تبليغاتX
حقوق بشر
 
حقوق بشر
 
 
 

آقای محمد حسن فلاحیه زاده روزنامه نگار عرب در زندان اوین طی نامه ای به خاویر سولانا خواستار دخالت ایشان در امر حقوق اقلیت های قومی شده اند که توجه شما را به خلاصه این نامه به زبان فارسی جلب می کنیم .

 

مسئول محترم سیاست گذاری اتحادیه اروپا

جناب آقای خاویر سولانا

باعث افتخارم می باشد که این نامه را برای شما می نویسم و من پشت میله های زندان ایران می باشم بدون هیچ گناهی ، من جز نوشتن مقاله ای و یا اطلاع رسانی اقدامی انجام نداده ام ، پس چه امنیت ملی است که توسط مقاله های من مورد خطر قرار بگیرد ؟

جناب آقای خاویر سولانا ، سخن دراز است اگر مسیبت های که بر مردم عربم که در اهواز به سر می برند را در اینجا ذکر کنم ، این مردم در حالی در گرسنگی به سر می برند که سر زمین ایشان پر بار است و از بی آبی رنج می برند ، در حالی که دارای رودخانه های پر آب و ذلالی هستند .

زندان های شهر های جنوبی من پر از زندانیانی است که حقوق ملی و قومی خود را خواهنند و زبان های مردم من از ترس جلادان ساکت مانده است وشهر من پر از سر های بدار آویخته است .

مسئول سیاست گذاری اتحادیه اروپا بواسطه رابطه محکمی که با دولتمردان و سیاستگذاران ایرانی دارید و به واسطه اینکه شما مسئول سیاست گذاری کشورهایی ، از قدیمی ترین کشور های دموکراسی خواه جهان و همچنین قدیمی ترین کشور های مطالبه کننده  حقوق بشر هستید و به همین جهت از شما خواهانم این نامه مرا با اهمیت مطالعه کنید.

 در حالی که از هیچ امکاناتی برخوردار نیستم و حقوق بشر در سرزمینم پایمال می شود ، شهرم ویرانه شده است ، دیدگاه های غیر حکومتی سرکوب شده است و آزادی بیان مفقود گردیده است .

آقای سولانا بیش از 10 ماه از بازداشت من سپری می شود در حالی که خانواده من در کشور ها و شهر ها آواره گشته اند و حقوق من پایمال شده است بدون اینکه به من حق گرفتن وکیل داده شود و اتهامات اجهاف آمیز به صورت ظالمانه به من نسبت داده شده است .

خواهشمند است این قضیه را نه به عنوان یک درخواست شخصی بلکه به عنوان خواسته مردمی که به حقوق قومی مشروع خود در چارچوب معاهدات بین الملل خواستار آناند بررسی کنید.

آقای سولانا معمولا اصحاب رسانه ای و خبرنگاران در کشور های پیشرفته مورد احترام و اهمیت بیشتری قرار دارند ولی با کمال تاسف در بیشتر موارد من میبینم که در کشور های جهان سوم و از جمله در ایران حقوق روزنامه نگاران پایمال شده و به آنان به عنوان یک مزدور خارجی نگاه می کنند .

در پایان سخن آقای خاویر سولانا مهم می دانم که مطرح کردن قضایای قومیت های نژادی و دینی در ایران دارای اهمیت بسیاری است و آنرا به عنوان یک وظیفه انسانی از جانب شما می بینم که بدور از تعارفات دیپلماتیک و سیاسی باید مطرح شوند و همچنین مسئله من به عنوان یک زندانی که خواستار دادن حقوق به ملت خود است را در اولویت قرار دهید و از شما آزادی خود و زندانیان سیاسی اهواز را خواستارم چه بسا که این کار حسن نیتی باشد برای کارهای دیگر

با تشکر محمد حسن فلاحیه زاده

زندان اوین

 

متن به زبان اصلی ( عربی )

 

 الحادي عشر من اكتوبر2007

 سعادة و منسق العام للاتحاد الاوروبي المحترم ، السيد خافيير سولا نا .

 يسعدني ويشرفني ان ابعث لسعادتكم بهذه الرسالة وانا خلف القضبان في السجون الايرانية ، لا ذنب ارتكبته سوى مقال منشوراو علاقة صحفية ، فاي امن قومي جعلته عرضة للخطر بسبب هذا المقال او تلك العلاقة .

 سعادة المنسق العام :

يطول الحديث عن الهموم التي يمر بها شعبنا العربي في الاهواز الواقعة في الجنوب الايراني, هذا الشعب يتظورجوعا وفيه الارض الخصبة ويموت عطشا  ولديه انهاروافرة ،  وسجون بلادي مليئة بالسجناء المطالبين بحقوقهم القومية الشرعية وافواه ابناء شعبي مكتومة خوفا من الجلاد ، ومشانق بلادي مليئة بالرؤس المصلوبة .   

 ياسعادة المنسق العام للاتحاد الاوروبي كونك تربطك علاقة وطيدة بالحكومة والساسة الايرانيين وكونك تتراس بلادا تعد من اعرق بلاد العالم ديمقراطية ومن اقدمها مطالبة بحقوق الانسان ، ارجو ان تاخذ رسالتي هذه على محمل الجد وانا مكبل اليدين لا حول لي ولا قوة ، وارى بأم عيني  حقوق الانسان تنتهك والرأي الآخر معدوم وحرية التعبير مفقودة وهلم جرا .

 السيد سولانا بعد اكثر من عشرة اشهر على اعتقالي واسرتي مشردة في البلدان و حقوقي الصحفية مباحة دون ان يؤذن لي بتوكيل محام والصقت  بي التهم ، ارى فيها ظلم كبيرا و دون مبرر يذكر او دليل مثبت ، رجائي منك ان تتابع  ليس فقط قضيتي كشخص و لكن كشعب يطالب بحقوقه القومية المشروعة في اطار متفق عليه دوليا .  

 سعادة المنسق العام .

عادة يكرم  الصحفيون والاعلاميون بكونهم السلطة الرابعة في  بلدانهم، في البلدان المتقدمة ،لكن ولشديد الاسف يعامل الصحفي في بلدان العالم الثالث ومن بينها ايران و كانه عميل مأجور. وأرى في ختام حديثي يا سعادة المنسق العام من الاهمية بمكان طرح الاضطهاد القومي والديني في ايران  كواجب انساني  من قبل سعادتكم  بعيدا عن المجاملات السياسية  والدبلوماسية وقضيتي كسجين يطالب بحقوق شعبه في الاولويات والعمل على اطلاق سراحي وسراح جميع المعتقلين السياسين الاهوازيين، لعلها بادرة من بوادر العمل الذي يصح ان يطلق عليه ببادرة حسن نية .

 

مع جزيل الشكر   

محمد حسن فلاحية

سجين في سجن افين

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:30  توسط "حقوق بشر"  | 
استعفاي تمامي معاونان دانشگاه شهيد بهشتي تهران پذيرفته شد

1 آبان 1386 میزان نیوز



رحيم خاني‌زاد، مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر افزود:‌ پس از رسيدن نامه‌اي از طرف وزارت علوم مبني بر معرفي رئيس جديد دانشگاه شهيد بهشتي، معاونان اين دانشگاه در اعتراض به اين امر همگي استعفا كردند كه روز گذشته همه اين استعفاها پذيرفته شد.

استعفاي تمامي معاونان دانشگاه شهيد بهشتي تهران كه در پي تغيير رياست اين دانشگاه صورت گرفته بود، پذيرفته شد.

رحيم خاني‌زاد، مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اعلام اين خبر افزود:‌ پس از رسيدن نامه‌اي از طرف وزارت علوم مبني بر معرفي رئيس جديد دانشگاه شهيد بهشتي، معاونان اين دانشگاه در اعتراض به اين امر همگي استعفا كردند كه روز گذشته همه اين استعفاها پذيرفته شد.

وي افزود: شعباني به جاي حميد‌رضا لطيفي به عنوان رئيس جديد دانشگاه شهيد بهشتي تهران معرفي شده است كه صبح امروز مراسم معارفه آقاي شعباني بدون حضور رئيس پيشين اين دانشگاه برگزار شد.

خاني‌زاد در خصوص خبرهايي مبني بر تنش‌ها در دانشگاه‌ شهيد بهشتي اظهار داشت: اگر منظور از تنش‌ها، استعفاي معاونين و عدم حضور رئيس پيشين در مراسم معارفه رئيس جديد باشد‌، اين خبر درست است اما تاكنون تنشي از سوي دانشجويان صورت نگرفته است.


----------------------------
مديرعامل نيشكر هفت تپه در گفت‌وگو با فارس: مطالبات كارگران نيشكر هفت تپه پرداخت شده است

1 آبان 1386



خبرگزاري فارس: مديرعامل كشت و صنعت نيشكر هفت تپه گفت: مطالبات كارگران نيشكر هفت تپه پرداخت شده است.


يعقوب شفيعي در گفت و گو با خبرگزاري فارس، افزود: كارگر وقتي حقوق ماهانه‌اش يك ماه عقب بيفتد، با توجه به اينكه اكثر كارگران عيال‌وار هستند، برايشان سخت است و اعتراض آنها طبيعي است، ولي اكنون حداقل‌هاي آنها پرداخت شده و از آن مرحله هم جلوتر رفته‌ايم و بخشي از مطالبات مرده كارگران هم پرداخت شده است.
مديرعامل شركت نيشكر گفت: برخي مطالبات انباشته كارگران كه حتي از دستور كار خارج شده بود، همراه حقوق آنها پرداخت شد، ولي برخي افراد كه دنبال اهداف صنفي نبوده، هدفهاي ديگري دارند، ظاهرا به اهداف مورد نظر خود نرسيده‌اند، لذا بر ادامه تجمع اصرار دارند.
شفيعي گفت: به عنوان نمونه موادي در قانون كار است كه برخي مشاغل شامل عنوان سخت و زيان‌آور است و كارگران آن 20 ساله بازنشسته مي‌شوند، حال برخي كارگران مي‌خواهند خود را مشمول اين قانون كنند تا زودتر بازنشسته شوند، اينها ايرادها و بهانه‌هاي بني‌اسرائيلي است وگرنه مطالبات آنها پرداخت شده است.
مديرعامل كشت و صنعت نيشكر افزود: نه تنها بنده به عنوان مديرعامل، بلكه هيچ فرد ديگري نمي‌تواند حتي اگر موافق كارگران باشد، برخلاف قانون عمل كند و آنها را زودتر از موعد بازنشسته كند وگرنه ادعاهاي عرفي و قانوني كارگران پرداخت شده است.
شفيعي گفت: متاسفانه عده‌اي از خارج كارخانه كارگران را تحريك مي‌كنند كه از اين اعتراض صنفي آنها سوءاستفاده كنند، در اين ميان دشمن حسن استفاده مي‌كند، رسانه‌هاي خارجي مرتب در بوق و كرنا مي‌كنند.
مديرعامل كشت و صنعت نيشكر هفت تپه گفت: دولت از محل صنايع خود مطالبات كارگران را پرداخت كرده، شخص وزير جهاد كشاورزي و معاون اول رئيس جمهور تاكيد مي‌كند تا منابع مالي براي شركت تهيه و مطالبات كارگران پرداخت شود.
وي گفت: فصل جديد توليد هم هنوز شروع نشده است، ولي با اين حال از محل دريافت علي‌الحساب از بانك ملي 40 ميليارد ريال مطالبه كارگران پرداخت شد.
شفيعي گفت: تجمع كنندگان را نمي‌توان دسته‌بندي كرد، ولي عده‌اي اين بحث‌هاي صنفي را به صورت هدفمند دنبال مي‌كنند و مرتب در رسانه‌هاي خارجي در بوق مي‌كنند، اغراض سياسي خود را پپگيري كنند.
وي گفت: كشت و صنعت نيشكر هفت تپه متعلق به وزارت جهاد كشاورزي است كه حدود 2500 نفر كارمند رسمي و 1000 كارگر قراردادي دارد كه حدود 2000 نفر نيروي اضافي در كارخانه وجود دارند.
مديرعامل شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه در مورد برنامه نوسازي كارخانه گفت: برنامه جامع تهيه شده است كه تا سال 91 _ 1390 اين شركت به سود دهي برسد، اين طرح اكنون در هيات دولت در دست بررسي است.
شفيعي گفت: اگر طرح جامع اجرا شود، هر سال 25 درصد نيروي مازاد شركت كاهش پيدا مي‌كند.
مديرعامل نيشكر هفت تپه گفت: 33 هزار تن توليد پارسال اين كارخانه بود كه ظرفيت آن 60 تا 70 هزار تن است، در حالي كه در گذشته ظرفيت آن 100 هزار تن توليد شكر بوده است


--------------------------



در تجمع دانشجويي امروز دانشگاه اميركبير رخ داد؛

مضروب شدن 4تن از نيروهاي حراست دانشگاه اميركبير

خبرگزاري فارس: در تجمع اعتراض‌آميز تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميركبير چهار تن از نيروهاي حراست دانشگاه مضروب شدند.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دانشجويان معترض دانشگاه اميركبير كه تعداد آنها به 300 نفر مي‌رسد بعد از ظهرا مروز دوشنبه در ادامه تجمع اعتراض‌آميز خود، به قرائت نامه‌اي كه گفته مي‌شد نويسندگان آن دانشجويان بازداشت شده اميركبير هستند، پرداختند.
دانشجويان پس از قرائت اين نامه در حالي كه سرود «يار دبستاني من» را مي‌خواندند و با سردادن شعارهايي چون «دانشجو مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد» به سمت در وليعصر دانشگاه اميركبير حركت كردند.
همچنين دست نوشته‌هايي در دست تجمع كنندگان وجود دارد كه روي آنها شعارهايي نظير «نان، صلح و آزادي»، «اتحاد، مبارزه و پيروزي» نوشته شده است.
دانشجويان هم‌اينك پشت در وليعصر تجمع كرده و به شعار دادن ادامه مي‌دهند و شعارهايي در مخالفت با اجلاس اخير خزر در تهران سر مي‌دهند.
همچنين در ابتداي اين تجمع هنگامي كه دانشجويان قصد داشتند از در حافظ دانشگاه وارد شوند درگيري‌هايي با نيروهاي حراست ايجاد كردند كه باعث شد تعدادي از نيروهاي حراست دانشگاه زخمي شده و چهار تن از آنان به بيمارستان منتقل شوند.
همچنين در اين درگيري دانشجويان معترض دوربين شبكه خبر را شكستند.
اين گزارش مي‌افزايد: ليدر تجمع‌كنندگان دانشجويي است كه در تابستان از زندان آزاد شده است و تعدادي از دانشجويان دانشگاه‌هاي ديگر تهران نيز در اين تجمع حضور دارند.
---------------------------------



سایت حزب دموکرات ایران هک شد

1 آبان 1386


شماره:9-86
بر اساس گزارش واحد اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، سایت حزب دموکرات ایران توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هک شده است

این اقدام، پس از بازداشت تعدادی از اعضای این حزب صورت می گیرد و بیم آن می رود که آنها تحت فشار روحی و جسمی قرار داشته باشند. منصور فرجی، قاسم شیرزادیان، بهرام راسخی فر، سپیده پور آقایی و عباس خرسندی از جمله اعضای بازداشت این حزب هستند که 21 شهریور ماه در پی مراجعه ی ماموران وزارت اطلاعات به منازلشان بازداشت و به بند 209 زندان اوین، متعلق به وزارت اطلاعات، منتقل شدند.

این افراد تا امروز هیچگونه تماسی با خانواده هایشان نداشته اند و پس از مراجعه خانواده های آنها به دادگاه انقلاب، در پاسخ اعلام شده که برای آنها قرار بازداشت یک ماهه صادر شده است. این قرار بازداشت با درخواست وزارت اطلاعات تمدید شده است و افراد بازداشت شده همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شوند و از دیدار با وکلایشان محروم هستند.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی با اعتراض به این گونه رفتارها با فعالین حقوق بشری و سیاسی خواهان آن است که این افراد هرچه سریعتر از سلول انفرادی خارج و با وکلای خود دیدار داشته باشند

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
1386/07/29
---------------------------------
سه زنداني اميرکبير در مصاحبه با محمدعلي دادخواه /نگراني از انتقال دانشجويان به قزل حصار

1 آبان 1386 روزآن لاین

‏اميد‎ ‎معماريان
o.memarian@roozonline.com

محمدعلي دادخواه، وکيل سه دانشجوي زنداني دانشگاه اميرکبير در گفت وگو با روز اظهار داشت که وي ‏نيزاخباري در زمينه انتقال موکلانش اززندان اوين به زندان قزل حصارشنيده، اما اميدواراست چنين انتقالي ‏صورت نگيرد چرا که دورازشان دانشجويان است.‏


دکتردادخواه دراين مصاحبه با اشاره به اينکه دادگاه قاعدتا بعد ازصدور حکم مي تواند نسبت به اين موارد تصميم ‏بگيرد افزود: "ما بايد اين نوع جرايم را جرايمي تلقي کنيم که با ديگر جرايم متفاوت است، چون نهايتا ما بايد يک ‏جرم مطبوعاتي را متبادربکنيم. قانون اساسي هم نسبت به اين موارد نگاه خاصي دارد. اتهامي که به اين ‏دانشجويان وارد کرده اند اين بوده که درنشريات دانشجويي مواردي را که به نظر دادگاه جرم تلقي شده است، درج ‏کرده اند. مواردي که دانشجويان هم آن را نپذيرفته اند. من فکر مي کنم اين کمي دور از شان دانشجو است که به ‏اين نحو عمل بشود." ‏

وکيل دانشجويان زنداني دانشگاه اميرکبير، مجيدتوکلي، احمدقصابان واحسان منصوري درخصوص مجموع هفت ‏سال ونيم حکم زنداني که براي موکلانش درنظر گرفته شده است گفت اين احکام به هيچ وجه با موارد اتهامي ‏تناسب ندارد: "هيچ دليل اثباتي درمورد اتهامات وجود نداشت و دانشجويان نه درمرحله مقدماتي ونه در ديگر ‏مراحل هيچ يک ازاتهامات را نپذيرفتند و به همين خاطر ما خواستار صدور حکم برائت دانشجويان بوديم."‏

دادخواه درخصوص اقداماتي که قراراست طي روزهاي آينده براي تجديدنظر درحکم انجام شود گفت: "ما حداکثر ‏ظرف چند روز آينده لايحه تجديد نظر خواهي را آماده و به دادگاه تجديد نظر خواهيم داد. اميدواريم با امعان نظر ‏نسبت به مواردي که دادگاه به آن توجه نکرده است، دادگاه تجديد نظر حکم برائت آنها را صادر کند."‏

محمدعلي دادخواه طي ماه هاي گذشته موکلان خود را تنها در روز دادگاه ديده است. او ابرازاميدواري کرد که ‏امروز بتواند موکلان خود را ببيند واز جزييات حکم هاي داده شده اطلاع پيدا کند: "آخرين باري که آنها را ديدم، ‏دادگاه بود. غيرازدادگاه متاسفانه نتوانستم با آنها ديدارکنم، اميدوارم امروز بتوانم با آنها ديدارکنم. چون هنوز حکم ‏براي من ارسال نشده و مي خواهم ببينم چه حکمي ابلاغ شده است."‏

دادگاه بدوي براي مجيد توکلي سه سال زندان، براي احمدقصابان دوسال ونيم و براي احسان منصوري دوسال ‏زندان تعيين کرده است. ‏

وکيل مدافع دانشجويان زنداني دانشگاه اميرکبير به روز گفت هنوز خبرقطعي مبني برانتقال موکلان خود به زندان ‏قزل حصاررا ندارد: "تا آنجا که من مي دانم بايد دراوين باشند. من هنوز اطلاع دقيقي که هنوز ازاوين به قزل ‏حصاربرده اند را ندارم. اما آن را شنيده ام. ما نهايتا نظر تجديد نظرخواهيم خواست واميدواريم با عنايت خداوندي ‏وبا توجه به اينکه هيچ دليلي مبني براثبات جرم وجود ندارد دادگاه تجديدنظر حکم برائت دانشجويان را صادر ‏کند."‏

وي افزود که پس از دادگاه تجديد نظر امکان فک و‎ ‎تبديل قراروجود دارد: "ما تبديل قرار را از دادگاه درخواست ‏خواهيم کرد."‏

پيش ازاين درخبرنامه اميرکبيرآمده بود که احتمال مي رود سه دانشجوي زنداني اميرکبير اززندان اوين به زندان ‏قزل حصارمنتقل شوند: "مامورين زندان اوين هفته گذشته نام کليه زندانيان اندرزگاه ۸، جايي که سه دانشجوي در ‏بند دانشگاه اميرکبير در آن نگه داري مي شوند، که «اقدام عليه امنيت ملي»، جزء موارد اتهامي آن ها بوده را ‏يادداشت نموده اند. بيم آن مي رود زندانيان امنيتي بند ۸ زندان اوين و ۳ دانشجوي بيگناه دانشگاه اميرکبير نيز طي ‏روزهاي آينده به زندان قزل حصار منتقل شوند."‏

طي روزهاي گذشته همچنين خبرهايي مبني برانتقال ابراهيم مددي عضو سنديکاي اتوبوسراني ازبند 209 به ‏زندان قزل حصار منتشر شده بود. اين زندان محل نگهداري زندانيان خطرناک، معتادان وقاچاقچيان است و انتقال ‏زندانيان سياسي و غيربزهکاربه اين زندان بيشتر به عنوان نوعي تنبيه و آزار چنين زندانياني صورت مي گيرد. ‏

---------------------------------------
دفاع از باقی، دفاع از حقوق بشر، علی افشاری

1 آبان 1386


عماد الدین باقی پس از چهار سال دوباره به اوین بازگشت. در حالی که این بار بیش از آنکه روزنامه نگاری منتقد ‏باشد که به روشنگری پیرامون تاریکخانه های اشباح و محفل قتل های زنجیره ای می پرداخت، در کسوت یک ‏مدافع حقوق بشر دل در گرو بهبود مولفه های حقوق بشری، کمک به حل مشکلات زندانیان سیاسی و عقیدتی و ‏در کل بهبود نظام زندان وضعیت زندانیان به صورت عام داشت. بازداشت او در پوشش اجرای محکومیت قبلی، ‏نشانگر تنگ تر شدن آستانه تحمل و حوزه های مشروع فعالیت مدنی و سیاسی صحنه گردانان سیستم امنیتی و ‏قضایی است.‏

در واقع به نظر می رسد کشتیبان را سیاست دیگری آمده است. این رویداد همراه با دستگیری و برگزاری سریع ‏دادگاه هادی قابل می تواند از اراده جدیدی خبر دهد که در صدد است دوباره زندان ها را پر کند و از این رو باید ‏منتظر بود در روزهای آینده جمع دیگری از کسانی که حکم دریافت داشته اند و در صحنه فعالیت حاضر هستند، ‏راهی زندان اوین شوند.‏

هر آینه که ناتوانی های سپردن زمام کشور به نظامیان و ضعف “حکومت سرداران” بیشتر آشکار می شود و ‏بحران های گوناگون مشروعیت، کارآمدی، روابط خارجی و اعمال اقتدار عمق و‎ ‎شدت افزونتری پیدا می کنند، ‏متصدیان امور بیشتر به زور و اعمال اقتدار متوسل می شوند تا با خاموش کردن منتقدین و مخالفان، ضعف ها و ‏بی لیاقتی ها به فرصتی برای تحولات سیاسی و اجتماعی تبدیل نشود و به جای ترمیم چهره، آینه شکنی، پیشه ‏گردد.‏

زهر چشم گرفتن های کنونی که از طریق اذیت و آزار، سلب حقوق و بازداشت و زندان کوشندگان سیاسی و ‏اجتماعی خود را نشان می دهد، در واقع محصول هراس و وحشت است. هراس اقلیتی تمامیت خواه از اینکه مبادا ‏دیگر کامشان از مزایای انحصاری قدرت شیرین نشود، حس خودخواهی و غرورشان ارضا نشود، بت واره های ‏ذهنی شان فرو بریزد و آنچه که به قیمت نابودی کشور از کیسه ملت برای خود دوخته اند، از دست شان خارج ‏شود.‏

عمالدین باقی پس از آزادی از زندان با توجه به تجربه دوران زندانش، وقت و همتش را مصروف بهبود شرایط ‏زندانیان کرد.وی با تاسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان کوشید تا به شکلی سازمان یافته و اساسی به اطلاع ‏رسانی پیرامون کسانی بپردازد که حقوقشان تضییع شده است و در این میان توجه اش را فقط مصروف به ‏زندانیان سیاسی و مشهور نکرد. انتشار جزواتی با هدف آگاه کردن زندانیان از حقوق خود و استاندارد های جهانی ‏زندان، برگزاری کنفرانس های علمی با حضور کارشناسان در ریشه یابی مشکلات زندانیان و دلایل وقوع جرم ‏از جمله کار های برجسته وی بود.‏

وی زبانی کاملا ملایم را برگزیده بود و در چهارچوب قوانین موجود عمل می کرد. رویکرد وی در حل مشکلات ‏استفاده از ظرفیت های قوه قضائیه و قوانین موجود بود و به جای در پیش گرفتن رویکرد بسیج اجتماعی به ‏گفتگو و رایزنی با مقامات و متقاعد کردن آنها اعتقاد داشت. روشی که بعضا به محافظه کاری نیز متهم می شد. ‏‎ ‎حال جای سوال است که متصدیان امور چه می خواهند؟ وقتی این نوع فعالیت را هم نمی پسندند و راه آن را ‏مسدود می کنند، در واقع همه پتانسیل ها را به سمت رویکرد های رادیکال سوق می دهند که صد البته فرجام ‏خوبی برای نظام سیاسی نخواهد داشت.‏

پیام آشکار برخورد با باقی و انحلال احتمالی انجمن دفاع از حقوق زندانیان، فقدان اصلاح پذیری دستگاه قضایی ‏است. امری که باقی در سال های گذشته می کوشید نشان دهد که عکس آن درست است و می توان در چهارچوب ‏ساختار قضایی موجود مشکلات را به تدریج حل کرد.‏

بنا بر برخی اظهارات غیر رسمی دریافت اخبار به اصطلاح “محرمانه” از زندانیان و انتشار آنها در کنفرانس ها ‏دلیل بازداشت باقی اعلام شده است. این ادعا سست تر از آن است که بدان پرداخته شود. مسائل و موضوعاتی که ‏در کنفرانس های انجمن دفاع از حقوق زندانیان مطرح شده است، اساسا مواردی نیستند که مشمول عنوان محرمانه ‏باشند.‏

به نظر می رسد تاکید و کوشش باقی در اطلاع رسانی پیرامون احکام اعدام و تلاش های نظری و عملی او در ‏مخالفت با حکم اعدام دلیل اصلی حساسیت دوباره دستگاه امنیتی باشد. خصوصا که این روزها اعدام افرادی که ‏متجاوز به حقوق مردم و اراذل و اوباش خوانده می شوند، حربه اصلی شیفتگان سیاست النصر بالرعب و وحشت ‏افکنی است. ‏

فعالیت های باقی و انجمن متبوعش در این خصوص از منابع ارزشمند و قابل اتکاء برای نهاد های بین المللی بود ‏و بخصوص در جلب توجه افکار عمومی داخل و جهانیان نقش موثری داشت. روشنگری او پیرامون اعدام های ‏بی اساس در خوزستان و صدور حکم اعدام برای افراد بی گناه در پرونده انفجار های اهواز کار برجسته ای بود ‏که از قرار معلوم به حاکمیت پادگانی- امنیتی گران آمده است.‏

زندان برای باقی امر تازه ای نیست. او از زمانی که با نگرش کتاب قاعدین زمان و دفاع از آیت الله منتظری ‏مغضوب حاکمیت شد تا کنون به زندان و زیستن در زیر فشار، تضییقات و خوف و رجا عادت کرده است. ‏
نتیجه این برخورد برای زندانبانان باقی سنگین است که نشان دادند که مشی و مرام آرام چند سال گذشته باقی بر ‏آنان کارساز نیست و بهبود حقوق بشر در ایران لاجرم از طریق راهکار های رادیکال و خلق فشار اجتماعی می ‏گذرد.‏

اما شایسته است تلاش برای آزادی باقی و دفاع از حقوق شهروندی او سرلوحه فعالیت های کنونی مبارزان ‏سیاسی و فعالان جامعه مدنی قرار گیرد. خصوصا آنهایی که از تلاش های خستگی ناپذیر وی در دفاع از حقوق و ‏بهبود وضعیت شان برخورد دار بوده اند. در این میان مسئولیت زندانیانی که باقی آنها را تنها نگذاشت، سنگین تر ‏از دیگران است.‏

اعتلای حقوق بشر زمانی حاصل می شود که مدافعان حقوق بشری چون باقی، فراغت و امنیت خاطر داشته باشند. ‏آزادی باقی پیروزی برای همه کسانی است که حاکمیت حقوق بشر را وجه همت خود قرار داده اند.
------------------------------------



Iran human rights activist held
Frances Harrison
BBC News

Emadeddin Baghi
Mr Baghi is one of Iran's most prominent human rights activists
Human rights groups both inside Iran and abroad have condemned the arrest of one of the country's most outspoken and high profile human rights activists.

Journalist Emadeddin Baghi was arrested on Sunday when he responded to a court summons and has been denied bail.

The watchdog Reporters Without Borders has called for his release.

The state-run Iranian news agency quoted an official saying Mr Baghi's family had taken part in meetings to discuss toppling the government.

The imprisonment of Mr Baghi has raised fears that the Iranian government has decided to take a tougher line with its critics to silence them.

Mr Baghi has been a tireless campaigner for human rights in Iran despite having his passport confiscated, his newspaper closed, suspended prison sentences passed against his wife and daughter and being jailed himself.

He runs the Association for Defending the Rights of Prisoners which monitors allegations of torture and works for the abolition of the death penalty in Iran.

Reports say an earlier suspended sentence against Mr Baghi was converted into imprisonment which meant he could be denied bail.

International appeals

He has also now been accused of publishing secret government documents obtained with the help of prisoners on security charges.

Students protest against the government in Tehran
Students have been at the forefront of anti-government protests in Iran

His family have no idea where he is being held but fear he is in solitary confinement, which is routine in political cases.

Reporters Without Borders have issued a statement urging all democratic countries firmly to condemn the arrest and calling for the release of all Iranian prisoners of conscience, whom it says are increasing in number by the month.

Reformist students in Iran, whose colleagues have also been jailed in recent months, have come out in support of Mr Baghi, calling him one of the very few active defenders of human rights there.

Some observers worry this latest incident means the Iranian government is changing its approach towards prominent human rights activists and instead of harassing and intimidating them intends to put them behind bars.






 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:13  توسط "حقوق بشر"  | 

گزارشی از تجمع امروز در دانشگاه پلی تکنیک ، همراه با عکس

وبلاگ آزادی برابری

امروز دوشنبه مورخ 30 مهر 1386 دانشجویان کمونیست دانشگاه های تهران در راستای دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی فعالان دانشجویی در بند ، به دعوت بدنه ی خود در دانشگاه پلی تکنیک تهران اقدام به حضور منسجم در این مراسم نمودند.

تجمع در ساعت 12 ظهر با راه پیمایی دانشجویان معترض در صحن دانشگاه آغاز شد. حضورگسترده ی کادر حراست دانشگاه و نیز نیروهای امنیتی و خارج دانشگاهی در محوطه برگزاری تجمع کاملا ً محسوس بود . نمایندگان انجمنهای اسلامی دانشگاههای تهران، خواجه نصیر ، شریف و ... در این تریبون به قرائت بیانیه های خود پیرامون احکام صادره برای دانشجویان پلی تکنیک پرداختند . برخی از فعالین دفتر تحکیم نیز فرصت ایراد سخنرانی پیدا کردند.



برخی از شعارهایی که امروز از سوی دانشجویان سر داده شد عبارت است از: «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر ارتجاع »، «احمدی پینوشه ایران شیلی نمیشه»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «رئیس انتصابی استعفا، استعفا»، «مرگ بر سازشکار»، «برپا خیز از جا کن بنای کاخ دشمن» و .... .

نظرات جریان چپ در پلاکاردهایی که حاوی پیام هایی مانند: «آزادی برابری»، «جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری و جنبش زنان»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری آزاد باید گردند»، «اتحاد، مبارزه، پیروزی» و .... در دست دانشجویان بود به روشنی بیان گردید.



جریان چپ حاضر در برنامه، با گرفتن زمان از مجری تریبون، بیانیه های خود را قرائت کرد. انجمن اسلامی که از هژمونی کامل فعالین چپ در این برنامه چندان راضی نبود، این نارضایتی را با اعتراض به محتوای پلاکاردهای سرخ رنگ جریان چپ در همان ابتدای برنامه عیان کرد و در تلاشی بی ثمر بر آن بود تا به هر بهانه ای برخی از این پلاکاردها را به پایین بکشد و همچنین در هنگام قرائت بیانیه دانشجویان چپ رادیکال و دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک اقدام به کار شکنی می نمود. آخرین حربه کودکانه جریان راست دانشگاهی برای انکار حضور قاطعانه فعالین چپ، پرهیز از انتشار عکسهای این تجمع و صرفا انتشار یک عکس جعلی بود که اساسا متعلق به تجمع دانشگاه دیگر است.



