آقای شاکری در ادامه گفت وگو با لس آنجلس تايمز درباره اين موضوع صحبت کرده است که چگونه در زندان «بی اطلاع بودن از سرنوشتی نامعلوم» بر تمام افکار ديگر او غلبه کرده بود.

اين روزنامه می نويسد: «وی در مدت زمان بازداشت خود بيش از ۷۰ بار و در حالی که چشم هايش را با چشم بند بسته بودند به اطاق بازپرسی برده شد. جايی که او روبروی ديوار سفيدی می نشست و ساعت ها مورد پرس و جو قرار می گرفت.»    

آقای شاکری به خبرنگار لس آنجلس تايمز توضيح بيشتری نداده است چرا که امکان دارد او برای حضور در دادگاه به ايران بازگردد و در ضمن برای آزادی از زندان خانه برادر خود در تهران را به وثيقه گذاشته است.

این فعال صلح معتقد است که او به خاطر مسائل سياسی و جنگ لفظی ميان دو کشور ايران و آمريکا زندانی شده است.

وی می گويد: «من قربانی مشکلات بين المللی و روابط بين ايران و آمريکا شدم. ما همواره درباره عشق صحبت می کنيم؛ درباره صلح و درباره حقوق بشر. ولی من تا روزی که زندانی شدم معنی واقعی اين کلمات و اهميت آن را نمی فهميدم.»    

علی شاکری در گفت وگو با خبرنگار لس آنجلس تايمزمی گويد: «من از شرايطی که برايم پيش آمده ناراحت، غمگين و بی نهايت نا اميدم اما کوچکترين حس انتقامی نسبت به مقاماتی که مرا به زندان انداختند، ندارم.»

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 19:46  توسط "حقوق بشر"  | 

پیرامون ملاحظات سفرپرخطرولادیمیر پوتین:

آیانتیجه این سفرشوم خیانتی برتر ازعهدنامه های گلستان و ترکمنچای را در بر دارد؟؟؟!!! ...

 

به قلم : دكتر ابراهيم ميراني  

 تهیه و تنظیم : سرور ابوالفضل عابدینی نصر

www.ahangekhon.blogfa.com

تزار" ولادیمیر پوتین" هم اکنون در راه ایران است تا اخرین ضربات مر گباررا بر پیکره ی بی رمق استقلال و تمامیت اراضی این میهن فرسوده وخیانت زده وارد اورد.

 به راستی آیا ما در معرض خیانتی بزرگتر وخوفناک تر از عهدنامه ی گلستان و ترکمانچای قرار داریم! هنگامیکه اتحادجماهیرشوروی همچنان که پیش بینی می شد فرو پاشید، فرصتی بس گرانبها برای ملت ما پیش آورد که ننگ نازدودنی دو عهد نامه خفت بار گلستان و ترکمانچای را از دامان میهن بزداییم پاره های جدا مانده از میهن را در سرتا سر سرزمین های شمالی به یگانگی بخوانیم و پیوندهای هزاره های تاریخ را با آنان تنیده سازیم، اما افسوس ؟!

 در این زمان هم گرفتار دولتی بمراتب نا توان تر و بی آرمان تر از حاکمیت قاجاریه که بر ما حکومت میراند بودیم.حاکمیتی که نتیجه اتحاد نامبارک گروهای انترناسیونالیست از چپ و راست و وایدولوژیک سیاسی که انقلاب ایران را وسیله ای برای اجرای مطامع خائنانه خود فرض می کردند و بیگمان تعدادی دستاربسر و فاقد بینش سیاسی وناآشنا به رمزو راز دیپلماتیک که گرو ه های از جوانان پر احساس و تحجر زده را در اختیار داشتند ،مانع بلعیدن ملک نیاکانی توسط اتحاد شوروری  نمیدانستند!

بدون شک نفوذ عوامل سرسپرده حزب توده در بدنه بلافصل از رهبری انقلاب و تجهیز کارگاههای مختلف توده ای در سراسر ایران برای هدایت کشتی فرماندهی مملکت که خالی از عناصر رهبری سیاسی آرمانخواه شده بود، آثار و تبعات بسیار ناگواری را در پی داشت و از آن جمله هدایت بسیار موزیانه و برنامه ریزی شده این حزب همیشه خائن، حاکمیت را به عقد قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر با یک تکنولوژی عقب مانده اتمی روسیه بجای تکنولوژی اتمی پیشرفته آلمانی وا داشت و استقرار نیروهای روسی در خلیج فارس و تحقق آرزوی "پطر کبیر" در دسترسی به آب های گرم این خلیج، براستی چه خدمتی پربها تر و استراتژیک تر از این میتوانست رویاهای روسها را به این سهولت عملی سازد ؟

 

باید این درس را از تاریخ استعمار گرفت، آنزمان که فرزندان منشویک و بلشویک تزار از ادعای کان لم یکن بودن قراردادهای تزاری که وعده آنرا به جهانیان و از جمله ایران داده بودند عدول کردند، می دانستند که دیر یا زود حکومت نا لایقی بر ایران فرمانروایی خواهد کرد،که نیازی به آنهمه هزینه کلان وجنگ های طاقت فرسا برای تحقق آرزوی "پطر" نخواهد بود و تزارهای پرولتر توسط دست آموزان خود و رهبران خلقی در ایران این مهم را عملی خواهد ساخت وپیوند نامبارک رهبران توده های استعمار زده و مستضعفان جهان بر قرار خواهد شد .

باری، یادمان نرود وقتی که موضوع بهره برداری از منابع روی  زمینی و زیر زمینی دریای مازندران مطرح شد و عملیات کاوش و بهره برداری از منابع نفت و گاز آغاز گردید. ضرورت تنظیم و تعیین یک رژیم حقوقی ناظر بر این اقدامات پیش آمد و لیکن شگفت زده نشویم حاکمیت ایران با وجود قراردادهای یکطرفه استعماری و خفت بار روسیه با حکومت قاجار، یعنی عهد نامه های گلستان و ترکمانچای و حتی قرارداد 1940 که به صورت حداقل حاکمیت 50 درصدی ایران را بر دریای مازندران به رسمیت میشناخت، در میان بهت و حیرت همسایگان شمالی و حتی روسیه مدعی20 درصد حق خود در این دریای سرزمینی ایرانی شد!که ظاهراً همسایگان شمالی از سر منت بین 8 تا 13 درصد از بدترین نقاط این دریای ایرانی را برای دولت ایران در نظر گرفته اند !

یادمان نرود، دولت ایران در شرایطی زیر بار خفت قراردادهای گلستان و ترکمنچای و معاهدهات جانبی این دو عهد نامه رفت که در میان نیروهای تزاری در اوج قدرت وبا ظرفیت وکمیت قابل اهمیت و فرماندهان لایق و جنگاور از یک سو و مکر و خیانت و تزویر انگلیسیها که دشمن دوست نمای حکومت قاجار بودند از سویی دیگر و بالاخره غفلت و بیخبری و فساد و زن بارگی در بار و افسونهای رنگارنگ و ایران بر باد ده گروه هایی ملایان روز از طرف دیگر گرفتارآمده بو د،  لیکن امروز چه بهانه ای را می توانیم در قبال این شوربختی وبی آرمانی وفریب بازیهای سیاسی خوردن را شاهد آوریم که خیانت های شرمسارانه را علیرغم همه ی رجز خوانی های سیاسی ونظامی وادعاهای بی نظیر تاریخی به جان خریدار می شویم !

هشیار باشیم که این تزار کوچولو با پشتوانه ای از تعلیمات وتجارب سازمان ک.گ.پ اتحاد جماهیر شوروی ،و بااشتهایی به اندازه همه ی تزارهای روسی برای بستن قراردادهای مکمل عهدنامه های گلستان وترکمنچای به سوی شما می آید. این تزار؛ مجموعه ای از همه نیرنگهای سیاسی و تاریخ فتنه و جهانخواری ودشمنی دیرینه با ملت ایران را با خود دارد. این مامور کار کشته سازمان جاسوسی وضد جاسوسی روسیه آخرین تجارب خود را از سیاست کشورهای غربی در آلمان شرقی آموخته واکنون در چهره مدافع شما در دستیابی به انرژی اتمی از شما دلبری می کند، به امید اینکه روزی قطعنامه بعدی را علیه شما وتو نماید .چندان به قول او امیدوار نباشید زیرا اگر دیگران سهم بیشتری دادند، می گیرد و پای بند عهد ومیثاق خود نیست !او اکنون خلیج فارس را کم وبیش در اختیار دارد وکافیست فقط چند روز معارضی را درآن پهنه نبیندخواهید دید که خلیج فارس حکم لقمه ای لذیذ را برای او دارد ،پس خود را ارزان نفروشید.

اکنون همه پیشینیان و نیاکان سر افراز ما؛ چشم به شما دوخته اند که آیا شرف و عزت ملت خود را در چمبره فریبندگی های آقای"پوتین " و حرامزاده های اتحاد جماهیر شوروی از دست خواهید داد یا مردومردانه برای استیفای حق هزاران ساله ملت ایران خواهید ایستاد .وشرف در حال انقراض این ملت را پاسداری خواهید کرد؟!

حال بایدکه توجه شما را به چند اندرز وهشدار حقوق بین المللی در خصوص این دریای ایرانی جلب کنم :

 بر طبق اصول کلی حقوق بین الملل ، حاکمیت کشورها بر آن قسمت از آب ها که بخشی از سرزمین آنرا تشکیل میدهد،مسجل میباشدوضرور است که رعایت حقوق دیگر کشورهای هم مرز؛ و جلوگیری از ورود خسارت به آنها در نظر گرفته شود.دریاهای بسته و دریاچه ها؛ اعم از بین المللی یا غیر بین المللی قسمتی از خاک مملکت یا ممالکی که آنها را محیط کرده اند می باشند.

وضعیت دریاچه ویا دریای مازندران در طول تاریخ تا قبل از معاهده گلستان عملاً درحکم دریاچه سرزمینی بود چون از سه طرف این دریاچه در محیط ومحصور سرزمین ایران قرار داشت و پس از قراردادهای ننگین یادشده،درحکم دریای سرزمینی فی مابین دو کشور یعنی ایران وروسیه تزاری بود. بنابراین حقوق دریایی ایران در این دریا کم و بیش بالمنصفانه در نظر گرفته میشد .مفاد عهدنامه های یاد شده و قرارداد1940بین دو کشور نیزحکایت از برقراری اصل پنجاه ،پنجاه بین دوکشور داشت ولذا متعلقات بعدی و پیدایش حکومت های سیاسی جدا شده از امپراطوری روسیه هرگز نباید نافی و مضییع حقوق ملت ایران در این دریا باشد ،گذشته از اینکه قرارداد تشکیل فدراسیون کشورهای آسیای میانه ، در حقیقت استقرار همان قیومیت روسیه بر این واحدهای سیاسی به ظاهر مستقل می باشد ودر واقع یک ترفند ظاهری وفریبکارانه برای تقسیم منابع دریای مازندران به نفع روسیه ومستملکات فعلی آن تلقی می شود .

آنچه بارزاً مورد تصدیق حقوق بین الملل می باشد اینست که این دریاچه بر اساس قراردادهای فی مابین ایران وروسیه، حکم همان دریای بین دو کشور را داشته ودولت ایران با هیچکدام از کشورهای مدعی آسیای میانه ای قرارداد جدیدی مبنی بر شناسایی یک رژیم حقوقی جداگانه مستقل تنظیم و امضا نکرده است که مکلف به تخصیص بخشی از حقوق خود در این دریا شود. بنابراین براساس اصول قطعی بین المللی، این دریاچه همچنان بمانند یک دریاچه سرزمینی بین دو کشور  و قسمتی از سرزمین این دو کشور شناخته می شود و جای دارد دولت ایران علیرغم وضع موجود ،و فریبکاری هایی که دنبال می شود دعوی مربوط به حاکمیت براین دریاچه و میزان آن را به دیوان داوری لاهه ارجاع و استیفای حق نماید .

عقیده غالب علمای حقوق بین الملل اینست، در صورت عدم وجود قراردادی بین ممالک مجاور این دریاچه؛ این ممالک ساحلی جدید فقط نسبت به آبهای ساحلی تعیین شده حق حاکمیت دارند. تعیین مرز دریایی در مواردی که قابل کشتی رانی نباشد خط منصّف و در صورت قابل کشتی رانی بودن، همان "تالوگ" است که بین ایران و شوروی و نه سایر کشورهای دیگر قانونی و قابل اعتبار است. چنانچه قراردادهای 1921 و 1940 نیز همین نتیجه را مدلل می دارد.

هشیار باشیم که دریای خزر از نظر حقوق بین الملل از یکسو در حکم دریایی آزاد از نظر وسعت است و از نظر جغرافیایی یک دریاچه بسته می باشد ولذا اصول حقوق بین الملل عمومی مربوط به در یاهای آزاد از قبیل قوانین مربوط به کشتیرانی در دریای آزاد و بهره برداری از منابع طبیعی آن دریاها نمی توانند در همه حال شامل دریای خزر شود و لذا رژیم حقوق دریایی مازندران توسط چند قرارداد و موافقت نامه ما بین دولت های اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایران منعقد شده و تثبیت گردیده است و این حقوق و حاکمیت در دریای مازندران مختص شوروی و ایران بوده و قابل انتقال به دیگری نمی باشد؛ وکما اینکه حقوق فردی (یک کشور) قابل انتقال به حقوق بین المللی نیست و لذا با وضع فعلی چاره کار، طرح دعوی حاکمیت دریای مازندران در دادگاه بین المللی ناظر بر حقوق دریاها می باشد.

ننگ خیانتی نا بخشودنی دیگر را برملت و حکومت ایران نپذیریم

 

پاینده ایران

اهواز-21/07/1386

 

 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 15:3  توسط "حقوق بشر"  | 

دستگير‌ي 7 نفر به اتهام شكستن شيشه‌‌هاي اتوبوس در بازي ديروز و دروغ معاونت حمل و نقل و ترافيك شهرداري رژیم

ایران ب ب ب

خبرگزاري حکومتی فارس: پليس تهران بزرگ اعلام كرد در پي بازي دربي‌هاي پايتخت ديروز 7 نفر به اتهام تخريب شيشه‌هاي اتوبوس‌هاي شركت واحد دستگير شدند.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس مركز اطلاع‌رساني پليس تهران بزرگ اعلام كرد: اين افراد توسط مأموران كلانتري 135 آزادي به اتهام اخلال در نظم عمومي و تخريب شيشه‌هاي اتوبوس‌هاي شركت واحد دستگير شده‌اند.
معاونت حمل و نقل و ترافيك شهرداري تهران امروز با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرده بود كه حتي يك اتوبوس هم پس از بازي تيم‌هاي استقلال و پيروزي آسيب نديده و لذا در اين‌باره از تماشاگران فوتبال تشكر كرده بود.

 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 17:38  توسط "حقوق بشر"  | 

نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد در دادسرا

دوشنبه 23/7/1386 ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد از زندان اوین به دادسرای ناحیه 12 منتقل شد.

پیرو شکایت عباس محمدی از مسئولین اداره کار استان تهران از آقای ابراهیم مددی مبنی بر بی احترامی به مامور دولت و بر هم زدن نظم اداره کار ، نامبرده از زندان اوین به این دادسرا منتقل و در برابر دادیار شعبه 13 از اتهامات منتسب دفاع کرد .

قابل ذکر است در خرداد ماه 1386 آقای ابراهیم مددی به همراه تنی چند از کارگران تعلیقی شرکت واحد جهت پیگیری مطالبات صنفی به این اداره مراجعه کردند که با برخورد تند مسئولین این اداره مواجه شدند برای دفاع از حقوق شهروندی به دادسرای ناحیه 12 مراجعه کرده و شکوائیه ای بر علیه آقای محمدی تنظیم کردند در ادامه این مورد متهم نیزاقدام به طرح شکایت با اتهامات واهی از شاکی کردند. بدلیل زندانی بودن آقای مددی پیگیری شکایت ایشان به بعد موکول ولی برای شکایت متهم آقای ابراهیم مددی را از زندان به این دادیاری منتقل نمودند .

بعد از دفاعیات آقای مددی دادیار محترم شعبه 13 با قرار کفالت موافقت کردند ولی بدلیل زندانی بودن ایشان این کفالت انجام نشد و مجددا" نامبرده در ساعت 13 به زندان اوین انتقال داده شدند .


سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران وحومه
23/7/1386

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 17:29  توسط "حقوق بشر"  | 

"خودکشی" یک دختر دانشجوی پزشکی در زندان رژیم

به گزارش سازمان آزادی زن، روز گذشته یک دانشجوی دختر دانشکده علوم پزشکی همدان پس از ۴۸ ساعت بازداشت در بازداشتگاه امربه معروف همدان در داخل بازداشتگاه خود را حلق آویز کرد.

این دانشجوی 27 ساله روز جمعه به همراه پسری در یک پارک به علت "جرم مشهود" دستگیر شده بود و به علت تعطیلی دادگاه در بازداشت بسر میبرد. دیروز وی را در حالی که حلق آویز شده بود پیدا کردند. گفته شده که این دانشجو خودکشی کرده است. ظاهرا پس از تکذیب اولیه خبر مسئول روابط عمومی دادگستری همدان خبر مرگ در اثر خودکشی را تایید کرده است.

خودکشی یا قتل، این یک جنایت دیگر توسط رژیم اسلامی است. فشارهای بسیاری که بر زنان و جوانان توسط این رژیم سرکوبگر اعمال میشود، بسیاری را به خودکشی سوق میدهد. روشن است که این دانشجوی دختر توسط مامورین رژیم مورد اذیت و آزار وحشیانه قرار گرفته است. او یک قربانی دیگر این رژیم زن ستیز و جنایتکار است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 17:28  توسط "حقوق بشر"  | 
کادر جدید کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی





بر اساس آخرین تصمیمات در کمیته افراد زیر به مدت 6 ماه به عنوان اعضای جدید کمیته مرکزی انتخاب می شوند
حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی و فعال سیاسی حقوق بشری ، مشاور کمیته - درون مرز

حسن زارع زاده اردشیر زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر ، مشاور و دبیر شورای اجرایی - برون مرز


آرسام مصباحی فعال حقوق بشر ، سخنگو و دبیر تشکیلات* - درون مرز

مهتاب عزیزی فعال حقوق بشر، دبیر روابط عمومی - درون مرز

* بر اساس توافقات به عمل آمده مسئولیت بخش دانشجویی نیز بر عهده ی دبیر کمیته است

بر اساس هماهنگی انجام شده بین مسئولین انجمن زندانیان سیاسی و کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی به عنوان اولین نهاد دانشجویی مدافع حقوق بشر در ایران بعد از این دو نهاد در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی با یکدیگر همکاری خواهند داشت
کادر جدید کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی از زحمات اعضای سابق کمیته مرکزی قدردانی میکند
دفتر تشکیلات
تهران 22 مهرماه 1386
http://komitedefa.blogspot.com
--
Student Committee For Defense Of Political Prisoner ( Iran)
http://komitedefa.blogspot.com/



ضمن تبریک و ارزوی موفقیت  بیش از پیش برای کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی در فعالیتهای بشر دوستانه
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 17:22  توسط "حقوق بشر"  | 

استفتاء از«مراجع تقليد» درباره دانشجويان زندانی

فرین عاصمی

خانواده دانشجويان بازداشت شده دانشگاه امير کبير با گذشت ۵ ماه از بازداشت سه دانشجوی اين دانشگاه درباره بازداشت طولانی مدت و بدرفتاری باز فرزندانشان به ويژه شکنجه آنها و اعتراف گيری تحت شکنجه از چند تن از مراجع تقليد و روحانيون استفتاء کردند.

آيت الله حسینعلی منتظری، آيت الله موسوی اردبيلی، آيت الله گرامی، آيت الله محمد صادقی تهرانی و آيت الله اسدالله بيات در اين استفتاء با اشاره به موارد شرعی اعلام کرده اند که اقراری که از روی اکراه صورت گيرد، شرعا اعتباری نخواهد داشت.

آيت الله حسينعلی منتظری در اين باره در نامه ای به خانواده احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امير کبير نوشته است که:« هر اقراری که ناشی از تهديد، فشار روحی و جسمی، نگاه داشتن در زندان  و امثال آن هر چند تحت عنوان تعزير باشد، اعتباری ندارد و قاضی صالح نمی تواند کسی را بر اساس اين گونه اقرار ها محکوم کند.»

احسان منصوری، مجيد توکلی و احمد قصابان در ارديبهشت ماه سال جاری و در پی توزيع نشريات دانشجويی که به گفته مقامات جمهوری اسلامی در آنها به مقدسات اسلام توهين شده است، بازداشت شدند.

دانشجويان می گويند لوگوی نشريات جعل شده است و آنها با اين نشريات ارتباطی نداشته اند. اين سه دانشجو به گفته خانواده هايشان تحت شديدترين شکنجه ها مجبور به اعتراف شده اند.

پدر احسان منصوری، از دانشجويان بازداشت شده امير کبير در گفت و گو با راديو فردا می گويد:« ابتدا که يکی از اتهامات اين سه دانشجو، توهين به مقدسات اعلام شده بود، ما از برخی مراجع تقليد استفتاء کرديم. مراجع هم گفتند ار نظر فقهی وقتی خود دانشجويان به صورت کتبی و شفاهی گفته اند که در انتشار نشريات دانشجويی دست نداشته اند، حجت تمام است که اين گناه را مرتکب نشده اند. اما مقامات قضايی ديگر اين موضوع را مطرح نکرده اند.»

آيت الله حسنعلی منتظری، آيت الله موسوی اردبيلی، آيت الله گرامی، آيت الله محمد صادقی تهرانی و آيت الله اسدالله بيات در اين استفتاء با اشاره به موارد شرعی اعلام کرده اند که اقراری که از روی اکراه صورت گيرد، شرعا اعتباری نخواهد داشت

در همين حال عبدالفتاح سلطانی، وکيل دادگستری و وکيل مدافع برخی از دانشجويان بازداشت شده چندی پيش به راديو فردا گفت که طبق قانون اساسی هر نوع شکنجه ممنوع است.

وی افزود:« طبق اصل ۳۸ قانون اساسی هر نوع شکنجه اعم از جسمی و روانی ممنوع است و هيچ مقامی حق ندارد اين کار را انجام دهد. اگر اقرار يا شهادتی بر اساس شکنجه باشد، قطعا فاقد اعتبار قانونی است و از نظر شرعی هم اعتبار ندارد. همين که  ارتباط متهمی را با دنيای خارج قطع می کنند و در سلول انفرادی قرار می دهند يا به او بی خوابی می دهند، از مصاديق شکنجه است.»

محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکيل مدافع احسان منصوری، مجيد توکلی و احمد قصابان نيز می گويد :« در قانون اساسی صراحتا آمده است که هر گونه اقرار و اعترافی که در سايه شکنجه انجام گيرد، فاقد اعتبار است.»

برادر مجيد توکلی، از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه امير کبير پيشتر به راديو فردا گفته بود که پدرش پس از اولين ملاقات با برادرش آثار شکنجه را بر بدن او ديده است و می افزايد:« بر بدن او کبودی بوده است، صورت او کبود و سياه بوده است، زير چشمانش سياه بوده است؛ سرش شکسته بوده، برادرم می گفت بازجويان بر سر او پا می گذاشته اند و او را مدت ها سرپا نگه می داشته اند.»

با اين حال پدر احسان منصوری در گفت و گو با راديو فردا می گويد که اين سه دانشجو در حال حاضر منتظر رای دادگاه هستند و می افزايد:« آخرين جلسه دادگاه دو هفته پيش برگزار شد. در حال حاضر هم دانشجويان در بند عمومی بسر می برند. اين دانشجويان به اتهام گناه نکرده ۵ ماه است در زندان بسر می برند و خانواده ها به ويژه مادران آنها به شدت نگران وضعيتشان هستند.»

پدر اين دانشجوی زندانی در ادامه می گويد با فرزندش به طور هفتگی ملاقات دارد و می گويد:« روز های ملاقات از دوشنبه به چهارشنبه تبديل شده و ما با احسان ديدار می کنيم  اما به شدت نگران وضعيت تحصيلی وی و رای دادگاه هستيم.»

عليرضا آوايی، رييس دادگستری استان تهران هفته گذشته با احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امير کبير ديدار کرد.

اين سه دانشجو همزمان با ديدار رييس دادگستری استان تهران، پس از بيش از ۵ ماه  بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوين، به بند عمومی منتقل شده اند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 12:18  توسط "حقوق بشر"  | 

دیالوگ

 

از:سعید صالحی نیا

 

14 اکتبر 2007

 

 

 

برنامه تلویزیونی بهداشت برای همه

 

از: سعید صالحی نیا

 

روزهای دوشنبه به وقت تهران ساعت 7 شب

 

 

 

برای دیدن برنامه های قبلی در اینترنت به آدرس زیر مراجعه کنید:

 

http://www.newchannel.tv/1behdasht.htm

 برنامه های حزب کمونیست کارگری در کانال جدید را ببینید و به دوستان توصیه کنی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 12:13  توسط "حقوق بشر"  | 
عمادالدین باقی بازداشت شد
اخرین مقاله ایشان قبل از باداشت / به همراه نامه سرگشاده 6 ماه قبل
 ایشان در مورد بودجه 75 میوین دلاری امریکا






عمادالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان که در پی احضار به معاونت امنیت دادسرای انقلاب تهران، در این مکان حضور یافته بود، بازداشت شد.

همسراین فعال حقوق بشر با اعلام خبر بازداشت وی گفت که اطلاع بیشتری در مورد سرنوشت او ندارد.

باقی که در سال 2005 به سبب فعالیت های خود در جهت متوقف ساختن حکم اعدام در ایران، جایزه حقوق بشر فرانسه را دریافت کرده بود، پیش از این ازسوی شعبه 6 دادگاه انقلاب به 3 سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تأیید قرار گرفت.

اتهامات وی از سوی دادگاه، اجتماع و تبانی به منظور انجام جرايم بر ضد امنيت کشور( دو سال حبس) و تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ايران به نفع گروه‌های بيگانه و مخالف نظام (يک سال حبس) عنوان شد.

لازم به یادآوری است همسر و دختر عمالدین باقی نیز به اتهام اجتماع و تبانی به منظور انجام جرايمی بر ضد امنيت کشور به ۳ سال حبس به مدت ۵ سال تعليق محکوم شده‌اند که اتهام آن‌ها مربوط به سفر به امارات و شرکت در کنفرانسی مربوط به حقوق بشر بوده است.

گفتنی است عمادالین باقی از سال 2000 تا 2003 نیز در زندان اوین به سر برد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر


دو ديدگاه درباره پنهانكاري امريكا درباره دريافت كنندگان بودجه

75ميليون دلاري

1-ديدگاه خانم شيرين عبادي و محمد سهيمی است كه معتقدند «جنبه‌ی مخفيانه‌ی توزيع اين ۷۵ ميليون دلار مشکلات عميقی را برای اصلاح‌طلبان، گروه‌های دموکراسی‌خواه و فعالان حقوق بشر در ايران ايجاد کرده است و دولت بوش بايد به سياست گمراهانه‌اش خاتمه دهد و بلافاصله نام سازمان‌ها و چهره‌های عمومی دريافت‌کننده‌ی بودجه‌ی ۷۵ ميليون دلاری را اعلام کند».
2-ديدگاه ديگري كه «درخواست باقي براي اعلام نام دريافت كنندگان بودجه مذكور را صرفا خواست وزارت اطلاعات رژیم ايران مي داند که از دهان آقای باقی بیان می شودو حتی بیان چنین خواسته ای در شرایط امروز ایران راغیراخلاقی» مي خواند زيرا دريافت كنندگان اين بودجه را در ايران به خطر مي افكند.اين ديدگاه از سوي كساني مطرح مي شود كه برگزاركنندگان دوره هاي تحت پوشش حقوق بشر بوده واكنون رخشندي و كيوان انصاري و...به اتهام شركت در اين دوره هابا محكوميت هاي سنگين در زندان بسر مي برند.بنا به تحقيقات خبرنگاران واشنگتن پست اين مركز از جمله مصرف كنندگان بودجه75ميليون دلاري است.
يادآوري مي شودكه در نامه باقي به نهادهاي حقوق بشري آمده بود در صورت شفاف سازي موضوع دريافت كنندگان بودجه امريكا، فعالان حقوق بشرو جامعه مدني در ايران «از اين لحاظ»از معرض اتهام و فشار خارج خواهند شد نه اينكه همه فشارها و مشكلات مرتفع مي شوند.
براي ملاحظه دو ديدگاه فوق دو مقاله اي كه در پي مي آيد را مطالعه كنيد:

مشکلات پنهان‌کاری در توزيع ۷۵ ميليون دلار برای کنشگران جامعه مدنی ايران
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۸۶
شيرين عبادی و محمد سهيمی
هرالد تريبيون بين‌المللی
خدمات رسانه‌ای تريبيون
چهارشنبه ۳۰ می ۲۰۰۷

لس آنجلس:
با بازداشت چندين استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار و فعال سياسی ايرانی که سال‌ها در غرب زيسته‌اند و به تازگی به وطن‌شان سفر کرده‌اند، رويارويی ميان ايران و غرب جنبه‌ی تازه‌ای به خود گرفته است.
پرناز عظيما، گزارشگر راديو فردا، که آمريکا بودجه‌ی آن را تأمين می‌کند و به زبان فارسی در ايران پخش برنامه دارد، بعد از اين‌که گذرنامه‌اش در ماه ژانويه از او ستانده شد، اجازه‌ی خروج از ايران را نيافته است. مهرنوش سلوکی، روزنامه‌نگار ایرانی-فرانسوی، از ماه فوريه اجازه‌ی خروج نيافته است. هاله اسفندياری، مديری برنامه‌ی خاورميانه‌ی مرکز تحقيقاتی بين‌المللی وودرو ويلسون در واشنگتن از ۷ می در زندان است. کیان تاج‌بخش يکی از محققان ارشد «نيو اسکول» در نيويورک در ماه می بازداشت شد.
ريشه‌ی اين رخدادها چی‌ست؟ بخشی از اين رخدادها ريشه در بی‌اقبالی عميق محمود احمدی‌نژاد دارد. ايرانی‌ها به خطر سياست‌های خارجی او و ناکامی‌اش در بهبود اقتصاد کشور پی‌ برده‌اند و صدای مخالفت‌های داخلی در برابر دولت او روز به روز بلندتر می‌شود.
در ماه دسامبر، دانشجويان دانشگاه با شعارهای «مرگ بر ديکتاتور» باعث توقف سخنرانی او شدند. مجلس ايران به شدت از او انتقاد کرده است. در انتخابات اخير شورای شهر، نامزدهايی که از حمايت احمدی‌نژاد برخوردار بودند، تنها ۴ درصد از آراء را به دست آوردند.
محافظه‌کارانی که بر ايران حکومت می‌کنند نيز به شدت در هم شکسته شده‌اند. جناح تندرويی که رهبر آن احمدی‌نژاد است، با جناح ميانه‌روتر و عمل‌گراتر رييس جمهور سابق، اکبر هاشمی رفسنجانی که از رابطه با غرب پشتيبانی می‌کند، به شدت مخالف است.
بازداشت‌های اخير را بايد تا حدودی در واکنش به اين رخدادها ديد. افراطيون که از رسيدگی به کوه مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سياسی ايران عاجز شده‌اند، تلاش می‌کنند بحران تازه‌ای با غرب ايجاد کنند تا توجه‌ها را از مشکلات‌شان به چيز ديگری معطوف کنند.
دستگيری‌های اخير، از جمله بازداشت‌ حسين موسويان، يکی از مذاکره‌کنندگان ارشد هسته‌ای و از نزديکان رفسنجانی، را بايد تلافی‌جويی احمدی‌نژاد عليه جناح ميانه‌روتر دانست. اما مهم‌ترين دليل به سياست جورج بوش در برابر ايران مربوط است. سال گذشته، دولت بوش از کنگره درخواست بودجه‌ای ۷۵ ميليون دلاری برای «آوردن» دموکراسی به ايران کرد.
بخشی از اين بودجه‌ی ۷۵ میليون دلاری به راديو فردا، صدای آمريکا، راديوی آزاد اروپا و تلويزيون ماهواره‌ای صدای آمريکا اختصاص يافته است که برنامه‌هايی را به زبان فارسی برای ايران پخش می‌کنند. بخش‌های ديگری از اين بودجه مخفيانه به گروه‌های ايرانی در تبعيد، چهره‌های سياسی و سازمان‌های غير دولتی داده شده است تا به گروه‌های اپوزيسيون ايرانی تماس بر قرار کنند.
اما اصلاح‌طلبان ايرانی معتقدند که دموکراسی را نمی‌توان وارد کرد. دموکراسی بايد بومی باشد و از درون بيايد. آن‌ها معتقدند که بهترين کاری که آمريکا می‌تواند برای دموکراسی در ايران بکند اين است که دست از سر آن‌ها بردارد. واقعيت اين است که هيچ گروه ملی و دموکراتيکی چنين مبالغی را قبول نمی‌کند.
بنا به توافق‌نامه‌ی الجزاير که آمريکا در سال ۱۹۸۱ برای پايان دادن به بحران گروگان‌ها امضا کرد، عدم دخالت در امور داخلی ايران یکی از تکاليف قانونی آمريکاست.
جنبه‌ی مخفيانه‌ی توزيع اين ۷۵ ميليون دلار مشکلات عميقی را نيز برای اصلاح‌طلبان، گروه‌های دموکراسی‌خواه و فعالان حقوق بشر در ايران ايجاد کرده است. تندروها که از فقدان شديد محبوبيت خود آگاه‌اند، از چشم‌انداز يک «انقلاب مخملی» سخت هراسان‌اند و با وسواس شديدی سعی در ممانعت از ارتباط ميان استادان دانشگاه، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و فعالان سياسی ايرانی با همتايان آمريکايی‌شان دارند.
به اين ترتيب، سياست آمريکا در «کمک‌رسانی» به دموکراسی در ايران نتيجه‌ی معکوس داده است. اين سياست آمريکا، کار جناح‌های ميانه‌روتر در سلسله‌ مراتب قدرت در ايران را برای چانه‌زنی بر سر رابطه با غرب دشوارتر کرده است.
جای هيچ بحثی نيست که دولت ايران بايد تمام بازداشت‌شدگان اخير، و در واقع همه‌ی زندانيان سياسی، را بدون قيد و شرط آزاد کند.
دولت بوش بايد به سياست گمراهانه‌اش خاتمه دهد و بلافاصله نام سازمان‌ها و چهره‌های عمومی دريافت‌کننده‌ی بودجه‌ی ۷۵ ميليون دلاری را اعلام کند. اين کار روشن خواهد کرد که استادان دانشگاه، روزنامه‌نگاران و ساير چهره‌هايی که به ايران سفر می‌کنند هيچ ارتباطی با سياست بوش درباره‌ی ايران ندارند.
--------------------------------------------
*شيرين عبادی در سال ۲۰۰۳ جایزه‌ی صلح نوبل را دريافت کرد و اکنون وکيل هاله اسفندياری است. محمد سهيمی استاد مهندسی شيمی و نفت در دانشگاه جنوب کاليفرنيا است. اين مقاله توسط خدمات رسانه‌ای تريبيون منتشر شده است.

