آیا می‌توانیم با کارمندان خود دوست باشیم؟ 

نشستن بر مسند ریاست، بسیار رضایت‌بخش است؛ چرا که به‌عنوان یک رئیس، شما پیشرو و هدایت‌کننده هستید و کارکنان پیرو شما هستند. اما شاید برای شما هم پیش آمده که دلتان بخواهد کارکنان خود را به یک قهوه دعوت کنید و آزادانه و بدون رعایت قید و بندهای اداری، با یکدیگر بگویید و بخندید و پشت سر دیگران حرف بزنید. اما آیا اقداماتی از این دست در شأن رئیس یک سازمان است؟ ریاست مزایای فراوانی دارد اما یکی از چالش‌های عمده‌ای که مدیران با آن روبه‌رو هستند، تعیین حد و مرزها و روابط دوستانه با کارمندان است. هرچند هیچ قانون تدوین‌شده‌ای شما را از دوستی با کارکنان منع نکرده اما اگر قصد دارید با کارمندان خود صمیمی شوید، بهتر است این نکات را در نظر داشته باشید:

1.       (حتی‌المقدور) صمیمی شدن ممنوع:‌

طبیعی است اگر به‌عنوان یک مدیر گاه احساس تنهایی کنید. در چنین مواقعی داشتن یک دوست که بتوانید با او صحبت کنید، واقعا دلگرم‌کننده است. اما حتی اگر با یکی از کارمندان خود رابطه‌ای دوستانه برقرار کردید، جایگاه خود را از یاد نبرید. شما مدیر سازمان هستید و مسوولیت سنگینی بر دوش شماست.نخستین روزهای فعالیتم به‌عنوان یک مدیر را خوب به خاطر دارم. تازه در ابتدای راه بودم، جوان و کم‌تجربه. تمام سعی خود را می‌کردم تا کارکنان را شاد و راضی نگه‌ دارم. تیمی از بهترین کارمندان را در کنار خود داشتم بنابراین چیزی نگذشت که همه با هم صمیمی شدیم.تا چند ماه اول همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه یک روز به خودم آمدم و دیدم که نقش خود را فراموش کرده‌ام. من مدیر بودم و وظیفه یک مدیر، مدیریت سازمان و کارکنان است. به محض اینکه تصمیم گرفتم از دوست کارمندان، به مدیر آنها تبدیل شوم، با چالشی بزرگ مواجه شدم.من که تا دیروز با کارمندانم دوست بودم، حالا باید مدیریت می‌کردم. دیگر نمی‌توانستم بخش زیادی از اوقات خود را با آنها بگذرانم یا با آنها به کافه و رستوران بروم. به‌عنوان یک مدیر باید سیاست‌گذاری می‌کردم، قوانین سازمان را به کارکنان گوشزد می‌کردم، با آنها درباره عملکردشان صحبت می‌کردم و از آنها گزارش سالانه می‌خواستم. به علت این تغییر رویه، با واکنش تند کارکنان مواجه شدم چرا که آنها به این «من جدید» عادت نداشتند. می‌دانید چرا؟ چون در ابتدای کار، بیش از حد با آنها صمیمی شده بودم. پس از آن تجربه ناخوشایند یاد گرفتم که برای روابط دوستانه‌ام با کارکنان حد و حدود تعیین کنم. در مناسبت‌ها و دورهمی‌های غیرکاری شرکت می‌کردم اما سعی می‌کردم حضورم در جمع‌های دوستانه کوتاه باشد. طبیعتا نمی‌توانستم مثل سابق خوشگذرانی کنم اما در سایه این تغییر رویه، زندگی من به‌عنوان یک مدیر روال عادی به خود گرفت.

2.       بی‌گدار به آب نزنید:‌

ممکن است بخواهید قانون شماره یک را نقض کنید و با یکی از کارمندان خود، رابطه‌ای دوستانه‌تر برقرار کنید. شما مدت زمان زیادی را با کارمند خود گذرانده‌اید و فکر می‌کنید که او می‌تواند دوست خوبی باشد. زمانی که به این مرحله رسیدید، عجله نکنید. کمی صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را از تمام زوایا بسنجید و ببینید آیا رابطه با او می‌تواند به یک دوستی بلندمدت تبدیل شود یا خیر.چند سال پیش کارمندی را استخدام کردم که به نظرم فوق‌العاده بود. با یکدیگر مشکلی نداشتیم و او نیز وظایفش را تمام و کمال انجام می‌داد. برای آنکه با خصوصیات اخلاقی او بیشتر آشنا شوم، چند بار او را به همراه سایر کارمندان به جمع‌های غیرکاری دعوت کردم. تصور می‌کردم که برای ارزیابی او، همان چند جلسه کافی است و از آنجا که در آن مدت از او رفتار ناشایستی ندیدم یک روز پس از پایان ساعات کاری او را به شام دعوت کردم.اما ماجرا به اینجا ختم نشد. هنوز مدت کوتاهی از دوستی ما نگذشته بود که عملکرد او در محل کار به شدت افت کرد. نمی‌دانستم چگونه این موضوع را با او مطرح کنم. حس خوبی نداشتم. پس از آنکه با او در رابطه با عملکرد ضعیفش صحبت کردم، رابطه ما خراب شد تا جایی که دیگر نمی‌توانستیم در محل کار همدیگر را تحمل کنیم.بنابراین اگر احساس کردید که یکی از کارمندان می‌تواند دوست خوبی برای شما باشد، برای ارزیابی او به اندازه کافی زمان بگذارید و پیش از آنکه رابطه خود را از محدوده کار فراتر ببرید، عملکرد و رفتار او در محیط کار را بسنجید. رفتار دوستانه، مادامی که در محیط کار و در رابطه با مسائل کاری باشد، مشکلی ایجاد نمی‌کند اما اگر مایلید تعاملات اجتماعی خود را با یکی از کارمندان گسترده‌تر کنید، بهتر است این تغییرات به‌تدریج و به مرور زمان صورت پذیرد.

3.       خودتان را برای هر دردسری آماده کنید:

شاید کمی بدبینانه به نظر برسد اما اگر قصد دارید با یکی از کارمندان خود ارتباط دوستانه برقرار کنید، بهتر است ذهن خود را برای هر پیامد ناگواری آماده کنید.به یاد دارم که چند سال پیش با یکی از کارمندانم که اتفاقا معاون من بود، طرح دوستی ریختم. پیش از آنکه رابطه ما عمق پیدا کند، تمامی احتمالات و هر موقعیتی که ممکن بود دوستی یا همکاری ما را به مخاطره بیندازد، در نظر گرفتم. ما حتی درباره پیامدهای این رابطه آزادانه صحبت کردیم و من این مسائل را با او مطرح کردم: «اگر روزی ناچار شوم نکته‌ای را به تو تذکر بدهم چه عکس‌العملی نشان می‌دهی؟ واکنش تو نسبت به رفتارهای غیررسمی من خارج از محل کار چه خواهد بود؟» و سناریوهایی از این قبیل.ما پس از بررسی زوایای مختلف و تصور تک تک سناریوها، وارد رابطه‌‌ای دوستانه شدیم که تا همین امروز ادامه دارد. از اینکه هیچ کدام از آن سناریوها در عمل اتفاق نیفتاد خوشحالم، همین‌طور از اینکه کارمند من، یکی از دوستان خوب من است.اگر خوش‌شانس باشید و کارمندان شما افرادی باهوش و با اخلاق باشند، طبیعی است اگر دلتان بخواهد با آنها دوست شوید. رابطه دوستی باید خوشایند باشد پس پیش از ایجاد هر رابطه‌ای، حد و مرزهای خود را مشخص کنید. با رعایت نکات ذکر شده می‌توانید با کارمندان خود روابطی سازنده داشته باشید.