نکته ی قابل توجه در این میان، اقدام تعدادی از دانشجویان وابسته به یکی از طیف های راست برای مقابله با حرکت جمعی دانشجویان و ایجاد اختلاف در میان طیف های مختلف دانشجویی بود که با حمله به فعالینی که پلاکاردهای اعتراضی در دست داشتند همراه شد. این عناصر، پلاکارد «یا سوسیالیسم یا بربریت» را نیز پاره کردند.



پس از اتمام سخنرانی ها و حرکت دانشجویان به سمت در خیابان ولیعصر، تلاش جریان راست برای مخدوش کردن حضور فعالین دانشجویی در این اعتراض دانشجوئی به کوشش آنان برای حضور انحصاری خود در صف اول تجمع تبدیل شد. جریان راست در تلاش بودند که از حضور پلاکاردهای چپ در جلوی تجمع ممانعت به عمل آورند که البته در این اقدام خود نا موفق شده و جریان چپ توانست با اعلام حضور برجسته خود در برنامه نشان دهد که در دانشگاه پلی تکنیک نیز از این پس هژمونی خود را – همانند دیگر دانشگاهها – اعمال خواهد کرد. عکسها و تصاویر منتشر شده از سوی رسانه های چپ دانشجوئی به خوبی نمایانگر حضور برجسته جریان چپ در این دانشگاه می باشد.



در انتهای برنامه، دانشجویان برای رساندن صدای اعتراض خود به سمت درب خیابان ولی عصر حرکت کرده و با سر دادن شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور و خواندن سرود یار دبستانی برنامه اعتراضی خود را به پایان بردند. همزمان با پراکنده شدن دانشجویان تعدادی از آنها توسط انتظامات دانشگاه به دفتر حراست منتقل شدند و تعدادی نیز خارج از دانشگاه توسط نیروی پلیس بازداشت شده و به کلانتری 148 چهار راه ولیعصر انتقال داده شدند.

زنده باد آزادی، زنده باد برابری
















دستگیری تعدادی از دانشجویان معترض



 




پس از پایان یافتن تجمع دانشجویان در پلی تکنیک و خروج آنان از دانشگاه، نیروی انتظامی اقدام به بازداشت تعدادی از دانشجویان نموده است.

تعدادی از دانشجویان پس از خروج از خیابان رشت و وارد شدن به خیابان ولیعصر مورد تعقیب پلیس قرار گرفتند و نکته ی جالب در این دستگیری این است که درجه داران نیروی انتظامی با فریاد "دزد، دزد" اقدام به تعقیب و بازداشت این دانشجویان کردند. همچنین یکی از دانشجویان چپ که در حال تهیه ی عکس از تجمع و اعتراضات بود، توسط حراست دانشگاه بازداشت شده و دوربین وی ضبط شده است.

هم اکنون دانشجویان به علت احتمال دستگیری توسط نیروهای امنیتی از خروج از دانشگاه خودداری می کنند.



 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:57  توسط "حقوق بشر"  | 

 


مي ترسم بلايي سرش آمده باشد

روناک صفازاده

سامان رسول پور

روناک صفا زاده، فعال زنان و عضو کمپين يک ميليون امضا در سنندج، 13 روز است در بازداشت نيروهاي امنيتي ‏به سر مي برد."روناک"کلمه اي کردي است به معناي روشني و نور و شهناز احمدي مادر اين فعال 21 ساله در ‏گفتگو با روز مي گويد: "زندگي ما بدون روناک مان تاريک و خفه است" .همزمان 600 نفر از مدافعان حقوق برابر ‏با امضاي بيانيه اي خواستار آزادي فوري "روناک صفا زاده" شدند.گفتگوبا خانم صفازاده در پي مي آيد.

‎آخرين خبر از وضعيت روناک چيست؟‎
متاسفانه هيچ خبري از او نداريم. امروز به ستاد خبري رفتم و از آنها درخواست کردم اجازه دهند دخترم را ملاقات ‏کنم.گفتند اين امکان وجود ندارد.بعد گفتم حداقل بگذاريد تلفني با او حرف بزنم.به من گفتند به منزل برگرد حتما تماس ‏مي گيرد اما 13 روز است که او تماسي با ما نداشته است.وقتي هم مي گويم من نگران دخترم هستم فقط مي گويند به ‏خانه برگرد حال دخترت خوب است.من واقعا نمي دانم حال دخترم خوب است يا نه.نگرانم.‏

‎نمي گويند چرا اجازه ي ملاقات با او را نمي دهند؟‏‎
چيزي به ما نمي گويند. مي ترسم بلايي سرش آمده باشد، بزرگترين ترس من همين است.اگرکسي مي خواهد کمکي به ‏ما بکند خواهش مي کنم الان تا دير نشده کمک کند. روناک به کمک نياز دارد.تا زماي که او زنده است کمکمان کنيد.ما ‏دقيقا نمي دانيم روناک در چه حالي است، به ما نمي گويند فقط مي گويند حالش خوب است. هر روز به دادگاه مي روم، ‏به دادگستري و حتي به ستاد خبري همه ي مي گويند ما نميدانيم او کجاست. رفتن به اين سه مکان شده کار هر روز من.‏

‎اين مدت که روناک پيشتان نيست سخت بوده؟‎
با هزار بدبختي و مکافات گذشته بر ما. بچه هايم دارند ديوانه مي شوند، در طول زندگيمان سختي زياد کشيده ايم اما ‏هيچ کدام به اندازه ي زندان رفتن روناک مرگبار و غير قابل تحمل نبوده. مادرم، به کلي فلج شده است. برادرها و ‏خواهرهاي روناک دارند ديوانه مي شوند. هيچ کاري از ما بر نمي آيد. زندگي ما بدون او تاريک و خفه شده است. ما ‏روناک را به خدا مي سپاريم.‏

‎شما مي دانيد روناک چه هدفي داشت و براي چه چيزي تلاش مي کرد؟‏‎
براي حقوق زنان کار مي کرد. خدا شاهد است اگر روزي 500 تومان پول به او مي داديم آنرا خرج مردم فقير مي ‏کرد. به بچه هاي روستايي کمک مي کرد. براي اينکه به بچه هاي پشت کنکوري درس بدهد به روستاي حسن آباد مي ‏رفت و به بچه هاي آنجا رايگان درس مي داد.شبها هم که به خانه بر مي گشت طاقت غذا خوردن نداشت. هر وقت و ‏ناوقتي مشغول کمک بود به آدمهاي محتاج. مي گفت آنها پول ندارند معلم خصوصي بگيرند مي رفت بدون چشم داشت ‏به آنها درس مي داد.خواب و خوراکش شده بود کمک به مردم. براي زنان بي سرپرست کار مي کرد.خيلي حسرت مي ‏خورد براي دختران بي بضاعت که تعدادشان هم کم نيست اينجا.مي گفتم دخترم همه ي اين مشکلات را تو نمي تواني ‏درست کني.اما اين حرفها به گوشش نمي رفت و به کارهايش ادامه مي داد.‏

‎به عنوان يک مادر چه احساسي داريد از اينکه دخترتان الان زندان است؟‎
من مادرم، نمي خواهم بچه ام يک دقيقه ناراحت باشد.دخترم روح بزرگي دارد اما جسمش ضعيف است؛ به خاطر اين ‏همه زحمتي که مي کشد.شايد خودش خوشحال باشد ومن مي دانم الان تنها ناراحتيش دوري از خانواده است.من واقعا ‏خيلي خيلي ناراحتم اما شايد خودش راضي باشد از اينکه به خاطر هدفش به زندان افتاده است.‏

‎پس هم ناراحتيد و هم معتقديد که دخترتان کار بدي انجام نداده است؟‏‎
من بسيار احساس غرور مي کنم چون مي دانم دخترم گناهکار نيست، چون کاملا به او و کارهايش اعتماد دارم.براي ‏من جاي افتخار است فقط نگرانم بلايي سرش بيايد و مشکلي برايش درست شود. روناک هميشه به ديگران کمک مي ‏کرد. حالا که او زندان است خواهش مي کنم همه کمک کنند براي آزادي او. ما نامه اي نوشتيم و از کارها و کمکهايي ‏که روناک در گذشته انجام داده گفتيم و امروز نامه را تحويل ستاد خبري داديم تا آنها هم بدانند که دختر من هيچ کار ‏غير قانوني انجام نداده است اهدافي انساني داشته است.و گفتيم ببينيد که کارهاي روناک به غير از خير چه ضرري ‏براي مردم داشته است؟ ‏

‎نامه را از شما گرفتند؟‎
بله نامه را تحويلشان داديم.گفتند شايد اين نامه به پرونده ي او کمک کند.‏

‎با توجه به همه ي اين مشکلات و ناراحتي هايي که در اين چند روزه داشته ايد، اگر دخترتان آزاد شود ‏براي فعاليتهايش مانعي ايجاد نمي کنيد؟‎
ما مانعي براي کارهاي او ايجاد نمي کنيم چون تمام کارهايش در دفاع از حقوق زنان ودر راستاي انسانيت بوده است. ‏هميشه مي گفت: انسان بايد انسان باشد. به ديگران کمک کند و ظلم به کسي نکند و ظلم را از کسي هم قبول نکند.با ‏وجود اينکه مي دانم ناراحت مي شود اگر اين را بگويم، اما چند روز قبل از بازداشتش، برايش کفش خريدم تا کفشهاي ‏کهنه اش را درآورد، اما بعد از چند روز ديدم کفش نو را به دختر نيازمندي داده است. کمک به ديگران اصلي ترين ‏خصوصيت دخترم است، من چطور مقابل اين کارهايش را بگيرم. من مواضع و اهداف انساني دخترم را کاملا قبول ‏دارم و به آن احترام مي گذارم.‏

‎تاثير فعاليتهاي روناک بر اعضاي خانواده چطور بود؟‏‎
واقعا کارهاي او تاثير زيادي بر روي من و خواهرهايش گذاشته است. ما حرفهاي او را قبول داشتيم و من خودم از ‏حرفهايش و کارهايش لذت مي بردم. از نظر من او هيچ کار غير قانوني انجام نداده است و اين را دوستان او مي دانند. ‏او چند سال است که افتخاري براي يک تشکل دفاع از حقوق زنان کار مي کرد ومي گفت: اين وظيفه ي انساني من ‏است که بدون چشمداشت به ديگران کمک کنم.‏

‎چه درخواستي داريد از مدافعان حقوق بشر؟‎
خواهش مي کنم هر چه از دستتان مي آيد براي روناک و امسال وي دريغ نکنيد. من حتي از دولت هم در خواست مي ‏کنم که به آزادي وي کمک کند چون او غير از کارهاي انساني و کمک به ديگران کار ديگري نکرده است. او خودش ‏هميشه مي گفت وظيفه ي انساني من اين است که از حقوق زنان و ساير محرومين دفاع کنم.‏

‎اگر روناک آزاد شد، در لحظه ي اول چه چيزي به او مي گوييد؟‎
مي گويم دخترم راهت را ادامه بده.مي گويم اگر هم اين کارها برايت مشکل ساز است چاره اي نيست و انجام نده. چون ‏من در اين 13 روز خيلي سختي و عذاب کشيدم، کارهايش را دوست دارم اما نگرانشم.البته من مي دانم که او نمي ‏تواند از عقيده ي خودش بگذرد و من هم عقيده ي او را قبول دارم.او هميشه مي گفت نه ظالم باشيد و نه اجازه دهيد ‏کسي بر شما ظلمي کند.من هم الان اين را مي گويم، روناک ظالم نبوده و نبايد کسي هم بر او ظلم کند.قصد او فقط ‏انسانيت بوده است و بس.‏

‎در کل از روناک راضي هستيد؟‎
کاملا!‏‎ ‎روناک دخترخيلي با معرفتي است و کاملا از او راضي هستم و خيلي با درک و شعور بود و حرفهايي مي زد ‏که آدم هاي 70 ساله هم بلد نبودند.‏

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:47  توسط "حقوق بشر"  | 

 

طبق اعلام رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر روز دوشنبه این هفته تریبون آزادی تحت عنوان ستاره ها در اوین با محوریت اعتراض به صدور احکام ناعادلانه قضایی برای دانشجویان دربند پلی تکنیک، اعمال نفوذ دولت احمدی نژاد در پرونده قضایی سه دانشجو، شکایت رئیس دانشگاه از سه ستاره در اوین و گسترش بازداشتهای خودسرانه و سرکوب جامعه مدنی در صحن این دانشگاه برگزار خواهد شد. کلیه کلاسهای دانشگاه در اعتراض به صدور این احکام ناعادلانه نیز از روز دوشنبه تعطیل است . از سوی دیگر انجمن اسلامی دانشجویان با اعلام برگزاری برنامه های متعدد در دانشگاه امیرکبیر و دنباله دار بودن اعتراضات دانشجویی طی چند روز آینده خبر از ملتهب بودن فضای این دانشگاه و همچنین احتمال دامنه دار شدن این اعتراضات دانشجویی به دانشگاههای دیگر داد. عده کثیری از اساتید دانشگاه نیز ضمن اعلام مواضع یکسان با دانشجویان و اعتراض به این احکام ناعادلانه قضایی اعلام کردند که درانجمن های اسلامی سایر دانشگاههای تهران و همچنین دفتر تحکیم وحدت نیز اعلام کرده اند که تریبون آزاد دوشنبه شرکت خواهند کرد.

محبوبه مقدم دانشجوی دانشگاه علامه آزاد شد  

اختصاصی آوای دانشگاه:محبوبه مقدم بعد از گذشت حدود ۵۰ روز از زندان آزاد شد.  وی در اواسط  شهریور ماه در کرمانشاه بازداشت و سپس به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده بود، عصر  روز شنبه آزاد شده است.محبوبه مقدم از دانشحجویان فوق لیسانس مطالعات زنان در دانشکده علوم اجتماعی علامه بود که  از چهره های فعال در جنبش زنان محسوب می شد.آوای دانشگاه آزادی وی را تبریبک می گوید و آرزو دارد دیگر رفقای دانشجوی مان نیز با مبارزه متحدانه مان آزاد شوند.

آوای دانشگاه آزادی وی را تبریبک می گوید و آرزو دارد دیگر رفقای دانشجوی مان نیز با مبارزه متحدانه مان آزاد شوند.

بیش از ۵۰ دانشجوی آذربایجانی در کمیته های انضباطی، بازداشت و زندان هستند

در سال ۱٣٨۶ عده زیادی از دانشجویان آذربایجانی به علت فعالیتهای سیاسی خود و تلاش جهت احقاق حقوق بشر در آذربایجان بازداشت و زندانی شده و عده ای دیگر راهی کمیته های انظباطی گشته اند. برخی بدون حضور در دادگاه با احکام سنگین روبرو شده اند و برخی دیگر بدون وکیل در دادگاه حضور یافته اند، چرا که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران این دانشجویان و خانواده های آنها را نسبت به عدم اخذ وکیل تحت فشار قرار داده اند.

بسیاری از این دانشجویان به قید وثیقه های سنگین آزاد شده اند و منتظر صدور حکم هستند.

کمیته دفاع از حق تحصیل دانشجویان آذربایجان، با ارائه گزارش زیر امیدوار است توجه نهادهای حقوق بشر را نسبت به این مسئله جلب کند.

اردبیل

دادگاه انقلاب اردبیل اوایل تیرماه ٨۶ عسگر اکبرزاده، دانشجوی رشته ی مهندسی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل را به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. اکبرزاده در جریان تظاهرات اول مهر ٨۵ در اردبیل دستگیر شده و پس از ۲ ماه بازداشت موقت با قرار وثیقه آزاد شده بود. اتهام این دانشجو تبلیغ بر علیه نظام و پخش اعلامیه بوده است.

وی همچنین در جریان تظاهرات مردم اردبیل در خرداد ٨۵ نیز توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به پرداخت شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.

- در آستانه ی ۱ خرداد ٨۶ و بعد از آن ماموران اطلاعاتی و امنیتی اردبیل با حمله به منازل چند تن از فعالین دانشجویی اقدام به بازداشت آنها کرده است.

اردشیر کریمی خیاوی، قائم مقام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل، صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه دانشجویی خزر، رامین جهانی مسئول کمیته ی سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل، عادل لطفی مسئول روابط عمومی این انجمن به طور غیرقانونی بازداشت، هتک حرمت و به شدت شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته اند. ماموران به هنگام مراجعه هیچ حکمی را ارائه نداده اند. ماموران پس از تفتیش و بازرسی خانه، کتابها و کامپیوتر شخصی آنها را با خود بره اند.

- عدالت عباسی فارغ التحصیل رشته کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد اردبیل- قائم مقام سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل در جریان اعتراضات خرداد ۱۳۸۶ دستگیر و بعد از حدود ۱۰ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد. وی در اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ نیز دو هفته بازداشت بوده است.

ارومیه

داریوش اسماعیلی دانشجوی آموزشکده فنی ارومیه روز ۱ خرداد ٨۶ دستگیر و پس از ۲٨ روز بازداشت توام با شکنجه با قرار وثیقه ۱۰ ملیون تومانی آزاد شده است.

- مهدی حاج محمدی دانشجوی رشته شیمی دانشگاه ارومیه روز ۹ خرداد ٨۶ توسط حراست دانشگاه ارومیه دستگیر و به مامورین اداره اطلاعات تحویل داده شده است. وی پس از دو هفته بازداشت با قرار وثیقه ۲۰ ملیون تومانی آزاد شده و در نهایت قاضی پرونده حکم تبرئه وی را صادر کرده است.حاج محمدی مدیر مسئول نشریه اویانیش و عضو دانشجوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه ارومیه بوده است.

- اکبر پاشایی دانشجوی رشته فیزیک دانشگاه ارومیه و دبیر کانون دانشجویی استاد شهریار (که لغو مجوز شده است) در روز اول خرداد ٨۶ توسط حراست دانشگاه ارومیه بازداشت شده و به اداره اطلاعات ارومیه تحویل داده شده است. وی روز ۱۹ خرداد به مدت ۴ روز در اعتراض به رفتار نیروهای امنیتی دست به اعتصاب غذا زده بود.

دادگاه این فعال دانشجویی ۲۵ مرداد ٨۶ برگزار شد که اتهامات وی، همکاری با نشریه اویانیش، تبلیغ و فراخوانی مردم جهت تظاهرات خرداد ٨۵ از طریق sms و قرائت بیانیه در خرداد ماه ٨۵ عنوان شد.

شایان ذکر است قبل از دستگیری این فعال دانشجویی، مامورین امنیتی با شکستن درب منزل وارد خانه وی شده و شروع به تفتیش وسایل او کرده اند. مامورین همچنین کتاب و جزوه ها و کامپیوتر شخصی وی را به همراه خود برده اند.

پاشایی به مدت ۴۰ روز در بازداشت اداره اطلاعات به سر برده است.

عده ای از دانشجویان هویت طلب دانشگاههای ارومیه در جریان سالگرد تظاهرات مردمی خرداد ٨۵ دستگیر شده و پس از چند روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده اند.اسامی این دانشجویان به قرار زیر است.

- مهناز محمد زاده دانشجوی رشته تربیت بدنی دانشگاه ارومیه که پس از برگزاری دادگاه به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

- توحید سلطانی دانشجوی رشته مهندسی مکانیک دانشگاه ارومیه که روز ٣۰ اردیبهشت ٨۶ دستگیر شده است. وی عضو کانون استاد شهریار بوده است.

- ساسان کیوانی دانشجوی رشته مهندسی مکانیک دانشگاه ارومیه که وی نیز روز ٣۰ اردیبهشت ٨۶ دستگیر شده است. وی عضو کانون استاد شهریار بوده است.

- جعفر کریمی دانشجوی دانشگاه ارومیه و عضو کانون استاد شهریار که او نیز روز ٣۰ اردیبهشت دستگیر شده است.

- موسی پریزاد دانشجوی آموزشکده فنی ارومیه که روز ۱ خرداد ٨۶ دستگیر شده است.

- عارف الوفی دانشجوی رشته معماری دانشگاه خزر باکو که در جریان اعتراضات مدنی روز جهانی زبان مادری (۲۱ فوریه ۲۰۰۷ مقارن با دوم اسفند ٨۵) در ارومیه بازداشت شده بود به ۶ ماه حبس و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.

- رسول جعفری روزنامه نگار و دانشجوی رشته مهندسی معدن دانشگاه ارومیه که در جریان تظاهرات اول مهر ٨۵ و در اعتراض به ادامه سیاستهای تبعیض زبانی دولت جمهوری اسلامی ایران و عدم تدریس زبان ترکی در مدارس شهرهای مختلف آذربایجان در ارومیه دستگیر شده بود، به ۶ ماه حبس تعلیقی به مدت ۲ سال محکوم شده است. وی به مدت دو هفته نیز در بازداشت اداره اطلاعات ارومیه بود که با قرار وثیقه آزاد شده است.

- اکبر نیکجو دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه ارومیه روز ۱۵ تیر ماه در مراسم جشن و نور افشانی سالروز تولد بابک خرم دین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

- هادی حمیدی شفیق دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد ارومیه روز ۲ خرداد ٨۵ در جریان تظاهرات مردم ارومیه دستگیر شده است و پس از ۲۷ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده است. وی پس از محاکمه به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد.

حمیدی شفیق برای بار دوم روز ۲۰ آذر ۱٣٨۵ در جریان جشنهای نور افشانی ۲۱ آذر به مناسبت سالگرد رسمی شدن زبان ترکی و تشکیل حکومت ملی آذربایجان بازداشت شد. این دانشجوی فعال مسائل آذربایجان پس از تحمل یک ماه حبس در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه همراه با شکنجه شدید که منجر به شکستن دو انگشت دستش شده است. به جرم شرکت در تظاهرات غیر قانونی و اقدام علیه امنیت ملی به پرداخت ۲ میلیون ریال جریمه نقدی و به جرم عضویت در حزب گایپ(حزب استقلال آذربایجان جنوبی) و فعالیت برای تشکیل حکومت پان ترکیستی به قصد تجزیه ی کشور به تحمل ۱۰ ماه حبس دیگر محکوم شد.

لازم به ذکر است این دانشجو در حالیکه تنها ۱۲ واحد از درس هایش باقی مانده است از دانشگاه نیز اخراج شده است.

تبریز

- محمد رضا عوض پور دانش آموز ۱۶ ساله برای اولین بار روز ۱۷ فروردین ۱٣٨۵ به جرم دیوارنویسی و نوشتن جمله “من ترک هستم” دستگیر شده است. بار دوم وی قبل از اعتراضات اول مهر ماه ۱٣٨۵ نسبت به عدم تدریس زبان مادری دستگیر شده است. وی برای بار سوم در تاریخ ۲۹ خرداد ٨۶ دستگیر شد. در همین ارتباط وی به اتهام تجزیه طلبی، قومیت گرایی و پان تورکیسم به صورت غیابی به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. همچنین نهادهای حقوق بشر از شکنجه وی در دوران بازداشت و عدم امکان داشتن وکیل برای وی گزارش داده اند.

- غفور حبیب پور دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد تبریز در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ٨۶ حین پخش اعلامیه فراخوان های اعتراضات خرداد ماه ٨۵ مردم آذربایجان دستگیر شده و به مدت ۲۰ روز در بازداشت به سر برده است.

- نادر مهد قره باغ دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه تبریز روز اول خرداد ٨۶ در جریان تظاهرات اولین سالگرد اعتراضات خرداد ٨۵ در تبریز بازداشت و پس از ۱۷ روز آزاد شده است. دادگاه وی تابستان ٨۶ بدون حضور وکیل برگزار شده است و وی منتظر حکم خود می باشد.

- کمیته انظباطی دانشگاه تبریز تیر ماه ٨۶ عده زیادی از دانشجویان هویت طلب این دانشگاه را به یک تا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرد. این دانشجویان عبارتند از: امین امامی، بهنام زالی، بابک رحمتی، منصور امینیان، هادی بهادری، ابراهیم زینالی، حامد توفیق، وحید دهقانی، فراز ذهتاب، آیدین خواجه ای، مقصود عهدی، علی داور، آیدین غفارنژاد، نعیم احمدی، صمد پاشایی و ناهید بابازاده

این احکام در تابستان یعنی زمان تعطیلی دانشگاه ها صادر شده است. احکام اولیه و ثانویه که همگی با عنوان “شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر” می باشد، همزمان صادر شده است که این مسئله حق اعتراض را از این دانشجویان گرفته است.

علی رغم تلاشهای این دانشجویان جهت رفع احکام خود، هم اکنون مقصود عهدی، نعیم احمدی، حامد توفیق، صمد پاشایی، فراز ذهتاب، بابک رحمتی و آیدین خواجه ای دوران یک ترم محرومیت از تحصیل خود را سپری می کنند و بقیه دانشجویان ذکر شده محرومیت از تحصیلشان به حالت تعلیق در آمده است که هرگونه فعالیت سیاسی می تواند منجر به محرومیتشان از تحصیل شود.

این احکام در رابطه با تحصنهای اعتراض آمیز در واکنش به دستگیری “نادر مهد قره باغ” دانشجوی دانشگاه تبریز صادر شده است.

- بهنام ترکان پور دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز و عضو شورای مرکزی تشکل آرمان این دانشگاه با حکم کمیته انظباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.

- - یونس زارعیون دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز به جرم بر هم زدن جو دانشگاه به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

(خوی)

- شیرزاد حاجیلو دانشجوی دانشگاه آزاد خوی و دبیر موسسه غیر دولتی اورین که در جریان اعتراضات مدنی مردم آذربایجان در روز ۲ اسفند توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و به مدت ۱٣ روز در بازداشت اداره اطلاعات بود به جرم اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکیستی به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.

سولدوز (نقده)

- مهدی نوری فعال دانشجویی و فعال مسائل آذربایجان و دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد سولدوز پس از اعتراضات خرداد ٨۵ در سولدوز دستگیر و بعد از ٨۲ روز بازداشت توام با شکنجه در بازداشتگاههای سولدوز و ارومیه و حبس در زندان تبریز روز ۱۹ شهریور ٨۵ با قرار وثیقه آزاد شد. وی مجددا روز ۱٨ اردیبهشت ٨۶ در سولدوز توسط مامورین اطلاعات این شهر بازداشت شده و به ارومیه انتقال یافته است. حکم اولیه دادگاه این فعال دانشجویی ۷ سال حبس تعزیری بوده است که در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال کاهش یافته است.

- احسان ملکی دانشجوی رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور سولدوز در روز ۲۹ اردیبهشت به اداره اطلاعات این شهر احضار شده و بعد از ۲۴ ساعت آزاد شده است. وی مورد ضرب و شتم واقع شده که آثار این شکنجه ها در بدن وی مشهود بوده است.

- میرعلی رضایی فارغ التحصیل دانشگاه نخجوان اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ در نقده دستگیر و بعد از حدود یک ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد. وی مدرس زبان ترکی آذربایجانی در موسسه “بیلیم یولو” شعبه سولدوز بوده است.

شبستر

- بهنام نورمحمدی، قهرمان سلطانی، بهزاد خورشیدیان و پرویز سلطانی چهار دانشجوی هویت طلب در جریان اعتراضات روز جهانی زبان مادری به جرم پخش اعلامیه دستگیر شده بودند که قاضی پرونده این دانشجویان را به ۱ سال حبس تعلیقی محکوم کرده است.

مراغه

- ارسلان آزمندیان و کمال برزی دانشجویان رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد تبریز روز ۲۰ فروردین ٨۶ در رابطه با پخش اعلامیه و دعوت مردم به تجمع مسالمت آمیز در اعتراض به حدیث جعلی مندرج در اسکناس های چاپ شده در مراغه بازداشت شده و پس از بازجویی در مراغه به اداره اطلاعات تبریز انتقال یافته اند.

- ائلشن روشنی پور، سعید محمدپور، مجید قره داغی، بابک مرادی و مصطفی قلیزاده دانشجویان دانشگاه آزاد مراغه توسط دادستان مراغه در رابطه با دعوت دانشجویان به تجمع دانشجویی در دانشگاه آزاد مراغه، احضار و جهت بازجویی به اداره اطلاعات مراغه ارجاع گردیده اند.

مغان

- سیامک میرزایی دانشجوی رشته ی مهندسی علوم دامی و اهل پارس آباد مغان، ۱۶ مهر بدون ارائه ی حکم قضایی از سوی مامورین امنیتی بازداشت شده و مامورین تمامی مدارک شخصی و کتب وی را با خود برده اند.

میرزایی پیش از این نیز در جریان اعتراضات خرداد ماه ٨۵ مردم آذربایجان در پارس آباد دستگیر شده بود.

قوشاچای (میاندوآب)

- شاهین حسنی دانشجوی فیزیک دانشگاه تربیت معلم آذربایجان (تبریز) روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ قبل از برگزاری اعتراضات در میاندو آب دستگیر و پس از تحمل بیش از یک ماه حبس در اورمیه و میاندوآب با قرار وثیقه آزاد شده است.

منبع: کمیته دفاع از حق تحصیل دانشجویان آذربایجان

همبستگی مدیران مسئول نشریات دانشجویی کشور با دانشجویان دربند پلی تکنیک

گزارش اختصاصی "آوای دانشگاه": روزهای پنجشنبه و جمعه همایش مدیران مسئول نشریات دانشجویی کشور در کرج برگزار شد. ابتدا قرار بود که معاونت فرهنگی وزارت علوم در این همایش شرکت کند که بنا به دلایل نا معلومی از این کار سرباز زد و معاونان وی در این همایش ۲ روزه شرکت کرده و به سخنرانی پرداختند.

اما این همایش آن طور که مسئولان وزارت آموزش عالی می خواستند پیش نرفت و دانشجویان حاضر در همایش با بالا بردن پلاکاردهایی به احکام سه دانشجوی زندانی پلی تکنیک اعتراض کردند. این حرکت موجب گشت که انتظامات سالن به دانشجویان حمله ور شوند. حراستی ها که قصد داشتند پلاکاردها را از دانشجویان بگیرند با مقاومت آن ها مواجه شدند و ناکام ماندند.

این مراسم دو روزه عصر روز جمعه به پایان رسید.

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:30  توسط "حقوق بشر"  | 
http://www.petitiononline.com/keyvanr/petition.html


کمپین نجات "کیوان رفیعی" فعال حقوق بشر
لطفا برای امضا روی لینک بالا کلیک کرده
ودر صورت امکان دیگران را نیز مطلع فرمائید


 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:27  توسط "حقوق بشر"  | 

امیرحسین موحدی

وقتی درپائیز۸۴بقیدوثیقه ۵۰میلیون تومانی اززندان آزادشدم بیاری دوستان مبارزتوانستیم کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران را سازماندهی کنیم آنروزها اغلب یاران وارباب رسانه ها ازما میپرسیدندچرابحران؟ وما سعی میکردیم توضیح دهیم که موضوع نقض حقوق بشردرایران وارد مراحل سخت وبحرانی شده ودیگرنمیتوان باعبارات وواژگان مصطلح درجهان آنرا تجسم کرد آنروزهارژیم تهدیداتی مطرح میکردکه اگرپرونده هسته ای ایران بشورای امنیت برده شود زندانیان سیاسی راسرخواهد بریداین عین الفاظ رئیس زندان رجائی شهرکرج بوددوستان زندانی که متاسفانه تعدادی ازآنهابشهادت رسیده اندمثل شهدافیض مهدوی-حجت زمانی-اکبرمحمدی وزندانیان سیاسی دیگرازجمله منوچهرمحمدی وبسیاری دیگرکه بدلایل امنیتی نامشان رانمیبریم چون هنوزبرخی ازآنها دلیرانه در زندان هستندوبرخی دیگرمثل بهنام(اسد)شقاقی ازکشورخارج شده اندهمه وهمه باکمیته بحران درتماس بودندوسعی میکردیم توسط رسانه هایی مثل رادیوفردا وصدای آمریکا مرتباودقیق فشاربرزندانیان راپوشش خبری دهیم وقتی تهدیدات علیه زندانیان درشب تاسوعای حسینی ۸۴عملی شدواسدشقاقی با رنج فراوان ازگوهردشت اطلاع دادحجت زمانی باشجاعت به دارآویخته شد ومنابع دیگرمان خبرراتائیدکردندحساسیت وسختی کارمان را( باوجودمشکلات فنی ومالی وفشار ودستگیریهای بی امان دیدبانان کمیته) درک کردیم حجت راقبل ازاعدام درداخل یک اتاق بشدت مضروب کرده بودندولی الله فیض مهدوی که مدتی بعدبه این منوال شهیدشددریکی ازتماسهایش بامن تعریف میکردکه حجت یکدست گرمکن پوشیده بود صورتش راسه تیغ کرده بودوبشدت درمقابل داروهایی که به او خورانده بودندمقاومت میکرد ازاومیخواستندجلوی دوربین تقاضای عفوکندامااوهربارباخواندن سرودمیگفت خوشحالم که چگونه مردن راخودبرگزیده ام آری ماتاریخ زنده آن روزها وشبهای بحرانی هستیم که متاسفانه بابیتوجهی جامعه جهانی این بحران نه تنهامرتفع نشده بلکه ابعاد گسترده تری یافته است وقتی منوچهرزنگ زدوگفت اکبررادوباره گرفته اند وپول راهی هم گرفته اندودارند به اوین میاورند چون خودش هم زندانی بودبرمظلومیت مادرقهرمانش خون گریستیم وقتی ارتباط اکبراززندان بامابرقرار شدتکیه کلامش این بودکه زندان اوین دیگرمثل خانه ماست دیگرقبول کرده ایم برای آزادی ایران بایدزندان راخانه اول خودبدانیم من آخرین کس در بیرون اززندان بودم که اکبر یکروزقبل ازاعتصاب غذاونه روزقبل ازشهادتش تماس تلفنی گرفت خیلی التماس کردم که اعتصابش را به تعویق بیاندازدچون روزهای صدوراولین قطعنامه علیه پروژه هسته ای ایران بودوتمام اخبارتحت الشعاع قرارگرفته بوداما ایشان گفتندکه پیروزنشوی اگر هرگز نیاغازی گفت که هزینه سنگینی را به ستمگران تحمیل میکنم وبقولش وفاکرد.همانشب خانم آرمیده مصاحبه ای بامن ترتیب دادکه دربرنامه آقای بهارلوکه آقای نوریزاده هم حضورداشتندخبرراتائیدواعلام کردم خانم آرمیده شاهدبودند برماچه گذشت تاتوانستیم گریه رامهارکنیم ومصاحبه ضبط شود وهرروز بردامنه بحران حقوق بشردرایران افزوده میشودما دیگر نباید شاهدپرپرشدن اکبرهایمان باشیم دیرگاهیست زمان ارجاع پرونده حقوق بشر ایران به شورای امنیت فرارسیده.... .ادامه دارد

 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:22  توسط "حقوق بشر"  | 

 نزدیک به ۵ ماه از بازداشت "سعید متین پور" روزنامه نگار و فعال حقوق بشری، "جلیل غنی لو" و " بهروز صفری" از فعالان اجتماعی سپری می شود و خانواده هایشان در این مدت اجازه ی ملاقات با آنها را نیافته اند.