Thu 31 05 2007 16:01

از درخواست عمادالدین باقی حمایت کنیم
رامین احمدی

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

آقای باقی در نامه ای خطاب به نهادهای حقوق بشری جهانی خواسته است که دولت آمریکا شفاف و علنی اعلام کند که دریافت کنندگان بودجه کمک به دمکراسی در ایران چه کسانی هستند.

من از این درخواست آقای باقی حمایت می‌کنم. این امر نه فقط باعث رفع شک و شبهه از ایشان و دوستانشان خواهد شد بلکه از کسانی چون من نیز که هدف تهمت و افترا و جنگ تبلیغاتی آقای باقی و دوستانشان در وزارت اطلاعات و قوه قضاییه جمهوری اسلامی بوده ایم رفع اتهام و شبهه میگردد. اما ذکر چند نکته کوچک در اینجا بی مناسب نیست:

۱- همانقدر که همه ما در خارج باید از این شفافیت استقبال کنیم و همه فعالیتهای خود را در معرض قضاوت عمومی قرار دهیم کسانی که در داخل کشور با رژیم ایران مخالفند و زیر فشارهای بیرحمانه قوه قضاییه و وزارت اطلاعات قرار دارند حق دارند منابع مالی و شبکه های هواداران خود را از چشم نظام دیکتاتوری مخفی نگاه دارند. علنی کردن این منابع - چه از آمریکا و چه از جای دیگر- شکنجه و مرگ فعالان سیاسی مورد نظر را به دنبال خواهد داشت و صرفا خواست وزارت اطلاعات رژیم است که از دهان آقای باقی بیان می شود. حتی بیان چنین خواسته ای در شرایط امروز ایران غیراخلاقی است.

۲- آقای باقی اصرار دارد خواسته امنیتی و اطلاعاتی خود را در زیر لباس حقوق بشری مخفی کند. اما مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر، اصل نهم نمیتوان کسی را خودسرانه دستگیر یا زندانی کرد و مطابق اصل دهم همه باید از حق یک دادگاه عادلانه و مستقل برخوردار باشند و مطابق میثاق حقوق سیاسی و شهروندی، اصل اول، همه ملتها حق تعیین سرنوشت خود را دارند تا آزادانه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را تعیین کنند. حکومت جمهوری اسلامی ناقض همه اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر از جمله اصول بالاست.
در چهارچوب نهادهای حقوق بشری جهانی حکومت جمهوری اسلامی حکومتی ناحق(نامشروع) است. از نظر حکومت جمهوری اسلامی نیز اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر لازم الاجرا نیست و حتی از دیدگاه تئوریک بارها مورد حمله سران حکومت قرار گرفته است. بنابراین از چهارچوب حقوق بشری نمیتوان برای بقا و حفظ حکومت تبلیغات کرد.
۳- آقای باقی مینویسد: " همانطور که اگر امروز دولت آمریکا مطلع شود گروهی در داخل این کشور از القاعده یا از ایران پول دریافت میکنند تا ناامنی در آمریکا بیافرینند با آنها برخورد خواهد کرد بدیهی است که در ایران نیز حکومت نسبت به کسانی که از آمریکا پول دریافت میکنند تا به گفته آمریکایی ها رژیم ایران را تغییر دهند حساسیت شدید نشان میدهد."
حتی یک نگاه سطحی به نوشته آقای باقی، بی منطقی و سفسطه ایشان را به خوبی به نمایش میگزارد. از یک طرف دولت آمریکا و ایران همسان فرض میشود و از سوی دیگر فعالان سیاسی داخل ایران با القاعده. یک طرف دولتی است که انتخابات آزاد دارد و روزنامه ها و رادیو و تلویزیون در بازجوبی از بالاترین مقامات دولتی آزاد هستند و وزیر دفاع مملکتش را حقوقدانان برجسته آمریکا به دادگاه میکشند و قضات مستقل محکوم میکنند. آن طرف دولتی است که از یک سو حق انتخاب کردن آزاد و از سوی دیگر انتخاب شدن از اکثریت ملت ایران سلب کرده است. روزنامه های مخالف را تعطیل کرده است. رادیو و وتلویزیون در انحصار دولت و حکومت است و هیچیک از سران مملکت را نمیتوان بخاطر بی قانونی ها و جنایاتشان به دادگاه کشید. حتی درباره جنایتشان حرف هم نمیتوان زد. اگر آقای باقی راست میگوید درباره اعدام های دسته جمعی اوین و دولتمردانی که مسئول مستقیم آنها بودند و امروز در دولت آقای احمدی نژاد بر کرسی وزارت هستند و همان سازمان های حقوق بشری مورد خطاب آقای باقی نیز گزارش جنایتشان را داده اند و از آنها به اسم نام برده اند، بنویسد. از طرف دیگر فعالان سیاسی ایران القاعده نیستند و جز نوشته و قلم و شعار و حداکثر امضا جمع کردن و تظاهرات و اعتراض سیاسی برای دموکراسی و حقوق بشر کار دیگری نکرده اند . مثلا اگر فعالان جنبش کارگری یا جنبش دانشجویی نه فقط از آمریکا که از سراسر جهان هم پول دریافت کنند باز هم مساوی القاعده نیستند. آنها برای رسیدن به دموکراسی و حقوق بشر حق دارند و این حق شناخته شده بین المللی است که با اجتماعات، سند یکاها، اعتصابات و تظاهرات خود نظام حکومتی حاکم بر خود را تغییر دهند. کمک به آنها وظیفه تمامی ملتها و دولتهای آزاد دنیا و انزوای آنها خواست وزارت اطلاعات است و طالبان یا القاعده یک حرکت سیاسی بنیادگرایی شبه فاشیستی است.
۴- آقای باقی از فشار قوه قضاییه و نهادهای امنیتی نالیده است. در این باب ایشان قربانی است و بر قربانی حرجی نیست. من از همکاری های ایشان با قوه قضاییه و وزارت اطلاعات و تکرار حرفهای آنها گله ای ندارم و معتقد نیستم که در چنین شرایطی قربانی را باید به هیچ وجه مقصر به حساب آورد. اما در عین حال برخی از اظهارات ایشان را نیز نمیتوان تنها به حساب فشارهای وارده گذاشت و واقعیت این است که هرچه ایشان در مقابل فشارها بیشتر تسلیم شود و بیشتر به خواسته های وزارت اطلاعات تن میدهد ، فشارها بیشتر میشود. این نظامی نیست که اگر یک بار به خواسته های نامشروع آنها تسلیم شدید هرگز دست از سرتان بردارد. راه رهایی را در این مورد بخصوص فرج سرکوهی نشان داد. بی باک بود و شرافت و انسانیت خود را تسلیم نکرد و در این باب نیز اگر که در خانه کس است یک حرف بس است.
۵- آقای باقی جوری از کمکهای آمریکا حرف میزند که انگار سرکوب مخالفان در جمهوری اسلامی قبل از ریاست جمهوری جرج بوش و سیاست جدید آمریکا مسبوق به سابقه نبوده است. آیا از همان آغاز انقلاب سیاست این حکومت جز تهمت و افترا و سرکوب مخالفانش بود؟ آیا از علی اصغر حاج سید جوادی و عبدالکریم لاهیجی که بنیانگزاران حقوق بشر در ایران بودند تا حسن نزیه و متین دفتری و از سعید سلطانپور و شکرالله پاک نژاد تا هزاران جوان بیگناه طرفدار گروههای مختلف سیاسی که یا مجبور به خروج از کشور شدند و یا در سیاهچالهای رژیم شکنجه و اعدام شدند از کمک های آمریکا برخوردار بودند؟ مگر سرکوب آقای سعید حجاریان و هاشم آقاجری ربطی به سیاست های آمریکا و کمک مالی آمریکا داشت؟ مگر روشنفکران و سیاستمداران مخالف که در دوران طلایی سازندگی و بعد اصلاحات خاتمی یکی پس از دیگری به دست وزارت اطلاعات به قتل رسیدند از سعیدی سیرجانی ، داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری، جعفر پوینده، پیروز دوانی، مجید شریف، احمد تفضلی گرفته تا معلم و شاعر بی پناه حمید حاجی زاده و کودک خردسالش کارون که بیرحمانه قطعه قطعه شدند از آمریکا کمک مالی دریافت میکردند؟ مگر نه این است که حکومت جمهوری اسلامی از آغاز بنای خویش را بر سرکوب گذاشته است ؟
پس چرا باید فکر کنیم در صورت تغییر سیاست آمریکا ناگهان این حکومت سعه صدر و تحمل پیدا خواهد کرد. آقای باقی و گروهش تنها تا زمانی که آلت دست قوه قضاییه و وزارت اطلاعات هستند به حیات سیاسی محدود خود ادامه میدهند و هر زمان که از همکاری سرباز زنند سرنوشتی چون بقیه اعوان و انصار اصلاح طلب خواهند یافت.
۶- بگذار برای آنها که تحت تاثیر تبلیغات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی قرارگرفته اند، آنها که به خاطر صداقتشان در مبارزه با سرمایه داری جهانی و مخالفت با سیاستهای آمریکا گول جنگ تبلیغاتی نظام را خورده اند، آنها که هنوز جادو شده ی دوران به اصطلاح اصلاحات هستند و نمیتوانند واقعیت امروز خود را به درستی ارزیابی کنند، یک بار دیگر یادآوری کنیم:
- نظام جمهوری اسلامی حکومتی نامشروع است که با تبعیض جنسی، غارت سرمایه های ملی و سرکوب کارگران و زحمتکشان، و سلب آزادیهای سیاسی و فرهنگی از جوانان و دانشجویان شکل گرفته است.
- کلید پیروزی و رسیدن به دموکراسی و حقوق بشر، اتحاد و همبستگی ملی،عدم توسل به خشونت و دفاع از حقوق یکدیگر به جای بد بینی و سوء ظن و تهمت و افتراست.
۷- آقای باقی! این نظام مقدس ترین حق مردم ایران، یعنی حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را غصب کرده است و شما بهتر میدانید که” زمین غصبی نماز ندارد”.


28 اردیبهشت 86

درخواست از مجامع جهاني حقوق بشر درباره اقدام نسبت به


بودجه75ميليون دلاري امريكا

شوراي حقوق بشر سازمان ملل
رئيس محترم سازمان عفو بين الملل
رئيس محترم سازمان ديده بان حقوق بشر
رئيس محترم سازمان اصلاحات جزايي بين‌المللي
رئيس محترم گزارشگران بدون مرز
رئيس محترم وكلاي بدون مرز
رئيس محترم انجمن ملی وکلای دفاع کیفری ( NACDL )
رئيس محترم ESPM
همكاران و فعالان حقوق بشر
با سلام
ما و شما نسبت به موارد نقض حقوق بشر توسط دولت‌ها حساس هستيم و وظيفه خويش مي دانيم كه درباره آن واكنش نشان دهيم حتي اگر در كشورهايي مانند ايران اين واكنش ها هزينه‌هايي براي مادر پي داشته باشد.از اينرو بديهي است كه انتظار مي رود نسبت به نوع تازه‌اي از نقض حقوق بشر يا به خطر افكندن فعالان حقوق بشر بي تفاوت نباشيم.
دولت امريكا در سنوات اخير همه ساله اعلام مي‌كند بودجه‌اي را براي حمايت از جامعه مدني، دموكراسي و حقوق بشر در ايران اختصاص مي‌دهد و در كنگره به تصويب رسانده و تبليغات گسترده‌اي درباره اين حمايت‌هاي مالي از فعالان دموكراسي و حقوق بشر در داخل ايران راه مي‌اندازد. همانطور كه اگر امروز دولت آمريكا مطلع شود گروهي در داخل اين كشور از القاعده يا از ايران پول دريافت مي‌كنند تا ناامني در آمريكا بيافرينند با آنها برخورد خواهد كرد بديهي است كه در ايران نيز حكومت نسبت به كساني كه از آمريكا پول دريافت مي‌كنند تا به گفته آمريكايي‌ها رژيم ايران را تغيير دهند حساسيت شديد نشان مي‌دهد. اختصاص بودجه سالانه آمريكا در اين زمينه موجبات سوء ظن گسترده حكومت ايران را نسبت به نهادهاي نوپاي مدني و فعالان حقوق بشر به وجود آورده و با احساس نگراني و خطر،پيوسته آنها را تحت تعقيب و فشار و حتي بازداشت قرار مي‌دهد. بديهي است كه تمام اين رفتارها ناشي از نگراني‌هاي رواي حكومت نيست بلكه جريانات مخالف آزادي نيز از آن به عنوان بهترين دستاويز براي مشروع جلوه دادن مقابله با آزادي ها و بي اعتبار كردن منتقدان سود مي‌جويند. از سوي ديگر با پيدايش فضاي بدبيني، شخصيت‌ها و نهادهايي كه فعال‌تر و برجسته‌تر هستند زودتر به چشم مي‌آيند و در معرض تهديد قرار مي‌گيرند. در دو سال گذشته بارها شاهد اتهاماتي نسبت به نهادهاي مدني از جمله انجمن دفاع از حقوق زندانيان بوده‌ايم و البته برخي نهادها نيز مورد بازرسي و يا پلمپ دفتر قرار گرفته‌اند. من نيز در طول 14 ماه اخير7 بار به دادگاه و نهادهاي امنيتي احضار شده ام ولي به منظور پرهيز از تنش‌هاي سياسي تاكنون حتي اجازه انتشار خبر آن را نداده‌ام ولي اكنون گمان مي‌كنم بايد تدبيري جدي براي اين مسئله انديشيد.
اين شيوه شايسته‌اي نيست كه دولت آمريكا عليرغم اطلاع دقيق‌ از پيامدهاي اختصاص بودجه براي حمايت از دموكراسي و حقوق بشر در ايران و آزار و تعقيب فعالان داخل اين كشور به روش خود ادامه مي دهد در حالي كه چه بسا پول‌هاي دولت آمريكا صرف معدود ايرانيان خارج‌نشيني مي‌شود كه با برخي نهادهاي امريكايي براي جذب اين بودجه تباني مي‌كنند اما تاوان سنگين آن را شخصيت‌ها و نهادهاي مستقل داخل ايران مي‌پردازند. از شما استدعا دارم براي پايان بخشيدن به اين وضعيت از دولت آمريكا بخواهيد اگر تمايل دارد به اختصاص بودجه ادامه دهد شفاف و علني اعلام كند كه اين مبالغ را دقيقاً به چه مراكز يا اشخاصي مي‌پردازد تا معلوم شود دريافت‌كنندگان كيستند. در اين صورت نه مشكلي از اين لحاظ براي فعالان مستقل دموكراسي و حقوق بشر در ايران پديد مي‌آيد و نه آمريكا متهم به تباني خواسته و يا ناخواسته‌ با جناح سركوبگر در ايران براي آزار آزاديخواهان خواهد شد.
اميدوارم هر چه زودتر اقدامات لازم براي جلوگيري از ادامه رويه نادرست حكومت امريكا و شفاف‌سازي در اين زمينه را انجام دهيد. با تشكر - عمادالدين باقي
---------------------------------------------------------
اين نامه پس از هماهنگي وجلب موافقت برخي از مخاطبانش براي آنها ارسال شده است.

-----------------------------------------------------------
تهران- خبرگزاري كار ايران تاريخ :28/02/1386
عمادالدين باقي:
مجامع جهاني حقوق بشر از آمريكا بخواهند دريافت‌‏كنندگان كمك مالي از اين كشور را شفاف اعلام كند
http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=420495&code1=15



 
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:43  توسط "حقوق بشر"  | 

ما خوش خبر نیستیم

 

به سلامتی دومین مسجد اهل تشیع در مهاباد سنی نشین دارد به پایان می رسد ساختنش ویواش یواش آماده می شود برای پذیرایی از مسلمانان شیعه.چیز غریبی نیست این و جای توجیه دارد فراوان.اما در تهران بزرگ چرا نیست مکانی برای نماز و عبادت و پاتوقی برای سنی هایی که تعدادشان هم کم نیست؟

 اگر جوابی بیاورم برای پرسشم و با نرم ترین جمله قیاسی بکنم بین این و آن می گویم:سنی ها در تهران حق ندارند صف بکشند جایی و بخط باشند برای نماز و نزدیکی با خدایشان، در کشوری که مثلا حکومتش دینی است و مردمانش مسلمان. هموطنان شیعه در مهاباد کوچک ما اما مسجد دارند، دو تا هم دارند.این چیز بدی نیست و مردم ما یاد گرفته اند تقریبا که آزادی مذهب و عقیده چیز قشنگی است و بجا.تحمل دیگری زیباست و ضروری برای دموکراسی.اما ظرفیتش چرا نیست در بین حاکمان من نمی دانم.

در سقز سنی نشین،عده ای مسلمان همفکر یا شاگر احمد مفتی زاده  حتی کتک می خورند در مسجد و بازداشت می شوند و زندان می روند آنهم در شبهای قدر.برخوردی شبیه برخوردی که پیشتر شده بود با دراویش گنابادی.دلیلش را نمیدانم. شاید برای اقامه ی نماز مجوز نداشتند از وزارت کشور، یا شاید کودتاچی بوده اند و می خواستند اقدامی بکنند علیه امنیت ملی .ولی نه، آنها که اسلحه نداشتند،تسبیح داشتند؛ با تسبیح هم  مگر می شود اقدامی کرد علیه امنیت ملی؟

از مسجد که بگذریم ،اینروزها اوضاع بد است برای ما فعالین حقوق بشر.خبرهایی که می دهیم خوشایند نیستند.هر چند به خاطر ندارم که خبری خوش داده باشیم قبلا.ما خوش خبر نیستیم.مگر می شود محرم بود برای دردها و بدبختی های مردم و شادمانی هم کرد؟

دوست نازنینی می گوید وبلاگم را هک کردند بخاطر مقاله ای که نوشتم یا مادری زنگ میزند و سخت دلتنگ است ونگران از اینکه دخترش را گرفته اند و برده اند به جایی که هیچ ندارد تعلقی به آنجا.

یا پدری خبر می دهدکه از بیماری قلبی پسر دربندش خواب و خوراک ندارد.دخترکی از دلتنگی خود فریاد میزند برای  آغوش پدری که در کنج اوین،بیمار است و پژمرده.

همسری از تنهایی خود می گوید در غیاب شوهر دربندش یا خواهری اشک می ریزد برای برادرش،برادری که مثل رفیق بوده برایش و اکنون ناخوش و بیمار ،محکوم به اعدام، حبس می کشد و تنها امید است که سرپایش نگه داشته.

یکی می گوید چرا از زندانی ما کم حمایت می کنید و یکی دیگر غم در سردارد و در دل، اما باز مودبانه تقدیر می کند از خبری که داده ایم از دلبندشان.

نشده یک بار من با همسر محمود صالحی صحبت بکنم و او صدایش رنگ اشک نداشته باشد،بغض نداشته باشد.یادم نیست.

اینها را گفتم که بدانید مدافعین حقوق بشر هم محرم اند برای مردم ،هم همدرد.گفتم تا بدانند کسانی که می خواهند قدم بگذارند در این راه بی انتها.بدانند در کار ما استعفا نیست،قطار ما دنده عقب ندارد،مزد ندارد،تازه زندان هم دارد،تبعید هم دارد.ما به همه کس تعلق داریم اما ملک کسی هم نیستیم و این زیباست.

 گفتم اینها را تا بگویم خوش خبر نیستیم ما و گوش  هستیم و صدا برای آن سنی که حق نماز ندارد،یا آن مذهبی که حق تجمع ندارد یا برای آن نازنینی که وبلاگ ندارد،برای آن دختر و پسر و خواهر و برادر و مادر و پدر که درد دارند،نگرانی دارند.ما همینیم و بس.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 21:18  توسط "حقوق بشر"  | 
امیرحسین موحدی روزنامه نگار وفعال حقوق بشر به۹ماه زندان محکوم شد(برای مشاهده وکپی ازصفحات حکم صادره روی کدهای زیرگزارش کلیک کنید)

امیر حسین موحدی

طبق دادنامه شماره ۲۹۹بکلاسه پرونده ۱۷۵-۸۶/ش دادگاه انقلاب اسلامی اردبیل وکیفرخواست شماره ۶۲۱سرانجام پس از ۲سال محاکمه دردادگاههای انقلاب اردبیل  و مازندران امیر -حسین موحدی بحکم دادگاه انقلاب اردبیل از حیث قسمتی از ۴اتهام وارده بجرم عضویت درجبهه اتحادملی ایران بااستنادبه ماده۴۹۸ به۵ماه حبس تعزیری وتبلیغ علیه نظام طبق ماده ۵۰۰آیین دادرسی کیفری به۴ماه حبس تعزیری محکوم شداین حکم هنوز بدست موحدی ووکیلش سیدمحمد رضافقیهی نرسیده اماآقای جعفر خزایی درنوشهر ضمن تماس با پایگاه خبری ما صحت کامل این خبر را تائید کرد خزاعی که بعنوان تبانی همراه موحدی محاکمه می شد ازاتهام مزبور تبرئه شده است موحدی درتماس کوتاهی باما تکرارکرد هیچ هراسی ازهیچ حکم این بیدادگاههاندارد.اتهامات موحدی دراین پرونده علاوه برتبلیغ عبارتندازعضویت درجبهه اتحادملی-تبانی علیه امنیت ملی! وافشای اسامی عوامل قتل وشکنجه بود. براساس همین حکم اتهام تبانی و سایر اتهامات حاشیه ای بدلیل فقدمدارک منتفی اعلام شده اند.نکته مهم دراین دادنامه؟! اینکه دادگاه درصفحه سوم حکم به متهم دستورداده است تا۲سال ازانجام هرگونه!!! مصاحبه رادیوتلوزیونی ومطبوعاتی خودداری کندوتاکیدکرده که این قسمت ازحکم جنبه دستوری داردواطاعت ازآن واجب است/گزارش ازدکترقشقائی/ 

لینک زیر مربوط به عین احکام صادره برای مشا هده کلیک کنید

صفحه اول http://comiteyebohran.persiangig.com/Picture%20008.jpg

صفحه سوم http://comiteyebohran.persiangig.com/Picture%20009.jpg

صفحه دوم http://comiteyebohran.persiangig.com/Picture%20010.jpg

        •  تهدید به قتل /۱۶مهر/

پس ازصدورحکم زندان برای روزنامه نگار وفعال حقوق بشر امیرحسین موحدی که عین خبروکدمشاهده حکم صادره درکادربالاآمده است آقای موحدی در مصاحبه با قشقائی از تهدیدات علیه جانش و علل آن گفت که خلاصه ای ازپاسخهای وی را به اطلاع میرسانیم:((من رنجهای بیشمار زندانیان سیاسی را به دنیای آزاد منتقل کرده ام اماهنوز غمهای بزرگی بردلم سنگینی میکند رنجهائی که هرکام ازآنها بتنهائی برایتجسم وعینی کردن عدم مشروعیت حکومت آقایان کفایت میکند من کمترین سرباز میهنم هستم اما اکنون ازاین سرباز بعنوان گروگان استفاده میکنندتابرادرم امین که درخارج ازکشورست جرات نکندابعاد تکاندهنده قتل عام خاموش صدها وبهتربگویم هزاران آذربایجانی رادراثر احداث سایت <سانا>درارتفاعات سبلان افشا کند بهتراست مصاحبه های قبلی مارا بارسانه های بین المللی مطالعه کنیدمراتهدیدبه قتل کرده اندباذکرنام این افراد ازاطلاعات استان اردبیل خواستم جلوی عوامل را بگیرد نه تنها نکردندبلکه برحجم فشارهاافزودند من به رای بیدادگاه آنها اعتراض نمی کنم وبزودی دوباره بزندان برمیگردم آنهابا عصبیت قسم خورده آندکه مرادر زندان میکشندو بقول خودشان رازقتل زندانیانی که کمیته ازآنها مطلع است راباخودبگور خواهم بردهمین دیروز به دادسرامراجعه کرده اند آقایان رامیگویم تاپرونده جدیدی راکلیدبزنندامااز همکاران حقوق بشر که اسامی واسناد قتل عام آذربایجان وجنایات دیگر درداخل زندانها رادراختیار دارند ومثلا کیفیت شهادت فیض مهدوی یا مرگ ذبیح ا..مهرامی رامستنددارندخواستم که نگران من نباشند سالها زندان وفشار را پذیراهستم اماشما بموقع کارتان رابکنید ببرادرم هم سپرده ام وظیفه خودرا انجام دهد من اجازه نمی دهم ازمن وجان ناقابلم بعنوان گروگان استفاده کنندمن تمام اطلاعات راجع بزندانیان سیاسی ومذهبی راکه دراختیار کمیته بودوبسیار تکاندهنده دراختیارافرادمسئول گذاشته ام وربطی به ماندن ومردن من ندارد منتشرخواهدشد اما آنکسانی که شخص مرا آزار میدهند به این دلیل بامقامشان به افکار عمومی معرفی میکنم که آنها رادشمن بشریت میدانم.))/ ویرایش وتهیه قشقائی

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 21:24  توسط "حقوق بشر"  | 

 غريب روزگاري است

احمد زيدآبادي -

پنجشنبه 19 مهر 1386

 

اگر بخواهيم از نگاه يک ناظر بيروني به تحولات کنوني ايران نظر اندازيم شايد بتوان گفت فضايي مشابه سال ‏‏1360 در حال ظهور است.‏

در سال 60 تضادي آنتاگونيستي بين مجاهدين خلق و حزب الله بروز کرد که جايي براي عرض اندام نيروهاي حد ‏وسط باقي نگذاشت.‏

يک طرف معرکه سال 60 مجاهدين خلق بود که با اعلام جنگ مسلحانه، دست به تروري وسيع و بي رحمانه زد ‏و ديگر سوي آن، حزب الله بود که ضمن عملکردي انحصار طلبانه، خشونت را در ابعادي غير متناسب، عليه ‏نيروهاي مخالف خود از جمله کادرهاي پايين سازمان به کار گرفت.‏

در اين ميان نيروهاي وسط بسياري اعم از مشرب هاي فکري مختلف حضور داشتند که نه با تروريسم مجاهدين ‏موافق بودند و نه از عملکرد حزب الله دل خوشي داشتند، اما در ميانه آن دعواي خونين مجبور به گزينش هايي ‏شدند که باب ميلشان نبود.‏

بخش اندکي از نيروهاي حد وسط، جانب سازمان را گرفتند و تاوان آن را با تحمل زندان و يا اعدام پس دادند. ‏بخشي از آنان نيز به حزب الله پيوستند و نه فقط چشم بر خشونت هاي غير متناسب و بي مورد بستند که عموما ‏مجبور به تاييد آن نيز شدند.‏

بخش اصلي اما در اين ميان، ميدان را براي هر نوع فعاليت سياسي سالم و موضع گيري منصفانه تنگ يافتند و ‏داوطلبانه در لاک خود رفتند به اميد ظهور شرايط بهتر و منطقي تر.‏

در حال حاضر نيز بين جمهوري اسلامي و ايالات متحده آنتاگونيسم تازه اي ظهور کرده است.‏

در بازي دو قطبي جديد، نيروهاي حد وسطي که نه از سياست هاي داخلي و منطقه اي جمهوري اسلامي حمايت ‏مي کنند و نه خواهان تغيير سرنوشت کشورشان از سوي بيگانگان هستند، با همان انتخاب هاي سال 60 ‏روبرويند.‏
عده اي احتمالا به سمت آمريکا کشيده مي شوند شايد با اين انگيزه که راه ديگري نمي بينند. آنها اگر در خارج ‏باشند قاعدتا جايشان امن است و اگر در داخل باشند، سرنوشت ديگري برايشان رقم مي خورد.‏

عده اي نيز به حمايت قاطع از جمهوري اسلامي بر خواهند خاست با اين انگيزه که به هر حال پشتيباني از دولت ‏مستقر با هر ماهيتي همواره در مقابل فشار بيگانه ارجحيت دارد. آنها اگر در ايران باشند جايشان امن است و اگر ‏در خارج باشند باز هم جايشان امن است.‏

عده بيشتري از نيروهاي حد وسط اما تلاش خواهند کرد که ضمن انتقاد به هر دو طرف دعوا، نسبت به خطرات ‏درگيري هشدار دهند. اين افراد اگر در خارج باشند جايشان امن است و اگر در داخل باشند، در زماني که بحران ‏اوج گيرد، به عنوان بخشي از نيروي دشمن تلقي مي شوند و در صورت اصرار بر موضع خود، سرنوشت ‏ديگري برايشان رقم خواهد خورد.‏
در اين فضا، در صورتي مي توان معادله فوق را تغيير داد که نيروهاي حد وسط در داخل، به حدي قوي، مصمم ‏و گسترده باشند که به عنوان يک بازيگر سوم وارد صحنه شوند و آرايش آن را دگرگون کنند.‏

مشکل اما اين است که نيروهاي حد وسط، هيچکدام از شرايط فوق را ندارند و در صورت اصرار بر خط مشي ‏خويش، تنها قرباني معرکه اي مي شوند که نه در پديد آمدن آن نقشي داشته اند و نه از عواقب آن بهره اي مي ‏برند.‏

درست به همين دلايل است که سبک بالان ساحل ها در آن سوي آب ها، نبايد آنچه را براي خود درست تشخيص ‏مي دهند به سواران بر موج نگران از گرداب حائل در اين سوي آب ها تجويز کنند.‏

همه آنچه که گفته شد اما بدان معني نيست که جنگ بين ايران و آمريکا اجتناب ناپذير شده است و سناريوي پيش ‏گفته، سرنوشت محتوم است.‏

هر چند که هر چه ساعت به جلو مي رود خطر جنگ نير افزايش مي يابد، اما هنوز بارقه هاي اميدي سوسو مي ‏زند.‏

از سخنان سردار رحيم صفوي فرمانده سابق سپاه در دانشگاه صنعتي شريف چنين برداشت مي شود که نظاميان ‏ايران خطر جنگ را جدي گرفته اند و نسبت به بي توجهي سياستمداران به اين مساله هشدار مي دهند.‏

از مصاحبه علي فلاحيان وزير سابق اطلاعات با خبرگزاري فارس چنين استنباط مي شود که حتي در بين ‏نيروهايي که به تندروي بسيار شهرت يافته اند، مساله هسته اي مساله مرگ و زندگي نيست و مي توان نسبت به ‏آن تجديد نظر کرد.‏

اين احتمال که نيرويي از بطن ساختار سياسي براي جلوگيري از وقوع جنگ ظهور کند و در بين محافل اصلي ‏تصميم گيري حکومت در اين باره اجماعي پديد آورد، هر چند که مشکل به نظر مي رسد اما غير ممکن نيست.‏
به باور من، ادامه فعاليت نيروهاي حد وسط به شيوه گذشته، احتمالا ظهور يک نيروي عملگرا در بطن قدرت را ‏مشکل تر مي کند و يا به تاخير مي ندازد.‏

نيروي عملگرا زبان و منطق درون حکومتي خاص خود را دارد و بنابراين نمي تواند مورد حمايت علني نيروهاي ‏حد وسط قرار گيرد، گو اينکه چنين حمايتي ممکن است به آن آسيب هم برساند.‏

بنابراين، اگر نيروهاي نگران از جنگ، «مساله محور» اند و نه «خود محور» نياز است قدري درنگ کنند و از ‏فعاليتي که ظهور نيروي عملگرا را مشکل مي کند، براي مدتي بپرهيزند تا شايد در اين روزگار غريب راهي به ‏ساحل نجات گشوده شود.‏


 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 21:0  توسط "حقوق بشر"  | 

روناک صفازاده از اعضای فعال کمپین در سنندج در خانه اش بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری حقوق بشر کردستان، صبح روز سه شنبه 17 مهر 1386 نيروهاي امنيتي ساعت 7 صبح با مراجعه به منزل او، پس از تفتيش منزل، وی را به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل كردند و برگه هاي بيانيه و دفترچه هاي كمپين و كيس كامپيوتر وي را نيز با خود بردند، گفته می شود که نیروهای امنیتی برخوردي خشن و غیر قانونی هم با خانواده او داشته اند.

روناك صفازاده گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان نیز هست. روز پیش از دستگیری، گویا در جشن شادی برای بچه ها که به مناسبت روز کودک برگزار شده بود به جمع آوری امضا برای کمپین یک میلیون امضا پرداخته بود که طبیعتا جمع آوری امضا اقدامی علنی وکاملا قانونی است. اما درست صبح فردای آن روز سه اتومبیل به همراه 9 مامور به در خانه روناک می آیند واو را بازداشت می کنند. خانواده وی هنوز از وضعیت او اطلاعی ندارن
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:37  توسط "حقوق بشر"  | 

 


شما می خواهید قرآن خدا رو عوض کنید؟!!!/

راحله حسینی

سه شنبه17 مهر 1386


از صبح توی محوطۀ ساختمان همهمه ای برپاست. همۀ زنان ساختمان در حیاط جمعند. هر کس کاری انجام می دهد. یکی حلوا درست می کند، یکی نان ها را قسمت می کند، دیگری قابلمۀ آش رشته را روی اجاق بار می گذارد. هر کس به سهم خودش و به قدر بضاعتش کمک می کند تا مراسم افطاری امشب به خوبی برگزار شود.

« آخ داشت یادمون می رفت، یکی یه پارچۀ ضخیم بیاره، باید خانمها و آقایون رو از هم جدا کنیم » خانم «ر» بعد ادامه می دهد: « تورو خدا اون ظرفای پلاستیکی رو که توش آش ریختید، توی سفرۀ آقایون نگذارید، حاج آقای ما که اینقدر از این ظرفای پلاستیکی بدش می یاد، میگه سرطان زاست... راحله جون این ظرف آشو ببر بزار تو زنونه... »

صدای ربنای شجریان از بلند گوهای مسجد امیر المومنین به گوش می رسد و مهمان ها کم کم از راه می¬رسند. خانم «ه» می گوید: « الهام جون برو زنگ همۀ واحدا رو بزن و آقایون رو دعوت کن تشریف بیارن پایین، سفره افطار رو چیدیم و آماده کردیم.... »

در این فکر بودم که بعد از افطار بیانیۀ کمپین را به زنان نشان بدهم که صدایی توجه ام را جلب کرد. زنی چادری، تسبیح به دست، با لهجۀ زیبای کاشانی به طرفم آمد و گفت : « ببخشید راحله خانم شمائید! مامانتون می گن که شما مطالعات زنان می خونید، اتفاقاً من خیلی دوست دارم دربارۀ حق و حقوق زنان بیشتر بدونم. یه کمی از رشتۀ تحصیلی تون صحبت می کنید؟ » با خودم گفتم: « راحله چه فرصتی بهتر از این! » درباره رشته مطالعات زنان توضیح دادم و همین طور درباره مبارزات حقوقی زنان در ایران و بعد با ذوق و شوق تمام بیانیه و دفترچه ها را از کیفم بیرون آوردم و شروع کردم به توضیح دادن دربارۀ کمپین. هنوز صحبت هایم تمام نشده بود که با عصبانیت حرفم را قطع کرد که: « اما راحله خانم اینها همه که شما گفتید ریشه در قرآن و اسلام داره. شما می خواهید قرآن خدا رو عوض کنید؟! حالا حق طلاق یه بحث دیگه است که من هم قبولش دارم ولی اونای دیگه رو نه ... »

منتظر این واکنش بودم. با آرامش برایش توضیح دادم که اگر قانونی عقب تر از فرهنگ جامعه باشد باید عوض شود . بسیاری از علمای دینی هم معتقدند که قانون می تواند متناسب با شرایط جامعه عوض شود و مغایرتی هم با قران ندارد. بعد از او پرسیدم : « اگه خدایی نکرده دختر شما توی یک حادثه رانندگی اتفاقی براش بیفته، آیا هزینه ای که بیمارستان به خاطر دخترتون از شما می گیره نصف هزینۀ یک پسره ؟!... » چند لحظه ای نگاهم کرد و بدون اینکه حرفی بزند بیانیه را گرفت و امضاء کرد.