 

سی آر ام رایگان و نیاز کسب و کار برای شروع به سی آر ام

سی آر ام رایگان یک راه حل برای رشد کسب و کار ها و یک ابزار مفید برای رقابت در بازار است. راه انداری کسب و کار می توانند بسیار مشکل و چالش برانگیز باشد، همیشه باید راهی برای رقابت کردن و موثر تر بودن داشته باشید. بنابراین در شروع کار نیاز بیشتری به ابزار مناسب برای رشد کسب و کار و رقابت در بازار دارید.

سی آر ام

در ادامه به این موضوع می پردازیم که چرا کسب و کارها برای شروع به نرم افزار سی آر ام رایگان نیاز دارند:

افزایش کارآیی کسب و کار شما
سی آر ام رایگان کسب و کار شما را سازماندهی، و تمام اطلاعات مربوط به کسب و کارتان را یکپارچه می کند.

هر مخاطب یا مشتری در نرم افزار یک صفحه شخصی دارد که تمام اطلاعات مربوط به او در آنجا ذخیره می شود، از جمله اطلاعات تماس اولیه، تعاملات و ارتباطی که با کسب و کار شما داشته است، تاریخ خرید و سفارش و … ، هر کاربر نرم افزار می تواند اطلاعات را به روزرسانی یا براساس اطلاعات قبلی اقدامات لازم را انجام دهد، هر کاربر می تواند به اطلاعاتی که نیاز داشته باشد به سرعت دسترسی پیدا کند. اگر تیم پشتیبانی نیاز به اطلاعات خاصی از مشتری داشته باشد نیازی به تماس و گرفتن اطلاعات از واحد فروش ندارد و در نرم افزار سی آر ام رایگان می تواند به اطلاعات مورد نیازش دسترسی داشته باشد. همچنین بسیاری از کار ها برای اعضای کسب و کار وقت گیر است و به صورت دستی انجام می شود، با خودکار کردن بسیاری از کار ها اجازه دهید که تیم شما انرژی و وقت خود را برای کارهای ارزشمند دیگری صرف کنند، بنابراین کسب و کار شما پویا تر می شود و در در زمان کمتری کار بیشتری انجام می گیرد.

یکپارچگی کسب و کار

سی آر ام به شما کمک می کنند که در انجام معاملات جدید موثر تر باشید، برای شروع یک معامله جدید نیاز به اطلاعات مشتری دارید تا متناسب با این اطلاعات، تماس بگیرید.

نرم افزار سی آر ام رایگان ، بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش از مشتری را در یک سیستم ارائه می دهد و هر کدام از بخش های کسب و کارتان به اطلاعات مورد نیازشان دسترسی دارند.

یکپارچگی تیم در کسب و کار
وقتی همه اعضای تیم روی اطلاعات یکسان فعالیت می کنند و همه داده ها به وسیله اعضای تیم به روز رسانی می شوند، دقت و اطمینان اطلاعات افزایش می یابد. علاوه بر این بسیاری از ویژگی های سی آر ام به عنوان یک برنامه ریزی فعالیت ها عمل می کند، با توانایی ایجاد وظیفه و اختصاص دادن آن ها به همکاران، دریافت هشدار برای انجام کار و دریافت یادآوری، اساسا نرم افزار سی آر ام می تواند به عنوان یک نرم افزار مدیریتی در کسب و کارها باشد و سازماندهی بیشتری در داخل کسب و کار بین اعضای تیم ایجاد کند.

سی آر ام رایگان با رشد کسب و کار
راه حل جامع سی آر ام به صورتی است که هزینه ای برای شروع استفاده از نرم افزار سی آر ام پرداخت نمی کنید و با رشد کسب و کار و افزایش روابط و اطلاعات می توانید نرم افزار خود را ارتقا دهید، در نتیجه با رشد کسب و کار نرم افزار سی آر ام شما هم رشد می کند.

با اطلاعات بیشتر تصمیم گیری کنید
نرم افزار سی آر ام این امکان را می دهد که تمام روابط کسب و کار شما با مشتری در پروفایل مشتری ذخیر شود. همچنین گزارشات قوی و تحلیل های مناسب با استفاده از داده هایی که در درسترس دارند  ارائه می دهند مانند قیف فروش، پیش بینی رشد بر اساس فروش و …

این تحلیل ها به شما امکان تصمیم گیری درست تر،رشد کسب و کار و رسیدن به اهداف پیش رو را فراهم می کند.

افزایش رضایت مشتری
مشتریان راضی، وفادار به کسب و کار شما خواهند بود. زمانی که پاسخگویی و رفع مشکل مشتری در زمان کم انجام گیرد، رضایت مشتری از کسب و کار شما افزایش می یابد.

سی ار ام

ترکیب فروش و بازاریابی
هنگامی که تیم بازاریابی  و فروش کسب و کار شما یکسان از مخاطب ها و مشتریان شما استفاده می کنند امکان همکاری بین دو تیم فراهم می شود.

همکاری تیم فروش  و بازاریابی باعث افزایش تولید سرنخ های فروش و قرارداد های فروش می شود.

اهمیت بازاریابی داخلی چیست؟


ضرورت توجه به مشتریان داخلی در ادبیات مدیریت به‌طور وسیعی موردبحث قرارگرفته است. نپو (1991) ضمن تأکید بر اهمیت مبادلات داخلی اظهار داشته است: «بی‌توجهی به تأمین‌کنندگان و مشتریان داخلی، رضایت مشتریان خارجی را به مخاطره می‌اندازد».