سه زندانی آذربایجان که بیش از ۴ ماه از بازداشت اشان می گذرند، از زمان بازداشت ممنوع الملاقات می باشند. و به گفته منابع موثق هم اکنون در شرایط ناگواری در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان زندانی هستند.  
 
همچنین صالح کامرانی وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر و عبدالله عباسي جوان، استاد ‏دانشگاه می باشد که از ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ همچنان بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری می شوند. 

از سوی دیگر بر اساس گزارش دیگری از زنجان  عليرضا متين پور برادر ‏سعيد متين پور و ليلا حيدري همسر بهروز صفري نيز که از ۶ شهريور ماه دستگير شدند هم اکنون در زندان زنجان به ‏سر مي برند.

لاذم بذکر است این افراد نه تنها ممنوع الملاقات بلکه حتی مجاز به تماس تلفنی با خانواده خود نمی باشند. هنوز هیچ اطلاعی از اتهام این هفت تن در دست نیست و هر هفت نفر کماکان در بازداشت موقت بسر می برند.

از کلیه سازمان های حقوق بشری و اشخاص مستقل فعال در زمینه حقوق بشر انتضار می رود وضعیت این زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند.

نوشته شده توسط ساوالان سسی
 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:19  توسط "حقوق بشر"  | 

"کارزار دفاع" از"حقوق زندانیان" سیاسی به ويژه دانشجویان دربند

متن کارزار همبستگی مهر
شوق ما ن بود که اوین موزه خواهد گشت. بندهای بندگی ازهم خواهد گسست. دیگراز رد زنجیر وتازیانه، صفحات تاریخ مان سیاه نخواهد شد. مژده می دادند که آن دشنه خون آلود که ازغلاف سازمان اطلاعات وامنیت کشوربرآمده و قلب مبارز زنان ومردان ایران زمین را دریده شکسته خواهد شد. وعده آن بود زندانی سیاسی وشکنجه انسان به دست انسان جزنقل سینه نیاکان دیگرهیچ مصداقی دراین سرزمین نیابد. قراربود سانسورجراید برای همیشه ملغی شود تا غنچه مطبوعات درفضای استقلال وآزادی قلم بشکفند. چه نهال های آرزو غرس شد تا سرسلسله همه خواست ها وقدم ها آزادی باشد. و... چون چشم گشودیم درپس احتزاز بیرق های سیاه بازچوبه های دار بود که رقص مرگ را به جنبش می آورد. ودیگربارباستیل ما اوین شد که هرچه آزاده یافت درچنبره بی ترحم خود فرو کشاند. پیش از آنکه سحرگاه پرده ازرخسار شب برکشد، دست بیداد یک کهکشان ستاره را یکجا دریک وجب گوربه خروارها خاک سپرد تا قبح این جنایت ازدیده ها نهان شود وآنگاه خاوران یک پهنه گشت ازاشک وماتم برستارگانی که حتی بی خشت گوردفن شدند. وباردیگر چه قلم ها که شکستند. چه انسان ها که به جرم آگاه بودن وآگاه ساختن سلاخی شدند وبا چه تهتکی برچهره جامعه ومدنیت تیغ کشیدند. ساحت دانشگاه را به خون آغشتند. امااز18 تیر16 آذری دیگر تولد یافت. نشریات رابستند .کتاب هارا سوزاندند. بردست ها و پاها دستبند وپابند زدند. چشمهارا حتی دردرون سلول های انفرادی هم چشم بند زدند تا شاید انسان ها حق ، عدالت و آزادی را ازیاد ببرند. هرحرکت و صدا ، هراجتماع و گروه، هرنماد وهویت مستقل انسانی را دشمن امنیت (خود) خواندند. تا انسان ها با فراموش کردن انسانیت خود تبدیل به جماداتی مطیع و بی اراده شوند. حقوق کارگران را پایمال کردند. فرهنگیان را به بند آوردند وبی شرمانه درقاموس قدرت ثبت کردند که دانشجو، آزادی ، حقوق بشرهمچنان محاط درخط قرمزودرشمارواژگانی ثبت شود که مفهومی جز دشنام ازآن فهم نگردد. اما دانشگاه زنده است. حیات دانشگاه درایستادگی دانشگاه مازندران دربرابرباج خواهی آدم ربایان در اردیبهشت سال جاری نمایان شد. حیات دانشگاه دربپاخاستن دانشگاه شیراز دربرابرزیاده خواهی امنیتی ها درماههای آغازین سال جاری هویداشد. حیات دانشگاه درتحصن دانشگاه تبریز، اعتراضات دانشجویی دانشگاه مشهد ، جنبش دانشگاه لرستان ، ستارگان سپهردانشگاه همدان ، سرفرازی دانشگاه شاهرود ، دادخواهی دهها انجمن درشرف تعطیل دانشگاه های سراسرکشورواعتراض دانشجوی تعلیق ومحروم ازتحصیل نمایان شد. حیات دانشگاه درخروش دانشجویان پلی تکنیک واستقامت آنان درسیاهچال 209 اوین نمایان شد. و... مهر، ماه ازسرگیری کارزاربرای آزادی است.ما جمعی ازفعالین دانشجویی ،کارگری ، معلمان ،زنان واقوام دردرون مرز درجهت محکوم کردن رویه های ضد حقوق بشرحاکمان وبرای آزادی کلیه زندانیان سیاسی به ویژه دانشجویان دربند پلی تکنیک احمد قصابان ، احسان منصوری ، مجید توکلی و زندانیان کارگری ازجمله منصور اسانلو و محمود صالحی فعالان کرد ازجمله محمد صدیق کبود وند ، هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور و فعالان آذری از جمله منصور متین کارزاردفاع ازحقوق بشر وزندانیان سیاسی را اعلام نموده ودست یاری به سوی کلیه مبارزان راه آزادی و دمکراسی و مدافعان حقوق بشردرداخل وخارج ازکشور صرف نظرازتعلقات حزبی و گروهی درازمی کنیم.ما به منظور عینیت یافتن این کار زار ودفاع ازحقوق معلمان و دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی روز اول مهر را روز همبستگی با آنان اعلام می کنیم


جهت حمایت ازاین کارزارمی توانید اسامی خود یا نام پایگاه

اینترنتی تان را دربخش نظر این

وبلاگ اضافه نموده ویا به آدرس زیر ایمیل نمائید



hambastegi.mehr@gmail.com

http://hambastegiemehr.blogspot.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:20  توسط "حقوق بشر"  | 

ترجمه ی اطلاعیه ی حمایت از "کارگران نیشکر هفت تپه"

اکتبر 21st, 2007 by kaargaran

از کارگران نیشکر هفت تپه حمایت کنیم!!

کارگران، فعالان کارگری، مردم آزادی‌خواه ایران!!

از حدود دو هفته قبل کارگران نیشکر هفت تپه در شهر شوش در خوزستان، در اعتصاب و تحصن به سر می‌برند.

کارگران ابتدا دست از کار کشیده و با سرویس‌های کارخانه فاصله 10 کیلومتری کارخانه تا فرمانداری را، در حالی که سه بار توسط نیروهای انتظامی محاصره شدند، طی کردند و با تجمع مقابل فرمانداری اعتراض خود را گسترش دادند که منجر به اعزام نیروهای ضد شورش و برخورد خشن با تجمع‌کنندگان شد که منجر به زخمی شدن تعدادی از کارگران گردید.

کارگران نیشکر هفت تپه سه ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده‌اند. علت این امر فروش قسمت وسیعی از زمین‌های کشاورزی کارخانه و در پی آن اخراج 2000 هزار نفر از کارگران، از سوی مدیریت کارخانه است. علت فروش زمین‌ها، واردات بی‌رویه شکر طی دو سال اخیر از سوی دولت می‌باشد.

کارگران اعتصابی تا کنون مطالبات چندی را مطرح کرده‌اند که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

رسمی شدن کارگران موقت، تشکل مستقل کارگری، اسکان در خانه‌های سازمانی کارخانه، توقف فروش زمین‌های کارخانه، پرداخت دستمزدهای معوقه، اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل و افزایش دستمزد.

کارگران هفت تپه با نامه‌نگاری به نهادهای بین‌المللی از جمله “آی. تی. یو. سی” و “آی. ال. او” مشکلات خود را مطرح کرده‌ و خواستار رسیدگی به مطالباتشان و بازگشت به کار شده‌اند.

در پی گسترش اعتراضات کارگران، مدیریت و مسئولان عقب‌نشینی کرده و یک ماه از حقوق کارگران را پرداخت کرده‌اند.

ما بدین وسیله از جریان‌ها مستقل و کلیه فعالان کارگری و کارگران کارخانجات و واحدهای تولیدی می‌خواهیم به هر طریق ممکن از جمله دادن اطلاعیه، کمک مالی و… از کارگران هفت تپه حمایت فعال کنند و به هر شکل ممکن همبستگی خود را با مبارزات کارگران هفت تپه اعلام نمایند.

شورای همکاری تشکل‌ها و فعالین کارگری

27/7/86

 

http://karrgaran.wordpress.com  

Let us support the Haft Tapeh Sugar Cane workers!

Workers, labour activists, freedom-loving people of Iran!

The workers of the Haft Tapeh Sugar Cane mill in Shush city in Khuzestan province [in southern Iran] have been on strike and have been holding protests for around two weeks.

After they stopped work the workers got on the factory’s transport buses and went the 10 kilometre distance from the factory to the Governor’s Office. Even though they were surrounded by the security forces three times, they got through and by gathering in front of the Governor’s Office widened their protest. This led to the riot police being called in and the violent response against those gathered led to a number of workers being injured.

The workers of Haft Tapeh Sugar Cane have not received their wages for three months. The reason for this is the sale of a huge section of the factory’s agricultural land and the sacking of 2000 workers by the factory’s management.

The reason for the land sale is the government’s reckless sugar imports during the past two years.

The striking workers have so far posed a number of demands:
- permanent jobs for contract workers,
- [the right to form] independent workers’ organisations,
- [the right to] live in houses owned by the factory,
- a stop to the sale of factory land,
- payment of unpaid wages,
- implementing the job evaluation scheme,
- a pay rise.

The Haft Tapeh Sugar Cane workers have written letters to international organisations like the ITUC and ILO setting out their problems and have asked that their demands be met and that they are allowed to return to work.

After the workers’ protests widened the management and officials backed down and have paid one month’s unpaid wages to the workers.

We ask the independent tendencies and all labour activists and workers of factories and production units to support the Haft Tapeh Sugar Cane workers in any way they can, including issuing statements, fundraising and so on. They should also declare their solidarity with the Haft Tapeh workers in any way they can.

Co-operation Council of Labour Organisations and Activists
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:11  توسط "حقوق بشر"  | 
مردم ایران نه حکومتی دارند، نه دولتی، نه مجلسی و نه محکمه ای

مردم ایران ، جمهوری اسلامی را غارتگرِ حق خویش می دانند

از اینرو انعقاد هر قرارداد و مذاکره بر سر هر حق و امتیازی که ذینفع مردم ایران اند
جز دزدی آشکار بین المللی و نقض حقوق قراردادها نمی باشد

مردم ایران به عنوان صاحب اصلی حق، هشدارِ عدم تعهد و فسخ اینگونه اقدامات را اعلام می دارند
 


نگار افشار
داریوش افشار
حسن داعی
مرداویج زیاری
کیانوش سنجری
امیدرضا میرصیافی
جاوید ایران ( با درود. فکر کنم من اولین کس پس از اعلامیۀ دکتر نصراصفهانی این موضوع را عنوان کردم و بنابراین بدون تایید نویسنده و یا پیوستن به گروه یا شخصی ویژه این موضوع را بیش از بیست و هشت سال است که فریاد می زند تایید می کنم)
داوود رحیمی
فرهنگ آهی
شهین حسینی
زری عرفانی
تارنمای ایران بدانیم بیاندیشیم بپاخیزیم
نیلوفر شمیرانی
وحید واعظی
سایۀ سعیدی سیرجانی

 
اگر مایل به امضا هستید کلیک کنید

http://www.petitiononline.com/No2IR/petition.html

برگرفته از وبلاگ سایه سیرجانی

http://sayehsirjani.blogsot.com




 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:9  توسط "حقوق بشر"  | 
فریدون نیکوفر هم به جمع اقدام کنندگان علیه امنیت ملی پیوست.


 


گزارش ابوالفضل عابدینی خبر نگار مستقل خوزستانی
طبق خبر رسیده از شهر هفت تپه فریدون نیکو فرد نماینده کارگران معترض شرکت کشت و صنعت از طرف سازمان اطلاعات بازداشت شد.
در مشروح گزارش آمده که سازمان اطلاعات و امنیت خوزستان طی تماسی با فریدون نیکو فرد در روز پنج شنبه بیست و هفتم مهرماه از این عضو فعال کارگری خواست که سریعا خود را به اداره اطلاعات معرفی نماید اما با اعتراض نیکو فرد مبنی بر غیر قانونی بودن این درخواست روبرو شدند. همچنین در ادامه این درخواست از نامبرده خواسته شد که اجازه هیچگونه تماس و یا مصاحبه با رادیو و یا سایت های خبری در خارج کشور را ندارد.
عدم پذیرش این درخواست از طرف فریدون نیکو فرد باعث شد متعاقباً نیروهای امنیتی ساعت 21 همان روز پنج شنبه فریدون نیکو فرد را در خانه مسکونی اش واقع در هفت تپه دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند. در ساعت 3 بامداد جمعه 28 مهر وی با تعهد کتبی مبنی بر عدم مصاحبه با رسانه ها و رادیوهای خارجی و عدم پیگری مطالبات کارگران آزاد شد.
صبح روز شنبه 29 مهرماه بار دیگر از سوی نهادهای امنیتی فرا خوانده شد و از ساعت 8 صبح وی در اداره اطلاعات شهرستان شوش حاضر گردید که متاسفانه پس از چند ساعت بازداشت طی پیگیری های خانواده اش، از سوی اداره اطلاعات به آنان اعلام گردید که وی در روز یکشنبه جهت تکمیل پروند قضایی به دادگستری شهرستان شوش اعزام خواهد شد.
اتهام منسوب به این عضو فعال کارگری در خوزستان اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با رسانه ها بیگانه و گروهای خارج از کشور و تحریک کارگران به شورش علیه مسئولین می باشد.
متاسفانه از وضعیت جسمی هیچگونه اطلاعی در دست نیست.



محبوبه مقدم با قرار كفالت آزاد شد

 

خبرگزاری حکومتی ایسنا: وكيل مدافع محبوبه مقدم دانشجوي بازداشت شده دانشگاه علامه طباطبايي از آزادي موكلش در روز گذشته با قرار كفالت خبر داد. محمدعلي دادخواه با اعلام اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: موكلم پيش از اين در تماس تلفني با خانواده اعلام كرده بود كه در زندان اوين به سر مي‌برد اما علي رغم اين با مراجعه‌ي خواهر موكل به زندان اوين گفته شده كه وي در اوين نيست.

 


استعفای دسته جمعی هیئت رئیسه دانشگاه بهشتی

 

سایت حکومتی فرارو: مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی که 18 ماه از فعالیت رئیس قبلی آن می گذشت صبح امروز همراه با حواشی جالب توجهی برگزار شدمراسم معارفه احمد شعبانی سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی امروز در غیاب محمد مهدی زاهدی وزیر علوم با حضور دکترسید محمد حسینی نماینده وزیر علوم در دانشگاهها، دکتر زارعی مشاور وزیر علوم، دکتر متکان مدیر کل بورس وزارت علوم و دکتر طالبیان مشاور ارشد وزیر علوم برگزار شد. در این مراسم دکتر لطیفی رئیس پیشین این دانشگاه حضور نیافته بود. ضمن اینکه هیچ معاونان این دانشگاه نیز در این مراسم حضور نداشتند. حاشیه های این مراسم در زیر آمده است :

 

در پارچه زرد رنگی که عنوان مراسم در آن درج شده بود، چنین آمده بود : "مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی."


رئیس و هیئت رئیسه سابق دانشگاه شهید بهشتی در مراسم "معارفه سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی" حاضر نشدند و برخی حضار داخل سالن از استعفای دست جمعی آنها خبر دادند.


رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهید بهشتی حضور در این جلسه را با دو حس خاص همراه دانست و آن را به دو مجلس شادی و ترحیم تعبیر کرد.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی در سخنانش تاکید کرد که مسئولان کشوری شروطش را برای ریاست پذیرفته اند. او شرط خود را کمک مسئولان به زیرساخت های دانشگاه دانست و اعلام کرد مسئولان کشوری قول داده اند که به کمک دانشگاه بیایند و با پذیرش این شرط من حاضر به قبول این مسئولیت شدم.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی در میان سخنانش، وضعیت خدمات رفاهی کارکنان این دانشگاه را در بدترین وضعیت خواند. در این هنگام، کارکنان دانشگاه الله اکبر گفتند و کف زدند.


نخستین جایگاهی که سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی برای اصلاحش ابراز عقیده کرد، رابط این دانشگاه با ستاد امور رفاهی وزارت علوم بود. وی گفت : چرا باید در جوار دانشگاه شهید بهشتی خانه سازمانی برای صنعتی شریفی ها درست شود و ما خودمان چیزی نداشته باشیم.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی که بر ضرورت ارتقای امکانات رفاهی دانشجویان نیز تاکید داشت، گفت : بنده یک روستایی بودم. قطعا اگر شهید بهشتی خوابگاه نداشت این دانشگاه را انتخاب نمی کردم.


احمد شعبانی - سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی از دکتر ندیمی که دو دهه پیش از حمید لطیفی عهده دار ریاست دانشگاه شهید بهشتی بود نیز یادی کرد. دکتر ندیمی با حکم محمد مهدی زاهدی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری پس از مدت ها در آغاز دولت نهم از کار برکنار شد و جای خود را به لطیفی داد.


سرپرست جدید دانشگاه شهید بهشتی در ابتدا و انتهای سخنانش این چنین گفت : «برادر عزیز آقای دکتر زاهدی به بنده اعتماد کردند. به خدا قسم با خدا معامله کردم و آبرو و حیثیتم را در میان قرار دادم


حکم عزل حمید لطیفی از ریاست دانشگاه شهید بهشتی و انتصاب احمد شعبانی به سرپرستی این دانشگاه که به تاریخ امروز توسط وزیر علوم، تحقیقات و فناوری صادر شده است، توسط مجری برنامه قرائت شد.


وزیر علوم هدیه ای را توسط دکتر طالبیان مشاور ارشد خود برای دکتر لطیفی رئیس سابق دانشگاه شهید بهشتی به مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه فرستاده بودند اما دکتر لطیفی در جلسه حضور نداشت و طالبیان به رئیس جدید دانشگاه توصیه کرد تا این هدیه را به حمید لطیفی برساند.  دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در مراسم معارفه سرپرست جدید دانشگاه حضور نداشتند



ممنوع الملاقات بودن ۷ زندانی سیاسی آذربایجانی

ایران ب ب ب

نزدیک به ۵ ماه از بازداشت "سعید متین پور" روزنامه نگار و فعال حقوق بشری، "جلیل غنی لو" و " بهروز صفری" از فعالان اجتماعی سپری می شود و خانواده هایشان در این مدت اجازه ی ملاقات با آنها را نیافته اند.

سه زندانی تورک که بیش از ۴ ماه از بازداشت اشان می گذرند، از زمان بازداشت ممنوع الملاقات می باشند. و به گفته منابع موثق هم اکنون در شرایط ناگواری در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان زندانی هستند.

همچنین صالح کامرانی وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر و عبدالله عباسي جوان، استاد ‏دانشگاه می باشد که از ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ همچنان بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری می شوند.

از سوی دیگر بر اساس گزارش دیگری از زنجان عليرضا متين پور برادر ‏سعيد متين پور و ليلا حيدري همسر بهروز صفري نيز که از ۶ شهريور ماه دستگير شدند هم اکنون در زندان زنجان به ‏سر مي برند.

لاذم بذکر است این افراد نه تنها ممنوع الملاقات بلکه حتی مجاز به تماس تلفنی با خانواده خود نمی باشند. هنوز هیچ اطلاعی از اتهام این هفت تن در دست نیست و هر هفت نفر کماکان در بازداشت موقت بسر می برند.

از کلیه سازمان های حقوق بشری و اشخاص مستقل فعال در زمینه حقوق بشر انتضار می رود وضعیت این زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند.


ساوالان سسی
 



 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:2  توسط "حقوق بشر"  | 
 





جمعی از دانشجویان دانشگاه دانشگاه علامه با استناد به امضای هزار نفر از دانشجویان این دانشگاه، مبنی بر سو مدیریت ریاست این دانشگاه خواستار عزل آقای شریعتی شدند. گفتنی است تا به حال کمتر سابقه داشته که چنین جمعیت دانشجویی یک خواسته مشخص داشته باشد. البته چند سال پیش جمع بسیار کمتری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، این خواسته را برای دکتر ریاضی، ریاست این دانشگاه مطرح کردند که ایشان به خاطر داشتن شخصیت آکادمیک و دانشگاهی، فورا این خواسته را پذیرفتند.

متن کامل نامه به شرح ذیل است:

آقای دکتر محمد مهدی زاهدی

وزیر محترم علوم و تحقیقات و فناوری

با سلام

پیرو تقاضای بی اجابت ملاقات اعضای کمیته دفاع از حق تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی با جنابعالی وامتناع آن وزارت از پذیرش نمایندگان دانشجویان محروم شده از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی، ذیلاً مطالبی معروض می شود:

_ عملکرد آقای شریعتی رییس دانشگاه علامه طباطبایی، طی دوسال ریاست این مرکز مهم آموزش عالی، مصداق واقعی سوءمدیریت و بحران سازی بوده است. متأسفانه ایشان با آفریدن بحران های پی در پی از طریق اقدامات نسنجیده، غیرقانونی و تحریک آمیز، فضای لازم برای فعالیتهای آکادمیک، پویایی و نشاط دانشگاه را از بین برده و به عمد، با ساختن فضای متشنج، دانشجویان را تحریک کرده اند.

_اعلام غیرقانونی انحلال انجمن اسلامی دانشجویان، ایجاد محدودیت برای کلیه ی انجمن های مستقل دانشجویی، عدم ارائه مجوز برگزاری انتخابات شوراهای صنفی، توقیف نشریات دانشجویی و عدم ارائه مجوز به متقضیان در طول دوره مدیریت، ایجاد جو وحشت و خفقان در دانشگاه از طریق برخوردهای دون شأن نظام آموزشی عالی و دور از موازین اسلامی، برخورد فیزیکی، توهین، ضرب و شتم و فحاشی از سوی کارکنان دانشگاه و ماموران حراست که در نامه شماره ۳۳۵۲ دبیرخانه وزارتی، مشروح آن ذکر شده است و از همه غم انگیزتر و باورنکردنی تر صدور حکم محرومیت از تحصیل، در روندی کاملا غیر قانونی برای نزدیک به سی دانشجوی دانشگاه علامه که تنها گناهشان نقد مسالمت آمیز و دلسوزانه ی این رویه های غیرقانونی بوده است، تنها بخشی از مصادیق این سوءمدیریت متحیرکننده است. مسلماً ریاست یک مرکز علمی در حد دانشگاه علامه طباطبایی باید بر عهده ی فردی با سجایای اخلاقی پسندیده، خصوصیت وزانت شخصیت علمی و مقبولیت در میان دانشجویان و اساتید باشد. اما متأسفانه آقای شریعتی در برخورد با دانشجویان و حتی اعضای هیأت علمی، زبانی جز زبان زور، تهدید و تحقیر نمی شناسند. همین رویه بود که در سال گذشته به استعفای جناب آقای دکتر احمدی، ریاست فاضل دانشکده ی حقوق منجر شد. اکنون، اگر ما به شما به عنوان مرجع عالی تر متوسل شده ایم، به این دلیل است که ایشان تقاضای ما را برای گفت و گو در میان دانشجویان بی پاسخ گذاشته و حاضربه پاسخ در قبال عملکرد خود و حوزه مدیریتیش نیست. و اگر این بار هم نتوانیم پاسخ بگیریم برای احقاق حقوق خویش چاره یی جز توسل به دیگر نهادهای قانونی مانند مجلس شورای اسلامی نخواهیم داشت.

_گویاست که این سخن چند نفر نیست و صدای گویا و محکم یک هزار دانشجوست، چیزی که تا کنون سابقه نداشته و بنابر آنچه گفته شد و با استناد به امضا و خواست قریب به هزار تن از دانشجویان دانشگاه علامه که به این نامه پیوست می شود، دو خواسته از جنابعالی داریم:

الف- عزل بی قید و شرط آقای شریعتی، ریاست دانشگاه و جایگزینی ایشان با مدیر شایسته یی که بر اساس ضوابط و قواعد یک نهاد آکادمیک انتخاب شده باشد.

ب- رفع تمام تحدیدها و لغو احکام انضباطی و احکام محرومیت از تحصیل و لغو محدودیت تشکل ها و نشریات دانشجویی که در زمان ریاست ایشان به طور غیرقانونی ایجاد شده است و بازگشت هر چه سریعتر دانشجویان محروم شده به سر کلاس های درس.

در پایان امیدواریم که در نظام آموزشی کشورمان دیگر شاهد این برخوردهای غیرمنطقی و غیرقانونی با دانشجویان نباشیم.

جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

رونوشت:

کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی

کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

دفتر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی

خبرگزاری های داخلی


 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 0:49  توسط "حقوق بشر"  | 
هانی خواندارمعروف به هانی کرده از بازداشت شدگان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، با گذشت بیش از 3 ماه همچنان در بند 209 و در سلول انفرادی نگهداری می شود. مادر وی با اعلام این خبر می گوید:" در طی این مدت تنها یک بار توانسته فرزندش را ملاقات کند و پس از آن دادگاه وی را ممنوع الملاقات اعلام کرده است." هانی خواندار که به عنوان یکی از افراد موسوم به اراذل و اوباش به اعدام محکوم شده بود، پس از 3 ماه بازداشت در سوله کهریزک به بند 209 انتقال یافت. وی که به ادعای سایر بازداشت شدگان این طرح در طی دوران بازداشت، بیش از سایرین مورد شکنجه وضرب و شتم قرار گرفت در ملاقات کوتاه با مادرش خبر مربوط به "کشیدن ناخنهایش" را تایید کرد. مادر هانی می گوید" دو تا از ناخنهای پسرم را کشیده بودند، اما وقتی در دادگاه انقلاب به آقای نمازی( قاضی رسیدگی کننده به پرونده متهمان با عنوان اراذل و اوباش) اعتراض کردم، ایشان گفت که در محل نگهداریشان قند کم بوده، به همین دلیل ناخنهایش سیاه شده و افتاده است." ادامه بازداشت و نگهداری این متهمان در حالی صورت می گیرد که اکثریت بازداشت شدگان پس از تحمل چندین ماه حبس با قید وثیقه آزاد شده و یا در شرف آزادی قرار دارند، با این حال چند تن از بازداشت شدگان هنوز در زندان نگهداری می شوند و از حق تماس و ملاقات با خانواده های خود محرومند. مادرهانی اشاره می کند که دادگاه به وی اعلام کرده، پرونده پسرش در مرحله کارشناسی است و لذا حق تماس و ملاقات ندارد. این درحالی است که به ادعای وی، فرزندش به دلیل شدت شکنجه های موجود، 6 روز در بیمارستان سجاد بستری بوده است. هانی خواندار معروف به هانی کرده ، همزمان با طرح ارتقای امنیت اجتماعی بازداشت شد. وی که پیش از این نیز سابقه بازداشت و زندان را داشته است، در مدت بازداشت خود، دو بار توسط مأموران به محوطه اجرای حکم اعدام برده شده و پس از طی تمامی مراحل اجرای این حکم، با انداختن ترقه زیر پایش، به سلول بازگردانده شد. بازداشت شدگان که همگی اتهامات مشابهی داشته اند، می گویند:" پس از بازداشت و انتقال به پلیس امنیت از همه آنان سوال شده است ،" چند بار تجاوز کرده اید؟!" مادر هانی به نقل از پسرش می گوید." پسر بچه ها را کتک می زده اند تا اعتراف کنند که از جانب متهمان مورد تجاوز قرار گرفته اند!" با آزادی اکثریت بازداشت شدگان این طرح در طی هفته های گذشته از زندان، عملکرد غیرقانونی و غیر انسانی دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرد. چراکه تمامی بازداشت شدگان در طی دوران زندان به سخت ترین اشکال ممکن مورد شکنجه واقع شده اند تا جایی که 10 تن از آنان بر اثر شدت جراحات و عدم رسیدگی مسئولین بازداشتگاه، جان باخته اند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر؛ ضمن استقبال از آزادی بازداشت شدگان این طرح، خواهان برخورداری متهمان بازداشتی از کلیه حقوق قانونی خود از جمله حق ملاقات و تماس با خانواده می باشد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 22:36  توسط "حقوق بشر"  | 
 





جمعی از دانشجویان دانشگاه دانشگاه علامه با استناد به امضای هزار نفر از دانشجویان این دانشگاه، مبنی بر سو مدیریت ریاست این دانشگاه خواستار عزل آقای شریعتی شدند. گفتنی است تا به حال کمتر سابقه داشته که چنین جمعیت دانشجویی یک خواسته مشخص داشته باشد. البته چند سال پیش جمع بسیار کمتری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، این خواسته را برای دکتر ریاضی، ریاست این دانشگاه مطرح کردند که ایشان به خاطر داشتن شخصیت آکادمیک و دانشگاهی، فورا این خواسته را پذیرفتند.

متن کامل نامه به شرح ذیل است:

آقای دکتر محمد مهدی زاهدی

وزیر محترم علوم و تحقیقات و فناوری

با سلام

پیرو تقاضای بی اجابت ملاقات اعضای کمیته دفاع از حق تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی با جنابعالی وامتناع آن وزارت از پذیرش نمایندگان دانشجویان محروم شده از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی، ذیلاً مطالبی معروض می شود:

_ عملکرد آقای شریعتی رییس دانشگاه علامه طباطبایی، طی دوسال ریاست این مرکز مهم آموزش عالی، مصداق واقعی سوءمدیریت و بحران سازی بوده است. متأسفانه ایشان با آفریدن بحران های پی در پی از طریق اقدامات نسنجیده، غیرقانونی و تحریک آمیز، فضای لازم برای فعالیتهای آکادمیک، پویایی و نشاط دانشگاه را از بین برده و به عمد، با ساختن فضای متشنج، دانشجویان را تحریک کرده اند.