صدای اذان که طنین انداز شد در دلم با خدا حرف می زدم. صدای ریز و شاد چند دختربچۀ 9تا10 ساله مرا به خودم آورد. با چنان ذوق و شوقی از خوراکی های داخل سفره می خوردند که بی اختیار خنده ام گرفت. فاطمۀ 9 ساله در یک دستش زولبیا و در دست دیگرش چای داغ بود که به زور هورت می کشید و رو به مریم (همکلاسی اش) می گفت:« من اصلاً دوست ندارم روزه بگیرم، چون وقتی گرسنم می شه همش توی کلاس خوابم می گیره. ولی بابام می گه تو 9سالت تموم شده دیگه باید روزه ها تو کامل بگیری و نماز هم باید بخونی... » همینطور محو تماشای دختر کوچولوهایی بودم که با چادر نماز فلفلی کنار مادران شان نشسته بودن و افطار باز می کردند که یکی از زنان همسایه صدایم زد: « خانم حسینی شما دختر حاج آقا حسینی هستید که مداح اهل بیت اند؟ حاج آقامون خیلی از پدرتون تعریف می کنن..... راستی این برگه ها چی بود که داشتید درباره اش صحبت می کردید؟...». طبق معمول همیشه با یک انرژی وصف نشدنی شروع کردم به توضیح دادن. وقتی صحبت هایم تمام شد بیانیه را نشانش دادم و گفتم: « این هم بیانیه ماست، بخونید و اگه تمایل داشتید امضاء کنید». در حالی که شگفت زده نگاهم می کرد بیانیه رو کنار زد و گفت: «خانم حسینی شما دیگه چرا؟ شما که متعلق به یک خانوادۀ مذهبی هستید؟! شما چرا اسلام ستیز شدید؟» خندیدم و گفتم: «کدوم یک از حرفهای من مغایر اسلام بود!؟ شما که حتماً آیت الله صانعی را می شناسید. ایشان هم از مطالبات برابری خواهانه زنان دفاع کرده اند. در ضمن اسلام یک سری احکام امضایی دارد که باید مطابق با شرایط روز اجتماع تغییر کند. به نظر شما زنی که در قرن بیست و یکم زندگی می کند، در همۀ عرصه های اجتماعی حضور دارد و به استقلال اقتصادی رسیده است با زنی که صدر اسلام در عربستان زندگی می کرد، در یک سطح از خواسته و توانایی قرار دارد و همان احکام در موردش باید اجرا بشود؟! » لبخند معنی داری زد. بیانیه را از دستم گرفت و گفت : «بزار دوباره بخونمش ... راستی خودکار ندارم، خودتون خودکار دارید؟!»...

موضوعی که همیشه ذهن مرا به خود مشغول می کند این است که اکثر زنان چه کسانی که در محافل مذهبی با آنها صحبت می کنم و چه زنان روشنفکری که در دانشگاه یا کارگاه های مختلف با آنها برخورد دارم، اکثراً مخالف تعدد زوجات هستند ولی وقتی در زندگی شخصی خودشان با این مسئله مواجه می شوند یا خودشان را به ندیدن و نفهمیدن می زنند و یا روی مسئله سرپوش می گذارند، عده ای هم این قضیه را به عدم کفایت زن در نگهداری از شوهر نسبت می دهند!!

موضوع دیگری که جلب توجه می کند، مسئله حق طلاق است. با وجود اینکه اکثر زنان و دخترانی که من با آنها برخورد داشتم موافق حق طلاق برای زن بودند، ولی در عمل هیچکدام حاضر نبودند در قبال به دست آوردن حق طلاق از داشتن مهریه چشم پوشی کنند و مهریه را نوعی پشتوانه مالی برای زن محسوب می کنند!!


 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:20  توسط "حقوق بشر"  | 

انتقاد روسيه از «اقدامات يکجانبه» برای حل بحران هسته ای ايران

سرگئی لاروف، وزير امورخارجه روسيه روز جمعه دواز دهم اکتبر گفت: «تحريم های يکجانبه و تهديد نظامی، روند مذاکره با  ايران را دچار اختلال می کند.»

آقای لاروف که در يک کنفرانس مطبوعاتی به همراه  اناتولی سریانکوف، وزیر دفاع روسیه، و وزيران امورخارجه خارجه و دفاع آمريکا، صبحت می کرد، افزود: «چنانچه گام های موازی برای تحريم ايران وجود نداشته باشد و يا از مطرح کردن گاه به گاه  استفاده ازگزينه نظامي در اين باره خودداری شود، آنگاه ما اعتقاد داريم کار جمعی در اينباره موثر تر خواهد بود».

وزير امورخارجه روسيه تاکيد کرد: «چنين اقدام های يکجانبه ای با تلاش های گروهی ما در تضاد است و تاثير آنها را کاهش می دهد.»

کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه آمریکا در واکنش به اظهارات آقای لاروف، گفت: «هدف نهایی سیاست های آمریکا درباره ایران مبتنی براین است که مقام این کشور را قانع کند که غنی سازی اورانیوم را متوقف کنند». 

  • چنانچه اقدام هایی برای تحریم ایران موازی (با  تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد) وجود نداشته باشد و يا از  مطرح کردن گاه به گاه  استفاده ازگزينه نظامي در اين باره خودداری شود، آنگاه ما اعتقاد داريم کار جمعی در اينباره موثر تر خواهد بود

سرگئی لاروف

شورای امنيت سازمان ملل متحد و قدرت های جهانی به دليل کاربرد دوگانه تکنولوژی غنی سازی اورانيوم در توليد سوخت هسته ای و توليد سلاح، از ايران خواسته اند تا فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.

اما ايران با اصرار بر اينکه برنامه هسته ای را تنها با هدف توليد برق دنبال می کند، از پذيرش خواست جامعه جهانی مبنی بر توقف غنی سازی اورانيوم خودداری کرده است.

 در همين حال روز جمعه ولاديمير پوتين، رييس جمهوری روسيه، در ديدار با کاندوليزا رايس و رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا در محل اقامتش بار ديگر تاکيد کرد: «شواهدی در دست نيست که ثابت کند ايران درصدد دست يافتن به سلاح اتمی است»

کاندوليزا رايس پيش از ترک امريکا به مقصد روسيه گفته بود، «جمهوری اسلامی در مورد برنامه اتمی خود دروغ می گويد».

مذاکرات بر سر سپر ضد موشکی

علاوه بر  مساله هسته ای ايران، سپر ضد موشکی از مسائل مهم ديگری است که مقام های روسی و وزیران دفاع و امور خارجه ايالات متحده بر سر آن گفت و گو می کنند.

اظهارات ولاديمير پوتين پيش از آغاز گفت و گوها خود گواه اين مطلب بود که وزرای خارجه و دفاع روسيه و آمريکا به آسانی به توافق نخواهند رسيد.

آقای پوتين گفته بود: «هر دو کشور ممکن است که يک روزی تصميم بگيرند سپر ضد موشکی در کره ماه برپا کنند. ولی قبل از آن که به ماه برويم ممکن است تمام توافق ها از بين برود چرا که شما بر موضع خود پافشاری می کنيد. ولی همين که هم پيمانان آمريکايی علاقه خود به گفت و گو در اين زمينه را نشان می دهند نشانه مثبتی است.»

آقای لاوروف نيز پس از پايان مذاکرات گفت اگر آمريکا بر موضعش پافشاری کند، روسيه مجبور می شود در برابر تهديدها اعلام بی طرفی کند؛ تهديدهای مشترکی که کاندوليزا رايس پيش از گفت و گو ها به عنوان نقطه اتحاد دو کشوو از آن ها نام برده بود.

خانم رايس گفته بود :«رييس جمهوری آمريکا قول داده تلاش کنيم راهی را برای همکاری ها به نفع هر دو طرف پيدا کنيم و ما هم اين جاييم تا به اين قول عمل کنيم. ما اختلافاتی داريم ولی تلاش خواهيم کرد از آن ها عبور کنيم، چرا که مسئله اصلی که ما را متحد می کند، تهديد هايی است که در مقابله با تروريسم و افزايش سلاح هسته ای در جهان با آن ها رو به روييم.»   

خانم رايس درعين حال گفته بود که می خواهد پيشنهادهای روسيه را برای همکاری بر سر طرح دفاع موشکی بشنود.

از جمله اين پيشنهادها استفاده مشترک از سامانه ردياب موشک در جمهوری آذربايجان است. اين سامانه هم اينک در اجاره روسيه است.

سپر ضد موشکی در ماه های اخير به يکی از مهم ترين موضوعاتی که دو کشور آمريکا و روسيه بر سر آن اختلاف دارند تبديل شده است.

مقام های روسی بارها با استفاده از واژگان جنگ سرد گفته اند سپر ضد موشکی در واقع برای تهدید روسيه است. ايالات متحده اين موضوع را رد کرده است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 19:24  توسط "حقوق بشر"  | 

حزب مشروطه ایران  

http://www.irancpi.net/elamiyeh/matn_108_0.html



 

اعلامیه حزب مشروطه ایران

به اعدام ها پایان دهید



روز جهانی لغو مجازات اعدام فرصت دیگری است برای جلب توجه جهانیان به جنایاتی که به نام قانون در ایران انجام می گیرد. به موجب آمار رسمی اعدام های گزارش شده در جهان در سال گذشته جمهوری اسلامی با فاصله کمی پس از چین، با جمعیتی بیش از شانزده برابر ایران، بزرگ ترین رقم اعدامی ها را داشته است. در میان کسانی که به دست رژيم اسلامی اعدام شده اند تعدادی نوجوانان قرار دارند که در وحشی ترین حکومت ها نیز به چنین کیفری نمی رسند.
اعدام حتی در قانونی ترین حکومت ها و به حکم آزاد ترین دادگاه ها نیز عملی غیر انسانی است. هیچ مرجعی حق ندارد زندگی را از کسی بگیرد. در حکومتی مانند جمهوری اسلامی که هر آخوندی به استناد قوانین قرون وسطائی خود حق هر تجاوز و جنایتی می دهد، اعدام، غیر انسانی تر از هر جای دیگر است. حکومتی که زندگی را بر مردم تنگ کرده است به خود حق می دهد به کمترین بهانه هر که را مزاحم خود تشخیص می دهد از زندگی محروم سازد.
بالا گرفتن جرائم خشونت بار در ایران فراورده مستقیم حکومتی است که خشونت را مانند هوا تنفس می کند. اعدام های بی شمار بیش از هر چیز به خشونتی که جامعه ما را بر می دارد دامن می زند. حزب مشروطه ایران از همان اوایل فعالیت خود از لغو کیفر اعدام به عنوان نخستین اقدام برای پایان دادن به فرهنگ خشونت دفاع کرده است. ما با همه نیرو پشتیبان مبارزه جهانی برای پایان دادن به کیفر اعدام هستیم.

پاينده ايران
زنده باد ملت ايران
حزب مشروطه ايران

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 19:8  توسط "حقوق بشر"  | 

حمام روح وحمام خون

(جامعه شناسي جنگ)

مجله شهروند امروزشماره18-8مهر1386

ورود
جنگ پدیده ای است که همواره سایه اش بر سر ملت ها چیره بوده است. حتی در جهان پیشرفته کنونی جنگ و ویرانگری نیز پیشرفته تر شده است به نحوی که کشور بیطرفی چون سوئیس نیز خود را از آن برکنار نمی داند. سوئیس به عنوان کشور بیطرف جهان، عضویت در سازمان ملل متحد را نیز نپذیرفته است زیرا آن را هم بیطرف نمی داند اما امکان تجهیز بیش از هفتاد هزار تخت بیمارستانی در مدت 48 ساعت را در زیر زمین دارد با این فرض که اگر آنها هم اراده جنگ نداشته باشند اما محتمل است جاه طلبان و کشورگشایانی سر برآرند که دست کم در سر راه خود قربانیانی به آنان تحمیل کنند و سوئیس باید بتواند مجروحان این جنگ ناخواسته را مداوا کند.
سایه جنگ سبب شده است که بسیاری از کشورها صنایع خود را دو منظوره بنگرند که در شرایط جنگ گسترده بتوانند اقلام نظامی تولید کنند. جنگ را به عنوان پدیده ای که تاریخی برابر با زندگی جمعی بشر دارد از ابعاد مختلف حقوقی. حقوق بشر، سیاست و اقتصاد می توان بررسی کرد اما جامعه شناسی جنگ، نگاه دیگری است که عمری کوتاه به اندازه حدود نیم قرن دارد. این رشته گاه با روانشناسی هم پهلو به پهلو می زند به ویژه هنگامی که درباره منشاء جنگ به بحث می پردازد. پاره ای از روانشناسان، منشاء جنگ را غریزه پرخاشجویي می دانند که در انسان و حیوان وجود دارد اما در جامعه شناسی، منشاء جنگ را جامعه، فورماسیون های اجتماعی و مناسبات فردی و گروهی و تضاد منافع می دانند. برخی اندیشمندان جامعه شناسی، الگوهای رقابتی برای تبیین جنگ را بیان می کنند که در آن کمبود مواد غذایی و منابع و رقابت بر سر آنها، اجبار به ارضای نیازهای جسمی و اقتضائات نظام زیستی و اقتصادی اشاره دارد. این الگوها بیانگر ماهیت اجتماعی داشتن پدیده جنگ و اینکه جنگ در اجتماع رخ می دهد هستند زیرا رقابت هم در اجتماع معنی می دهد اما ریشه در فرد و ساختار بیولوژیک آن دارد.
اگر اصل جنگ ریشه در نهاد انسان داشته باشد اما نوع و شکل جنگ ریشه در شکل جامعه دارد یعنی چه ریشه جنگ را در نهاد انسان بدانیم چه ندانیم و علل اجتماعی و عینی جنگ ها را انگیزه جنگ (یا علل ثانویه) به شمار آوریم، این اشکال وانگیزه ها همبستگی کاملی با مرحله و سطح تکامل اجتماعی و فنی یک جامعه دارند. بحث های امروزین پیرامون ارتش سنتی و ارتش حرفه ای نیز در پی همین ارتباط میان سطح تکامل جامعه و جنگ است (که در جای دیگری باید به آن پرداخته شود).

پیامدهای جنگ
برای جنگ فهرست بلندی از آثار و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، ارزشي و هنجاری را می توان شماره کرد که برخی مثبت و برخی منفی به شمار مي آيند. بحث های گسترده ای درباره افزایش همگرایی و یا احساس تعلق به کشور، رفع بیکاری بخاطر جذب شدن به جنگ ، تبادل فرهنگی جبهه و پشت جبهه، بروز جوهر شجاعت و تحرک و استقلال و از این قبیل را در محدوده جامعه شناسی جنگ می توان مطرح کرد.اگردلايلي وجوددارد كه نشان مي دهد جنگ حمام خون است دلايلي هم نشان مي دهد كه حمام روح است وانسان ها را مي سازد وهمين امر سبب مي شود كه برخي جنگ را واجد بركات بدانند وبرخي ويرانگر بشناسند وبرخي سرگردان ميان اين دو نگرش شوند. مباحث میان رشته ای (مرتبط با جامعه شناسی واقتصاد و سیاست) را هم می توان پی گرفت از قبیل اینکه گرچه برخی انديشمندان،جنگ را وسیله پیشرفت علوم و فنون و جهش تمدن ها وکشف توانایی ها می پندارند اما جنگ،اژدهایی مکنده است که جامعه را تهی می کند و سرمایه های انباشته شده معنوی و انسانی واقتصادی طی نسل ها را نابود و جامعه را به عقب می راند. کشوری که قدرتمند تر است بیشتر سود می برد و کمتر آسیب می بیند و کشوری که ضعیف تر است کمتر سود می برد و بیشتر آسیب می بیند و اساسا به همین دلیل است که کشورهای قدرتمند تر در پی سازمان دادن به جنگ هستند. اما در این نوشته کوتاه برآنیم که یکی از جنبه های جنگ و پیامدهای آن را برجسته تر سازیم و آنهم جنبه فرهنگی جنگ و بطور مشخص «خشونت» به عنوان یکی از پیامدهای آن است. وضعیت رقابتی و جنگی، اصولا فرهنگ متناسب با خود را شکل می دهند همچنانکه وضعیت صلح، فرهنگ و نظام ارزشی متناسب با خود را می پروراند.

جنگ مادر خشونت
هر جامعه ای ، تنازع و رقابت ها را به فرهنگی که از پیش داشته و برآیند سنت و تاریخ آن است ربط می دهد و جنگ نیز فرهنگ گذشته را دستکاری کرده و فرهنگ آینده را می سازد و پلی می شود میان فرهنگ پیش و پس از جنگ. این قضیه نشانه قدرت فرهنگ است. در این دیدگاه ،خشونت که از پیامدهای جنگ به شمار می آید امری اکتسابی است نه ذاتی و برخاسته از غریزه پرخاشجویی. جنگ نیز از عوامل تشدید خشونت است که به عنوان پدیده ای فرهنگی در کنار سایر پدیده های اجتماعی وجود دارد. چنانکه تجربه همه جنگ ها نشان می دهد، به محض اینکه جامعه ای وارد فضای جنگی شد، جهان فکری و ارزشی آن دگرگون می شود و کسانی که تا دیروز تاب و تحمل آزار رساندن به حیواني را نداشتند اکنون یا در انتظار کشتن همنوع هستند یا هوادار اینکه از جبهه خصم هرچه بيشتر كشته شوند. اینجا غریزه بقا در انسان ها بر نوعدوستی سلطه می یابد. از اینرو تئوري بكش تا بماني در جنگ جان مي گيرد وکسانی که تا پیش از جنگ حاضر به آزار همنوعی نیستند در بحبوحه جنگ روحیه واخلاق شان ناخواسته دگرگون می شود. کشتن برای ماندن به اصلی برای همگان تبدیل می گردد و ازافزایش تلفات دشمن خرسند و شادمان و از افزایش آمار تلفات جبهه خودی اندوهگین می شوند. اخبار مربوط به کشتن به خبرهای روزمره و عادی تبدیل می شوند و به ویژه کودکانی که در این فضا چشم می گشایند و بزرگ می شوند در وجدان خویش با کشتن و سلب حق حیات انسان مانوس می گردند و آن را امری عادی می پندارند. از سویی جنگ موجب فربه شدن کنش های عاطفی و رنجوری و به حاشیه رفتن کنش های عقلانی می گردد. طولانی شدن وضعیت جنگی به نهادینه شدن کنش های عاطفی و عصبیت ها و تعصبات انجامیده و پس از جنگ تا مدت طولانی تری پایدار خواهد ماند و عرصه را بر خرد ورزی تنگ خواهد کرد. از این روست که گفته می شود جنگ یکی از بزرگترین منابع شارژ خشونت است. به همین دلیل نرخ بزهکاری و خشونت در جوامع پس از جنگ تصاعدی شده و فراتر از نرخ ناهنجارهای طبیعی در وضعیت عادی جوامع است. گرچه تک تک عاملان و قربانیان خشونت ها اعم از خشونت های خانوادگی یا اجتماعی و نيز قضاتي كه به آنان كيفر مي دهند، علت و دلیل جرایم و خشونت ها را در علل و عوامل فردی مي جویند و زنان و مردان، خشونت ها را به عدم تفاهم زناشویی و یا دو منازعه گر،علت درگيري وقتل را اختلاف برسر گران بودن نرخ تاكسي يامقصر بودن راننده درتصادف يا مسايل ديگرمي انگارند اما علت حقیقی در فضایی نهفته است که انسان ها نیاموخته اند برای هر مشکلی راه حلی و قانونی وجود دارد و با گفتگو و صبوری می توان آنها را حل کرد یا کنار نهاد. فضای عادی شده خشونت ،تلقین می کند که با هر مشکلی با پرخاش و زور و عصبيت واکنش نشان دهند و حسابگری و هزینه و فایده و عقلانیت ودوراندیشی مهجور است.
به همین دلیل است که جامعه در برابر اعمال خشونت نسبت به خشونت مجرمان نیز آن را مقابله به مثل می داند و نسبت به موج اعدام ها بی تفاوت است زیرا اصل خشونت را از لحاظ فرهنگی پذیرفته است. بنابراین دور نگه داشتن جامعه از معرض جنگ، فقط دور نگه داشتن از ویرانی سرمایه های مادی در دوره جنگ و یا جلوگیری از نابودی نیروی انسانی و بر جای ماندن معلولان و جانبازانی که تا سالهای سال رنج جنگ را تحمل می کنند یا همسران و فرزندانی که تا سالها پس از پایان جنگ غمناک از دست دادن عزیز خویش هستند و با مشکلات روحی و روانی طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند نیست. بلکه دوری از شارژ فرهنگ خشونت است که به نحو اجتناب ناپذیر اتفاق می افتد و تا دو سه نسل در تمام لایه های جامعه رسوخ کرده و قربانی می گیرد و زیان می آفریند.
در تمام زمینه ها،عوارض ویرانگر جنگ به دوره جنگ محدود نمی شود و با پایان جنگ پایان نمي یابد. پس از جنگ، انباشت تقاضاهای ارضاء نشده و کاهش امکانات برای برآوردن تقاضاها موجب فوران بحران های اجتماعی و اقتصادی می شود و راهی برای برون رفت از آن در کوتاه مدت وجود ندارد.تنگناهاي اقتصادي پس از جنگ سبب ناكامي ومحروميت منجر به پرخاشگري شده واز علل مشدده خشونت مي گردند. اگر مشکلات اقتصادی را با چشم می توان دید و با عدد و رقم می توان بیان کرد اما پدیده هایی چون خشونت را که به چشم ظاهر و اعداد و ارقام در نمی آیند اما ویرانگرترین پیامدهای جنگ هستند تا نسل ها باقی می مانند و ادبیات جامعه را هم به تسخیر خود در می آورند. همانطور که در هنگام جنگ، فقط نیروی مسلح نیست که می جنگد بلکه تمام کشور با تمام ظرفیت خویش جنگ می کند(حتی اگر سیاستمداران بکوشند در پشت جبهه عادی ساز کنند) در دوران پس از جنگ نیز جامعه است که در دام پیامدهای آن خواهد بود.جنگ خوي حيوانيت و درنده خويي را در انسان ها بر مي افروزد واز انسان فرهنگي دور مي سازد.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 19:3  توسط "حقوق بشر"  | 

وضعیت افکار عمومی و جنبش ضد اعدام در ایران


10.10.2007 راديو دويچه وله آلمان

ایران نه تنها به لحاظ رقم بالای اعدام‌ها، بلکه به خاطر شیوه‌هایی همچون سنگسار و نیز اجرای احکام اعدام در ملاء عام انتقادهای بسیاری را در سراسر جهان برانگیخته است
اعدام نقض حق حیات است، نقض نخستین حق بشری، که بی‌آن دیگر حقوق انسانی معنایی ندارند. امسال در روز جهانی مبارزه با اعدام اکسیون‌های گوناگونی در بسیاری از کشورهای جهان برگزار شد. در ایران اما خبری از جنبشی علیه اعدام نبود. بدین مناسبت کیواندخت قهاری گفت‌وگویی انجام داده با عمادالدین باقی، رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان در ایران.

امروزه اکثریت کشورهای جهان مجازات اعدام را یا از قوانین خود یا در عمل حذف کرده‌اند. اما هنوز کشورهایی هستند که از مجازات اعدام چشم نپوشیده‌اند. در ایران نیز مجازات اعدام لغو نشده است. طبق گزارشی که "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی" منتشر کرده‌اند، در یکسال اخیر حکم اعدام ۲۶۵ نفر در ایران به اجرا درآمده است که نسبت به سال پیش ۱۴۰ درصد افزایش را نشان می‌دهد. همچنین ۲۱۸ نفر منتظر اجرای حکم اعدام هستند که حکم اعدامشان در یکسال اخیر صادر شده است. تعداد صدور احکام اعدام در یک سال اخیر ۶۰ درصد بیشتر از سال پیش بوده است. ۳۹ نفر دیگر هم حکم اعدامشان به تایید دیوان عالی کشور رسیده است. به خاطر گره‌خوردگی موضوع مجازات اعدام با دین در ایران، طرح آن از سوی فعالان حقوق بشر حساسیت برانگیز است. یکی از کسانی که پس از طرح این موضوع در پهنه همگانی خود با مجازات زندان روبرو شد، عمادالدین باقی، روزنامه‌نگار و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان بود. عمادالدین باقی در سال 1378 مقاله‌ای را با عنوان "اعدام و قصاص" در روزنامه "نشاط" منتشر کرد، مقاله‌ای که از دلایل توقیف این روزنامه و دلیل روانه شدن باقی به زندان شد. عمادالدین باقی از آن زمان تا امروز تلاش کرده است تا افکار عمومی جامعه ایران را به موضوع اعدام حساس کرده، دولت ایران را به چشم‌پوشی از اجرای حکم اعدام برانگیزد.

برای شنیدن مصاحبه با عمادالدین باقی، به فایل صوتی زیر مراجعه کنید:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2816354,00.html

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 19:2  توسط "حقوق بشر"  | 
تجمع عفو بین الملل مقابل سفارت ایران در بلژیک
 

 
 
ده اکتبر و به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، سازمان عفو بین الملل تجمعی در مقابل سفارت ایران در بروکسل، پایتخت اتحادیه اروپا برگزار کرد.

چند ده نفر از حامیان سازمان عفو بین الملل، از جمله تعدادی ایرانی دراین تجمع شرکت کردند.

حاضران با چشم بند و طناب دار بر گردن، برای قربانیان اعدام یک دقیقه سکوت کردند.

به گزارش سازمان های حقوق بشری، در سال گذشته میلادی، ۹۱ درصد اعدام ها فقط در ۶ کشور چین، ایران، عراق، پاکستان، سودان و ایالات متحده آمریکا اجرا شده است.

یکی از شرکت کنندگان: "باید کاری انجام داد ... مجازات اعدام در بسیاری از کشورهای جهان کاهش پیدا کرده ولی در ایران درست برعکس است، بیش از گذشته اعدام صورت می گیرد."

به تازگی طرح قطعنامه ای به سازمان ملل تسلیم شده که خواستار تعلیق قانونی اجرای این حکم در همه کشورها شده و به این شکل آنها می توانند بدون ممنوع کردن حکم اعدام، صرفا از اجرای آن البته بصورت قانونی و پایدار خودداری کنند.

تعداد به نسبت محدود کشورهای مجری حکم اعدام عاملی شده که احتمال تصویب قطعنامه تازه را بسیار افزایش داده است.

فیلیپ هنسمنس، رئیس سازمان عفو بین الملل در بلژیک گفت: "به نظر می آید برای نخستین بار در تاریخ بشر در موقعیتی هستیم که بتوانیم به تعلیق حکم اعدام دست پیدا کنیم و به این ترتیب شاید روزی بیاید که در دنیایی بدون اعدام زندگی کنیم."

مسئولین سفارت ایران در بروکسل، واکنشی نسبت به این تجمع نشان ندادند.

فیلیپ هنسمنس، علت انتخاب ایران برای برگزاری این تجمع را افزایش چشمگیر شمار اعدام ها در این کشور عنوان کرد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 17:0  توسط "حقوق بشر"  | 
زندانیان عادی در چنگ نقابداران باتوم به دست
1386-07-10 نویسنده مونا فرامرزی – شهرزاد نیوز
   



شهرزاد نیوز: با گذشت 5 ماه از اجرای طرح برخورد با اراذل و اوباش و اعدام دست کم81 نفر از این متهمان در ملاء عام، هنوز تغییر خاصی در روند دادرسی، بازداشت و شرایط نگهداری این افراد صورت نگرفته است. عده ای از این متهمان همچون میثم لطفی همچنان زیر حکم اعدام قرار دارند و تلاش برای آزادی و یا اعلام روند دادرسی وی بی نتیجه مانده است. در حال حاضر عده زیادی از متهمان با سابقه شرارت و یا متهمانی که وضعیت جسمی بسیار بدی داشتند به زندان اوین منتقل شده اند. با انتقال کسانی که سابقه شرارت دارند به بند 209 زندان اوین و انتشار اخبار شکنجه و تهدید به تجاوز زندانیان سیاسی نگرانی ها بابت استفاده وزارت اطلاعات از این افراد افزایش یافته است.

اجرای گسترده این طرح قربانیان زیادی به همراه داشت که صدای آنها به گوش هیچ کس نرسید. نقض کلیه حقوق انسانی در مورد متهمان این پرونده صورت گرفت و عدم واکنش جدی فعالان سیاسی- اجتماعی صدای اعتراض برخی فعالان حقوق بشر را نیز درآورد.

با تمام اعتراض و بی توجهی ها هنوز عده زیادی در زندان سوله کهریزک کرج و در شرایط غیر انسانی نگهداری می شوند. عده ای برگه های سفیدی را تحت فشار امضا کرده اند که احتمالا حکم اعدام آنهاست و عده ای دیگر که گناهکار بودن آنها ثابت نشده است و همچنان در زندان به سر می برند. عده ای نیز که خود قربانیان سیاست های کلان کشور بوده اند، در انتظار اجرای حکم یا سرنوشتی نامعلوم به سرمی برند.

یکی از قربانیان این طرح که 50 روز در کهریزک و 80 روز از بازداشت موقت خود را در زندان اوین گذرانده و با وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شده است، در گفت و گو با شهرزاد نیوز پرده از فجایعی برداشت که اگر هر یک از آنها در مورد یک زندانی سیاسی- اجتماعی اتفاق می افتاد دست کم با جنجال بزرگی مواجه می شد. "م- الف" در طول مصاحبه بارها می پرسد: حقوق بشر یعنی چه؟ این حق مال چه کسانی است؟ آیا ما بشر نبودیم؟

او کارگر ساختمانی و دارای 3 فرزند دختر است که در شب اول اجرای این طرح در یکی از خیابانهای جنوبی تهران بازداشت شد. در مدت بازداشت در زندان کهریزک یکی از کلیه های بیمارش را از دست داد و به دلیل همین بیماری به زندان اوین منتقل شد. درمان او بعد از آزادی قطع شده است چون تحت پوشش بیمه نیست. او مرگ 8 نفر در زندان سوله را تائید می کند و درباره زندان کهریزک می گوید: " این زندان سابقا برای نگهداری اسرای عراقی استفاده می شد. آب لوله کشی ندارد و روزهای اول آب را با تانکر گازوئیل می آوردند که بوی گازوئیل می داد و قابل آشامیدن نبود. سهم غذای همه ما یک سیب زمینی و یک چهارم نان لواش خشک بود. در مدتی که من بازداشت بودم و داغ ترین روزهای فصل هم بود لوله آب ترکید و آب نداشتیم. در آن روزها همه از کثافت و تشنگی رو به مرگ بودیم. آب چند روز درمیان قطع می شد و با جیره 2 لیوانی آب امکان نگهداری آن برای این شرایط را نداشتیم."

این مرد 50 ساله تمام مدت بازداشت خود در کهریزک را با کتک گذرانده و در مدت یک و نیم ماه پرونده اش هیچ روال قانونی و قضایی را طی نکرد تا نسبت به بیگناهی و وضعیت جسمی اش از خود دفاع کند.

او در باره شکنجه روزانه خود و دیگر متهمان در زندان سوله می گوید:" بازداشت همه ما با ضربات باتوم و گاه شلیک گلوله و فحاشی همراه بود. بعد از دستگیری ما را سوار مینی بوس کردند و به سوله فرستادند. ما را تک تک از مینی بوس پیاده می کردند و مجبور بودیم از یک تونل گوشتی عبور کنیم. این تونل را سربازهای نقابدار باتوم به دست درست کرده بودند و در مسیر عبور از آن را با باتوم کتک می خوردیم. اکثر کسانی که در مدت بازداشت دچار شکستگی استخوان بودند حین عبور از همین تونل مصدوم شده بودند. این کتک زدن سربازها هر روز تکرار می شد. مثلا در شبانه روز هر فرد 2 بار حق استفاده از دستشویی را داشت که با کتک می رفت و با کتک برمی گشت. اگر بیش از 2 دقیقه هم می ماند کتک بیشتری می خورد. در این میان بیش از همه، کسانی که بدنشان خالکوبی داشت و یا کسانی مثل "میثم لطفی" که اسم شان سر زبانها بود کتک می خوردند. ولی به هر حال همه ما یک جیره دائم داشتیم که برای آن هیچ استثنایی قائل نبودند."

به گفته او کسانی که به هر دلیل شکنجه بیشتری می شدند، مجبور بودند هر ظهر با بدنهای لخت به مدت چند ساعت روی سنگهای داغ محوطه زندان بغلتند و در این مدت نیز از ضربات باتوم و لگد در امان نبودند. بنابه شهادت وی انتقال زندانیان سوله به بازداشتگاه اوین حاکی از این است که این شرایط همچنان در سوله ادامه دارد. به غیر از متهمانی که به دستور اطلاعات بازداشت شده اند (که اغلب سابقه قاچاق مواد دارند) و یا وضعیت جسمی وخیمی دارند، باقی زندانیان به زندانهای رجایی شهر کرج و یا زندان قزل حصار منتقل می شوند.

یکی از نکات قابل توجه این گفت و گو اشاره ای است که به بند نسوان زندان کهریزک شد. "م" می گوید زنی را در آنجا ندیده ولی زندانیان زیر 18 سال در این بند نگهداری می شوند. این بند 100-80 نفر ظرفیت دارد. به عبارتی در حال حاضر دست کم 80 کودک در این بند نگهداری می شوند. او تعداد زندانیان سوله را حدود 600 نفر تخمین می زند و می گوید زیرزمین هایی با همین ظرفیت وجود دارد ولی نمی داند کسی در آنجا نگهداری می شود یا نه.

او می گوید: " همه روی موزائیک می خوابیدیم و پتوها پر از خون بود و بوی عفونت می داد. شرایط به قدری سخت و محیط آنقدر آلوده بود که بعضی از مامورها هم خسته شده بودند. ترس از شکنجه های بدتر اجازه خواب هم نمی داد. مثلا یک روز شنیدیم همه ناخن های "هانی کُرده" را کشیده اند. وضعیت بیگناه ها که تعدادشان کم نبود بدتر بود. چون بعضی ها مثل خود من حتی یک شب در کلانتری نبودیم و سابقه کیفری نداشتیم"

وقتی از او سوال می شود آیا اعتراضی به آن وضعیت کرده اند یا نه می گوید:" با گذر از آن تونل باتوم، همان شب اول چند زخمی بدحال روی دستمان ماند که با اولین اعتراض ها همان بیچاره ها را بیشتر از ما زدند. می ترسیدیم لج کنند. ضمن اینکه جلوی چشم مان چند نفر مردند و اتفاقی نیافتاد. واقعا کابوسی بود که خود من هنوز آن را باور نکرده ام. حتی زندانیان سابقه دار هم می گفتند که نظیر این زندان را ندیده بودند".