درواقع ارتباط بین تأمین‌کنندگان و مشتریان داخلی تعیین‌کننده کیفیت نهایی خدماتی است که به دست مشتری خارجی می‌رسد و ارائه خدمات بهتر مشتریان داخلی درنهایت منجر به ارائه خدمات بهتر به مشتریان خارجی خواهد شد. مشتری و تأمین‌کننده داخلی به این صورت تعریف می‌شود که هر بخشی که دارای نیاز می‌باشد مشتری و بخشی که آن نیاز را برطرف می‌کند تأمین‌کننده داخلی است. بازاریابی درونی بر روابط درونی مناسب بین افراد در همه سطوح سازمان متمركز است، بنابراین یك رویكرد خدمت محور و مشتری محور بین كاركنان ایجاد می‌شود. بازاریابی درونی به‌عنوان یك فرایند مدیریتی جامع عمل می‌کند كه وظایف چندگانه سازمان را در دو مسیر، تلفیق و یكپارچه می‌کند. نخست موجب می‌شود كه تمام كاركنان در همه سطوح سازمان، فرایندهای مختلف در متن یك محیط را درك و تجربه كنند. دوم آن‌که موجب می‌شود تا همه كاركنان برای فعالیت در یك مسیر خدمت محور، آماده و انگیزه‌مند شوند.

كاتلر بازاریابی درونی را به‌عنوان وظیفه به‌کارگیری، آموزش و انگیزش موفقیت‌آمیز كاركنان توانا برای خدمت بهتر به مشتری تعریف می‌کند. بری و پاراسورامان بازاریابی درونی را نگاه به كاركنان به‌عنوان مشتریان درونی و نگاه به مشاغل را به‌عنوان محصولات درونی می‌دانند به‌طوری‌که خواسته‌ها و نیازهای مشتریان برآورده شده و رضایت آن‌ها جلب گردد البته به‌شرط آن‌که تمام این امور در راستای اهداف شركت باشد.

از نگاه لینگز هدف بازاریابی داخلی ایجاد اطمینان از رضایتمندی كاركنان سازمان و توسعه كیفیت محصولات و خدمات به‌منظور دستیابی به رضایت مشتریان خارجی سازمان است، كه این امر به‌صورت فرآیندی از مشتریان داخلی به سمت مشتریان خارجی سازمان جریان دارد. مطالعات انجام‌گرفته در این زمینه بیانگر ارتباط مثبت بین رضایت مشتریان داخلی سازمان (كاركنان) و رضایت مشتریان خارجی آن است. رضایت كاركنان (مشتریان داخلی) بر كیفیت محصولات تأثیر بسزایی داشته و درنتیجه رضایت مشتریان خارجی را به همراه دارد. در مطالعه دیگری كه توسط تیت (2006) به دنبال تأثیر بازاریابی داخلی برافزایش سطح كیفیت خدمت صورت گرفته، این نتیجه حاصل گردیده است كه تعهد سازمانی عاطفی مثبت بر ادراكات كیفیت خدمات می‌گذارد. باوجود تحقیقات محدودی كه درباره ارتباط بین بازاریابی داخلی و تعهد سازمانی وجود دارد، كارئونا و كالیا(2010) ارتباط این دو را در صنعت مالی بررسی نموده و به ارتباط معناداری بین فرآیند بازاریابی داخلی و سطوح تعهد سازمانی به‌خصوص بین بازاریابی داخلی و تعهد دست یافتند.

 

توسعه استراتژی CRM

"برنامه ای است در سطح بالایی از فعالیتهایی که توسط مردم تنظیم می شود و فرآیندها و تکنولوژیهایی که برای بدست آوردن اهداف مرتبط با مشتری مورد استفاده قرار می گیرد"

توسعه و گسترش استراتژی CRM با یک تحلیل موقعیتی و تحلیلی آغاز می شود. این تحلیل و بررسی برای توصیف، فهم و ارزیابی استراتژی مشتری جاری به وجود می آید. این امر به داشتن یک چارچوب سازمانی برای راهنمایی تحلیل و بررسی شما کمک می کند. این نمونه ی پیچیده ای از CRM ممکن است در اینجا کمک کند، چارچوب مفید دیگری که در اینجا مطرح شده مکعب استراتژی مشتری می باشد، که این مکعب یک تحلیل سه بعدی از بخشهای بازاریابی شرکت ها می باشد، پیشنهادات بازاریابی و کانالهای آن (راههای بازاریابی) این تحلیل وضعیتی پاسخی به سوال "ما الان کجا هستیم" و اینکه "ما چرا در اینجا قرار گرفته ایم" می باشد که در اصطلاح مکعکب سه بعدی جای دارد.

شکل بالا، مکعب استراتژی مشتری، یکی شرکتی است که 4 پیشنها متفاوت را به 5 بخش بازار متفاوت از طریق سه کانال مختلف می فروشد. هرکدام از بلوکهای این مکعبت ممکن است واحد تجاری بالقوه ای باشد که موضع تحلیل وضعیت می باشند در حقیقت بیشتر تجارتها تمام واحدهای بالقوه ی خود را اجرا نمی کنند. آنها بهترین ها را انتخاب می کنند و آن را اجرا می کنند.

توسعه استراتژی CRM

محصولات مالی فروخته شده ی AMP از طریق شبکه ی مستقل و برنامه ریزی مالی برابر صورت می گیرد. آنها به طور مستقیم محصولات را به مشتری نمی فروشند.  البته تمامی ارائه ها به همه ی بخشهای بازاریابی و از طریق همه ی کانال ها فروخته نمی شود. این تحلیل موقعیتی سه بعد مکعب استراتژی مشتری را به طور مستقل و وابسته مورد بررسی و مطالعه قرار میدهد و برخی سوالات هم در این بین مطرح می شود.

مشتری ها و بخش ها:

  • کدام بخش هدف ماست؟
  • کدام بهش احتیاجات ما را برآورده می کند؟
  • مقاصد و اهداف فروش و بازاریابی مرتبط با مشتری چیست؟
  • مقدار قیمت فروش به مشتری چقدر است؟
  • استراتژی کسب سود مشتری چقدر است و چه اندازه مؤثر می باشد؟
  • مشتریان ما درباره ی تجارت خودسان و تجارت ما چگونه فکر میکنند؟
  • کدام فرآیند مدیریت مشتری بیشترین تاثیر را بر روی قیمت های ما و تجارت خود مشتری دارد؟
  • کدام تکنولوژی را بایستی برای حمایت و بازاریابی و فروش و عملکرد سرویس ها و خدمات استفاده کرد و چگونه آنها به خوبی عمل می کنند؟

پیشنهادات بازار:

  • کدام محصول را ما ارائه می دهیم؟
  • استراتژی های اجناس ما چیست؟ (جنس، نوع، رنگ، مارک)
  • میزان شناخته شدن محصولات ما چقدر است؟
  • رقیبان ما در اینجا چه کسانی هستند؟
  • فواید و مزایای رقیبان ما چیست؟
  • تجارب مشتریان ما در ارائه های ما چقدر می تواند مفید باشد؟
  • قیمت های ما نسبت به قیمت های رقیبان چگونه است؟
  • تفاوت های ما در چیست؟

کانال ها

  • چه راهکارها و کانالهایی را برای مشتریان باید استفاده کرد؟ مستقیم یا غیر مستقیم؟
  • کدام کانالها بیشترین تاثیر را دارند؟
  • چه سطحی از نفود این کانالها در اختیار ماست؟
  • کدام کانالها از اهمیت بیشتر و کدام ها کم اهمیت تر هستند؟
  • توزیع رقبای ما چگونه است؟
  • دیگران درباره ی تجاربشان و تجارت ما چه فکری می کنند؟
  • کدام فرآیند مدیریتی کانالها بیشتری اثر را بر قیمت های ما و تجارت اعضای کانال دارد؟

هدف این بازبینی و حسابرسی بدست آوردن بینش واضح و روشنی به درون نقاط وقت و ضعف استراتژی های شرکت های مشتری می باشد. این اطلاعات می توانند از مدیران، مجریان و ارتباط مشتری و مردم و خود مشتریان بدست آید. اهداف تجارت می توانند مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرند. یکی از خروجی ها ممکن است طرح تعامل مشتری باشد.