_اعلام غیرقانونی انحلال انجمن اسلامی دانشجویان، ایجاد محدودیت برای کلیه ی انجمن های مستقل دانشجویی، عدم ارائه مجوز برگزاری انتخابات شوراهای صنفی، توقیف نشریات دانشجویی و عدم ارائه مجوز به متقضیان در طول دوره مدیریت، ایجاد جو وحشت و خفقان در دانشگاه از طریق برخوردهای دون شأن نظام آموزشی عالی و دور از موازین اسلامی، برخورد فیزیکی، توهین، ضرب و شتم و فحاشی از سوی کارکنان دانشگاه و ماموران حراست که در نامه شماره ۳۳۵۲ دبیرخانه وزارتی، مشروح آن ذکر شده است و از همه غم انگیزتر و باورنکردنی تر صدور حکم محرومیت از تحصیل، در روندی کاملا غیر قانونی برای نزدیک به سی دانشجوی دانشگاه علامه که تنها گناهشان نقد مسالمت آمیز و دلسوزانه ی این رویه های غیرقانونی بوده است، تنها بخشی از مصادیق این سوءمدیریت متحیرکننده است. مسلماً ریاست یک مرکز علمی در حد دانشگاه علامه طباطبایی باید بر عهده ی فردی با سجایای اخلاقی پسندیده، خصوصیت وزانت شخصیت علمی و مقبولیت در میان دانشجویان و اساتید باشد. اما متأسفانه آقای شریعتی در برخورد با دانشجویان و حتی اعضای هیأت علمی، زبانی جز زبان زور، تهدید و تحقیر نمی شناسند. همین رویه بود که در سال گذشته به استعفای جناب آقای دکتر احمدی، ریاست فاضل دانشکده ی حقوق منجر شد. اکنون، اگر ما به شما به عنوان مرجع عالی تر متوسل شده ایم، به این دلیل است که ایشان تقاضای ما را برای گفت و گو در میان دانشجویان بی پاسخ گذاشته و حاضربه پاسخ در قبال عملکرد خود و حوزه مدیریتیش نیست. و اگر این بار هم نتوانیم پاسخ بگیریم برای احقاق حقوق خویش چاره یی جز توسل به دیگر نهادهای قانونی مانند مجلس شورای اسلامی نخواهیم داشت.

_گویاست که این سخن چند نفر نیست و صدای گویا و محکم یک هزار دانشجوست، چیزی که تا کنون سابقه نداشته و بنابر آنچه گفته شد و با استناد به امضا و خواست قریب به هزار تن از دانشجویان دانشگاه علامه که به این نامه پیوست می شود، دو خواسته از جنابعالی داریم:

الف- عزل بی قید و شرط آقای شریعتی، ریاست دانشگاه و جایگزینی ایشان با مدیر شایسته یی که بر اساس ضوابط و قواعد یک نهاد آکادمیک انتخاب شده باشد.

ب- رفع تمام تحدیدها و لغو احکام انضباطی و احکام محرومیت از تحصیل و لغو محدودیت تشکل ها و نشریات دانشجویی که در زمان ریاست ایشان به طور غیرقانونی ایجاد شده است و بازگشت هر چه سریعتر دانشجویان محروم شده به سر کلاس های درس.

در پایان امیدواریم که در نظام آموزشی کشورمان دیگر شاهد این برخوردهای غیرمنطقی و غیرقانونی با دانشجویان نباشیم.

جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

رونوشت:

کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی

کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی

دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی

دفتر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی

خبرگزاری های داخلی


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 22:32  توسط "حقوق بشر"  | 

مقام های اقتصادی هفت قدرت ثروتمند جهان – G7 - ، تلاش های گروه «اقدام عليه پولشويی» را در کشف «پولشويی و ديگر اقدامات مالی نامشروع مرتبط با ايران» ستايش کردند.

مقام های اقتصادی کشورهای کانادا، آمریکا، ایتالیا، فرانسه، آلمان، ژاپن و بریتانیا، که به عنوان «هفت قدرت بزرگ اقتصادی جهان» توصیف می شوند، بیانیه ای که در همین زمینه صادر شده است را امضا کرده اند.

 گروه «اقدام عليه پولشويی» که به نام FATF نيز شناخته می شود، روز جمعه، ۲۰ مهرماه اعلام کرده بود که در ايران، به دليل ضعف های سيستم نظارتی در ساختار مالی، احتمال بهره برداری شبکه های تروريستی از اين نقاط ضعف برای تامين مالی عمليات خود وجود دارد.

 يک هفته پس از انتشار اين گزارش، مقام های اقتصادی هفت کشور ثروتمند جهان – G7 - ، بعد از اجلاس يک روزه خود که در واشينگتن برگزار شد، در بيانيه ای اعلام کردند: «ما بر مواضع خود برای مبارزه با پولشويی و حمايت مالی از شبکه های تروريستی و ديگر اقدامات مالی نامشروع که خطرهای مشابهی برای بازارهای مالی دارد، تاکيد می کنيم.»

در بخش ديگری از اين بيانيه آمده است: «ما به ويژه اقدامات گروه اقدام عليه پولشويی را در مسير حمايت از سيستم مالی بين المللی برای مقابله با پولشويی و حمايت مالی از تروريسم در ايران، ستايش می کنيم.»

بر اساس گزارش اين گروه که وظيفه ديدبانی بين المللی برای مبارزه با پولشويی را به عهده دارد، ناکارآمدی سيستم نظارتی نظام مالی و پولی ايران در مبارزه با «پولشويی»، زمينه ساز آسيب پذيری نظام مالی بين المللی شده است.

اين بيانيه می افزايد: «به دنبال دو قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل که به برنامه های اتمی و برنامه های موشک های بالستيک ايران اشاره دارد و همچنين واکنش گروه اقدام عليه پولشويی که به روشنی خطر منابع مالی نامشروع را توسط ايران مشخص کرده است، به موسسات مالی توصيه می شود که اين خطر را مورد نظر قرار بدهند.»

هفته گذشته، گروه »اقدام عليه پولشويی» خواسته بود که بدون درنگ، برای «رفع ناکارآمدی» ها در زمينه سيستم نظارت مالی خود اقداماتی انجام دهد.

بر اساس گزارش اين گروه که وظيفه ديدبانی بين المللی برای مبارزه با پولشويی را به عهده دارد، ناکارآمدی سيستم نظارتی نظام مالی و پولی ايران در مبارزه با «پولشويی»، زمينه ساز آسيب پذيری نظام مالی بين المللی شده است.
 
گروه «اقدام عليه پولشويی» - Financial Action Task Force on Money Laundering – در سال ۱۹۸۹ ميلادی، توسط کشورهای گروه G7 تشکيل شد تا با پولشويی و همچنين گردش مالی گروههای تروريستی مقابله کند.

در حال حاضر ۳۲ کشور جهان عضو اين گروه هستند و با آن همکاری می کنند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:53  توسط "حقوق بشر"  | 
سایت نوروز: خبرگزاری فارس، از اصلیترین رسانههای خبری جریان حاکم در اقدامی عجیب با انتشار مطلبی، اهانتهای فراوانی را به مذهب یهودیت و پیروان آن انجام داد.

خبرگزاری فارس در این مطلب موهن سعی کرده تا با استناد به آیات قرآن درباره قوم بنیاسرائیل و تعمیم آنها به دین یهودیت و برخی نوشتههای علامه طباطبایی به وهن دین یهودیت بپردازد.

در این مطلب با طرح این پرسش که «به راستی! چرا خداوند متعال در قرآن كریم برای هدایت و عبرت خلق، بیش از همه اقوام و امتها، به اوصاف و شیوههای رفتاری یهود اشاره فرموده و از آنها مثال آورده است؟» آمده است: «خصایص و ویژگیهای قوم یهود آنچنان كه در قرآن كریم اشاره شده، در ردیف بدترین و زشتترین رفتار و صفاتی است كه ممكن است انسان یا قومی در زندگی دنیایی خویش داشته باشد».

در ادامه این مطلب از «گرایش به بت پرستی» به عنوان یکی از ویژگیهای بارز قوم یهود نام بردهشده و افزوده شده: «دنیاگرایی و دلبستگی مفرط و شدید به دنیا و مطامع دنیوی و عدم اعتقاد و توجه به سرای آخرت و روز قیات، دیگر ویژگی اختصاصی و لاینفك «یهود» شمرده شده است؛ به طوری كه در این زمینه نوشتهاند: یهود به جهان پس از مرگ معتقد نیست و پاداش و كیفر را منحصر به زندگی دنیا میداند»

در این خبر همچنین آمدهاست: «یهود ثروت و لذائذ جسمی را هدف اساسی در زندگی خود میداند و برای جمعآوری ثروت میكوشد. البته یهودیان نه تنها موضوع دنیاپرستی و عدم توجه به آخرت را به عنوان اتهام نسبت به خویش قلمداد كرده، بلكه مدعی شدهاند كه سرای آخرت مختص آنهاست».

در پایان این مطلب موهن با بیان اینکه «امروز نیز یهودیان، دنیاگرایی و مطامع دنیوی خود را تحت پوشش به اصطلاح دین (آئین یهود) تفسیر، توجیه و تبلیغ میكنند، در حالی كه به اعتقاد عالمان و مفسران علوم قرآنی، یهود نه تنها به ماوراءالطبیعه و ماوراء حس و اصول وحی و معاد بیاعتقاد است، بلكه علت اساسی و منشاء ضلالت و انحراف «یهود»، «مادهپرستی» و «حسگرایی» بوده است»، نوشته شدهاست: «امروز عواطف، احساسات و افكار عمومی در غرب تحت سیطره این فرهنگ است. تذكر این موضوع اگر چه بسیار تلخ و ناگوار مینماید، اما واقعیتی است كه نمود عینی پیدا كرده و بر عرصه جهانی سایه شوم خود را گسترده است و خطر آن، جغرافیای فرهنگ و اجتماع در جهان را تهدید میكند».


نماینده یهودیان: شكایت میكنیم

در این حال،«موریس معتمد» نماینده جامعه کلیمیان در مجلس هفتم با انتقاد شدید از محتوای این مطلب، تصریح کرد که «به عنوان نماینده یهودیان ایران پس از بررسی مسئله، قطعا از خبرگزاری مزبور و نویسنده مطلب فوق به مرجع قضایی شکایت خواهد کرد».

وی در گفتوگو با سایت آفتاب افزود: «کلیه مطالب مندرج در یادداشت این خبرگزاری نادرست و خلاف واقع است».

معتمد اضافه کرد: «در قرآن مجید نه تنها به هیچ وجه با دین یهود به عنوان یک مکتب انحرافی برخورد نشدهاست بلکه جای جای آن سرشار از احترام به یهودیت و پیامبران این دین است. بنابراین، مطلب این خبرگزاری ناشی از تعصبات و نگاه تنگنظرانه نویسنده آن است».

نماینده کلیمیان در مجلس هفتم با بیان اینکه «قوم یهود از سلاله حضرت موسی(ع) است»، اظهار داشت: «دین یهودیت به تمام اصول الهی دین اسلام و دیگر ادیان اسلامی از جمله توحید، معاد و نبوت ایمان دارد و انتساب مطالب موهن اینچنینی به آن تنها میتواند به علت غرضورزی و برخورداری از دیدگاههای خاص ضدیهودی باشد».

وی با تأکید بر نادرست و خلاف واقع بودن مطلب خبرگزاری یاد شده تصریح کرد: «پس از بررسی و جمعبندیهای لازم و به جهت آنکه این مطلب بر خلاف نامگذاری سال جاری به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، به عنوان نماینده جامعه کلیمیان کشور از خبرگزاری فوق و نویسنده آن به مراجع مربوط شکایت خواهم کرد
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:52  توسط "حقوق بشر"  | 


بیش از ده روز از هجوم مأموران امنیتی سنندج به منزل روناک صفازاده از فعالان حقوق زنان و عضو «کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» در این شهر و دستگیری وی میگذرد. این در حالیست که نه تنها تا کنون هیچگونه اطلاعی از محل بازداشت روناک در اختیار خانوادهاش قرار داده نشده بلکه مادر ایشان در مراجعه به نهادهای قضایی جهت آگاهی از وضعیت فرزند خود با انواع توهینها از سوی مسئولان مربوطه مواجه گشته و حتی در مواردی نیز مورد تمسخر قرار گرفته است. ما امضاءکنندگان این بیانیه ضمن تائید خواستههای حقخواهانه و فعالیتهای مسالمتجویانهی روناک صفازاده و دیگر فعالان کمپین یک میلیون امضاء که چیزی جز درخواست برای تغییر قوانین تبعیضآمیز و جمعآوری امضاء جهت رسیدن به این هدف نیست و با آگاهی از تبعیض مضاعفی که قانون بر زنان کُرد روا میدارد، بازداشت غیرقانونی روناک صفازاده و برخورد غیرانسانی با مادر ایشان را محکوم نموده و خواستار روشن شدن وضعیت کنونی وی و آزادی سریع و بدون قید و شرط او هستیم.

اسامی به ترتیب حروف الفبا (بر اساس نام کوچک):

آذر جوان / آراز فنی / آرش امیری / آرش بهمنی / آرش حافظی / آرش کیا / آرش ناطقی / آرش آهنگر قشقایی / آرش بهرامی / آرمان آریان / آرمان معماری / آریو رحیمی / آزاد الماس / آزاد ایل¬بیگی/ آزاد مرادیان / آزاده بنایی / آزاده سپهری / آمنه شیرافکن / آناهیتا فضل / آناهیتا کوچمشگی / آنیتا ملک / آیدا سعادت / آینده آزاد

ابراهیم امدادی / ابراهیم مرادی / ابوالفضل اردوخانی / احسان رمضانیان / احمد زاهدی لنگرودی / احمد فاتحی / اختر اسلامی / ارشیا نوری / اسد مذنبی / اسفندیار ناوران / اسماعیل مولودی / اسماعیل وفا / اشکان آرشیان / اشکان منفرد / اعظم صبوری / افروز مغزی/ افق بیگدلی / اقبال اقبالی/ اقدس اتفاق / اقدس حماسیان / اکبر رئوفی / اکبر زرگر / المیرا علی¬ حسینی / الهام عبادتی / الهام قیطانچی / الهه عصاره / الهه موسوی / الینا آذری / امجد امجدی / امید بیگزاده / امید رستگار / امید کنعانی تودشکی / امیر امیرقلی/ امیر جواهری لنگرودی / امیرفرشاد ابراهیمی / امیرمسعود سعیدفر/ امیر معصومی / امیر نورمندی / امین احمدیان / انور میرستاری / اوکتای داراب زند / ایراندخت فامیلی / ایرج اورجی گیوی / ایرج غفاری / ایرج مصداقی / ایوا سلیم

بامشاد تابناک / بتول دولتخواه/ بتول همتی / بردیا سپند / بردیا فروهر / بلال مرادویسی / بنفشه حجازی / بهار بهساز / بهار خاتمی / بهار محمد قلیپور / بهاره فامیلی / بهاره میرزاحسین / بهاره هدایت / بهداد بردبار/ بهرام سپاسگزار / بهروز سورن / بهروز محمودیان / بهزاد امیری / بهزاد توفیقیان / بهزاد کریمی / بهزاد مهرانی / بهزاد مهرداد / بهمن داراب / بهمن نیرومند / بهمن یعقوبی / بهناز شکاریار / بهناز مهرانی / بیتا طاهباز / بیتا قرهباغی / بیژن پیرزاده / بینا داراب زند

پارسا کرمانیان / پالیزا کلانکی / پرتو کیانی / پرتو نوریعلاء / پرستو اکرمی / پرستو الهیاری / پروانه قاسمیان / پروانه وحیدمنش / پرویز داورپناه / پرویز میرمکری / پروین اخباری / پروین اردلان / پروین اشرفی / پروین قائممقامی / پریسا الوندپور / پریسا کاکایی / پریش پاهکین / پریوش نوروز / پژمان خرسند / پژهان مختاری / پگاه سجادی / پوپک مهاجر / پوپک نوید / پوران کریمی / پوریا عالمی / پویا پویایی / پویا زندی / پویان الهیاری/ پویان فخرایی/ پویش عزیزالدین / پویه مددی / پیمان محتشمی

تارا سپهریفر / تارا کریمیایی / تارا نجداحمدی / تامارا داورپناه / ترانه امیرتیموری / ترانه روستا / تکین آغداشلو / تمنا یاری / تورج پارسی / تونیا کبودوند

ثریا فلاح

جعفر رسولی / جلال سجادی / جلوه جواهری / جمال رشیدی / جمشید آیین¬دار / جواد باذل / جواد موسوی خوزستانی

حدیث جاودانی / حدیث السادات وکیلیان / حسام فیروزی / حسن آریا / حسن درویشپور / حسن زارعزاده اردشیر / حسن زهتاب / حسن عربزاده حجازی / حسن نایب هاشم / حسین رزاقی / حسین شیری / حسین قاضیان / حسین ورجاوند / حشمت طبرزدی / حماسه غفاری / حمید برونوند / حمید رستمی / حمید ساکت / حمید سرداری / حمید علیزاده بهبهانی / حمید فرخنده / حمید کارگر/ حمید وحدتی / حمیدرضا حسینی / حمیدرضا رمضانی / حمیده ایزدی/ حمیده نظامی / حنیف یزدانی

خدیجه مقدم / خرسند ستوده / خسرو خواجهنوری / خسرو عبدالهی

دارا نیرویی / داوود مش / دیوید اعتباری

راحله حسینزاده / راحله حسینی / راحله عسگریزاده / راحله کشتگر / راشین مختاری / رامین صدری / رزا حسامی / رشید اسماعیلی / رضا احمدی / رضا اقنامی / رضا باقری/ رضا بحری / رضا دوار/ رضا سلطانوند / رضا سیدیپور / رضا فیضی / رضا کریمی / رضا مرزبان / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / رکسانا ستایش / روجا بندری / روجا لطفینژاد / روزبه شفیعی/ روزبه گرجی / روشنک قریشی / روفیا عباسی / رویا برومند / رویا پاکزاد / رویا رهبر / رویا طلوعی / رها آزاد / رها بیگ محمدی/ رها مسعودیان

زارا امجدیان / زانیار احمدی / زری سالاری / زهرا پشگاهیفرد / زهرا تیرانی / زهرا جلالی / زهرا دریانی / زهرا صادقی / زهرا قنبری / زهره ارزنی / زهره اسدپور / زهره شجاعی / زیبا بختیاری / زینب بایزیدی

ژاله سالاری / ژیلا ابراهیمی / ژیلا بنی¬یعقوب

ساچلی افلاکی / سارا ایمانیان / سارا حلمزاده / سارا کرمانیان / سارا لقمانی / سارا محمدی / سارا موسوی خوئینی¬ها / ساره سالاری / سالار پاشایی / سالار کرداری / سام قندچی / سامان دادمان / سامان رسولپور / ساناز محمدی/ سبحان سالاری / ستار امینی / ستاره بابکیراد / ستاره سجادی / ستاره نامدار / سجاد نیکنام / سحر سجادی / سحر غلامی / سحر موقتی / سردار ساعدی / سرور صاحبی / سروه مرادویسی / سعید اسلمانی/ سعید برزگر / سعید حبیبی / سعید شعبانی رکن ¬وفا / سعید غلامپور / سعید قاسمینژاد / سعید قرائتی / سعیده میرکی/ سعیده سعیدی/ سکینه (رویا) مدرسی / سلیمان محمدی / سمانه رستگار/ سمیه آقایی/ سمیه فرید / سمیه موسوی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سونیا غفاری / سهیلا دولتشاهی / سهیلا ستاری / سیامک ستوده / سیامک طاهری / سیامک فرید / سیاوش برهان دیانی / سیاوش جلیلی / سیاوش منتظری / سید قیس دهزاد / سیده بطول طباطبایی / سیما حسین زاده/ سیمین امینی / سیمین مرعشی / سیمیندخت فامیلی / سینا انصاری

شادی هوسمی / شاکر غریب دوست / شاهین انزلی / شبنم شریعتی / شراره عبدالحسینی / شراگیم زند وکیلی / شفق بیگدلی / شکوفه منتظری / شکوه میرزادگی / شلیر ممندی / شیوا تقوی/ شهاب فیضی / شهابالدین شیخی / شهاب میرزایی/ شهرام آقامیر / شهرام رفیعزاده / شهرام صادقی/ شهرزاد ارشدی / شهره موحدی / شهریار ماجری کسمایی / شهلا شفیق / شهلا مبینی / شهلا محسنی / شهین شاکری/ شهین شکاری / شهین محمدی / شیرکو جهانی اصل / شیرین اردلان / شیرین دلیلی / شیرین مومنی / شیما فرزادمنش / شیوا شادلو / شیوا طحان / شیوا مقدم / شیوا نظرآهاری

صادق کار / صبا کهربائیان / صدیقه بحرائی / صدیقه کشاورز / صدیقه محمدی

طاهر خدیو / طاهره خرم

عارف روشناس / عاطفه خمسه / عباس عاقلی¬زاده / عباس لقمانی / عبدالعزیز مولودی / عرفان ایرانی / عسگر داوودی / عسل اخوان / عسل افشاری / عسل پیرزاده / عفت ماهباز / عطیه وحیدمنش / علی اشرافی / علی اوحدی / علی پورنقوی / علی پیشگاه / علی ثمری / علی حاجیآقا / علی زیرک / علی صادقی / علی طایفی / علی قائدی / علی کلائی / علی مختاری / علی معظمی / علی نیکونسبتی / علی وفقی / علی هنری / علی¬رضا اخوان / علی رضا جابری/ علی¬رضا جباری / علیرضا فخر / علی¬رضا فقاهتی /

غزاله عسگریزاده / غزل شولیزاده/ غفور محمدی

فاطمه خوشرو / فاطمه کنعانی تودشکی / فتانه فراهانی/ فتحیه زرکش یزدی / فراز یکیتا/ فرامرز سجیم / فرانک فرید / فرح قادرنیا/ فرخنده جبارزادگان / فرزاد حمیدی / فرزانه رسولی / فرزانه طاهری/ فرشته کاویانی / فرشته مولوی / فرناز فرضی / فرنوش تهرانی / فرنوش زاهدی/ فروغ قره داغی/ فریبا اسدی/ فریبرز کاوه/ فرید مصلحیان / فریده اسدی/ فریده پورعبداله / فریده یزدی / فریبا جعفری کجور / فریبا داوودی مهاجر / فریبا محمدی / فریبا یگانه / فرین حسین روحانیان / فرهاد صفری/ فیروزه خوشنودی / فیروزه مهاجر

کارن جواهری / کامبیز قائممقام / کامران طاهباز / کاوه آهنگری / کاوه کرمانشاهی / کاوه مظفری / کتایون صالحی / کژال شیخ محمدی / کورش آریا / کورش مقیمی / کوهیار گودرزی / کیانوش سنجری/ کیوان مهجور / کیومرث حکیم / کیومرث صابغی

گرجی مرزبان / گلاله بهرامی / گلمراد مرادی / گوهر بیات/گوهر شمیرانی / گیلان نصیری

لادن برومند / لیلا الیکایی / لیلا انصاری / لیلا حسنپور / لیلا صفاییپور / لیلی مظاهری

هاله سالاری شریف

مائده کنعانی تودشکی / مارال فرخی / مازیار سمیعی / ماشاله عباسزاده / ماندانا علیمردانی / مانی حکیم / مجتبی کنعانی تودشکی / مجید مالکی / محبوبه بیات / محبوبه حسین زاده/ محبوبه کرمی / محبوبه محبی / محسن عیسیپور / محسن قائممقام / محسن محمدی / محسن نژاد / محمد اسدی/ محمد بیات/ محمد چاوشین / محمد رضوی / محمد زهرایی/ محمد شریف / محمد مهدیان / محمد مینونقش / محمد نبوی / محمد هاشمی / محمدتقی مولایی / محمدرضا رضوی / محمدرضا صفایی / محمدرضا یزدانی / محمود دلخسته / محمود نوری / مرتضی تقیپور / مرتضی صادقی / مرجان نعمتاله / مرجان نمازی / مرضیه بخشیزاده / مرضیه بلانی / مرضیه سپیدبر / مریم افشاری / مریم بهرمن/ مریم جلالی / مریم حسین خواه/ مریم زندپور / مریم کاشی / مریم قالیچیها / مریم ناهیدی/ مریم نظام / مریم مالک / مریم ناهیدی / مریم نکودست / مریم یاسمین/ مریم یوسفی / مزدک بامدادان / مژگان ثروتی / مژگان جعفریان/ مژده سلیمی / مژگان ملکیان / مستوره برادران نصیری / مستوره بهروز / مسعود شبافروز / مسیح علینژاد / مصطفی شفافی / معصومه تقیپور / معصومه رحیمی / معصومه فراهانی / معصومه لقمانی / ملیحه خوشاوی / ملیحه رزازان / منصوره شجاعی / منوچهر فاضل / منوچهر میرزایی / منیره برادران / منیره رمضانی / مهدی پزشکی / مهدی حیدری / مهدی عربشاهی / مهدی قاطع / مهدی قلیزاده اقدام / مهدی مجتهدی / مهدی وفایی / مهدی یوسفی / مهران کوشا / مهراوه خوارزمی / مهرداد بزرگ / مهرداد پورسعید/ مهرداد توفیق / مهرداد حمزه/ مهرداد رستمی / مهرداد عارفانی / مهرنوش اعتمادی / مهسا جزینی / مهسان بهنود / مهلا عالیان / مهناز آریا / مهناز شمس / مهناز صفا / مهین امامی / مهین خدیوی / میترا آزادفر / میترا ترابی / میترا روشن / میترا ویسکو / میلاد مکری / مینا جعفری / مینا کشاورز / مینا محبی / مینو کیامان / مینو نقشنگار

نادر حاجی محسن / نادر ساده / نادر صادقی / نادره افشاری / نازلی فرخی / نازلی کاموری / نازنین حسینی / نازنین والی / ناصر نیچالانی / ناناز اویسی / ناهید جعفری / ناهید خیرابی / ناهید کشاورز / ناهید میرحاج / نجیم گورمان / نرگس سرداری / نرگس عظیمی / نریمان رحیمی / نسرین چنگیزیان / نسرین فرهومند / نسیم خسروی/ نسیم سرابندی / نسیم عبدی / نفیسه آزاد / نفیسه محمدی / نگار بیات / نگار حسینی / نگار ملک / نورا زمانی / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین تهرانی / نوشین طلعتی / نیر رستمی / نیکی ایرانی / نیلوفر بیضایی / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیما مولانی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان

وحید دوستمحمدی / وحید حیدری/ وحید ملکی/ وحیده مولوی / ویدا حاجبی / ویدا سامعی / ویدا فرهودی / ویدا محمدخانی / ویکتوریا آزاد

هاجر حیدری / هاجر خرقانی / هادی آزادی / هادی زمانی / هادی فاطمی / هاله آگنج/ هاله سینکی / هاله نورصالحی / هانا دارابی / هایده تابش / هدی امینیان / هدی بیت المشعل / هدی کیانیراد / هرمز کی / هژیر پلاسچی / هژیر عصاره / هلیا محیالدین / همایون مهمنش / همایون نامی / هنگامه هویدا / هوشنگ پاک¬پور / هوشنگ دولتشاهی / هومن آقاسیبیگ / هیرو زبیری

یاسر مرادی / یاسمن تورنگ / یاسمین داداشی/ یوسف حسینی/ یوسف مجاب / یوشیج ایرانی


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:45  توسط "حقوق بشر"  | 

آموزش مقدماتی مارکسیزم

The image “http://weblogs.elearning.ubc.ca/ross/archives/PLP.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:43  توسط "حقوق بشر"  | 

 

تهدید به اعتصاب "کارگران نیشکر" باعث آزادی آقای نیکو فرد گردید

 

بنابه گزارشات رسیده در پی بازداشت  آقای فریدون نیکو فرد از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه به مدیر عمل شرکت و هیائت مدیره آن اعلام کردند که در صورت آزاد نشدن او از روز یکشنبه 29 مهر 1386 دوباره دست به اعتصاب خواهند زد و همۀ کارگران علاوه بر خواسته های قبال خواستار آزادی بی قید وشرط و فوری آقای نیکو فرد شدند.

پس از این تهدید کارگران آقای نیکو فرد حدود ساعت 21:30 به وقت محلی آزاد شدند.

بازداشت آقای نیکو فرد و تهدید سایر کارگران برای ممانعت از تشکیل سندیکا برای کارگران شرکت و همچنین قطع ارتباط کارگران با رسانه های آزاد و فعالین حقوق بشری است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، مانع شدن کارگران از ابراز خواسته ها و مشکلات خود با رسانه های آزاد و فعالین حقوق بشری را نقض حقوق اولیۀ انسانی  آنها است. و از سازمان جهانی کار و سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت و حمایت از کارگران ایران است.

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 مهر 1386 برابر با 21 اکتبر 2007

 

 

 

 

 

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:41  توسط "حقوق بشر"  | 
استعفای لاریجانی؛ کناره گیری یا برکناری؟
 

 
 
لاریجانی  و احمدی نژاد
خبر استعفای آقای لاریجانی تنها سه روز پیش از ملاقات وی با خاویر سولانا اعلام شد
اعلام استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، از سوی غلامحسین الهام، سخنگوی دولت محمود احمدی نژاد، به عنوان خبری ناگهانی و غیر منتظره مورد توجه محافل سیاسی و رسانه ای ایران و جهان قرار گرفته است.

در واقع هیچکس انتظار نداشت که آقای لاریجانی در آستانه دیدار مهم خود با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از مقام خود کنار رود.

هنوز روشن نیست که آقای لاریجانی مجبور به استعفاء و یا به عبارتی از مقام خود برکنار شده است و یا اینکه به گفته آقای الهام به دلایل 'شخصی' از مقام خود کنار رفته است.

در برخی موارد دیده شده که در ایران وقتی می خواهند فردی را از مسئولیتش عزل کنند، استعفای او را از مقامش اعلام می کنند. این مساله بخصوص برای دو تن از وزیران دولت آقای احمدی نژاد که اخیرا از سمت خود برکنار شدند، اتفاق افتاد.

به هر حال، اگر آقای لاریجانی توسط آقای احمدی نژاد از سمت خود عزل شده باشد، این موضوع معنایی غیر از نارضایتی رئیس جمهور ایران از نحوه کار آقای لاریجانی در مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران و اختلاف دو طرف بر سر مسائل مهم کشور ندارد.

 نارضایتی آقای احمدی نژاد از آقای لاریجانی ممکن است بیش از آنکه مربوط به اختلاف دیدگاه های دو طرف بر سر مسائل مربوط به امنیت جمهوری اسلامی از جمله برنامه اتمی ایران باشد، به ناراحتی رئیس جمهور ایران از قدرت گرفتن رقیب انتخاباتی سابق خود مربوط باشد
 

در حقیقت، شورای عالی امنیت ملی ایران که پس از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، از قدرت تاثیرگذاری بیشتری برخوردار شده است، در باره عموم مسائل مربوط به امنیت جمهوری اسلامی تصمیم گیری می کند، که یکی از این مسائل، برنامه هسته ای ایران است.

به نظر می رسد که آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران از اینکه آقای لاریجانی در مقام دبیر شورای مذکور از اختیارات گسترده ای برخوردار شده بود و بخصوص در محافل داخلی و خارجی حتی قدرتمندتر و با نفوذتر از شخص رئیس جمهور معرفی می شد، به شدت ناراضی بود و بعضا می کوشید تا با تصمیم هایی مغایر آنچه آقای لاریجانی اعلام می کرد، موقعیت خاص خود را در نظام تصمیم گیری ایران به رخ همگان بکشاند.

بدین ترتیب، نارضایتی آقای احمدی نژاد از آقای لاریجانی ممکن است بیش از آنکه مربوط به اختلاف دیدگاه های دو طرف بر سر مسائل مربوط به امنیت جمهوری اسلامی از جمله برنامه اتمی ایران باشد، به ناراحتی رئیس جمهور ایران از قدرت گرفتن رقیب انتخاباتی سابق خود مربوط باشد.

چنین برداشتی آنگاه جدی تر می شود که بدانیم در دو سال گذشته، ناهماهنگی های بسیاری بین آقای احمدی نژاد و آقای لاریجانی بروز کرده، اما موضع خاصی از سوی آقای لاریجانی مبنی بر اختلاف نظر جدی او با رئیس جمهور بر سر برنامه هسته ای ایران و یا سایر مسائل کلان کشور، به صورت علنی و رسمی گزارش نشده است.

لاریجانی - احمدی نژاد
 صرف نظر از نوع استعفا و دلیل اصلی کناره گیری آقای لاریجانی از مقامش، کنار کشیدن وی از دولت آقای احمدی نژاد از یک طرف انتقاد برخی جناح های حاکم در جمهوری اسلامی از آقای احمدی نژاد را تشدید خواهد کرد
 

به هر حال، بعید به نظر می رسد که مساله استعفای آقای لاریجانی به اختلاف نظر او با آقای احمدی نژاد بر سر برنامه هسته ای ایران مربوط باشد، چرا که در بین محافل سیاسی ایران تقریبا تردیدی وجود ندارد که برنامه هسته ای جمهوری اسلامی با تمام جزئیات آن از سوی مقام های مافوق دو طرف تصمیم گیری و ابلاغ می شود.

با این همه، احتمال اینکه آقای لاریجانی به میل خود از سمتش کناره گرفته باشد، وجود دارد، اما چنین میلی بعید است که به مسائل 'شخصی' او مربوط باشد.

در واقع اگر آقای لاریجانی به میل خود از مقامش استعفا داده باشد، دو دلیل می توان برای آن برشمرد.

دلیل نخست این است که احتمالا وی از ناهماهنگی های آقای احمدی نژاد با خود که به نظر می رسد اغلب عامدانه جنبه رسانه ای به خود می گرفت، خسته و ناراضی شده و با استعفای ناگهانی خود خواسته است تا از روش آقای احمدی نژاد در ارتباط با خود اظهار رنجش کند.

دلیل دوم این است که احتمالا آقای لاریجانی روزهای سختی را در ارتباط با بحران هسته ای ایران پیش بینی کرده و ترجیح داده است که در شرایط بحرانی به عنوان مسئول وخیمتر شدن اوضاع شناخته نشود.