در برگه آزادی این متهم از زندان اوین قید شده است که وی هیچ سابقه ای نداشته است. وقتی بعد از ازادی به شعبه 2 امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کرده است تا علت ماه ها بازداشت خود را بداند از ساختمان دادگاه بیرون اش کرده اند. به نظر او هیچ یک از متهمان و اشرار واقعی پشیمان و تبیه نشده اند و از همه متهمان بارها شنیده است که امیدوارند اگر زنده بیرون رفتند انتقام سختی بگیرند و معنی "اوباش" بودن را به پلیس بفهمانند. او گفت و گوی خود را مصداق انتقام می داند و می گوید: من نمی توانم قمه کشی کنم، هیچ وقت هم کاری به این دولت و آن دولت نداشتم. رای دادم و برای یک لقمه نان جان کندم تا اینکه با این و سن و سال شدم زندانی اراذل و اوباش. شرمنده خانواده ام شدم. حالا حداقل دیده هایم را تعریف می کنم تا شاید آنها هم شرمنده شوند.


 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:51  توسط "حقوق بشر"  | 
نگرانی از ضعف ایران در مقابله با پولشویی
 
گروه مقابله با پولشویی
گروه مقابله با پولشویی نسبت به ضعف تدابیر ایران در زمینه پولشویی ابراز نگرانی کرده است
یک سازمان بین المللی مبارزه با پولشویی در مورد ضعف تدابیر نظارتی در ایران ابراز نگرانی کرده است.

گروه اقدام علیه پولشویی در بیانیه ای اعلام کرده نسبت به فقدان ترتیبات جامع در جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از پولشویی نگران است زیرا این امکان وجود دارد که گروه های تروریستی از این نقاط ضعف برای تامین مالی عملیات خود بهره برداری کنند.

در این بیانیه به کشورهای عضو گروه توصیه شده است تا به نهادهای مالی خود توصیه کنند نسبت به خطرات ناشی از کمبودهای تشکیلاتی و نظارتی ایران در این زمینه هشیار باشند و آن را در معاملات خود با این کشور منظور دارند.

به گفته گروه اقدام علیه پولشویی ضعف نظارتی تشکیلات مالی ایران در زمینه مقابله با پولشویی باعث آسیب پذیری نظام مالی بین المللی شده است.

گروه اقدام علیه پولشویی در عین حال به جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده است برای اصلاح نظام مقابله با پولشویی در این کشور اقدامات لازم را به عمل آورد.

اقدام علیه پولشویی Financial Action Task Force on Money Laundering FATF در سال 1989 بر اساس تصمیم کشورهای عضو گروه 7 (که بعدا با عضویت روسیه به گروه 8 تغییر نام یافت) ایجاد شد.

گروه مقابله با پولشویی

هدف این گروه مقابله با پولشویی و جلوگیری از تامین نیازهای مالی سازمان های تروریستی از طریق نقل و انتقال پول است و دبیرخانه آن در مقر سازمان توسعه و همكاری ‌های اقتصادی در پاریس قرار دارد.

در حال حاضر، سی و چهار کشور جهان عضو این گروه هستند که علاوه بر کشورهای پیشرفته غربی، می توان از روسیه، چین، آفریقای جنوبی، آرژانتین، برزیل و ترکیه به عنوان اعضای مهم این گروه نام برد.

ایران عضو این گروه نیست.

اقدام علیه پولشویی علاوه بر گزارش سالیانه خود در باره وضعیت مبارزه با پولشویی در جهان، بیانیه های موردی نیز در مورد نحوه مقابله کشورهای مختلف منتشر می کند.

از جمله گزارش های مهم این گروه هشت گزارش تحت عنوان پیشنهادهای ویژه در زمینه تامین مالی گروههای تروریستی است که در ماه اکتبر سال 2001 و پس از حملات انتحاری یازدهم سپتامبر در آمریکا منتشر شد.

تا کنون تعدادی از کشورهای جهان به دلیل عدم تمایل دولت ها یا ضعف قانونی در زمینه مبارزه با پولشویی مورد انتقاد این گروه بوده اند و به اصطلاح، در "لیست سیاه" قرار گرفته اند.

گرچه گزارش های این گروه در حقوق بین الملل به رسمیت شناخته نمی شود و قابلیت اجرایی ندارد، اما انتقاد آن از یک کشور خاص معمولا باعث می شود نهادهای مالی خارجی در مورد ارتباط با چنین کشوری محتاطانه تر عمل کنند.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:46  توسط "حقوق بشر"  | 
محکومان اصلی پرونده میکونوس آزاد می شوند
 
کاظم دارابی - عکس از روزنامه آلمانی دی ولت
طرح کاظم دارابی در روزنامه آلمانی دی ولت
سخنگوی دادستانی فدرال آلمان در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی تأیید کرد که کاظم دارابی، از محکومان پرونده ترور چهار تن از مخالفان حکومت ایران قرار است تا پیش از پایان سال جاری میلادی از زندان آزاد شود.

کاظم دارابی پانزده سال از دوران محکومیت حبس ابد خود را گذرانده و آن گونه که دادستانی فدرال آلمان اعلام کرده، آزادی وی بر اساس قانونی صورت می گیرد که بنابر آن، شهروندان بیگانه در صورت گذراندن حداقل مدت محکومیتی که برای جرم ارتکابی آنها صورت گرفته است، می توانند آزاد و از آلمان اخراج شوند.

علاوه بر کاظم دارابی، یکی دیگر از محکومان پرونده که عباس رائل نام دارد و شهروند لبنان است نیز قرار است آزاد شود.

کاظم دارابی در دادگاه به عنوان یکی از عوامل طراحی ترور سه تن از سران کردهای مخالف جمهوری اسلامی و یک تن از فعالان در رستوران یونانی میکونوس در برلین، پایتخت آلمان مجرم شناخته شده بود.

این ترور پس از آن رخ داد که گروهی از چپگرایان و کردهای مخالف جمهوری اسلامی کمیته ای تشکیل دادند و تصمیم گرفتند با فرستادگان جمهوری اسلامی دیدار و مذاکره کنند.

این دیدار در هفدهم سپتامبر 1992 در اتاقی خصوصی در رستوران میکونوس ترتیب داده شد که صاحب آن ایرانی بود اما در طول دیدار، ناگهان دو مرد مسلح وارد اتاق شدند و آن دسته از حاضران را که مخالفان جمهوری اسلامی بودند به رگبار بستند.

طی این حادثه، صادق شرفکندی رهبر حزب دموکرات کردستان ایران، فتاح عبدلی مسئول این حزب در اروپا، همايون اردلان مسئول حزب در آلمان همراه با نوری دهکردی، از مخالفان جمهوری اسلامی که گفته می شود بانی این دیدار بوده، کشته شدند.

کاظم دارابی و چند تن دیگر در ارتباط با این حادثه دستگیر شدند، شماری از دستگیرشدگان آزاد شدند و دادگاه پس از پنج سال دادرسی، سرانجام کاظم دارابی و عباس رائل را به عنوان متهمان اصلی به حبس ابد محکوم کرد و مقرر داشت که این دو نمی توانند با گذراندن حداقل دوران محکومیت برای جرمی که مرتکب شده اند، یعنی پانزده سال از زندان آزاد شوند و باید دوره حبس آنان بیش از این مدت به طول بینجامد.

از این رو، تصمیم اخیر دادستانی فدرال آلمان که علیرغم رأی دادگاه صورت گرفته، باعث شگفتی و مبنای برخی گمانه زنیها شده است.

از جمله، روزنامه اسرائیلی ها آرتص مدعی شده که آزادی کاظم دارابی و عباس رائل بخشی از معامله ای بوده که سه سال پیش میان اسرائیل و حزب الله لبنان صورت گرفته است. به نوشته این روزنامه، همچنین طی این معامله اسرائیل چهارصد زندانی فلسطینی را در مقابل دریافت اجساد سه سرباز اسرائیلی که چهار سال پیشتر کشته شده بودند و آزادی الحانان تاننباوم، بازرگان اسرائیلی که به گروگان گرفته شده بود، آزاد کرد.

گمانه دیگری که مطبوعات اسرائیلی و آلمانی مطرح کرده اند این است که آزادی کاظم دارابی و عباس رائل در ازای این بوده که حزب الله در مورد ران آراد افسر ناپدید شده اسرائیلی اطلاعاتی به اسرائیل بدهد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:45  توسط "حقوق بشر"  | 
تن فروشی امن در سایه بسیج و مطهری / مونا فرامرزی چاپ
هر شب خیابان تخت طاووس بعد از ساعت 8 شب چهره دیگری به خود می گیرد. پیاده باشی یا سواره، وقتی وارد این خیابان میشوی از همان ابتدای مسیر متوجه تراكم ماشینهای متنوعی میشوی كه شتابزده برای كنار كشیدن از وسط خیابان در حال سبقت گرفتن از یکدیگر هستند. 
 

اگر برای اولین بار با این منظره مواجه شوی و از ماهیت آن اطلاع نداشته باشی فکر می کنی به اصلاح "حلوا خیرات میكنند" . ولی اینجا از خیرات خبری نیست. این بازی پر پیچ و خم ماشینها تنها تلاشی است میان مردان سواره برای خرید تن یك زن. رقابتی پر هیاهو در بازار شبانه و تحت الحفظ تن فروشان زن و ترنس هایی كه خیابان مطهری یكی از پایگاههای اصلی و شناخته شده آنهاست.
اگر از نزدیك شاهد صحنه باشی خواهی دید كه در معامله غیر قانونی اما علنی این بازار، فروشنده و خریدار با رضایت خیابان را ترك میكنند.
تن فروشی در این خیابان در ازای رقمی بین 20 تا 50 هزار تومان صورت میگیرد. رانندگان ماشینهایی كه به سرعت می خواهند خود را به كانون معامله نزدیك كنند عموما در مسیرهای میدان فاطمی، فتحی شقاقی، استاد مطهری(تخت طاووس)، سهروردی و برگشت از شهید بهشتی و مصلای بزرگ و نیمه تمام تهران و باز خیابان مطهری در ترددند. طی دو یا سه ساعتی كه در هر كجای این مسیر 10 كیلومتری ایستاده باشی و به دقت خیابان را در نظر بگیری تعداد زیادی خودرو را در حال چرخش به دور محیط این مسیر مستطیلی خواهی دید. این ماشین ها عموما تك سرنشین و یا با یك همراه هستند كه با وجود روسپیان زیاد این مسیر شاید ساعتها به دنبال روسپی دلخواه خود میگردند. بنا بر آمار رسمی پلیس تهران هر روسپی حداکثر 5 دقیقه از وقت خود را در خیابان منتظر مشتری می ماند، بنابراین سرگردانی این ماشین ها تنها به دلیل یافتن زن یا ترنسی ویژه است.
تمركز و توجه این تعداد از مردان در این مسیر (كه البته تنها محل بروز یا وجود چنین مراودات و معاملاتی در كلان شهر تهران نیست) قبل از هر چیز این سئوال را در ذهن شكل می دهد كه این مردان به دنبال چه سطحی از ارضای نیازهای جنسی خود هستند كه با چنین ولع و حساسیتی به این روشنی وارد این بازی به ظاهر خطرناك میشوند.
در این شرایط که همه نهادهای حکومتی مرتبط با امنیت اجتماعی و ضابطان حفظ اصول و ارزشهای اسلامی در صدد مقابله یا پیشگیری (ولو ظاهری) از بروز چنین انحرافاتی در خیابانها و اماکن عمومی هستند، این عریانی در خرید و فروش تن در خیابانهای پر تردد و اصلی بیش از هر چیز بر سازمان یافته بودن و تحت کنترل بودن فروش سکس در ایران صحه می گذارد.
حامد که خود یکی از مشتریان سکس خیابانی است معتقد است: " این زنان از سوی تعدادی از بسیجی ها حمایت می شوند" او دلیل باور خود به این موضوع را شهادت بسیاری از زنان تن فروش خیابانهای اصلی و پر مشتری می داند. حامد که هفته ای دو شب را در خیابان های تخت طاووس و عباس آباد در آمد و شد می گذراند می گوید:" تقریبا همه این زنان را حداقل یک بار سوار ماشین خود کرده و با آنها درباره قیمت و کیفیت ارائه سرویس صحبت کرده ام و در نهایت با نیمی از آنها سکس داشته ام. در ارتباط زیادم با آنها بارها شنیده ام که نیمی از درآمد خود را به مردانی می دهند که تحت عنوان بسیج یا نیروی انتظامی و ... در مسیر همان خیابانها در گردش هستند و بازار این زنان را کنترل می کنند"
مهدی که محل زندگی او در خیابان لارستان است و معمولا شبها در پیاده روهای خیابان تخت طاوس و ولیعصر قدم می زند در اظهار نظر مشابهی معتقد است: "گروهی از ماموران پلیس و عوامل بسیج گردانندگان اصلی روسپیگری در این مسیرها هستند". وی که از مشاهدات خود در این ارتباط استفاده می کند می گوید: "این حمایت دولتی بسیار واضح است، چرا که زنانی که تجارت سکس می کنند با ظاهری مشخص تا نیمه های شب بدون اینکه کسی مزاحمشان شود در این مسیر پرسه می زنند. کافی است مثلا کسی آنها را به زور سوار ماشین خود کند بالافاصله سر و کله یک مامور پیدا می شود و کارشان به پایگاه بسیج یا ساختمان وزرا می کشد. هر چند همه راه فرار را هم بلدند و کافی است در طول مسیر از خیر وجه المعامله بگذری و این پول را به عنوان وجه المصالحه دو دستی تقدیم پاسداران حریم ارزشهای اخلاقی کنی تا آزاد شوی"
حمیدرضا دانشجو و یکی از مشتریان این زنان است. او سرکوب 30 ساله روابط جنسی را عامل اصلی گرایش مردان به این نوع نازل و بی کیفیت سکس می داند و می گوید: "همه ما عادت کردیم بدون در نظر گرفتن زشتی و زیبایی به فرمان دورنی مان که می گوید فرصت را از دست نده گوش دهیم. شاید هیجان کاذب اینکه آدم کاری خلاف قانون انجام می دهد هم بی تاثیر نباشد. در ضمن این حس که با مقداری پول می توانی هر خدمتی دریافت کنی و صاحب تن زنی شوی که حق ندارد چیزی از تو بخواهد، به نوبه خود حس جالبی است که احتمالا همه مردان از تجربه آن لذت می برند.
سویه دیگر صحبتهای حمید را در گفت و گو با سامان می شنویم. او ساکن یوسف آباد است و حالا در خیابان فتحی شقاقی در جستجوی زن دلخواه خود می گردد.
سامان می گوید: "با شناسایی این زنان سعی در درجه بندی همکاری آنها برای ارضای خود کرده ام و به این ترتیب با داشتن شماره تلفن های آنها بسته به قیمت یا کیفیت خدماتشان با آنها تماس می گیرم. شب هایی که وقت و حوصله دارم چرخی می زنم تا به لیست خود اضافه کنم. با تمام این وسواس ها به نظر من سکس با روسپی ها مثل خوردن یک ساندویچ است. وقتی گرسنه ای به یک تکه نان هم قناعت می کنی اما مثلا همبرگر را ترجیح می دهم. حالا وقتی خیلی گرسنه نباشم و کمی حوصله به خرج دهم زنی را می خرم و این همان مقوله ساندویچ و یک تکه نان است برای من."
سامان تجربه بازداشت در همین خیابان را نیز دارد. او تعریف می کند که چگونه پس از سوار کردن یکی از زنان تن فروش توسط گشت پلیس مجبور به توقف می شود. یکی از ماموران پس از اخذ مدارک او سوار ماشین اش می شود و دستور حرکت به سمت بازداشتگاه را می دهد. اما چند خیابان آنسوتر به دستور همان مامور زن تن فروش پیاده می شود و او می ماند با یک پلیس وظیفه شناس که با پنجاه هزار تومان قصه بازداشت را فراموش می کند.
دکتر پوریا که به تازگی مدرک دکتری جامعه شناسی خود را از دانشگاه تهران گرفته است پس از شنیدن بخش هایی از اظهارات مصاحبه شوندگان، مورد اخیر را به عنوان نمونه ای از سواستفاده از زنان تن فروش توسط پلیس یا نیروی های بسیج می داند و معتقد است: "دولت، پلیس و قوه قضائیه هرگز نه توان مقابله با روسپیگری را دارند و نه علاقه ای به این کار دارند. ضمن آنکه عده زیادی از به اصطلاح خودی ها در تجارت سکس مشارکت دارند. آنها وجود این تجارت را بر خلاف ادعاهای رسمی اجتناب ناپذیر می دانند و ترجیح می دهند سود آن را به دست دیگران نسپارند. عملا هیچگاه برخورد قاطعی با روسپیان نمی شود و بیشتر فشارها بر روی زنان عادی است که مثلا پوشش مورد پسند آقایان را ندارند. همین تاکید پرجنجال بر ازدواج موقت انعطاف مسئولان در مقابل سکس های خارج از خانواده و خیابانی را نشان می دهد. اینکه در ایران شبکه ای سامان یافته و منسجم قاچاق و فروش سکس وجود دارد قابل انکار نیست. اخباری که هر از چندی در رسانه ها منتشر می شود و حاکی از حراج دختران ایرانی در بازارهای عرب است دلیلی بر این مدعا است. همه ما هم می دانیم هر جا پول هنگفت باشد دست غیر خودی از آن کوتاه است. در این میان سپاه، بسیج و نیروهای امنیتی که مدعیان قدرت و مقابله با تعرض به کشور هستند، طبیعتا سهم خواهان جدی این تجارت پر سود هستند. شاید بعد از نفت و قبل از واردات و صادرات انحصاری و پولشویی، تجارت سکس پر سودترین عرصه اقتصادی است که جولانگاه خودی ها شده است."
روسپیان زیر تابلو خیابان های اصلی می ایستند. آنها از تاریکی شب نمی ترسند، آنها به خشونت جاری تن داده اند، روسپیانی که زیر تابلوهای "مطهری"، "بهشتی"، "مصلا" و "فتحی شقاقی" ایستاده اند حتی اگر گرسنه باشند می دانند چشمانی، به بهای نیمی از درآمدشان، مراقب آنها هستند. زیر این تابلوها امنیت روسپیان تضمین می شود.

شهرزاد نیوز 
 
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:42  توسط "حقوق بشر"  | 
گفتگوی پوتین با رایس درباره ایران
 
رایس و گیتس
برنامه اتمی ایران در برنامه گفتگوهای رایس و گیتس با مقام های روسیه است
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا به مسکو سفر کرده است تا در آستانه سفر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه به ایران، با او درباره برنامه هسته ای این کشور گفتگو کند.

خانم رایس که به همراه رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده در مسکو به سر می برد، همچنین قرار است در مدت اقامت در روسیه با وزیران خارجه و دفاع این کشور دیدار کند تا درباره موضوع هایی مانند استقرار سپر موشکی آمریکا در اروپا و استقلال منطقه خودمختار کوزوو از صربستان مذاکره کند.

استقرار سپر موشکی آمریکا در اروپای شرقی یکی از بزرگترین موارد اختلاف مسکو و واشنگتن است.

آمریکا می گوید برای مقابله با خطر موشکی دولت های یاغی مانند ایران می خواهد سامانه ردیابی خود را در جمهوری چک و سیستم پدافند موشکی خود را در لهستان مستقر کند.

اما ولادیمیر پوتین با رد ادعای آمریکا می گوید دو کشور می توانند به طور مشترک از سامانه هشدار موشکی روسیه که در پایگاهی در جمهوری آذربایجان مستقر است، استفاده کنند.

خانم رایس پبش از ورود به مسکو در گفتگو با خبرنگاران ضمن تاکید بر اهمیت استقرار سامانه سپر موشکی آمریکا در اروپای شرقی، از علاقه آمریکا برای بررسی امکان استقرار آن در سایر مکان ها خبر داد.

روسیه همچنین با تلاش های آمریکا برای تشدید تحریم های بین المللی علیه ایران مخالف است.

 ما اطلاعاتی در دست نداریم که نشان دهد ایران تلاش دارد جنگ افزارهای اتمی بسازد. بنابراین ما از همین نقطه جلو می رویم که ایران چنین هدفی را دنبال نمی کند اما ما مانند شرکای خود در غرب نگران هستیم که همه فعالیت های هسته ای ایران باید تا حد ممکن شفاف باشد.
 
ولادیمیر پوتین

ولادیمیر پوتین روز چهارشنبه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای فرانسوی خود با مخالفت با گسترش تحریم های ایران گفته بود روسیه مدرکی درباره تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته ای در دست ندارد.

در این حال، استقلال کوزوو از صربستان نیز یکی دیگر از اختلاف های اصلی روسیه با آمریکا است.

روسیه متحد سنتی صربستان است و با تلاش های فرانسه و سایر کشورهای غربی برای استقلال منطقه خودمختار کوزوو که به وسیله سازمان ملل متحد اداره می شود، مخالف است.

روسای جمهور آمریکا و روسیه بارها بر دوستانه بودن روابط دو کشور تاکید کرده اند اما با در نظر گرفتن اختلاف های دو کشور، بعضی از کارشناسان نسبت به از سرگیری مجدد جنگ سرد میان واشنگتن و مسکو هشدار داده اند.

ولادیمیر پوتین که قصد دارد نفوذ از دست رفته کرملین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 را احیا کند، آمریکا را به تلاش برای گسترش سلطه خود بر جهان متهم کرده است.

آمریکا هم بارها از وخیم شدن وضع حقوق بشر و آزادی های مدنی در روسیه ابراز نگرانی کرده و خواستار برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک در این کشور شده است.

کارشناسان با اشاره به پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری در روسیه و آمریکا، پیش بینی می کنند دو کشور با اصرار بر مواضع خود درباره سپر موشکی ایالات متحده، آن را به موضوعی حیثیتی تبدیل کنند.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:40  توسط "حقوق بشر"  | 

مصاحبه اختر قاسمی با عرفان قانعی فرد در باره ديدارش با فرح ديبا

FarahDiba.gif
به دنیال شایعات برخی رسانه ها در مورد مرگ فرح دیبا، همسر شاه سابق ایران؛ اختر قاسمی با عرفان قانعی فرد، که با فرح ديبا ملاقات داشته، به گفتگو نشسته است. در پی اين گفتگو گزارش قانعی فرد از کتابخانه فرح در کاخ نياوران را می خوانيد و عکس های منتشر نشده ای از وی را می بينيد. خبر فوت فرح ديبا از سوی برخی منابع نزدیک به ايشان تکذیب گرديده است

عرفان قانعی فرد

به همراه 18 عکس منتشر نشده از   "فرح دیبا"

به دنیال شایعاتی در مورد مرگ خانم فرح دیبا، همسر شاه سابق ایران، در برخی رسانه ها، تصمیم گرفتم تا با کسانی که با ایشان ملاقاتی داشتند صحبت و گفتگویی داشته باشم تا ضمن کسب اطلاعاتی نزديک در باره ایشان، علل این شایعات را هم بررسی کنم. خبر فوت فرح ديبا فورا از سوی برخی منابع نزدیک به ايشان تکذیب گرديد.
به سراغ آقای عرفان قانعی فرد محقق دانشگاهی که به دنبال کار تحقيقی خود که کتابی درباره زندگی جلال طالبانی رئيس جمهور عراق می باشد و تا کنون با بيش از ۱۳۳ شخصيت برجسته سياسی جهان مصاحبه کرده؛ رفتم.

اختر قاسمی - آقای قانعی فرد شما کی و کجا با خانم فرح ديبا ديدار داشتيد؟
عرفان قانعی فرد - من در ابتدا از سال ۱۳۸۲ به بعد گاه به گاه از طريق ای. ميل با ايشان در ارتباط بودم و حتی برايشان بارها طرح سوال کردم اما هر بار در پاسخ، مسافرت و يا کاری را مستمسک قرار می دادند و من هم به خاطر ماخوذ به حبا بودن اصراری نمی کردم. گاهی می نوشت "فرزند گرامی اول همه گفت و گوهای من را بخوانيد در سايت... و سپس سوال های خود را بفرستيد". آخرين ای. ميل هم به ۹ ماه پيش مربوط است که دريافت فيلم کاخ نياوران را اعلام داشتند. بعدا در نمايشگاهی نقاشی در پاريس ايشان را ديدم که تمايلی به روشن کردن بعضی صحنه های تاريخی نداشته و ندارند و مهر سکوت بر لب نهاده اند. در کل ۲ بار ايشان را ديده ام و هر دو بار به رسميت بوده و گفتگويی چالشی بر مسايل تاريخی صورت نگرفته است.

- علل اين ديدار چه بوده و در چه مواردی با ايشان گفتگو کرديد؟
- در سال ۱۳۸۳ بيشتر می خواستم تاريخ سياسی انقلاب را با ايشان مرور کنم. اما در سال ۱۳۸۴ فيلمی از کاخ نياوران تهيه کردم که برايش فرستادم تا روی آن تصوير روايت خود را از ده سال آخر سلطنت بازگو کند که باز هم ابا داشتند از اين کار.
در سال ۱۳۸۳ بود که از وی خواستم به چند پرسش من درباره محمدرضا پهلوی پاسخ دهد که هر بار با مهر و محبت ای. ميل می زد و از پاسخ به گونه ای محترمانه طفره می رفت. هر چند می دانست که مستقل و بی طرفانه و بی هيچ آداب و ترتيبی - فقط به عشق تاريخ سياسی ايران - از او درخواست کرده ام.
در پاييز ۱۳۸۴ در پاريس ديدمش، باز هم در اوج ادب و احترام. هر چند فيلم کل کاخ نياوران را به او داده بودم تا ببيند و روی هر صحنه روايت خود را بازگويد؛ اما مدت ها گذشت و خبری نشد. به داريوش همايون گفتم؛ که هميشه هر آن چه را بخواهد و بداند در اختيار محقق ها می گذارد؛ اما او هم نتوانست فرح را به گفتن آن روايات وادارد و چنين بود که آن فيلم بدون راوی فقط ۳ نسخه دارد، يکی نزد او و يکی نزد دانشگاه هاروارد و يکی هم در کتابخانه من. اميدوارم تا دير نشود کل روايتش را بازگويد تا در تاريخ معاصر ايران اثر گذار باشد.
گزارشی را قبلا درباره کتابخانه اش نوشته ام که نشان گر اوج سليقه هنری است. (در پايان اين مصاحبه گزارش را می توانيد بخوانيد.)

- چرا آن گزارش با واکنش هايی روبرو شد؟
- چون من گفتم بعضی ها کتاب سازی می کنند و داستان می بافند و اين با اصل ماجرا سنخيت ندارد و خود افراد دخيل در دوران گذشته هم اين نظريه را تاييد می کنند که بسياری از کتاب ها چسب و قيچی کردن مطبوعات زمان شاه است و اصول علمی بر آن حکمفرما نيست . حالا بعضی افراد از اين حرف ناراحت اند. به گمانم راز تاريخ از همه مهم تر است.

- آيا در مورد مسائل ايران در گذشته هم از او سوالاتی کرديد؟
- بله در فهرست سوال ها وجود داشت اما پاسخی دريافت نکردم.

- شما او را چگونه می ديديد؟
- هميشه اعنقادم بر اين بوده که فرح - بدون توجه به فضای ذهنی و سياسی پيرامون او - تنها راوی معتبر برای تاريخ سياسی معاصر است که می تواند دوران ۲۰ سال آخر شخص محمدرضا پهلوی را بازگو کند اما سکوت کرده؛ تعمدی و يا ناخواسته و مصلحتی.
در ديدار اول برای هر شخصی که کمی نوستالژی تاريخی هم داشته باشد شايد بسيار اغراق آميز باشد . اما برای من دانشگاهی وی شخصيتی است آرام و بسيار مؤدب و مأخوذ به حيا و مردم دار. من بدون در نظر گرفتن تمايل و جهت سياسی و نگرش وی، او را فقط در اين مختصات می بينم. چون وظيفه من بازنويسی روايت تاريخ سرزمين ام، به شيوه ای مستقل و آکادميک است و نمی توانم به عقيده و مرام کسی نظر داشته باشم. دنبال پاکی و بدون عيب بودن و بی گناهی هم در بازنگری روای تاريخی نبايد بود.
ذات روايت تاريخ سرزمين مان مهم است و ايشان اين چند سال هم خود مهر سکوت بر لب نهاده اند و در آمريکا و فرانسه اگر تمايلی می داشت می توانست روايت ها را بازگو کند.
اما فراموش نکنيم و منصفانه ببينيم که اگر امروز در تهران تئاتر شهر و موزه هنرهای معاصر و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حضور هنرمندان هنر مدرن داريم بايد بدون محافظه و ملاحظه کاری از او تشکر کنيم . حال بنا به هر عقيده ای که انجام داد ذات اين کارها ارزشمند بود و مثلا حمايت او از هنرمندان و چهره های فرهنگی در ايران را نبايد در تاريخ گم کرد.
مثلا کمک او به عمل جراحی شادروان محمد قاضی برای معالجه سرطان حنجره و...

- شما می دانيد که شايع شده است ايشان فوت کرده اند. علل اين شايعات را چه می بينيد؟
- من هم در "گويا" و خبرگزاری فارس خواندم و تمايلی ندارم که با ديدگاه دايی جان ناپلئونی ببينم که چه چيزی پشت پرده بوده. حالا خبرنگاری، مريضی ايشان را ديده و کمی خواسته پيش دستی کند. من در اين مورد نظری ندارم.

- آقای قانعی فرد ضمن تشکر از اين که وقتتان را در اختيار من گذاشتيد و همچنين سپاس از اين که عکس هايی چاپ نشده از خانم ديبا را از آرشيو کتابخانه تان به همراه مطلب ارسال کرديد.

***

کتابخانه تنها راوی معتبر دوران محمدرضا پهلوی - عرفان قانعی فرد

به اميد روزی که مرکزی درست از تاريخ شفاهی ايران عزيز داشته باشيم و بی هيچ محذوراتی برای بازنگری و بازنويسی تاريخ سرزمينمان از ان سود بجوييم .

www.erphaneqaneeifard.blogfa.com

گزارشی از کتابخانه فرح در کاخ نياوران

امروز دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۴ - اول آگوست ۲۰۰۵ - دوباره به کاخ نياوران رفته ام و قرار است که کتابخانه فرح پهلوی را ببينم؛ آقای رضا دبيری نژاد، مرا به مسئول فعلی کتابخانه - پروانه احدی - معرفی می کند. در روی ميز کناری هم آذر اسلامی مشغول خواندن نسخ خطی است،کنار اثر هنری - هيچ- پرويز تناولی ايستاده ام، از دور هم اثر هنری مستطيلی با حجم واقعی اما از جنس نقرهای سزار با لوار چينی رخ می نماياند؛ کتابخانه ای که ۲۳۰۰۰ جلد کتاب دارد، اما حدود ۶۷۰۰ جلد به زبان فارسی است و اکثر کتاب های لاتين، زبان فرانسه، هر چند که زبان های انگليسی، ايتاليايی، آلمانی، روسی، لاتين و... کتاب هايی ديگر را تشکيل داده اند. اطلس نفيس voyagge du chevalier - chardin en perse و يا اطلس
Flora Super ba اثر panljones را به آرامی ورق می زنم و بعد کتاب le Secret des nomades d'lran را برداشتم و ورق ورق نگاهش می کنم. جالب است که بسياری از نويسندگان خودشان - شخصا - کتاب را امضاء کرده اند و به فرح ديبا - همسر شاه پهلوی - هديه داده اند؛ از منوچهر آتشی، عيسی صديق، ذبيحا... صفا، حسينقلی مستعان، ابوالحسن خلعتبری، سعيد نفيسی، حبيبا... بلور، احسان يارشاطر، محمد حجازی، آذر رهنما، رضا زاده شفق، احمد متين دفتری، غلامرضا رشيد ياسمی، علی دشتی، بهمن موسس، وحيد دستگردی، شاپور اردشير (جی ريپورتر) ، نصرا... فلسفی، فخرالدين شادمان، ابراهيم پورداوود و... تا ريچارد فرای و...بيشتر از همه تعجبم از ديدن امضای پروين اعتصامی، بود که به شاهزاده ايران تقديم کرده بود .

اما واقعا خوشحال بودم که امضای شاپور اردشير را يافتم، با موافقت مسئول کتابخانه، امضای او را اسکن کردم و پس از بازگشت به منزل به ناشرم ارسال نمودم که بر روی جلد همان کتاب مشهور او - اصطلاحات فارسی به انگليسی - که تصحيح کرده بودم استفاده کند. به گمانم – از نظر علمی - تنها شخص راوی زنده ای که می تواند محققان تاريخ معاصر ايران را در بازشناخت ۱۱ سال اخير حکومت پهلوی در داخل کاخ نياوران ياری دهد خود "فرح ديبا" است! چون هزاران عکس و سند پراکنده و ناشناخته، در داخل کاخ وجود دارد؛ اما اکثر توضيحات به چيزی شبيه قصه و داستان می ماند و واقعيت امر در پی زاويه پنهان است!... در داخل اين کاخ هزاران اتفاق رخ داده است که جزيی از تاريخ معاصر ما هستند ....هر چند که اين کاخ شانس بس بزرگی دارد که انسان با شعور و خلاقی مانند مسعود صالحی مسئوليت آن را به عهده دارد، اما واقعا اين مجموعه را بايد کاوش علمی کرد... کاری که بدون تعارف و ملاحظه کاری راويان و داستان سرايانی مانند "خسرو معتضد، عبدالله شهبازی، دکتر عاقلی، پارسا و حتی مسعود بهنود " بر نمی آيد! ... اين کار – کار يک هيات علمی – تحقيقی تاريخی آکادميک و روشمند است که بازکاوی کند آن ۱۱ سال را... و حيف است که اين سندها از بين برود ... مانند اسناد دفتر شاه! ..که همه اوراقش پس از خروجش غيب شده اند !....

مثلا از خاطرات فرح ديبا، ورق پاره هايی در اينجا هست که با آن چه وی منتشر کرده است مغاير است! و... صدها اگر و مگر ديگر!... به هر حال، در حين نگاه کردنم به اسباب و اثاثيه داخل کتابخانه؛ دبيری نژاد هم توضيح می دهد، گاه نگاهم به اوست، گاه گوشم به او،...

«کتابخانه اختصاصی کاخ نياوران در ضلع شرقی ساختمان کاخ در دوطبقه و يک زيرزمين با زيربنای تقريبی ۷۷۰ مترمربع در سال ۱۳۵۵ احداث شده است. ساختمان فوق که طراحی داخلی آن توسط عزيز فرمان فرمائيان و Charles Sevigny به انجام رسيده، دارای ويژگی های متمايزی در نوع معماری و ساختار سازه می باشد. شيوه به کار رفته در معماری اين ساختمان براساس الگوی رايج معماری مدرن در دهه ۵۰ خورشيدی است. ترکيب هوشمندانه شيشه و حجم سنگی، نمای شاخص اين بنا را شکل داده است فضای داخلی ساختمان در سه سطح جداگانه به عملکردهای گوناگون کتابخانه اختصاص يافته است. بخش های اصلی کتابخانه مشتمل بر فضای مطالعه و قفسه های کتاب در طبقات هم کف و اول قرار گرفته است. جايگاه کتابدار و تحويل دار، آبدارخانه، اتاق های صوتی - تصويری، همچنين سرويس های بهداشتی اختصاصی و کارمندان ديگر فضاهای موجود را تشکيل می دهند. علاوه براين بخش عمده ای از سطح زير زمين برای مخازن کتاب ها و تابلوهای نقاشی درنظر گرفته شده است. دسترسی به بنا از سه طريق جداگانه تامين شده است.