مدیریت ارتباط با مشتری نرم افزار

نرم‌افزار CRM برای بانک‌ها

بعد از این که جواب کنکور مشخص شد، بار و بنه‌ام را جمع کردم. دانشگاهم با خانه چند صد کیلومتر فاصله داشت. برای اولین بار، حساب بانکی باز کردم. بهتر از این بود که مقدار زیادی پول نقد را (که هزینه‌های یک ترمم بود) با خود حمل کنم.

مدیریت ارتباط با مشتری نرم افزار

در شهر محل زندگی‌ام فقط دو شعبه‌ی بانک وجود داشت. زمانی که به شعبه‌ی بزرگتر مراجعه کردم، بیش از دویست نفر در صف ایستاده بودند (در آن زمان دستگاه نوبت‌دهی وجود نداشت!). حدود دو ساعت سر پا ایستادم و بعد از کش و قوس فراوان، به متصدی باجه رسیدم. سلامم را جواب نداد. با ترشرویی فرم‌ها را تحویلم داد و گفت باید مدیر شعبه دستور بدهد تا برایم حساب باز کنند. مشکلی هم وجود نداشت؛ موضوع فقط کاغذبازی‌های دولتی بود. مدیر شعبه هم اتاقی مجزا داشت که با پارتیشن جدا شده بود. مدیر، بسیار ترشروتر از کارمند بانک بود و حتی به چشم‌هایم نگاه نمی‌کرد. آخرین حرفش هم این بود که کارت عابربانکم پانزده روز دیگر صادر می‌شود.

من مشتری بانک بودم؛ ولی بانک نیازی به من نداشت. با آن همه قبض آب و برق، حقوق کارمندان دولت و اعتبارات عجیب و غریب، طبیعی بود که چند ده هزار تومان پول من برای بانک بار اضافی باشد. بنابراین نیازی هم نداشت تا من را راضی کند. در حقیقت، این من بودم که باید بانک را راضی می‌کردم تا برایم حساب باز کند.

اگر الان به بانکی سر بزنم و بخواهم حساب باز کنم، بیش از هرچیز به برخوردشان توجه می‌کنم. می‌دانم که این کار اشتباه است؛ جایی که می‌خواهم پولم را در آن قرار دهم باید امن و مطمئن باشد. باید صورت‌های مالی بانک را نگاه کنم و ببینم چقدر در کارش موفق بوده است. ولی من هم مثل بسیاری از مردم، به ارتباطی نگاه می‌کنم که بانک با من برقرار می‌کند و بر این اساس، تصمیم می‌گیرم که حسابم فعال باشد یا نه. کافی است یکی از کارمندها برخورد بدی داشته باشد تا حسابم در بانک را غیر فعال کنم.

در این باره (ارتباط بانک با مشتری‌هایش) حرف زیاد است. ولی هر زمان که این حرف‌ها پیش میاید، سه چالش عمده مطرح می‌شود:

در بانکداری، رفتار مشتری‌ها ثابت نیست. ممکن است حساب داشته باشم، ولی مشتری‌شان نباشم. ممکن است از خدمات‌شان هم استفاده نکم، ولی پولم را به آن‌ها بسپارم. زمانی که بانکی بخواهد «پروفایل مشتری» (Costumer profile) را درست کند، نمی‌تواند به سادگی شمایی کلی را تصور کند. چون مثل دیگر کسب و کارها نیست که در ازای خدمات یا محصول، پولی دریافت کند.
چیزهایی که می‌دانند، به هم مرتبط نیستند. بانک‌ها در دپارتمان بازاریابی‌ اطلاعات زیادی دارند، در بخش فروش‌ چیزهای زیادی از مشتریان و رفتارهایشان می‌دانند و کارمندهای متصدی باجه‌شان که با مشتری‌ّ‌ها ارتباط دارند هم بازخوردهای زیادی از آن‌ها می‌گیرند. ولی این اطلاعات، در سه بخش مجزا هستند و نمی‌توان با یک نگاه، تحلیل‌شان کرد.
نمی‌توان نتیجه‌ی کارها را به سرعت مشاهده کرد. البته این مورد با بسیاری از کسب و کارهای دیگر مشترک است. همانطور که در پست‌مان راجع به اندیکاتورها گفتیم، تراز مالی خوب یا بد مهم نیست؛ مهم این است که چه عاملی باعث خوب یا بد شدنش می‌شود.

 

این ۹ حقیقت شما را مجاب به خریدن CRM می‌کند

اگر بخواهیم درباره مزایای نرم‌افزار سی آر ام حرف بزنیم باید تاثیراتی را که روی کل سازمان می‌گذارد بررسی کنیم. تا به الان در پست‌های مختلفی به این موضوع پرداخته‌ام که با نرم‌افزار CRM تیم فروش، تیم خدمات پشتیبانی و تیم مارکتینگ تغییر و تحولات چشمگیری خواهند داشت. به همین دلیل در این پست دیگر از تاثییرات مثبت نرم‌افزار CRM نمی‌نویسم. امروز آمارهایی از شرکت vStacks Infotech دیدم که قابل توجه بود. این شرکت برای بررسی تاثیرات مدیریت ارتباط با مشتری نرم افزار اطلاعات را به صورت اعداد جمع‌آوری و سپس پردازش کرده است. در نتیجه تحقیق این شرکت 9 آمار درباره نرم‌افزار CRM به دست آمده که در اینجا آنها را می‌بینم.