به هر حال، صرف نظر از نوع استعفا و دلیل اصلی کناره گیری آقای لاریجانی از مقامش، کنار کشیدن وی از دولت آقای احمدی نژاد از یک طرف انتقاد برخی جناح های حاکم در جمهوری اسلامی از آقای احمدی نژاد را تشدید خواهد کرد و از طرف دیگر آقای لاریجانی هم شخصا به منتقدان چگونگی مدیریت برنامه هسته ای ایران خواهد پیوست، چرا که تجربه گذشته نشان می دهد که در جمهوری اسلامی مدیران سابق عموما به منتقدان وضع موجود تبدیل می شوند.


واکنش ها به استعفای لاریجانی
 
لاریجانی
آقای لاریجانی پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد جایگزین حسن روحانی به عنوان سرپرست مذاکرات اتمی ایران شده بود
خبر استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران، و جایگزینی وی با سعید جلیلی معاون اروپا-آمریکای وزارت خارجه، واکنش هایی را در این کشور برانگیخته است.

ساعاتی پس از آنکه سخنگوی دولت ایران اعلام کرد استعفای آقای لاریجانی از سوی رئیس جمهور پذیرفته شده، خبرگزاری نیمه رسمی فارس به نقل از یک نماینده مجلس این کشور خبر داد که دلایل این استعفا در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بررسی می شود.

فارس به نقل از محمد نبی رودكی، نائب رئيس این كميسيون در مجلس ایران، نوشت که عملکرد وی را در دوره مسئولیتش 'موفق' ارزیابی می کند اما رفتنش را از این پست مهم برای ادامه مذاکرات مشکل ساز نمی داند.

جان لاین، خبرنگار بی بی سی در تهران می گوید معروف است که محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند اما استعفای آقای لاریجانی، حیرت انگیز است.

خبرنگار بی بی سی می گوید انتصاب آقای جلیلی که به رییس جمهور ایران نزدیک است، نشان می دهد که تندروها در این کشور از موقعیت بسیار برتری برخوردار هستند و دست بالا دارند.

 ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود
 
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران

سعید جلیلی متولد سال 1344 (1965 میلادی) است و به جز معاونت وزارت امور خارجه و مشاور رئیس جمهور، از هفت سال پیش سمت مدیرکلی دفتر رهبر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده داشته است.

انتصاب آقای جلیلی به دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران، انتقادهایی را نیز در پی داشته از جمله از سوی احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس ایران، که از جابجایی آقای لاریجانی ابراز تأسف کرده و گفته سوابق وی "به هیچ وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون وزیر خارجه کم سابقه نیست."

آقای توکلی که از نمایندگان تهران در مجلس ایران است به خبرگزاری فارس گفته است: "اميدواريم اين جابجايی ها منجر به تغيير تركيب دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی نشود و خسارت اين تصميم بيشتر از اين نباشد."

 سوابق سياسی و اجرايی آقاي لاريجانی و جايگاه ايشان در مذاكرات خارجی ... به هيچ وجه قابل مقايسه با جايگاه يک معاون وزير خارجه با سابقه كم نيست
 
احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس ایران

استعفای علی لاریجانی و تغییر در تیم مذاکره هسته ای ایران در شرایطی رخ می دهد که روز سه شنبه (بیست و سوم اکتبر) قرار بود وی با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ملاقات کند.

سخنگوی دولت ایران روز شنبه در پاسخ به این سوال که این هفته چه کسی با خاویر سولانا مذاکره می کند گفت: "ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود."

غلامحسین الهام افزود: "مهم نيست كه شكل كار چگونه باشد و چه كسی مذاكره كند، بلكه مهم اين است هر كسی كه مذاكره می ‌كند از سوی نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست‌ها كار پيش می ‌رود."

آقای الهام به خبرنگاران گفته استعفای آقای لاریجانی دلایل شخصی داشته اما هنوز از جانب خود آقای لاریجانی در این زمینه صحبتی منتشر نشده است.

 


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 10:39  توسط "حقوق بشر"  | 

استعفای شایعه ساز علی لاریجانی

 

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران استعفا کرد. احتمال می رود که لاریجانی همچنان در موضوع پرونده هسته ای موثر باشد و مذاکرات هسته ای با اتحادیه اروپا را ادامه دهد. برخی علت استعفای وی را اختلاف نظر با رییس جمهور می دانند.

 

 

به گفته غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، علت استعفای لاریجانی "پرداختن به فعالیت های سیاسی دیگر و مسایل شخصی" است.

بر اساس گزارش ها، لاریجانی چندین بار استعفا کرده بود، که این بار رییس جمهور استعفای وی را پذیرفته است .سعید جلیلی، معاون اروپا وآمریکای وزیر امور خارجه، جایگزین لاریجانی خواهد شد.

 

علی لاریجانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی بود و جمهوری اسلامی را در مذاکرات هسته ای نمایندگی می کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، احتمال می رود که لاریجانی همچنان در موضوع پرونده هسته ای موثر باشد. این خبرگزاری می نویسد، که حتی ممکن است وی مذاکرات هسته ای با اتحادیه اروپا را ادامه دهد.

 

اختلاف نطر با احمدی نژاد؟

 

چند ساعت پس از اعلام استعفای لاریجانی بازار شایعات داغ شده است. بر اساس یک خبر تایید نشده، لاریجانی به عنوان نماینده آیت الله خامنه ای ، رهبر حکومت، همچنان در شورای عالی امنیت ملی فعال خواهد بود. برخی، علت استعفای  لاریجانی را  اختلاف  نظر وی با رییس جمهوری اسلامی می دانند. علت این شایعه اظهارات ضد و نقیض رییس شورای عالی امنیت ملی و رییس جمهور پس از دیدار با پوتین است. روز چهارشنبه (بیست و پنجم مهر) لاریجانی تایید کرد که رییس جمهور روسیه در سفر خود به تهران طرح جدیدی در رابطه با حل کشمکش های هسته ای ایران مطرح کرده است.  یک روز بعد احمدی نژاد این خبر را تکذیب کرد.

 

سایت اینرنتی رادیو تلویزیون سراسری آلمان در این مورد می نویسد که با وجود این که لاریجانی در حرف و عمل نسبت به احمدی نژاد معتدل تر است اما در رابطه با برنامه های هسته ای ایران این دو با یکدیگر هم نظر هستند و یک سیاست را پیش می برند. بر اساس گزارش این سایت، لاریجانی برنامه های هسته ای کشورش را "مروارید" می نامد.

 

الهام، سخنگوی دولت، در رابطه با اظهارات ضد و نقیض لاریجانی و احمدی نژاد گفت: «استنباط از گفته های آقای لاریجانی درست نبوده است».

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:36  توسط "حقوق بشر"  | 

اعتراض سازمان‌های جهانی حقوق بشر به بازداشت عمادالدین باقی

 

چند نهاد حقوق بشری بین‌المللی به بازداشت عمادالدین باقی، روزنامه‌نگار، نویسنده و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان اعتراض کرده، خواستار آزادی وی شدند.

 

عمادالدین باقی که در روز یکشنبه (۱۴ اکتبر) هنگام مراجعه به دادگاه بازداشت و متهم به اقدام علیه امنیت ملی شده، به گفته وکیل خود صالح نیکبخت، هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد.

 

گزارشگران بدون مرز، سازمان عفو بین‌الملل، سازمان دیده بان حقوق بشر و برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر دیروز و امروز با انتشار اطلاعیه‌هایی مطبوعاتی به دستگیری عمادالدین باقی اعتراض کردند.

 

عمادالدین باقی، بنیانگذار و رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و همچنین بنیانگذار انجمن پاسداران حق حیات، پس از بارها احضار به دادگاه به خاطر نوشته‌های انتقادی و فعالیت‌های حقوق بشری خود در رابطه با اعدام‌ها و بی‌حقوقی زندانیان در سال‌های اخیر، سرانجام در روز یکشنبه گذشته در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب تهران بازداشت شد. بازداشت باقی به‌خاطر حکم محکومیت یک ساله‌ای است که در سال ۱۳۸۲ برایش صادر کرده‌اند. آن حکم در رابطه با مقالات وی در مورد قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران و نویسندگان ایرانی در دهه ۱۳۷۰ بوده است. عمادالدین باقی پیش از این نیز به خاطر مقاله‌های انتقادی‌ای که از جمله در رابطه با لغو مجازات اعدام نوشته بود حکم محکومیت سه ساله‌ای داشت که در زندان گذراند.

 

 

به گفته صالح نیکبخت، عمادالدین باقی را به بند ۲۰۹ زندان اوین برده‌اند. باقی در روز اول تنها بوده، ولی از روز دوشنبه زندانی‌ای دیگر نیز با او در بند به سر می‌برد. صالح نیکبخت در باره وضعیت موکل خود می‌گوید: «از روزی که بازداشت شدند به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. این بند مربوط به کسانی است که ابتدا دستگیر می‌شوند، نه کسانی که حکم محکومیت قبلی دارند. با توجه به اینکه ایشان را برده‌اند به جایی که حالت انفرادی دارد، گر چه یک نفر دیگر همراه ایشان است، این مخالف مقررات قانونی کشور ایران است. مضافا بر اینکه وی در جایی است با اتاق بسیار کوچک بدون داشتن هر گونه امکانات مانند تلویزیون، رادیو و کتاب و مطبوعات و غیره. کاغذی هم در اختیار وی نیست، به همین دلیل آقای باقی از همان روز اول شروع کرده بود به کارهای تحقیقاتی خود در زمینه مسائل حقوق بشر، روی مقواهایی که داخل اتاق بوده شروع کرده به انجام دادن. تنها کتابی که در اختیار ایشان است قرآن است که از روی آن می‌خواسته تحقیقات خود را ادامه دهد که چگونه در حقوق اسلامی موضوعات وجود دارد که ولیکن آقایان در موردش رعایت نمی‌کنند.»

 

زندانی کردن به‌جای قدردانی

 

طبق گزارش‌های دیگر منابع آگاه، عمادالدین باقی را با چشم‌بند و دستبند در داخل زندان اوین جابه‌جا می‌کنند.

 

در اطلاعیه‌های مطبوعاتی سازمان‌های جهانی حقوق بشر نسبت به امکان بدرفتاری با باقی در زندان اظهار نگرانی شده است. جو استورک، مدیر بخش خاورمیانه سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد بازداشت عمادالدین باقی و اتهامهایی که به وی زده شده گفت: «دولت ایران باید از باقی به‌خاطر کوشش‌هایی که برای کمک به زندانیان می‌کند، قدردانی نکند، نه اینکه او را دستگیر کند.‌»

 

بازداشت باقی، فشار بر مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران

 

سازمان عفو بین‌الملل انگیزه بازداشت عمادالدین باقی را سیاسی و هدف آن را به سکوت واداشتن مدافعان حقوق بشر می‌داند تا دیگر از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد نکنند. این سازمان بین‌المللی مدافع حقوق بشر باقی را زندانی عقیدتی دانسته و خواستار آزادی سریع و بی‌قید و شرط وی است. سازمان عفو بین‌الملل از اعضای خود خواسته تا در اقدامی فوری با نوشتن نامه و ای میل به مقامات جمهوری اسلامی به بازداشت باقی اعتراض کنند.

 

گزارشگران بدون مرز نیز دستگیری باقی را "نشانگر اهداف واقعی حکومت‌گران ایران" در آزار و اعمال فشار بر روزنامه‌نگاران  و تلاشی برای خاموش کردن صداهایی دانسته که  برای داشتن مطبوعاتی آزاد و مستقل بلند می‌شوند.

 

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه مشترک "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" و "فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر" در اطلاعیه خود نوشته است که به شدت نسبت به سرکوب بی‌وقفه مدافعان حقوق بشر در ایران نگران است و حبس عمادالدین باقی را کاملا خودسرانه می‌داند، زیرا این حکم تنها به هدف سرکوب فعالیتهای وی در زمینه حقوق بشر در ایران صادر شده است.

 

با وجود آنکه رئیس سازمان دفاع از حقوق زندانیان در زندان است در ملاقات با وکیل خود صالح نیکبخت که عضو هیات مدیره و سخنگوی این انجمن نیز هست گفته است: «آخرین توصیه‌ای که بود این بود که فعالیت انجمن دفاع از حقوق زندانیان مطابق روال قانونی ادامه پیدا کند و مبادا دستگیری او در این فعالیت ها تاثیری داشته باشد.»

 

" ما یک دلار از هیچ خارجی نگرفته‌ایم"

 

صالح نیکبخت در گفت‌وگو با دویچه وله همچنین گفت که عمادالدین باقی از انجمن دفاع از زندانیان خواستار نشان دادن واکنش در برابر اتهام‌هایی شده که به این انجمن از سوی برخی روزنامه‌ها زده شده است مبنی بر اینکه پول از خارج دریافت می‌کرده است.  به گفته صالح نیکبخت کمک مالی‌ای که انجمن دریافت کرده از سوی مردم به صورت خیریه و آن هم در ارقام پایین بوده است. و اجاره دفتر انجمن در تهران را اعضای انجمن می‌پردازند. صالح نیکبخت گفت: «به من توصیه کردند که آقایانی که مشکل دارند و فکر می‌کنند که ما از یک نیروی خارجی و از یک کشور خارجی یا از نهادهای خارجی کمک مالی دریافت کرده‌ایم، مصرا درخواست کردند که از مقامات کشور بخواهند با حضور یک حسابدار رسمی یا هیاتی – که البته ما هزینه‌اش را نداریم و امیدوارم که هزینه‌اش را هم مردم ایران به ما کمک کنند – تعیین کنند و تمام حساب‌ها را روشن کنند تا ببینند درآمد ما چه بوده و ما چگونه هزینه کرده‌ایم. چون تمام مدارک و اسناد ما شفاف است. و ما یک ریال، یک دلار، یک پنی، یک یورو از هیچ خارجی نگرفته‌ایم.‌»
 

کیواندخت قهاری

 
 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:33  توسط "حقوق بشر"  | 
جمعه ۲۷م مهر ۱۳۸۶
فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل
یکی از مقام های فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل اعلام کرد که یک هیئت سازمان بین المللی کار، آی ال او، هفته آینده برای رسیدگی به وضعیت فعالان کارگر زندانی و نیز سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، به ایران می رود.
مک اوراتا، مسئول بخش زمینی این سازمان بین المللی کارگری که ۴.۵ میلیون عضو دارد، در گفت و گو با رادیو فردا افزود:«ماموریت هیئت اعزامی سازمان بین اللی کار، تنها رسیدگی به وضعیت منصور اسانلو و ابراهیم مددی، رهبران سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، نیست. ما از آی ال او خواسته ایم به مشکلاتی که بر سر راه فعالیت این سندیکا به وجود آمده است، رسیدگی کند.»
او ابراز امیدواری کرد«مسئولانی که با اعضای هیئت اعزامی سازمان بین المللی کار دیدار می کنند، همکاری کاملی با آنان داشته باشند تا بتوانند با منصور اسانلو و ابراهیم مددی دیدار کنند.»
آقای اوراتا در پاسخ به این پرسش که اگر دولت ایران از همکاری با این هیئت خودداری کند، واکنش فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل چه خواهد بود، پاسخ داد:«فکر می کنم برای مقام های ایرانی دشوار خواهد بود که بخواهند مانع دیدار اعضای هیئت اعزامی سازمان بین المللی کار با آقایان اسانلو و مددی شوند. اگر آنهااز این ملاقات ممانعت کنند، به زیان وجهه بین المللی ایران در مناسبات بین المللی تمام خواهد شد. در عین حال، ما بر فشار خود بر حکومت ایران ادامه خواهیم داد.»
این مقام فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل در مورد آنچه دروغ مقام های ایرانی به هیئت اعزامی این فدراسیون به ایران در روزهای گذشته در خصوص عمل جراحی چشم منصور اسانلو و ممانعت از انجام دیدار با این فعال کارگر زندانی نامید، گفت:« حنفی روستندی از اتحادیه کارگری اندونزی از ایران دیدار کرد. در واقع، او توسط هیئت نمایندگی ایران در جاکارتا به این سفر دعوت شد. آنها به او گفتند چرا در اندونزی علیه ما تظاهرات می کنید. آقای اسانلو در شرایط بسیار خوبی به سر می برد و شما می توانید در زندان با او ملاقات کنید. اما درتهران، برخلاف آنچه که به او گفته شده بود،عمل شد. یعنی به روستندی اجازه دیدار با اسانلو داده نشد.»
مک اوراتا افزود:«به روستندی گفتند که اسانلو تحت عمل جراحی چشم قرار گرفته است. همین موضوع به پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو، نیز گفته شد. اما درهمین هفته مشخص شد که هیچ عمل جراحی در کار نبوده است و یکی از چشم های اسانلو در حال نابینایی است.»
مسئول بخش زمینی فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل با اشاره به اینکه « این دروغ بدی به یک هیئت سازمان بین المللی بود» اضافه کرد:« از حکومت ایران می خواهیم نسبت به این موضوع صادقانه رفتار کند. حکومت ایران باید به این نکته توجه داشته باشد که رفتار کنونی اش، فقط میلیون ها عضو فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل را خشمگین تر خواهد کرد.»
وی اشاره کرد:«این هفته هزاران کارگر با تصاویر منصور اسانلو به خیابان ها رفتند. فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل می تواند از تمامی اعضای خود در همه بخش های زمینی، هوایی و دریایی بخواهد علیه حکومت ایران تظاهرات کنند.»
درهمین ارتباط، در چهار روز گذشته، و در هفته همبستگی جهانی حمل و نقل جاده ای از ۱۵ تا ۲۱ اکتبر، هزاران کارگر در بریتانیا، آلمان، نروژ، اسپانیا، کره جنوبی، نپال، تایلند، مالی، هنگ کنگ، برزیل، سوییس، اتریش، سوئد و مدیتانی خواستار آزادی منصور اسانلو و سایر فعالان کارگر زندانی درایران شدند.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:32  توسط "حقوق بشر"  | 

حزب مشروطه ایران  

http://www.irancpi.net/homayoun/homayoun_0_.html



 

از ما چه بر می اید ؟

"داریوش همایون"



چه بهتر می بود که همان بیست و چند سال پیش بجای هر روز شعار سرنگونی سردادن و برسر گرفتن جای سران حکومت با هم درپیچیدن، نگاه خود را به آنچه در خدمت اکنون و آینده ایران است می انداختیم

اکنون که مدافعان حمله امریکا به ایران به توجیه انکارآمیز افتاده اند و آنها که استقبال از نیرو های امریکائی را وعده می دادند دم درکشیده اند، می توان به پاره ای بدفهمی ها ــ همه از بدیهیات بد جلوه داده شده ــ پرداخت. نخستین در موضوع سرنگونی رژیم اسلامی، که بیش از همه دستاویز شده است. ما اگر سرنگونی رژیم را با مداخله خارجی رد کنیم یک راه بیشتر نمی ماند ــ کمک به مبارزه مردم ایران و استفاده از همه عوامل، ازجمله پشتیبانی افکار عمومی جهانی، تا حکومت اسلامی نه در بیرون، نه به رهبری ما، نه صرفا براثر مبارزات ما، جایش را به یک نظام دمکراتیک مدرن بدهد. در فضای مه آلود ساده نگری و غرض ها، پی بردن به این حقیقت بدیهی ظاهرا چنان دشوار است که هنوز و بار ها نیاز به روشنگری دارد. میلیون ها از بهترین فرزندان ایرانزمین در کار نبرد همه سویه با نظام آخوندی هستند؛ زندان ها از آنها پر است، هزاران تن شان به این علت زیر خاک ها خفته اند و آنگاه کسانی نمی توانند بپذیرند که جمهوری اسلامی را مثلا در پاریس یا واشینگتن نمی توان سرنگون کرد؛ جای سرنگونی، و نه مبارزه، در ایران است و نیرو هایش اساسا در درون ایران.
يک حقیقت بدیهی دیگر که از دریافت روشن ترین فکر ها بیرون می نماید، ارتباط میان مباررزه و سرنگونی است. مبارزه برای مبارزه نیست ــ مگر نزد پهلوانان نستوهی که به هر چه می کنند چنان نامی می دهند. مبارزه اگر معنی داشته باشد برای دگرگونی و جابجائی است. انسان تا هدفی نداشته با امری مخالف نباشد و چیز دیگری بجای آن نخواهد مبارزه نمی کند. اما هدف دوردست تر، مبارزه دراز تر و دشوار تر می خواهد و چه بسا به زندگانی انسان نیز نرسد و از یک نسل به نسل دیگر بکشد ــ هم اکنون یک نسل از مبارزه با جمهوری اسلامی گذشته است. جدا کردن مبارزه از اینروست که اگر سرنگونی روی نداد ناامیدی پیش نیاید و مبارزه ادامه یابد. اگر پیوسته در مبارزه به انگیزه سرنگونی بیندیشند مانند بیشتر نسل اول مبارزان خواهند شد که دل خود را به وعده های دو ماه و دوسال دیگر خوش می داشتند و به زور امید های دروغین در میدان می ماندند.
چنانکه در جائی دیگر اشاره کرده ام ما گاه می باید برضد امید امیدوار باشیم و ادامه دهیم. آنان که همه در اندیشه جایگزینی هستند به این معنی که شتاب دارند هر چه زود تر سوار شوند چنین سخنانی را در حکم دست برداشتن از هدف سرنگونی رژیم وانمود می کنند. ولی در مبارزه ما مسئله این نیست که سوار شویم یا زود تر از دیگران سوار شویم یا به هر بها سوار شویم. در اینجا پای موجودیت ملتی در میان است. مشکل ایران در این نیست که گروهی جای گروه دیگر را به هر ترتیب بگیرند. ما برای دگرگون کردن و بهبود دادن همه "وضعیت" ایران، از فرهنگش گرفته تا سیاست و حکومتش، مبارزه می کنیم و طبعا دربرابر پاره ای مدعیان جایگزینی می ایستیم. هیچ جای شگفتی نیست که کسانی از مخالفان رژیم اسلامی با ما همان اندازه دشمنی می ورزند که رژیم. به ویژه آنها که صرفا به سرنگونی می اندیشند و به پیامد های استراتژی های خطرناک خود توجهی ندارند و آنها که می خواهند گوشه ای از این سرزمین را بردارند و با آن هر چه می خواهند بکنند ما را همان اندازه مزاحم خود می شمارند که حکومت اسلامی.
* * *
اگر ما در بیرون، مگر به زور بمب های امریکا و لشگر کشی از کشور های همسایه، نمی توانیم رژیم اسلامی را دست کم در یکی دو استان مرزی سرنگون کنیم از چه برخواهیم آمد؟ سودمندی تاکید بر مبارزه در بیرون آن است که به چنین بحث هائی مجال می دهد. چه بهتر می بود که همان بیست و چند سال پیش بجای هر روز شعار سرنگونی سردادن و برسر گرفتن جای سران حکومت با هم درپیچیدن ــ که با نزدیک شدن خطر جنگ در میان جایگزین سازان بالا گرفته است ــ نگاه خود را به آنچه در خدمت اکنون و آینده ایران است می انداختیم.
درافتادن با جمهوری اسلامی از دور، پیش از هر چیز نیاز به راه انداختن یک نیروی موثر دارد ــ نیروئی که در کشاکش میان گروه ها هدر نشود. پس از بیست و هشت سال ما تازه داریم به نزدیکی های یک گفتمان مشترک، یک همرائی ضمنی برسر اصول، می رسیم که می رود در دمکرات منش ترین بخش نیرو های مخالف جائی برای کشاکش بیهوده نگذارد. واپسماندگان کاروان هنوز بسیارند و مسئله خودشان است. دیگران هنوز در مبارزه می باید اولویتی به این جبهه بسیار مهم برای اکنون و آینده ایران بدهند. در افتادن با رژيم از کشور های دمکراسی لیبرال با خود یک ویژگی نیز می آورد: ضرورت آموختن شیوه های سیاست ورزی از مردمانی که سیصد سالی از ما زود تر آغاز کرده اند. در این جبهه هم اندک پیشرفت هائی را می توانیم ببینیم؛ ولی هنوز تا رخت بربستن شیوه های تحریف و آوردن گفتاورد بیرون از متن و دروغبافی آشکار و تهمت از گفتار سیاسی، بسیار فاصلله داریم. در نزد یخزدگان تاریخ، کار از اینها به هیستری کشیده است که البته بر ایشان حرجی نیست. سالم کردن فضای بیرون، انداختن انرژی ها در مسیر سازنده ای که هم به مبارزات همسوئی دهد و هم تمرینی برای دمکراسی در این فرصت مغتنم باشد یکی از نخستین کار هائی است که در مبارزه از ما بر می آید. ما هیچ نمی باید از کمکی که بی اعتباری نیرو های مخالف بیرون به ماندگاری جمهوری اسلامی می کند غافل باشیم. در همه جای جهان و در ایران به ویژه، تصویر برجسته تر بیرونیان، منظره جماعتی است درهم افتاده که کارشان بی آبرو کردن یکدیگر است. پیش از جنگ بر سر اینکه چه کسی بیشتر رژیم را سرنگون می کند بد نمی بود به بهبود این منظره می پرداختیم. از این نظر بیرونیان جایگزینان منفی رژيم بوده اند ــ "ببینید چه کسانی می خواهند جای ما را بگیرند!"
پیشبرد گفتمان مدرن و جایگزین جهان بینی جمهوری اسلامی بخش دیگری از سالم سازی فضای مبارزه است و به همسوئی نیرو ها کمک می کند. ما پس از سال ها و دهه ها زندگی در زیر آفتاب مدرنیته می باید آسان تر خود را از جهان قبیله ای و خودی و غیر خودی آزاد کنیم. جامعه ایرانی برخلاف تصور بسیاری مبارزان، آمادگی پذیرفتن پیشرو ترین برنامه های سیاسی را دارد. هیچ ملتی در پیرامون ما تا چشم کار می کند از کوره صد ساله ایران بدر نیامده است. يک برنامه سیاسی ملی ــ به این معنی که به همه ایرانیان بیندیشد و گسترده ترین مخرج مشترک را در چهارچوب دمکراسی لیبرال (محدود به اعلامیه جهانی حقوق بشر) درنظر بگیرد ــ به خوبی در ظرفیت ملی ما هست و ما در بیرون دست گشاده تری برای پروراندن آن داریم. آنها که مسائل انحرافی و ملت سازی و کینه زبانی را پیش می کشند، مانند آنها که در این هنگامه، همه ویژگی های یک مبارزه آلوده سیاسی را به بحث تاریخ می دهند از مبارزه برای سرنگونی بیرون اند.
آگاه کردن مردم در هر جا از آنچه در ایران می گذرد؛ پشتیبانی از مبارزات مردمی؛ گستردن شبکه ارتباطی درون و بیرون؛ سخت تر کردن زندگی بر رژیم در هر جا امکان دارد؛ و بطور کلی آماده شدن برای مرحله نهائی مبارزه؛ برای پس از جمهوری اسلامی؛ و ــ در بد ترین سناریو ها ــ برای پس از پس از جمهوری اسلامی اجزاء دیگر طرح کلی مبارزه برای سرنگونی است. در این زمینه عموم مبارزان آنچه توانسته اند کرده اند و می کنند و تنها عیب کارشان ناتوانی از رویهم ریختن و دست کم همسو کردن مبارزات بوده است.

داریوش همایون


 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:26  توسط "حقوق بشر"  | 

"جعفر پویه"

رژیم ددمنش جمهوری اسلامی دانشجویان دربند را به تلافی رسوا کردن احمدی نژاد در دو نوبت، محکوم به زندان کرد. احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی که به دلایلی واهی دستگیر شده بودند، روز چهارشنبه در شعبه ششم بیدادگاه انقلاب رژیم به ترتیب به 3، 2/5 و 2 سال زندان محکوم شدند.

این سه دانشجو به دلیل انتشار نشریات مجهولی که از طرف اطلاعاتیهای رژیم برای پرونده سازی و بهانه برای دستگیری دانشجویان منتشر شده بود، دستگیر شده بودند. در مدت بازداشت، این دانشجویان مورد شکنجه قرار گرفته و به شیوه ای غیر انسانی وادار به پذیرش جرم ناکرده شدند. با این همه اما آنان اعلام کردند که نشریات از طرف وابستگان به ارگانهای سرکوب رژیم جعل شده و آنان را با شکنجه وادار به اقرار کرده اند.

دژخیمان رژیم پس از مدتها کشمکش و تهدید چون نتوانستند دانشجویان را وادار به سکوت کنند و احمدی نژاد در هفته گذشته توسط رفقای همین دانشجویان در دانشگاه تهران رسوا شد، برای تلافی عمل دانشجویان آزادیخواه، رفقای آنان که در بند رژیم اسیر بودند را به  دادگاهی نمایشی کشانده و به زندانهای طولانی مدت محکوم کردند.

پس از صدور این حکم ناعادلانه، دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در همین روز با برگزاری تجمعی اعتراض آمیز صدای خود را علیه بی شرمی رژیم بلند کردند. اعتراض دانشجویان که در محل دانشگاه انجام گرفت، با شعارهایی همچون "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" شروع شد و در ادامه دانشجویان با شعار "احکام زندان برای دانشجویان اوج مهرورزی است" انگشت اشاره را به جانب احمد نژاد گرفته و عوام فریبی دولت او را رسوا کردند.

به دلیل همین اعتراضات برگزار شده در روزهای گذشته، تعداد بسیاری از دانشجویان توسط کمیته انضباطی دانشگاهها حکم تعلیق دریافت کرده اند که شعار "ما خواستار لغو احکام تعلیق دانشجویان هستیم" که امروز توسط دانشجویان تکرار می شد، برای حمایت از تعلیقیها و اعتراض به کمیته های انضباطی بود.

دانشجویان در روز چهارشنبه اعلام کردند که برای سازماندهی اعتراضات دست به کار خواهند شد و تا آزادی یاران دربندشان و بازگرداندن دانشجویان تعلیقی از پا نخواهند نشست
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:25  توسط "حقوق بشر"  | 
اوضاع سیاسی جهان در رابطه با بحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی با غرب بی شباهت با شرایط سیاسی بین المللی در پنج سال پیش، پیش از حمله نظامی آمریکا به عراق، نمیباشد. در آن هنگام هم دولت آمریکا تلاش میکرد با ایجاد یک اجماع بین المللی و اعمال تحریم های اقتصادی گسترده علیه رژیم صدام حسین، او را وادارد تا به همکاریهای پنهان اش با گروه القاعده عراقی و از تلاش برای تولید سلاحهای کشتار جمعی خودداری ورزد. اما بدلیل عدم تفاهم سیاسی قدرتهای بزرگ غربی بویژه از یک سو بین آمریکا و هم پیمانان اروپایی اش، دست آخرآمریکائیان مجبور شدند تا با هم پیمانی با انگلیس به عراق حمله نظامی کنند و ًصدام حسین ً را از اریکه قدرت بزیر کشند. چهار سال و نیم از این اقدام بزرگ نظامی میگذارد و جهان در همه ی این سالها نظاره گر فجایع انسانی است که بقول فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق، ژنرال ًسانچز ً، این جنگ دیگر به کابوسی پایان نیافتنی تبدیل شده است.

بیشک اگر در همان آغاز اتحادیه اروپا و در رأس آنها فرانسه و آلمان از طرح تحریمهای اقتصادی و سیاسی دولت آمریکا علیه رژیم صدام حسین بطورهمه جانبه حمایت میکردند شاید دیگر نیازی نبود در آن مقطع زمانی ابتکارعمل در دست نهادهای نظامی دولت آمریکا قرار گیرد و آتش آن جنگ خانمانسوز شعله ور شود.

اما امروز پس از گذشت پنج سال از بحران عراق در حالیکه بحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی  تبدیل به کلافی سردرگم برای همگان شده است باز مشاهده می شود تشتت در جبهه قدرتهای بزرگ اروپایی جهت یافتن یک راه حل سیاسی، آمریکائیان را در شرایطی سیاسی مشابه ای قرار داده است که در پنج سال پیش در رابطه با بحران عراق قرار گرفته بودند که اینبار هم ناچارا ً برای حل معضل اتمی جمهوری اسلامی به تنهایی اقدام کنند و به  راهکارهایی بیاندیشند تا حدودی برای آنها امکان پذیر باشد که از جمله یکی از این راهکارها گزینه نظامی است.