در طراحی داخل ساختمان ترکيب برنز و شيشه در سطح زيادی به کاررفته است. همچنين مجموعه ای نفيس از آثار حجمی و نقاشی هنرمندان ايرانی و خارجی در دکوراسيون داخل کتابخانه به کار رفته است. يکی از عناصر شاخص تزئينی ـ کاربردی کتابخانه ترکيب حجمی بزرگی شامل بيش از سه هزار استوانه شفاف است که تامين روشنايی سقفی کتابخانه را نيز برعهده دارد. مجموعه کتابخانه اختصاصی که پس از بيست و پنج ماه کار علمی و دشوار (اسفند ۱۳۸۰ تا فروردين ۱۳۸۳) توسط يک تيم متخصص به طور کامل شناسايی و ساماندهی شده است، حاوی بيست و سه هزار جلد کتاب، پايان نامه، روزنامه، مجله (تک شماره يا دوره های صحافی شده)، بروشور و کاتالوگ است. البته پيش از اين نيز تلاش های پراکنده ای بين سال های ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۹ برای ساماندهی اين کتابخانه به عمل آمده بود ولی در حد ثبت مجموعه متوقف ماند تا اين که در سال ۱۳۸۰ و با اصرار و حمايت مهندس سيدمحمد بهشتی رياست وقت سازمان ميراث فرهنگی ساماندهی به شکل جدی آغاز گرديد. مجموعه چاپی کتابخانه اختصاصی نياوران از يک سو به خاطر کتاب های اهدايی از سراسر ايران و جهان و از سوی ديگر به خاطر ادغام تمام کتاب های متعلق به خانواده سلطنتی (موجود در مجموعه) از لحاظ زبان و محتوا بسيار متنوع است ليکن زبان های اصلی مجموعه، فارسی و فرانسه و شاخص ترين زمينه موضوعی آن ادبيات، تاريخ و هنر است. در ميان اين سه رشته کتاب های مربوط به تاريخ ايران، ادبيات فرانسه و هنر نقاشی از غنای بيشتری برخوردار است. چاپ های اول بسياری از سفرنامه های به نام و معتبر خارجيان به آسيا و ايران در کتابخانه موجود است. مجموعه نسبتاً کامل انتشارات دانشگاه تهران و بنياد فرهنگ ايران با صحافی اختصاصی به رنگ آبی سلطنتی، آثار بسيارمعتبر از نقاشان معروف دنيا به ويژه نقاشان قرن ۲۰ ميلادی با چاپ، کاغذ وصحافی نفيس در ميان مجموعه به چشم می خورد وجود مجموعه های کاملی از آثار تعدادی از نويسندگان فرانسوی قرن ۱۸ و ۱۹ ميلادی که در زمان حيات خود آنان به چاپ رسيده است بر ارزش های مجموعه افزوده است.

قديمی ترين کتاب موجود در مجموعه غيرفارسی که ۳۹۵ سال از انتشارش می گذرد کتابی است که توسط Josephus Flavius در مورد تاريخ قوم يهود نوشته شده و در سال ۱۶۰۹ ميلادی در پاريس به چاپ رسيده است. قديمی ترين کتاب فارسی، ديوان حافظ به شرح سوری است که به ناصرالدين شاه قاجار اهداء شده است. اين کتاب در سال ۱۲۵۲ هجری شمسی (۱۸۷۳ميلادی) در لايپزيک منتشر شده است. جديدترين اثر خارجی مجله ای است با عنوان Soap Opera Digest که در ژانويه ۱۹۷۹ به کتابخانه رسيده آخرين اثر فارسی، جزوه ای است که در اوج انقلاب اسلامی (احتمالاً اواخر پاييز ۱۳۵۷) وارد مجموعه شده است. يادداشت های موجود در کتاب ها که توسط اهداکنندگان نوشته و امضاء شده است، ارزش معنوی و تاريخی به کتاب های عادی بخشيده است. در ميان اين يادداشت ها خط و امضای پروين اعتصامی روی ديوان شعرش، علی نقی وزيری، جان اف کندی، والت ديزنی، جواهر لعل نهرو، بازيکنان تيم فوتبال چلسی، چائوشسکو، گيرشمن، پوپ و امضاء بسياری از افراد سرشناس ديگر در خور توجه است.

بسياری از کتاب های عادی به خاطر صحافی های هنرمندانه و نفيس ونحوه بسته بندی می توانند مثل يک شیء هنری بازديدکنندگان را مجذوب سازند. کتاب هايی که در جعبه های چرمی منقش، چوبی معرق کاری شده، فلزی کنده کاری شده، منبت، مرصع و غيره قرار دارند، از اين قبيل اند. از نظر قطع، کوچک ترين کتاب اين مجموعه قرآنی است به قطع ۸ * ۵ سانتی متر و بزرگ ترين آن اطلسی است به زبان لاتين در قطع ۲ * ۵۷ سانتی متر. مشخصات کامل تک تک آثار اين گنجينه با تمام ويژگی های عمومی و اختصاصی در پايگاه اطلاعاتی رايانه ای کتاب های فارسی و لاتين به صورت علمی و بر مبنای استانداردهای جهانی به اضافه ويژگی های خاص اين مجموعه ذخيره شده و از هر طريق قابل جست و جو و بازيابی است و به زودی از طريق اينترنت وارد شبکه جهانی خواهد شد. کتابخانه همچنين دارای مجموعه ارزشمند ديگری شامل ۱۶۳ عنوان نسخه خطی می باشد. از جمله کاتبان اين نسخه می توان به ميرعلی هروی، احمد تبريزی، وصال شيرازی، زين العابدين حسينی، محمدتقی مشهدی، محمد اصفهانی، شهيد شيرازی، احمد نجفی زنجانی و غلام حسين اميرخانی اشاره کرد.

کوچک ترين نسخه موجود، کتاب دعائی در قطع بازوبندی (۵/۵ * ۵/۴سانتيمتر) و بزرگ ترين نسخه، قرآنی در قطع رحلی تيموری يا سلطانی (۵/۳۸ * ۲۴ سانتيمتر) هر دو به خط نسخ می باشد. قديمی ترين نسخه خطی کتابخانه، ديوان حافظ (۹۶۰ ه. ق) به خط حسن کاتب شيرازی است. يکی ديگر از نمونه های ارزنده و جذاب اين مجموعه، دعای امام جواد (ع) بر روی طوماری از پوست آهو به طول ۱۰ متر و عرض ۷ سانتيمتر است. از بخش های ديگر کتابخانه، کلکسيون آثار هنری است که مجموعه ای بيش از ۳۵۰ اثر شامل تابلوهای نقاشی و آثار حجمی را دربر می گيرد. از جمله هنرمندانی که آثارشان در اين کلکسيون ديده می شود می توان به بهمن محصص، مارکو گرگوريان، منوچهر يکتائی، پرويز تناولی، مسعودعربشاهی، منصور قندريز، صادق تبريزی، ديه گو جاکومتی، اندی وارهول و پير ارماندو فرناندز (آرمان) اشاره کرد. اين آثار می تواند نشان دهنده بخشی از تاريخ هنر معاصر به ويژه جريان های نوگرای هنر ايران در دهه سی و چهل خورشيدی باشد. اين کتابخانه پس از ساماندهی کتاب ها و عمليات اوليه بازسازی همزمان با روز جهانی موزه و بزرگداشت ميراث فرهنگی در خردادماه ۱۳۸۳ بازگشايی گرديد.»


لطفا برای دیدن عکس ها  ادامه مطلب را کلیک فرمائید




ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:39  توسط "حقوق بشر"  | 
دامینوی تسلیم: لیبی، کره شمالی... ایران؟

۱۳۸۶.۰۷.۱۲
كيهان لندن
شاهين فاطمي



احتمال زیاد وجود دارد که قبل از سررسید 22 نوامبر، آخرین روز مهلت البرادعی به حکومت جمهوری اسلامی، تهران سرانجام تسلیم فشارهای بین‌المللی شود و سرمشق لیبی و کره شمالی را به نحوی دیگر تکرار کند. چندین رویداد به احتمال به وقوع پیوستن چنین نتیجه‌ای کمک می‌کند. از سوئی رئیس جمهور آمریکا صریحاً ایران را به مذاکره پس از تعلیق غنی‌سازی دعوت کرده است و می‌گوید «کره شمالی می‌تواند الگوئی برای حل مسأله ایران باشد.» از سوی دیگر اگر کسانی در جمهوری اسلامی چشم به راه رفتن بوش و آمدن دمکراتها هستند، اظهارات سناتور هیلاری کلینتون کاندیدای بسیار محتمل حزب دمکرات در انتخابات سال آینده چندان برای آنها امیدبخش نیست. وی با صراحت بی‌سابقه‌ای حرفهای بوش را همراه با تهدید به جنگ تکرار می‌کند!

خانم کلینتون می‌گوید:

«من بارها گفته‌ام و حال تکرار می‌کنم که هر احتمالی برای مقابله با برنامه‌های هسته‌ای ایران، ممکن است مورد استفاده قرار گیرد. هیچ احتمالی را پیشاپیش رد نمی‌کنم. اگر همه راهکارهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد و هنوز هدف حاصل نشده باشد، چگونه می‌توان از آخرین راهکار صرف‌نظر کرد؟»

سناتور کلینتون می‌افزاید:

«ما نخواهیم گذاشت. ما تحمل نخواهیم کرد. ما کنار نخواهیم آمد که ایران به یک قدرت هسته‌ای با توانائی نظامی مبدل شود. ما اجازه نخواهیم داد که آنها به توانائی تولید بمب اتمی برسند یا از راههای دیگر به این قدرت خطرناک دسترسی یابند.»

با آنکه این اظهارات در مصاحبه با یک روزنامه اسرائیلی ایراد شده است و از آن بوی تبلیغ انتخاباتی می‌آید ولی در هر صورت مطالب اظهار شده جدی است. از آنجا که اکثریت عظیمی از مردم آمریکا در یک نظرسنجی اخیراً برنامه هسته‌ای ایران را خطرناک اعلام کرده‌اند، این بیانات سناتور کلینتون خریدار فراوان دارد.

اگر اظهارات اخیر مقامات عالی‌رتبه فرانسوی را هم به این مجموعه بیافزائیم، جمهوری اسلامی باید بیش از پیش احساس خطر و تنهائی کند. احتمالاً روسها و چینی‌ها نیز در خفا به آنها توصیه سازش می‌کنند. در چنین فضائی احتمال کوتاه آمدن و تسلیم شدن بیش از همیشه است و شاید عاقلانه‌ترین گزینشی باشد که حتی در این لحظات نهائی و بحرانی بتواند از بروز جنگ پیشگیری کند. بسیار بعید به نظر می‌رسد که البرادعی بدون حصول اطمینان کامل این چنین با آینده خودش و اعتبار آژانس بین‌المللی قمار کند.

مخالفان مسئول نظام جمهوری اسلامی که خواهان خیر و صلاح ملت و کشور هستند باید حاکمان تهران را در این مسیر تشویق و ترغیب کنند. اطاعت از دو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و پیشگیری از احتمال جنگ خانمانسوز گزینشی منطقی و مفید است.

پاریس-5 اکتبر 2007

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:35  توسط "حقوق بشر"  | 

ابراز نگرانی شدید فعالین حقوق بشر در خصوص مخاطره آمیز بودن وضعیت سلامت دکتر مصطفی علوی، یک زندانی سیاسی

 

فعالین حقوق بشر در ایران با انتشار گواهی پزشکی دکتر مصطفی علوی که توسط بهداری زندان اوین صادر شده است، اعلام کرد سلامتی این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی است. متن این گزارش به شرح زیر است:

موارد قانونی مربوط به حقوق زندانیان در حداقل قواعد استاندارد رفتار با زندانیان مصوب سازمان ملل متحد و آئین نامه اجرایی سازمان های زندان های ایران بلاخص ماده ۹۹ آن صراحتا رسیدگی پزشکی به بیماران و رسیدگی به وضع بیماران صعب یا لاعلاج را با احتساب مرخصی ، عفو یا آزادی مشروط مورد تاکید قرار می دهد .

سند پیوست گویای وضعیت بغرنج دکتر سید مصطفی علوی جدایی می باشد متاسفانه نامبرده در زندان علی رغم شرایط حاد از حداقل امکانات پزشکی محروم می باشد و در طی بازداشت اخیر حدود یکساله خود چندین مرتبه در اعتراض به شرایط نگهداری خود دست به اعتصاب دارو و غذا ، چه در زمان بازداشت در بازداشتگاه ۲۰۹ و چه در زندان اوین زده است .

نامبرده از زمان انتقال خود از بند ۲۰۹ به بند عمومی در تاریخ فلان تا کنون در راستای افزایش فشار هشت بار به سالن های مختلف منتقل گشته است و از داشتن ملاقات نیز محروم می باشد نامبرده در آخرین اقدام به بند ۳۲۵ موقت روحانیت منتقل گشته است . وی پس از انتقال از دو هفته گذشته تا کنون هیچ گونه تماس با خانواده خود نداشته است .

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعتراض به شرایط نگهداری این زندانی نسبت به سلامتی وی ابراز نگرانی می نماید.



یاسر گلی، یکی از فعالین دانشجویی، و فواد کریمی در کردستان بازداشت شدند


یاسر گلی،فعال دانشجویی و دانشجویان ستاره داز سنندجی توسط نیروهای امنیتی در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد.

یاسر گلی،فعال دانشجویی و دبیر سابق اتحادیه ی دموکراتیک دانشجویان کرد صبح امروز در مقابل دانشگاه آزاد سنندج بازداشت شد.به دنبال بازداشت این فعال دانشجویی،نیروهای امنیتی به منزل وی مراجعه کردند و پس از تفتیش خانه،کیس کامپیوتر و دفترچه ی یادداشتهای شخصی وی را با خود بردند.یاسر گلی چند ماه قبل از حق ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شده بود و جزو دانشجویان ستاره دار محسوب می شد.از مکان نگهداری این فعال دانشجویی هیچ اطلاعی در دست نیست و خانواده ی وی به دلیل ناراحتی قلبی وی شدیدا نگران وضعیت فرزندشان هستند.نامبرده سال گذشته به اتهام اقدام علیه امنیت ملی مدت کوتاهی را در زندان بسر برده بود. دلیل بازداشت و مکان نگداری وی هنوز مشخص نیست.

فواد کریمی نیا جوان ۱٨ ساله ی سقزی در بانه بازداشت شد.

یک جوان ۱٨ ساله ی سقزی به نام”فواد کریمی نیا” در هفته ی گذشته از سوی نیروههای امنیتی در شهر بانه دستگیر شده است.ماموران با ورود به منزل “فواد کریمی نیا” و تفتیش منزلش،وی را به به اداره ی اطلاعات منتقل کرده اند و از ۱۰ روز پیش کماکان وی در بازداشت بسر می برد.هنوز دلیل بازداشت وی مشخص نشده است.

خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان



فرزاد کمانگر، عضو کانون صنفی معلمان، در سنندج تحت شکنجه قرار دارد

 

فعالین حقوق بشر در ایران طی گزارشی نسبت به شرایط نگه داری فرزاد کمانگر، یک عضو کانون صنفی معلمان، ابراز نگرانی کرده است. در این گزارش آمده است:

زندانی سیاسی فرزاد کمانگر که همچنان در سلول های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سنندج نگهداری می شود پس از ۱۴ ماه بازداشت مدت ۱۸ روز هیچگونه تماس تلفنی یا ملاقات با خانواده نداشته است و همچنین پیگیری هر روزه خانواده وی برای کسب خبر از ستادهای خبری وزارت اطلاعات یا دادگاه انقلاب سنندج با اظهار بی اطلاعی مراجع بی پاسخ مانده است .

این در حالی است مجموعه فعالان حقوق بشر اخبار متعددی را دال بر اعمال شکنجه های جسمی بر این زندانی سیاسی دریافت نموده و می نماید نامبرده در اداره اطلاعات کرمانشاه و بازداشتگاه ۲۰۹ نیز مورد شکنجه قرار گرفته است که منجر به آسیب دیدگی و سوختگی ساعد دست چپ ، شکستگی استخوان لگن ، کنده شدن قسمتی از موی سر و همچنین مشکلات کلیوی و گوارشی گردیده است .

این مجموعه ضمن هشدار نسبت به وضعیت شدیدا بحرانی این زندانی سیاسی از نامشخص بودن و عدم پاسخگویی دستگاه امنیتی ایران از وضعیت این زندانی شدیدا ابراز نگرانی می نماید .

همچنین دو هفته پیش این سازمان طی خبر دیگری اعلام کرد:

فرزاد کمانگر ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی که در چهاردهمین ماه بازداشت خود هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج نگهداری می شوند از زمان انتقال خود در تاریخ۳۱.۶.۸۶ از زندان اوین به آن بازداشتگاه تا کنون هیچگونه تماس تلفنی یا ملاقات نداشته و خانواده های آنان در بی خبری کامل از عزیزان خود بسر می برند.

این افراد در بازداشتگاه ۲۰۹ و اطلاعات کرمانشاه نیز بسر برده اند و در زمان بازجویی به شکل فجیع شکنجه گشته اند به گفته رئیس دادگستری سنندج پرونده این افراد که پس از ماه ها وقفه برای برگزاری دادگاه به آن شهر منتقل شده اند مجددا مورد اختلاف است و هم اکنون تا مشخص شدند شهرستان محل رسیدگی به دیوان عالی کشور منتقل گشته است ، آقای خلیل بهرامیان وکیل فرزاد کمانگر نیز تا کنون هیچگونه تماسی با موکل خود نداشته است.

jqstb۷.JPG

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعتراض به بازداشت طولانی و اسرار بر عدم مشخص نمودن وضعیت این افراد نسبت به عدم اجازه ملاقات یا تماس فعالان سیاسی کرد با خانواده یا وکلا ابراز نگرانی می نماید.

گفتنی است دانشجویانی که در تابستان بازداشت و سپس آزاد شدند در یکی از اتاق های عمومی بند ۲۰۹ طی دیداری که با فرزاد کمانگر داشته اند، شکنجه فراوان و غیرانسانی این زندانی سیاسی را در طول مدت یک ساله نگه داری در زندان سنندج و زندان اوین تایید کرده اند.



اهدای جایزه آزادی مطبوعات ایتالیا به هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور

 

هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور، دو شهروند کرد که دادگاه انقلاب سنندج به اتهام محاربه برای آنها حکم اعدام صادر کرده است برنده جایزه آزادی مطبوعات سال ۲۰۰۷ ایتالیا شدند.

قرار است این جایزه در مراسمی که روز ۳۰ نوامبر آینده در محل شهرداری «سی ینا» در ایالت توسکانی برگزار می شود به خانواده های این دو زندانی داده شود.

عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، دو شهروند کرد مریوانی هستند که به گفته وکیل مدافعشان، به اتهام جاسوسی در زندان به سر می برند و به اعدام محکوم شده اند.

خانواده های این دو فعال مریوانی اتهام «جاسوسی» و «محاربه» علیه آنها را رد کرده و می گویند که عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار به خاطر فعالیت های مطبوعاتی و اجتماعی شان دستگیر و به اعدام محکوم شده اند.

در مقابل، صالح نیکبخت، وکیل این دو متهم گفته است که اتهام موکلان وی ارتباطی با فعالیت های مطبوعاتی آنها ندارد.

سازمان های بین المللی دفاع از حقوق بشر از جمله خبرنگاران بدون مرز، عفو بین المللی و سازمان اطلاع رسانی و امنیت خبرنگاران نیز اتهام جاسوسی که از دادگاه انقلاب سنندج به آنها وارد شده است را «بی پایه» دانسته اند.

جایزه آزادی بیان ایتالیا به خبرنگاران و یا فعالین اجتماعی که برای آزادی بیان مبارزه کرده باشند تعلق می گیرد، و در سال ۲۰۰۵ میلادی به اکبر گنجی که آن زمان هنوز در زندان به سر می برد اهداء شد. سال گذشته نیز دو خبرنگار عراقی، یک کرد و یک آسوری این جایزه را دریافت کردند.

استفانو مارچلی، بنیانگذار سازمان غیر دولتی اطلاع رسانی و امنیت خبرنگاران « ISF » که مدیریت این جایزه را نیز عهده دار است در مصاحبه ای به رادیو فردا گفت: «دلیل اول انتخاب این دو خبرنگار برای دریافت این جایزه مخالفت ما با مجازات اعدام است.»

آقای مارچلی افزود: «ما به ویژه مخالف صدور این چنین حکم غیر انسانی برای کسانی که به دلیل فعالیت های مطبوعاتی، اجتماعی و یا سیاسی دستگیر شده اند هستیم و به همین دلیل عدنان و هیوا را برای دریافت این جایزه که تنها جایزه خاص خبرنگاران خارجی ایتالیا است، برگزیدیم.»

بنیانگذار سازمان غیر دولتی اطلاع رسانی و امنیت خبرنگاران که خود خبرنگار تلویزیون دولتی ایتالیا است، افزود:« دلیل دوم این گزینش مربوط است به آنچه که در ایران می گذرد.»

آقای مارچلی گفت:«جمهوری اسلامی ایران به بزرگترین زندان خبرنگاران تبدیل شده است و این چنین به نظر می آید که سرکوب مطبوعات و کارگزاران مطبوعاتی به یکی از الویت های دولت کنونی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. این مساله برای ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و با انتخاب عدنان و هیوا در صددیم ضمن ابراز انزجار از سیاست های دولت تهران برای محدود کردن آزادی بیان، با همکارانمان در این کشور ابراز همبستگی کنیم.»

استفانو مارچلی افزود: «تشدید سرکوب اقلیت ها و به ویژه کردها در ایران در ماه های اخیر یکی دیگر از دلایل انتخاب هیوا بوتیمار و عدنان حسن پوراست و ما از این طریق می خواهیم همبستگی خود را نیز با کردهای ایرانی که تحت سرکوب شدید قرار دارند ابراز کنیم.»

مراسم اهدای جایزه آزادی مطبوعات در ساختمان شهرداری سی ینا که یکی از زیباترین بناهای تاریخی ایتالیا به حساب می آید برگزار خواهد شد.

شهردار سی ینا از خانواده های هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور دعوت به عمل آورده است به نیابت این دو خبرنگار زندانی در این مراسم حضور یابند.

رادیوفردا
احمد رافت

 


 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:31  توسط "حقوق بشر"  | 

به مناسبت روز جهانی مخالفت با اعدام

آمار و ارقام مجازات اعدام
عفو‌بین‌الملل / برگردان: نیلوفر شاه‌محمدی

‏۱. کشور‌های الغاگر و نگهدارنده مجازات اعدام


در حال حاضر دو سوم کشورهای جهان مجازات اعدام را عملاٌ یا قانوناٌ لغو کرده‌اند. آخرین اطلاعات سازمان عفو بین المللی نشان ‏می‌دهد که: ‏

‏- ۹۰% کشورها مجازات اعدام را برای تمام جرایم لغو کرده‌اند. ‏

‏- ۱۱ کشور، مجازات اعدام را برای تمام جرایم به جز در موارد استثنا برای جرم‌های خاص مثلا برای زمان جنگ لغو کرده‌اند. ‏

‏- ۳۲ کشور جهان عملا مجازات اعدام را لغو کرده‌اند اگرچه هنوز اعدام در قوانین آنها موجود است ولی عملا در طول ۱۰ سال ‏گذشته و بیشتر، مجازات اعدامی صورت نگرفته است و به نظر می‌رسد که برای عدم اجرای مجازات اعدام سیاستهای خاصی را ‏پایه گذاری کرده‌اند. ‏
‏-در حقیقت در مجموع ۱۳۳ کشور جهان قانوناٌ یا عملاٌ مجازات اعدام را لغو کرده‌اند. ‏

‏- ۶۴ کشور همچنان مجازات اعدام را در قوانین خود حفظ و اعمال می‌کنند اما در حقیقت تعداد کشور‌هایی که واقعا در هر سال ‏زندانیان را اعدام می‌کنند بسیار کمتر است.

‏۲. پیشترفت در راستای لغو جهانی مجازات اعدام


از سال ۱۹۹۰، ۵۰ کشور جهان مجازات اعدام را برای تمامی جرایم لغو کردند مانند کشور‌هایی در آفریقا من جمله لیبریا، روندا و ‏گوته دلویر)، از کشور‌های آمریکایی، کشورهایی چون کانادا، پرتغال و مکزیک و از کشور‌های آسیایی بوتان، فیلیپین و ساموآ و از ‏کشورهای اروپا و آسیای میانه آلبانی ، مولدوا، مونته نگرو ، سیبری و ترکیه .

‏۳. حرکتهایی در راستای باز آفرینی مجازات اعدام


زمانی که مجازات اعدام فسخ می‌شود به ندرت باز گردانده می‌شود. از سال ۱۹۹۰ تنها ۴ کشور که مجازات اعدام را منسوخ کرده ‏بودند اقدام به شناسایی دوباره ی این مجازت کردند که دو کشور نپال و فیلیپین دوباره این مجازات را منسوخ کردند و در دو کشور ‏دیگر گامبیا و گینه نو هیچ اعدامی انجام نشد.

‏۴. احکام اعدام واعدامها


در سال ۲۰۰۶، حداقل ۱۵۹۱ نفر در ۲۵ کشور اعدام و ۳۸۶۱ نفر در ۵۵ کشور محکوم به اعدام شدند که اینها تنها کمترین آمار در ‏دسترس می‌باشند و آمار حقیقی بسیار بالاتر از این آمار می‌باشد. ‏

در سال ۲۰۰۶ ، ۹۱% مجازاتهای اعدام در کشور‌های چین ، ایران، پاکستان، عراق، سودان و آمریکا صورت گرفته است.
بر طبق گزارشات ، سازمان عفو بین المللی تخمین می‌زند که در حدود ۱۰۱۰ نفر در این سال در چین اعدام شدند . اگرچه ارقام ‏حقیقی بسیار بالاتر از این آمار است و منابع موثق خبر ازآن می‌دهد که بین ۷۵۰۰ تا ۸۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۶ اعدام شدند.
در ایران ۱۷۷ نفر، در پاکستان ۸۲ نفر و در عراق و سودان هر کدام ۶۵ نفر و ۵۳ مورد اعدام در ۱۲ ایالات امریکا انجام شده است.
آمار جهانی برای به دست آوردن آمار و ارقام حقیقی تعداد افراد اعدام شده بسیار دشوار است اما بر طبق گزارشات گروه‌های ‏حقوق بشر، گزارشات رسانه ایی و آمار رسمی موجود، آمار تخمینی تا پایان سال ۲۰۰۶ ، بین ۱۹۱۸۵ تا ۲۴۶۴۶ نفر بوده است.

‏۵. شیوه‌های اعدام‏


از سال ۲۰۰۰، مجازاتهای اعدام به طرق زیر صورت می‌گرفته است:‏
‏- گردن زدن(بریدن سر)- عربستان صعودی
‏- صندلی الکتریکی- آمریکا
‏- حلق آویز کردن- مصر، ایران، ژاپن، اردن، پاکستان، سنگاپور و دیگر کشور‌ها
‏- تزریق مرگ آور- چین، گواتمالا، تایلند، آمریکا
‏- تیرباران- بلاروس، سومالی، تایوان، ازبکستان، ویتنام و ...
‏- سنگسار- ایران و افغانستان

‏۶-استفاده از مجازات اعدام برای کودکان بزهکار


معاهدات بین المللی حقوق بشر، هر گونه مجازات مرگ و اعدامی را برای افراد زیر ۱۸ سال (در موقع ارتکاب جرم) منع می‌‏کند. کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی، کنوانسیون حقوق کودکان، منشور حقوق و رفاه کودکان آفریقا ، کنوانسیون حقوق بشر آمریکا ‏همگی دارای تبصره‌هایی شامل این مضمون می‌باشند. بیش از ۱۰۰ کشور که تنها برای برخی جرایم خاص مجازات اعدام را در ‏قوانین داخلی شان دارند ، قوانینی که منحصرا شامل اعدام کودکان بزهکار می‌باشد را از قوانین خود خارج کرده اند, اما در هر حال ‏معدود کشور‌هایی به اعدام کودکان بزهکار ادامه می‌دهند. ‏

از سال ۱۹۹۰، ۱۰ کشور افغانستان، چین، جمهوری دموکراتیک کنگو، ایران، نیجریه، پاکستان، عربستان سعودی، سودان، آمریکا و یمن که ‏‏۵۸ زندانی که افراد زیر ۱۸ سال در زمان ارتکاب جرم را اعدام کردند، شناسایی شدند. آمریکا ، یمن، چین و پاکستان هم اکنون حداقل ‏سن اعدام را به ۱۸ سال درقوانینشان افزایش دادند. آمریکا و ایران هر کدام بیشترین تعداد اعدام را نسبت به مابقی کشورها دارند و ‏ایران هم اکنون بیشتر از کل تعداد اعدام‌های امریکا از سال ۱۹۹۰، یعنی ۱۹ کودک را اعدام کرده است. در سال ۲۰۰۶، ۶ کودک ‏مجرم در ایران و یک نفر در پاکستان اعدام شدند. ‏

۲ کودک بزهکار در ایران، یک نفر در عربستان سعودی، یک نفر در یمن و یک نفر در افغانستان در سال ۲۰۰۷ اعدام شدند.

‏۷. مجادلات و گفتگو‌های بازدارنده


مطالعات علمی نتواسته است شواهد و دلایل قابل قبولی مبنی بر موثر بودن مجازات اعدام نسبت به مجازاتهای دیگر به دست ‏آورد. مطالعات اخیر در مورد یافته‌های موجود در رابطه ی بین مجازات اعدام و میزان آدمکشی که در سال ۱۹۹۸ در سازمان ملل ‏انجام و در سال ۲۰۰۲ به روز شده است اضافه می‌کند: "پذیرفتن این فرضیه که مجازات اعدام از میزان ارتکاب قتل نفس نسبت به ‏مجازاتهای دیگر می‌کاهد، غیر قابل قبول است. "‏

‏۸. تاثیر فسخ مجازات اعدام در میزان جرایم


ررسی شواهد و تحقیقات انجام شده در رابطه بین تغییرات حاصله در استفاده از مجازات اعدام و میزان آدم کشی نشان می‌دهد که ‏کشور‌هایی که عملا یا قانوناٌ مجازات اعدام را فسخ کرده‌اند نباید نگران تغییرات ناگهانی و فاحشی در نمودار جرایم خود باشند. ‏
آمار جرایم اخیر در کشورهایی که مجازات مرگ را فسخ کرده‌اند نتوانسته است ثابت کند که این لغو اثرات زیانباری را برای آن ‏جامعه به دنبال داشته است. برای مثال در کانادا در سال ۱۹۷۵ در ازای هر ۱۰۰هزار نفر، آمار قتل در حدود ۰۹/۳ که یک سال قبل ‏از لغو مجازات اعدام این میزان به ۴۱/۲ در سال ۱۹۸۰ کاهش یافت و از آن پس شاهد کاهش عمده‌ای از میزان جرایم بودیم و در ‏سال ۲۰۰۶ یعنی ۳۰ سال پس از فسخ مجازات اعدام میزان آمار قتل در ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۸۵/۱ درصد است که در حقیقت ‏‏۴۰% نسبت به آمار سال ۱۹۷۵ کاهش یافته است. ‏

‏۹. موافقت نامه‌های بین‌المللی برای فسخ مجازات اعدام


یکی از مهمترین پیشترفتهای سالهای اخیر، اتخاذ معاهدات بین المللی بوده است که به موجب آن کشور‌ها متعهد به حذف مجازات ‏اعدام از قوانینشان می‌شوند. از جمله چنین معاهدات:‏
‏-دومین پروتکل اختیاری کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی و مدنی که توسط ۶۳ ایلات تصویب و ۸ کشور دیگر آن را امضا کرده ‏و خاطر نشان کردند که بعدا به جمع طرفین این قرارداد چند جانبه خواهد پیوست. ‏

‏- پروتکل کنوانسیون حقوق بشر آمریکا شامل فسخ مجازات اعدام که توسط ۸ ایالت تصویب و دو ایالت دیگر هم آن را امضا کردند. ‏
‏- پروتکل شماره ۶ حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اولیه اروپا که توسط ۴۶ کشور اروپایی تصویب و توسط یکی دیگر آنها ‏امضا شد. ‏
‏-پروتکل شماره ۱۳ کنوانسیون حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اولیه اروپا که توسط ۳۹ کشور اروپایی تصویب و توسط ۶ ‏کشور دیگر به امضا رسید. ‏
پروتکل شماره ۶ کنوانسیون حقوق بشر اروپا، موافقت نامه‌ای است که مجازات اعدام را در زمان صلح لغو می‌کند. دومین پروتکل ‏اختیاری کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و پروتکل کنوانسیون حقوق بشر آمریکا فسخ کامل مجازات اعدام را تصریح ‏کرده اما برای کشورهای مایل به حفظ این مجازات در هنگام جنگ این استثنا را قایل می‌شوند. ‏
پروتکل شماره ۱۳ کنوانسیون حقوق بشر اروپا فسخ قطعی و بی‌قید و شرط مجازات اعدام را در تمامی شرایط تصریح می‌کند. ‏

‏۱۰. اعدام افراد بیگناه


تا زمانی که قانون مجازات اعدام در قوانین کشورها وجود دارد، احتمال اعدام افراد بی‌گناه اجتناب ناپذیر است. ‏
از سال ۱۹۷۳ ، ۱۲۴ مجرم محکوم به اعدام، پس از اثبات بیگناهی‌شان آزاد شدند. ‏

در سال ۲۰۰۴ ، ۴ مورد مشابه و در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ هر کدام یک مورد مشابه وجود داشت. این احکام نادرست ناشی از ‏تحقیقات و گزارشات نا درست نیروی پلیس و افسران تحقیق، شهادت غیرقابل اطمینان شهود، شواهد عینی، اعترافات یا عدم ارائه‌ی ‏ادله کافی بود. دیگر زندانیان آمریکایی در حالی به کام مرگ می‌رفتند که در بی‌گناهی آنها همچنان شبهه وجود داشت. که از این ‏میان ایالت فلوریدا با بیشترین تعداد افراد بری شده از مجازات اعدام - ۲۲ نفر - دارای بالاترین درصد اشتباه بوده است. ‏

فرماندار ایالت ایلنوی(ایالتی در شمال مرکزی امریکا)، جورج رایان مهلت قانونی را برای اعدام‌های ژانویه ۲۰۰۰ اعلام کرد. این ‏تصمیم وی منجر به برائت 13 زندانی شد. در همان دوران، ۱۲ سرخپوست زندانی دیگر اعدام شدند. در ژانویه ۲۰۰۳ فرماندار رایان ‏‏۴ محکوم اعدامی را عفو و و تمامی ۱۶۷ زندانی محکوم به اعدام دیگر را شامل تخفیف مجازات قرار داد. ‏

مسئله‌ی احتمال اعدام افراد بی‌گناه تنها محدود به کشور آمریکا نیست.
- در تانزانیا حسن محمد متپکا که در سال ۲۰۰۴ به جرم تجاوز و قتل دختر خوانده‌اش محکوم شده بود توسط دادگاه تجدید نظر مبری ‏شد.
- در جامائیکا کارن مک‌هارگ در سال ۲۰۰۶ توسط دادگاه تجدید نظر تبرئه شد. ‏

‏۱۱. مجازات اعدام در آمریکا


در سال ۲۰۰۴، دادگاه عالی نیویورک قانون مجازات اعدام ایالتی را مغایر با قانون اساسی دانست و در اوایل سال ۲۰۰۷ این قانون ‏جایگزین شد. در سال ۲۰۰۶، پارلمان نیوجرسی یک مهلت قانونی را در آن ایالت اعلام نمود و کمسیونی را برای بررسی همه جانبه ‏ی مجازات اعدام تاسیس کرد. در گزارش نهایی این کمسیون در ژانویه ۲۰۰۷، این کمیته فسخ مجازات اعدام را پیشنهاد کرد. ‏
‏۵۳۰ زندانی در ۱۲ ایالت آمریکا در سال ۲۰۰۶ اعدام شدند و از سال ۱۹۷۷ در پی ادامه‌ی مجازات اعدام تا پایان این سال، ۱۰۵۷ ‏نفر اعدام شدند. در حدود ۳۳۵۰ زندانی از ژانویه ۲۰۰۷ محکوم به اعدام شدند.
۳۸ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا مجازات اعدام در قوانین‌شان موجود است. ‏

برگرفته از:‏

  http://web.amnesty.org/pages/deathpenalty-facts-eng
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:25  توسط "حقوق بشر"  | 

تبعیض علیه بهائیان را محکوم می کنیم



اتحاد جمهوریخواهان ایران:
تبعیض علیه بهائیان را محکوم می کنیم!
ما خواستار برسمیت شناختن جامعه بهائیت ایران هستیم

بر طبق اخباری که از سوی سازمان بین المللی بهائیان و دانشجویان بهایی منتتشر شده است، مقامات مسئول سازمان سنجش آموزش کشور، طی یک اقدام بی سابقه صد ها نفر از دانش آموز بهایی را از امکان دسترسی به نتایج کنکور سراسری دانشگاه های دولتی محروم کرده اند. بر اساس این خبر، دانش آموزان در مراجعه فردی به سایت رسمی سازمان سنجش و آموزش کشور با این اطلاعیه مواجه شده اند که هنوز پرونده آن ها ناقص است و تکمیل نشده است. تعدادی از این دانشجویان تلاش نموده اند که با مراجعه به مسئولان بدانند که به چه دلیل نتایج کنکور آنان قابل دسترسی نیست و آنها نمی توانند نمرات شان را دریافت کنند. از قرار معلوم تمامی این تلاش ها بی حاصل بوده است.
بنا به گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، تعداد این دانش آموزان حدود ۸۰۰ نفر است. بنا به این گزارش، دو تن از دانش آموزانی که شخصا به دفتر سازمان سنجش و آموزش کشور در تهران مراجعه کرده اند، گفته اند که: « به وضوح معلوم بود که اعتقاد آنها به آئین بهائیت دلیل عدم دسترسی به نتایج» است. یکی دیگر از این دانش آموزان اظهار داشته است که: «یک مقام مسئول به وی گفته است آن ها دستوراتی از مقامات بالا داشته اند تا امتحانات دانش آموزان بهایی را مورد ارزیابی و سنجش قرار ندهند.» و دانش آموز دیگری گفته است که: «یکی از مقامات سازمان سنجش آموزش کشور به وی پیشنهاد کرده است: وی می تواند نتایجش را دریافت کند به شرط این که خانواده اش، اعتقاد به بهائیت را انکار کنند.»
در طول نزدیک به سی سال گذشته، پیگرد، محاکمه و آزار و اذیت بهائیان همواره در دستور کار دستگاه سرکوب رژیم بوده است. بهائی بودن خود به خود جرم بوده و بهائیان در قاموس حکومتگران ایران متهم محسوب شده اند. دولت جمهوری اسلامی تا کنون جامعه بهائیت ایران را به عنوان یک اقلیت مذهبی به رسمیت نشناخته است و رهبران جمهوری اسلامی با خصومت نسبت به آئین بهائیت و تبدیل آن به ارتداد و انحراف از اسلام، همه پیروان آن را در معرض بی رحمانه ترین فشار ها و تعرضات قرار داده اند.
اتحاد جمهوریخواهان ایران خواستار رفع تبعیض علیه شهروندان کشور بر اساس جنسیت، مذهب و قومیت و نژاد بوده و خواستار ایجاد فرصت های برابر برای همه مردم فارغ از تعلقات قومی، زبانی و مذهبی آنان است.
ما خواستار به رسمیت شناختن جامعه بهائیت ایران به عنوان یک اقلیت مذهبی، دارای حقوق برابر با جوامع مذهبی دیگر و پایان دادن به پیگرد و اذیت و آزار بهائیان به دلیل مذهب و اعتقادات آنان هستیم.