  1. سه چهارم افراد مصاحبه شونده اظهار کرده‌اند که حاضرند برای شرکتی که ارتباط با مشتریانش خوب است، پول بیشتری هزینه کنند.
  2. به ازای هر یک سنت که برای نرم‌افزار CRM هزینه می‌شود، به طور متوسط 8 دلار و 71 سنت سود به دست میآید.
  3. 37 درصد مشتریان شرکت‌های B2B در شبکه‌های اجتماعی به دنبال جواب سوال‌شان می‌گردند.
  4. فروش شرکت‌ها با استفاده از نرم‌افزار سی آر امی که ویژگی ابری بودن (Cloud base CRM) را داشته، افزایش 26 درصدی داشته است.
  5. با استفاده از نرم‌افزار CRM فروش هر نفر از اعضای تیم فروش 41 درصد افزایش پیدا می‌کند
  6. 25 درصد از افرادی که شبکه‌های اجتماعی شرکت را در فیسبوک و توییتر دنبال می‌کنند انتظار دارند وقتی کامنتی برای‌تان می‌گذارند تا یک ساعت بعد پاسخ داده شود.
  7. نرم‌افزار CRM، 27 درصد نرخ نگهداری از مشتری را بالا می‌برد.
  8. از هر 10 کسب و کار کوچک، 6 تای آنها از نرم‌افزار CRM برای بازاریابی ایمیلی استفاده می‌کنند.
  9. پیش‌بینی می‌شود تا سال 2017، 36 میلیارد کسب و کار در سراسر دنیا از نرم‌افزار CRM استفاده کنند.

نرم افزار CRM چیست

چرا نرم افزار CRM برای کسب و کارهای کوچک معجزه می کند؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است سوال بنیادی تری را بپرسیم.  کسب و کارهای کوچک را چه چیزهایی بزرگ و سرحال می کند؟ این نوع از کسب و کارها به چه چیزی نیاز دارند؟ 
مطمئنا همه در جواب هم نظریم. مشتریان بیشتر،ثبات بیشتر و داشتن درآمد بالاتر این عبارت تا اینجا تنها یک جمله ساده است اما نمود عملی آن وقتی اتفاق می افتد که ویژگی های نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری را بشناسید.قیف فروش و فرآیند را که فراموش نکرده اید؟ اگر فراموش کرده اید اینجا را بخوانید طبق نتیجه گیری های قبلی متوجه شدیم که پروش سرنخ های فروش می تواند نرخ تبدیل فرصت ها به فروش را بیشتر کند. 
SarvCRM به شما کمک می کند که در مورد نرم افزار CRM چیست بیشتر بدانید.

ویژگی هایی که دلیل این اتفاق می شوند عبارتند از :

  1. مکان ساخت پرونده برای هر شخص حقیقی و حقوقی و به اشتراک گذاشتن آن بین کارمندان فروش شرکت در هر زمان و هر مکان امکان ثبت یاداشت برای هر پرونده
  2. امکان ثبت وظیفه و تخصیص آن به خود یا یکی از همکاران
  3. امکان ثبت رخداد ساده و تکرار پذیر برای هر پرونده
  4. امکان درج فرصت برای هر شخص و امکان تبدیل آن به معامله
  5. امکان صدور پیش فاکتور و فاکتور رسمی و ارسال آن از طریق ایمیل یا فکس
  6. امکان ارسال و دریافت پیامک با ویژگی های معجزه گونه
  7. میز کار برای پیگیری وظایف و فرصت ها
  8. گزارشات مختلف مدیریتی از فروش، محصولات، کارمندان و ...
  9. گزارش لحظه ای از سیستم فروش روزانه

امکان ایجاد وظیفه، دیدن لیست وظایف و گزارش لحظه ای با استفاده از فرامین پیامکی بدون نیاز به اینترنت و .... این ویژگی ها موجب می شود که نرخ تبدیل فرصت ها به مشتریان بیشتر شود. هم چنین نرم افزار ارتباط با مشتری به شما کمک می کند با پیگیری های مستمر و فرآیندهای وفادار سازی مشتریان ثبات مشتریان و فروش شما را بیشتر کند. این امر باعث می شود که شما به درآمد زایی ثابتی برسید و کسب و کارتان رشد کند. نظم و سرعت و دقت و پیگیری از ویژگی های ارزشمند نرم افزار ارتباط مشتری هستند این ویژگی ها در کنار ابزارهای کاربردی که نرم افزار در اختیار شما قرار می دهد، باعث می شود کسب و کار و شما رونق بگیرد و به مشتریان بیشتر،ثبات بیشتر و داشتن درآمد بالاتر برسید.

قیف فروش در مدیریت ارتباط با مشتریان چیست؟


زمانی که صحبت از مدیریت ارتباط با مشتریان می شود، اولین مساله ای که مورد بررسی قرار می گیرد قیف فروش است!!!
اما احتمالا واژه قیف شما را به یاد قیف ترسناک کنکور و روزهای آشفته آن دوران خواهد انداخت. اما این قیف فرق دارد...
این قیف را دوست خواهید داشت...چون درآمد شما را بیشتر میکند.
شما که از درآمد زیاد بدتان نمی آید؟

 

قیف فروش در واقع مصداقی برای توصیف مراحل فروش است.از زمانی که سرنخ ها شناسایی می شوند تا زمانی که محصول و یا خدمات به فروش می رسد.به صورت عادی این فرآیند همیشه وجود دارد و همیشه شکل می گیرد...نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتریان خروجی قیف تان را گشادتر می کند.این بدین معناست که تعداد سرنخ های بیشتری را به مشتری و نهایتا خرید محصول یا بیشتر خواهد شد.این قیف فروش کارکرد معجزه آسایی دارد.البته زمانی که با نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتریان اقدام تاثیر این معجزه را خواهید دید.این نرم افزار ویژگی های دارد که با تکیه بر این ویژگی ها خروجی قیف شما گشاد تر خواهد شد.مثال اینکه با افرایش پیگیری سرنخ ها باعث می شود فرصت های بیشتری تولید شود.بالطبع فرصت های بیشتر، مشتریان بیشتر و مشتریان بیشتر فروش بیشتر را به دنبال خواهد داشت.تصور کنید در یک نمایشگاه از طریق فرم نظر سنجی تعدادی ایمیل دریافت کرده اید...شما از طریق برنامه های جذب مخاطب مثل ارسال خبرنامه از آن ها فیدبک هایی حواهید گرفت. تا این مرحله شما یک مجموعه از سرنخ های ارزشمند را به دست آورده اید و با پیگیری آن ها می توان این لیست را به فرصت های فروش تبدیل کرد و زمانی که فرصت های فروش ما چراغ مثبت نشان دادند، وقت آن است که به معرفی محصولات و خدمات خود بپردازیم و با روابط عمومی و تبلیغات به فروش موثر تر کمک کنیم. اینجا معجزه مدیریت ارتباط با مشتری نمود پیدا می کند و دقیقا دلیلی است برای گشاد شدن خروجی قیفتان...بعد از آن نوبت به وفادارسازی مشتریان خواهد رسید. در هفته های آتی حتما درباره وفادار سازی مشتریان برای شما یک مقاله کامل قرار خواهم داد.

 

فروش یکی از چالش برانگیزترین بخش‌های هر کسب و کار

فروش یکی از چالش برانگیزترین بخش‌های هر کسب و کاری محسوب شده و از این رو، مدیران فروش یا یکی از پر چالش‌ترین شغل‌های جهان مواجه هستند. مدیریت نیروی فروش تعهدی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که اکثر مردم گمان می کنند.ممکن است تصور کنید با آنچه که باید انجام دهید آشنا هستید، اما برای ارائه بهترین کار باید کوچکترین موقعیت‌ها و نیازها را نیز مد نظر قرار دهید.