از همین رو مشاهده میشود در رابطه با پرونده هسته ای جمهوری اسلامی، با توجه به شکاف عمیق بین هم پیمانان اروپایی دولت آمریکا و با بن بست رسیدن همه ی راههای دیپلماتیک، وزیر امور خارجه فرانسه آقای ًکوشنرً بیمناک نسبت به آینده این بحران تلاش میورزد تا کشورهای عضو اتحادیه اروپا را متقاعد سازد تا علیه برنامه های هسته ای رژیم اسلامی اقدامات جدی تر را اتخاذ کنند. چرا که  آقای ًکوشنرً بخوبی میداند در پنج سال پیش پس از آنکه اروپا و آمریکا نتوانستند بر سر حل معضلات بین المللی رژیم صدام حسین به یک توافق جمعی دست یابند، آمریکا ناچار گشت برای حل بحران مزبور خود به تنهایی به اقدامی نظامی روی آورد. در نامه ایکه اخیرا ً آقای ًکوشنرً وزیرامور خارجه فرانسه به اجلاس 15 اکتبر وزرای خارجه اتحادیه اروپا مینویسد تأکید میکند که اتحادیه اروپا میبایست مستقل از اقدامات تنبیهی شورای امنیت ملی سازمان ملل متحد، رژیم تهران را در ابعادی گسترده مورد تحریمهای اقتصادی قرار دهد. بی تردید نگرانی آقای ًکوشنرً در رابطه با بحران اتمی جمهوری اسلامی بیشتر از این زاویه است که اختلاف در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا در خصوص این موضوع دست آمریکائیان را بیشتر باز خواهد گذاشت تا با گزینه ای مستقل بحران هسته ای رژیم اسلامی را مهار کنند. آقای ًکوشنر ً بخوبی آگاه است یکی از جنبه های اقدامات مستقل آمریکا در رابطه با بحران هسته ای جمهوری اسلامی حمله نظامی است با این تفاوت در صورت وقوع این رخداد دیگر برای مدت زمانی طولانی آمریکا قدرت بلامنازع منطقه خواهد شد. آقای ًکوشنرً در نامه  اخیر خود به سران اتحادیه اروپا  تأکید میورزد که اگر امروز اتحادیه اروپا بموقع نجنبد و با اجرای تحریمهای گسترده خود در مقابل بلند پروازیهای هسته ای جمهوری اسلامی ایستادگی نکند فردا دیر خواهد شد و آنزمان است که همه ی فرصتها برای تأثیری گذاری بر روند تحولات سیاسی آتی خاورمیانه از جانبه اتحادیه اروپا از کف خواهد رفت.

دولت ایتالیا و اطریش طرح پیشنهادی تحریمهای شدید و مستقل اتحادیه اروپا که از سوی فرانسه مطرح شده است را نمیپذیرند و کماکان اصرار میورزند اتحادیه اروپا میبایست از طریق گفتگو و مذاکره بحران هسته ای موجود با جمهوری اسلامی را حل کند. دولت آلمان هم تاکنون موضع مشخصی را نسبت به طرح پیشنهادی دولت فرانسه مبنی بر تحریم یکپارچه اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی را اعلام نکرده است و با توجه به میزان گسترده سرمایه گذاریهای مالی آلمان در بازار بزرگ ایران بعید بنظر میرسد در این خصوص با طرح پیشنهادی تحریم گسترده دولت فرانسه موافقت کند.

در این بین فقط دولت انگلیس است که از طرح پیشنهادی دولت فرانسه اعلام پیشتیبانی کرده است و اخیراً ً هم مطلع شده ایم  نخست وزیر انگلیس آقای ًبراون ً با تاکید بر مواضع سیاسی  گذشته آقای ًتونی بلرً نخست وزیر پیشین انگلیس یکبار دیگر اعلام می کند که برای حل بحران هسته ای با رژیم تهران هیچ گزینه را ردی نمیکند.

با توجه به چند دستگی که در حال حاضر در سطح جهانی در رابطه با بحران هسته ای غرب با جمهوری اسلامی پدید آمده است، تهران هم نگران از آینده این بحران خود را برای روزهای بدتر آماده میکند. اعزام حسن روحانی، فرستاده ویژه هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، به مقر اتحادیه اروپا در بروکسل جهت مذاکره با ًخاویر سولاناً ً، مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا پیرامون بحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی با غرب راه بجایی نبرد و حسن روحانی نا امیدانه به ایران بازگشت. بنظر میرسد سردمداران جمهوری اسلامی متوجه شده اند تحت هیچ شرایطی شروط آنها برای حل بحران هسته ای رژیم از سوی غرب پذیرفته شدنی نیست و همانگونه که دولت آمریکا بارها اعلام کرده است نخستین شرط مذاکره با جمهوری اسلامی جهت رسیدن به یک راه حل نهایی همان قطع کامل پروژه غنی سازی اورانیوم از سوی تهران میباشد که این شرط هم بارها از سوی جمهوری اسلامی رد شده است. رد تمامی پیشنهادهای جمهوری اسلامی از سوی غرب برای حل معضل اتمی موجب شد که جناحهای حکومتی تا حدودی درگیریهای دورنی خود را تعدیل ببخشند تا خود را  یکپارچه تر در مقابل تهدیدات نظامی از سوی آمریکائیان آماده سازند. گزینش هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان از نخستین اقدامات آشتی جویانه بین جناحهای اصلی رژیم در ماه های اخیر بوده است که حال زمزمه آن است که قرار است محسن رضائی فرماندهی رئیس ستاد کل نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را پس از برکناری سردار فیروزآبادی در اختیار گیرد. گفته میشود این تغییر مهم نظامی آنهم در رأس بالاترین فرماندهی نظامی رژیم دلجوئی بیشتر محمود احمدی نژاد از جناح رفسنجانی است تا بدین شکل در این ایام بسیار خطیر و حساس همه ی جناحهای حکومتی متحد با یکدیگر تهدیدات احتمالی نظامی دولت آمریکا را خنثی کنند.

آنچه که در این دوران سخت و بسیار حساس از حیات سیاسی کشورمان بیش از هر چیز دیگر میبایست مورد توجه قرار گیرد خلاء سیاسی یک اپوزیسیون مستقل و متشکل در صحنه سیاست ایران است تا  برای حفظ سامانه مملکت  و جلوگیری از بروز یک حمله احتمالی نظامی به مرزهای کشورابتکار عمل را بدست گیرد. تنها و تنها در این ایام خطیر یک اپوزیسیون متشکل، مستقل با رهبری شاخص میتواند موجودیت ایران را حفظ کند و مردم را برای روزهای سخت برای دفاع از کیان کشور حول شعارها و خواستهای سیاسی خاص و مشترک آماده و بسیج کند. تلاش همه ی دشمنان ایران در تمامی این سالها براین پایه استوار بوده است که مانع شکل گیری یک اپوزیسیون مستقل و یکپارچه شوند. و با توجه به شرایط بحرانی موجود و عدم تفاهم دولتهای بزرگ اروپایی با آمریکا خطر حمله نظامی آمریکا به مرزهای ملی ایران پیش از هر زمان دیگر محتمل تر بنظر میرسد. این جنگ پایانی نافرجام برای همگان خواهد داشت بویژه برای مردم ایران که سرنوشت کشورشان به دستی مشتی مافیای قدرت در منطقه به سخره گرفته شده است. اگر نتوانیم بموقع با اتحاد خود نظام جمهوری اسلامی را از صحنه سیاست ایران حذف کنیم بزودی ملایان آتش جنگی را در منطقه شعله ور خواهند کرد که وسعت آن جهان گیر خواهد بود.


کوروش اعتمادی
استهکلم 20 اکتبر2007

اتحادیه ملی برای دمکراسی در ایران - سوئد
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:21  توسط "حقوق بشر"  | 
پخش از فعالان حقوق بشر در ایران


با سلام و احترام

اینجانب دکتر سید "مصطفی علوی" (نویسنده ، استاد که مسئولیت اداره و ریاست کانون نخبگان ایران را نیز بر عهده داشته و دارم ) در راستای فعالیتهای محدود کننده دولت ایران برای ان جی او و با اتهاماتی واهی ماههاست به دستور معاونت امنیت دادستانی انقلاب تهران و توسط وزارت اطلاعات دستگیر و زندانی و در بازداشتگاه امنیتی 209 نگهداری می گردم  و از بدیهی ترین حقوق اولیه انسانی همچون :

1-      حق انتخاب وکیل
2-      ملاقات و تلفن
3-      استفاده از هوا خوری
4-      وضعیت بد جسمانی
5-      ممنوعیت مکاتبه حتی با مسئولین قضائی مربوطه و غیره محروم بوده ام و این همه در حالیست که به علت شدت فشار های وارده و احتمال قوی خطرات جانی به بیمارستان قمر بنی هاشم(متعلق به وزارت اطلاعات) منتقل و حدود یک هفته در icu وccu  بستری و پس از ترخیص ، مستقیما به بند 209 اعزام و در دوران مذکور نیز اجازه تماس تلفنی و یا ملاقات به اینجانب داده نشده و حتی از اطلاع وضعیت حاد جسمی من به خانواده ام نیز خود داری نمودند .

قابل توجه است که به دلیل ابتلا اینجانب به بیماریهای دیابد حاد فشار خون نارسایی حاد کلیه بیماری ریه و قلب ، پزشکی قانونی کتبا اعلام نموده است که زندان برای اینجانب مخاطره آمیز و لذا تحمل حبس را ندارم که متاسفانه هیچ اقدامی در این خصوص انجام نپذیرفته و کماکان دروضعیت بسیار بد به سر میبرم .

به نحوی که به دلیل بی توجهی و نگهداری طولانی در وضعیت نا مطلوب فوق الذکر هم اکنون اندامهایم دچار و عوارض قلبی ، کلیوی و ریوی زندگی روزمره را برایم بسیار سخت نموده است .

در همین راستا خانواده ام نیز فاقد امنیت جانی ، شغلی ،  اجتماعی ، فردی و غیره می باشند و همواره از سوی وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب تهدید می گردند .

 آیا چنین رفتارهای غیره انسانی با نویسنده هفت اثر علمی و منبع مهم علمی(1- مبانی بیماریهای قلب و عروق 2- مبانی بیماریهای کلیه3- مبانی بیماریهای ریه4- آناتمی انسانی دو جلد5- اثر بلوکر ها 6- هفت مقاله7- نقش شرکتهای فرا ملیتی در توسعه جهانی 8- نهایت المعمول و مقالات متعدد علمی و سیاسی و اجتماعی که درمجلات و روزنامه های معتبر کرارا منتشر گردیده و عضویت در بیست و چهار مجمع علمی و بین المللی ) را داراست و در اوج بیماری بسر میبرد و سازمانهای مربوطه در دستگاه قضایی و امنیت ایران به وضعیت حادم وقوف کامل دارند صحیح میباشد ؟

اینجانب امیدوارم با پیگیریهای شما ، به ویژه انعکاس وضعیت خود و خانواده ام به دبیر کل سازمان ملل ، سازمان عفو بین الملل ، کمیته حقوق بشر ، سنا و کنگره آمریکا واتحادیه اروپا و فشار به مقامات ایرانی بتوانند جهت درمان فوری به خارج از زندان اقدام و حداقل در وضعیت نگهداری اینجانب بهبودی حاصل گردد .

متشکرم 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:19  توسط "حقوق بشر"  | 

منم هومر، پسرهامبارسون ، پسر آبراهام ، کارگر آجر پزخانه در همدان ، نواده آشور بانیپال ، نبیره نصیر بانیپال

بفرمان آشور و ایشتار خدایان بزرگ و حامیان من ، بدون جنگ و خونریزی بر سر سفره های گسترده ایرانیان میهمان پرور، در سراسر جهان فرود آمدم ، گوشهایم را باز و چشمهایم را گشودم ، شکم خود را پر از خوراک ها و نوشاک ها ،و تن خود را پر از پوشاک ها کردم ، خود را بدون داشتن دیپلم دبیرستان ، مهندس راه و ساختمان ، و شیفته زرتشت و فرهنگ ایران  نامیدم . شکمم از پذیرایی ایرانیان ، مانند زنان شش ماهه آبستن بر آمد، و سپس به اینتر نت فرود آمدم و  در باره میهمانداران، و همسران و فرزندان آنان، دروغ پراکندم ،و آنان را مزدور و دزد و آدمکش نامیدم . خدای آشوررا سپاس گفتم که مرا با خوراک هایشان مسموم نکردند، خدایان آشوراز من خوشنود گردیدند. آگاهینامه ها پراکندم ، و در زیر فرنام، سرپرست بنگاه لولهنگ و مجسمه فروشی ایران، به زنان و دختران میهماندارانم پرداختم.

به برادرم آلفرد پالتاکیان، و سگم ، ویکتورلولهنگ پالتاک پال ، و ... ، فرمان دادم ،که در اینتر نت دروغ پراکنده کنند، و پاهای دشمنان من را گاز بگیرند .

بسیاری را در آتش خشم خدایان آشور سوزاندم ، کسانی را که بمن پول بلیط هواپیما وترن و پناه و خوراک و نوشاک و پوشاک داده  بودند، بدست خود در اینترنت پوست کندم ، چشمهایشان را از کاسه و زبانشان را از دهان بیرون کشیدم ،و سرهایشان را در اینتر نت به فایل های اینتر نتی آویختم، به همسران و کودکانشان دروغ و ناروا بستم. خدایان آشور و ایشتار از کار من خوشنود گردیدند.

کتاب آیین مهر، انوشه روان هاشم رضی را برگرفتم، و آنرا کپی کردم ، و جستار ی بنام « جشن یلدا و پیشینه آن» ساختم ، و بنام خود دراینتر نت پراکندم ، خدایان آشور و ایشتار و خدای دروندان و سارقان ادبی و فرهنگی ،از من خشنود گردیدند.

هنگامیکه از استرالیا به پرواز در آمدم ،در هر جا یک تندیس کورش کاشتم، ولی چون پروانه نداشتم ، زیر زمین پنهان داشتم و پولهایش را در جیب گذاشتم  ، که تا روز ظهور باشند.

به اورشلیم فرود آمدم و به پای بوس عزری رفتم ، و در آنجا روضه ای از تورات خواندم ، و اشکها جاری کردم و پولها گرد آوردم ، و چند شعارجانانه و نون و آبدار دادم و گفتم: «آنانکه می خواهند اسراییل را از روی زمین بردارند، باید بدانند که نخست باید ما را از روی زمین بردارند، تا ما فرزندان خوب ایران زمین زنده ایم، پروانه نخواهیم داد که برگی از درخت اسراییل بدست پتیارگان ایران ویرانگر بر زمین بیفتد».

در همان زمان پتیارگان ایران ویرانگر، روزانه دهها تن از جوانان ایران را بدار می کشیدند، دل من آزرده برگهای درختان اسراییل بود.. من جای انوشه روان ، شعبان جعفری را،  در دل عزری گرفتم و پولها گرد آوردم . دشمنان مرا سگ عزری نامیدند. من به تلویزیون جدایی طلبان کرد رفتم، و به آنان وعده خود مختاری دادم ،و پول ها گرد آوردم .

ایشار خدای آشور به من فرمان داد ،که چماق بر گیرم و به انجمن جهانی زرتشتیان بروم، و خود را مدیر بنامم ،واز  استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر پول بگیرم . من فرمان خدای بزرگ آشور را انجام دادم. فرمان دادم که از این پس، من همه کاره زرتشتیان خواهم بود، و همه باید از من ، و از ولی فقیه زرتشتیان، استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر پیروی کنند . فرمان دادم که نافرمانان را  در اینتر نت، مزدور، جاسوس ، دزد ، ناپاک و پلید بنامند، و به آنان دروغ ببندند.

به هلند و آلمان و سوئد و دانمارک ،فرود آمدم ،و بدون جنگ و خونریزی ،بخانه های ایرانیان میهمان پرور در آمدم ، و از خوراک ها و نوشاک ها و پوشاک ها و بجز این ها بهره ورگردیدم ،و سپس پشت سر آنان و خانواده شان ،در نزد دیگران به بدگویی پرداختم ، خدای آشورو ایشتار از من خوشنود گردیدند.

به کانادا و آمریکا رفتم و تندیس ها فروختم ،وعده چاپ کتابها دادم  و پول های بسیار گرد آوردم . سپس به پالتاک رفتم و خود را زرتشتی نامیدم ، و فرهنگ فروختم ، و خود را وزیر فرهنگ ایران در آینده نامیدم .و بدروغ گفتم که فرهنگنامه می نویسم، و استاد پورداورو محمد معین و دیگران را بی بیسواد نامیدم . خدای آشور و ایشتار و اینبار اهورامزدا نیز، از من خوشنود گردیدند.

فرمان دادم که در کتیبه ام، در پالتاک نوشته شود ،که زنانی که به پالتاک می آیند، ناپاک هستند و بدنبال شوهر می آیند. فرمان دادم هر کس که برابر من بایستد ، پوست کنده و سوزانده شود ، و از این پس باید ندای انسانی، و فریاد شادی رخت بر بندد. فرمان دادم هرکس که نافرمانی کند ، او را در اینتر نت اهریمن رایات آخوندی بنامند. به استرالیا باز گشتم و مانند همیشه در گوشه گاراژ خانه بسر بردم ، تا زمان لشکر کشی نهم فرا رسد.  سپس به انگلستان فرود آمدم ،و خواستم که خیمه شب بازی  کورش و زرتشت بر گزار کنم ، جایی نیافتم ، ناچار به سالن کلیسای سنت ماری رفتم .و بیاد دوران طلبگی خود در کلیسای آشوری و آوای بلبل، روی درختان همدان افتادم ، اشک از چشمهایم جاری شد. بیاد روزگاری افتادم که با برادرم  در استرالیا تبلیغ مسیحیت می کردم، وهمه جا می گفتم ، که زرتشت یک افسانه است، و پس از آشنایی با  چند زرتشتی پولدار ، دریافتم که زرتشت براستی می زیسته است ، و اکنون روح بلند زرتشت به دلار های سبز و یورو های سرخ در آمده، و از آن پس من زرتشت  و رنگهای سبز و سرخ را می ستایم .

در نهمین لشکر کشی دور دنیای خود با هزینه دیگران ، به فرانسه فرود آمدم ، و بدون جنگ و خونریزی، به کاخ استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر در آمدم . مزد چماقداری خود را از او باز ستادم ، و او را با ز ستودم . استاد دکتر پروفسور میلیونر ساسانفر را اندوهگین و هراسناک یافتم . جویا شدم ودر یافتم ، که از ترس ایرانیاران راستین ، خود را در خانه زندانی کرده است، و ایرانیاران راستین ، پیکر  بالا بلند  ایشان را به ناپاکی آلوده اند.

در پیشگاه خدایان ،و چند هزار یورو، زانو زدم و خود را فروختم، و از خدایان آشور و ایشتار، و حتا مزدا اهورا خواستم ،که ایشان را از آلودگی ها پاک گرداند. و خدایان از من خوشنود شدند و من پول های بسیار گرد آوردم .....

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:15  توسط "حقوق بشر"  | 
 
سرتیپ محمود چهارباغی
سرتیپ چهارباغی برخی از تجهیزات راکتی و توپخانه ای سپاه را در جهان بی نظیر یا کم نظیر خوانده است
یکی از فرماندهان سپاه پاسداران ایران اعلام کرده که در صورتی که کشورش مورد حمله قرار گیرد، در اولین دقیقه حمله، نیروی زمینی سپاه پاسداران یازده هزار راکت و گلوله توپ بسوی پایگاههای مهاجمان شلیک خواهد کرد.

به گفته سرتیپ محمود چهارباغی فرمانده توپخانه و موشکهای نیروی زمینی سپاه پاسداران طی اظهاراتی که از سوی تلویزیون ایران و همچنین خبرگزاری فارس منتشر شده گفته که اهداف و پایگاههای نیروهایی که ممکن است ایران را هدف حلمه قرار دهند شناسایی شده و این پایگاهها در نخستین لحظه حمله هدف حمله مستمر قرار خواهند گرفت تا آنجا که اگر جنگی در آینده اتفاق بیفتد، طولانی نخواهد بود.

سرتیپ چهارباغی گفته: "در همان روزهای اول دشمن را به خاک ذلت می‌ نشانیم، دشمن نیز از خود بپرسد، حاضر است چقدر کشته بابت حماقت حمله به ایران بدهد، چون ما برای همیشه تاریخ آنها را پشیمان خواهیم کرد".

اظهارات این فرمانده سپاه در شرایطی منتشر می شود که گمانه زنیها در مورد احتمال حمله آمریکا و متحدانش به ایران بار دیگر اوج گرفته است.

در مقابل این گمانه زنیها، نیروهای نظامی ایران طی ماههای اخیر قدرت خود را بیش از پیش به نمایش می گذارند و از تولید و دستیابی به جنگ افزارهای پیشرفته خبر می دهند.

فرمانده توپخانه و موشکهای نیروی زمینی سپاه پاسداران به تشریح تواناییهای رسته تحت فرماندهی اش پرداخته و گفته که سپاه پاسداران ایران اکنون بهترین و متداولترین توپهای جنگی دنیا را می سازد و در اختیار دارد و تمام آموزشهای تخصصی توپخانه و راکت ‌انداز‌ها را در دانشکده توپخانه خود در دو سطح درجه ‌داری و افسری و در مقاطع تحصیلی کاردانی (فوق دیپلم)، کارشناسی (لیسانس)، مقدماتی و دوره‌ عالی توپخانه با شیوه های بسیار پیشرفته و مبتنی بر جدیدترین متدها در اختیار نیروهای خود می گذارد.

سرتیپ چهارباغی با اذعان به اینکه ایران در صورت وقوع جنگ با ارتشهای توانمندتری مواجه خواهد شد گفته که سپاه پاسداران نیروهای خود را علاوه بر جنگهای منظم و نامتعارف برای عملیات نامنظم و چریکی نیز آموزش می دهد و توانایی نیروهای خود را در عملیات نامنظم و نامتقارن در رزمایشها به کار گرفته و آزموده است.

 دشمن نمی‌ تواند مواضع شلیک توپ و راکت اندازهای نیروی زمینی سپاه را پیدا کند و ما با انواع سلاحهای خود می‌ توانیم تلفات لازم را بر دشمن وارد کنیم
 
سرتیپ چهارباغی

سرتیپ چهارباغی در این زمینه گفته است: "این آموزشها و تاکتیکها به گونه‌ ای انجام گرفته که دشمنان نتوانند مواضع شلیک ما را پیدا کنند تا در روز موعود بتوانیم به آنها ضربه لازم را وارد کنیم".

به گفته این فرمانده نظامی، یگانهای توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه در تمامی نقاط ایران توزیع شده و مجهز به راکت ‌اندازهای رادار گریز و تجهیزات هدایت آتش رایانه ای اند که می توانند با سرعت بالا و خطای نزدیک به صفر اولین گلوله خود را قطعاً در پنجاه متری هدف فرود آورند.

وی افزوده است: "اگر دشمن قصد حضور فیزیکی داشته باشد در جای جای خاک ایران از مرز تا مرکز، سیستهای آتشباری لازم پیش بینی شده است و دیگر حتی به دقیقه هم نمی ‌کشد که حجم سنگین و انبوه آتش سپاه آغاز می‌شود چون با بهره‌ گیری از دیدبانهای متخصص، هر تحرک دشمن تحت نظر است و این دیدبانها به صورت آنلاین با مرکز در ارتباطند".

سرتیپ چهارباغی تجهیزات هدایت آتش توپخانه ایران را در دنیا بی ‌نظیر خوانده و گفته که با ساخت دستگاههایی در اندازه تلفن همراه، همه قبضه توپهای ایران دارای این تجهیزاتند.

او در تشریح توانایی توپخانه سپاه به گلوله ‌های هوشمند اشاره کرده و گفته که نیروی زمینی سپاه می تواند با این جنگ افزار، تجهیزات متحرک دشمن را هم با توپ هدف قرار دهد که کمتر کشوری این توانمندی را در اختیار دارد.

وی ادامه داده: "همچنین ما ضمن در اختیار داشتن مهمات متنوع، در هیچ کجا تمرکز تجهیزات و مهمات نداریم و شناسایی یک نقطه، لطمه ‌ای به ما نمی ‌زند، دشمن نمی‌ تواند مواضع شلیک توپ و راکت اندازهای نیروی زمینی سپاه را پیدا کند و ما با انواع سلاحهای خود می‌ توانیم تلفات لازم را بر دشمن وارد کنیم".

سرتیپ چهارباغی، پیشرفت اصلی نیروی زمینی سپاه پاسداران را در بخش راکت ‌اندازها دانسته و گفته که در سایه این "پیشرفت"، سپاه پاسداران اکنون دارای بهترین راکت اندازهای متداول در دنیاست.

او تأکید کرده که ایران تمامی راکتهایش را خودش با هزینه ارزان و در مقیاس انبوه با دقت، سرعت و بردی که به گفته وی، در دنیا کم نظیر و بعضاً بی ‌نظیراست، خودش می سازد و حتی یک قطعه این راکتها را از خارج تأمین نمی کند.

وی برد راکتهای ایران را ۱۵۰ کیلومتر و برد توپها را هفتاد کیلومتر اعلام کرده و گفته که بزودی راکتهایی با برد ۲۵۰ کیلومتر نیز به نیروی زمینی سپاه تحویل داده خواهد شد.

فرمانده توپخانه و موشکهای نیروی زمینی سپاه گفته که راکت اندازهای سپاه تمام مناطق حاشیه خلیج فارس، دریای عمان، مرز عراق و دیگر مناطق مورد نیاز را پوشش می ‌دهند.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:5  توسط "حقوق بشر"  | 
دولت ترکیه در اقدامی ضد بشری دیگر  یک خانواده پناهجو ایرانی  بنام ایوب - پ را دستگیر و بلافاصله  تحویل نیروی انتظامی ایران داد
و متاسفانه نه تنها مقامات جهانی  و مسئول شورای حقوق بشر  بلکه ایرانیان سراسر جهان نیز در قبال چنین اقداماتی فقط نظاره گر هستند 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:2  توسط "حقوق بشر"  | 
علی لاریجانی استعفا داد
 
علی لاریجانی
اخیرا محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در مورد ارائه طرحی از سوی آقای پوتین برای حل مساله هسته ای ایران اظهارات متفاوتی کردند
بنابر گزارش ها، علی لاریجانی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران از مقام خود استعفا داده است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، به نقل از غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران گزارش داد که محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران استعفای آقای لاریجانی را پذیرفته است.

سخنگوی دولت ایران در نشست مطبوعاتی هفتگی خود همچنین گفت که آقای لاريجانی قبلا نیز چند بار استعفا كرده بود.

آقای الهام گفته است با این وجود، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، طی این هفته مطابق برنامه در رم با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار خواهد کرد.

ایرنا همچنین گزارش داده است که سعید جلیلی، از معاونان اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه ایران احتمالا جانشین علی لاریجانی خواهد شد.

سخنگوی دولت ایران در پاسخ به این سوال که این هفته چه کسی با خاویر سولانا مذاکره می کند گفت: ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود.

آقای الهام در ادامه گفت: مسئله مهم ادامه گفت‌ وگوها و دنبال كردن سياست‌ها است.

وی اضافه کرد: آقای لاريجانی به دلايل شخصی استعفا داد اما اين به معنای تغيير و دگرگونی در سياست ‌ها و برنامه‌ ها نيست. اصل سياست ‌ها با رويكرد مشترک دنبال می ‌شود.

الهام افزود: مهم نيست كه شكل كار چگونه باشد و چه كسی مذاكره كند، بلكه مهم اين است هر كسی كه مذاكره می ‌كند از سوی نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست‌ها كار پيش می ‌رود.

هفته گذشته و در پی دیدار ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه از ایران، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در مورد ارائه طرحی از سوی آقای پوتین برای حل مساله هسته ای ایران اظهارات متفاوتی کردند.

برخی گزارش ها حاکی از آن بود که ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، در سفر یک روزه خود به تهران طرحی را در مورد بحران هسته ای ایران مطرح کرده و روز چهارشنبه علی لاریجانی، سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، وجود چنین پیشنهادی را تایید کرد.

اما رییس جمهور ایران روز پنجشنبه، در مصاحبه با خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در این مورد گفت که "پوتین حرفی نزد."

خبرنگار بی بی سی در تهران می گوید معروف است که محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند اما استعفای آقای لاریجانی، بسیار حیرت انگیز است.





سعید جلیلی به جای علی لاریجانی آمد
 
سعید جلیلی
سعید جلیلی به رییس جمهور ایران نزدیک است
در پی استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و مذاکره کننده ارشد هسته ای، سعید جلیلی معاون اروپا، آمریکای وزارت امور خارجه ایران، جانشین وی شد.

پیشتر گزارش شده بود که محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران استعفای آقای لاریجانی را پذیرفته است.

غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران در نشست مطبوعاتی هفتگی خود ضمن اعلام خبر استعفای مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران گفت که آقای لاريجانی قبلا نیز چند بار استعفا كرده بود.

جان لاین، خبرنگار بی بی سی در تهران می گوید معروف است که محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی اختلافات عمیقی بر سر مسئله هسته ای ایران دارند اما استعفای آقای لاریجانی، حیرت انگیز است.

خبرنگار بی بی سی می گوید انتصاب آقای جلیلی که به رییس جمهور ایران نزدیک است، نشان می دهد که تندروها در این کشور از موقعیت بسیار برتری برخوردار هستند و دست بالا دارند.

سخنگوی دولت ایران در پاسخ به این سوال که این هفته چه کسی با خاویر سولانا مذاکره می کند گفت: ممكن است آقای لاريجانی در مذاكرات حضور يابد، ممكن است آقای جليلی و لاريجانی با يكديگر به مذاكرات بروند و يا ممكن است صرفا آقای جليلی برود.

آقای الهام در ادامه گفت: مسئله مهم ادامه گفت‌ وگوها و دنبال كردن سياست‌ها است.

وی اضافه کرد: آقای لاريجانی به دلايل شخصی استعفا داد اما اين به معنای تغيير و دگرگونی در سياست ‌ها و برنامه‌ ها نيست. اصل سياست ‌ها با رويكرد مشترک دنبال می ‌شود.

غلامحسین الهام افزود: مهم نيست كه شكل كار چگونه باشد و چه كسی مذاكره كند، بلكه مهم اين است هر كسی كه مذاكره می ‌كند از سوی نظام ماموريت دارد و در چارچوب سياست‌ها كار پيش می ‌رود.

هفته گذشته و در پی دیدار ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه از ایران، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در مورد ارائه طرحی از سوی آقای پوتین برای حل مساله هسته ای ایران اظهارات متفاوتی کردند.

برخی گزارش ها حاکی از آن بود که ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، در سفر یک روزه خود به تهران طرحی را در مورد بحران هسته ای ایران مطرح کرده و روز چهارشنبه علی لاریجانی، سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، وجود چنین پیشنهادی را تایید کرد.

اما رییس جمهور ایران روز پنجشنبه، در مصاحبه با خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در این مورد گفت که "پوتین حرفی نزد."


 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:9  توسط "حقوق بشر"  | 
(واشینگتن دی سی، 16 اکتبر2007) � سازمان دیده بان حقوق بشر امروز با انتشار بیانیه ایی اعلام کرد که مقامات ایرانی باید فورا عمادالدین باقی ازمدافعان برجسته حقوق بشر را آزاد کنند و اتهاماتی که با انگیزه سیاسی به وی نسبت داده اند را کنار بگذارند.  

در روز چهاردهم اکتبر، باقی درپاسخ به احضاریه ایی که دریافت کرده بود تا برای بازجویی به شعبه 1 بخش امنیت دفتردادستانی عمومی انقلاب مراجعه کند، به آنجا رفت. دادگاه او را به "تبلیغ علیه نظام" و " انتشار اسناد محرمانه دولتی" برای فعالیت هایش به عنوان رییس انجمن حمایت ازحقوق زندانیان که یک سازمان غیردولتی است و درسال 2003 تاسیس شده، متهم کرد.  
 
جواستورک مدیربخش خاورمیانه شمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشردر زمینه این دستگیری گفت:"دولت ایران به جای این که باقی را دستگیر کند باید وی را به خاطر تلاش هایش درخصوص حقوق زندانیان مورد تحسین قرار دهد." بعد از بازداشت باقی مقامات دادگاه یک وثیقه پانصد میلیون ریالی برای وی تعیین کردند(حدودپنجاه هزاردلار). هنگامی که خانواده باقی درجریان تهیه وثیقه بودند،مقامات زندان اوین به دادگاه آمدند واعلام کردند باقی حکم زندانی تعلیقی ازسال 2003 دارد.مقامات دادگاه سپس وثیقه را لغو کردند ومقامات زندان بلافاصله باقی را به زندان منتقل کردند.  
 
درسال 2003، قاضی بابایی رییس شعبه ششم دادگاه انقلاب باقی را به یک سال حبس تعلیقی به اتهام "به مخاطره انداختن امنیت ملی" و "نشراکاذیب" درکتابش تراژدی دموکراسی درایران محکوم کرد.  
 
درسال 2000، دادگاه انقلاب باقی را به سه سال زندان با اتهام های "به مخاطره انداختن امنیت ملی" برای نوشته هایش درزمینه قتل های زنجیره ای روشنفکران ناراضی ایران در اواخر دهه90 میلادی محکوم کرد.  
 
خانواده باقی و وکلای وی اعلام کرده اند که ازسال 2003 به این سو، مقامات قضایی 23 بار وی را به دادگاه احضار کرده اند.  
 
درماه ژوئیه، شعبه ششم دادگاه انقلاب باقی وهمچنین همسرو دخترش را به سه سال حبس تعلیقی برای فعالیت هایشان درزمینه مستند سازی و اطلاع رسانی موارد نقض حقوق بشر درسیستم قضایی و زندان های ایران محکوم کرد.  
 
عمادالدین باقی همچنین درسال 2005 " انجمن پاسداران حق حیات" را تاسیس کرد. هدف این سازمان فعالیت برای ازمیان بردن حکم اعدام درایران است. دوسازمان وی گزارش هایی را درخصوص وضعیت زندانی های ایرانی وهمچنین موارد مجازات اعدام تهیه می کنند.
 