هیات سیاسی اجرائی
اتحاد جمهوریخواهان ایران
۱۵ مهر ماه ۱۳۸۶
۷ اکتبر ۲۰۰۷

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:21  توسط "حقوق بشر"  | 
با درود

"میلیتانت" به روز شد

فیلم نودمین سالگرد انقلاب اکتبر

http://www.militantmag.blogfa.com

  وب سایت   پست الکترونیک
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:12  توسط "حقوق بشر"  | 
 تظاهرات ایستاده

 21 مهر 1386       



مبارزات حق طلبانه کارگران در دفاع از حقوق پایمال شده خود هر روز دامنه گسترده تری بخود میگیرد. امروز در سرتاسر ایران، در بسیاری از کارخانه ها، کارگران، رزمجویانه، بپاخاسته و با دست زدن به اعتصابها و تحصن ها و حرکتهای اعتراضی دیگر، فریاد خشم خود را علیه وضع ناهنجار زندگی و ظلم و استثمار و سرکوب وحشیانه ای که در معرض آن قرار دارند، بلند کرده اند. نمونه برجسته این جنبش عظیم اعتراضی در حال حاضر، اعتصاب و تحصن بیش از 2500 تن ازکارگران نیشکر هفت تپه در خوزستان میباشد که از روز شنبه 7 مهرماه آغاز شده و همچنان با پایداری هرچه تمامتر، ادامه دارد. کارگران نیشکر هفت تپه که با انواع ستمدیدگی ها و محرومیت ها، دست بگریبان اند و ماههاست دستمزدهای ناچیز خود را دریافت نداشته اند، مصمم اند تا زمانی که به خواستهای حقه خود نرسیده اند، به اعتصاب و تحصن، همچنان ادامه دهند. رژیم کارگرکش جمهوری اسلامی، به تهدید و ارعاب کارگران متحصن، پرداخته و مذبوحانه میکوشد با توسل به سرکوب و دستگیری فعالین کارگری، فریاد حق طلبانه کارگران را در گلوخفه سازد. در چنین شرایطی دفاع از مبارزات و خواستهای عادلانه کارگران نیشکر یک وظیفه انقلابی برای تمامی نیروها و افراد مبارز و آزادیخواه می باشد.

در پشتیبانی از تحصن و اعتصاب قدرتمند کارگران بپاخاسته نیشکر هفت تپه، و در اعتراض به سرکوب وحشیانه مبارزات آنها توسط رژیم ضدکارگری وابسته به امپریالیسم، تظاهرات ایستاده ای در برابر سفارت جمهوری اسلامی در لندن، برگزار خواهد شد. بدینوسیله، از کلیه ایرانیان آزاده و مبارز دعوت میشود فعالانه در این تظاهرات شرکت کرده و پشتیبانی خود را از کارگران نیشکر هفت تپه، که تحت سلطه رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی، از حداقل حقوق انسانی محروم میباشند و در نهایت فقر و مسکنت زندگی میکنند، اعلام دارند.


زمان: شنبه 13 اکتبر 2007
ساعت: ۱۲ تا 2 بعد از ظهر
مکان: روبروی سفارت جمهوری اسلامی واقع در 16 Princes Gate, London SW7
نزدیکترین ایستگاه قطار South Kensington


سازمان دمکراتیک- ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان
فعالین چریکهای فدایی خلق ایران در لندن

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:7  توسط "حقوق بشر"  | 
بازداشت چند شهروند سنندجی ، آژانس خبری موکریان

 21 مهر 1386       

طی روزهای اخیر چند شهروند سنندجی به نامهای شاهو کلیایی ،روناک صفازاده ،فردین مرادی ویاسر گلی توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شدند.

تا کنون هیچ علت یا عللی برای دستگیری این افراد از سوی مراجع رسمی اعلام نشده است .

گفتنی است در جریان بازداشت چند تن از این افراد منازل شخصی آنان نیز توسط نیروهای لباس شخصی مورد بازرسی قرار گرفته است.







http://www.mukriannews.blogfa.com/
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:5  توسط "حقوق بشر"  | 

جان "فرزاد کمانگر"در خطر است

خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان

بیش از 14 ماه از بازداشت "فرزاد کمانگر" سپری می شود و در این مدت وی تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار گرفته است و وضعیت جسمانی وی وخیم گزارش شده است.

بیش از 14 ماه از بازداشت "فرزاد کمانگر"می گذرد و در طول این مدت وی در زندانهای کامیاران، کرمانشاه، سنندج و بند 209 اوین زندانی بوده است. وی هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج زندانی است و گزارشات رسیده حاکی است که "فرزاد کمانگر" تحت بیرحمانه ترین شکنجه های جسمی قرار دارد و به ناراحتی هایی همچون سوختگی دست و ران چپ ناشی از آب جوش، ناراحتی کلیه ها و عفونت و خونریزی مجرای ادرار، دچار شده است و سلامتی وی ر در معرض خطرجدی قرار گرفته است.

نامبرده 3 هفته است که ممنوع الملاقات می باشد و بیم آن می رود که تحت شکنجه باشد.

وی به "محاربه "و "اقدام علیه امنیت ملی" متهم شده است و گفته می شود که همه ی اتهامات از سوی فرزاد کمانگر رد شده است.

خانواده ی این زندانی کامیارانی، شدیدا نگران وضعیت فرزندشان هستند و از سازمانهای حقوق بشری درخواست کرده اند که برای نجات جان "فرزاد کمانگر" تلاش کنند و از مقامات قضایی بخواهند تا سریعا نامبرده تحت مداوای پزشکی قرار بگیرد.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:58  توسط "حقوق بشر"  | 

شکنجه ی یک معلم کامیارانی در زندان وزارت اطلاعات

وبلاگ کیانوش سنجری
http://ks61.blogspot.com


جان معلمی به نام فرزاد کمانگر که در مرداد سال 1385 به دلایل نامعلومی بازداشت شده، در زندان وزارت اطلاعات در شهر سنندج در خطر است.

فرزاد کمانگر نزدیک به 14 ماه پیش به همراه دو دوست اش؛ علی حیدریان و فرهاد وکیلی توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهر سنندج بازداشت شد.

خانواده ی آقای کمانگر به مدت 4 ماه از محل زندانی بودن وی بی اطلاع بودند، اما پس از آن مشخص گردید که فرزاد در بازداشتگاه امنیتی 209 زندانی بوده و در اختیار وزارت اطلاعات قرار داشت.

پیش تر مدافعان حقوق بشر در غرب ایران گزارش داده بودند که فرزاد کمانگر در بازداشتگاه امنیتی 209 در سلول انفرادی زندانی بود و به شدت مورد آزار های روحی و جسمی قرار گرفته بود.

فرزاد کمانگر 3 مرتبه از بازداشتگاه 209 به بازداشتگاه های امنیتی در شهر سنندج و کرمانشاه منتقل شده و در آن جا مورد بازجویی همراه با شکنجه قرار گرفته بود.

فرزاد کمانگر بر اثر شکنجه شدن در زندان اطلاعات از ناحیه دست و پای چپ دچار سوختگی ناشی از آب جوش شده و از درد کلیه در رنج است و مجرای ادرارش دچار عفونت و خونریزی شده است.

در هفتمین ماه بازداشت، به فرزاد کمانگر اجازه داده شد که با مادر و برادرش در زندان ملاقات کند. ماموران وزارت اطلاعات در این جلسه ملاقات حضور داشتند و از فرزاد و خانواده اش که کرد هستند خواسته بودند که فقط به زبان فارسی با یکدیگر سخن بگویند.

خلیل بهرامیان، وکیل مدافع سرشناس در تهران، وکالت فرزاد کمانگر را بر عهده گرفته، اما قوه قضاییه ایران تاکنون به وی اجازه ملاقات با موکلش را نداده است.

تاکنون دادگاه رسیدگی به اتهامات فرزاد کمانگر برگزار نشده و وی در بازداشت موقت است. مدت بازداشت موقت زندانیان سیاسی در ایران توسط قاضی دادگاه تمدید می شود و ممکن است تا بیش از یک سال نیز به درازا بیانجامد.

قوه قضاییه تاکنون رسما اتهامات فرزاد کمانگر و دوستانش را اعلام نکرده اما گزارش شده است که وی به اقدام علیه امنیتی کشور و محاربه متهم شده است.

بر پایه ی یکی از گزارش های منتشر شده درباره وضعیت فرزاد کمانگر، گفته شده که وی به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) بازداشت شده است. این گزارش تاکنون از منابع رسمی در ایران تایید نشده است.

فرزاد کمانگر ساکن کامیاران در ایران است. وی معلم است و به مدت 5 سال در مدارس روستاهای اطراف کامیاران و در شهر کامیاران مشغول به تدریس بوده است.

خانواده ی فرزاد کمانگر نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی کرده و گفته اند که سلامت فرزاد در خطر است. این خانواده از سازمانهای مدافع حقوق بشر خواسته اند که برای نجات جان فرزاد تلاش کنند و از مقامات قضایی ایران بخواهند تا اجازه بدهد فرزاد تحت مداوای پزشکی قرار بگیرد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:55  توسط "حقوق بشر"  | 

ازمایش DNA از سوریها، به زودی

به زودی از اتباع سوری که قصد سفر به اروپا دارند آزمایش DNA به عمل خواهد آمد.

به گزارش « فردا » و به نقل از روزنامه الریاض چاپ عربستان، محافل دیپلماتیک سوریه اعلام کرده اند به زودی هر مسافر سوری که قصد سفر به اروپا و گرفتن ویزا از یک کشور اروپایی را داشته باشد،باید ،آزمایش DNAبدهد!

بنا بر این گزارش، تنها یک نفر از این قانون مستثناست ،و آن هم شخص رییس جمهور سوریه یعنی بشار اسد می باشد!

این اقدام به معنی آنست که حتی اگر هیاتهای عالیرتبه سوری هم بخواهند به کشورهای اروپایی سفر کنند باید نمونه های ژنتیکی بدهند.

یک سایت اینترنتی سوری نیز اعلام کرده است که اخیرا سفارت آلمان در سوریه شروع به اقداماتی برای اجرای این قانون کرده است.

یک منبع غربی که نخواست نامش فاش شود گفته است،قرار است این قانون در تمام دولتهای خاور میانه به اجرا گذاشته شود.
هدف از این اقدامات شناختن مظنونین تروریست است.

گفتنی است نمونه های ژنتیکی در بانکهای مخصوص اتحادیه اروپا نگهداری میشوند تا دردفعات بعد برای ویزا دادن بررسی شوند.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:53  توسط "حقوق بشر"  | 

ابراز نگرانی شدید فعالین حقوق بشر در مورد وضعیت یک زندانی سیاسی

خبرنامه امیرکبیر: ابراز نگرانی شدید فعالین حقوق بشر در خصوص مخاطره آمیز بودن وضعیت سلامت دکتر مصطفی علوی، یک زندانی سیاسی

فعالین حقوق بشر در ایران با انتشار گواهی پزشکی دکتر مصطفی علوی که توسط بهداری زندان اوین صادر شده است، اعلام کرد سلامتی این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی است.

متن این گزارش به شرح زیر است:

موارد قانونی مربوط به حقوق زندانیان در حداقل قواعد استاندارد رفتار با زندانیان مصوب سازمان ملل متحد و آئین نامه اجرایی سازمان های زندان های ایران بلاخص ماده ۹۹ آن صراحتا رسیدگی پزشکی به بیماران و رسیدگی به وضع بیماران صعب یا لاعلاج را با احتساب مرخصی ، عفو یا آزادی مشروط مورد تاکید قرار می دهد .

سند پیوست گویای وضعیت بغرنج دکتر سید مصطفی علوی جدایی می باشد متاسفانه نامبرده در زندان علی رغم شرایط حاد از حداقل امکانات پزشکی محروم می باشد و در طی بازداشت اخیر حدود یکساله خود چندین مرتبه در اعتراض به شرایط نگهداری خود دست به اعتصاب دارو و غذا ، چه در زمان بازداشت در بازداشتگاه ۲۰۹ و چه در زندان اوین زده است .

نامبرده از زمان انتقال خود از بند ۲۰۹ به بند عمومی در تاریخ فلان تا کنون در راستای افزایش فشار هشت بار به سالن های مختلف منتقل گشته است و از داشتن ملاقات نیز محروم می باشد نامبرده در آخرین اقدام به بند ۳۲۵ موقت روحانیت منتقل گشته است . وی پس از انتقال از دو هفته گذشته تا کنون هیچ گونه تماس با خانواده خود نداشته است .

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن اعتراض به شرایط نگهداری این زندانی نسبت به سلامتی وی ابراز نگرانی می نماید.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:49  توسط "حقوق بشر"  | 

احضار دو تن از فعالان زنان به دادگاه تحدید نظر

 

كانون زنان ايراني _منصوره شجاعي و طلعت تقي نيا دو تن از فعالان جنبش زنان بار دیگر براي بازجويي به دادگاه انقلاب احضار شدند.شجاعي و تقي نيا ؛ دفعه قبل که به دادگاه انقلاب احضار شده بودند ،در ساعت مقرر حاضر شدند اما قاضي در دادگاه نیامد.آنها اين بار با احضاريه وزارت اطلاعات به شعبه امنیت دادگاه فراخوانده شده اند.و قرار است 22 مهرماه ساعت 11:30 براي تكميل پرونده به كارشناس پرونداشن مراجعه كنند.منصوره شجاعي و طلعت تقي نيا که چند ماه قبل به همراه یک گروه از فعالان زن برای شرکت در یک کارگاه روزنامه نگاری عازم هند بودند ، در فرودگاه بازداشت و چند روز زندانی شدند . شجاعي مي گويد:‹پرونده ما همچنان باز است و هر اقدامي در پرونده امان ثبت مي شود و الان معلوم نيست به خاطر چه اتهامي بايد پاسخگو باشيم."

 

طلعت تقي نيا نيز همچون شجاعي روز سه شنبه17 مهرماه برگه احظاريه را دريافت كرده وبازجويي از او نيز روز 22 مهرماه برگزار مي شود.اين فعالان جنبش زنان معتقد به رعايت قانون اند وهمچون دفعه قبل با احضار كتبي به دادگاه مراجعه مي كننداما به قول شجاعي توقع دارند مسئولان قضايي نيز با رعايت اصول قانوني در برگزاري جلسات خوش قول باشند.اين دو نفر از فعالان كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز هستند .

 

 
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:47  توسط "حقوق بشر"  | 

شاهرودی، دانشجویان و شکنجه گران اوین

 

راديو فردا ،فرین عاصمی :  عليرضا آوايی، رييس دادگستری استان تهران روز سه شنبه با احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی، سه دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امير کبير ديدار کرد. اين سه دانشجو همزمان با ديدار رييس دادگستری استان تهران، پس از بيش از ۵ ماه  بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوين، به بند عمومی منتقل می شوند.احسان منصوری، مجيد توکلی و احمد قصابان در ارديبهشت ماه سال جاری و در پی توزيع نشريات دانشجويی که به گفته مقامات ايران در آنها به مقدسات اسلام توهين شده است، بازداشت شدند. دانشجويان می گويند لوگوی نشريات جعل شده است و آنها با اين نشريات ارتباطی نداشته اند. اين سه دانشجو به گفته خانواده هايشان تحت شديدترين شکنجه ها مجبور به اعتراف شده اند.


عليرضا آوايی، رييس دادگستری استان تهران روز سه شنبه در مصاحبه ای اعلام کرد نتيجه بررسی پرونده شکنجه دانشجويان امير کبير را به طور شفاهی به آيت الله شاهرودی، رييس قوه قضاييه اعلام کرده است، اما تاکيد کرد که نتيجه کتبی را منتشر نخواهد کرد و تنها به اطلاع رييس قوه قضاييه خواهد رساند. آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان امير کبير و عضو هيات رييسه شورای تهران دفتر تحکيم وحدت، در مصاحبه ای با راديو فردا، جزئياتی از ديدار روز سه شنبه رييس دادگستری تهران با دانشجويان را تشريح کرد.

 

به نظر شما در صورتی که شکنجه شدن اين سه دانشجوی دانشگاه امير کبير اثبات شود، چه نتايجی خواهد داشت؟


آرمان صداقتی: آن طور که مشخص است اين نتيجه به زودی توسط قوه قضاييه به طور رسمی اعلام نخواهد شد.
اما همين که درون اين قوه و به رياست قوه قضاييه گزارش شود که بازجويان و شکنجه گران در سطح پايين کادر در داخل زندان اوين و بند ۲۰۹ چه بر سر دانشجويان آورده اند،  تاثير مثبتی بر فضای درون قوه قضاييه می تواند داشته باشد اما اينکه روی پرونده دانشجويان امير کبير تاثير مثبتی بگذارد، با توجه به سيستم کار قوه قضاييه و وضعيت امنيتی که بر پرونده آنها حاکم است، من بعيد می دانم تاثير مثبتی داشته باشد.


احسان منصوری، احمد قصابان و مجيد توکلی همزمان با ديدار با رييس دادگستری استان تهران از بند ۲۰۹ زندان اوين به بند عمومی منتقل شدند. آيا اين امر می تواند نشانه ای از بهبود وضعيت پرونده اين سه دانشجو باشد؟


انتقال آنها به بند عمومی مساله ای دو گانه است و نمی توان از آن برداشت کرد که به نفع دانشجويان است يا به ضرر آنها است. زيرا معمولا وقتی کسی را به بند عمومی انتقال می دهند، قصد نگهداشتن او را در زندان دارند. انتقال اين سه دانشجو به بند عمومی به معنای آزادی احتمالی آنها نيست.


فکر می کنيد دخالت مستقيم آيت الله هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه در پرونده دانشجويان امير کبير چه تاثيری بر روند پرونده اين سه دانشجو و ديگر دانشجويان داشته باشد؟


اين که در مورد دانشجويان ديگر موثر باشد، ما اميد داريم که تاثيری داشته باشد و ما ديگر شکنجه های قرون وسطايی را در مورد دانشجويان شاهد نباشيم اين که در پرونده اين سه دانشجو چه تاثيری می تواند بگذارد، تنها اميدواريم که تاثير مثبتی داشته باشد و دست کم سطوح بالای قوه قضاييه با ديدن بی قانونی هايی که در سطوح پايين اين قوه انجام شده، در صدد برآيند که اين بی قانونی ها را جبران کنند و اين پرونده روند مثبتی داشته باشد.


از وضعيت اين سه دانشجو خبری داريد؟ آيا توانسته اند با وکيل خود، محمد علی دادخواه ديدار کنند؟


در طی جلسه دادگاه  با وکيل خود ديدار کردند و بعد از دادگاه دوباره به سلول انفرادی خود در بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شدند. تا اين که روز سه شنبه به قرنطينه منتقل شدند که از آنجا به بند عمومی بروند.


پس از برگزاری جلسه دوم دادگاه اين سه دانشجو، آنها اعلام کرده اند که انتشار نشريات جعلی کار آنها نبوده و لوگوی نشريات جعل شده است و آنها تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده اند. آيا تحول جديدی در پرونده آنها رخ داده است؟


در اين مدت خبری نبوده است وتنها ۲۰ روز مهلت اعلام رای از سوی دادگاه داده شده بود. اکنون دو هفته اين مهلت گذشته است و ما منتظر اين هستيم که در ده روز آينده رای دادگاه اعلام شود. با توجه به اينکه هيچ مدرکی هم عليه اين دانشجويان در دست نيست به جز اعترافاتی که تحت شکنجه بوده است. قبل از دستگيری و در طی جلسات دادگاه، اين دانشجويان انتشار نشريات را تکذيب کرده اند.  در طول دادگاه هم شرح شکنجه هايی که بر آنها اعمال شده و موجب اعتراف اجباری شان شده را برای قاضی دادگاه با جزييات توضيح داده اند. اصولا با توجه به اينکه اعترافات آنها تحت شکنجه بوده و اين دانشجويان در دادگاه هم دست داشتن در نشريات جعلی را تکذيب کرده اند، اميدواريم تبرئه شوند.

 

 
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:46  توسط "حقوق بشر"  | 

آلمان تروریست دولتی ایران را آزاد می کند

 

راديو فردا : دادستانی فدرال آلمان روز پنج شنبه اعلام کرد که متهم اصلی ترور چهار تن از ناراضيان کرد ايرانی در رستوران ميکونوس را آزاد می کند. فرانک والنتا گفت که آقای دارابی اوایل ماه دسامبر از زندان آزاد می شود. بر اساس قانون آلمان حبس ابد وی پس از ۱۵سال مورد بازنگری قرار گرفته تا درباره اینکه آیا او می تواند آزاد شود یا نه، تصمیم گیری شود. کاظم دارابی، از سوی دادگاهی در آلمان به عنوان متهم ماجرای قتل دکتر صادق شرفکندی، رهبر وقت «حزب دموکرات کردستان ايران» و سه نفر از دستياران وی، دستگير و به حبس ابد محکوم شده بود.


صادق شرفکندی، پس از قتل دکتر عبدالرحمان قاسملو، به عنوان رهبر حزب دموکرات کردستان ايران برگزیده شده بود . وی در پاييز سال ۱۹۹۲ به برلين، پایتخت آلمان دعوت شده بود تا درهمايش انترناسيونال سوسياليستی شرکت کند. شبی که او همراه با دستيارانش در رستوران «ميکونوس» برلين مشغول صرف غذا و گفت وگو بود، به ناگهان تيمی از مهاجمان مسلح به انواع سلاح های خودکار به رستوران هجوم برده و او و سه نفر ديگر از ناراضيان کرد را به قتل رساندند.



در حکم دادگاه ميکونوس آمده است که آخرين رايزنی های «تروريست ها» برای انجام اين قتل، در منزل کاظم دارابی انجام شد. دادگاه آلمان، متهمان اين حادثه را ماموران اعزامی از سوی وزارت وقت اطلاعات جمهوری اسلامی معرفی کرد و در حکم خود، شماری از سران وقت جمهوری اسلامی را به «آمريت» در اين قتل متهم کرد. نام علی فلاحيان، وزير وقت اطلاعات ايران صريحا در آمريت اين قتل مطرح شد و حکم جلب بين المللی عليه او صادر شد. پيش از صادق شرفکندی، دکتر عبدالرحمان قاسملو در وين (پايتخت اتريش) کشته شد. حزب دموکرات کردستان ايران، همواره اين قتل را نيز به جمهوری اسلامی نسبت داده است.


خشم خانواده رون آراد از آزادی کاظم دارابی رسانه های اسراييل روز چهارشنبه از آزادی قريب الوقوع کاظم دارابی، خبر داده  بودند و اعلام کرده بودند که خانواده رون آراد، کمک خلبان اسير اسراييلی برای بيان مخالفت خود با اين تصميم آلمان، در روزهای آينده به این کشور سفر می کنند. به گزارش روزنامه اسراييلی معاريو و شبکه اول خبری تلويزيون اسراييل، آلمان به آگاهی اين کشور رسانده است که در نظر دارد در آينده ای بسيار نزديک، کاظم دارابی را از زندان آلمان آزاد کند. شبکه اول تلويزيون اسراييل نيز اعلام کرد: «مسوولان ارشد آلمان روز شانزدهم اکتبر، با افراد خانواده رون آراد ديدار می کننداز آنجا که اين تاريخ، دقيقا سالروز به اسارت رفتن رون آراد است، خانواده اين کمک خلبان گفته اند که «درد» آنها «صد چندان» شده است، اما در هرحال ملاقات را انجام خواهند داد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:41  توسط "حقوق بشر"  | 
بازگشت شاکری پس از چهار ماه زندان در ايران به کاليفرنيا

 20 مهر 1386   رادیو فردا    

فیروزه خطیبی (لس آنجلس)


علی شاکری، ايرانی آمريکايی ساکن جنوب کاليفرنيا، که در سفری به ايران به مدت ۴ ماه در اين کشور زندانی بود، پس از آزادی شامگاه روز سه شنبه به محل زندگی خود در ناحيه اورنج کاونتی بازگشت.

آقای شاکری، سومين شهروند ايرانی آمريکايی است که در ماه های اخیر از زندان های جمهوری اسلامی آزاد شده است و اجازه خروج از ايران را دريافت کرده است.

آقای شاکری که تا اين تاريخ از گفت وگو با رسانه های فارسی زبان خودداری کرده است، در اولين مصاحبه خود با رابين رايت گزارشگر واشنگتن پست گفته است که پاسپورت او روز يکشنبه گذشته به او بازگردانده شده است و او پس از سپردن وثيقه بلافاصله ايران را ترک کرده است.

در همين حال آقای شاکری اضافه کرده است که محاکمه بايد به ايران بازگشته و دادگاه جمهوری اسلامی حاضر شود.

آقای شاکری به خبرنگار واشنگتن پست گفته است: «آنها مرا به شرط وثيقه آزاد کرده اند تا بتوانم به ايالات متحده برگردم و طبق دستور دادگاه، هرگاه مرا بخواهند بايد به ايران برگردم».

آقای شاکری درادامه گفت وگوی خود با وشينگتن پست می افزايد: «اين دستوری است که من از آن سرپيچی نخواهم کرد. من سند مالکيت ملک برادرم را گرو گذاشته ام که بيش از ۱۱۰ هزار دلار ارزش دارد».

آقای شاکری روز هشتم مارس برای ديدار با مادر بيمار و در حال مرگ خود به تهران رفته بود. علی شاکری پس از برگزاری مراسم کفن و دفن مادر خود در فرودگاه بين المللی تهران در حاليکه تهران را به قصد اروپا ترک می کرد، دستگير شد.

«آنها مرا به شرط وثيقه آزاد کرده اند تا بتوانم به ايالات متحده برگردم و طبق دستور دادگاه، هرگاه مرا بخواهند بايد به ايران برگردم اين دستوری است که من از آن سرپيچی نخواهم کرد. من سند مالکيت ملک برادرم را گرو گذاشته ام که بيش از ۱۱۰ هزار دلار ارزش دارد»
علی شاکری
آقای شاکری می گويد در مقام های زندان اوين با او رفتار بدی نداشته اند و او در اين مدت در سلول انفرادی بسر می برده است.

علی شاکری گفته است:«من در زندان مورد بدرفتاری قرار نگرفتم و از نظم و قوانين که در بند ۲۰۹ زندان اوين وجود داشت، قدردانی می کنم».

کيان تاجبخش، پژوهشگر و پيش از آن هاله اسفندياری، پژوهشگر ايرانی- آمريکايی موسسه وودرو ويلسون نيز با اتهامات مشابهی با آقای شاکری دستگير و سپس آزاد شدند، ولی کيان تاجبخش، ساکن نيويورک تا کنون نتوانسته است اجازه خروج از ايران را بدست نياورده است.

پيشتر هاله اسفندياری، استاد دانشگاه و پرناز عظيما خبرنگار راديوفردا نيز پس از سپردن وديعه توانستند از ايران خارج شده و به ايالات متحده بازگردند.

آقای شاکری عضو ايرانی شورای «ابتکار شهروندان برای صلح» در دانشگاه اروين در جنوب کاليفرنيا است و ضمن اداره يک شرکت موفق تجاری، در طول سال ها فعاليت اجتماعی و سياسی در جنوب کاليفرنيا، به عنوان سخنگوی انجمن مدافع دمکراسی در ايران فعاليت داشته است.

آقای شاکری بارها به ايران سفرکرده و در دوران انتخاباتی که منجر به پيروزی جنبش دوم خرداد و رسيدن محمد خاتمی به مقام رياست جمهوری ايران شد، او در کاليفرنيای جنوبی اقدام به ايجاد حوزه های انتخاباتی برای رای گيری از شهروندان ايرانی تبار کرد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:36  توسط "حقوق بشر"  | 

گران ترين تابلوي ايراني 180 هزار دلار قيمت خورده است

چوب جادويي حراج بر آثار ايراني در دوبي

گروه فرهنگي، علي مطلب زاده؛ قيمت پايه آثار هنرمندان ايراني در حراج کريستي دوبي اعلام شد. در اين حراج که روز نهم آبان ماه امسال در هتل «جميرا» دوبي برگزار مي شود در مجموع 35 اثر (از مجموع 60 اثر ارائه شده) از 39 هنرمند ايراني (نقاش، عکاس و مجسمه ساز) شرکت دارند که شيرين نشاط و مسعود عربشاهي به ترتيب با 5 و 4 اثر، رکورد بيشترين اثر از يک هنرمند ايراني را در اختيار دارند. حراج کريستي دوبي، امسال براي سومين بار آثار هنرمندان ايراني را در فهرست فروش خود قرار داده است که علاوه بر حسين زنده رودي و شيرين نشاط، آثار ديگري از مسعود عربشاهي، سهراب سپهري، حسين کاظمي، مارکو گريگوريان، بهمن محصص، غلامحسين نامي، محسن وزيري، حسين بهزاد، ناصر اويسي، آيدين آغداشلو، فرح اصولي، فريده لاشايي، نصرت الله مسلميان، رضا درخشاني، فرهاد مشيري، افشين پيرهاشمي و... همراه با عکس هايي از عباس کيارستمي، بهمن جلالي، شادي قديريان و... در اين حراج حضور خواهند داشت. شيوه برگزاري حراج کريستي به گونه يي است که امکان شرکت هر هنرمند به صورت انفرادي يا از طريق يک گالري چه در داخل و چه از خارج کشور وجود دارد. «پرويز تناولي» با دو اثر خود به صورت شخصي در اين حراج شرکت کرده و آثار ديگر نيز توسط گالري هاي داخلي به اين حراج راه يافته اند که از مهمترين آنها مي توان به ماه مهر، ماه، هور و راه ابريشم اشاره کرد. قيمت هاي ارائه شده و سير رو به رشد شرکت کنندگان ايراني در اين حراج نسبت به دو دوره قبلي (40 درصد رشد نسبت به دوره هاي قبلي) و توجه به اين نکته که در اين دوره هنرمندان جوان نيز حضور دارند، بيش از آنکه نشان دهنده تمايل هنرمندان و گالري داران ايراني براي شرکت در اين حراج باشد، حاکي از توجه برون مرزي در بازارهاي هنري نسبت به هنر ايراني است. البته نبايد فراموش کرد که چنين امکاني هنوز در هنر ايران ناشناخته مانده است. برخوردهاي رقابتي و بعضاً پنهان گالري ها در چند ماهه اخير نمونه هايي از اين جريان هاست و تا آنجا پيش مي رود که چندي پيش گالري داران از دادن اطلاعات دقيق درباره تعداد و مشخصات آثاري که در کريستي عرضه مي کنند امتناع کرده بودند. در هر صورت گران ترين تابلو ايراني در کريستي امسال اثري از حسين زنده رودي است و 180هزار دلار قيمت خورده است. از ديگر آثار قيمت خورده در اين حراج مي توان به اثر پرويز تناولي با قيمت پايه 150هزار دلار، اثري از مسعود عربشاهي به قيمت 60هزار دلار و عکسي از شيرين نشاط با قيمت 80هزار دلار و اثري از آيدين آغداشلو با قيمت 30هزار دلار اشاره کرد.