 پول نیوز، مازیار دانیالی- فروش یکی از چالش برانگیزترین بخش‌های هر کسب و کاری محسوب شده و از این رو، مدیران فروش یا یکی از پر چالش‌ترین شغل‌های جهان مواجه هستند. مدیریت نیروی فروش تعهدی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که اکثر مردم گمان می کنند. مدیر فروش همواره باید در پی افزایش مهارت‌های خود بوده و تنها در این صورت است که می تواند فرصت‌های موجود در هر موقعیت را شناسایی کرده و از آنها به بهترین شکل ممکن استفاده کند. در ادامه این مطلب چند نکته کوچک که می توانند در مبدل شدن شما به یک مدیر فروش موفق تاثیرگذار باشند را بررسی می کنیم.

اعتماد به نفس
اعتماد به نفس یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیران فروش موفق است. نشان دادن هرگونه تردید می تواند فعالیت شما به عنوان مدیر فروش را تحت تاثیر قرار دهد. البته اعتماد به نفس با تکبر کاملا متفاوت است. تکبر نه تنها می تواند مدیر فروش را از اهداف مورد نظر دور نماید، بلکه احتمال تحت تاثیر قرار گرفتن کل تیم فروش را نیز افزایش می دهد. در مقابل، اعتماد به نفس می تواند الهام بخش تیم فروش بوده و بازدهی آنها را افزایش دهد.



برنامه ریزی
پس از آن که رهبری تیم حرفه‌ای فروش کسب و کاری را بر عهده گرفتید در کوتاه‌ترین زمان ممکن باید به برنامه ریزی اقدام کنید. به عنوان مدیر فروش باید درباره نیازهای خود برای کسب موفقیت تصمیم گیری کرده و چگونگی دستیابی به اهداف تعیین شده را مشخص کنید. در شرایطی که باید برای تیم فروش خود اهداف مختلفی را تعیین کنید، امکان تحقق این اهداف از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. اهداف و انتظارات غیر واقعی می توانند خیلی زود منجر به نارضایتی و یأس در میان افراد تیم فروش شوند. در مقابل، اهداف کوچک‌تر و واقع بینانه‌تر موجب افزایش اعتماد به نفس افراد در زمان تحقق آنها می شود. این اعتماد به نفس آنها را برای دستیابی به اهداف بزرگ‌تر آماده می کند.

یادگیری
هر مدیر فروش حرفه‌ای نیازمند یادگیری و آشنا شدن با شغل خود است. بر همین اساس باید به جزئیات کوچک توجه ویژه‌ای داشته باشید. ممکن است تصور کنید با آنچه که باید انجام دهید آشنا هستید، اما برای ارائه بهترین کار باید کوچکترین موقعیت‌ها و نیازها را نیز مد نظر قرار دهید. هر کسب و کاری دارای تفاوت‌های ظریفی است که امکان نادیده گرفتن آنها وجود دارد. توجه و رسیدگی به این تفاوت‌ها انجام وظایف و کار شما را آسان‌تر می کنند.

ارتباط شفاف و کارآمد
چگونگی برقراری ارتباط با دیگران در مدیریت حرفه‌ای بخشی از کسب و کار دارای اهمیت فوق العاده‌ای است. افراد تیمی که مدیریت آن بر عهده شما گذاشته شده باید درباره انتظاراتی که از آنها دارید، آگاهی کامل داشته باشند.

نحوه برخورد و ارتباط شما با آنها باید به گونه‌ای باشد که احساس آرامش دو طرفه برقرار شده و در صورت مواجه شدن با مشکل ترسی از در میان گذاشتن آن با شما وجود نداشته باشد. این مساله می تواند در رسیدگی به مشکلات به طور موثر و در کوتاه‌ترین زمان ممکن تاثیرگار باشد. کارمندانی که ارتباط موثری با مدیر خود نداشته و یا از وی می ترسند ممکن است مشکلات مهمی را پنهان کرده و این مشکلات به مواردی خارج از کنترل مبدل شوند. البته این نکته را نیز به خاطر بسپارید که بیش از اندازه با کارمندان خود صمیمی نشوید. در محیط کسب و کار، شما باید قادر به اتخاذ تصمیم‌های دشوار بدون در نظر گرفتن روابط دوستانه باشید.

در دسترس بودن
مدیران فروش باید همواره در دسترس باشند. طی فعالیت‌های روزانه هر کسب و کاری امکان مطرح شدن پرسش‌هایی وجود دارد و از این رو، در دسترس بودن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خود را با جلسات بیش از حد و یا موارد دیگر درگیر نکرده و از دسترس تیم خود خارج نشوید. آنها باید تا حد ممکن با شما در ارتباط باشند. برگزاری منظم دوره‌های آموزش مدیریت فروش یکی از گزینه‌هایی است که می تواند ارتباط شما با اعضای تیمتان را حفظ کند. ناتوانی در دریافت پرسش‌ها و ارائه پاسخ به آنها در کوتاه‌ترین زمان ممکن می تواند فعالیت‌های کسب و کار را تحت تاثیر قرار داده و حتی آنها را متوقف کند.

راهکارهایی برای تعیین بودجه بازاریابی

برای اغلب شرکت‌ها پاسخ به این پرسش که باید چقدر پول صرف بازاریابی خود کنند، بسیار دشوار است و در بیشتر مواقع مدیران بنگاه‌ها دچار سردرگمی، تردید و ابهام از درستی میزان بودجه‌ای هستند که هرسال برای فعالیت‌های بازاریابی شرکت خود اختصاص می‌دهند.

چرا تعیین بودجه در بازاریابی مهم است؟‌

فعالیت‌های بازاریابی در هر سازمان شباهت زیادی به فرآیند کاشت بذر، نگهداری و مراقبت از آن و در نهایت در برداشت میوه دارد. اگر مدیران یک شرکت بتوانند بودجه مناسبی برای مجموعه فعالیت‌های یکپارچه بازاریابی در سازمان خود اختصاص دهند، می‌توانند انتظار داشته باشند که سرمایه‌گذاری آنها به نتیجه‌ای مطلوب و مناسب منجر می‌شود. بنابراین اجازه دهید راهکارها و روش‌های متداول تعیین بودجه در بازاریابی را مرور کنیم:

  • روش اول-درصدی از درآمد ناخالص را به بودجه اختصاص دهید. یکی از رایج‌ترین روش‌ها برای تعیین بودجه در بازاریابی‌، ‌اختصاص درصد مشخصی از درآمد شرکت است. اینکه چه درصدی از درآمد باید به‌عنوان بودجه سازمان تعلق گیرد به اندازه کسب‌وکار بستگی مستقیم دارد. این درصد برای کسب‌وکارهای بزرگ بین 5 تا 10 درصد در نظر گرفته می‌شود. درحالی‌که برای کسب‌وکارهای کوچک حتی تا 20 درصد از درآمد خالص را می‌توان به بودجه بازاریابی اختصاص داد اما این درصد برای کسب‌وکارهای بسیار بزرگ بین 2 تا 5 درصد پیشنهاد شده است. البته بدیهی است، بهترین عدد برای کسب‌وکار می‌تواند به صورت آزمون و خطا به‌طور دقیق‌تر محاسبه شود. از مزایای این روش فهم بسیار آسان آن است و به‌ویژه اینکه می‌توان از مانور دادن در کمپین‌های تبلیغاتی و رویدادهای بازاریابی به خوبی استفاده کرد.اما شاید تنها عیب این روش غیر دقیق بودن آن است به‌ویژه برای کسب‌وکارهای جدید و کوچک که اطمینان از کسب درآمد در آنها قطعی نیست، استفاده از این روش ممکن است آنها را با چالش‌های مالی روبه‌رو کند.
  • روش دوم-درصدی از سود خالص را به بودجه بازاریابی اختصاص دهید. مشابه محاسبه بودجه بازاریابی از روش درصدی از درآمد، می‌توانید با استفاده از این روش درصد مشخصی از میزان سود خالص خود را به این کار اختصاص دهید. این روش نسبت به روش قبلی کمی تهاجمی‌تر است چرا که در اینجا کلیه هزینه‌ها را در نظر گرفته و از محاسبات خود خارج می‌کنید. اینکه چه درصدی از سود خالص را برای بودجه اختصاص دهید، به‌طور کامل به روش قبلی شباهت دارد. این روش نیز از راهکارهای سودمند برای تعیین بودجه بازاریابی است و البته از روش قبلی به‌ویژه برای کسب‌وکارهایی که حاشیه سود مشخصی دارند، کاربردی‌تر است اما این روش نیز مانند روش قبلی خیلی دقیق نیست و تخمینی است.
  • روش سوم-هرچه قدر استطاعت مالی اجازه می‌دهد، بودجه اختصاص دهید! در دنیای پرسرعت کسب‌وکار امروزی، این روش قطعا یکی از روش‌های محبوب در تعیین بودجه بازاریابی است. در این روش به عنوان مدیر یک بنگاه اقتصادی می‌توانید بخشی از سرمایه مازاد خود را که هیچ تاثیری بر فرآیند روزمره کسب‌وکار ندارد، به بودجه بازاریابی اختصاص دهید. در این صورت با خیال راحت می‌توانید فرآیند بازاریابی را دنبال کنید، چرا که حتی اگر بازاریابی با شکست مواجه شود هیچ تاثیر مستقیمی بر کسب‌وکار نخواهد داشت. این روش، اقدامی تهاجمی در تعیین بودجه بازاریابی به شمار می‌آید و ممکن است به موفقیت‌های بزرگی در اقدامات بازاریابی دستیابی پیدا کنید. اما روشی خطرناک برای کسب‌وکارهای کوچک است چون ممکن است ادامه فعالیت و حیات آنها را با چالش روبه‌رو کند.
  • روش چهارم-به اندازه یک تار مو از رقبا بیشتر بودجه خرج کنید!‌ این روش اصل ساده‌ای دارد:‌بررسی کنید رقبا چه اقداماتی برای بازاریابی انجام می‌دهند و فقط به اندازه یک تار مو از آنها بیشتر اقدام کنید!‌ البته این راهکار در ظاهر بسیار ساده به نظر می‌رسد، اما کسب اطلاعات محرمانه رقبا درباره برنامه‌های بازاریابی در بسیاری موارد می‌تواند بسیار دشوار باشد، چراکه ممکن است بسیاری از اقدامات رقیب قابل رویت نباشد. با این وجود اگر بتوانید اطلاعات تخمینی بودجه رقبای خود به‌دست آورید این روش مفید و مطمئن برای تعیین بودجه بازاریابی خواهد بود.
  • روش پنجم-رشد مورد نظر تعداد مشتریان. این روش یکی از راهکارهای عالی برای تعیین بودجه بازاریابی است، البته به شرطی که بتوانید برای تعداد مشتریان مورد نظر خود هدف‌گذاری کنید. یکی از اطلاعات مهم مورد نیاز در این روش، آن است که به صورت تخمینی درآمد حاصل از جذب یک مشتری جدید را بدانید. درصد مشخصی از حاصل ضرب میزان درآمد حاصل از هر مشتری ضربدر تعداد هدف مشتریان به آسانی میزان بودجه بازاریابی را ارائه می‌کند. از مزیت‌های این روش دقیق‌تر بودن آن نسبت به روش‌های قبلی است، اما استفاده از این روش نیاز به محاسبه دقیق میزان سود حاصل از مشتری دارد که ممکن است شما را دچار چالش کند.
  • روش ششم-اصلا بودجه‌ای به بازاریابی اختصاص ندهید، ‌از ابزارهای رایگان استفاده کنید!‌ ممکن است این ایده نیز جالب باشد چرا که بسیاری از این روش برای بازاریابی استفاده می‌کنند. البته به‌طور قطعی نمی‌توان از واژه «رایگان» استفاده کرد، ‌چرا که حداقل منابع مورد نیاز برای انجام بازاریابی اختصاص وقت و اینترنت برای این کار است. مزیت این روش در شکل ظاهری رایگان بودن است اما باید پذیرفت گاهی خساست، می‌تواند پیامد ایجاد هزینه‌های بسیار زیاد بعدی را برای سازمان داشته باشد.

به خاطر داشته باشید، اینکه از چه روشی برای تعیین بودجه بازاریابی استفاده می‌کنید به سطح آمادگی و بلوغ و ریسک‌پذیری بنگاه اقتصادی شما بستگی دارد اما مهم‌تر از روش انتخابی آن است فرصت‌های طلایی برای اقدامات بازاریابی را ازدست ندهید و از همین امروز برنامه‌ریزی برای اقدام را آغاز کنید.

فروش تجربه ی خوشایند به مشتریان

امروزه بازاریاب‌ها و استراتژیست‌ها و بهتر بگوییم صاحبان کسب وکارهای تولیدی و خدماتی حرفه‌ای در دنیا به جای فروختن محصول، به دنبال انتقال یک تجربه خوشایند به مشتریان خود هستند و در اصطلاح برای لمس موفقیت، تجربه مشتریان خود را در اولویت کسب‌وکارشان قرار داده‌اند که در اصطلاح به آن (CEM) یا مدیریت تجربه مشتریان گفته می‌شود.کمپانی بی.ام.و شعاری دارد که می‌گوید ما به شما تجربه رانندگی با یک خودروی متفاوت را می‌فروشیم نه خود خودرو را. شرکت مشاوره مدیریت مک کنزی تجربه همکاری با این شرکت را به شرکت‌های مشتری خود می‌فروشد نه ایده‌ها و شیوه‌های مدیریتی را. اولین سوال این است که تجربه تعریفش چیست، اما سوال اصلی این است که آیا یک کسب‌وکار اگر امروز این موضوع را درک کند فردا می‌تواند تجربه خوشایند به مشتری خود تقدیم کند؟ جواب دوم را اول می‌دهیم. خیر. اگر که شما تا دیروز خدمت به مشتریان خود می‌فروختید حالا وقت آن رسیده است که پا را فراتر بگذارید و در مسیر فروش یک تجربه خوشایند به مشتری قدم بردارید. در ابتدا باید از سمت محصول یا خدمت به سمت ارائه یک راه حل مناسب به مشتری حرکت کنید.