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:6  توسط "حقوق بشر"  | 
 

 

 

امروز پنجشنبه مورخ 26/7/1368 ساعت 9 صبح مجید حمیدی فعال کارگری و از اعضا "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" و "کمیته دفاع از محمود صالحی" مورد سوء قصد قرار گرفت.

 

ماجرا از این قرار است که سه نفر لباس شخصی  که دو نفر از آنها سوار بر یک موتور سیکلت بوده  و هر سه نفر صورت خودشان را با جوراب نازک پوشانده بودند، مجید حمیدی را در نزدیکی خانه خودش در حال رفتن به سر کار صدا میزنند.  به محض اینکه مجید حمیدی سرش را به طرف آنها برمیگرداند، وی را مورد تیراندازی قرار میدهند. مجید حمیدی هم برای نجات جان خود فرار میکند که در حین دور شدن از واقعه،  هفت گلوله  به او اصابت میکند که بیشتر گلوله‌ها به بازوی راستش برخورد کرده است.

گفتنی است که شخصی که مجید حمیدی را صدا زده است، لهجه کردی- لری داشته است.

 

مردم بعد از شنیدن صدای تیر اندازی در محل حاظر میشوند و مجید حمیدی را در ساعت 9:30 صبح به بیمارستان شهر سنندج انتقال میدهند. از آنجا که یکی از گلوله‌ها به گردن مجید حمیدی اصابت کرده است و بنا به پیشنهاد پزشکان، وی را در ساعت 2:30 بعد از ظهر به بیمارستان "امیر اعلم"  در شهر تهران انتقال میدهند. هم اکنون مجید حمیدی در بیمارستان "امیراعلم تهران" بستری است و حال وی کاملا وخیم گزارش شده است. به گفته خود مجید حمیدی " این کوچکترین بهائی است که کارگران و فعالین کارگری در ایران تا رسیدن به خواستها و مطالبات خودشان باید پرداخت کنند."

لازم به ذکر است که در همین راستا، دیروز مورخ 25/7/1386 یک نفر لباس شخصی به جلوی درب خانه آقای بهزاد سهرابی فعال کارگری، سخنگوی "کمیته دفاع از محمود صالحی" و عضو "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" رفته که بر حسب اتفاق بهزاد سهرابی در خانه نبوده است.

 

ما ضمن محکوم کردن این حرکت، خواهان شناسائی و محاکمه عاملین آن شده و از همه کارگران، فعالین کارگری و انسانهای عدالتخواه و برابری طلب در سراسر جهان  میخواهیم که ضمن محکوم کردن این حرکت غیر انسانی، خواستار پایان یافتن ایجاد فشار، رعب و وحشت علیه کارگران و فعالین کارگری شوند.

 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

26 مهر ماه 1386

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:1  توسط "حقوق بشر"  | 


سازمان عفو بين الملل روز پنج شنبه ۱۹ اکتبر با انتشار بيانيه ای نسبت به موج رو به افزايش شمار مجازات اعدام ها در ايران که تنها از آغاز سال ۲۰۰۷ بالغ بر ۲۵۰ مورد بوده است، هشدار داد.

اين سازمان در بيانيه خود می نويسد که احتمال دارد شمار اعدام شدگان بسيار بيش از اين رقم نيز باشد.

در يبانيه سازمان عفو بين الملل آمده است: «با توجه به غير قابل بازگشت بودن حکم اعدام، اين سازمان از مقام های جمهوری اسلامی می خواهد که پرونده تمامی محکومان به اعدام را با دقت و وسواس بيشتری بازبينی کنند تا مطمئن شوند که کليه اصول و استانداردهای بين المللی در برخورداری از يک محاکمه عادلانه برای اين محکومان رعايت شده است.»

اين سازمان، آخرين فرد اعدام شده را زنی بر معرفی کرده است که «برای  دفاع از خود در مقابل فردی که قصد تجاوزبه وی را داشته، مرتکب قتل» شده بود.

  • «با توجه به غير قابل بازگشت بودن حکم اعدام، اين سازمان از مقام های جمهوری اسلامی می خواهد که پرونده تمامی محکومان به اعدام را با دقت و وسواس بيشتری بازبينی کنند تا مطمئن شوند که کليه اصول و استانداردهای بين المللی در برخورداری از يک محاکمه عادلانه برای اين محکومان رعايت شده است.»

سازمان عفو بین الملل

براساس اين بيانيه، تنها در روز چهارشنبه گذشته ۲۵ مهر ماه، حداقل نه نفر به جرم قتل در زندان اوين در شهر تهران به دار آويخته شدند و دستکم سه نفر در شيراز، به جرم آدم ربايی و تجاوز به زنان اعدام شدند.
 
اين در حالی است که در تاريخ  ۱۰ اکتبر، دو کرد ايرانی به اتهام قتل يک مامور نيروی انتظامی اعدام شدند.
 
بنا بر گزارش سازمان عفو بين الملل، از جمله نه نفر اعدام شدگان روز چهار شنبه در زندان اوين، فاخته -  سين، ۲۴ ساله بوده که به قتل مردی ۸۰ ساله متهم بود.

به نوشته اين بيانيه، خانم فاخته، پرستارمردی سالخورده بوده و در منزل وی کار می کرده است، تا اينکه مقتول از وی برای دزديدن برخی وسايل منزلش به دادگاه شکايت می کند.

خانم فاخته در دادگاه اعلام می کند که مقتول قصد داشته به او تجاوز کند که وی با چاقو به مقتول حمله کرده و او را به قتل می رساند.

يکی ديگر از اعدام شدگان روز چهارشنبه، بابک ۲۳ ساله است که به جرم خفه کردن هم خانه ای خود که در ژانويه سال ۲۰۰۲ رخ داده بود، به دار آويخته شد.

به گفته سازمان عفو بين الملل، هنوز روشن نيست که بابک در زمان ارتکاب جرم زير ۱۸ سال بوده است يا نه؟

سازمان عفو بين الملل، نگرانی شديد خود را نيز از احتمال اعدام قريب الوقوع شش ايرانی عرب تباراعلام کرده است.

بر اساس گزارش هايی که سازمان عفو بين الملل از طريق خانواده های اين افراد کسب کرده، اسامی اين شش نفر عبارت است از: رسول علی مزرعه ۶۵ ساله، حمزه سواری ۲۰ ساله، زامل بوی، عبدالامام زائری، ناظم بريهی و احمد مرمزی ۳۵ ساله که همگی آنها در زندان کارون خوزستان، در سلول انفرادی منتظر نوبت اعدام هستند.
 
به گزارش سازمان عفو بين الملل از ميان اين شش نفر، رسول علی مزرعه يکی از اعضای سازمان موسوم به «آزادی بخش اهواز» است که از سوی نماينده سازمان پناهندگان سازمان ملل، به عنوان پناهنده در کشور ديگری شناخته می شود، اما به اجبار از سوريه به ايران بازگردانده شده است.

پنج نفر از اين افراد به «محاربه با خدا» که مجازات اعدام را در پی دارد، متهم شده اند.
 
ساير اتهامات اين افراد، اقدام عليه امنيت ملی، در اختيار داشتن بمب دست ساز، خرابکاری در جريان طرح سهميه بندی بنزين و حمل بمب درجريان بمب گذاری های اهواز در سال ۱۳۸۴است.

در بمب گذاری های سال ۸۴ خورشيدی، شش نفر کشته شدند و دهها تن نيز به سختی آسيب ديدند.

ناظم بريهی، در سال ۲۰۰۰ به اتهام ياغی گری دستگير شده و به ۳۵ سال زندان محکوم شده است.

بسیاری از اعدام ها در ایران در ملاء عام انجام می شوند.

اين فرد در ميان نه نفر ديگر از متهمانی بود که در جريان دستگيری های پس از بمب گذاری های اهواز، اعترافات وی از طريق تلويزيون دولتی ايران به نمايش در آمد.

همچنين زمل باوی، به اتهام نگهداری هفت عدد بمب دست ساز در منزلش دستگير شد.
 
عفو بين الملل با اينکه بر «حق و مسووليت دولت ها و کشورها بر مجازات مجرمان و جنايت کاران» تاکيد کرده است، اما مخالفت خود را با اجرای مجازات اعدام و عملی در نهايت شقاوت اعلام کرده و از جمهوری اسلامی خواسته است که تمامی احکام اعدام را با هدف لغو کامل اين مجازات متوقف کند.

سازمان عفو بين الملل در پايان اين بيانيه توجه ايران را به يکی از بندهای ميثاق های جهانی شهروندی و سياسی جلب کرده که مجازات اعدام را تنها برای جرايم بسيار ظالمانه که توسط هياتی نيز به تصويب برسد، جايز دانسته است.


 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:28  توسط "حقوق بشر"  | 
نتايج سفر پوتين به تهران روشن شد

قرارداد 200 ميليارد دلاري


پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران با پيام هايي براي مقام معظم رهبري همراه بود و علي لاريجاني با تاييد اين خبر گفت که ديدگاه هاي خاص پوتين از جمله درباره مباحث هسته يي در حال بررسي است

گروه سياسي، نيلوفر منصوريان؛نخستين ديدار ولاديمير پوتين از ايران با يک ضيافت شام به صفحات تاريخ روابط تهران و مسکو سپرده شد و برگي ديگر از روابط ديپلماتيک دو کشور گشوده شد.او هر چند چندماه مانده به پايان رياست جمهوري اش در روسيه قدم به خاک ايران گذاشت، اما نتايج اين سفر بي ترديد در آينده روابط تهران - کرملين نقشي موثر ايفا خواهد کرد. حضور ولاديمير پوتين در ايران همان قدر در روابط ايران و روسيه تاريخ ساز است که حضور اسلاف او در تهران، خصوصاً که ديدار او از ايران در زماني صورت گرفت که تهران بيش از هر زماني به متحدي همانند روسيه نياز داشت.اگر بزرگترين افتخار خانواده پوتين ها روزگاري خدمت پدربزرگ ولاديمير پوتين به لنين و استالين بود، امروز بزرگترين افتخار اين خانواده حضور ولاديمير در کرسي است که رونق اقتصادي را براي روسيه به ارمغان آورده است و در چنين فضايي رودرروي يکه تاز دنيا يعني امريکا ايستاده است.او در ماه هاي پاياني حضورش در کرملين قصد کرده قدرت از کف رفته روسيه را پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به روسيه بازگرداند و از همين منظر در راستاي مخالفت ضمني با سياست هاي امريکا که يکجانبه گرايانه توصيف مي کند راهي تهران شد.بهانه اختلاف نظر روسيه و امريکا استقرار سيستم دفاعي موشکي امريکا در چک و لهستان است که زماني جزء اقمار اتحاد جماهير شوروي محسوب مي شدند و در همين راستا قبل از آنکه ولاديمير پوتين سفر يک روزه اش را به ايران براي شرکت در اجلاس سران کشورهاي ساحلي خزر آغاز کند با وزراي خارجه و دفاع امريکا در مسکو ديدار کرد و در خصوص موضوع مورد اختلاف شان به بحث و تبادل نظر پرداخت. از نگاه امريکا استقرار سيستم دفاعي موشکي فوق امنيت روسيه را جهت مقابله با ايران و کره شمالي تامين مي کند و اين درست همان مطلبي است که مسکو با ترديد به آن مي نگرد.با چنين رويکردي ناظران سياسي سفر پوتين به ايران و توافقات حاصل از اين رهگذر را هشدار وي به امريکا توصيف مي کنند. لذا توافق هسته يي روسيه با ايران بر سر تکميل نيروگاه اتمي بوشهر با واکنش امريکا مواجه شد.واکنشي از جانب تام کيسي سخنگوي وزارت خارجه امريکا مبني بر اينکه «گمان نمي کنم هيچ گونه نگراني از اين بابت وجود داشته باشد» و ذکر اين نکته که «امريکا همچنان معتقد است که روسيه با وجود همکاري هايش با ايران به موضوع تضمين دست نيافتن ايران به سلاح هسته يي پايبند است.»با اين حال و به رغم نگراني هاي امريکا در اين خصوص ولاديمير پوتين روز سه شنبه طي مذاکرات دوجانبه يي که با مقامات ايراني داشت صراحتاً اعلام کرد که «در زمينه انرژي هسته يي و در ساخت نيروگاه بوشهر همکاري خوبي بين دو کشور وجود دارد.» او همچنين تاکيد کرد؛ «مي خواهيم به زودي اين طرح را تمام کنيم.» پوتين وعده يي هم داد؛ وعده يي بر اين مبنا که «روسيه کار احداث نيروگاه بوشهر را به اتمام خواهد رساند و طبق معاهده آژانس بين المللي انرژي اتمي، سوخت نيروگاه چند ماه قبل از راه اندازي رآکتور ارسال مي شود.» به گفته پوتين روسيه به هيچ وجه از ارسال سوخت مورد نياز رآکتور نيروگاه بوشهر خودداري نخواهد کرد.به گزارش ايسنا رئيس جمهوري روسيه سپس از ايران خواست تا طبق موافقتنامه يي که پيش از اين بين تهران و مسکو به امضا رسيده است، سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر به روسيه بازگردد.اين درخواست بخش مهمي از نگراني هاي مسکو و البته ديگر اعضاي 1«5 درباره سوخت استفاده شده در نيروگاه بوشهر است که پوتين در سفرش به ايران صراحتاً بر آن تاکيد کرد.بخش ديگري از توضيحات پوتين به تجهيزات قديمي نيروگاه برمي گشت. چرا که قبل از آنکه روسيه با ايران جهت تکميل و راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر قراردادي منعقد کند، آلمان شريک ايران محسوب مي شد. بنابراين يکي از بهانه هاي عمده روسيه براي تاخير در راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر امکانات قديمي موجود و به روز کردن آنها بود. رئيس جمهوري روسيه نيز طي مذاکراتش با مقامات ايراني در اين ارتباط بر مساله فوق صحه گذاشت و چنين اظهار داشت؛ مردم ايران مي دانند هيچ يک از کشورهاي ديگر اجراي طرح نيروگاه بوشهر را برعهده نگرفتند و شرکاي آلماني ما که چند دهه قبل کار را شروع کرده بودند آن را رها کردند و به همين دليل اجراي اين طرح سخت شد.به گفته وي اجراي طرح احداث نيروگاه بوشهر نه به دلايل سياسي، بلکه به علت مسائل مربوط به فناوري به کار رفته در آن سخت شده است؛ تجهيزات آلماني اوليه استفاده شده در اين طرح، قديمي و متعلق به سي سال قبل است که خود باعث بروز مشکلاتي در روند کار شده است.وي پايبند نبودن ديگر کشورها را به موافقتنامه هاي امضا شده با ايران، از جمله کره جنوبي که حاضر نشد تجهيزات مورد نظر را ارسال کند، از ديگر عوامل کندي ساخت نيروگاه بوشهر خواند و افزود؛ با اين مشکلات مجبور شديم به دنبال تجهيزات جايگزين باشيم و اين خود باعث تاخير در اجراي طرح نيروگاه بوشهر شد.رئيس جمهوري روسيه البته در نهايت اطمينان داد وقتي راه حل مورد نظر پيدا شود، موضوع حل خواهد شد.او بر اين نکته هم تاکيد کرد که روسيه تحت تاثير فشارهاي سياسي غربي ها براي تکميل نکردن نيروگاه اتمي بوشهر قرار نمي گيرد و از آنها خواسته است آماده آغاز به کار اين نيروگاه باشند.اما شايد يکي از مهمترين سخنان پوتين طي مذاکراتش با مقامات ايراني، علاوه بر نيروگاه اتمي بوشهر و وعده تکميل آن، اظهارات وي در خصوص پدافند موشکي امريکا و هشدار هماهنگ وي با سران کشورهاي حاشيه خزر در اعلاميه اجلاس خطاب به قدرت هاي خارجي باشد.به باور پوتين اصرار بر ايجاد سپر دفاعي نيازمند آن است که ابتدا خطرهاي موشکي، منبع اين خطرها و افرادي که در پي آن هستند روشن شود و برخورد دموکراتيک براي مديريت آن صورت گيرد.به گزارش ايسنا وي با بيان اينکه پس از تعيين مديريتي عمومي براي سپر دفاعي موشکي آنگاه مي توان به اين موضوع پرداخت اين نکته را هم تصريح کرد که گفت وگوي اخيرش با امريکا اين معني را دارد که امکان انتقال ديدگاه ها وجود دارد.به هر حال پس از پايان مذاکرات ولاديمير پوتين و مقامات ايراني بر سر نيروگاه اتمي بوشهر به نظر مي رسد آن دود سفيدي که مسوولان ايران در انتظار خارج شدنش از دودکش مذاکرات بودند سرانجام خارج شده است، هر چند که سرانجام اين دود سفيد هنوز مشخص نيست.در کنار گفت وگوهاي صورت گرفته ميان ايران و روسيه درباره درياي خزر و نيروگاه اتمي بوشهر، بيانيه مشترک دو کشور نيز مهم ارزيابي مي شود. تهران و مسکو در اين بيانيه خواستار افزايش تلاش ها در جهت توسعه بيشتر روابط اقتصادي از جمله صنايع نفت و گاز، انرژي اتمي و... شده اند.همچنين رضايتمندي طرفين از امضاي قرارداد تحويل پنج فروند هواپيماي توپولف به ايران، تلاش براي توسعه کريدور بين المللي حمل ونقل شمال - جنوب، توافق جهت بازگشايي راه زميني بين ايران و روسيه از طريق خاک جمهوري داغستان و تاکيد بر حل همه مسائل به وجود آمده در درياي خزر از مسائل مطرح در بيانيه مشترک تهران و مسکو است.در اين ميان توافق دو کشور درباره فراهم ساختن زمينه لازم براي تجديد وفاق همه فلسطيني ها و پشتيباني از پايان حضور نظامي خارجي از خاک عراق را هم بايد به ليست مهم موارد مورد تاکيد ايران و روسيه اضافه کنيم.در اين ميان آنچه که از اهميت بسياري در توافقات دو کشور برخوردار است، تفاهم محمود احمدي نژاد و ولاديمير پوتين مبني بر افزايش مبادلات اقتصادي و تجاري تهران و مسکو تا 200 ميليارد دلار ظرف ده سال آينده است.به گزارش ايسنا احمدي نژاد در اين تفاهم بر اراده جمهوري اسلامي ايران براي توسعه مبادلات تجاري و همکاري هاي اقتصادي دو کشور تا سقف 200 ميليارد دلار تا 10 سال آينده تاکيد کرد و افزود؛ اين هدف والا نيازمند برنامه جامعي است که با توجه به زمينه هاي متعدد براي همکاري دو کشور از جمله در بخش حمل ونقل، انرژي، صنعت هوا و فضا و مشارکت در سرمايه گذاري هاي مشترک قابل تحقق است.اين تفاهم در حالي ميان دو کشور صورت گرفته که ايران براساس دو قطعنامه صادره در شوراي امنيت سازمان ملل با تحريم هايي از جانب اتحاديه اروپا، امريکا و روسيه روبه رو شده است و از سوي ديگر چند روز پيش وزارت خزانه داري امريکا به تمامي کشورها هشدار داده است که از فرصت هاي تجاري که به واسطه کنار کشيدن کشورهايي که رژيم تحريم ها را رعايت نمي کنند، سوءاستفاده نکنند.در اين بين يکي ديگر از پيشنهادات مهم ولاديمير پوتين به ايران هماهنگي ايران و روسيه در بازار گاز بود.پوتين در اين خصوص گفت که مسکو آماده همکاري هاي مشترک با تهران براي سرمايه گذاري در حوزه هاي نفت و گاز است.پيش از اين روسيه يک بار ديگر نيز خواستار تشکيل سازماني با محوريت ايران و روسيه تحت عنوان اوپک گازي شده بود. اين پيشنهاد در سفر سال گذشته دبير شوراي عالي امنيت ملي روسيه به ايران مطرح شده بود .

رهاوردهاي يک سفر

به هر حال سفر ولاديمير پوتين به ايران براي هر دو کشور دستاوردهايي به همراه داشته است. اگر رهاورد اولين سفر رئيس جمهور روسيه به ايران براي مقامات تهران گشايش باب جديدي در پرونده هسته يي اش باشد، اين سفر براي روسيه دستاوردهاي مهمتري دربرداشته است.احياي قدرت روسيه در ايران به عنوان يکي از کشورهاي منطقه و خاورميانه جهت جلوگيري از نفوذ احتمالي امريکا در ايران بي ترديد يکي از اين دستاوردهاست؛ دستاوردي که با دعوت پوتين از احمدي نژاد براي سفر به روسيه فصل جديدي را در تنش ميان مسکو و واشنگتن باز خواهد کرد.

اين دعوت در پايان سفر رئيس جمهور روسيه از ايران صورت گرفت، هرچند که هنوز تاريخي براي آن تعيين نشده است و طرفين توافق کرده اند تاريخ اين سفر را از طريق کانال هاي ديپلماتيک مشخص کنند.در همين حال پايان سفر ولاديمير پوتين به ايران با پيام هايي به مقامات ارشد ايران همراه بود. علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي روز گذشته در اين خصوص تاييد کرد که رئيس جمهوري روسيه در ديدار با مقام معظم رهبري، نظر و ديدگاه خاصي را مطرح کرده که به گفته او ديدگاه هسته يي يکي از اين موضوعات مطرح بوده است. پيش از سفر پوتين به ايران او ديدارهايي با مقامات فرانسوي، امريکايي و آلماني از اعضاي گروه 1«5 و شوراي امنيت سازمان ملل داشت که همان زمان شائبه طرح پيشنهادهايي به رئيس جمهوري روسيه جهت انتقال به مقامات ايران شکل گرفت. به هر ترتيب علي لاريجاني ديروز در اين خصوص تاکيد کرد که ديدگاه هاي خاص پوتين در حال بررسي است.و سرانجام رئيس جمهوري روسيه اولين سفرش به ايران را با مذاکراتي که به گفته محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري مثبت و سازنده بود سه شنبه شب به پايان برد و با بدرقه رسمي رئيس جمهوري به روسيه بازگشت، شايد که اين سفر بهار ديپلماتيک ايران و روسيه باشد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:35  توسط "حقوق بشر"  | 
30 هزار "کودک متاهل" در ايران زندگي مي کنند

طبق آخرين آمار رسمي کشور در مجموع بيش از 30 هزار کودک 10 تا 14 ساله ايراني متاهل هستند دختران زير 14 سال با جمعيت 24 هزار و 506 نفر بيشترين آمار کودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند


گروه اجتماعي، الناز انصاري؛ طبق آخرين آمار رسمي کشور، در مجموع بيش از 30 هزار کودک 10 تا 14 ساله ايراني متاهل هستند. در اين آمار دختران زير 14 سال با جمعيت 24 هزار و 506 نفر بيشترين آمار کودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند و 5 هزار و 519 پسر 10 تا 14 سال مرد خانه محسوب مي شوند.آمار تکان دهنده کودکان متاهل هر چند مربوط به دو سال گذشته است و آمار جديدتري در اين زمينه تاکنون منتشر نشده، با اين حال برآورد کارشناسان حاکي از ادامه روند اين وصلت ها است.نمايندگان مجلس نيز که هنوز پاسخگوي جنجال «لايحه حمايت از خانواده» هستند، تمايلي به نشان دادن واکنش نسبت به اين آمار ندارند.طبق قوانين جمهوري اسلامي ثبت ازدواج دختر زير 13 سال و پسر زير 15 سال جرم محسوب مي شود.محمدباقر بهرامي رئيس کميسيون اجتماعي مجلس هم آمار ارائه شده سازمان ملي جوانان را مخدوش خواند و گفت؛ «ثبت چنين ازدواجي در هيچ محضري ممکن نيست و اين آمار احتمالاً مربوط به ازدواج هاي غير محضري است.»دبير انجمن حمايت از حقوق کودکان، احتمال مخدوش بودن اين آمار را با اشاره به آمار سال گذشته که حاکي از ازدواج 700 کودک بود، رد مي کند.فرشيد يزداني در گفت وگو با اعتماد ازدواج کودکان زير 18 سال در ايران و اکثر کشورهاي جهان را يکي از معضلات عمده عرصه حقوق کودکان مي داند. به گفته وي اينگونه ازدواج ها به باز توليد شيوه هاي غلط آموزشي مي انجامد. يزداني مي گويد؛ «سن ازدواج براي هر دو جنس بايد تا 18 سال افزايش يابد. ملاک ازدواج نمي تواند فقط بلوغ جنسي فرد در نظر گرفته شود. سن مسووليت قانوني هم بايد تا انتهاي سن کودکي فرد افزايش يابد.»يزداني به موضع انجمن حمايت از حقوق کودکان نسبت به «سن مسووليت کيفري» هم اشاره مي کند؛ «ازدواج نيز جزء زيرمجموعه مسووليت هاي فردي تعريف مي شود. ما از قانونگذاران مي خواهيم اين قوانين را اصلاح کنند. هرچند با توجه به طرح لايحه حمايت از خانواده به اصلاح اين قانون خوشبين نيستم، اما اميدواريم مجلس با توجه به انتقادات جامعه به سمت اصلاح قوانين حرکت کند.»«طبق ماده 1041 قانون مدني عقد نکاح دختر 13 سال و پسر 15 سال منوط به اخذ اجازه ولي (پدر و جد پدري) يا حکم دادگاه است. در غير اين صورت اين عقد پذيرفته نيست.»دکتر محمد سيف زاده با تاکيد بر اين ماده، ماده 190 قانون مدني را نيز مورد تاکيد قرار داده و مي گويد؛ «بنابراين ماده، قانونگذار براي عقد دائم چهار شرط قرار داده است که دو شرط اصلي آن شامل رضايت طرفين و اهليت مي شود. اين دو شرط کاملاً قابل تغيير و لازم الاجرا است و حتي با تفسير اين ماده مي شود مقابل ازدواج کودکان ايستاد چون مشخص نيست دختر 10 تا 14 ساله و پسر 15 ساله چطور مي توانند شرط عاقل، بالغ و مختار بودن را دارا باشند.»اين حقوقدان عامل فقر را در انعقاد چنين ازدواج هايي تاثيرگذار مي داند و مي گويد؛ «طبق قانون مصوب سال 1310 ازدواج دختر زير 15 سال و پسر زير 18 سال ممنوع بود. آمارهاي افزايش طلاق، خشونت و جرائم خانگي باعث نگراني حقوقدانان نسبت به قوانين شده و انتظار و نياز به تغيير بيش از پيش احساس مي شود.» سيف زاده به معاهدات بين المللي هم اشاره مي کند و از مسوولان مي خواهد نسبت به اين معاهدات احترام بگذارند. اين عضو کانون وکلا مي گويد؛ «طبق تمام معاهدات جهاني مورد پذيرش ايران مرز کودکي و مسووليت فرد براي هر دو طرف 18 سال است. ما هم از نظر قوانين داخلي ايران ملزم به رعايت اين اصل جهاني هستيم.»هر چند سيف زاده نيز بي توجه به چشم اندازي که «لايحه حمايت از خانواده» دولت در افکار عمومي ايجاد کرده است نسبت به تغيير قوانين خوشبين نبود با اين حال هنوز مي توان نسبت به هشدارهاي رسمي و عواقب آمار ارائه شده براي به هوش کردن قانونگذاران اميدوار بود. بديهي است وقتي از هر چهار ازدواج يک مورد طلاق در کلانشهر ثبت مي شود نمي توان به ازدواج يک زوج 10 تا 14 ساله خوشبين بود.شايد صداي زنگ هاي خطر گوش ها را ناشنوا کرده است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 13:27  توسط "حقوق بشر"  | 
      دريغا دريغ. زمردان ايران

 ز اين کوي برزن زايران ويران

 دريغا دريغا که رفته است از ياد

 نبرد دليران و خون شهيدان

 دریغا دريغا که هر خطه ننگي

نهادند از خصم بر نام ايراد

دريغا دريغا که جلاد دوران

 بکردست زير عبا مار پنهان

 کنون گريه بايد بر اين خاک خونين

 که شد خسته از ظلم دوران

 بگردم مگر آستاني بيابم

 که هر گوشه خاک گرديده زندان

بجز مرگ آزادي و ترس زندان

 دريغا دريغا چه ديدم ز دوران

کسي معني عشق فهميده باشد

که زخم ستم را عيان ديده باشد

 چو مجنون لب خشک پيجوي ليلي

 به صحرا چنان بيد خشکيده باشد

 و يا همچو تيري يمان غلامان

 سر افراز در شهر گرديده باشد

 سپس همچو تيري ميان غلامان

 به آغوش اين خاک لغزيده باشد

 +++++++++++++++++++++++
 دلي دارم اندوه زار سياهي

در او خنجر تير روييده باشد

 سري گيج دارم ز آشوب دوران

 در او داغ فرياد پيچيده باشد

 دلم کارزار نهاني است با خود

 غزالان زيباش کوچيده باشد

برگرفته از وبلاگ پان ایرانیست های اهواز


 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 12:13  توسط "حقوق بشر"  | 

هم میهنان گرامی

ساعاتی پیش یکی از منتخبین کارگران نیشکر هفت تپه توسط عوامل رژیم جمهوری اسلامی در محل منزلش دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد.

فریدون نیکو فر یکی از فعالین حقوق کارگری و از نمایندگان کارگران هفت تپه که خواهان حقوق قانونی پایمال شده بیش از پنج هزار کارگر بوده اند و تقاضای تشکیل سندیکای مستقل کارگری را دارند حدود ساعت نه شب پنج شنبه دستگیر و به محل نامعلومی منتقل گردید.

حمایت فور ی شما و تماس با سازمانهای حقوق بشر و عفو بین الملل میتواند نوعی همدردی با این کارگران زجر کشیده باشد.

 

DADNAMEH BE AFF E BYNOLMELLAL DAR HEMAYAT AZ KARGARAN E HAFT TAPPEH

 

IRAN UNITY party is non profitable organization for improvement and development the IRANIAN nation knowledge about their Human Rights; connecting those are behind Cleric Islamic Republic Regime’s Wall!! ; To free world.
Iran Unity is Independent political party Developing National Civil Resistance and Civil Disobedience.
We are not armed party and we are against any attacks to anyone’s life or benefits.
We are looking for Iran’s Democratic, Secular, and Free.
Our strategy; to break the wall of Islamic Republic Regime; separates Iranians from the world, the wall of religion and superstitions.

Bardia Sepand

Sepandiran@hotmail.com
bardiasepand@hotmail.com
sepand.iran@gmail.com
Iran Unity
I.N.C.R.D
Iranian National Civil Resistance and Disobedience
please visit us at http://www.incrad.blogspot.com/

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 11:54  توسط "حقوق بشر"  | 

 


 

بنام خداوند هستی آفرین،

خدایا ترا قسم میدهم به لحظه ای که صدای باز شدن درب سلول پسرم امید توسط او شنیده شد و پس از 2 ماه شکنجه او را بی گناه به جای پدر به مسلخ بردن

خدایا ترا قسم میدهم به صدای زنجیرهای که به دست و پای پسرم بسته و او را بپای چوبۀ دار بردن

خدایا ترا قسم میدهم به گامهایی که پسرم امید از سلول خود در وزارت جنایت ( وزارت اطلاعات ) تا پای چوبۀ دار برداشته است.

خدایا ترا قسم میدهم به لحظه ای که چشم پسرم به چوبۀ دار افتاد و با دست وپای بسته در برابر دژخیمان کاری از دستش ساخته نبود

خدایا ترا قسم میدهم به لحظه ای که طناب دار را بر گردن پسر بی گناهم انداخته اند

خدایا ترا قسم میدهم به جان کندن پسرم در بالای دار و تا آن لحظاتی با جسد بی جانش بالای دار به این سو وآن سو به اهتزاز در آورده بود

خدایا ترا قسم میدهم به اشکهایی که دخترانم در این مدت برای برادرشان ریخته اند و به اشکهایی که خودم در سلولم برای برای او ریخته و میریزم.

و خدایا ترا به آن چیزهایی که عزیز میداری قسم میدهم که حکومت جنایتکار و ضد ایرانی و ضد بشری جمهوری نا اسلامی ایران را سرنگون و گدازاده های کثیف سردمدارش را همانگونه که امید پاک و بیگناه مرا از من گرفتند از آنها بگیر و خودشان را هزاران برابر من بسوزان.

روز دو شنبه مورخه 25 مهر 1386 برابر با 17 اکتبر 2007 میلادی دقیقا 2 سال از آن روز می گذرد که سربازان بد نام شیطان زمان ( به اصطلاح سربازان گمنام امام زمان) با لگد چهار پایه را از زیر پای پسرم امید کرمی خیر آبادی انداختنه و زیر پاهایش را خالی کردند. و او را فقط به جرم ایرانی بودن بیگناه به دار آویخته و بعد هم بزدلانه و در یک سناریوی ناشیانه گفتند که او در ترکیه خودکشی کرده. بدون آنکه گزارش پلیس ترکیه را به ما ارائه بدهند و این در حالی است که پای پسرم من اصلا به ترکیه نرسیده بود و من همچنان در سلول خود در حسرت دیدن مزارش و عکسهای نوۀ یک سال و نیمه (بنداد)را که 6 ماه پس از مرک پدر در حالی که یتیم پای به این جهان گذاشت نگاه کرده و در انتظار حمایت تمامی انسان دوستان در سراسر دنیا بسر می برم و از تمامی دست اندرکاران حقوق بشر خواستارم که از این رژیم ددمنش بپرسند که آخه به کدامین جرم پسرم را گشته اند و چرا پس از 9 سال و هشت ماه حبس به من مرخصی داده نمی شود تا بر مزار پسرم بروم وبه بازسازی خانواده متلاشی شده ام بپردازم.