 
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:45  توسط "حقوق بشر"  | 
در نشست روز جهاني کودک عنوان شد

افزايش سه برابري خشونت عليه کودکان

گروه اجتماعي، الناز انصاري؛ همزمان با روز جهاني کودک، جمعيتي بالغ بر 600 نفر به دعوت انجمن حمايت از حقوق کودکان گردهم آمدند. آنها در سالن اجتماعات حسينيه ارشاد به ياد کودکاني که از 16 مهر سال 85 تا 16 مهر امسال (روز جهاني کودک) بنا به دلايل مختلف جان خود را از دست دادند يک دقيقه قيام و سکوت کردند. تصاوير تکان دهنده يي که پيش از آغاز رسمي جلسه از کودکان خشونت ديده پخش شد، سکوت حضار را با آرزوي جهاني بي خشونت تازيانه مي زد. 250 ميليون کودک تحت ستم و بهره کشي قرار دارند که 73 ميليون نفر از آنان کمتر از ده سال سن دارند و هر سال يک ميليون کودک مورد بهره کشي جنسي قرار مي گيرند و 100 ميليون نفر از آنها که بايد پاي ميز مدرسه بنشينند از دستيابي به امکان آموزش محرومند.

افزايش چهاربرابري خشونت کودکان

در يک سال


بعد از پيوستن مشروط ايران به پيمان نامه جهاني حقوق کودک، انجمن حمايت از حقوق کودکان در سال 73 ثبت شد و فعاليت جدي خود را ادامه داد تا امروز به عنوان NGO مادر، در حوزه حقوق کودک شناخته شود. اين سازمان غيردولتي با تمام فراز و نشيب ها توانست 4 واحد عملياتي خود را در خيابان هاي شوش و ناصرخسرو، بم و جنوب خراسان فعال کند.

فرشيد يزداني دبير اين سازمان در نشست «نفي خشونت عليه کودکان» با اشاره به نواقص قانوني نظير سن مسووليت کيفري 9 سال دختران و 13 سال پسران از قانونگذاران خواست نسبت به اصلاح اين قوانين اقدام کنند.يزداني با تاکيد بر جمعيت 35 درصدي کودکان توجه سياستگذاران را به نبود بودجه حمايتي کودکان حتي در موارد بحراني جلب کرده و مي گويد؛ «در نظام اقتصادي- اجتماعي نابرابر، به ازاي هر کودکي که تحت حمايت نهادها قرار مي گيرد، همزمان زمينه آسيب صدها کودک ديگر مهيا مي شود. موضوع خشونت معطوف به فرد نيست و عمق اين بحران در بنيان هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي نابرابر نهفته است. بنابراين با برخورد ساده انگارانه و با حذف مولفه کودکان به عنوان يکي از پايه يي ترين چارچوب هاي توسعه راه به جايي نخواهيم برد.»وي افزايش خشونت عليه کودکان را طي يک سال گذشته زنگ خطري براي جامعه اعلام کرد و گفت؛ «طي يک سال با افزايش 3 تا 4 برابري خشونت روبه رو شده ايم. 40 درصد خشونت ها توسط پدران معتادي اعمال شده است که خود قربانيان ساختار نابرابر هستند. در عين حال 7/2 ميليون کودک از چرخه تحصيل بازمانده اند که تمام اين موارد هشدار جدي براي همه ماست.»

يزداني در پايان با يادي از هوشنگ مرادي کرماني، علي اشرف درويشيان، کيومرث پوراحمد و محمدرضا اصلاني توجه بيشتر افکار عمومي به وضعيت و حقوق کودکان را خواستار شد.

تاريخچه مفقود رنج کودکان

با حضور «کريستين سالازار فولمن» نماينده سازمان جهاني يونيسف در ايران، باب تازه يي در روابط NGOها و سازمان يونيسف باز شد. تعامل سازمان هاي غيردولتي با سازمان يونيسف يکي از موضوعات چالش برانگيز حوزه حقوق کودک در ايران بود که دعوت انجمن حمايت از حقوق کودک از «سالازار» روزنه روشني در حوزه اين روابط گشود و «سالازار» نيز با تشکر گرمي از يزداني تلويحاً فصل تازه روابط را نويد داد.سالازار با اشاره به گزارش 2007 سازمان ملل درباره کودکان، تاريخچه رنج کودکان را تاريخ طويلي خواند که در سال هاي متمادي و در تمام کره زمين در وضعيت مشابهي رخ داده است.

اين نماينده ارشد سازمان ملل گفت؛ «طبق گزارش ها و آمار هيچ کشوري در کودک آزاري استثنا نيست. الگوي کودک آزاري در همه کشورهاي جهان يکي است. مثلاً شيوه تنبيه پسران و دختران در مقاطع سني تغيير مي کند، يا کنترل دختران و تنبيه بدني پسران فصل مشترک کودک آزاري در همه کشورها هستند.»

او به تجربه کار و زندگي در مناطق فقيرنشين و حاشيه يي اشاره کرده و با استناد به اين تجربه، عامل فقر را در کودک آزاري تنها يکي از عوامل مي داند. سالازار مي گويد؛ «بارها در خانواده هاي فقير شاهد احترام و جايگاه مناسب کودکان بوده ام و در مقابل بارها در خانواده هاي متوسط و ثروتمند آزار کودکان را ديده ام.» طبق آمار مشترک يونيسف و وزارت بهداشت 31 درصد از کودکان يک تا پنج سال در ايران خشونت بدني را تجربه کرده اند. رديف سني 6 تا 11 سال و زير 18 سال نيز به ترتيب 21 و 9 درصد آمار تنبيه و خشونت بدني را به خود اختصاص داده اند. سالازار نيز نسبت به گسترش خشونت عليه کودکان در ايران هشدار داد. او اطلاع رساني و بالا بردن اين آگاهي که کودک مايملک والدين نيست و حق دارد، جمع آوري اطلاعات و آمار توسط رسانه ها، پليس، آموزش و پرورش و... خدمات و مسووليت در قبال کودکان را عوامل کليدي در کنترل کودک آزاري و ترويج حقوق کودک دانست.

کيفرخواست کودکان عليه ما

کودکان روزي دادگاهي عليه بزرگسالان تشکيل خواهند داد. در آن کيفرخواست از ما خواهند پرسيد که آيا شما به تعهدات خود در مقابل ما عمل کرده ايد تا انتظار داشته باشيد ما فرزندان خلفي براي شما باشيم؟

اين جمله آغازين سعيد مدني پژوهشگر و استاد دانشگاه بود.

نويسنده کتاب «کودک آزاري در ايران» مي گويد؛ «جامعه يي که نرخ تورم دو رقمي دارد يعني دسترسي به نيازهاي اوليه براي يک طبقه وجود ندارد افزايش 20 درصدي شاخص بهاي کالا طي سال هاي 84 تا 85 دسترسي اين قشر را در حد «شکم سيري» تقليل داده است. در مقابل اين افزايش 20 درصدي شاهد افزايش 6 درصد حقوق کارکنان دولت هستيم و اين ناهمخواني به قوام يافتن ساختار خشونت دامن خواهد زد.»

کودکان قربانيان سلسله مراتب قدرت

«موقعيت کودکان در جامعه نابرابر» موضوع سخنراني دکتر شهلا اعزازي بود. اين جامعه شناس با اشاره به نابرابري اقتصادي به عنوان مهمترين عامل توليد نابرابري اجتماعي، عوامل ديگري را مورد تاکيد قرار داد. او از جنسيت، سن، قوميت، نژاد و مذهب به عنوان عوامل تشديدکننده و مهم در ايجاد نابرابري ها نام برد و ترکيب تمام اين تفاوت ها در يک گروه را فاجعه بار خواند. «دختر فقير و بلوچ» مصداقي از اين ترکيب بود.

اعزازي مي گويد؛ «فرد قدرتمند، ضعيف تر از خود را مورد خشونت قرار داده و در عين حال از او به عنوان ابزاري براي اعمال قدرت به حلقه ضعيف تر استفاده مي کند. اين سلطه گري در نهايت آمار کودک آزاري بين زنان را افزايش داده است.»

وي حق قانوني تنبيه کودکان را مبهم دانست. اين حق مشروط به «محدود» بودن تنبيه است و اين در حالي است که اين حد تنبيه در هر فرهنگ تفاوت هاي عمده يي با هم دارد.اين استاد دانشگاه تحقيق جامعي درباره عملکرد و ترويج رفتارهاي خشن در رسانه تلويزيون انجام داده و در آن نشان داده است که تحقير کلامي، کنترل و پرخاشگري در سلسله مراتب خانواده نهادينه و ترويج مي شود.او در پايان از فعالان و گروه هاي اجتماعي مدافع آزادي هاي مدني و حقوق بشر خواست براي ساختن جامعه يي خالي از خشونت با نگاهي جامع به ساختار خانواده و حقوق کودک توجه بيشتري کنند.

حضاري که با قيام به ياد کودکان قرباني خشونت، اين جلسه را آغاز کرده بودند، حسينيه ارشاد را ترک کردند. هيچ کس نمي داند تا 16 مهر سال بعد چند کودک ديگر در خشونت هاي سامان يافته جهاني کشته خواهند شد.


 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:25  توسط "حقوق بشر"  | 

تجليل علني فلاحيان از سعيد امامي

در آستانه نهمين سالگرد قتل‌هاي زنجيره‌اي - سه شنبه 17 مهر 1386 [2007.10.09]

falahianemami.jpg
پريسا حاتمي

در آستانه نهمين سالگرد قتل‌هاي زنجيره‌اي و كشته شدن شش روشنفكر دگرانديش توسط عواملي كه از سوي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي يك "غده سرطاني" ناميده شدند كه درون اين وزارتخانه "رخنه" كرده‌اند و بايد "ريشه‌كن" شوند، علي فلاحيان، وزير اطلاعاتي كه اين عوامل در دوران وي شكل گرفته و رشد كرده بودند، به دفاع از عملكرد خود و وزارت تحت مسئوليت خود پرداخت.

خبرگزاري فارس كه بدون هيچ دليلي به سراغ علي فلاحيان رفته و با وي گفت‌وگوي مفصلي را ترتيب داده، ابتدا اين خبر را با تيتر "سعيد امامي يك نخبه امنيتي بود" منتشر كرده و به عنوان تيتر يك خود برگزيد، اما چند دقيقه بعد اين خبر حذف شد و سپس با تغييراتي، با تيتر "خاتمي اهل حرف، هاشمي مرد اميد و احمدي نژاد اهل هر دو است" مجددا در خروجي اين خبرگزاري منعكس شد.

احمدي نژاد چندي پيش درباره خبرگزاري اصولگراي فارس كه همواره به عناون تريبون رسانه‌اي بخش تندروي اصولگرايان ايفاي نقش كرده است، گفت: "فارس يك چيز ديگر است." ارتباط نزديك اين خبرگزاري با محافل امنيتي براي اهل رسانه‌ها كاملا آشكار است و خبرسازي‌هاي اين خبرگزاري عليه اصلاح طلبان و فعالان سياسي، اجتماعي و دانشجويي بارها انتقاد اين فعالان مدني را برانگيخته است. با اين حال تاكنون حتي يك شكايت از خبرگزاري فارس در محاكم قضايي پيگيري نشده است، به گونه‌اي كه چندي پيش يكي از فعالان اصلاح طلب در اين باره گفته بود: "گويا خبرگزاري فارس هم مثل روزنامه كيهان، مصونيت آهنين دارد!"

سعيد امامي و خدمت‌هايش!

تا پيش از اين، تنها كسي از اعضاي محافل امنيتي ضد اصلاحات كه جرات كرده بود به صراحت از سعيد امامي دفاع كند، روح الله حسينيان بود كه در آن زمان در مجلس ختم سعيد امامي (پس از خودكشي وي) نيز شركت كرد. حسينيان در حال حاضر سمت "مشاور امنيتي احمدي نژاد" را يدك مي‌كشد.

اما روز گذشته، فلاحيان نيز در مصاحبه با خبرگزاري اصولگراي فارس نه تنها از دوران وحشتناك حضور خود در راس وزارت اطلاعات به عنوان "دوران قدرت" ياد كرد، بلكه سعيد امامي را كه نهادهاي رسمي حكومت پيش از اين يك "جاسوس" معرفي كرده بودند، يک "نخبه امنيتي" توصيف كرد، كه "بسيار آدم قوي‌اي بود و خيلي خدمت كرد."

اين در حالي است كه سعيد امامي (اسلامي)، كه در زمان وزارت فلاحيان به مدت هشت سال "معاونت امنيت" وي را برعهده داشت، از سوي بارها از سوي مسئولان وقت و به ويژه تيم بازجويي از متهمان قتل‌هاي زنجيره‌اي، به عنوان "يك عنصر جاسوس و وابسته به بيگانه" معرفي شده بود. حتي آيت الله خامنه‌اي، رهبر جمهوري اسلامي نيز پس از انتشار خبر قتل‌هاي زنجيره‌اي، با حضور در نمازجمعه اين قتل‌ها را به "سرويس‌هاي جاسوسي بيگانه" نسبت داده بود و چندي بعد كه سعيد امامي در زندان (يا به نقلي در بيمارستان) "خودكشي" كرد، حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان در يادداشتي وي را "جاسوس" موساد (سرويس اطلاعاتي اسرائيل) ناميد.

اكنون فلاحيان در حالي سعيد امامي را يك نخبه امنيتي مي‌نامد كه حتي رئيس وي، هاشمي رفسنجاني، نيز در خاطرات و سخنان خود از اعمال خلاف قانون و ضد امنيت ملي وي پرده برداشته و گفته بود: او به خاطر اين كارهايش عزل شد و به دادگاه تخلفات اداري فرستاده شد."

فلاحيان در همين حال در اين گفت‌وگو، با دفاع از مصاحبه روح الله حسينيان با برنامه تلويزيوني "چراغ" كه در آن نزديكان خاتمي به انجام اين قتل‌ها متهم شده بودند، به تكرار اين اتهامات پرداخت و گفت: "آنها ـ اصلاح طلبان ـ خيلي خوب از اين استفاده كردند، به وظيفه ملي خود عمل نكردند. طبيعي است در دستگاه امنيتي يا انتظامي يك حادثه‌اي ممكن است اتفاق بيفتد و تخلفي رخ دهد، به اين نبايد جنبه سياسي و عمومي و ملي دهند و به بحران تبديل كنند، ولي آنها تعبيرشان اين بود كه يك لقمه چربي است و ما نبايد اين را زمين بگذاريم. اما اينكه خود آنها اين برنامه‌ريزي را كرده باشند من نتوانستم كدهاي روشني به دست بياورم. من به عنوان يك تخلف اين را ارزيابي مي‌كردم، البته يك احتمال ديگري هم مي‌دهم كه چون اطلاعات لازم به دستم نرسيده نمي‌توانم اعلام كنم، اما در هر صورت آنها با برنامه‌ريزي مفصل حاضر شدند منافع ملي را زير پا بگذارند و منافع گروهي‌شان را از اين راه تامين كنند."

اين در حالي است كه برخلاف ادعاهاي مذكور، فلاحيان، حسينيان و ديگر افراد بلندپايه امنيتي كه به دست داشتن در قتل‌هاي زنجيره‌اي متهم بودند، همواره با جوسازي و برخوردهاي امنيتي و حتي فيزيكي، كه يك نمونه از آنها "ترور سعيد حجاريان" بود، جلوي پيگيري شفاف اين پرونده و معرفي عاملان و آمران واقعي قتل‌هاي زنجيره‌اي گرفتند.

اصلاح طلبان همواره اين دو تن، ديگر اعضاي محفل حقاني و باندهاي امنيتي همفكر سعيد امامي را متهم كرده‌اند كه با فرافكني و متهم كردن عناصر نامشخصي تحت عنوان "دوم خردادي ها" از معرفي و محاكمه عاملان واقعي قتل‌هاي زنجيره‌اي خودداري كردند و تا پيگيري اين پرونده به سطوح بالاتر نرسد و احيانا افرادي از جمله حسينيان و فلاحيان و يا بالاتر از آنها مورد مواخذه و بازجويي قرار نگيرند.

كاش قتل ها بي‌سروصدا تمام مي‌شد

فلاحيان در مصاحبه با "فارس"، درباره "قتل‌هاي زنجيره‌اي" نيز گفت: "چند نفر تخلف كردند و محاكمه‌شان كردند، حكم دادند و زنداني كردند" و سپس در پاسخ به سوال خبرنگار فارس كه درباره استفاده تبليغاتي از اين موضوع پرسيده بود، گفت: "همان موقع هم قرار بر اين بود افرادي كه متخلفند دادگاهي شوند حال ممكن
است به حكم هم معترض باشند، اما در نهايت همين كار را آن وقت بدون سر و صدا هم مي‌توانستند انجام دهند.
اين در حالي است كه محمد خاتمي، رئيس‌جمهور اصلاح طلب پيشين، همواره افشاي قتل‌هاي زنجيره‌اي و علني كردن اين غده سرطاني درون وزارت اطلاعات را يكي از بزرگترين خدمات دولت خود دانسته است. با اين حال هيچ‌گاه روشن نشد كه چند متهمي كه به اين اتهام به طور پنهاني بازداشت و بازجويي و به طور غير علني محاكمه و محكوم شدند، آيا واقعا عاملان قتل‌هاي زنجيره‌اي بودند يا خير؟ و همچنين دستگاه قضايي جمهوري اسلامي تا امروز از پيگيري معرفي آمران اين قتل‌ها نيز خودداري كرده است.

مصاحبه ديروز فلاحيان از آن حيث حائز اهميت است كه او خود يكي از متهمان اصلي اين پرونده است، اما هيچ‌گاه امكان بازجويي از وي در اين باره فراهم نشده است. مسئولان حكومت بارها عاملان اين قتل‌ها را به وابستگي به دشمن متهم كردند، اما هويت واقعي اين افراد، محفلي كه آنها در آن عضويت داشتند، اقداماتي كه اين غده سرطاني پيش از اين انجام داده بود و سرنوشت بقاياي آن در وزارت اطلاعات و ديگر دستگاه‌هاي امنيتي جمهوري اسلامي هيچ‌گاه فاش نشد.

 


 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 22:24  توسط "حقوق بشر"  | 
 گفتگو با ویکتوریا آزاد!

 20 مهر 1386   ایران گلوبال    

در قوانین مجازات جمهوری اسلامی در مورد مردان و زنان همجنسگرا چاپ سال 71 در فصل 1 و2 حد لواط (هم جنس گرائی مردان) و مساحقه ( هم جنس بازی زنان ) بعد از 3 بارمرگ است.
اگر وبلاگ نویسان، مجلات و روزنامه های اینترنتی و دارندگان سایتها هر کدام به سهم و مسئولیت خود در چاپ و انتشار اطلاعاتی در باره همجنسگرایی بپردازند، بدیهی است که تاثیر قابل ملاحظه ای در روشن کردن این مسئله برای اذهان عمومی خواهند


هر طور که مایل هستید خودتان را معرفی کنید


ویکتوریا آزاد : فعال سیاسی و فعال حقوق زنان

27 سال در نبرد با سیاهی ، 44 سال دارم !

تحصیلات : لیسانس ازدانشگاه نرسینگ گوتنبرک ـ سوئد و دارای لیسانس علوم آزمایشگاهی از باکو. دارای همسر و دو فرزند هستم.

سوابق : عضو سابق سازمان چریکهای فدائی خلق ایران سال 1357 و سپس سازمان فدائیان اکثریت از سال 1358 شمسی ، عضو سابق شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران ، سالها عضو حزب چپ پارلمانی سوئد و کاندیدای پارلما ن سوئد در سال 2002 ، نماینده شورای شهر، عضو سازمان عفو بین الملل سوئد شعبه زنان، مسئول کمیسیون زنان حزب چپ سال 2005 ، نماینده ویژه در کمیسیون بین الملل بخش پارلمانی حزب چپ در دیدار با مقامات پارلمانی اتحادیه اروپا2004 ،سخنگوی جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی درشهر گوتنبرگ سال 2004 ، دارای مقالات متعددی هستم که در سایتم

www.victoriaazad.com موجود است .





چطور شد که فعال حقوق بشر شدید ؟


من هم فعال سیاسی و هم فعال حقوق بشرم که البته برخی معتقدند که نمیتوان هم این بود اما به اعتقاد من تلاش برای احقاق حقوق بشر در ایران عین تلاش برای استقرار دمو کراسی است . اصولا حقوق بشر یک مقوله‌ی سیاسی است، برای اینکه حقوق بشربطور کلی، یعنی حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی که در کشورهای مختلف بر اساس نوع ساختار سیاسی از سوی حکومت‌ها اعمال میشود . بنابراین، احقاق حقوق بشر در یک جامعه ارتباط مستقیم با ساختارهای سیاسی یک جامعه دارد و تقاضای اجرای آن نیز نیاز به دخالت در سیاست و اکتهای سیاسی مشخصی دارد که سیاستمداران را به چالش میکشد.

حال چه شد که من فعال حقوق بشر و سیاسی شدم ؟

تربیت و فرهنگ غالب در خانواده من سیاسی و مبتنی بر حقمداری بود . بیاد دارم وقتی فقط 12 سال داشتم یعنی سال 1353 چنانچه خواستی داشتم که به نظرم منطقی بود در صورت عدم موافقت والدینم ، دست به اعتصاب غذا میزدم و البته پدر و مادرم با احترام به اعتراض من پاسخ در خور میدادند. من در مقابل مسائل اجتماعی ، سیاسی و اتفاقات حول و حوشم هرگز نتوانستم بی تفاوت باشم.

بنظر من انسانها باید بتوانند برای سرنوشت و زتدگی خود تصمیم بگیرند و دولتمردان موظفند که امکانات اجتماعی و ساختار سیاسی کشور را به گونه ای هدایت کنند که امکان تاثیرگذاری و مشارکت مردم در تمامی عرصه ها فراهم شود. من برای استقرار چنین نظامی فعالیت میکنم. بنظر من سیاست دولتی مبتنی بر روندهائی است که در آن جا برای من و شما تصمیم گرفته میشود که چگونه زندگی کنیم . اساسا بین زندگی و سیاست پیوندی ناگسستنی و غیر قابل انکار وجود دارد ، بنابراین چگونه میشود زندگی کرد اما در سیاست دخالت نکرد . سیاست یکی از عرصه هائی است که منافع مختلف اجتماعی با هم ملاقات میکنند و در واقع سیاست ، ابزار انتظامات مناسبات اجتماعی است. تمام زندگی ما منبعث از سیاستی است که از جانب دولتمردان ما اتخاذ میشود و من میخواهم در تعیین سرنوشت خود و هموطنانم تاثیرگذار باشم از اینرو برای احقاق حقوق بشر و دموکراسی در ایران فعالیت میکنم.


تعرف شما از حقوق بشر چیست ؟


حقوق بشر ضمانتهای اخلاقی و پایه ای بالقوه ای است که مردمان همه کشورها ، به صرف انسان بودن باید از آن برخوردار باشند.

حقوق بشر جهانشمول است و مرز و نژاد و جنسیت نمی شناسد. تعهد صیانت از حقوق بشر به عهده دولتها و سازمانهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد است.

دستیابی به مفهوم واقعی حقوق بشر نتیجه و سرآمد فعالیت هزاران فیلسوف و دانشمند و حقوق دان و تمام خیرخواهان بشر است که امروزدرقالب اعلامیه حقوق بشر به دست ما رسیده است،

اعلامیه جهانی حقوق بشر یک پیمان بین المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده‌است و شامل ۳۰ ماده‌ است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌است.



بیشتر فعالیت های شما در چه زمینه هایی بوده است؟


در زمینه های گونا گون از جمله تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی ، زنان ، تماس با نهادهای حقوق بشری و پارلمانها و نهادهای دولتی جهت انعکاس وضعیت فعالان سیاسی و حقوق بشری در ایران ، همکاری با NGO ها ، عضویت در حزب چپ پارلمانی سوئد ، مسئولیتهای مختلفی که در بخش معرفی خودم ذکر کردم .


آیا فعالیتی در زمینه ی دفاع از حقوق دگرباشان جنسی داشته اید؟


بله ، من همیشه چه در مصاحبه هایم و چه در گفتگوهایی که با مردم و همکاران خود دارم در خصوص حمایت از حقوق دگرباشان جنسی گفته ام و خواهم گفت . هم چنین تز دانشگاهی من در کشور سوئد در خصوص بیماران مبتلا به سرطان سینه و تجربیات فیزیکی و روحی زنان بود که در بخشی از آن به تجربیات زنان لزبیین پرداختم که در دانشگاه ما انتخاب این موضوع خیلی صدا کرد .

به اعتقاد من حقوق دگرباشان جنسی یا همجنسگرایان نباید هیچ تفاوتی با سایر اقشار جامعه داشته باشد. این نیز یکی از پدیده های بشری است که در طول تاریخ بشر وجود داشته و بلحاظ علمی نیز کاملا پدیده ای انسانی و بغایت نرمال و عام میباشد.

علم امروز ثابت کرده که نیاز و تمایل جنسی بخشی از انسانها، بسمت جنس موافق گرایش دارد. اینکه علم امروزی به چنان نتیجه ای رسیده تنها توضیح علمی این پدیده را برای ما ساده کرده است و بدان معنا نیست که خود پدیده امر تازه ای است. سابقآ بعضی از روانکاوان گرايش به همجنس را انعکاسی از ترس از نزديکی به جنس مخالف تلقی کرده و آن را با موضوع عقده توضيح می دادند، اما وجه تشابه اين تئوريها مبنی بودن آنها بر اساس تحقيقات و مشاهدات بالينی بود. يعنی اين روانکاوان اساس تحقيقات خود را همانا بيماران روانی همجنسگرا قرار داده و تحقيق خود را به حوزه همجنسگرايان عادی در اجتماع گسترش نمی دادند و اين اصلی ترين انتقاد به اينگونه نظريات است چون تعدادی همجنسگرای بستری شده که همگی دچار اختلالات روانی اند، نمیتوانستند و نمی بایست بعنوان نماينده کل جامعه همجنسگرايان در جامعه معرفی شوند، لذا حرکات و رفتار آنها را هم نميتوان به همه تعميم داد. بهمين سبب هم هست که نتائج تحقيقات قديمی که بر بيمار بودن همجنسگرايان دلالت دارند ، جانبدارانه و بدون اعتبار معرفی میشوند. نکته دوم اينکه سطح آگاهی بسيار نازل اجتماعی در باره پديده همجنس گرايی و تعصبات عمومی و وجود همجنسگراِیی در ليست بيماريها در آن زمان، در نتيجه گيريهای روانکاوان تاثیر گذار بودند. و سومین نکته اینکه، در آن دوره خود همجنسگرایان هم شناخت امروزی از احساسات خود نداشتند وچون فکر می کردند بیمار هستند، تعداد زیادی از آنها برای ” معالجه ” از روانشناسان و روانکاوان استمداد می طلبیدند.فرويد که يکی از بنياگذاران روانکاوی است گرايش به همجنس را يکی از انواع تمايلات جنسی انسان معرفی میکند و آن را بيماری نمی داند. در اول ژانويه سال 1993 سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) هم همجنسگرايی را از ليست بيماريهای خود حدف کرد و آن را بعنوان يک پديده و گرايش طبيعی برسميت شناخت. دليل تآخير زياد سازمان بهداشت جهانی در برسميت شناختن همجنسگرايی مخالفت و مقاومت نمايندگان کشورهای ديکتاتورزده عضو اين سازمان است که باعث شدند جمله بنديها هم حتی الامکان کم رنگ شوند. اما جمله اصلی در اسناد سازمان بهداشت جهانی می گويد: ” نفس گرايش جنسی بعنوان اختلال تلقی نمیشود.”بعد از سال 1973 تعداد هر چه بیشتری از کشورها قوانين خود را بر اساس آخرين دست آوردهای علمی در باره جنسیت و همجنسگرایی تنظیم نموده و در این مسیر حقوق اجتماعی- مدنی همجنسگرایان را در قوانین خود تثبیت کردند تا جایی که امروز در قوانین تمام کشورهای اروپایی، آمریکا، استرالیا، اسرائیل، افریقای جنوبی و کلآ در همه کشورهایی که دارای دمکراسی هستند، حقوق همجنسگرایان تثبیت شده است. آخرین کشوری که بیمار بودن همجنسگرایان را لغو کرده و حقوق همجنسگرایان را برسمیت شناخته، کشور چین می باشد.تلاش برای تثبیت حقوق همجنسگرایان تنها شامل کشورهای غربی نمی باشد. سالهاست که همجنسگرایان کشورهای غیر غربی از تایلند تا ترکیه، از مکزیک تا ایران و از لبنان و مصر تا بولیوی در تلاش برای دستیابی به حقوق خود هستند و دست آورهای مهمی هم داشته اند. در کشور ما، چند سالی است که موضوع جنسیت در جامعه حاد شده و هرچند که تضييقات و فشارهای موجود امکان پرداخت جدی و علنی را از علاقمندان سلب ميکند اما به برکت اينترنت سايتهای زيادی کم و بيش به اين مسائل گريزی هر چند ناقص می زنند. با اینهمه، از مسير همين تلاشهاست که برداشتهای بی پايه و سنتهای بدون پشتوانه عقل و منطق فرسوده و ديدگاههای علمی و امروزی در باره جنسيت در فرهنگ اجتماعی ريشه دوانده و بمرور خود را تثبيت میکنند.اما ظاهرآ مسير چنين حرکتی چندان هم ساده نیست. بنابراین شناخت صحيح از موانع و مشکلات پيش رو از يک طرف و جمع آوری بيشترين نيروی ممکن در اردوی خواهان آزادی جنسی و همکاريهای نزديک و دست زدن به ابتکارات تازه، راه دست يابی جامعه به آگاهيهای جنسی و هزينه برقراری آزادی جنسی منطبق با حقوق بشر و شايسته يک جامعه مدرن را کم خواهد کرد.

ضمن اینکه بسیار مهم است که دقت شود که همجنسگرائی مسئله ای فراتر از یک ارتباط جنسی است هما نطور که ارتبا ط من با همسرم و شمای نوعی قطعا باید فراتر از اینها باشد.

آیا ارتباطی با دگرباشان دارید؟

بله ارتبا ط دوستانه وگاهی بعنوان مراجعین در محل کارم .


چه تفاوت هایی بین حقوق دگرباشان جنسی ، حقوق زنان، حقوق اقلیت های قومی و مذهبی و ... وجود دارد ؟


بهتر است بگوئیم چه شبا هتهائی وجود دارد. من از دریچه اعلامیه جهانی حقوق بشرماده اول آن، مسئله را اینگونه توضیح میدهم که

مادهء ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.

دگرباشان جنسی ، زنان و اقلیتهای قومی ، مذهبی همه مورد بی مهری ، تحقیر وظلم حقوق و حقیقی چه دولت و چه ملت قرار گرفته اند. در قوانین مجازات جمهوری اسلامی در مورد مردان و زنان همجنسگرا چاپ سال 71 در فصل 1 و2 حد لواط (هم جنس گرائی مردان) و مساحقه ( هم جنس بازی زنان ) بعد از 3 بارمرگ است.

ماده 131‌- هر‌گاه مساحقه سه بار تكرار شود و بعد از هر بار حد جاري گردد در مرتبه ‌چهارم حد آن قتل است‌. (قانون مجازات اسلامی )

همین قوانین را با حقوق زنان در قانون اساسی جمهوری اسلامی مقایسه کنید وببینید چه تشابهاتی بدست می آورید،

در دیه اسلامی، ‌زن حقی معادل نصف مرد دارد. به همین روال در قوانین خانواده و ارث و در ادای شهادت در محکمه، فرودستی زنان تثبیت شده است و به سبب ضعف عقل و ناتوانی تشخیص، آنان در قضاوت و حکومت برابر با رجال نیستند. ولی در مجازات بربرانه سنگسار به اتهام زنا، مرد تا سینه در خاک حبس می‌شود و زن تا به گلو، که امکان خلاص کردن خود و ابطال مجازات به حداقل برسد ، چرا که تن زن مکان بروز شهوانیتی‌ست که ابزار شیطان است. قانون اسلامی‌ برای سرکوب شیطان و هدایت جامعه در مسیر عفاف و تقوی، ازدواج را محل حلالیت شهوات قرار داده و هر گونه رابطه جسمانی خارج از آن را ممنوع می‌کند. در این قانون، چند همسری و ازدواج موقت که راه حلال تمتع را بر مردان می‌گشاید و مجازات‌های سخت که راه خروج زنان از جاده عفاف را سد می‌کند، تکمیل کننده یک دیگرند. کنترل تن زنان، کلید حفظ نظم است. حجاب اسلامی ‌نماد نظم سلطه ‌پرور و مردسالاری است که از طریق قانون مشروعیت می‌یابد و در تمامی ‌عرصه‌ها اعمال می‌گردد و تبلیغ و ترویج می‌شود. قوانینی که در آن زنان ضعیفه و نصف مرد قلمداد می‌شوند، آداب و رسوم سنتی مردسالار را قوت می‌بخشد. طبق قانون، اجازه مرد برای کار زن و مسافرت او ضروری است. زنان حق آواز خواندن و رقصیدن در مجامع مختلط را ندارند. شرکت آنان در مسابقات ورزشی مختلط فقط در رشته‌هائی چون تیراندازی و اسب ‌سواری و اسکی مجاز است که در آن، نوع لباس، فرم‌های زنانه بدن را مخفی می‌کند و یا شطرنج و مسابقه معلولین که تن در آن حرکتی «محدود» دارد.

مشاهده میکنید که فرهنگ واپسگرای این حکومت با مردم خویش چگونه رفتار میکند. در حالیکه ما شاهدیم که جوامع پیشرفته امروزی نه تنها دگرباش بودن را برسمیت میشناسند بلکه امروزه صحبت از برسمیت شناختن ازدواج آنها با هم است. برخی از ايرانی ها به ناحق خود را برتر از اعراب می دانند، در حاليکه برخی جوامع عربی در اين سه دهه ای که ما گرفتار گفتگو با روحانيون راست و چپ، اقتدارگرا و اصلاح طلب هستيم، تا حدی پيش رفته اند که کتابی چون “خانه يعقوبيان” در رابطه با هم جنسگرايی به يکی از پرفروش ترين کتاب ها تبديل شده و فيلمی که کارگردانی مصری بر مبنای اين کتاب کارگردانی است، سرگرم دروی جوايز جشنواره های بين المللی است.