 مشتری در دنیای امروز محصول نمی‌خواهد، نیازی دارد که راه حل آن را از شما طلب می‌کند، در واقع در اصل مفهوم بازاریابی پاسخ به نیاز مشتری با یک راه حل مناسب است. شرکتی که از شما نرم‌افزار CRM خریداری می‌کند صرفا به دنبال یک نرم‌افزار نیست، نیاز این شرکت پیاده سازی سیستم مدیریت ارتباط با مشتری در شرکت است. بیماری که به مرکز درمانی تخصصی شما جهت انجام عمل جراحی مراجعه می‌کند دکتر و جراحی و دارو نمی‌خواهد، بلکه درمان بیماری خودش را می‌خواهد یعنی یک خدمات کامل مد نظر اوست. پس شما به عنوان یک شرکت تولید نرم‌افزار باید فعالیت‌های قبل، حین و بعد از محصول اصلی که نرم‌افزار هست را هم به مشتری ارائه دهید تا به یک راه حل برای مشتری برسید به عبارتی آموزش پرسنل، زیرساخت فناوری مناسب، وارد کردن داده‌های مشتری، پشتیبانی از نرم‌افزار را هم باید برای مشتری فراهم کنید تا بازار شما را به‌عنوان یک حرفه‌ای بپذیرد. در مرکز درمانی هم کلیه فعالیت‌های مربوط به آزمایش ها، مشاوره‌های روانشناسی و تغذیه وچک آپ‌های دوره‌ای باید به مشتری برای ارائه یک راه حل خدمت رسانی شود. مثال بسیار جالب دیگر در موضوع شرکت‌های خدمات بیمه است. چرا فردی که با خودروی خود تصادف کرده است تنها خدمات کارشناسی خسارت را دریافت می‌کند و به حال خود رها می‌شود؟ شرکت‌های بزرگ بیمه‌ای دنیا مشتری را رها نمی‌کنند. آنها با ارائه خدمات تعمیر خودرو با قیمت و کیفیت مناسب بر اساس نیاز مشتری و در اختیار قرار دادن یک خودروی امانی به مشتری تا زمان تعمیر شدن خودرو در واقع راه حل به مشتری ارائه می‌دهند. اما چگونه از راه حل به سمت تجربه خوشایند حرکت کنیم. اگر به خدمات خود و راه‌حل‌های خود جنبه‌های ناملموس و سرگرمی را هم اضافه کنید شما در واقع به مشتری تجربه فروخته‌اید. یک آژانس هواپیمایی معروف، به مسافران خود در فرودگاه مقصد که قصد رفتن به قرارها و جلسات مدیریتی دارند خدمات دوش گرفتن و اتوی لباس هایشان را ارائه می‌دهد تا در ذهن مشتری نسبت به رقبا یک جایگاه منحصربه‌فرد، یک راه حل مناسب و استثنایی سفر با هواپیما و یک تجربه خوشایند سفر را به وجود آورد. رستورانی که برای بچه‌ها مکان بازی و سرگرمی طراحی می‌کند، موسسه آموزشی که برای دانش‌پذیران خود کافی شاپ مهیا می‌کند، فروشگاه زنجیره‌ای که برای خانواده‌ها پارکینگ رایگان و کارواش با هزینه بسیار پایین مهیا می‌کند تجربه خوشایند می‌فروشد نه محصول و خدمت. دنیای رقابتی کسب‌وکارها به دنیای تجربه تبدیل شده است و مزیت‌های رقابتی هم رنگ تجربه به خود گرفته است.

 شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات گردشگری، شرکت مشاوره مالی، شرکت مشاوره مدیریت، آژانس‌های هواپیمایی و دیگر کسب‌وکارهای خدماتی در اولویت پیاده سازی CEM هستند تا بتوانند مشتریان وفادار بسازند. اگر شما تجربه خوشایند فروختید مشتری شما را رها نخواهد کرد و به راحتی می‌توانید هزینه رفتن مشتری به سمت رقبای خود را برای مشتری با این کار بالا ببرید و مشتری با احتمال بالا در آینده هم شما را انتخاب خواهد کرد. چگونه شرکت‌های معروف مشاوره مدیریتی در دنیا مشتریان خود را حفظ می‌کنند، با مدیریت تجارب مشتری و سعی در ارائه اطمینان به مشتری در اینکه ما راه حل ارائه می‌دهیم و تجربه خوبی را با شرکت ما خواهید داشت. در شرایط پساتحریم در کشور اکنون کسب وکارها بازار خوبی را پیش رو خواهند داشت اما این بازار، شروع تازه‌ای را با استراتژی تازه‌ای طلب می‌کند که رمز موفقیت آن مدیریت تجربه مشتریان است. اگر کسب‌وکارها بخواهند شروع مجدد قوی داشته باشند باید نیازهای مشتریان را به خوبی درک کنند و این نیازها را در قالب راه حل به مشتری ارائه دهند و سعی کنند تا با در نظر گرفتن تمامی رفتارهای مصرف‌کننده اعم از آداب و رسوم، فرهنگ و شرایط اجتماعی و شخصیتی مشتری بسته به نوع کسب‌وکار، محصول و خدمت خود، یک تجربه خوشایند را به مشتری ارائه دهند.چاشنی اصلی ارائه تجربه خوشایند به مشتری خلاقیت و نوآوری است. اگر می‌خواهید تجربه شما در ذهن و قلب مشتری بماند باید نوآوری داشته باشید و نیاز مشتری را زودتر از اینکه خودش آن را بداند پیش‌بینی کنید و برای آن برنامه‌ریزی کنید تا هم مشتری متحیر شود و هم اینکه ایده خلاقانه شما در ذهن مشتری نقش ببندد و مدام به خلق تجربیات جدید مبادرت بورزید. راز اصلی بزرگ‌ترین و موفق‌ترین کسب‌وکارهای دنیا همین پیشرو بودن، اول بودن در ارائه تجربه خوشایند به زبان کسب‌وکار خودشان است، یک کسب‌وکار با ایجاد روابط عمومی خاص، یکی با یک پیام تبریک متفاوت، یکی دیگر با خدمات پس از فروش متفاوت، ارائه راه حل‌های مدیریتی، دیگری با برگزاری رویدادهای خاص مشتریان وفادار، هدیه‌های تبلیغاتی ماندگار و... .