من اینها را گفتم تا اشخاصی مانند احمدی نژاد و قتی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد می روند آن مکان مقدس را به دروغ آلوده نکرده و یاوه گوئی نکنند که جمهوری نا اسلامی ایران دمکراسی وجود دارد.

 

علیرضا کرمی خیر آبادی

19 مهر 1386

زندان رجائی شهر کرج سالن فرعی 5

 

انتشارکننده:

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

 

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:12  توسط "حقوق بشر"  | 

بیانیۀ رضا پهلوی در مورد اجلاس سران کشورهای حوزۀ دریای مازندران

 
     دوشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۸۶
هم میهنان عزیزم،

همچنان که می دانید، رئیس جمهوری روسیـه، ولادیمیر پوتین، روز سه شنبه ۲۴ مهر ماه جاری، برای شرکت در اجـلاس ســران کشــورهای حــوزۀ دریــای مازندران، در سفـــری رسمی راهی تهران خواهد شد. بــر اساس آنچه رسانه هــا و مقامات جمهوری اسلامی اعلام داشته اند، هدف از برگـــذاری چنین گـــردهمایـی در پایتخت میهن مان، رسیــدگی، و در صورت توافــق طرف های مذاکره، حــل و فصل "مسئله ی مرزهــا" و تقسیم آبهــا و منــابع زیست محیطی و معــدنی دریای مازندران است. در این زمینــه لازم دیـــدم نکاتـی چند را با شما هم میهنــان عزیــزم و خطاب به حاکمان کنونی ایران و همچنین جامعه جهانی و دولت روسیه، بیان دارم.

حکومتگران اسلامی بــرای بقای نظام سیاسی خــود از هیچ ابــزاری رویگـردان نبـوده، و تا روز سرنگونی شان، نخواهنــد بود. اینان، که با شعار توخالــی "نه شرقی نه غربی" به قدرت رسیدند، برای خروج از انزوای خود ساختــه، نه از حراج منابــع انــرژتیک ایران، به غربی و به شرقی، فروگذار کرده اند و نه در به باد دادن بهترین فرصت های تاریخـی بـرای رشــد اقتصادی ایران و گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی میهن مان، درنگ کرده اند. هم اینان میروند تا بار دیگر با قربانی کـــردن منافع ملی ایــران در شمال میهن عزیزمان، شاید چند صباحی به عمر نظام فرتــوت خود بیفزایند. دیگر کیست که نداند که بــرخی قدرت ها، چه در غرب و چه در شرق، با "ورق ایران" پای میز معامله و چانه زنی با یکدیگر نشسته اند؟!

از اینرو، خطاب به جامعۀ جهانی و دولت هـای ذینفـع اعــلام میدارم کــه دولت ملـی آیندۀ ایران، برخاستــه ازارادۀ دمکراتیک ملت ایران، تـَن به هیچ قـرارداد و یا معاهده ای که منافع ملی ما را، در هر زمینه ای که باشد، نادیده گرفته و یا زیر پا گذاشته باشد، نخواهد داد.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

P.O. Box 341907, Bethesda, MD. 2080827
Tel: 301-765-7007
Fax: 301-765-7009
www.rezapahlavi.org
rpsec@rezapahlavi.org




دستگيری ميثم جابري از دراويش گنابادي توسط وزارت اطلاعات
ايميل دريافتی:
آقاي ميثم جابري از دراويش گنابادي ساعت 2 بعد از ظهر روز جمعه 20 مهر ماه 86 ، در محله اصفهاني هاي كرج توسط شخصي كه خود را قاضي ميرسعيد از مامورين اطلاعات و نماينده دادستاني كرج معرفي مي‌نمايد دستگير و تحويل بازداشتگاه اطلاعات گرديد.

ميثم جابري كه گويا از فعالين دراويش گنابادي در كرج است ، در افشاي نام بعضي از گروه‌هاي بسيجي و روحانيون افراطي و نقشه هاي شوم آنان در تعرض به حسينيه دراويش در كرج نقش بسزايي داشته است.

تا كنون از وضعيت وي و محل نگهداري و دليل اين بازداشت اطلاعي در دست نمي‌باشد

یازده نفر سحرگاه فردا در اوین اعدام می شوند

فعالان حقوق بشر در ایران:

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین ظهر امروز 11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج جهت اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند .

11 تن از زندانیان زندان گوهردشت کرج که ظهر امروز به زندان اوین انتقال یافته بودند ساعاتی پیش از اتاق اعزام به سلول های انفرادی بند 240 منتقل شدند تا سحرگاه فردا اعدام شوند ، از هویت این افراد اطلاعی در دست نیست.

لازم به ذکر است رژیم جمهوری اسلامی در برخی موارد زندانیان سیاسی و امنیتی را نیز تحت نام زندانیان عادی اعدام می کند.

رژیم جمهوری اسلامی در روز جهانی علیه اعدام در 18 مهرماه نیز دو تن از زندانیان سیاسی در کردستان را اعدام کرد .






رده بندی جهاني آزادی مطبوعات ٢٠٠٧ : ايران در رده 166 قرار دارد

 
     گزارشگران بدون مرز :
برای اولين بار اريتره به جای کره شمالي در آخرين رده قرار گرفته است

به جز روسيه هشت کشور بزرگ صنعتي جهان (جي ٨) پيشرفت داشته اند

وضعيت کشورهايي که گاها بعنوان نمونه از آنها نام برده مي شود مانند : مصر،مراکش و اردن نا اميد کننده است.

در ايران (رده ١٦٦) روزنامه نگاران با برخورد بسيار تهاجمي حکومتگران که اجازه بيان هيچگونه انتقاد و يا خواست سياسي و اجتماعي را نمي دهند، مواجه اند

گزارشگران بدون مرز امروز ٢٤ مهر ماه ١٣٨٦ ششمين رده بندی جهاني آزادی مطبوعات را که معياری برای سنجش آزادی مطبوعات در ١٦۹ کشور جهان است،منتشر کرد.

اريتره به جای کره شمالي در آخرين رده قرار گرفته است " اين امر تعجب آور نيست با آنکه همه ی موارد نقض آزادی مطبوعات در کره شمالي و يا در ترکمنستان که در رده هایي پيش ازارتيره قرار دارند، شناخته شده نيستند. اما در اين کشور که مطبوعات خصوصي مطرود شده اند و رهبران حکومتي نادر روزنامه نگاران منتقدی چون ايساس آفيورکي را که جرائت مي کنند ازرژيم انتقاد کنند، روانه سياهچال ها مي کند. ما مي دانيم که چهارتن از اين روزنامه نگاران در زندان به قتل رسيده اند و همه شواهد حاکي از آن است که خطر جان ديگر زندانيان را تهديد مي کند، اطن کشور لايق همين آخرين رده است."

در خارج از اروپا- که ١٤ کشور نخست رده بندی را از آن خود کرده است- هيچ منطقه ای در جهان نيست که دست اندرکاران رسانه ها از سانسور و خشونت بدور باشند.

٢٠ کشور آخرنشين رده بندی عبارتند از ٧ کشور آسيايي (پاکستان، سری لانکا، لائوس، ويتنام،چين، برمه، کره شمالي) ٥ کشور آفريقايي ( اتيوپي، گينه اکواتور، ليبي، سومالي، اريتره) ٤ کشور از خاورميانه (سوريه، عراق، سرزمين های خودمختار فلسطين، ايران) ٣ کشور از مجموعه شوروی سابق (روسيه سفيد، ازبکستان، ترکمنستان) و يک کشور در امريکا کوبا .

"ما به ويژه نگران وضعيت برمه (رده ١٦٤) هستيم. با سرکوب وحشيانه تظاهرات اخير توسط ژنرال های ديکتاتور که قدرت را دردست دارند، هيچ آينده ی روشني برای آزادی های بنيادین متصور نيست. روزنامه نگاران در زير چتر سانسوری همه جانبه ای به کار مشغولند که هيچ موضوعي حتا آگهي نيز از زير دست شان رد نمي شود. ما همچنان متاسفيم که چين (در رده ١٦٣) در قعر جدول جای گرفته است. به نظر مي رسد يک سال پيش از برگزاری بازی های المپيک ٢٠٠٨ وعده های مسئولان برای اصلاحات و آزادی روزنامه نگاران زنداني خيالي باطل باشد."

کشورهای بزرگ صنعتي جهان (جي ٨) به جز روسيه پيشرفت داشته اند
در حالي که طي سه سال گذشته روند سقوط کشورهای عضو جي ٨ از سقوط به رده های پائين ترادامه داشت، در رده بندی امسال اين کشورها چند رده صعود کرده اند. برای مثال فرانسه (رده ٣١) شش رده نسبت به سال گذشته بالاتر آمده است. روزنامه نگاران در سال جاری از خشونت هاي به وجود آمده در پي منازعات سنديکاها، در منطقه کورس و يا در طي تظاهرات های حومه ها بدور بودند. با اين همه نگراني هايي در باره ی مواردی از اعمال سانسور، بازرسي تحريريه ها از سوی مقامات قضايي و عدم تضمين برای پنهان نگاه داشتن منبع خبری وجود دارد.

در ايالات متحده امريکا (رده ٤٨) نقض آزادی مطبوعات کمتر شده است. جوش ولف وبلاگ نويس زنداني پس از ٢٢٤ روز بازداشت آزاد شد. در عوض بازداشت بدون اتهام خبرنگار سوداني شبکه الجزيره سامي الحج از ١٣ ژوئن ٢٠٠٢ و نگاهداری وی در اردوگاه گوانتانامو و قتل شونسي بايلي در اوکلاند در ماه اگوست ٢٠٠٧، مانع صعود اين کشور به رده های بالاتر رده بندی است.

"اين تحول خبر خوبي ست. شايد فراخواندن مکرر کشورهای دمکراتيک برای نشان دادن رفتاری الگو مانند به ثمر نشسته باشد. با اين حال بايد جانب احتياط را رعايت کرد و مواظب بود، هيچ دتاوردی از پيش تضمين شده نيست. ما اميدواريم که اين گرايش حفظ و حتا در سال آينده بيشتر شود. اما متاسفيم که بگويم تنها دو کشور از هشت کشورهای بزرگ صنعتي جهان کانادا (رده ١٨) و آلمان (رده ٢٠) در ميان ٢٠ کشور اول ليست رده بندی قرار دارند."

روسيه (رده ١٤٤) پيشرفتي نداشته است. قتل آناپوليتوکفسکاپا در اکتبر ٢٠٠٦ ، مصونيت از مجازات برای قاتلان روزنامه نگاران، نبود کثرت گرايي در رسانه ها به ويژه رسانه های صدا و تصويری، بر بيلان وضعيت آزادی بيان در روسيه سنگيني مي کند.

بلغارستان و لهستان محصلان بد اروپا
همه ی کشورهای اروپايي به استثنای بلغارستان(رده ٥١) و لهستان (رده ٥٦) در ميان ٥٠ کشور نخست ليست رده بندی هستند. در سوفيا روزنامه نگاران برای انجام وظايفشان مي توانند مورد ضرب و شتم قرار گيرند. در سال جاری از زماني که برای ماموران پليسي که روزنامه نگاری را مورد حمله قرار داده بودند، قرار منع تعقيب صادره شد ، وضعيت بدتر شده است. در آن سوی حکومتگران لهستان غير جزايي کردن جرايم مطبوعاتي را نمي پذيرند و دستگاه قضايي به شکل منظم برای روزنامه نگاران احکام زندان تعليقي صادر مي کند. از زمان به قدرت رسيدن لش کازنسکي در اکتبر ٢٠٠٥ و چند ماه بعد نخست وزير شدن برادرش يارسولوا، تعقيب قضايي عليه مطبوعات افزايش يافته است.

عدم تباث دمکراسي های جوان
تعداد ی از کشورهای غير اروپايي به ٥٠ کشور نخست ليست رده بندی پيوسته اند. از جمله موريتاني (رده ٥٠) که از سال ٢٠٠٤ به اين سو ٨٨ رده بالاتر آمده است. اورگوئه (رده ٣٧) و نيکاراگوئه (رده ٤٧) نيز در رتبه هايي بالاتر قرار گرفته اند.

"ما اميدواريم که اين رشد پايدار باشد. سال گذشته بوليوی صعودی تماشايي داشت که گويا متاسفانه رشدی مقطعي بود . در سال جديد به دليل خشونت عليه مطبوعات اين کشور جندين رده را ازدست داده است."

همچنين کشورهايي که به شکل سنتي در رده های بالای جدول بودند، عقب گردی محسوس طي کرده اند. از جمله بنين(رده ٥٢) و مالي (رده ٥٣) برای اولين بار پس از سالها در اين کشورها روزنامه نگاران به اتهاماتي چون " افترا" و يا " توهين به مقامات رسمي" زندانط شده اند. در قاره امريکا السالوادور (رده ٦٤) با از دست دادن ٣٦ رده کش.رهای صدر نشين را ترک کرده است.

وبلاگ نويسان نيز از سرکوب در امان نيستند
اينترنت بيش از پيش در زير آوار نقض آزادی بيان جای مي گيرد. امسال بسياری از کشورهای به دليل نقض فاحش و منظم آزادی تبادل اطلاعات بر روی وب در جدول رده بندی سقوط کرده اند.

مثلا در مالزی (رده ١٢٤) در تايلند (رده ١٣٥) و يا در ويتنام (رده ١٤٦) وبلاگ نويسان دستگير و سايت های اطلاع رساني توقيف و يا مسدود شده اند. ما از تعدد موارد سانسور بر روی اينترنت نگران هستيم. دولت ها بيش از پيش به نقش مهم اينترنت در مبارزه برای دمکراسي پي برده اند و با استفاده از ابزارهای مدرن سانسور را گسترش مي دهند. رهبران کشورهای سرکوبگر نيز با همان شدت که دست اندرکاران رسانه های سنتي را سرکوب مي کنند به وبلاگ نويسان و وب نگاران حمله کرده اند.

دست کم ٦٤ نفر در سراسر جهان برای ابراز عفايد خود بر روی اينترنت در زندان بسر مي برند. چين صدر نشيني خود را در مسابقه ی سرکوب با ٥٠ وب نگار معترض در زندان حفظ کرده است. هشت وب نگار معترض در ويتنام زنداني هستند، در مصر وب نگار جوان کارم امار برای انتقاد از رئيس جمهور و بنيادگرايان اسلامي در دانشگاه در وبلاگش به ٤ سال زندان محکوم شده است.

جنگ و صلح
جنگ مسئول اصلي جايگاه بد برخي از کشورها در رده بندی است. بروز دوباره جنگ در سومالي (رده ١٥۹) و در سری لانکا (رده ١٥٦) شرايط کار روزنامه نگاران را غير قابل تحمل کرده است. بسياری از آنها کشته شده اند و سانسور هر گاه که درگيری شدت مي گيرد روزمره مي شود. طرفين منازعه هيچ حقي برای دست انرکاران رسانه ها که آنها را به حمايت از اين يا آن گروه متهم مي کنند, قائل نيستند.

در سرزمين های فلسطين (رده ١٥٨) منازعه ميان جنبش حماس و فتح عامل اصلي نقض فاحش آزادی بيان است. گروگانگيری، بازداشت، حمله و تخريب دفاتر رسانه ها و .. ادامه دارد. روزنامه نگاران فلسطيني و نادر فرستادگان ويژه رسانه های خارجي از هر سو مورد تهديد قرار مي گيرند.

ايستايي در ايران، خشونت در عراق
در ايران (رده ١٦٦) روزنامه نگاران با برخوردی بسيار تهاجمي حکومتگران که اجازه بيان هيچگونه انتقاد و يا خواست سياسي و اجتماعي را نمي دهند، مواجه اند. چون هرسال اين کشور بيشترين تعداد روزنامه نگاران را در خاورميانه زنداني کرده است. هم اکنون نه روزنامه نگار در ايران در بازداشت بسر مي برند. بسياری ديگر از روزنامه نگاران برای روشنگری در باره ی سنگسار و فساد و يا همکاری و مصاحبه با رسانه های خارجي بايد پاسخگوی اتهامات در اساس واهي اما "سنگيني" باشند که مي تواند به صدور احکام زندان برای آنها منجر شود.

در عراق (رده ١٥٧) روزنامه نگاران بيش از هر امری نگران گروه های مسلحي هستند که آنها را هدف قرار مي دهند بدون آنکه مقامات مسئول بتوانند راهي برای پايان دادن به اين مرثيه وحشت پيدا کنند. از آغاز جنگ در مارس ٢٠٠٣ تا امروز بيش از ٢٠٠ تن از کارکنان رسانه ها در عراق به قتل رسيده اند.

نااميدی در مغرب
بيلان کشورهای آفريقای جنوبي با صعود اندک الجزاير (رده ١٢٣) و تونس (رده ١٤٥) در جدول و سقوط نگران کننده مراکش (رده ١٠٦) و مصر (رده ١٤٦) به دليل تعدد تعقيب قضايي مطبوعات مستقل، مغشوش است. انتشار گزارش هايي در باره ی سواستفاده های ماموران پليس، اعمال دوباره ی شکنجه در بازجويي ها و يا در باره ی عدم استقلال دستگاه قضايي، مقامات حکومتي مصر را عصباني و موجب اعمال فشار بيشتر بر روزنامه نگاران مستقل شد.

با آنکه روزنامه نگاران مراکشي وضعيت بهتری از همکارانشان در مصر دارند، اما در طي سال گذشته مورد حملات مکرری قرار گرفتند که آمادگي آن را نداشتند. مصادره و توقيف روزنامه ها، احضار و بازداشت و محکوميت سنگين که آثار خود را بر کارکنان مطبوعات که ازآن پس به وعده های اصلاحات بي اعتماد شده اند، باقي گداشته است.

آرامش برای روزنامه نگاران خليج فارس
پيشرفت هايي در برخي از کشورهای حوزه خليج فارس کويت (رده ٦٣)، امارات متحده عربي (رده ٦٥) و قطر (رده ٧۹) ديده شده است. مقامات مسئول در اين کشورها در مواردی تمايل خود را به باز کردن فضا نشان داده اند در برخي موارد ابتکاراتي برای تغيير چارچوب قضايي در راستای آزادی های بيشتر انجام داده اند. با اين همه خودسانسوری در مطبوعات حضوری همه جانبه دارد.

عربستان سعودی (رده ١٤٨) برای اولين بار از ليست ٢٠ کشور آخرنشين ليست رده بندی خارج شده است. در طي سال گذشته روزنامه نگاران از آرامش نسبي برخوردار بوده اند. اما کنترل اعمال شده در هيات نظارت بر مطبوعات تحت مسئوليت وزارت اطلاعات مانع صعود عربستان به رده های بالاتر رده بندی است.
برای تهيه اين جدول رده بندی، گزارشگران بدون مرز از سازمانهای هميار خود در جهان (١٥ انجمن دفاع از آزادی بيان در ٥ قاره جهان ) از شبکه ١٣٠ نماينده ويژه خود در جهان، روزنامه نگاران ، محققان، حقوقدانان و فعالان حقوق بشر خواسته است که به ٥٠ سوال که نمودار وضعيت آزادی مطبوعات در يک کشوراست، پاسخ دهند. در اين رده بندی ١٦۹ کشور وجود دارد، علت غيبت ديگر کشورها عدم امکان دسترسي به اطلاعات بوده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:11  توسط "حقوق بشر"  | 
کاظم دارابی آزاد می شود؟ دارابی از عوامل ترور رستوران ميکونوس در برلين است

 
      سايت گفتنی ها اميرفرشاد ابراهيمی:

سيزده سال پيش در هفدهم سپتامبر سال ۱۹۹۲ يک تيم عملياتی از نيروی قدس سپاه پاسداران در رستورانی در خيابان پراگ برلين بنام ميکونوس با گشودن آتش بروی هشت مخالف جمهوری اسلامی چهار تن از اعضای ارشد حزب دموکرات کردستان ايران را به قتل می رسانند .

صادق شرفکندی ، فتاح عبدلی ، نورمحمد پور دهکردی و همايون اردلان جان باختگان اين عمليات تروريستی بودند .

بدنبال اين ترور بود که نيروهای امنيتی و دستگاه قضايی آلمان دست به تحقيقات و رسيدگی ای زد که تا کنون در نوع خود بی نظير بوده است. در اين عمليات مستندا مشخص شد که اين عمليات از سوی عاليترين نهادهای حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی طراحی و هدايت شده است .

در اين عمليات؛ کاظم دارابی کازرونی، عضو يگان ۶۰۰۰ نيروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به عنوان فرمانده عمليات و عبدالرحمان بنی هاشمی، عضو معاونت عمليات حوزه اروپای شرقی وزارت اطلاعات، به عنوان عامل يک و عباس حسين راحيل، عضو نهضتی نيروی قدس سپاه پاسداران به عنوان تک تيرانداز و همچنين سيد محمد يوسف امين و فضل الله حيدر از ديگر اعضای نهضتی نيروی قدس سپاه پاسداران به عنوان کمين و مراقب عمليات و علی صبری و محمد اشمر، که ايشان نيز از اعضای نهضتی نيروی قدس بوده اند به عنوان آماد و پشتيبانی عمليات حضور داشتند.

از عواملين اين عمليات تروريستی اکنون دو نفر همچنان در زندان بسرمی برند، کاظم دارابی و عباس راحيل .

در اين ميان جمهوری اسلامی که حتی به شهادت مسئولان ارشد دستگاه قضايی آلمان از ابتدای شکل گيری اين پرونده رايزنی و تلاش را برای مختومه و به سکوت کشاندن پرونده انجام داده اند، همچنان در تلاش می باشد تا به نحوی نقش دولت ايران را در اين حادثه کتمان کنند.

خانواده کاظم دارابی هم اکنون به همراه فردی بنام احمد بورانی که ظاهرا کارمند ستادی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی می باشد بمدت بيش از دو هفته است که وارد برلين شده اند و حتی در بيست و پنجم ماه دسامبر خانواده دارابی در ديداری که در محل نمايندگی هلال احمر جمهوری اسلامی در برلين با آقای سيد محمد متولی "مسئول بخش امنيتی سفارت جمهوری اسلامی در برلين" داشته تلاش و جديت ايشان را برای آزادی دارابی خواستار شده اند.

"متولی" در همين ديدار به اطلاع خانواده دارابی و احمد بورانی می رساند که همچنان در تلاش برای آزادی دارابی هستيم و اميدواريم در سه ماهه اول سال ۲۰۰۶ شاهد آزادی کاظم دارابی باشيم.

کاظم دارابی کيست ؟
کاظم دارابی کازرونی متولد شيراز بسال ۱۳۴۳ بوده، وی که به عنوان دانشجو در خارج از کشور در کشورهای اتريش و آلمان و فرانسه مشعول به تحصيل بوده است! از طريق فعاليت در اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشجويان ايرانی در اروپا در سال ۱۳۶۵عضو موثر و مناسبی شناخته شده و به عضويت وزارت اطلاعات درمی آيد، ايشان در بدو ورود به وزارت اطلاعات در اداره کل سياسی معاونت ويژه و امور سرويس وزارت اطلاعات جذب شده و در سال ۱۳۶۸ نيز به معاونت امنيت وزارت اطلاعات منتقل و در اداره کل اروپا مشغول به فعاليت می گردد، دارابی که از دوستان و معتمدان نزديک مصطفی کاظمی بوده توانست با استفاده از روابط آشنايی خود با مديران ارشد وقت وزارت اطلاعات و ارتباطات گسترده خود با نيروهای موثر در خارج از کشور بزودی خود را يکی از سرويسهای بانفوذ وزارت اطلاعات نمايد و نهايتا در سال ۱۳۷۰ بنابر درخواست فرمانده کل سپاه پاسداران و سرتيپ وحيدی فرمانده وقت نيروی قدس سپاه پاسداران به منظور استفاده از تجارب و شکل گيری قرارگاه عملياتی ای در آلمان به نيروی قدس سپاه پاسداران منتقل می گردد.

دارابی به همراه افراد ديگری بنامهای حسن جوادی، بهمن برنجيان و فرهاد امانی فراهانی در آلمان قرارگاهی را با نام رمز علويه هدايت و اداره می نمايند.

از جمله فعاليتهای اصلی اين قرارگاه شناسايی سران و فعالان مخالف جمهوری اسلامی در آلمان و جذب و شناسايی و استخدام جاسوس و خبرچين در داخل سازمانها و نيروهای مخالف جمهوری اسلامی و همچنين اجرای عملياتهای تروريستی بوده است...
دارابی همچنين در کارنامه دانشجويی و تروريستی خود دارد که در سال ۱۳۶۱ بهمراه تعداد ديگری از اعضای اتحاديه انجمنهای اسلامی دانشجويان اروپا به يک خوابگاه دانشجويان ايرانی در غرب شهر ماينز حمله می کنند که در نتيجه آن يک نفر کشته و چندين نفر ديگر زخمی می شوند. دارابی در آنجا دستگير می شود و در دادگاه محکوم به هشت ماه زندان و اخراج از کشورآلمان می شود. اما با وساطت سفير ايران در بن، وی آزاد می شود.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:16  توسط "حقوق بشر"  | 

آزاد سازی پیش از موعد کاظم دارابی و عباس رایل محکومین پرونده میکونوس : نامه سرگشاده

شهره بدیعی، سارا دهکردی و مازیار دهکردی

Petition:

تروريست نورچشمي ج. ا.بزودی آزاد ميشود؟!
آزاد سازی پیش از موعد کاظم دارابی و عباس رایل محکومین پرونده میکونوس : نامه سرگشاده

شهره بدیعی، سارا دهکردی و مازیار دهکردی

16.7.2007

دوستان و هموطنان عزیز

به نام آزادی و عدالت از شما دعوت می کنیم تا از درخواست ما خانواده‌ی قربانیان (مقیم آلمان) ترور میکونوس از دولت آلمان به قصد جلوگیری از آزادسازیپیش از موعد تروریست های میکونوس حمایت کنید.
در زمانی که دولت آلمان از طرفی بی وقفه دم از مبارزه همه جانبه علیه تروریسم می زند و از طرفی ادعای تلاش پی گیر در حمایت از مهاجرین در جامعه آلمان را دارد، ما اعضای خانواده‌ی قربانیان که اتباع دولت آلمان نیز هستیم و سال‌ها به عنوان تبعیدی سیاسی مقیم آلمان، احساس می کنیم که قربانی تصمیمات ضد و نقیض دادگستری و به ویژه دولت آلمان می شویم.
تاریخچه:
در 17 سپتامبر 1992 یک تیم ترور به دستور قدرتمندان دولت جمهوری اسلامی ایران چهاررزمنده‌ی آزادی‌خواه ایرانی ـ کرد را در رستوران میکونوس شهر برلن به قتل رساند.
رژیم جمهوری اسلامی از زمان دستگیری کاظم دارابی و عباس رایل و به خصوص پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس در 10 آپریل 1997، تلاش های بسیاری کرد تا کاظم دارابی را به هر طریقی با یک زندانی غربی در ایران معاوضه کند. پیشنهادات رژیم ایران در این زمینه شامل کمک به پژوهش در مورد وضعیت "رون آراد" خلبان مفقود اسرائیلی، پیشنهاد آزادی "هلموت هوفر" آلمانی که به جرم رابطه‌ی نامشروع با یک زن ایرانی از سپتامبر 1997( پنج هفته پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس) تا دسامبر 1999 در زندان اوین زندانی بود و در واقع به سنگسار و مرگ محکوم شده بود و در گذشته نزدیک آزادی "رونالد کلاین" که در آب های ساحلی ایران دستگیر شده و به مدت 18 ماه در تهران زندانی بود.
در مورد "رونالد کلاین" روزنامه " فیگارو ـ آن لاین" در مقاله روز 27. 6. 2007 می نویسد:
« به نظر می رسد که این جریان ارتباطی به درگیری اروپا با ایران در رابطه با تحقیقات اتمی ایران نداشته باشد، اگر چه که این فرضیه مدتی در اروپا مطرح بود. به نظر می رسد که هدف ایران از این کار نوعی معامله‌ی پایاپای بوده است.» و در همانجا می آید : « این توریست آلمانی به تازگی در مصاحبه ای با مطبوعات آلمان به خواست دولت ایران برای تعویض وی با کاظم دارابی، قاتل چهار ایرانی مخالف رژیم ایران اشاره کرده. کاظم دارابی به جرم قتل این چهار نفر که در سال 1992 در یک رستوران در شهر برلن و به دستور سازمان امنیت جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته بود، به حبس ابد محکوم شد.»
به تلاش های دیگر جمهوری اسلامی برای مبادله و یا آزادی دارابی در مطبوعات اروپا اشاره ای نشده است ولی این امر حاکی از آن نیست که چنین تلاش هائی انجام نیافته اند.
دلائل قضائی آزادسازی تروریست های میکونوس از طرف دولت آلمان :
در قانون قضائی دولت آلمان ذکر شده که اتباع خارجی که در زندان های آلمان محبوس هستند، می توانند بعد از گذراندن دو سوم زمان محکومیتشان به کشور مطبوع خود تحویل داده شوند، تا بقیه دوران محکومیتشان را در زندان آن کشور بگذرانند. ولی در این مورد بخصوص کشور مبدا، همان کشوری است که حکومتش فرمان این قتل را صادر کرده است! در زیر بخش هائی از حکم دادگاه میکونوس و شهادت آقای بنی صدر، رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران را می آوریم که حائز اهمیت است:
( حکم صادره به تاریخ 10.4.97 « جرم کاظم دارابی(کازرونی) از سنگینی ویژه ای برخوردار می باشد. او در از بین بردن چهار انسان دست داشته و با این عمل خود سرسپردگی تام خود را به حکومتگران وقت ایران ثابت نموده است. برای ما کوچکترین نشانه ای وجود ندارد که این شخص قبل یا بعد از عمل انجام شده ذره ای در کرده خود شک کرده باشدو یا از کرده خود پشیمان شده باشد که پرتوی از انسانیت به شخصیت او بیفکند........برعکس بر اساس مدارک ارائه شده روشن گشته است که قدرتمندان ایران عملیات تروریستی در خارج از کشورشان را نه تنها مثبت می دانند و قاتلین را به طریقی واضح ارج می نهند و پاداش می دهند، بلکه خود چنین عملیاتی را بر علیه کسانی که تنها جرمشان دگر اندیشی است طراحی نموده و به جامه‌ی عمل در می آورند. اینان مخالفان سیاسی شان را تنها به خاطر حفظ قدرتشان نابود می کنند. " حکم دادگاه میکونوس صفحه 361، پاراگراف سوم")
در جائی دیگر از متن شهادت آقای ابوالحسن بنی صدر در جریان دادگاه میکونوس در 23.8.1996 می خوانیم:
" من لیستی در اختیار دارم شامل نام 13 نفر که در مشهورترین ترورهای رژیم شرکت داشته اند. تمام این افراد پست هائی در رده های بالای رژیم ایران به دست آورده اند. به طور مثال کوروش فولادی که در انگلستان به دوازده سال حبس محکوم شده بود، پس از آزادی و بازگشت به ایران در آن جا نماینده مجلس شد. همچنین مهرداد کوکبی که به جرم آتش زدن یک کتاب فروشی در انگلستان محکوم شده بود، در حال حاضر به عنوان مشاور عالی مقام در وزارت علوم مشغول کار است."
نتیجه :
از نظر قضائی اقدامی حقوقی بر علیه اعتراض این "باز پس فرستادن" نمی توان انجالم داد، زیرا که ما بازماندگان قربانیان و دادخواهان خصوصی ترور میکونوس پوزیسیون حقوقی در این مورد نداریم ! اما مهم دلائل سیاسی‌ هستند که بر علیه این تصمیم مطرح هستند : قانونی که اساس فرستادن زندانیان غیر آلمانی پس از گذراندن دو سوم زمان حبس‌شان به کشورشان است، در اصل به خاطر برداشتن بار سازمانی و مالی از دوش زندان های آلمان بوده است و هدف آن است که محکومان بقیه مدت حبس‌شان را در زندان های کشور خود بگذرانند و نه برای مواردی که جنایتکاران به دستور و فرمان همان کشوری عمل کرده اند که قرار است دوباره به آن جا پس فرستاده شوند و به ویژه پس از بازگشت پاداش های زیادی در انتظارشان باشد.
مساله روحی و احساسی :
این اقدام ماهرانه که توسط وزارت های کشور و دادگستری آلمان برای بازگرداندن این جانیان طرح ریزی شده، نه فقط سیلی به صورت اعضای خانواده قربانیان، بلکه سیلی به صورت تمام ایرانیان آزادی خواه می باشد. اعتراض ما به این معنی نیست که این افراد تا آخر عمرشان باید در زندان بمانند( چه این امر شرط و شروطی دارد که هیچکدام آن ها را این جانیان نه قبول دارند و نه به آن عمل کرده اند!) هدف ما انتقام نیست بلکه هد