در رابطه با اقوام و ملیتهای ایرانی و اقلیتهای مذهبی نیز وضع بر همین منوال است. حقوق آنها همچون زنان و دگرباشان جنسی پایمال میشود. آنها نمیتوانند بزبان مادری خود آموزش ببینند و در مدارس مجبورند گویش فارسی داشته باشند ، درارگانهای مرکزی پارلمانی و دولتی از حقوق برابر برخوردار نیستند. ازمنابع طبیعی کشور سهم یکسان ندارند و... اقلیتهای مذهبی نیز در ایران بشدیدترین شکل سرکوب شده اند و از هیچ حقوق انسانی و برابری برخوردار نیستند. نماينده جامعه بين المللی بهائيان در سازمان ملل متحد از تشديد فعاليت های دولت ايران برای تحت ‌نظر گرفتن بهائيان اين کشور خبر داده است. دولت حق شهروندان برای تغییر دین را به رسمیت نمی‌شناسد و از آن حمایت نمی‌کند. غیرمسلمانان نباید به اعمال دینی آشکار و یا تبلیغ در میان مسلمانان بپردارند؛ و در مورد کتابهای چاپی دینی نیز محدودیت‌هایی اعمال می‌گردد. ارتداد، و به ویژه برگشتن از اسلام، احتمال مجازات مرگ را در پی دارد." ایران بخش هایی از گزارش بین المللی در مورد آزادی مذهب در سال 2006 منبع: دفتر دموکراسی، حقوق بشر و کار وزارت امور خارجه آمریکا در قانون اساسی ایران آمده که "دین رسمی ایران اسلام و مذهب شیعه جعفری (دوازده امامی) است." دولت ایران آزادی مذهب را محدود می‌کند. درطول مدت تهیه گزارش وضعیت بسیار ناگوار احترام به اقلیتهای مذهبی، به ویژه بهائیان و مسلمانان صوفی، بیش ازپیش رو به وخامت گذاشته بود. مسلمانان سنی، مسلمانان صوفی، بهائیان، زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان اقلیت‌های مذهبی کشور را تشکیل می‌دهند. گزارش‌های متعددی از حبس، آزار، تهدید و تبعیض نسبت به اقلیت‌های دینی به خاطر اعتقادات مذهبی آن‌ها به دست رسیده است. مواضع، شعارها و رفتار دولت ایران محیط ناامنی را برای اقلیت‌های دینی، به ویژه بهائیان و مسلمانان صوفی، به وجود آورده است. زرتشتیان، مسیحیان انجیلی و جامعه‌ی کوچک یهودی تا حدودی هدف آزارهای دولتی قرار گرفته‌اند. به دنبال انتخاب رئیس جمهوری، احمدی نژاد، در خرداد 1384، رسانه‌های دولتی بر شدت تبلیغات منفی خود علیه اقلیت‌های مذهبی به ویژه بهائیان افزودند. دولت به شدت آزادی مذهبی را محدود می‌کند. قانون اساسی اعلام می‌نماید که "دین رسمی ایران اسلام و مذهب شیعه جعفری (دوازده امامی) است." تمامی قوانین باید با تفسیر رسمی از شرع سازگاری داشته باشند. قانون اساسی می‌گوید که "در چارچوب قوانین" تنها اقلیت‌های به رسمیت شناخته شده عبارتند از زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان که آزادند به مناسک دینی خود عمل نمایند؛ با این همه، اعضای این اقلیت‌های به رسمیت شناخته شده نیز گزارش‌هایی از موارد زندانی شدن، آزار، تهدید و تبعیض به خاطر اعتقادات مذهبی‌شان داده‌اند . پیروان گروه‌های مذهبی که از طرف قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده‌اند، حق ندارند به مناسک اعتقادی خود عمل نمایند. این منع قانونی بشدت در مورد پیروان مذهب بهایی اعمال می‌شود و دولت آنان را به عنوان یک گروه مرتد در اسلام می‌شناسد که ریشه‌های سیاسی آنان با انقلاب اسلامی کشور در تضاد است. این در حالی است که بهائیان خود را مسلمان نمی‌دانند، بلکه خود را به عنوان مذهبی مستقل می‌شناسند که ریشه در سنت‌های اسلامی شیعه دارد.


این شمه ای بود از فجایع حکومت و دولت اسلامی.


اما در پایان مایلم بگویم که توانمند ساختن همجنسگرایان و برسمیت شناختن حقوق آنها جزء تضعیف تفکرات کهنه ضرر دیگری ندارد . افراد همجنسگرا و جایگاه فرهنگی آنها در جامعه ما از هر طرف مورد هجوم سنت ها، فرهنگ و قدرتمندان سیاسی است. مسلمآ روزنامه ها و وسایل ارتباط جمعی در کشور که تحت سانسور هستند دراین رابطه محدودیت دارند اما اگر وبلاگ نویسان، مجلات و روزنامه های اینترنتی و دارندگان سایتها هر کدام به سهم و مسئولیت خود در چاپ و انتشار اطلاعاتی در باره همجنسگرایی بپردازند، بدیهی است که تاثیر قابل ملاحظه ای در روشن کردن این مسئله برای اذهان عمومی خواهند گذاشت و سهمی در جا انداختن مفاهیم مدرن در کشورمان.

با تشکر از شما

Vazad6321@yahoo.com

www.victoriaazad.com



برگرفته از : چراغ
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 19:54  توسط "حقوق بشر"  | 
در اعتراض به اعدام؛ نقض حق بنیادین حیات

 19 مهر 1386       


شماره 2007-360
18 مهر 1386

حق حیات نخستین حق انسانی است و بدون آن سایر حقوق برسمیت شناخته شده ی مدنی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز امکان تحقق نخواهد داشت. ازین سان هرگونه تعرض به آن نقض صریح حقوق بنیادین بشر است. اجرای احکام مغایر با شأنیت انسان، شکنجه ها و اعمال مجازات جسمی و مهمتر از همه اعدام از جمله مصادیق بارز نقض حق تمامیت جسمانی افراد است.

ایران به لحاظ تعداد موارد اعدام پس از چین جایگاه دوم را در سطح جهان به خود اختصاص داده و با روندی رو به رشد در سال میلادی جاری با پشت سر نهادن عربستان بالاترین سرانه اعدام جهان را به خود اختصاص خواهد داد.

احکام اعدام در حالی در ایران صادر و اجرا می شود که استدلال موافقان آن کاهش میزان وقوع جرم و جلوگیری از جنایت است. از سوی دیگر مطالعات جامعه شناسان و بررسی های آماری عکس این مدعا را نشان می دهد. از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون بیش از 240 مورد حکم اعدام به اجرا درآمده که نسبت به 177 مورد در سال 2006 رشدی معادل 35 درصد را نشان می دهد. سال جاری هنوز تمام نشده و با روند اجرای احکام اعدام پیش بینی می شود این آمار به 260 مورد افزایش یابد؛ نیز این رقم در سال 2006 نسبت به سال پیش از آن دوبرابر شده است. توضیح آن که این ارقام بر حسب موارد اعلام شده رسمی تنظیم شده و امکان آن دارد تا با احتساب آمار غیررسمی از این تعداد فراتر رود.

اعدام، به معنای کشتن شخص در پی محاکمه ی قانونی، برای مجازات وی در پی ارتکاب جرم است. یکی از بزرگترین ایرادات وارده به مجازات اعدام ماهیت بی رحمانه و برگشت ناپذیرآن، تحت هرگونه شرایطی است. و اگر كسي به خطا اعدام شد ديگر نمي‌توان جان او را بازگرداند در حالي كه احتمال وقوع خطا در تشخيص و قضاوت وجود دارد.

متاسفانه برای توجیه گستردگی اعدام ها از ابزارهایی تبلیغاتی نظیر ایجاد ابراز همدردی بین افکار عمومی مردم و تبه دیدگان جنایت ها استفاده می شود و سعی می شود با ایجاد انزجار از تبه کاران زمینه گسترش احکام اعدام فراهم شود. در صورتی که در دنیای امروز جامعه بشری پذیرفته است که قانون باید از دید ناظر مصلح اجتماعی نوشته و اجرا شود و نباید اهداف و مقاصد انتقامجویانه را دنبال کند.

نکته نگران کننده دیگر در مورد اعدام های انجام شده در ایران نقض حقوق شهروندی متهمان و عدم برخورداری از حق محاکمه عادلانه است. بسیاری از محکومین به اعدام از حق دسترسی به وکیل در زمان دادرسی محکوم بوده اند. این امر در مورد بسیاری از متهمان امنیتی که در سیستان و بلوچستان و خوزستان اعدام شده اند صادق است.

در سال 2007 دست کم 108 بار حکم اعدام در ایران و در ملأ عام به اجرا در آمد. در حالی که مجازات اعدام سمبل خشونت است و اجرای علنی آن نتیجه ای جز رواج هر چه بیشتر خشونت در سطح جامعه نخواهد داشت.

در سال جاری میلادی یک نفر از محکومین به اعدام در ایران به وسیله سنگ (سنگسار) اعدام شد. جعفر کياني، مردي که به اتهام برقراری روابط جنسی به سنگسار محکوم شده بود در تاریخ 15 تیرماه 1385 در روستای "آقچه کند" از توابع تاکستان قزوین سنگسار شد. آمارها از 11 مورد محکومیت به رجم (سنگسار) در ایران حکایت می کند که آخرین مورد آن در 5 مهرماه جاری در شهرستان مشهد صادر شده است.

طبق بند 5 ماده 6ميثاق حقوق مدني و سياسي و همچنين ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك صدور حكم اعدام براي افرادي كه در زمان ارتكاب جرم كمتر از 18 سال داشته اند، ممنوع است. ایران میثاق الزام آور حقوق مدنی و سیاسی را پذیرفته و در کنوانسیون حقوق کودک نیز عضویت دارد. با این وجود 2 محکوم که در زمان ارتکاب به جرم کمتر از 18 سال سن داشتند در نیمه اول سال 2007 در ایران اعدام شده اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر صدور حکم اعدام و اجرای آن بویژه در ملأ عام را به شدت محکوم کرده و خواستار توقف این روند است. این کمیته از همه نهادهای بانی و حامی حقوق بشر تقاضا می کند تا در راه کاهش اعدام ها، عدم اجرای علنی احکام اعدام، صدور آن برای کودکان و لغو این مجازات ضد حقوق بشری در تمامی کشورها بویژه ایران از هیچ کوششی فروگذار ننمایند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:37  توسط "حقوق بشر"  | 

ایتالیا و پیشنهاد «فرزند خواندگی» دانشجویان دربند ایرانی

احمد رافت (رم)

 

بئاتریس لورنزین، رییس سازمان جوانان حزب زنده باد ایتالیا که رهبری آن به عهده نخست وزیر سابق و ثروتمندترین مرد ایتالیا سیلویو برلوسکونی است، می گوید: «نمی توان پیش از این در مقابل تهاجم دولت محمود احمدی نژاد به دانشگاه ها سکوت کرد.»

خانم لورنزین که سال گذشته همراه رهبران ۲۱ سازمان جوانان و گروه های دانشجویی دیگر، از کلیه طیف های سیاسی ایتالیا از چپ رادیکال تا گروه های مسیحی و راستگرا، «کميته تهران ۲۰۰۷» را در همبستگی با جنبش دانشجویی در جمهوری اسلامی ایران پایه گذاری کرد، معتقد است: همبستگی با دانشجویان و جوانان ایرانی باید از مرحله نامه پراکنی و صدور اعلامیه گذر کرده و به مرحله اجرایی گام بگذارد.»

وی در گفت و گو با رادیو فردا می گوید: «در نظر دارد از نمایندگان پارلمان ایتالیا، از هر طیف سیاسی بخواهد هر کدام یکی از رهبران جنبش دانشجویی و یا دانشجویان دربند را به فرزند خواندگی قبول کرده و از این طریق این جوانان را تحت حمایت خود قرار دهند.»

در زمان جنگ سرد در ایتالیا مرسوم بود که شخصیت های سیاسی معارض در کشورهای بلوک شرق را به فرزند خواندگی می پذیرفتند و به طور مستمر و از نزدیک سرنوشت سیاسی این مخالفین را پیگیری می کردند.

طرح پدر خواندگی سیاسی در آن سال ها توانست بسیاری از مخالفین بلوک شرق را از زندان رها سازد.

لورنزین معتقد است: «تحت حمایت قرار دادن تک تک رهبران و فعالین دانشجویی در ایران از سویی به این مبارزین دانشجو قوت قلب خواهد داد زیرا خواهند دید که تنها نیستند و درجهان از پشتیبانی کشورهای دموکراتیک و آزاد برخوردارند، و از سوی دیگر احزاب سیاسی غرب را موظف خواهد ساخت سرنوشت این فعالین دانشجویی را که تحت فشار و سرکوب قرار دارند پیگیری کنند.»

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:36  توسط "حقوق بشر"  | 
مصاحبه ايل مانيفستو با يوسفي اشکوري:حمله نظامي به سود مخالفان حکومت نيست

 20 مهر 1386   روزآن لاین    


مارينا فورتي

حسن يوسفي اشکوري، يکي از چهره هاي روشنفکر ايران است که به نظر مي رسد هرگز از عقايد و مبارزات ‏سياسي اش جدا نمي شود. او از نسلي است که در انقلاب حضور داشتند، يک روحاني است و بلافاصله بعد از ‏پيروزي انقلاب، نماينده مجلس شد.‏

يوسفي به اتهام اين که خواستار جدايي دين از سياست بود، مغضوب شد. در سال 2000 در کنفرانس برلين با ‏عنوان آينده اصلاحات در ايران شرکت کرد که ميزبان آن بنياد هاينريش بل بود و بعد از بازگشت به ايران همراه ‏ديگر شرکت کنندگان در کنفرانس، به جرم اقدام عليه امنيت ملي دستگير شد. چهار سال و نيم را در زندان گذراند ‏و به حکم دادگاه ويژه روحانيت، خلع لباس شد. آن زمان آقاي محمد خاتمي رئيس جمهور بود و اين دستگيري ها ‏سر و صداي زيادي به پا کرد. دستگير شدگان، فعالان حقوق زنان، وکيلان و روزنامه نگاران بودند. اين اقدام ‏يک جور قدرت نمايي رژيم در مقابل محمد خاتمي بود و اگر چه خاتمي براي بار دوم به عنوان رئيس جمهور ‏انتخاب شد، اما اين رژيم بود که در اين قدرت نمايي پيروز شد.‏

امروز، يوسفي اشکوري يکي از برجسته ترين روشنفکران ايران است و همچنان به مبارزه اش براي ايجاد ‏اصلاحات در اسلام و جمهوري اسلامي ادامه مي دهد. او معتقد است که مخالفان ساکت نشسته اند، اگرچه در اين ‏دوسالي که محمود احمدي نژاد رئيس جمهور شده است، بسياري از دستآورد هاي خاتمي چه در عرصه آزادي و ‏چه در عرصه سياسي ار بين رفته است. با اين حال حمله احتمالي به ايران به سود مخالفان حکومت نيست. ‏

يوسفي اشکوري با جمع کوچکي از روزنامه نگاران ايتاليايي در شهر رم ملاقات کرد.‏

اشکوري معتقد است که ايران در دوران نا امني شديد به سر مي برد."احمدي نژاد با وعده بهبود زندگي مادي ‏ايراني ها انتخاب شد، اما بعد از دو سال نرخ بيکاري افزايش يافت و سرمايه هاي ملي برباد رفت. فشار بر ‏دانشجويان، نويسندگان و روشنفکران زياد شد. روزنامه ها سانسور مي شوند يا دست به خود سانسوري مي زنند. ‏در سياست خارجي، آرامشي که خاتمي برقرار کرده بود، از بين رفته است و امروز ايران در مرکز تنش قرار ‏گرفته است و اين تنش در حدي است که صحبت از حمله نظامي به کشورمان مي شود. در داخل کشور، مسئله ‏کهنه اقليت هاي قومي بالا گرفته و مسئله اعراب خوزستان، بلوچستان و آذربايجان به اخبار کشيده شده است: اين ‏تنشي است که هر لحظه ممکن است تبديل به شورش بشود".‏

‏ ‏‎‎تحريم ها يا حمله نظامي، چه اثري در کشور شما داشته است؟‎ ‎

از ديدگاه ايرانيان، خطرپرونده هسته اي نيست. مشکل مردم از يک سو آزادي است و از سوي ديگر بحران ‏اقتصادي. ايرانيان طبقه متوسط براي تامين آينده فرزندانشان با مشکل مواجه اند. روشنفکران از سانسور يا اخراج ‏از دانشگاه مي ترسند. تحريم يا حمله نظامي احتمالي تا کنون فقط يک اثر داشته است: افزايش فشار بر نيروهايي ‏که براي رسيدن به دموکراسي مبارزه مي کنند. جمهوري اسلامي هرچه بيشتر از تهديد نظامي احساس خطر کند، ‏فضا را بر روي مخالفان داخل کشور بيشتر مي بندد و شانس رسيدن به دموکراسي از دسترس دورتر مي شود. در ‏دو سال اخير، هر لحظه عمر ايرانيان در هراس گذشته است که مبادا آزادي در فضاي تنش خارجي ار بين برود.‏

‎‎رئيس جمهور احمدي نژاد، به نظر مي رسد که گاهي وقت ها راه گفتمان را مي بندد: مثلا وقتي ‏البرادعي، رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي مي گويد براي حل مشکلات با ايران به توافق رسيده است، ‏بلافاصله رئيس جمهور مي گويد که سه هزار سانتريفيوژ به کار افتاده و ايران موشک هايي دارد که برد آن به ‏اسرائيل مي رسد. چطور اين سخنان را تحليل مي کنيد. آيا اين اظهارات ناگهاني از دهانش مي پرد يا مخصوصا ‏آن را عنوان مي کند؟‎ ‎

هر دوي اين ها. احمدي نژاد رفتاري مخصوص به خود دارد و به همين دليل سخنگوي تندرو ترين و بنيادگرا ‏ترين بخش نظام هست که در گذشته کمتر صدايشان شنيده مي شد. شخصيت احمدي نژاد بهتر است با تحليل هاي ‏روانکاوانه سنجيده شود تا تحليل هاي سياسي. او مي خواهد هميشه مطرح باشد و تيتر همه روزنامه هاي بين ‏المللي و تلويزيون ها باشد. در غير اين صورت اظهاراتش در مورد هولوکاست يا اسرائيل بي معني بود: اين ‏اظهارات به نفع سياست ايران نيست. نظام جمهوري اسلامي اصلا قصد نابود کردن اسرائيل را ندارد و نه مي ‏خواهد که با غرب وارد جنگ بشود.‏

‎‎‏ با اين حال اظهارات او در غرب، جدي گرفته مي شوند.‏‎ ‎

درست است. اظهارات او در ايران جدي گرفته نمي شوند، اما کشورهاي غرب از آن استقبال مي کنند. او را ‏درمورد مسائل فلسطين يک قهرمان مي دانند.‏‎ ‎گمان مي کنم اين برايش خوشحال کننده است. مسئله فلسطين مثل ‏يک زخم باز است. اگر توافقنامه اسلواجرا شده بود افرادي مثل احمدي نژاد و بقيه بنيادگرايان فلسطين را بحث ‏اصلي خود نمي کردند. مناقشه اسرائيل و فلسطين، ريشه و سمبول تمام بحران هاي خاورميانه است. احمدي نژاد ‏دوست دارد که با غرب درگير شود و غرب هم در دام او افتاده است. او خواهان مواجهه است زيرا اين به او ‏کمک مي کند تا قدرتش را در داخل کشور حفظ کند. اما بايد بگويم که شما بيش از حد به احمدي نژاد اهميت مي ‏دهيد. در ايران اين رئيس جمهور نيست که تصميم مي گيرد. به خاطر داشته باشيد که نه رئيس جمهور و نه آيت ‏الله خامنه اي، رهبر، به تنهايي معرف ايران نيستند. نظام سياسي ايران پيچيده است و نيروهاي متفاوتي در تصميم ‏گيري ها نقش دارند. اخيرا رئيس جمهوري سابق، هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان رسيده است. او در ‏عين حال رئيس شوراي تشخيص مصلحت نظام هم هست. اظهارات احمدي نژاد در مورد مسائل بين المللي مورد ‏مشورت شوراي تشخيص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، مجلس شورا، حوزه علميه قم و نه حتي علي لاريجاني ‏که سرپرست تيم مذاکره کننده است، قرار نمي گيرد. اگر خامنه اي از او طرفداري مي کند به اين دليل است که ‏سقوط دولت به سودش نيست: او منتظر است تا دوران رياست جمهوري احمدي نژاد به پايان برسد.‏

‏ ‏‎‎و اين دوران چگونه به پايان مي رسد؟‎ ‎

ما در ايران براي رسيدن به دموکراسي مبارزه مي کنيم. اما دموکراسي توسط سربازان بيگانه به دست نمي آيد. ‏هر کشوري زمان و نيروهاي خودش را دارد. در ايران جنبش زنان، جنبش دانشجويي، جنبش کارگران وجود دارد ‏که اعتراض مي کنند. روزنامه هاي ايران به دليل سانسور خبر آن را پخش نمي کنند، در خارج از کشور هم توجه ‏خاصي به آنها نمي شود. بعنوان مثل، جنبش زنان در حال حاضر بسيار سازمان يافته است. در دوران خاتمي ‏ايرانيان با بعضي از حقوق خود آشنا شدند و حالا براي به دست آوردن آن مبارزه مي کنند. فشار زياد شده است، ‏فشار بر روي انجمن هاي مستقل و سازمان هاي غيردولتي شديد است، دستگيري ها ادامه دارد و دانشجويان و ‏اساتيد دانشگاه را محدود مي کنند: اما اين نشان مي دهد که جامعه مدني فعال است و نمي خواهد در سکوت فرو ‏برود.‏

‎‎اين حقيقت دارد که آقاي احمدي نژاد در ميان عامه مردم که خود نيز از همان قشر است، طرفدران ‏زيادي دارد؟‎ ‎

بطور عمده دو گروه به احمدي نژاد راي دادند: کساني که به قشر تندرو جامعه تعلق داشتند و او را براي رسيدن به ‏قدرت مي خواستند که همچنان از او طرفداري مي کنند و کساني که وعده هاي انتخاباتي او را قبول کرده بودند و ‏کساني که در زمان انتخابات به او راي دادند، چون نمي خواستند رفسنجاني برگردد. اين افراد حالا ابراز پشيماني ‏مي کنند. اگر انتخابات سال 2005، دوباره تکرار بشود، بدون شک رفسنجاني پيروز مي شود.‏

‎‎امروز در ايران ايجاد اصلاحات در اسلام مطرح است. اين مبحث در حال حاضر چه ابعادي دارد؟‏‎ ‎‎‎

‏ قبل از حکومت اسلامي در ايران، مذهب در همه اشکال زندگي مردم، نقش داشت. انقلاب اسلامي و با وجود ‏ظاهر بنيادگرايانه اش، افکار جديدي را مطرح کرد. شايد اين موضوع به اصلاحات پروتستان ها در اروپا شبيه ‏باشد. جمهوري اسلامي در ايران بنياد گرا بوجود آمد، اما براي ادامه حيات بايد دچار تحول مي شد و قسمت هاي ‏بنيادگرايش را از دست مي داد. امروز بيشتر از زمان خاتمي نوگرايي احساس مي شود اگر چه مباحثي که در آن ‏زمان به طور عمومي مطرح مي شد، امروز در دانشگاه ها و محافل فرهنگي به صورت زيرزميني مطرح مي ‏شود: سازمان هاي غير دولتي باعث اصلاح موسسات شدند.‏

‎‎آيا در اين مباحث، جدايي دين از سياست هم مطرح است؟‎ ‎

جدايي دين از سياست محور مرکزي است که همه طرفداران ايجاد اصلاحات در اسلام، از آن طرفداري مي کنند. ‏

منبع: ايل مانيفستو، 9 اکتبر‏


 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:35  توسط "حقوق بشر"  | 
 گزارش لوموند از تظاهرات چهارشنبه عليه اعدام در ايران

 20 مهر 1386   روزآن لاین    

‏چهارشنبه 10 اکتبر، در پنجمين سالروز جهاني مبارزه با مجازات اعدام، چندين سازمان مدافع حقوق بشر در ميدان باستي پاريس ‏نسبت به رفتار حکومت اسلامي ايران به اعتراض پرداختند. در اين اجتماع، به نشانه اعتراض به رفتار دولت تهران، آدمکي با ‏لباس سياه به دار آويخته شد.‏

به گفته اين سازمان هاي غيردولتي، تعداد افراد اعدام شده در ايران امسال به 210 تن مي رسد. ‏

ازطرف ديگر، شوراي اروپا خاطرنشان کرد که فرانسه چهارمين کشوري است که "ميثاق حقوق بشر اروپا" را به تصويب ‏رسانده. بر اساس اين پيمان، مجازات مرگ بايد "تحت هر شرايطي، حتي در صورت ارتکاب جرم در زمان جنگ" ملغي شود. ‏

سازمان عفو بين الملل نيز روز چهارشنبه 10 اکتبر، طي تظاهراتي در بروکسل، از کشورهاي عضو سازمان ملل خواست تا براي ‏تصويب قطعنامه لغو مجازات اعدام تلاش کنند. در اين گردهمايي، سازمان هاي مدافع حقوق بشر از شرکت کنندگان خواستند تا به ‏احترام قربانيان اعدام در جهان يک دقيقه سکوت کنند. ‏

سازمان عفو بين الملل با اشاره به اين که مجازات مرگ هنوز در 66 کشور لغو نشده، اظهار داشت که 90 درصد از اعدام ها تنها ‏در چند کشور، به خصوص ايران، انجام شده است. اين سازمان در ادامه افزود سال گذشته 177 نفر در ايران اعدام شدند، ولي ‏امسال تعداد اعدام ها افزايش يافته و اين درحالي است که هنوز چند ماه تا پايان سال باقي است. ‏

منبع: لوموند، 10 سپتامبر

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es
 
 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:34  توسط "حقوق بشر"  | 

16 مهرماه 86 ميخ ديگري بر تا بوت رژيم جمهوري اسلامي ((الف – بيقرار))

حركت اعتراضي دانشجويان درروز شانزدهم مهرماه 86، يعني روزي كه كارگزارانتصابي استبداد مذهبي ((محموداحمدي نژاد)) بعنوان رئيس جمهوراين حكومت نامشروع ومنفوردرنزدمردم ايران تصميم گرفته بود تا قدم ناميمونش را برحريم مقدس دانشگاه تهران بگذارد تا بزعم خود بارديگرهمان حرفهاي ميان تهي وهزاربارتكراري را بازهم تكراركند وچون سلفش سيد محمد خاتمي وپيش ازاوشيخ علي اكبر هاشمي ميخواست بارديگربا توشه اي ازرياكاري وتزوير، دانشجويان را كه بحق در زمره پوياترين طيف جامعه امروزي اين سرزمين اسيروگرفتار بحساب مي آيند، فريب بدهد. با چنان واكنشي مواجه شد كه نه اين عمله استبداد، كه جهانيان را بحيرت واداشت. حركت اعتراضي دانشجويان ما دقيقا"فرياد ملتي بودكه اگرنخواهيم بگوئيم سه دهه، ميتوان ادعا نمود كه نزديك به دودهه است درگلو مانده وهرگاه هم اين فريادها ميخواهد به طوفان بدل شود، اين رژيم سفاك با هرطريق ممكن به سركوب وخفه نمودن آن پرداخته است. ميتوان گفت كه اين دمل چركين ودرد آلود بارديگردر16مهر86 سربازكرد وفريادآلام و رنج خودرا بگوش نه احمدي نژاد كه بگوش جهانيان رسانيد. آنچه كه دراين روزدردانشگاه تهران رخ نمود را نبايد فقط يك حركت اعتراضي صرف، كه بايد آنرا بمثابه يك سيلي سياسي و.تاريخي برچهره كريه همه كارگزاران و كليت اين نظام فاسد وضد ايراني وضد بشري برشمرد.

حضوراحمدي نژاد دردانشگاه تهران وواكنش صريح وبي پيرايه دانشجويان درحمايت ازآزادي وبرقراري يك حكومت مبتني برآراي اكثريت مردم وتحقق سه اصل محوري ((دمكراسي – سكولاريزم ورعايت منشور جهاني حقوق بشردرتمامي ابعاد زندگي اجتماعي وسياسي مردم ايران،، دهان كجي ديگري بود كه براي چندمين بار،، وبارديگرتوسط دانشجويان آگاه اين مرزو بوم چون ديگر لايه هاي صنفي واجتماعي نثاروجود نامبارك اين عنصرخام انديش ودورمانده ازروند روبجلوحركت تاريخ وبشريت گرديد.

چنين جنبش پويائي آنهم درفضائي كه ازهرسوي آن بوي خون وشكنجه واعدام وزندان بمشام ميرسد، بارديگر عمله ظلم ومستبدين حاكم بركشورمان را متوجه اين واقعيت تاريخي نمود كه سياست مشت آهنين، وزمانه اي كه بتوان با مشت دهانها را بست، گذشته است. دانشجويان با نمايش غرورآفرين چنين حركتي به احمدي نژاد فهماندند كه حتي با اعزام گروهي اوباش لباس شخصي يا با بصحنه آوردن مشتي دانشجو نماي بسيجي ضد انديشه وتعقل نه او، كه آقاي اوهم نميتواند براي هميشه صداي دانشجويان آگاه وفهيم وهوشيار اين مرز و بوم سعدي وحافظ و فردوسي وخيام وامير كبير ومصدق پرور و ... را خاموش نموده وشمع فروزان آزاديخواهي را با پوفي خاموش كند. يا بگفته سلفش هاشمي رفسنجا ني با يك نهيب توخا لي دانشجويان رادعوت نمايد تا فتيله مبارزات حق طلبانه خود ودرنهايت مردم ايران را پايين بكشند.

احمدي نژاد وهمراهان وهمفكران وحاميان او تصميم داشتند تا درچنين مراسمي به اتفاق مشتي عناصرگلچين شده وبتمام معنا ذوب شده درحقارت وسرسپردگي طي ضيافت وبزمي دوستانه وخودي وار نمايشي را به صحنه بياورند تاشايد بتوانند ازسنگيني آن داغ ننگي كه شخصيت دون مرتبه اورادردانشگاه كلمبيا هدف گرفت بكاهد، واگر بتواند ازاينطريق ازحجم جراحت وارده برپيكركليت نظام اسلامي كه درآن همجنس گرائي امري بي معنا وزنانش درزمره آزادترين زنان جهان هستند و...نيزبكاهد. بعدهم با بسيج حسين بوقي ها وعزت هوچي ها سروصدا راه بيندازند تا دنيا را متوجه حركتي دروغين وتاكتيكي نمايند كه دريابند آقاي رئيس جمهوري دردانشگاههاي اين مملكت ازچه ارج ومنزلتي برخوداراست. با همه اين احوال آنچه كه اتفاق افتاد درست يكصدهشتاددرجه باآنچه كه احمدي نژادويا ران وحاميان ريزودرشت اودرذهن خام خودشان پرورانده بودند، ودرتصورات باطل شان نيزپرورش داده بودند ازآب درآمد. بازبان ديگرميتوان چنين عنوان نمود كه نمايش تحقيرآميزدانشگاه كلمبيا با شكل وشمايل ديگري دردانشگاه تهران تكرارشد.

آنطوركه پيش ازورود احمدي نژاد مطرح شده بود، قراربود كه ايشان ازدالا ني عبورنما يد كه ساخت ديوارطولي آن بعهده دانشجويان بسيجي ودانشجونمايان آنچناني سپرده شده بود، وخوش آمدگوي آنهم نيزطبعا" ميبايستي برعهده استاداني چون صادق زيبا كلام يا شيخي چون عباسعلي عميد زنجاني باشد. برابرتمهيدات انديشيده شده كه بعدا" گند آن درآمد، اصلا" وابدا" قرارنبوده كه درچنين مراسمي دانشجوياني بغيرازدانشجويان واستادان انتخابي وگيچين شده حضوريابند تا مبادا ضيافت ونمايش كسب حيثيت به چنين افتضاحي بدل گردد. امروزديگربرهيچ انسان عاقل وصاحب تعقلي پوشيده نمانده است كه دانشگاه احمدي نژادي بايد مركزي براي تملق وچاپلوسي وجاسوسي، ومكاني براي مبارزه با كسب علم وپويائي انديشه باشد، ونه مركزي براي رشد وحضورجواناني كه تفكري بجز تفكرحاكمان موجود دارند!! اما با تمامي اين تفاسيراين بارهم كوه موش زائيد. اين بارهم احمدي نژاد نيزچون سال گذشته وچون ساليان قبل اززعامتش،، اين حقيقت عريان را با گوشت وپوست واستخوان لمس نمود كه آن صبو بشكسته وآن پيمانه ريخته است. او واطرافيانش دريافتند كه ديگردوران طلائي سركوبي با توسل به چماق وچاقو وپنجه بوكس، نظيرآنچه كه اسلاف اودر18 تير78 براه انداختند ودانشجويان ما را طي يك توطئه خائنانه وهمه جانبه، دريك همكاري نزديك با اصلاح طلبان حكومتي وتحكيمي هاي رسواي پيشين درهم كوبيدند بسرآمده،، وعصرتاكتيكهاي (( تيان آن مني)) با سبك وسياق جديد سپري گرديده است.

نكته جالب توجه وشايد بتوان گفت نقطه قوت اين حركت اعتراضي درآنجا بود كه اين جنبش بدون فرماندهي وفرمانبري،، وبدون دادشتن يك استراتژي سازمان يافته وازقبل تعيين شده و خاص ازجانب يك گروه يا تشكل سياسي بوقوع پيوست، وآنچه رخ نمود آتش جانسوزي بود كه بصورت خود جوش ازمتن دانشگاه شعله ورگرديد ودامنگيررژيم واحمدي نژادگرديد.

نكته ظريف وقابل تاملي را كه ميتوان ازدل اين جريان اعتراضي بيرون آورد وآنرا به قضاوت گذاشت اينكه: شايد اگرتشكل هائي چون دفتر تحكيم وحدت يا جبهه متحد دانشجوئي، ويا انجمن اسلامي فلان دانشگاه دركار ميبود كه نقشي دربرپائي اين حركت اعتراضي ميداشتند، بطور قطع ويقين هم رسانه هاي طرفداردولت وهم تمامي هوچي هاي ريزودرشت حاكميت، ودر راس آنها كيهان حسين شريعتمداري بلافاصله آنرا دربوق وكرنا ميكردند كه ايها الناس چه نشسته ايد كه بازهم دستان شيطان بزرگ وصهيونيستها، وشيطان بچه ها ازآستين فلان تشكل دانشجوئي بيرون آمد وچنين قائله اي را دردانشگاه براه انداختند تا مباني اسلام وپايه هاي ضخيم، اما ترك خورده وبشدت درحال فروريزي عمارت ظلم اسلامي را فروبريزند، وبازهم قائله اي چون سركوبگريهاي تيرماه 78 وبعد ازآن سركوب جنبش زنان وكارگران ومعلمان، ودرهمين روزهاي اخيرجنبش كارگران گرسنه مانده نيشكرهفت تپه را قلع وقمع نمايند. اما اين بارهوشياري ودرايت وآگاهي دانشجويان ما اجازه طرح چنين بهانه اي را به رژيم نداد وهمگان، حتي سركردگان ريز ودرشت رژيم ، از اصلاح طلب گرفته تا اصولگرا وكارگزاران واعتماديون ملي وغيرو دريافتند كه درب ورود به چنين مقولاتي با بادورانديشي بطورجدي مهروموم شده بود، وهيچ دارودسته اي، بزعم حكومتيان جيره خواران استكبارجهاني دراين جنبش اعتراضي با شكوه نقشي نداشتند وآنچه بوقوع پيوست جنبشي بود كه چون جنبش 18 تير 78 از متن وكانون دانشگاه كه همواره چشم تيزبين و وجدان بيدارجامعه بوده است وخواهد بود شكل گرفت ودرمقابل چشمان تنگ احمدي نژاد تجلي يافت.

شاخصه اي كه درحركت 16 مهرماه 86 نهفته بود، پيام واحد آن به كليت حاكميت ازصدر تا ذيل، ونيروهاي اقماري آن، ازاصلاح طلبان گرفته تا اصولگرايان وغيرو بود كه اخيرا" با القاب وعناوين ملي ويا با پيشوند وپسوند ملي قدم بعرصه گذاشته، غافل ازاينكه همه اين نيروها درطي اين سه دهه حاكميت ملايان درمقاطع مختلف امتحان خود را پس داده وجز نمره صفر وكارنامه مردودي هيچ امتياز مثبتي دركارنامه سياه خود نداشته وندارند.

درواقع دانشجويان درحركت 16 مهرماه براين واقعيت حتمي مهرتاييد نهادند كه چون هميشه مستقل ومن